سایر خبرها
کری با برجام منطقه را انبار اسلحه می کند
همچنین عنوان کرد: هم اکنون تلاش گسترده ای برای همکاری با ایران در مورد موضوعات دیگر وجود دارد. وی گفت: ما باید گفت وگویی جدی با همسایگان خود از جمله ایرانی ها داشته باشیم و با همدیگرنگرانی ها را حل کنیم. ایران همسایه ما در منطقه است. ما مجبور هستیم با همدیگر زندگی کنیم. منبع : روزنامه جوان
اهمیت روابط ایران و روسیه در پساتوافق
غربی ها در امور داخلی کشورها، گسترش ناتو، و سپر موشکی اشتراک نظر وجود دارند. در برنامه سیاست خارجی دولت دکتر روحانی، تعمیق و گسترش روابط با روسیه، چین و هند به عنوان یک اولویت اصلی ذکر شده است. 3) توافق وین می تواند برخی معادلات مناقشه ساز در منطقه خاورمیانه را نیز به نفع ثبات و امنیت منطقه ای و جهانی دگرگون سازد. رفع سوء تفاهم ها در مناقشه اتمی، زمینه ساز دخالت کمتر آمریکا در امور کشورهای
صدای پای روباه
العرب ترجمه و منتشر کرد که نشان می دهد پالس هایی میان دولت روحانی و انگلیسی ها در منطقه نیز دریافت شده است. روزنامه العرب با اشاره به اینکه نحوه تعامل ایران و انگلیس با بحران های منطقه و جهان اختلافات ریشه ای دارد، نوشت: انگلیس در حال فراهم کردن مقدمات از سرگیری روابط دیپلماتیک با ایران است. به نوشته پایگاه اینترنتی روزنامه العرب چاپ لندن، ناظران مسائل سیاسی معتقدند اقدام انگلیس به کم
پایان ماه عسل ترکیه با داعش
اخیر به عنوان یک پایگاه نظامی کلیدی از سوی نظامیان آمریکایی مورد بهره برداری قرار گرفته است. از زمان آغاز حملات ائتلاف به رهبری آمریکا بر علیه داعش، مقامات آنکارا مانع از استفاده از این پایگاه از سوی آمریکایی ها جهت سرکوب داعش شده اند. گفته می شود در خلال گفتگوهای اخیر ترکیه پذیرفته است که مجددا این پایگاه را در اختیار نظامیان آمریکایی قرار دهد. مولود چاوش اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه در
برجام انتها ندارد امید آمریکا غربگرا شدن ایران است/ سرافکندگی حامیان دولت از توقیف و تحدید مطبوعات ...
استاندار تهران شد ایرنا: استاندار تهران در حکمی داود کرمی را به سمت سرپرست معاونت هماهنگی امور اقتصادی و بین الملل استانداری تهران منصوب کرد. سیدحسین هاشمی در این حکم، نظارت بر انطباق فعالیت های استان با اهداف و خط مشی های توسعه ملی و منطقه ای را از وظایف معاونت هماهنگی امور اقتصادی و بین الملل عنوان کرده است. ** ایران هیأت تجاری انگلیس به تهران می آید مدیر
پاسخ صریح صالحی به زاکانی/ شرق تا غرب مهمان ایرانند/ عاقبت یک جدایی/چرخش نگاه اعراب به توافق هسته ای/ ...
