سایر منابع:
سایر خبرها
به من بگویید تا کِی؟
لباس و بعد با اولین پرواز رفتیم بم. بارها را همانجا دادیم به هلال احمر و خودمان رفتیم که مثلاً کمک بکنیم به زلزله زده ها. آن روز فهمیدم از امداد هیچ نمی دانم و فقط باری هستم روی تلّ مشکلات امدادرسانان حرفه ای. همان شب با یک هواپیمای باری برگشتیم تهران و این تجربه ی سراسر شکست، چقدر تجربه ی گران بهایی شد. یکشنبه صبح با هواپیمای آسمان پریدیم به سمت کرمانشاه. از بچه ها پرسیدم قیمت بلیط را
قاتل: با بالش زن عمویم را خفه کردم
ماجرا را بیان کند چرا که اظهارات او در بازسازی صحنه قتل، در همه مراحل دادرسی مورد استناد قرار می گیرد. در این هنگام متهم پرونده جنایی با معرفی کامل خود گفت: بعد از آن که در ترم آخر مقطع کاردانی رشته برق صنعتی، دانشگاه را رها کردم به دنبال مدرک بهیاری رفتم تا به این طریق در یکی از مراکز خدماتی مشغول کار شوم. خلاصه از چند ماه قبل کارم را شروع کردم درحالی که با دختران زیادی ارتباط داشتم. با این وجود
قتل فجیع مرد تاجر در آشپزخانه رستوران
به گزارش تهران نیوز ، سه زندانی که متهم اند مرد تاجر را به خاطر اختلافات مالی کشته و اثر انگشت او را پای اسناد نشانده اند، در جلسه محاکمه قتل را گردن هم انداختند. 12 آبان 92، جسد سعید داخل خودرویش در یکی از خیابان های شهر قدس پیدا شد. با بررسی پرینت تماس های سعید، ردپای مردی آشپز به نام هوشنگ در ماجرا به دست آمد. او در بازجویی ها گفت: مقتول چند قطعه زمین و مغازه ام را به نام خودش کرده
ناگفته هایی از زندگی 312 مبارز عاشق / بوی عود، بوی دلتنگی، بوی گل محمدی
جدی تری در رسانه ها و فضای مجازی مطرح شد ، مهدی این اخبار را دنبال می کرد و از قتل عام انسان ها به داعشی ها و تخریب اماکن مقدسه خیلی ناراحت بود، به خاطر همین یک روز آمد به من گفت که من تصمیم را گرفتم که برای دفاع از حرم به سوریه بروم و من هم مخالفتی نکردم چون قبل از این ماجرا ها، رفتار نیروهای تکفیری را در افغانستان دیده بودم و می دانستم اگر اینها بر زینبیه تسلط پیدا کنند ، چه خسارت هایی وارد
گزارش برنامه نود 6 آذر 96
کرد: همسرم ورزشکار نیست؛ خودم در کودکی ژیمناستیک کار بودم و پنج سال این رشته را ادامه دادم. هافبک استقلال تاکید کرد: فعلا درباره خداحافظی از فوتبال فکر نمی کنم چون می خواهم در جام جهانی بعدی باشم و 5 سال دیگر بازی کنم؛ برای دور بعد انتخابی جام جهانی با ایران در یک گروه نیستیم. جپاروف با ابراز امیدواری برای تیم ملی ایران در جام جهانی 2018 گفت: امیدوارم تیم ملی ایران در گروه خوبی
اجرای نقشه جنایت در پوشش جستجوی گنج
مردی که دوستش را به بهانه یافتن گنج به منطقه کوهستانی کشیده و به قتل رسانده بود، دستگیر شد. زنی روز ششم آبان با مراجعه به کلانتری حسن آباد به مأموران اعلام کرد که پسرش به نام غلامرضا (32ساله)، ساعت 16 روز قبل از منزلش بیرون رفته و هنوز به خانه بازنگشته است. با آغاز تحقیقات از خانواده غلامرضا، همسرش به نام سمیه (29ساله) در اظهارات اولیه به کارآگاهان گفت: شوهرم به دنبال گنج از خانه بیرون
حاشیه های سفر رهبر انقلاب به منطقه زلزله زده ؛ "به من بگویید تا کی؟"
جمهور و رئیس مجلس رفته بودند و بازدیدهایی کرده بودند و برگشته بودند. و البته میدان را باید سپرد به کسی که تجربه ی چندتا زلزله و حادثه را از سرگذرانده و می داند که رسیدگی به زلزله زده یک تخصص است و ساعت به ساعت اولویتش عوض می شود. ساعت های اولیه، اولویت نجات است. چند ساعت بعد دیگر نجات بی معنی است و رسیدگی به بازماندگان اولویت دارد. مسئول میدان باید بداند که به بازمانده ی شوک زده باید آب و غذا و
شمارش معکوس برای اعدام جنایتکار خطرناک!
چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی اصغرعبداللهی ارسال شد. متهم درآخرین دفاعیاتش ضمن تشریح جزئیات جنایت به قضات گفت: من و مهدی بچه محل بودیم. با آنکه من و همسرم به منطقه اسلامشهر نقل مکان کرده بودیم اما هر هفته خانوادگی با او و همسرش قرار می گذاشتیم و به دیدن هم می رفتیم. ماه ها بود من و مهدی ترامادول مصرف می کردیم. اما حدود یک ماه و نیم قبل از حادثه، قرص هایی به نام دراگون خریدیم.
پول سفر را از کجا بیاوریم؟
را هم فتح کرده است. به اعتقاد این ماجراجو که جزو 20 مرد پر سفر دنیا شناخته شده، نه تنها پول، بلکه ویزا، خانواده، بچه دار شدن، بهداشت ضعیف یک منطقه و حتی ناامنی، هیچ کدام مانع سفر نمی تواند باشد. او باور دارد که یک مسافر هیچ وقت گرسنه و یا در خیابان نمی ماند. پاکروان تا چند سال پیش یک تحلیل گر اقتصادی بود که در بازار بورس لندن کار می کرد اما در اقدامی جسورانه زندگی خود را
پیدا کردن گنج؛ نقشه ای برای جنایت هولناک
و چند ساعت بعد سعید با من تماس گرفت و مدعی شد بلایی را که گفته بود سر غلامرضا آورده است. من هم از ترس اینکه گرفتار شوم از این ماجرا چیزی به پلیس نگفتم. با اعترافات زن جوان، سعید دستگیر شد و ادعا کرد که غلامرضا را به اصرار سمیه به قتل رسانده است. او گفت: سمیه به خاطر اختلافات شدیدی که با شوهرش داشت از من خواست او را به قتل برسانم. من هم روز حادثه به بهانه عکس گرفتن از منطقه ای که احتمال
وقتی فهمیدم میترا با مرد دیگری ارتباط دارد از همه زن ها متنفر شدم..!
کشیدن اولین نخ سیگار در سال اول دبیرستان، ترک تحصیل در ترم آخرم مقطع کاردانی رشته برق و سرگرمی های عاشقانه خیابانی را سرآغاز بدبختی هایش ذکر می کرد، درباره سرگذشت خود افزود: تک پسر خانواده هستم و تنها خواهرم نیز ازدواج کرده است. اولین بار در کلاس اول دبیرستان به همراه چند تن از هم کلاسی هایم بعد از تعطیلی مدرسه به پارک رفتیم و سیگار کشیدیم. آن روز من برای خودنمایی و برای آن که نزد دوستانم کم
روایتی از زندگی پاکبان یزدی با کارشناسی ارشد
خواندم. آن روزها به عنوان یک دانشجوی روستایی همه سختی ها و مشکلات را تحمل می کردم تا بهترین نمرات را کسب کنم. سرانجام بعد از چهار سال با بهترین معدل فارغ التحصیل شدم و دانشگاه نیز به دلیل ممتاز شدن من در مقطع کارشناسی، اجازه داد تا بدون کنکور تحصیلات را در مقطع کارشناسی ارشد ادامه بدهم. احساس می کردم به آرزویم رسیده ام و همیشه در ذهنم خودم را در قامت شهردار یک شهر یا دبیر جغرافیا تصور می کردم.
