سایر خبرها
سفر به شهرستان آباده و دیدار با یک خاطره دیدار با تک خوان سرود معروف مادر برام قصه بگو که رییس بیمارستان ...
سریعتر به پناه گاههای خود مراجعه کنید" و بعد صدای آژیر ممتدی بود که هراسی نفس گیر را در میان دل ما کودکان و نوجوانان آن زمان می انداخت. یادمان می آید بلافاصله بعد از اعلام وضعیت قرمز و نواختن آژِیر ترسناک، رادیو سرود بچه های آباده را پخش می کرد:"مادر برام قصه بگو،قصه بابا رو بگو..." در اوج بی امکاناتی بروبچه های آباده ای کاری کرده بودند کارستان،سرودهای آنان ترس را از دل ما پاک می
روز شمار محرم الحرام
مؤمنین این چنین سخن می گویی ؟ مأموران خواستند معترض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت،ولی بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند .پس از رشادت های او و دخترش دستگیر شد و همان طور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت رسید. روز پانزدهم ماه محرم الحرام 1-فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام بنا بر بعضی اقوال ،در این روز سرهای مطهر اهل بیت عصمت
پای مصیبت های مسلم بن عقیل با نقاش عاشورا
طاووس آشنایی داشته ولی همانگونه که خود مدبر می گوید منبع الهام او مجلس تعزیه شهادت مسلم و طفلان او بوده است. مدبر که او را نقاش عاشورا لقب داده اند، یک بار گفته بود: هفت سال بیشتر نداشتم که یتیم شدم و در تعزیه تکیه دولت نقش طفلان مسلم را بازی می کردم و فریاد یتیمی غریبی سر دادم. من اگر نقاش عاشورا نباشم، اگر خون ناکسان را بر پهنه بوم نریزم، پس چه کسی به داد مظلومانی چون من خواهد رسید.
ماجرای گفته نشده از بمباران مواضع داعش توسط جنگنده های ارتش
لشگر 77 بودم. تا نزدیک اهواز رسیدیم گفتم پدر مشکل شما چیست که این اندازه نگران هستید؟ چون دیدم خیره به نقطه ای می شود. گفت پسری دارم که لشگر اهواز است و این عصای دست من بود. مادر او در حال موت است و من پیرمرد هستم. گفتم اسم پسرتان را بدهید، شاید بتوانم کاری کنم. گفت شما چه کاره هستید؟ گفتم من نوکر امام رضا (ع) هستم. ما که پیاده شدیم همانجا به فرمانده لشگر 92 زنگ زدم. از دوستان من امیر
سارا از 7 سالگی و ناخواسته مادر شد! / زندگی تلخ دختر کرمانی
زیادی داشتم، برای همین از مواد شوهرم برمی داشتم و می کشیدم. وی تصریح می کند: وقتی شوهرم متوجه شد، مواد مصرف می کنم، سر و صدا کرد، اما بعد که من هم معتاد شدم، با هم موادفروشی می کردیم، زندان هم رفتم. خسته شدم وی که مادر پنج بچه قد و نیم قد است، ادامه می دهد: بعد از این همه سال، خسته شده بودم، باید صبح تا شب کار می کردم، کاش شوهرم فقط بی کار بود، این چند سال که شیشه
مهدکودک های پرماجرا
ذوق و اشتیاقی برای رفتن نداشت. حتی من در زمان انتخاب مهد در ایران بسیار تحقیق کردم تا یکی از بهترین مهدها را برای او انتخاب کنم ولی او هیچ علاقه ای برای رفتن به مهدکودک نداشت. از روزهای نخست برایم بسیار عجیب بود که چرا کودکم این جا با شوق و اشتیاق به مهدکودک می رود؟ اما بعد از کمی دقت و رفت وآمد به مهد متوجه شدم که این جا به بچه ها احترام می گذارند و به آنها حق انتخاب می دهند. برای شان گزینه می
شرطی که ابن زیاد برای آزادی قیس تعیین کرد
(ع) به گروهی از مردم کوفه که نام ایشان را نمی دانم . ابن زیاد ملعون خشمگین شد و گفت : به خدا از من جدا نشوی تا نام آنان را به من بگویی یا بالای منبر ب روی و حسین بن علی و پدرش و برادرش را لعن کنی وگرنه تو را قطعه قطعه می کنم . قیس گفت: نام آن گروه را نمی گویم، اما لعن را می کنم. شهادت قیس بن مسهر بالاخره قیس به دستور ابن زیاد ملعون بالای منبر رفت، اما سخن خود را با ستایش خداوند و
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا مادری آماده ماه مُحرم می شود مجلس روضه بهشت ماست بر زهرا قسم زندگی بی ...
