سایر منابع:
سایر خبرها
کربلا رفتن یا کربلایی شدن؟
پشت پیراهن رزمنده ها یا داخل کلاهخودها و در پیشانی بندهایشان نوشته می شد. آنها جار می زدند که عاشق حسین هستند و برای زنده نگه داشتن اسلام ناب محمدی، چون حسین(ع) مشتاق به فدا کردن جان خویش هستند: اگر دین جدم با خون من اصلاح می شود. پس ای شمشیرها مرا دربرگیرید. جالب است که در اوج جنگ و در بحبوحه دفاع مقدس دو رزمنده شهید توانستند به مزار سیدالشهدا(ع) راه یابند و نجف و کربلا را زیارت کنند
ای خدا ! صدایم را می شنوی؟
کیا از روزنامه نگاران پیشکسوت معاصر و در زمره یاران مرحوم آیت الله حاج شیخ حسین لنکرانی بود. او در سالیان پایانی حیات طیب حاج رضایی و در مکانی عمومی با وی به گفت وگو نشست و نکاتی مهم و البته متفاوت از او شنید. او نزدیک به دو دهه بعد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شمه ای از حالات و سخنان طیب را در آن دیدار بر کاغذ آورد. آنچه پیش روی دارید شمه ای نوشته علی کیاست: می گفت تنها هستم با من حرف
نفوذ فقط حرف کشور ما نیست!/ با 10 مسیر نفوذ مشروع یا نامشروع آشنا شویم (متن کامل)
به گزارش خبرنگار ندای اصفهان ، متن زیر سخنرانی دکتر حسین ساعی، پژوهشگر و عضو هیات علمی دانشکده ارتباطات دانشگاه صداوسیمای تهران است که در خانه انقلاب اسلامی و ولایت اصفهان در آذرماه 95 با موضوع نفوذ مطرح شده است. توجه به کلیدواژه نفوذ دشمن و جریان شناسی ابعاد مختلف آن، مساله ای است که از مطالبات مقام معظم رهبری در سالهای اخیر بوده است. متن زیر که توسط پایگاه تحلیلی خبری ندای اصفهان
روایتی از دلدادگی علما به اجتماع اربعین حسینی/ از غبطه خوردن مراجع تقلید به پیاده روی اربعین حسینی تا ...
موضوع پیاده روی اربعین مجالس امام حسین(ع) از زاویه دید امام خمینی (ره) شما انگیزه این گریه و این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید که فقط این است که ما گریه کنیم برای سیدالشهدا. نه سیدالشهدا احتیاج به این گریه ها دارد و نه این گریه ها خودش فی نفسه کاری از آن می آید، لکن این مجلسها مردم را همچو مجتمع می کنند و یک وجهه می دهند، سی میلیون، سی و پنج میلیون جمعیت در دو ماه محرّم و
دنیا رو سرم خراب شد وقتی رفتم خونه دیدم دزد طلاهام را دزدیده و به دخترم هم تعرض کرده
از ترس می لرزید هراسان خودش را به آغوش من انداخت. در حالی که ضربان تند قلبش را به روشنی احساس می کردم گریه کنان گفت: وقتی داداش رضا برای بازی با دوستانش رفت، در حیاط را باز گذاشت بعد هم آقایی آمد که دنبال پول می گشت، او گوشواره های مرا کشید و پول و طلاها را از کمد برداشت و فرار Escape کرد. با نگرانی به طرف کمد رفتم و دیدم که اثری از طلاها و پس اندازهایم نیست همه این ها برایم قابل هضم بود اما وقتی فهمیدم آن دزد ناجوانمرد به دخترم تعرض کرده است دنیا بر سرم خراب شد. کاش به حقوق کم شوهرم قانع بودم. ...