این گزارش با تیتر چرخش نگاه اعراب به توافق هسته ای می نویسد: ئیس شورای همکاری خلیج فارس: توافق هسته ای به ثبات منطقه می انجامد خالد العطیه رئیس شورای همکاری خلیج فارس در نشست مشترک خود با کری از توافق هسته ای ایران استقبال کرد همزمان با سفر جان کری برای جلب حمایت اعراب، باراک اوباما با یهودیان امریکا برای خنثی کردن تلاش نتانیاهو به گفت وگو پرداخت نیویورک تایمز در گزارشی از نشست سه جانبه وزرای خارجه
استراتژی معامله سهام در پساتوافق
بورس آلمان است و آن هم در بورسی که تقریبا 50 سال بعد از بورس تهران باز شده است. سهامداران ایرانی بعد از نزدیک به دو سال فرصت آن را خواهند داشت که بخشی از زیان های خود را جبران کنند و شاید هم سود کنند. من هم بسیار امیدوارم؛ من هم بسیار خوشحالم. شاید همان قدر که آقای داو و آقای جونز در سال 1889 خوشحال و امیدوار شدند وقتی شماره اول روزنامه وال استریت را در 4 صفحه منتشر کردند. در این چند روز
حداد عادل: امیدواریم آستانه تحمل دولت بالا برود
واقع بین باشیم. آقای انصاری معاون پارلمانی رئیس جمهوری سال گذشته گفته بودند که حدود 70 درصد سؤالات متعلق به 30-40 نفر از نمایندگان است. روزنامه ایران هم گزارشی را بر اساس آمار رسمی منتشر کرد که نشان می داد حدود 20 درصد سؤالات متعلق به فقط 3 درصد نمایندگان است؛ یعنی 10 نماینده ای که بیشترین سؤال را از وزرا داشتند 20 درصد سؤالات را به خود اختصاص داده بودند. نکته قابل تأمل تر اما اینکه از
مشروطه شکست نخورد، نافرجام ماند/ انقلاب اسلامی در امتداد مشروطه
انگلیسی ها نقشه آن منطقه را تقاضا کرد. در واقع اشکال این است که ما تشکیلات و تداوم در کار نداریم و هیچ چیز تداوم ندارد. بنابراین به سختی قادر به حل مشکلات هستیم و بارها همان اشتباهات را تکرار می کنیم. ببینید یک دانشکده در آکسفورد به نام نیوکالج هست که سابقه هفتصد ساله دارد. اما دارالفنون چقدر دوام یافت؟ دانشگاه تهران بسیار مهم بود اما با کدام سابقه و کدام اساتید؟ *چه تفاوت
از روزگار تعلیق تا عصر توافق / دیپلماسی روسی ایرانی سوری در تهران
/> آیت الله هاشمی رفسنجانی: در مذاکرات هسته ای مقتدرانه عمل شد وزیر اقتصاد: آثار رفع تحریم از اواخر امسال نمایان می شود دکتر ظریف: دولت برای حل مسئله هسته ای شرایط جدیدی ایجاد کرد کری با برجام منطقه را انبار اسلحه می کند ظریف: نقض عهد کنند پیچ و مهره هسته ای را می بندیم دیپلماسی روسی ایرانی سوری در تهران پ.ک.ک: در حمله انتحاری 50
شرق به نقل از نمایندگان: امضای مرتضوی پای سند زنجانی
این روزنامه با انعکاس موضوع افشاگر نارمک نشین به مرور زندگی حسن آیت در سالگرد ترور وی پرداخت و آورد: انقلاب اسلامی ایران پیروز شد بدون آنکه اثری از شاخه نظامی که حسن آیت پیش از آن تشکیل داده بود، در این پیروزی دیده شود. همه چیز تغییر کرده بود. نیروهایی که مشغول مبارزه با نظام پهلوی بودند باید خود را بازتعریف کرده و نقش جدیدی ایفا می کردند. آیت هم با گذشته پر راز و رمزی که داشت تلاش کرد تا جایگاه خود را در نظام نوپای ایران بیابد. حسن آیت 14 مرداد 1360 مقابل
نقش بازیگران منطقه ای در سوریه؛ دمشق کانون توجه همسایگان و غرب
پایبندی به گزینه های مورد نظر کشورهای بزرگ رها شوند. به عبارت دیگر کشورهای منطقه در تلاش برای دستیابی به شبکه های تفاهم با یکدیگر بوده و در این راه از اختلافات بین ابرقدرت ها نیز بهره می گیرند و جالب اینکه این تکاپو در لحظه ای در جریان است که از نظر ترسیم نشان های نظام جدید جهانی حساس و سرنوشت ساز است. در این میان این سوال مطرح است که داعش در نزدیک شدن نیروهای منطقه ای چه
