سایر منابع:
سایر خبرها
حرفهای پدر اهورای 2ساله در باره قتل فرزندش/ هیچکس در مراسم خاکسپاری به مادرش تسلیت نگفت
ایران نوشت: ظهر سه شنبه وداع با اهورا ی خردسال در مسجد آقا سید محمد زیر ده درشهرستان خمام رشت برگزار شد و این کودک 2 سال و 7 ماهه با بدرقه خانواده و اقوام و بی تابی های پدرش به خاک سپرده شد. پدر اهورا که از دو ماه قبل اجازه دیدن فرزندش را نداشته و برای اثبات صلاحیت نداشتن همسر سابقش برای سرپرستی فرزندشان شکایتی نیزبه دادگاه ارائه کرده بوده، گفت: مدتی بود همسایه های مجتمعی که همسر سابقم
بخشش قاتل نوزاد 2 ماهه از قصاص
تغییر داده و هیچ کس نشانی از او نداشت، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران وارد عمل شده و پس از تحقیقات تخصصی محل زندگی این زن شناسایی شد و او را دستگیر کردند. متهم که معتاد به شیشه بود وقتی در برابر بازپرس جنایی ایستاد، برخلاف آنچه به بیمارستان گفته بود، ادعای جدیدی درباره مرگ فرزندش مطرح کرد و گفت: مدت ها قبل به خاطر اختلافاتی که با همسرم داشتم از او جدا شدم. بعد از آن
قتل دختر مورد علاقه در آخرین ملاقات
لحظه ای که این قتل را مرتکب شدم، هر شب عاطفه به خوابم می آید و عذاب وجدانم بیشتر می شود. عاطفه را دوست داشتم. دلم برایش خیلی تنگ شده؛ اول از همه شرمنده خدا و بعد شرمنده خانواده عاطفه و بعد از آن شرمنده خانواده خودم هستم. باور کنید من مجرم یا قاتل نیستم. 13 سال است که حتی خلافی خودرویم هم صفر است. یعنی من با خودرویم هم خلاف نکرده ام. نه اهل سیگارم و نه مشروب و حتی قلیان؛ آن روز هم تنها به خاطر عشق به مادرم این کار را کردم که ای کاش عصبانیتم را کنترل می کردم.
عکس: مادر اهورا | المیرا مادر اهورا در قتل پسر 2 ساله اش نقش داشت؟ +عکس های المیرا
مبنی بر عدم ازدواج مادر این کودک و متهم به قتل و وجود ارتباط آنان در قالب دوستی عنوان داشت: مادر مقتول بعد از جدایی از همسرش با متهم به قتل ازدواج کرده بود. آیا مادر اهورا از قاتل فرزندش شکایت نکرده بود؟ به گزارش آفتاب (aftabir.com)در خبرها آمده بود: بعد از احضار مادر کودک به دادگاه، او اعلام می کند که از همسر دومش که باعث مرگ کودکش شده شکایتی ندارد! اما به دلیل مرگ کودک، قاضی
قتل در پارک جمشیدیه - قاتل پس از قتل بچه دار شد!
سامان دادم و حالا فرزند بزرگم سه سال دارد و تا چند ماه دیگر دومین فرزندم به دنیا می آید. به همین خاطر از قضات دادگاه تقاضا دارم با توجه به اعلام گذشت اولیای دم به خاطر فرزندانم در مجازاتم تخفیف قائل شوند. در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد و حکم به آزادی محسن صادر کرد. رکنا 110
مقتول نام قاتل را با خونش نوشت
ماجرا بی خبر بوده اند. متهمان که منکر جنایات بودند با مشاهده مدارک، مدعی شدند عامل جنایات را می شناسند. مرد میانسال که در برابر مدارک چاره ای جز اعتراف نداشت درباره این حادثه گفت: قتل را من و پسرهایم انجام نداده ایم، اما به خاطر من آن دو نفر کشته شدند و قاتلان را می شناسم. آقای قاضی مدت ها بود که با سهراب اختلاف پیدا کرده بودم و این اختلاف باعث کینه بین ما شده بود. با این که بعد از مدتی
مرگ در دناک اهورا
داشت که او بیگناه است و می دانم که وی نیز در این پرونده نقش داشته و از او هم شکایت کرده ام. چند روز قبل مدیر سابق ساختمان همسر سابقم با من تماس گرفت و درباره گریه و صداهای اهورا با من حرف زد که از همسرم خواستم پسرم را ببینم اما او به دلیل این که نفقه اهورا را پرداخت نکرده بودم اجازه دیدن پسرم را نداد. آن جا بود که متوجه شدم مادر پسرم 2ماه اجاره نداده است و قرار بود من از شوهر همسرم به دلیل عدم
محاکمه بعد از 14 سال/ قاتل: به خاطر فرزندانم مرا آزاد کنید!