به من بگویید تا کِی؟
بیاورید ببینم چه می خواست بگوید. جوان جلو آمد. تا رسید شروع کرد: چند سال جنگ زده بودیم، به خداوندی خدا حالا وضعمان از آن موقع بدتره، اول امیدمان به خدا بعد به شماست. آقا گفت: شما زمان جنگ یادته؟ جوان گفت: یادم نیست ولی چیزهایی شنیدم. آقا گفت: من آن زمان جنگ هم اینجا بودم. جوان ادامه داد: افتخاره برای دهستان ما که تشریف آوردید، از خدا می خواستیم یک وقت دیگر می آمدید جلوی پایتان قربانی می کردیم
مروری بر روزنامه های 7 آذر 96
بی بی سی: روزنامه های امروز صبح تهران، سه شنبه 7 آذر در گزارش های اصلی خود از قطعی شدن دو سال زندان برای سعید مرتضوی دادستان پیشین، به عنوان همکاری در قتل یکی از قربانیان حوادث سال 88 در کهریزک خبر داده و به اظهارنظر درباره اش پرداخته اند. اعلام باخت کشتی گیر پیروز ایران، برای جلوگیری از برخورد وی با کشتی گیر اسراییلی نیز در گزارش های این روزنامه ها آمده است. احتمال مذاکره بر سر موشک
روایت روزنامه اصلاح طلب از حاملگی ناخواسته!
دانشجویان دانشکده حقوق- که برای زلزله زدگان پول جمع می کردند- قرار گرفتم و فراخوانی در توییتر منتشر کردم؛ با انتشار فراخوان در همان ساعت اول مبالغ واریزی به بالای 10 میلیون تومان رسید و تا زمانی که من بیدار بودم واریزی ها به 50 میلیون تومان رسید و ظهر چهارشنبه این بالای 500 میلیون رفت و من متوجه شدم اتفاقی در حال وقوع هست و لذا تصمیم گرفتم به سمت منطقه زلزله زده بروم. من وقتی به منطقه رسیدم
رابطۀ سینما و مافیا
تدبیر24 ترجمان نوشت: کارلوس مونیوز پورتال ظاهری جوان و لبخندی گشاده داشت. از جوانی می خواست در صنعت سینما کار کند. تا آن زمان در مکزیک برای چندین فیلم بزرگ هالیوودی مأمورِ یافتن لوکیشن شده بود، فیلم هایی مانند آپوکالیپتو ی مل گیبسون و قسمت چهارم سریع و خشمگین . آخرین کار او برای نت فلیکس بود: فصل چهارم سریال نارکوز که قرار بود به جای کلمبیا در مکزیک اتفاق بیفتد و به کارتل خوآرز بپردازد که در شهر مرزی خوآرز مستقر هستند؛ شهری که فاصلۀ بسیا
شهلا جاهد با اسرار زیادی قصاص شد!
است. او دو اعتراف دیگر نیز داشت، شهلا گفته بود من کشتم و شب جنایت در آنجا پنهان بودم و بعد در اعتراف دیگری گفته بود: شب قبل از جنایت در خانه لاله پنهان بودم، اما صبح پیش از ترک آنجا دیدم دو مرد آمدند و او را کشتند به خاطر همین صحنه قتل را با تمام جزییاتش می دانستم. شهلا به قصاص نفس – اعدام- محکوم شد و این رأی در مدت 8 سال از سوی بیش از 31 قاضی بازخوانی شد و همه رأی به محکومیت شهلا دادند و جالب این که وی با وجود ادعا برای گفتن حرف های تازه، هیچ گاه مساله جدیدی را پیش نکشید.