نقشه راه اصلاح طلبان برای دوران پساتوافق
دولت - انتقاد از سیستم رسانه ای دولت و تلاش برای رادیکال ساختن آن - تلاش برای قرارگرفتن توسعه سیاسی اصلاح طلبانه در دستور کار دولت روحانی - عدم همراهی اعتدال- اصلاحات در حوزه سیاست داخلی - هشدار به دولت و زیر سوال بردن پایگاه اجتماعی دولت - تاکید بر جریان سوم نبودن اعتدال - تاکید بر پروژه بودن روحانی و دولت یازدهم و شبیه سازی آن با
نفوذ ایران برای حل مسائل منطقه
در مطلب روزنامه آرمان امروز می خوانیم : یادداشت آقای ظریف که روز دوشنبه در روزنامه السفیر و الشروق و یکی دیگر از روزنامه های منطقه منتشر شد، همزمان با سفر جان کری به مصر و قطر بود. جان کری در این سفر شرح کاملی درمورد قرارداد هسته ای ایران با قدرت های جهانی به این کشورها داد. اما نامه ظریف حاوی پیشنهاد پراهمیتی است. ایجاد مجمع گفت و گو برای حل مسائل منطقه نکته ای بسیار حائزاهمیت و توجه است. لذا
آخرین خبرها پس از توافق هسته ای
کشاورزی مان و وزیر مشاور در تجارت خارجی خواسته ام در این سفر حضور داشته باشند. شرکت ها در حال آماده سازی برای این سفر هستند. 14:31 وزیر امور خارجه کشورمان با عالی خواندن مذاکرات اخیر در سه کشور منطقه، تأکید کرد: همسایگان، اولویت ما و یک گزینه ضروری و ارزشمند هستند. 13:16: ژنرال ارشد ارتش آمریکا از جمع بندی نهایی مذاکرات هسته ای حمایت کرد و گفت: این توافق برای همکاری با متحدان
بحران خشکسالی نه سیاسی بلکه تاریخی است
گزارشی به شرح افزود: بحران کمبود آب در ایران تا چه حد جدی است؟ تاثیر سیاست ساخت سدها و حفر بی رویه چاه های عمیق چه تاثیری بر روند کم آبی داشته؟ پیامدهای خشکسالی در این کشور چه ابعادی می تواند پیداکند؟ این نوشته تلاش می کند به این پرسش ها پاسخ دهد. گزارش سازمان ملی هوانوردی و فضایی ایالات متحده آمریکا، ناسا که در مجله ملی اقلیم شناسی درایران نیز منتشر شده، ایران را در رتبه چهارم درمیان 45 کشور
حکایت مفصل ظریف و شورای راهبردی روابط خارجی
. وزیر امور خارجه اظهار داشت: اتفاقی که افتاده این است که این فضا نه در یک محیط بدون سابقه بلکه در یک محیط با سابقه به وجود آمد که قطعنامه، تعداد زیادی تحریم و تحریم های جدیدی در آن تصویب شد که با ورود این دولت در کنگره آمریکا به تصویب رسید ؛ کنگره ای که قصد داشت همین حق رییس جمهور برای عدم اجرای تصمیمات کنگره را هم محدود کند و یا کاملا از بین ببرد. من معتقدم به عنوان کسی که مقداری با حقوق
17 سال حمله روزنامه های زنجیره ای
خود را به چنین روش های تکراری اختصاص دهند. روزنامه های زنجیره ای روز گذشته در کنار آنکه تلاش کردند تیترها و تصاویر نخست خود را با مباحث انتخاباتی برجسته کنند و در کنار آن به بحث نامزد شدن رسمی آیت الله هاشمی رفسنجانی دامن بزنند اما از سوی دیگر تلاش کردند –مانند هفته های اخیر- حمله به شورای نگهبان به عنوان یک هدف استمراری را هم مورد توجه قرار دهند. بهانه روزنامه های زنجیره ای برای
صادق زیباکلام: تا بهار 92 کسی نمی توانست سؤال هسته ای بپرسد
برای کاستن از تنش بود... احمدی نژاد در دوره ای به دنبال آن بود تا با حل مسأله هسته ای برای خود در عرصه داخلی و بین المللی اعتبار کسب کند، نظام را وابسته به خود کند و از آن اعتباری که - به باور خود - به دست می آورد، بهره برداری سیاسی کند تا نامزد مورد نظر خود را در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، به پیروزی برساند. اما امریکایی ها حاضر نشدند که مذاکره را با وی پیش ببرند، زیرا هم به احمدی
