سایر منابع:
سایر خبرها
شوهرم دوست دخترش را به خانه می آورد
دو نیزبه جنایت اعتراف کردند و بعد از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شدند. صبح دیروز زن و مرد جوان از زندان به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران که به ریاست قاضی اصغر عبداللهی و با حضور دو قاضی مستشار -واعظی و حسینی- تشکیل جلسه داده بود انتقال یافتند و پای میز محاکمه ایستادند.در آغاز جلسه بازماندگان حسین- 30 ساله- و مادربزرگ 70 ساله اش به نام جمیله خواستار قصاص هر دو متهم شدندسپس سعیده
نصیریان: برای استقبال از مصدق تا مهرآباد دویدم
رهانیده اند و مهم تر اینکه قبل از بحران در چه سطح و مرتبه ای قرار دارند و بعدش در چه جایگاهی هستند. برای استقبال از مصدق تا فرودگاه مهرآباد دویدیم جناب استاد خیلی خوشحالم که امشب در محضر شما هستم. اسم این برنامه هزار داستان و شبیه به هزاردستان شماست. با فاصله حدود 40 سال از ساخت این دو اثر. به نظرم از هزار دستان حال و احوال خوشی دارید، این به خاطر داستان است یا به خاطر مرحوم علی
بررسی شرایط زمینه ساز طلاق
می گوید: شوهرم دنبال مجردی خودش بود. گاهی من تا 10 روز خونه بابام می رفتم و اون هم می رفت با دوستانش می گشت. می گفت من رفیق باز هستم. من هم می گفتم تو مجرد که نیستی دیگه ... اونم می گفت همینه ... نمی خواهی برو طلاق بگیر . آقای دیگری می گوید: نسل مادران ما بسیار زنان اهل زندگی بودند. هر خانواده با چند تا بچه قدونیم قد زندگی می کرد. مادران ما با هر سختی می ساختند و پشت شوهران شان بودند؛ اما زنان
برای درمان سرطان فرزندم اخاذی کردم!
رفتم، بعد از زدن گاز در خیابان بودم که ناگهان مردی برافروخته و نگران را در مقابل خودم دیدم. او جلوی خودروام را گرفت و سوار شد. او با خودش چاقوی بزرگی به همراه داشت. او با تهدید چاقو از من خواست به سرعت از آن دور شوم. در همان موقع دیدم که همدستش هم سوار خودروی پرایدی شد و از راننده خواست تا حرکت کند. رامین از من می خواست که فرار کنم و ماموران هم پی درپی دستور ایست می دادند. من هم از ترس جانم حرکت
عروس 14 ساله بود / مرتضی چشم نداشت پس از جدایی ازدواج کنم و!!!
می کردم پاسخم این بود که من زود ازدواج کردم هنوز باید خوش می گذراندم و ... اختلاف های ما هر روز بیشتر شدت می گرفت چرا که او اخلاق دوگانه ای داشت و به زندگی اش توجهی نمی کرد زمانی که علی (مقتول) را باردار بودم او با دوستانش به شهر دیگری رفت و بعد از تولد فرزندم به منزل بازگشت دیگر چاره ای نداشتم جز آن که برای رهایی از این شرایط به قانون متوسل شوم از آن زمان به بعد در واقع ما با هم زندگی
13 روایت از خانواده ی بارزانی و رویای استقلال
سخت بگذرند و خود را به شوروی برسانند. بازگشت آنان به عراق یازده سال بعد ممکن گردید. بقیه ایل بارزان تحت نظارت نیروهای عراق به داخل عراق بازگشتند. 12. سرنوشت قاضی محمد قاضی محمد و وزیر جنگش (و نیز برادرش) سیف قاضی مدتی زندان بودند... (با برگزاری دادگاه)، حکم اعدام سه نفر قاضی صادر می شود... قاضی محمد، صدر قاضی و سیف قاضی با حکم اعدام دادگاه تجدید نظر در بامداد اول فروردین 1326 در
متهم: به خاطر فرزندانم مرا آزاد کنید