آستانه مرگ قرار داشت که توانست با پرداخت دیه از چوبه دار فاصله بگیرد. بعد از رضایت اولیای دم بود که متهم ازدواج کرد و صاحب فرزند شد. به این ترتیب وی پس از گذشت 14 سال، در حالی که صاحب دومین فرزند نیز شده بود از جنبه عمومی جرم در همان شعبه به ریاست قاضی عبداللهی پای میز محاکمه قرار گرفت. پس از اعلام رسمیت جلسه علی در آخرین دفاعش گفت: باور کنید روز حادثه به خاطر کمک به برادرم وارد درگیری شدم
مراقب فرزندان خود باشیم
شکایت فقط یک جمله کوتاه نوشت: از کسی که این بلا را سر پسرم آورده شکایت دارم و می خواهم فقط اعدام شود. مادر کودک گفت: جمعه تعدادی مهمان از شهرستان برایمان آمد. برای مهمانان مشغول تدارک ناهار شدم. لیستی را برای همسرم نوشتم تا آنها را برای ناهار تهیه کند. همسرم با خودرو رفت و هر آنچه را قرار بود بخرد تهیه کرد. همه را آورد چید گوشه آشپزخانه و رفت نشست توی پذیرایی و با مهمانان که داشتیم مشغول صحبت شد
ضربه شدید مغزی، علت فوت اهورا
ساعات وقوع حادثه مادر اهورا اعلام کرد که شکایتی از همسرش ندارد اما او دیروز در مصاحبه با صداوسیما گفت: از مقتول نمی گذرم و می خواهم به اشد مجازات برسد. از شکایتم کوتاه نمی آیم او باید قصاص شود. در زمان وقوع حادثه محل کارم بودم که به من خبر دادند. او درباره نحوه آشنایی با نامزدش نیز توضیح داد: در فضای مجازی با او آشنا شدم. بعد با هم صیغه خواندیم و در کل یک ماه بود که باهم زندگی می کردیم.
درخواست طلاق همسر مجری سرشناس تلویزیون
مجروح شدم. شکایتم از آقای مجری باعث شد که رابطه مان برای همیشه قطع شود و بعد از سال ها دوباره پا در دادگاه های مختلف گذاشتم. حالا همسر مجری سرشناس در میانسالی راهی دادگاه شده تا شاید بتواند حق و حقوق از دست رفته اش را از همسرش پس بگیرد. وقتی وارد شعبه 276 شد، قاضی او را شناخت و پس ازمقدمه ای کوتاه گفت: با توجه به اینکه شما سال ها پیش مهریه تان را دریافت کرده اید، تنها نفقه و
انگیزه مرموز قتل کودک گیلانی به دست ناپدری
اعتراف گشود و گفت: قصد کشتن اهورا را نداشتم. اما یک لحظه انگار شیطان به جلدم رفت تا جان او را بگیرم. من از همسر اولم یک کودک 2 سال و نیمه دارم و از کاری که کردم پشیمانم. رسیدگی فوق العاده به پرونده قتل اهورا علی مصطفوی نیا، دادستان مرکز استان گیلان نیز با تشریح جزئیات تازه جنایت تکاندهنده گفت: ناپدری 27 ساله در غیاب همسرش و پس از آزار و اذیت جسمی پسرک، با کوبیدن سر اهورا کوچولو به
ادعای تازه عروسی که شوهر و مادربزرگ شوهرش را کشته:همسرم می گفت با دوست دخترش دریک خانه زندگی کنم
یافتند و پای میز محاکمه ایستادند.در آغاز جلسه بازماندگان حسین- 30 ساله- و مادربزرگ 70 ساله اش به نام جمیله خواستار قصاص هر دو متهم شدندسپس سعیده (عروس جوان) در برابر قضات ایستاد تا به اتهام مباشرت در قتل جمیله (مادربزرگ) و مشارکت در قتل شوهرش محاکمه شود. رئیس دادگاه از زن جوان پرسید آیا این اتهام را قبول داری؟او جواب داد: بله قبول دارم که شوهرم ومادر بزرگش را کشته ام. اما من قصد قتل آنها را