فابیوس درپی نزدیک کردن فرانسه به ایران با استفاده از مشترکات است
ایران این روزها شاهد حضور گسترده دیپلمات های ارشد اروپایی است بطوریکه در هفته گذشته ابتدا فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، و پس از آن لوران فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه، میهمان مقامات ایرانی بودند. حضور این افراد سرشناس در تهران به دلیل گشایشی است که به موجب حصول توافق هسته ای میان ایران و کشورهای 1+5 به وجود آمده از همین رو کشورهای غربی در تلاش هستند تا با پیشی گرفتن
چرا روسیه تلاش دارد عربستان را از باتلاق سوریه نجات دهد
به سعودی ها دو ائتلاف را پیشنهاد کرده است، یک ائتلاف با سوریه، ترکیه و اردن برای مبارزه با تروریسم و ائتلاف دیگر در زمینه امور دفاعی با مشارکت ایران و کشورهای خلیج فارس که هدف از آن از بین بردن نگرانی این کشورها است. سیاست عربستان در ویرانی و اشغال عراق روزنامه الاخبار لبنان در بخش دیگری از مقاله خود نوشت: عربستان در طول ربع قرن گذشته سیاست های غیر عاقلانه ای در پیش گرفت، از
حماقت های آمریکا در سرزمین عجایب عراق / یادداشتی از اندرو باسویچ در تام دیسپچ
/> * اینکه اگر ایالات متحده خود را قیم مسئله ی عراق نداند، هیچ امیدی به حل این مسئله نیست؛ یعنی، این صرفا اقدام یا عدم اقدام واشنگتن است که سرنوشت کره ی زمین را تعیین می کند. * اینکه اعمال رهبری به معنی و در واقع مستلزم بکارگیری قوای نظامی است؛ بدون اراده برای شل کردن افسار قدرت نظامی، امکان تصور رهبری جهانی وجود ندارد. از یک منظر اساسی، هدف دم و دستگاه امنیت ملی که رسانه های
برخی از احکام حکومتی آخوند خراسانی
مجلس و امور حکومتی و نیز تبعیدش از مملکت را خواستار شدند، وگرنه حکم به اخراج نماینده ای که با رأی مردم به مجلس فرستاده شده است، دخالت در حکومت و محدود کردن حق حاکمیت مردم است. تقی زاده در این مسیر تنها نبود، لذا آخوند خراسانی با توجه به افراط کاری و پرده دری سوسیال دمکرات های تندرو همگام با تقی زاده در تلگراف مهمی که می توان از آن به منشور اسلامیت نهضت مشروطه یاد کرد، اهداف نهضت مشروطه
آیا پرونده 4 سال جنگ سوریه بسته می شود؟
در چهار سال گذشته بسیاری از بازیگران خارجی توسل به جنگ را راهکار سوریه می دانستند اکنون بخش عمده ای از بازیگران توسل و تمرکز بر راه حل سیاسی را مناسب ترین روش برای حل بحران سوریه می دانند. عبداللهیان افزود: آقای بوگدانف نماینده آقای پوتین در خاورمیانه به تهران سفر خواهد کرد و ما در خصوص آخرین وضعیت منطقه و راهکار سیاسی در سوریه با یکدیگر گفت و گو خواهیم کرد، ولید المعلم وزیر امور خارجه
ژست سیاسی سازمان جنگل ها/چرا طرح صیانت از جنگل های شمال تعطیل شد/وقتی متولی تیشه به ریشه می زند
شمالی که متولی امور چوب هستند اتحادیه چوب شمال کشور را شکل دهند تا این اتحادیه مدیریت واردات چوب را انجام دهد. نماینده مردم ساری و میاندورود با اشاره به اینکه کمیته انطباق مجلس تمامی مصوبات دولت را بررسی می کند، اظهار کرد: از طریق هیئت رئیسه مجلس و ابلاغ به کمیته انطباق، ماده شش مصوبه دولت درباره تنفس جنگل را رد می کنیم و این مشکل حل شدنی است و جای نگرانی ندارد. *اگر طرح های
آفتاب یزد، به دیدار جانبازی با چهره ای عجیب رفت /قصه غصه های 26 سال تنهایی دلاور مرد سرزمینم، چه ساده ...