پرونده مرگ مشکوک زن جوان دوباره به جریان افتاد
هوش افتاده است. پس از این با کمک شوهرم او را به بیمارستان رساندیم. پدر ستاره هم با تأیید حرف های همسرش گفت که از کسی شکایت ندارد و احتمال می دهد دخترش به مرگ طبیعی فوت کرده است. به همین دلیل پرونده به دستور بازپرس دادسرای امور جنایی تهران بسته شد، اما مدتی قبل پزشکی قانونی اعلام کرد زن جوان بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن فوت کرده است. بنابراین پرونده دوباره به جریان افتاد و قاضی پرونده خانواده
چرا آیت الله العظمی خویی به وادی عرفان قدم نگذاشت؟/خاطره جالب آیت الله بهجت از آیت الله خویی
باشد تأکید می کردند. من هم به دنبال کسی بودم که درس و بحث جدی داشته باشد و تعطیلی در کارش نباشد . حاج آقا می فرمودند: می خواستم اصول را از اول بخوانم، رفتم نزد آقای خویی و به ایشان گفتم: می خواهم اصول بخوانم. ایشان گفتند: دارم به دو عرب، مطالب میرزای نائینی را درس می دهم، اگر شما بیایید، نظرات آقا ضیاء را هم وارد می کنم و درس به موضوع ضد رسیده است . عرض کردم: خیر، من از اولِ اول می
بازیگر سرشناسی که باورش سخت است 52 ساله باشد /عکس
شاهرخ خان بازیگر موفق و محبوب سینمای هندوستان امروز شمع تولد 52 سالگی خود را خاموش خواهد کرد. شاهرخ خان در سال 1965 در یک خانوادهٔ مسلمان و در محله پشتون دهلی به دنیا آمد. پدر شاهرخ از فعالان استقلال هندوستان در پیشاور (پاکستان کنونی) بود که پیش از تقسیم هندوستان (جدایی پاکستان) به دهلی آمد. اصلیت خانوادگی او به افغانستان می رسد. مادرش لطیف فاطمه هم دخترخوانده شاه نواز خان
مروری بر کارنامه بازیگری شهاب حسینی
از تهمینه میلانی و این زن حرف نمی زند از احمد امینی به ایفای نقش می پردازد. گرچه نقش شهاب حسینی در هر دو فیلم کوتاه است، اما همان کاراکتر جوان عاشق پیشه و فداکار، او را تبدیل به یکی از محبوب ترین بازیگران دوران خود می کند. هم چنین واکنش پنجم اولین باری است که حسینی به طور رسمی نامزد دریافت جایزه ای می شود. وی برای ایفای نقش برادرشوهر زنی بیوه که طبق معمول همه داستان های میلانی از طرف همه مردان تحت
پاسخی به چند ابهام درباره آسیب شناسی شعر آئینی
همه عالمانی که دغدغه دینی و قرآنی دارند می خواهم اگر خطا و لغزشی در بطن و متن این نوشتار دیدند، مرا بزرگوارانه بنوازند و متذکر شوند تا بیش تر بیاموزم. امید آن که عالمان دینی و اصحاب فکر و فرهنگ با ورود به این عرصه علمی و روشنگری های عالمانه، تشنگان معرفت را سیراب سازند - ان شاءالله. گر خطا کردیم اصلاحش تو کن مُصلحی تو، ای تو سلطان سخن سوگ سرخ حسینی ؛ شبچراغ بیداری، قیام و
نبرد تاکسی های اینترنتی در ایران
را برای همیشه تغییر داد، استارت آپ اوبرکب بود که در آمریکا با بودجه ای نزدیک به 19میلیون دلار شروع شد و این تولد تاکسی های اینترنتی در جهان بود. بعد از آن اوبر بزرگ و بزرگ تر شد و رقیبانی پیدا کرد که کارشان تا تهران و ایران خودمان هم کشیده شد. سرویس های حمل ونقل اینترنتی نه فقط در ایران، بلکه در کل جهان محاسن فراوانی دارند. مردم عاشق استفاده از آن ها هستند، اما در مقابل تاکسیران ها، مسئولان
بیوگرافی محسن یگانه
محسن یگانه دانشجوی رشته مهندسی صنایع بود که در دانشگاه آزاد تهران واحد جنوب گرایش تولید صنعتی را ادامه داد، اما بعد از گذراندن شش ترم به علت مشغله زیاد در دنیای موسیقی، از ادامه تحصیل منصرف شد. او فرزند یکی مانده به آخر خانواده است و دو خواهر بزرگترش هر کدام پزشک و دندان پزشک هستند. او فرزند یکی از شهیدان هشت سال دفاع مقدس است (محمدرضا یگانه) و مادرش استاد دانشگاه است. محسن یگانه موسیقی را با یک
داستان های تکان دهنده از بیمارستان لقمان!