انسان معلق در قاب عکس های یک عکاس
فیگور، حرکت و فرم را بشناسم و درک کنم و تخیل روایت پردازی ام را تقویت کرده است. این هنرمند درباره ضربه دوازدهم نام این نمایشگاه گفت: بعد از دوازدهمین ضربه ساعت؛ نیمه شب آغاز می شود و انسان به تدریج آماده وارد شدن به دنیای خواب و رؤیا می شود و از روزمرگی فاصله می گیرد و درست این موقع است که ناخودآگاه انسان فعال می شود. حقی افزود: علاقه ام به درونیات انسان و همان آنیما در این
دلنوشته تولد خودم برای سلیقه های مختلف
هیچ کس تولد مرا یادش نیست. یک حکایتی هست که در آن مادری به بچه اش زنگ می زند و بچه عصبانی می شود و پشت تلفن داد می کشد که چرا مادر او را از خواب بیدار کرده است؛ مادر می گویند تو مرا سال ها پیش بیدار کردی و من تو را فلان سال قبل در همین ساعت به دنیا آوردم و حالا می خواستم یادت بیندازم و فلان و بهمان... مادر من آنقدر دور نیست که مجبور به تلفن زدن باشد. فقط نمی دانم چرا هیچ وقت روز تولد مرا
گفت وگو با رضا نیازمند درباره تکنوکراسی عصر پهلوی
اینکه هر کس به این مدرسه می رفت وقتی که فارغ التحصیل می شد، شغلش از طرف دولت تضمین شده بود و دولت به او شغل می داد. یعنی به او اطمینان داده بود که ما شما را استخدام می کنیم. اما بچه های دانشکده فنی بعد از فارغ التحصیلی باید به دنبال کار می گشتند. کلاس ها به زبان آلمانی برگزار می شد، یک مترجم آنچه را که استاد می گفت برایمان ترجمه می کرد. البته بعد از مدتی هم خودمان دست و پا شکسته آلمانی یاد گرفته بودیم
‘پی کی یو’ها: تنها با رژیم غذایی زنده ایم
دادند یکی از والدین بچه های مبتلا به پی کی یو که خود را ‘منیره صفری’ معرفی کرد، گفت: چهار فرزند دارم که آخرین آنان مبتلا به فنیل کتونوری است و دکترها بیماری پسرم را در 16 سالگی، وقتی که تاثیر خود را بر مغز فرزندم گذاشته بود، تشخیص دادند. صفری گفت: فرزندم تا هفت سالگی مشکلی نداشت و حتی یک سال در مدرسه تحصیل کرد اما کم کم تمرکز، یادگیری و میزان هوش وی کاهش یافت، دائما گریه های شدید
کودکانی که در شرایط آسیب زا از والدین شان جدا می شوند/ بدون شناسنامه، دور از والدین
دنیا آمد آذر تا یک سال سر کار نرفت. شوهرش با یک فلاسک در یکی از پارک های آریاشهر چای می فروخت: از قبل از عید امسال دوباره رفتم سر کار، توی یک شرکت ویزیتوری می کردم. صبح تا ساعت 2، بچه را شوهرم نگه می داشت، همان پارک نزدیک محل کارم که من بتوانم به بچه سر بزنم. یک روز صبح دیرمان شده بود، بدون صبحانه از خانه راه افتادیم و من هم یادم رفت شیر بچه را بیاورم. گفتیم همان پارک کنار شرکت صبحانه بخوریم. رفتم
زن عمویم تنها بود که به سراغش رفتم! + عکس
او روی تختخواب منزل به قتل رسیده بود. دقایقی بعد با حضور قاضی ویژه قتل عمد و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی در محل جنایت، تحقیقات در این باره آغاز شد تا این که سرنخ ها به جوان 28 ساله ای به نام علی (یکی از بستگان نزدیک پیرزن ) رسید و او با صدور دستوری از سوی قاضی میرزایی بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد. بازسازی صحنه جنایت علی، متهم یک پرونده جنایی که فقط 24 ساعت بعد از
صادق زیباکلام: مثل حاملگی ناخواسته بود