صورتش باعث شده تا هر که او را می بیند هر گمانی جز واقعیت را از ذهنش عبور دهد، عقب ماندگی، جذام، سوختگی و ... . عکس العمل و واکنش ها هم تقریبا یکسان بوده، هر غریبه ای که در کوچه و بازار او را می بیند یا از او روی بر می گرداند یا ناخودآگاه صورتش در هم کشیده می شود. از او فقط عکسی دیده بودیم، نام و نشانی هم نداشتیم، پیگیر شدیم، فهمیدیم 26 سال است که مردی در مشهد مردانه زندگی می کند، بی هیچ هیاهو و سر و صدایی و همسری که او هم مردانه به پای این زندگی ایستاده است. به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه خراسان، حاج رجب محمدزاده، یکی از جانبازان 70 درصد کشورمان است که ظاهرا وضعیت جسمی و نوع مجروحیتش او را از یاد خیلی ها برده است. او از سال 64 به عنوان بسیجی چهار مرحله به جبهه اعزام شده و آخرین باری که خاک جبهه تن حاج رجب را لمس کرد، سال 66 و در مکانی به نام ماهوت عراق بود. قرار شد برای دیدن حاج رجب به خانه اش در یکی از مناطق پایین شهر مشهد برویم، درحالیکه تا قبل از رسیدن به خانه او هنوز تردید داشتیم که آیا این شخص همان مردی است که ما به دنبالش بودیم یا نه، وارد خانه که شدیم، مردی به استقبالمان آمد که دیدن صورتش تمام تردید های ما را به یقین تبدیل کرد. وقتی به دنبال نام و نشانی از حاج رجب بودم، می گفتند جانبازی که شما دنبالش هستید یک سوم صورتش را از دست داده، نمی تواند به خوبی حرف بزند، اما همین باعث می شد تا برای دیدنش مشتاق تر شوم، وقتی وارد خانه اش شدم و او را دیدم، تنها سوالی که در ذهنم بی جواب ماند این بود که دو سوم دیگری که می گویند از صورت این مرد باقی مانده، کجاست؟ وارد خانه که شدیم مردی به استقبالمان آمد که تنها پیشانی و ابروهایش کمی طبیعی به نظر می رسید، بینی، دهان، دندان، گونه و یکی از چشمهایش را کاملا از دست داده بود، چشم دیگر او هم به سختی باز می شد و مقدار اندکی بینایی داشت. مقابلش نشستیم، روز جانباز را با اندکی تاخیر به او تبریک گفتیم، حاج رجب هم با زبانی که به سختی با آن سخن می گفت از ما تشکر کرد، دیدن صورتش کمی ما را بهت زده کرده بود و شروع مصاحبه را سخت تر... از او پرسیدم چه شد که صورتتان را از دست دادید، آن لحظه را یادتان هست؟ حاج رجب با صدایی که به سختی و کمی نامفهوم شنیده می شد، لحظه مجروحیت خود را اینگونه برایمان وصف کرد: خیلی کم یادم است، فقط اندازه یک ثانیه، در سنگر داشتم برای کلمن یخ می شکستم و دو نفر از همرزمانم در کنارم بودند، ناگهان خمپاره زده شد و بعد از اینکه احساس کردم خون زیادی از من می رود، بیهوش شدم. طوبی زرندی، همسر حاج رجب به کمکش می آید، همزمان که او برایمان از لحظه مجروح شدنش می گوید، همسرش هم جملات نامفهوم حاج رجب را برایمان بازگو می کند؛ در آن لحظه چهار نفر در سنگر حضور داشتند، یک سرباز رفته بود تا از تانکر آب بیاورد، حاج آقا هم در حال شکستن یخ بوده و بقیه هم خواب بودند که خمپاره جلوی سنگر می خورد. دوست هم سنگرش می گفت یک دفعه دیدم آقا رجب افتاد، تا آمدم از جایم بلند شوم و به او کمک کنم دیدم نمی توانم، یک دست و یک پایم