رازگشایی از قتل پسر 2 ماهه پس از 6 سال
دادسرای جنایی تهران، بازداشت شد. متهم در اداره دهم پلیس آگاهی تهران، بازجویی و منکر قتل پسرش شد اما چند روز پیش نامه ای از زندان برای بازپرس جنایی ارسال و اعلام کرد قاتل فرزندش، مردی به نام سامان است. او به دادسرا منتقل و بازجویی شد و گفت: بعد از رفتن شوهرم برای هزینه زندگی خودم و پسرم به خانه زنی در دروازه غار می رفتم که با پسر او ارتباط برقرار کردم. چند روزی همراه پسرم برای نظافت خانه
قاتل نوزاد 2 ماهه بخشیده شد
است و او را به بیمارستان رساندم. در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، پزشکی قانونی علت مرگ نوزاد را مصرف شربت متادون اعلام کرد. بدین ترتیب مأموران مادر نوزاد را به عنوان مظنون حادثه بازداشت کردند. متهم در بازجویی ها گفت: من معتاد به مواد مخدر هستم. مدتی قبل به دلیل اختلافی که با شوهرم داشتم از او جدا شدم و همراه فرزندم زندگی می کردم. من برای هزینه زندگی و تهیه
اعترافات مردی که پدر و نامادری اش را کشت و به آتش کشید
اجساد را داخل گودالی انداختم و سوزاندم و بعد هم گوسفندان پدرم را فروختم؛ پول به دست آوردم و به تهران آمدم تا خودم را درمان کنم. به پرستاران گفتم حین شکار پایم تیر خورده است اما آنها باور نکردند و موضوع را به پلیس گزارش دادند. حالا اعتراف می کنم من مرتکب قتل شده ام و گفته های برادرم درست است. با پایان گفته های متهم و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران
آن 5 روز جهنمی؛ ملکه زیبایی در چنگ ربایندگان
شده است. زندگی دیانا مول در آستانه در یک هواپیما رقم خورد و تغییر کرد. مردی به نام فدایی محمود یا به قول خودش کاپیتان محمود تپانچه اش را روی گیجگاه این دختر در آن زمان 19 ساله فشرد و به آرامی شروع به شمارش از 1 تا 10 کرد. سهیلا اندراوس هم آنجا ایستاده بود. دیانا مول در مورد آن روز سال 1977 و به عنوان کسی که قرار بود اولین گروگان کشته شده هواپیمای بوئینگ 737 لوفت هانزا باشد، به خاطر می
قاتل ستایش قریشی به زودی اعدام می شود
روی جسد. اسید گرفتم و روی جسد ریختم. برای این که بوی اسید پخش نشود، روی آن الکل ریختم و آتش زدم و روی آتش هم اسفند ریختم. پس از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات وارد شور شدند و امیرحسین را به قصاص به خاطر قتل و اعدام به اتهام تجاوز به عنف محکوم کردند. حکم مجازات قاتل، در شعبه 33 دیوان عالی کشور تائید شد و نام او در فهرست اعدامی ها قرار گرفت. با استیذان اجرای حکم، صبح پنجشنبه 27 مهر امروز به عنوان زمان قتل در نظر گرفته شد که شامگاه دیروز به تعویق افتاد. انتهای متن/*
آخرین جزئیات قتل اهورا
، مادرش در خانه بود. یعنی مادرش اطلاع داشت که شما با سیگار دست او را سوزاندی؟ بله. علت این کار شما چه بود؟ گفتم فقط می خواستم او را بترسانم، قصد سوزاندن نداشتم. چند بار او را سوزاندی؟ فقط یک بار. چه مدتی بود با مادر اهورا زندگی می کردی ؟ از بیست و چهارم تیر ماه در اینستاگرام با مادر اهورا آشنا شدم. بعد
ازدواج مرد قاتل بعد از آزادی با وثیقه!