بررسی دقیق قرار می گرفت امروز شاهد این پدیده نبودیم که یک استاد دانشگاه بتواند در کمتر از 48 ساعت دو میلیارد پول جمع آوری کند. یارانه با کمک به زلزله زدگان قابل مقایسه نیست. اغلب افراد تمایل دارند که پول بیشتری به دست بیاورند، هرچند این مبلغ قابل توجه نباشد. من در همان زمان درباره یارانه ها یادداشتی نوشتم و رفتار مردم برای ثبت نام یارانه را با ماجرایی در سال 1357 مقایسه کردم. در
حلاوتی که با 6 سال ممارست بدست آمد/ درخشش مدال حفظ کل قرآن در کنار درجه ناخدا سومی
زیادی به من داده است. از جمله این برکات وجود همسر و فرزندانم و سلامتی آنهاست و پیشرفتم در کار که آن را هم از برکات قرآن می بینم. احساس می کنم یکی از افرادی بودم که طی این چند سال در نیروی دریایی و ارتش بیشترین فعالیت را از لحاظ حضور در مسابقات و فعالیت های قرآنی داشتم که این از توفیقات و برکات خداوند و قرآن بود، بهتر بگویم با دوستانی که همراه بودیم در همان رشته های سه جزء و 10 جزء و
قاتل: مقتول را به بهانه گنج به کوه بردم +عکس
به گزارش بلاغ ،پایگاه خبری ریشه، ششم آبان ماه زنی با مراجعه به کلانتری 176 حسن آباد به مأمورین اعلام داشت که پسرش به نام غلامرضا 34 ساله، ساعت 16 روز قبل از منزلش واقع در حسن آباد بیرون رفته و هنوز به خانه بازنگشته است. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع فقدان افراد و به دستور رئیس شعبه 102 دادگاه عمومی فشافویه، پرونده در اختیار پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. با
تاریخ | متن مناظره کروبی و موسوی درباره ی احمدی نژاد
خواه ، آنجا مرا معرفی کردند و خودشان آمدند پشت سر من نماز خواند و یک مجموعه بچه های بسیار خوب انقلابی آنجا بودند که یکی از کانونهای انقلاب بود که من چند سال هم زندان بودم، همه هم به خوبی می دانند. وی افزود: از اول عمر زندگیمان تا به حال یک خانه داشته ایم ، خانه مان هم از 16 هزار تومانی شروع شده تا به بالا، اتفاقاً به خاطر انتخابات، این ماه نصفش را فروختیم و سه دانگ داریم و داریم می سازیم
احترام بر فراز آسمان
ما نزدیک به دو ساعت با او گپ زدیم، گفت وگوی جالبی که برایمان خاطره شد، خاطره از کاپیتان 48 ساله شرکت هواپیمایی آسمان که سال هاست در سالن های فرودگاهی کشور می گردد به امید کمک کردن به مسافری مستاصل. ابراهیم ناجیان در هر پرواز چند صندلی سهمیه خلبان دارد که بی چشمداشت به این آدم ها می دهد. در کابین او نیز به روی همه باز است؛ چه چیزی از این استثنایی تر؟ شما خلبان متفاوتی هستید. خودتان می دانید متفاوتید؟ هر خلبانی یک خصوصیت دارد، مثلا کسی درسش
فرار از کابل با دست های خون آلود
تماس تلگرامی به او گفته که به ایران برگشته و در تهران زندگی می کند. با این اطلاعات، من هم به ایران آمدم تا تعقیبش کنم و فهمیدم دامادمان در خیابان فلسطین در یک ساختمان سرایداری می کند. با توجه به درخواست پلیس بین الملل افغانستان و شکایت پسر مقتول، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت ساعت 12 ظهر 23 آبان و با هماهنگی بازپرس ویژه قتل پایتخت راهی خانه نیمه سازی که محل کار و اقامت
زاگرس نشینان مهربان/بخشش یادگاری های بهشت
کسی را هم نداشتند تا از آنها در این شرایط و پس از زلزله حمایت کند، ذهن من را بشدت درگیر کرده بود. دوست داشتم برای آنها کاری انجام دهم. از همان فردای زلزله به دنبال راهی برای کمک این کودکان بودم. شما قبل از زلزله در قرعه کشی بانک برنده شده بودید؟ نه. روز چهارشنبه یعنی دو روز بعد از زلزله حوالی ظهر بود که از طرف بانک سپه با من تماس گرفتند و گفتند که در قرعه کشی حساب های قرض الحسنه این