مردی که 14 سال قبل در جریان یک نزاع در پارک جمشیدیه مرتکب قتل شده بود، بعد از جلب رضایت اولیای دم موفق به رهایی از حبس شد. او که بعد از آزادی از زندان ازدواج کرده و صاحب دو فرزند شده بود روز گذشته از جنبه عمومی جرم به میز محاکمه بازگشت. به گزارش خبرنگار ما، اواخر پاییز سال 82، مأموران پلیس تهران از مرگ مشکوک پسر 20 ساله ای به نام محسن در یکی از بیمارستان های شهر باخبر و راهی محل شدند
اعتراف پلیس های قلابی به اخاذی های سریالی
؟ کیوان هستم 40 سال دارم. سابقه داری ؟ بله، یک بار در سال 83 به اتهام سرقت بازداشت شدم و دادگاه به 15 سال حبس مرا محکوم کرد، اما پس از 5 سال از زندان با گذاشتن وثیقه آزاد شدم و دوباره در سال 91 به اتهام اخاذی تحت عنوان مأمور نما دستگیر شدم و دو سال راهی زندان شدم. سرقت های دیگر هم با همدستت انجام دادی ؟ نه. من و شایان یک سال قبل با هم آشنا شدیم
بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی
تفاله های آنها همین فکرها را ترویج میکنند که ما در ذیل غرب بایستی پیشرفت کنیم ؛ نه، پنجاه سال کشور در زمان دوران پهلوی در ذیل غرب زندگی کرد؛ پنجاه سال! یک مدّتی در آن اواسطِ رضاخان در ذیل آلمان، بعد یک مدّتی در ذیل آمریکا تا آخر؛ چه پیشرفتی برای کشور حاصل شد؟ جز بدبختی، جز عقب افتادگی، جز نابود شدن سرمایه های اساسی کشور، چه عاید کشور شد؟ نخیر، در ذیل غرب نمیشود، نمیتوان [پیشرفت کرد]؛ آن کسی که این حرف
قتل پسر 9 ساله توسط پدر بی رحم
زندگی کردیم از آن به بعد و در طول حدود هفت سال که از ازدواجمان گذشت، مدام یا حکم جلب مرا می گرفتند یا به خاطر مهریه شکایت می کردند! حضانت فرزند بعد از طلاق با تو بود؟ بله! وقتی بعد از یک سال از زندان آزاد شدم از طریق دادگاه حضانت فرزندم را گرفتم ولی در هفته دو روز علی را به آن ها تحویل می دادم. چرا او را کشتی؟ وقتی از زندان آمدم معتاد شدم، بیکار هم بودم! از سویی بچه از نظر
ملزومات جامعه مومنین در طرح انتظار و تحقق برنامه امام/ نقش عاشورا در بالا بردن ظرفیت جامعه مومنین در ...
ایشان در این بحث بیان می کنند برای تحقق برنامه نبی اکرم باید جامعه مومنین به حقیقت انتظار برسند آنچه ما در طرح انتظار داریم سه رکن اصلی دارد و سه اقدام در مورد آنها اتفاق می افتد که شامل دلدادگی به امام و معرفت به امام و اهداف بزرگ او و درک از امام و هدف امام و انتظار نسبت به آن اهداف و امیدواری به تحقق آن اهداف و طرح و اقدام عملی نسبت به آن اهداف و سازندگی است. ظرفیت جامعه مومنین در سه جبهه تبری و احتراز و درگیری همه جانبه برای ساخت جامعه ای متناسب با همان دوران باید باشد. عاشورا نقش مهمی در بالا بردن ظرفیت جامعه مومنین در انتظار داشته است. امام زمان آن کلمه تامه و غیب الهی هستند که با ظهور ایشان غلبه مطلق حق بر باطل واقع می شود. ...
از خفگی تا آزاد به قید وثیقه
را در جنگ می بینیم که دارای کرامت و بصیرت الهی ست و می تواند با یک شهید حرف بزند. دریاچه ماهی شاید روی کاغذ بتواند خواننده را جذب کند اما بعد از چند سکانس قصه به دهه نود می رسد حالا رضا روشن خواب های آشفته می بیند در خلسه زندگی می کند و خواب هم رزم های خودش را می بیند که در دریاچه ماهی در زمان جنگ کشته شده اند اما پیکرشان پیدا نشده، فیلم ساز بیست و هشت سال از زندگی رضا را نشان نمی دهد و تماشاگر هم
لباس شهادت تک سایز است!