باسلامی به شما اذن نفس میگیرم السلام علی الحسین وعده ما حسینیا، تا که بخونیم یکصدا خداروشکر محرمتو، دیدم دوباره آقاجون 11 معجزه ی باورنکردنی در روز عاشورا در روایات و کتب اهل شیعه و سنی آمده است که بعد از شهادت سالار شهیدان کربلا 11 اتفاق باورنکردنی رخ داده که در نوع خود معجزات شهادت امام حسین(ع) محسوب می شود.به گزارش ایران ناز معتبرترین کتابها، احادیث و روایات معجزاتی را از سالار شهیدان کربلا منعکس
16ساعت جدال با مرگ برای معرفی قاتل مادر و خواهر
مرد 35 ساله خانواده تحت بازجویی قرار گرفت. به خاطر اینکه در بازار میوه و تره بار غرفه دارم برخی شب ها به خانه نمی آیم. شب گذشته هم در غرفه بودم و صبح هم چون کارم زیاد بود به خانه نیامدم تا اینکه ساعت 8 و نیم شب پلیس با من تماس گرفت و از ماجرا با خبر شدم. در مرحله بعدی برادر وی-مظنون اصلی-به بازجویی فراخوانده شد؛ مرد 55 ساله که از همان لحظه اول و با توجه به اظهارات آذین، انگشت اتهام به سمت او
راز قتل عام خانوادگی در سینه تنها بازمانده +عکس
. همین موضوع اگر در فامیل پخش می شد آبرویمان می رفت. چرا تصمیم به قتل گرفتی؟ اول می خواستم جان برادرم، همسرش و آن مرد غریبه را بگیرم. بنابراین سراغ دو نفر از اقوامم رفتم، ماجرا را به آنها گفتم و خواستم با من همراه شوند تا آنها را به قتل برسانم که کمک نکردند و من تنها شدم. بعد تصمیم گرفتم حالا که نمی توانم هر سه نفر آنها را بکشم، فقط آن مرد غریبه را به قتل برسانم. دوشنبه شب
تازه داماد در کرج اعدام شد / راز تازه عروس چه بود؟
بیهوش کرده و بعد با چاقو او را از پا درآورده است. این نهایت بیرحمی است برای همین هرگز او را نمی بخشم و باید اعدام شود. جگرمان سوخته مادر دلسوخته مقتول هم گفت: این جنایتکار، جگرم را سوزانده و هیچ وقت از حق قصاصم گذشت نمی کنم. درخواست رئیس ندامتگاه در ادامه و دقایقی قبل از اجرای حکم، فتاحی- رئیس ندامتگاه مرکزی کرج- هم ضمن ابراز همدردی با اولیای دم بار دیگر
مباحث دینی اقیانوسی لایتناهی است
ایتها النفس المطمئنة إرجعی إلی ربّک راضیة مرضیة ، تازه در آن جا بیان می شود: فادخلی فی عبادی یعنی در مرحله ی بندگان خدا قرار می گیرد و عبدالله می شود. همّ و غمّ اولیاء الهی، این است که عبدالله شوند. اگر عبدالله شدند، همه ی مطالب به ید آن هاست. لذا در مباحثی که در قبل اشاره کردیم، بیان کردیم: پیامبر عظیم الشأن هم عبد است و در تشهد بعد از شهادت به وحدانیّت پروردگار عالم، می گوییم: و اشهد
کودکان قربانیان خشونت های مرگبار
درنهایت مشخص شد عامل این قتل نامادری طاهاست. زن جوان در بازجویی ها مدعی شد 13 ماه قبل پس از طلاق از همسرم به عقد پدر طاها درآمدم. چند روز قبل از حادثه متوجه شدم طاها می خواهد روی صورت کودک سه ماهه ام چنگ بکشد. عصبانی شدم و از آن زمان به بعد او را کتک می زدم. روز حادثه او بار دیگر اذیت کرد. دستان او را گرفتم که یکباره او برای فرار از دستم به سمت بالا پرید و سرش به تاقچه خانه خورد. در این مدت او را در خانه نگه داشتیم تا این که حالش بد شد و مجبور شدیم به بیمارستان منتقلش کنیم. ضمیمه تپش جام جم ...