قطع شده بود و دیگر هم سنگری هایش هم شهید شده بودند، آن جانباز نیز چند سال پیش بر اثر جراحاتش شهید شد. خانم حاج رجب که زمان جانباز شدن همسر نانوایش 30 ساله بود و چهار فرزند داشت، می گوید: همسرم همیشه می گفت اگر نماز و روزه واجب است، جبهه رفتن هم حق و واجب است. پرسیدم چگونه خبر مجروحیت حاج آقا را به شما دادند، محمدرضا محمدزاده، فرزند بزرگ حاج رجب که تنها هشت سال پدرش را با صورت عادی اش دیده، می گوید: آن موقع من دوم دبستان بودم، قبل از اینکه خبر جانباز شدن پدر را به ما بدهند، او نامه ای نوشته بود که مرخصی گرفته و به مشهد بر می گردد، ما هنوز از چیزی خبر نداشتیم تا اینکه یکی از هم رزمان پدرم من را در کوچه دید و پرسید پدرت نیامده؟ من جواب دادم نه و او که با خبر از ماجرا بود گفت که انشاء الله خبرش می آید. بعد از آن بود که متوجه شدیم جانباز شده ولی نمی دانستیم از چه ناحیه ای، فکر می کردیم دست یا پایش قطع شده است، اما وقتی وارد بیمارستان فاطمه الزهرا تهران شدیم من و مادرم با صحنه ای مواجه شدیم که برایمان قابل درک نبود. پدرم را فقط از پشت سر توانستم تشخیص دهم، ترکشی که به او خورده بود تمام صورتش را از بین برده بود. از همسر حاج رجب خواستیم تا برایمان روزهای قبل از مجروحیت و لحظه ای که خبر جانباز شدن همسرش را به او می دهند، بازگو کند؛ وقتی با پسر هشت ساله ام و دختر کوچکم که در بغلم بود وارد بیمارستان فاطمه الزهرا شدم، با دیدنش فهمیدم این مجروحیت ساده نیست و اتفاق بزرگی برایش افتاده است. ملحفه سفیدی روی همسرم انداختند تا تمام کند نزدیک تر شدم، صورتش کاملا باندپیچی شده بود، بعد از اینکه باندهای صورتش را برداشتند دیدم فک بالای همسرم از بین رفته، صورتش صاف صاف شده بود و زبان کوچک ته گلویش به راحتی دیده می شد. یک چشمش هم به دلیل افتادگی نابینا شده بود و تنها چشم دیگرش آن هم از فاصله های نزدیک می بیند. بعد از دیدن آن صحنه از حال رفتم و در اتاق دیگری بستری شدم، آن قدر وضعیتش وخیم بوده که در همان ابتدا وقتی متوجه میزان آسیب دیدگی همسرم می شوند، یک ملحفه سفید روی او می کشند، گوشه سالن رهایش می کنند تا تمام کند، ولی گویا یک پزشک جراح خارجی از کنارش رد می شود، وضعیت او را می بیند و می گوید او را مداوا می کنم. فرزند بزرگ حاج رجب یادآور می شود: گویا در همان لحظه ها هم فکر می کردند که حاج آقا شهید شده، چون صدای خرخر مثل قطع شدن سر شنیده می شد، او را به تبریز و شیراز اعزام می کنند، ولی گفته می شود که درمان چنین مصدومی کار آن ها نیست و به تهران می برند. حاج رجب در این مدت 26 بار زیر عمل جراحی قرار گرفته تا به شکل امروز درآمده، هر بار در این عمل ها یک تکه پوست از دست، پا یا سرش جدا می کردند و به صورتش پیوند می زدند، از پوست سرش برایش ریش و سبیل ساختند، ولی استخوان دماغش جوش نخورد، خانواده اش می گویند در چهره ای که شما از حاج رجب می بینید، همه چیز ساخته دست پزشکان است. وضعیت حاج رجب بعد از مجروحتیش باعث شده بود تا زندگی خودش و خانواده اش هم مثل صورتش از حالت عادی و طبیعی خارج شود، بچه هایی که تا