سن کمی داشتم و بچگی کردم؛ هنگامی که با قید وثیقه از زندان آزاد شدم، سعی کردم رضایت خانواده کیانوش را جلب کنم که در نهایت موفق به این کار شدم. در این مدت من با دختر موردعلاقه ام ازدواج کردم و سروسامان گرفتم، حالا یک فرزند سه ساله دارم و تا چند ماه دیگر فرزند دومم متولد می شود. به همین خاطر از قضات دادگاه می خواهم با توجه به اینکه خانواده مقتول من را بخشیده اند، به خاطر همسر و فرزندانم در مجازاتم تخفیف قائل شوند. با پایان گفته های متهم، ختم جلسه اعلام شد و قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و در نهایت حکم آزادی فرشاد را صادر کردند. ...
پدر اهورا نمی خواست پسر را دفن کنند! / آخرین اعتراف قاتل
گرفت. روز شنبه 22مهر صدای فریاد های نحیف کودک معصوم از خانه ای دریکی ازمحله های رشت به گوش همسایه ها رسید. آنها که بشدت نگران شده بودند شتابان خود را مقابل خانه مورد نظررساندند ،اما تلاش برای بازکردن در خانه بی فایده ماند.به همین خاطرمردم نگران با پلیس 110 تماس گرفته و کمک فوری خواستند. مأموران پس از رسیدن به خانه مورد نظر، وقتی با دربسته روبه روشدند و ازهمسایه ها شنیدند که درخانه اتفاق
اظهارات مردی که پسرش را به کام مرگ فرستاد
زندگی کردیم از آن به بعد و در طول حدود هفت سال که از ازدواجمان گذشت، مدام یا حکم جلب مرا می گرفتند یا به خاطر مهریه شکایت می کردند! حضانت فرزند بعد از طلاق با تو بود؟ بله! وقتی بعد از یک سال از زندان آزاد شدم از طریق دادگاه حضانت فرزندم را گرفتم ولی در هفته دو روز علی را به آن ها تحویل می دادم. چرا او را کشتی؟ وقتی از زندان آمدم معتاد شدم، بیکار هم بودم
اهورا خوابید؛ بدون لالایی و قصه/ محاکمه یک مادر در سینه ی قبرستان/ تصاویر
اجازه حضور در مراسم خاک سپاری کودکش را هم پیدا نکند. چون ازنظر پدر و اکثر چند صد شهروندی که ظهر روز سه شنبه 25 مهر در مراسم تشییع این کودک حاضر بودند جرم Crime المیرا کمتر از مجتبی متهم به تجاوز و قتل Murder نیست. مجتبی همان جوان 27 ساله ای است که ازدواجش با همسر دلخواهش دیری نپایید و علی رغم آن که دختر 2/5 ساله داشت از او جدا شد و سرپرستی کودکش را به مادرش سپرد. تا شریک جدید زندگی زنی شود که حضانت
انکار قتل پدر و نامادری در جلسه دادگاه
دیروز، جلسه رسیدگی در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد. اولیای دم غیر از خواهران مقتول درخواست قصاص کردند سپس متهم با اظهار بی گناهی گفت: روز حادثه به شکار رفته بودم و تیر خوردم. وقتی برگشتم ناگهان فردی ناشناس از پشت به سرم کوبید و بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم، خودم را به بیمارستان رساندم. من هیچ قتلی مرتکب نشده ام. حکم دادگاه بزودی صادر می شود.