جنایت عشقی
بود. به خاطر کینه اش پسرم را کشت. صفر کی از خانه بیرون رفت؟ دو روز قبل رفت تهران برای مغازه اش و عروسی خرید کند. غیر از حسین به کس دیگری شک ندارید؟ نه. صفر پسر آرامی بود و با کسی کاری نداشت. سروان بعد از چند سوال دیگر، سراغ حسین رفت. پسر جوان مضطرب در بیرون از محوطه بررسی صحنه جرم نظاره گر کار ماموران بود. چرا صفر را کشتی؟
از قطع همکاری با معتمدآریا تا بازگشت به تلویزیون بعد از 10 سال
سیمافیلم من را به عنوان مشاور پروژه گذاشتند که با فیلمنامه نویس گفت وگو کنم و با یکدیگر کار را پیش ببریم. بعد از مدتی مدیر وقت سیمافیلم (محمودرضا تخشید)، پیشنهاد کرد که اگر دوست دارم می توانم این سریال را خودم بسازم که ای کاش یک نه گفته بودم و دچار این مشکلات نمی شدم. پذیرفتم اما گفتم اگر فیلمنامه آن چیزی باشد که من می خواهم آن را می پذیرم ولی واقعا جدای از شوخی اگر یک نه گفته بودم راحت می شدم
ناگفته های نشاندن هواپیمای ایساف در بندرعباس/ تعداد تیپ های واکنش سریع ارتش افزایش می یابد/ عربستان برای ...
هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود
آش نخورده و دهان سوخته
پرسیدم آیا اینها آثار ضرب و شتم خانم است؟ ماجرا را تعریف کرد. گفتم پدر آمرزیده ها آیا بهتر نبود به جای هر واکنشی می آمدید حقیقت را از دادگاه می پرسیدید؟ قطعا بعد از نفرین و فحاشی خانم، متهم هم که یک جوان نادان است عصبانی شده و چنان حرفی را زده است. فردای آن روز آقایی به شعبه آمد و گفت: من نه سرپیاز بودم و نه ته پیاز. تنها گناهم این بوده که چون در خیابان، محلی برای پارک کردن نبود، خودروی پرایدم را
اشعار ویژه شب دوم ماه محرم+اشعار زیبای خود را ارسال کنید
نعمتی زینب چو دید کرب و بلا را دلش گرفت بانویمان به وسعت دنیا دلش گرفت حسی غریب در دل او جا گرفت بود آهی کشید و بعد همانجا دلش گرفت انگار مادر اندکی ناله می کند زینب گریست حضرت زهرا دلش گرفت از ناقه روی دست عمویش پیاده شد هرکودکی که از تب صحرا دلش گرفت با اینکه دور ناقۀ عمه محارمند اما
بازیگرهای باهوش حذف نمی شوند
چهاردیواری خانه محبوس باشم. دلم می خواست در کوچه و بیرون از خانه باشم. خانواده هم مخالفت نمی کردند و زیاد گیر نمی دادند. این وضعیت هنوز هم ادامه دارد و کودک درونم را حفظ کرده ام.(با خنده) در دوران مدرسه، بچه درس خوانی بودید؟ نه! دانش آموز باهوش اما بی طاقت و به طور کلی همه را عاصی کرده بودم! در همان محله خودمان به مدرسه رفتم. در دوران دبستان، به مدرسه حضرت زینب(س) رفتم. به خاطر