هر دو قرص برنج خورده بودند. دکتر گفته بود اگر زودتر می آوردید 30 درصد احتمال داشت زنده بمونند. اینجا همراهان بیماران جز خودشان هیچ شنونده ای برای درد دل های شان ندارند. آنها برای هم نسخه های متعددی را می پیچند. از مراجعه به روانپزشک گرفته تا علت حرف نشنوی جوانان و پرخاشگری های گاه و بی گاه شان. همهمه زنان فضای بیمارستان را پر کرده: بر پدرشون لعنت. پسر منم ترامادول می خورد. چند وقت پیش
استاندار سابق : اصفهان "میدان مین سیاست" است
داد. به عنوان نمونه، هوای سالم را به 200 روز رساندم، کمر پروژه های تخت جمشیدی را هم شکستم، امیدوارم حالا پروژه هایی که باید ادامه پیدا کند، از سوی استاندار جدید، پیگیری شود. تسنیم: پروژه های تخت جمشیدی هم خودش به بحث مفصل نیاز دارد... زرگرپور: بله حرف زیاد است ولی واقعیت اینکه دل انسان می سوزد که پروژه ای مانند نقش جهان با آن معضلات و مشکلات افتتاح می شود، سپس
کمتر موسیقی مثل شهرزاد ساخته شده است
هم اواسط دهه هفتاد گروه راک پژواک را تشکیل داده که به گفته خودش تا اواخر آن دهه، پرمخاطب ترین کنسرت ها را داشته اند. بعد هم پروژه معروف تهران اَونیو را در کنار رامین بهنا، بابک چمن آرا و حسام گرشاسبی استارت زده اند و موفق شده اند تعدادی از استعدادهای موسیقی دهه هفتاد را کشف کنند. البته او در حوزه موسیقی پاپ هم فعال بوده و از اولین کارهای مازیار فلاحی او را همراهی کرده است. اما با وجود
آپارتمان نشینی پاتوق ها را از بین برد
آمده اید اینجا، به محل قرار گفت وگو. من از صبح تا این موقع نخوابیده بودم. اگر در ترافیک مانده بودید چه؟ از کجا می دانید نبوده ام. من صبح ساعت5 بیدار می شوم. ساعت6 آماده می شوم که بیایند دنبالم. چون ساعت7 صبح آنتن زنده دارم. ساعت9 برمی گردم خانه تا صبحانه بخورم. بعد به خاطر کاری، ظهر جای دیگری رفتم، باید می رفتم و کلی در ترافیک ماندم. الان هم که پیش شما هستم و می
هفت زن ثروتمند ایرانی را بشناسید
آمریکا با همه امکاناتش دل آدم را می زند چون مردم آنجا مانند ماشین هستند. در آنجا کسی درباره مسائل مهم زندگی فکر نمی کند و مردم کشورهای دیگر دنیا برایشان اهمیتی ندارد. از 6 سالگی تا به حال معمولا سالی یک بار به ایران آمده ام و همیشه با گریه به آمریکا یا فرانسه برگشته ام. ایران یک چیز خاص دارد که نمی دانم چیست ولی به دل آدم می نشیند. پدر رکسانا از دانشگاه استنفورد فارغ التحصیل شد و مادرش هم
- اسماعیل میرفخرایی - ؛ نیم قرن میراث تصویری برای نسل آینده
طبیعی دادم و رشته بیولوژی قبول شدم چون نمره ام به پزشکی نرسید. مگر آن زمان کنکور راه افتاده بود؟ نه به معنای امروز؛ چون تعداد کسانی که می خواستند دانشجو شوند بسیار بیشتر از ظرفیت پذیرش دانشجو بود و دانشگاه های تهران هم اصلی ترین بودند. در همان رقابت اول از 2000 نفر 600 شدم که به پزشکی که فقط 200 نفر می گرفت نرسیدم. در نتیجه دانشجوی بیولوژی شدم. و چطور شد که دو سال
نوجوان بیماری که آرزوی دیدن سردار سلیمانی را دارد+ عکس