/> برنامه هایشان را دنبال می کرد و در فضای مجازی اخبارشان را پیگیری می کرد. آن روز ساعت 10 و 30 دقیقه شب بعد از چند روز دوری و بی خبری از حسین پیامی را در یکی از کانال های مربوط به شهدای مدافع حرم می خواند پیام این بود: حسین جان شهادتت مبارک مادر می گوید: دیگر حال خودم را نفهمیدم. حسین گفته بود مامان وقتی من شهید بشم کمتر از چند دقیقه در تلگرام خبر شهادتم را می بینی. همین طور هم شد. راستش
برنامه ساواک، خرد کردن خانواده زندانیان سیاسی بود
؟ در دوره ای که مردم کمتر به کسی آیت الله می گفتند، پدر مرا حضرت آیت الله سرخه ای می نامیدند. ایشان درس خارج می دادند و جلسه های زیادی داشتند. با این حال پدرم خیلی حاج آقا را قبول داشتند و همیشه می گفتند: آشیخ محمدرضا آدمِ خیلی خوبی است. به حاج آقا احترام و در موارد مختلف با ایشان صحبت می کردند و قبولشان داشتند و آینده خوبی را برای ایشان پیش بینی می کردند، در حالی که حاج آقا در آن زمان یک
اعترافات مردی که پدر و نامادری اش را کشت و به آتش کشید
اما بعد از مدتی با مادر و خواهرانم به مشکل برخوردم و پیش پدرم رفتم. در خانه پدری بودن هم خیلی خوب نبود و با او هم دچار اختلاف شدم. متهم گفت: پدرم مرتب به من می گفت باید سر کار بروی و نباید چنین رفتارهایی داشته باشی و نباید خرجی ات را من بدهم و نامادری ام هم او را تحریک می کرد. روز حادثه سر این موضوع با پدرم درگیر شدم و با اسلحه شکاری او را زدم؛ نامادری ام در این هنگام رسید؛ با قنداق تفنگ
از ترکیه 50 سال قبل تا ترکیه اردوغان/ رفتار مردم ترکیه در حد مدنی شدن است
ترکیه سفر کردید. شناخت شما از مهمترین رقیب اقتصادی ایران چگونه شکل گرفته است؟ -این بحث، یک بحث مقایسه ای است. یک زمان ایران خیلی جلوتر از ترکیه بود. در سفری که در دهه 1340 به ترکیه داشتم و به صورت زمینی رفتم، ترکیه شاید دو دهه نسبت به ایران، عقب بود. من در آن زمان با اتوبوس به استانبول رفتم و بعد از آن می خواستم به اروپا بروم. در سفری که سال گذشته به ترکیه داشتم و امسال هم
اعتدال واقعی
بود و از من گله کردند که شما خوب بود که اگر می خواستید نصیحتی بکنید تلفن می کردید به ما می گفتید. گفتم خیلی درست است؛ من این حرف را قبول دارم اما اگر شما در یک اتاق در بسته این کار را کرده بودید، خوب من هم در اتاق در بسته به شما می گفتم؛ شما آمده اید داخل تلویزیون و رادیو مردم را جمع کرده اید از سرِ آن خیابان اوین تا نزدیک هتل اوین؛ بعد در خود زندان اوین و آن طرف، جمعیت و ماشین! خودتان می گفتید صف
سلاخی داماد توسط عروس و پسرعمو
چند دقیقه بعد ازمن از خانه خارج شد. گمان می کنم در این مدت هومن ضربه های بعدی را به شوهرم و مادربزرگ او زده باشد. سپس هومن که حالا 20 سال دارد روبه روی قضات دادگاه ایستاد. وی گفت: شیرین دروغ می گوید.بعد از قتل ،ما با هم از خانه خارج شدیم و من خودم پشت فرمان ماشین نشستم.شب قبل از این ماجرامن و محمد تا ساعت 3 نیمه شب در قم بودیم. محمد با من درد د لمی کرد و از اختافهایش می گفت.اما همسرش
موسیقی، پرچم فرهنگ ایران است