آثار خاطره انگیز سینمای دفاع مقدس در قاب تلویزیون
/> شما پنج شنبه 30 شهریورماه ساعت 24 سمیرا حسن پور، پرویز فلاحی پور، مهدی صباغی و محمد مختاری موضوع این فیلم، داستان زندگی غواص زنجانی است که در یکی از عملیات های دفاع مقدس شیمیایی و جانباز می شود و بعد از آن نمی تواند به آب دست بزند به طوری که وقتی قطره ای آب به بدن وی ریخته می شود، بدنش تاول می زند. ریشه ها کارگردان: محمدرضا معینی
شعر غدیر راهی برای پاسخ به شبهات است
شعر مطرح بشود این هم حفظش آسان است هم درکش آسان است بنابراین به نظر من بسیار ضروری است که بخصوص در این مقطع ما این اقدامات را متناسب با زمان انجام بدهیم. شما به عنوان یک روحانی چند بار در جلسات این کنگره شرکت کرده اید؟ این اولین بار بود چه شد که تصمیم گرفتید بیایید؟ سال قبل این کنگره برپا شده بود و من هم بی خبر بودم. خوابی دیدم در خصوص این کنگره و شخص
از منحرف خواندن سازمان مجاهدینی ها در زمان امام(ره) تا دیدار با آنان در سال های اخیر
ندهیم. آیت الله راستی کاشانی در سال 1306 در کاشان به دنیا آمد. پدرش مدتی ابریشم بافی می کرد و مدتی نیز کارمند بود. **تحصیلات و فعالیت های علمی اگر چه تحصیلات ابتدایی را تا پایه ششم گذرانید اما به واسطه ی اوضاع نابسامان دبیرستان های آن زمان، راهش به تجارتخانه ها و مغازه ها افتاد تا کار را بر تحصیل ترجیح دهد. راستی کاشانی اما کمی بعد به سراغ نقاشی طرح ها و نقشه های قالی رفت و آن حرفه را نزد استادان
به برادرم گفتم زنت با دوستت رفت و آمد مشکوک دارد اما او کاری نکرد تا اینکه! + غکس
؟ برادرم در میدان تره بار با یکی از دوستانش غرفه اجاره کرده بود و میوه می فروخت. متأهلی ؟ بله. سه دختر و سه پسر دارم، اما همسرم شهرستان است. خانه برادرت زندگی می کردی ؟ نه. خانه اجاره ای داشتم و بعضی وقت ها خانه دخترم یا پسرم می رفتم. آنها تهران زندگی می کنند. چه شد که همسر برادرت و فرزندانش را به قتل رساندی و زخمی کردی ؟
توصیه رهبر انقلاب به مداحان در آستانه ماه محرم/احمدی نژاد خطاب به ترامپ: بی ادب، بی فرهنگ!/چرا روحانی ...