به بیماری سرطان روده مبتلا شده و شیفته حرفه پلیسی است. وی افزود: پرهام از بهترین شاگردان وی بود و دوستم همیشه دل نگران او بود. می گفت پرهام کلاس ششم ابتدایی است، پسری درسخوان بوده اما به خاطر بیماری اش نمی تواند سر کلاس درس حاضر شود و کنار همکلاسی هایش باشد و ناچار در خانه درس می خواند. رئیس اداره آموزش فرهنگ ترافیک قائمشهر ادامه داد: با شنیدن این حرف ها بود که تصمیم گرفتم
تنور داغ فقر در کوره های آجرپزی
، مجبوریم بیشتر کار کنیم تا بتوانیم زندگی کنیم، کار باشد، کم نمی آوریم، مواقعی بوده است که 13 ساعت هم کار کردیم تا سفارشات را برسانیم، چون بازار کساد است، اگر کاری گرفته شود برای رقابت با دیگر آجرپزی ها باید بیشتر کار کنیم تا سفارش ها را زودتر تحویل دهیم. شوهرم جای پارک پیدا می کند، درآمدش از آجرپزی بهتر است از او می خواهم که مرا نزد یکی از خانم های کارگاه ببرد، تا بتوانم با
ضرغامی زیر ذره بین
سعید را خوانده بودم. حتی اخیرا در اینستاگرام درباره قاضی سعید مطلبی منتشر کردم. پس خانواده شما به اصطلاح بسته نبود؟ بله. ما 9 خواهر و برادر بودیم و من فرزند هشتم خانواده هستم. همه، جز دو نفر از ما تحصیلات دانشگاهی داریم. دو خواهرم در رشته شیمی و دیگری در رشته پزشکی دانشگاه تهران تحصیل کردند و ایشان که تفاوت سنی کمی با من دارند در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی همراه من بودند و برادرهایم
کوگِ رَشتِ* خوش خون
طبیعت را دریافته بود و افزون بر طبیعت، خود را مدیون و مرهون ساز اساطیری و کهن کرنا و آواها و نواهای مادرش می دانست و هرگز از این دو منبع فیاض و سرچشمه های دل نشین دوری نجست و باوجود زندگی در تهران و کرج، دل به سودای لالی و مسجدسلیمان و خوزستان و بختیاری داشت. او خود همیشه به طنز می گفت: نه استادم و نه استادی داشتم. خواندن را خودم تجربه کردم. مثل گل های سرخ و بابونه های دشت و کهسار بختیاری. استاد من
تعجب نکنید پرسپولیس زمین تمرین ندارد
اینکه شاید شما از نظر فنی بیشتر کار کرده اید، سابقه دارید و حتما در موفقیت های پرسپولیس تاثیر داشته اید اما چندان جلوی چشم نبوده اید. من از دیده شدن لذت نمی برم و نمی خواهم مردم مرا با انگشت نشان بدهند. به صورت ذاتی دستیار نباید خیلی به چشم بیاید چون جزو وظایف ذاتی اش نیست. من دستیار برانکو هستم و برانکو نقش اصلی را دارد و شماره یک است. شاید این تفاوت من است با یک رفتار ایرانی. من نمی دوم جلو
روایت افسانه بایگان از خاطرات پیاده روی اربعین/ امام خمینی (ره) زندگی هنری مرا رقم زدند
دارند. محبت این انقلاب را در دل دارند. برایشان واقعا مساله است و معتقد هستند که یک اتفاقی از دل این سرزمین خواهد افتاد. وقتی به این بارور رسیده اند به آن ها اجازه دهیم کار کنند. من افتخار می کنم که در دوران انقلاب اسلامی و در وطنم و در این برهه از تاریخ زندگی می کنم. حالا هرکسی از ظن خود شد یار من. آن کسی که از شنیدن این مساله دردش می گیرد باید فکری به حال خود کند. من دارم از حقیقت سخن می گویم. شاید هر کسی درباره حرف هایم فکری کند، اما مهم نیست.