عروس 14 ساله بود / مرتضی چشم نداشت پس از جدایی ازدواج کنم و!!!
نکردیم او نه حاضر به طلاق بود و نه مخارج زندگی را تامین می کرد. هفت سال در کشاکش دادگاه و پاسگاه گذشت تا این که قانون رای به طلاق غیابی صادر کرد ولی در نهایت او پس از مدت ها فرار در چنگ قانون گرفتار شد و مدتی را در زندان سپری کرد ولی بعد از آزادی از زندان، حضانت فرزندم (علی) را به عهده گرفت. من هم با جوانی شرافتمند ازدواج کردم و تازه طعم خوشبختی را می چشیدم که مرتضی برای انتقام از زندگی آبرومندانه من و در یک عمل شیطانی و بی رحمانه فرزندم را به قتل رساند و مدعی شد که قرص های مخدر استفاده کرده است در حالی که او حتی لب به سیگار هم نمی زند. حالا هم می خواهم بگویم کاش ... رکنا ...
محاکمه نوعروس در پرونده جنایت محله جماران +عکس
درخواست قصاص در ملأعام در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی برگزار شد. ناهید 29 ساله، مشاور ازدواج، با قبول اتهام مشارکت در قتل اکرم و ایراد جرح عمدی به شوهرش، گفت: یک سال پس از عروسی مان متوجه شدم شوهرم با زنان دیگر ارتباط دارد. قهر کردم و به خانه پدرم رفتم. قصد طلاق داشتم اما وحید راضی نبود. ساعت 8 صبح روز حادثه برای برداشتن وسایلم به خانه ام رفتم. شوهرم
اهورا قربانی شکنجه هولناک ناپدری
بیمارستان جان باخت. با مرگ اهورا پرونده روند جنایی به خود گرفت و با دستور بازپرس ویژه قتل، کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات در این باره را آغاز کردند. یکی از اهالی خیابان لاکانی رشت گفت: روز حادثه صدای ناله های پسر بچه را شنیدیم و به خانه شان رفتیم و کودک را با کمک ناپدری اش به بیمارستان منتقل کردیم. بررسی های پلیسی نشان داد، مادر اهورا به خاطر اختلافاتی که با همسرش داشت سال گذشته از او
شمارش معکوس برای قصاص 2 قاتل
این که درگیر نشویم، صورتشان را بوسیدم اما فایده نداشت. دست به یقه شدیم. من اول با ضربه صندلی آنها را دور کردم اما وقتی رامین با چاقو به سمتم حمله ور شد، چاقوی یکی از میوه فروش های محله را گرفتم و با آن ضربه ای وارد کردم. من قصد قتل نداشتم و برای دفاع از خودم این کار را کردم. متهم درباره سرقت مسلحانه از طلافروشی خانی آباد نیز گفت: 20روز بعد از قتل برای این که پول دیه رامین را جور کنم با
زنی، شوهر و مادربزرگ شوهرش را کشت
اعتراف کردند. زن جوان در این باره گفت: من با همسرم اختلافات زیادی داشتم؛ چون وی عصبی مزاج بود و حتی با پدرش نمی توانست با لحن آرام صحبت کند، به همین دلیل قصد جدایی از او را داشتم، تا اینکه صبح روز قتل در چهارراه کامرانیه با پسرعمویش قرار گذاشته بودم و بعد از خرید به منزلمان رفتیم. وی در ادامه اظهاراتش به بازپرس جنایی تهران گفت: ما در منزل مادربزرگ شوهرم سکونت داشتیم و در طبقه اول آنجا ساکن
سلاخی داماد توسط عروس و پسرعمو
فرار کردیم. به دنبال اعتراف های تکان دهنده این زن و مرد و بازسازی صحنه جرم برای شیرین به اتهام مشارکت در دو قتل و برای هومن به اتهام معاونت در قتل محمد و مشارکت در قتل شمسی کیفرخواست صادر شد. آنها امروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاستقاضی Judge اصغر عبداللهی و با حضور یک مستشار پای میز محاکمه ایستادند. در این جلسه اولیای دم برای دو متهم حکم قصاص خواستند.