می رسد؟ بیژن کامکار: اتفاقاً امروزه موسیقی سنتی پیشرفته ترشده است. یک بار نجمه خانم از من سؤال کرد هوشنگ کامکار را تعریف کنم و من گفتم ایشان 50 سال دیر به دنیا آمده اند چرا که اگر 50 سال زودتر به دنیا آمده بود(در زمان روح الله خالقی)، با دانشی که امروز داشت تمام موسیقی ایران را در دست می گرفت و اگر 50 سال بعد به دنیا می آمد آن زمان برخی مردم می فهمیدند که موسیقی هوشنگ کامکار چیست! در واقع
ماجرای زخم کتف مبارک حضرت سجاد(ع) که تا زمان شهادت خوب نشد
، دیدم لب های خود را حرکت می دهد، هنوز دعای او تمام نشده بود که ابری آمد، وقتی آن ابر را دید خوشحال شد و سجده کرد و برگشت، به قدری باران آمد که ما گمان کردیم غرق خواهیم شد. من به دنبال آن غلام رفتم تا این که دیدم داخل خانه امام سجاد(ع) شد. من نیز بعد از او داخل خانه آن حضرت(ع) شدم، و گفتم: ای آقای من! در خانه شما غلام سیاهی است که به من تفضّل نما و او را به من بفروش؟ آن حضرت(ع) فرمود: ای سعید! چرا آن
تحریک تقابل منتظری با امام/ منتظری نامه های خصوصی امام را برای ابراهیم یزدی می خواند
شهریور 95، خبرنگار می پرسد: آیا این روایت صحیح است که آیت الله منتظری در جریان جلساتی که با شما داشت، متن نامه های خصوصی را که امام برای ایشان نوشته بود، در این جلسات برایتان می خواند؟ یزدی: بله، در یکی دو مورد این اتفاق افتاد. در مصاحبه دیگری به سال 1393، یزدی گفته بود: بعد از عملیات معروف به مرصاد... در سفری به قم در دیداری که با ایشان داشتم، ایشان مکاتبات [بین خود و امام] را
خاتمی اگر مخالف تخریب هاشمی بود نباید سکوت می کرد/ روحانی از آیت ا... هاشمی کینه دارد/ نشستن لاریجانی ...
و هم اکنون استادتمام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی است. زیباکلام در تابستان 1353 هنگام آمدن به ایران توسط ساواک دستگیر و به اتهام خرابکاری علیه حکومت و تبلیغ برای مجاهدین خلق به سه سال زندان محکوم شد. اسناد آزادشده آرشیو ملی بریتانیا در سال 2006 نشان می دهد که محافل دانشگاهی، وزارت خارجه و دفتر نخست وزیر بریتانیا هارولد ویلسون، که در آن زمان
شهید شوشتری دغدغه ای جز آبادانی و امنیت نداشت/ تداوم وحدت شیعه و سنی بزرگترین آرزوی همسرم بود
بیمه امام زمان(عج) کردم. به طوری که هر گاه همسرم آرزوی شهادت می کرد، به او می گفتم من شما را بیمه امام زمان (عج) کرده ام، باید بمانید و به اسلام خدمت کنید، از این حرفم ناراحت می شد تا اینکه گفت دیگر نباید چنین دعایی بکنی و باید بیمه آقا را نیز از من برداری و من اینکار را کردم، درست یکسال بعد همسرم شهید شد، اینک هرگاه دلتنگش می شوم آخرین لحظات دیدارمان برایم تداعی می شود، برایم سخت است آخرین صبحانه
6ماه حبس برای خواننده معروف
شد، من در تاریکی شب یک چوب نیم متری را که روی زمین افتاده بود، برداشتم و وارد نزاع شدم، چوب را به هوا بردم تا چند ضربه به طرف دعوا بزنم که چوب به سر علی اصابت کرد. با مرگ علی مأموران چهار نفر را بازداشت کردند و پنجمین متهم نیز چند روز بعد بازداشت شد، بازپرس متهمان را با قرار روانه زندان کرد تا متهم اصلی شناخته شود. برای رهایی از عذاب وجدان و نجات چهار زندانی بعد از دستگیری
چرا رفتار آقای قرائتی با آقای دوربینی، نه قرآنی بود و نه اخلاقی؟!