مخاطبان مهم و قابل توجه باشد، در اختیار مخاطبان قرار می گیرد و اینک رصدخانه تابناک را می بینید. وعده شیرین سردار سلیمانی برای نابودی داعش فرمانده نیروی قدس سپاه گفت: تا دو ماه دیگر نابودی داعش را جشن می گیریم.سردار سلیمانی در مراسم اربعین شهید مرتضی حسین پور شلمانی ملقب حسین قمی اظهار کرد: وقتی شهید حججی به شهادت رسید پیامی صادر کردم و در آن تاکید کردم تا سه ماه دیگر ریشه داعش
پشت پرده یک پرونده آدم ربایی
آزار و اذیتی در کار نبود. شما زمان گروگانگیری در تماس با پدرش او را تهدید کرده بودید اگر مبایعه نامه و کد رهگیری فروش آپارتمان را به نام شما ثبت نکند، پسرش را آزاد نمی کنید؟ تهدیدمان جدی نبود. چون مبایعه نامه را چند روز قبل نوشته بودیم و فقط مانده بود دریافت کد رهگیری که ماجرا در بنگاه لو رفت. انتقال سند این آپارتمان به نام ما با رضایت خود حمید بود. اگر گروگان رضایت
بازخوانی وظایف تبلیغی طلاب از منظر آیت الله مکارم شیرازی
معنوی مکتبی که جوابگو باشد اسلام است و در میان مذاهب اسلامی مذهبی که فرهنگ اش با عقل و با علم سازگار است مذهب اهل بیت است.[7] از سوی دیگر دشمن در این زمانه با همه توان خود به تبلیغ علیه دین اسلام می پردازد به همین دلیل طلاب باید به فعالیت های تبلیغی توجه کنند.[8] به یاد دارم وقتی در نجف بودم برخی می گفتند ما آمده ایم درس بخوانیم و حضرت را زیارت کنیم و در این خاک پاک بمانیم. گفتم: این
علی پهلوان از رازهای 15 ساله ی آریان می گوید
بیرون آمد. بعد از آن دیگر هیچ کاری نکردم و به دنبال شغل اصلی ام بودم که مهندس کنترل پروژه است. در ایران هم کنترل پروژه و برنامه ریزی انجام می دادم، اینجا هم همان کار را ادامه دادم. درآمدم هم از همین طریق بود تا اینکه این آهنگ را ضبط کردم. در یک مصاحبه گفته بودید امکان ندارد اعضای گروه آریان بار دیگر دور هم جمع شوند. شما نزدیک به یک دهه با هم کار کرده اید؛ دلیل این دور هم بودن چه بود. در
عبرتی که از ماجرای شهادت مسلم باید گرفت
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) تسنیم نوشت: مسلم بن عقیل پدرش پسر عمو و از صحابه پیامبر(ص) بود. وی در دوران خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و در جنگ صفین حضور داشت و در دوران امامت امام حسن مجتبی(ع) از یاران با وفای ایشان به شمار می رفت. (رجال طوسی، محمد بن حسن طوسی، ج1، ص96) و بالاخره در دوران امامت امام حسین (علیه السلام) از یاران و شیعیان ایشان بود تا اینکه هنگام قیام حضرت با ایشان
نمایش ایستاده در غبار در تلویزیون
/> شبکه شما فیلم تلویزیونی دریادلان به کارگردانی سامان سالور، پنج شنبه 30 شهریورماه ساعت 24 از شبکه شما پخش خواهد شد. موضوع این فیلم، داستان زندگی غواص زنجانی است که در یکی از عملیات های دفاع مقدس شیمیایی و جانباز می شود و بعد از آن نمی تواند به آب دست بزند به طوری که وقتی قطره ای آب به بدن وی ریخته می شود، بدنش تاول می زند. سمیرا حسن پور، پرویز فلاحی پور، مهدی
تمام جملات قصار منصوریان در آخرین کنفرانس خبری با استقلال
گفت مربیم اونجاس خداحافظ شما. * به خسرو ، مجتبی ، پژمان و رحمتی گفتم کنار هم بمونین و متحد باشین تا جوون های تیم چند پاره نشن . *افشین قطبی شب بازی کره خیلی گریه کرد وقتی باختیم. خیلی باهاش همراه بودم اما بازهم نمی تونستم درکش کنم چون دستیار بودم. * اگه بخام بگم استقلال رو چقدر دوست دارم که اصلا یک چیز فضایی است . * من دو تا تیم رو تو زندگی م خیلی دوست