مدتی قبل از سر و کول پدر بالا می رفتند حالا با دیدنش جیغ می کشیدند و فرار می کردند . او بعد از هر عمل صورتی جدید پیدا می کرد و همین باعث شده بود تا خانواده اش نتوانند به راحتی با این وضعیت کنار بیایند، از همسرش که می پرسم چگونه با این وضعیت کنار آمدید، پاسخ می دهد: کارم شده بود گریه و تا دو سال هر شب با بغضی می خوابیدم که رهایم نمی کرد، یک شب که قبل از خواب بسیار گریه کرده بودم خوابی دیدم که بعد از دو سال خداوند صبری به من داد که تا همین حالا ادامه دارد. خواب دیدم در پایین جایی شبیه به جبل النور کوهسنگی ایستاده ام، مقام معظم رهبری در بالای این کوه دستشان را دراز کرده اند و مرا به بالای بلندی آوردند، مادر شهیدی که در کنارمان ایستاده بود را نشان دادند و گفتند مقام شما با مقام این مادر شهید یکی است. همسر این جانباز 70 درصد بیان می کند: هیچ وقت پیش خدا و بنده خدا از این وضعیت گلایه نکردم، ولی فشار این اتفاق آن قدر بود که تا مدت ها صبح ها به یک دکتر مراجعه می کردم و بعد از ظهرها به یک دکتر دیگر، این اتفاق برای من بسیار سنگین تمام شد، گاهی می گفتم کاش رجب قطع نخاع می شد ولی این اتفاق نمی افتاد، بچه ها نیز کوچک بودند، نمی توانستند با شرایط کنار بیایند و با دیدن چهره پدرشان می ترسیدند. فرزند بزرگ حاج رجب هم می گوید: برای یک کودک دبستانی سخت بود که پدرش در این وضعیت باشد ولی شاید معجزه خدا بود، اینکه هیچ حس بدی نداشتم، پدر را خودم حمام می بردم، لباس هایش را تنش می کردم و با همان سن کم، همه جا با او می رفتم. حاج رجبی که نه دهان دارد، نه فکی و نه دندانی، حالا آرزویش شده تا بعد از 26 سال لقمه نانی را در دهانش بگذارد و غذاهای خانگی را بخورد، همسرش می گوید تا یک سال فقط با سرنگ به حاج آقا غذا می دادم. او 27 سال است که فقط مایعات می خورد. در طول تمام این سال ها کسی پیدا نشد که درد دل ما را بفهمد، فقط می گفتند خدا اجرتان دهد، حاج رجب تنها 30 درصد سلامتی داشت که آن هم دو سال گذشته سکته قلبی کرد و مجبور به انجام عمل قلب باز شد، همیشه می گویم خوش بحال شهدا که شهید شدند، رفتند و راحت شدند، شوهر من جلوی چشمانمان روزی چند بار شهید می شود. در این لحظه فرزند بزرگ حاج رجب دو سال گذشته را به یاد آورد که پدرش را به خاطر عمل قلب باز در بیمارستان بستری کرده بودند، او می گوید: سکته ای که پدرم دو سال پیش کرد از سنگینی همین حرف های مردم بود، زمانی که حاج آقا عمل قلب باز در بیمارستان داشتند، در بخش آی سی یو مانیتورهایی برای ملاقات کنندگان جهت آگاهی از وضعیت بیمارشان نصب شده بود. وقتی برای ملاقات پدر به بیمارستان آمدیم، متوجه شدیم که مانیتور اتاق حاج آقا را قطع کرده اند، با پرس وجوهایی که کردم فهمیدم مردم شکایت کرده و از تصویر پدرم ترسیده بودند، به همین دلیل مانیتور اتاقش را قطع کردند، این قدر رفت و آمد کردم تا پس از مدتی تصویر وصل شد ولی از دور پدرم را نشان می دادند. او تصریح می کند: پرستار اتاق پدرم برای دادن قرص هایش با حالتی خاص دم در اتاق می ایستاد، در حالیکه صورتش را به سمت دیگری می برد تا پدر را