من را درک کند، به تاکتیکی متوسل شد که معمولا برای بستن دهان دیگران استفاده می شود و چیزی گفت که جلسه را پایان داد ! حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در سال های دور امروز که جناب آقای قرائتی در پخش مستقیم برنامه تلویزیونی عطر عاشقی ناراحت شده و برخورد تند و توجیه ناشدنی و نادرستی با یکی از حضار کرده اند، به یاد آن داستان افتادم و روزهای اوج برنامه تلویزیونی ایشان. اکنون همه به
چرا برخی امت های مجرم از نعمت های خدا بهره مندند؟
پیشنهاد یک پیغمبر اولواالعزمِ صادقِ مصدقِ دلسوزِ نورانی بود! بعد گفت: اگر توبه کنید، یعنی روابط خودتان را با گناهان قطع بکنید، یرْسِلِ اَلسَّماءَ عَلَیکمْ مِدْراراً ؛ این نگرش پیغمبر اولواالعزم به توبه و آینده نگری اوست؛ اگر توبه کنید، باران مدراری د ر طول سال می بارد. باران مدراری چیست؟ ما چند مدل باران داریم: یک بارانی است که این قدر کم می آید که زمین ها سیراب نمی شوند. همه شهر و کویر و مناطق
عاشقانه ای در روزهای بی آینه
که دنبالمون بودند نذاشتن اون چیزایی رو که دلم می خواد برات بخرم. امروز با سلیقه خودمون خرید می کنیم. چند تا پیراهن و چند جفت کفش امتحان کردم. دو دست لباس برایم خرید با یک جفت کفش و یک کیف. ظهر رفتیم رستوران ناهار خوردیم و بعدازظهر رفتیم پارک و سینما.... *** حسین راحت حرف می زد؛ انگار چند سال بود که من زنش بودم. وقتی می گفتم شما ، می گفت: ای بابا! وقتی می گی شما، من قاطی می کنم
رضاشاه چه مقدماتی را برای کشف حجاب فراهم کرد؟
پیشرفت سریع مردم، خصوصاً زنان اقدام کنیم... [13] در خاطرات صدرالاشراف نیز آمده است: رضاشاه بعد از مسافرت ترکیه، در غالب اوقات، ضمن [اشاره به] پیشرفت کشور ترکیه، از رفع حجاب زن ها و آزادی آن ها صحبت و تشویق می کرد. [14] مخبرالسلطنه نیز کشف حجاب را سوغات آنکارا می داند و می نویسد: این مسافرت و کیفیت مجالس، شاه را در خط تأسی و تشبه به اروپایی انداخت. [15] تأثیر این سفر در رضاشاه به
تاراج میراث جهانی در جنگل های عباس آباد
ایران آنلاین / فرهاد عزیزی این خبر را به دنبال چاپ گزارش روزنامه ایران درباره ساخت یک شهرک توریستی در 50 متری بنای 400 ساله شاه عباس صفوی در دل دریاچه عباس آباد به خبرنگار ما می گوید. او تأکید می کند: این شهرک توریستی تنها در صورتی ساخته می شود که باغ جهانی عباس آباد از ثبت جهانی یونسکو خارج شود! همچنین فرهاد عزیزی در گفت و گو با روزنامه ایران از توافق اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
کشف 100 هزار ویزای جعلی برای عتبات عالیات/رد اظهارات وزیراطلاعات درباره جاسوسِ عضو کمیته مالی برجام
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: سیزدهمین نشست شورای معاونان دادستانی تهران با موضوع تحقیقات مقدماتی، روز یکشنبه بیست و سوم مهر ماه سال جاری با حضور معاونان دادستان و سرپرستان نواحی، سرپرستان دوایر نظارت بر زندان دادسرای تهران و دادیاران تحقیق سه ناحیه از دادسرای تهران، به ریاست عباس جعفری دولت آبادی برگزار شد. اقدام اخیر آمریکا، مصداق باج خواهی است دادستان تهران موضع گیری اخیر دولت