ساز هنرمندی که بیماری را از مرگ نجات داد
دوستانم از محله ای می گذشتم متوجه شدم که خانمی روی سکوی خانه اش نشسته و در حالیکه با شنیدن صدای فلوتم به شدت گریه می کرد به سراغم آمد وگفت دختری دارم که به سختی بیمار و در خانه بستری است و قادر به حرف زدن نیست. پزشک معالجش از بهبود او قطع امید کرد.اما زمانی که می توانست صحبت کند همیشه می گفت مادر بگو ساعت بیاید و برایم فلوت بزند. حالا من از شما خواهش می کنم که به خانه ام بیایید و برای او کمی بنوازید
چگونه دراپ باکس با وجود تهدید استیو جابز، به کمپانی 10 میلیارد دلاری تبدیل شد - قسمت اول
دانشگاه توانستم یک سال مرخصی بگیرم. از دانشگاه که جدا شدم، با یکی از معلمان دوره دبیرستانم همکاری را شروع کردم. آن زمان ساختار امتحان SAT از 1600 نمره ای در حال تغییر به 2400 نمره ای بود. به همین دلیل تمامی کلاس ها باید دوباره برنامه ریزی می شدند. اولین شرکتم را وقتی 21 سال داشتم تأسیس کردم شانتل: اما بعد از فارغ التحصیل شدن بود که اوضاع برایت بهتر شد؛ زمانی که وارد یک شتاب
تسخیرکنندگان سفارت آمریکا قهرمان ملی بودند یا خطاکار؟
تنور بچسبانیم . اینها دیگر ربطی به دانشجو و تسخیر سفارت ندارد. برخی می گویند شما رفته اید تسخیر کرده اید و این بستر را فراهم کردید، درحالی که ما تصوری از این اتفاق نداشتیم. عددی هم نبودیم، اگر کسانی فکر کردند دانشجویان عددی بودند که می توانستند، کشور را اداره کنند اشتباه می کنند. به نظرم اگر می خواهند خیلی در این زمینه حرف بزنند با امام صحبت کنند. شاید چون چالش کردن با امام پرهزینه و ما کتک خور و
مددکاری اجتماعی در قلمرو اعتیاد-دکتر آقا بخشی
آنجا مدتی با گروهی شیره ای بسر بردم. بعد از مدتی خسته شدم ، جای بسیار سختی بود. برای آنکه بتوانم جریانات اعتیاد را دنبال کنم ، در دانشگاه دهلی مشغول به تحصیل شدم و توانستم در سال 1353 لیسانس خود را از این دانشگاه دریافت کنم. پس از فارغ التحصیلی از این دانشگاه به وطن بازگشتم و مجددا به بیمارستان ونک – که مدت ها قبل دوره کارورزی خود را در آنجا گذرانده بودم – بازگشتم. در این
شفای عالم نجف آبادی از تربت کربلا/ سادات اصفهان مرهون یک کتاب
از بزرگان و عارفان توحیدی مکتب آخوند ملأ حسینقلی همدانی بوده، استفاده می کند. * شفا با تربت اباعبدالله(ع) این حکایت از زبان شیخ محمدحسن عالم نجف آبادی چنین نقل شده است من در زمان مرجعیت مرحوم آیت الله آخوند خراسانی که در نجف مشغول تحصیل بودم، مریض شدم و این بیماری مدتی طول کشید و پرستاری مرا بعضی از طلاب در حجره مدرسه به عهده داشتند پس از چندی، بیماری من به قدری شدید شد که
رسالت تئاتر چیزی جز دین گرایی نیست
روی صحنه برده است، این بار و در نمایش کُلنل ، سراغ روایت قصه ای از دل سال های مشروطه دوم رفته و در آن داستان عزیز، جوان 35 ساله متمول و جاه طلبی از خاندان قاجار را روایت می کند که به دنبال پوشیدن ردای حاکمیت تهران است. نمایشی که قرار است تا پایان آبان ماه هر شب ساعت 19:30 به مدت 100 دقیقه در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه برود. به همین بهانه سراغ تقیانی پور رفتیم و به گفت وگو با او نشستیم