نبیند، قرص ها را دست من می داد تا به او بدهم، درحالی که این ها وظیفه پرستار است، من به آن پرستار گفتم، پدرم ترس ندارد، او فقط یک جانباز است، همین. ما غرق سوال و جواب و نگاه به صورت نداشته حاج رجب بودیم و او نگران دهان خشک مهمانانش، در طول مصاحبه بارها صحبت های فرزند و همسرش را قطع می کرد و با دستانش به سمت میوه و چای هایی که مقابلمان بود اشاره می کرد، به اصرار حاج رجب گلویی تازه می کردیم و دوباره سوال و جواب هایمان را از سر می گرفتیم. دو سال است که کسی به همسرم سر نزده از خانواده اش پرسیدم در این 26 سال که حاج آقا جانباز و از کار افتاده شده بودند با داشتن 6 فرزند آیا مشکل مالی هم داشتید؟ همسرش پاسخ داد: با همان حقوق ماهانه بنیاد زندگی مان می چرخد، چند سال پیش خانه ای برایمان گرفتند که برای داماد کردن آخرین فرزندم مجبور شدم آن را بفروشم و در حال حاضر هم مستاجریم، یک بار به بنیاد جانبازان زنگ زدم و گفتم برای عروسی یکی از فرزندانم یک میلیون تومان وام می خواهم، آن ها هم پاسخ دادند ما پول نداریم قبض آب و برق اینجا را پرداخت کنیم، چگونه به شما وام بدهیم؟ همسر حاج رجب تاکید می کند: من هیچ انتظاری ندارم که کمک مالی بشود، ولی حداقل اگر خبری از همسرم بگیرند بد نیست، حدود دو سال است که از طرف بنیاد هیچکس به ما سر نزده، دلیلشان هم این است که بنیاد پول آژانس برای سرزدن به جانبازان را ندارد، به نظرم بنیاد بین جانبازی که روی ویلچر می نشیند، با سایر جانبازها تبعیض قائل می شود. حاج رجب 26 سال در آرزوی دیدن مقام معظم رهبری است اگر حاج رجب را از نزدیک می دیدی، کنار آمدن با این جمله که دو سال است کسی به او سر نزده، برایت بسیار سخت می شد، خواستم سوال کنم در طول این 26 سال چه کسانی به دیدن حاج آقا آمدند، آیا ایشان دیداری با مقام معظم رهبری، امام جمعه مشهد یا ... که پسرش با خنده ای حرفم را قطع کرد و گفت: دو سال گذشته قرار بود پدرم در حرم امام رضا دیداری با رهبری داشته باشند، ولی وقتی در صحن حرم مسوولان با چهره پدرم روبه رو شدند طور دیگری برخورد کردند. من نمی توانستم پدرم را با این وضعیت تنها در میان آن جمعیت رها کنم، با او از حرم برگشتم در حالی که آرزوی دیدار با مقام معظم رهبری همچنان بر دلش مانده است. فرزند این جانباز 70 درصدی می گوید: حاج آقا خیلی مظلوم است، بدنبال جایگاه نیست، ولی داشتن یک دیدار با رهبری فکر نمی کنم برای چنین جانبازی خواسته بزرگی باشد. سخن گفتن از 26 سال تنهایی حاج رجب و فرزندانی که یک بیرون شهر رفتن با پدر، بزرگ ترین آرزوی شان شده تمامی نداشت، وقتی یکی از عکس های او در اینترنت و برخی شبکه های اجتماعی منتشر می شود، عده ای نظر می نویسند خدا به این مرد اجر دهد، اما دلیل نمی شود که فرزندانش با سهمیه به دانشگاه بروند. این حرف ها بر دل دختر کوچک حاج رجب که از وقتی به دنیا آمده صورت پدر را به همین شکل دیده، سنگینی می کند، او با بغضی که سعی در فرو بردن آن دارد، می گوید: به پدرم افتخار می کنم، او سایه سر ماست، اما طاقت نگاه ها و حرف های مردم را ندارم. باور کنید حسرت یک پارک رفتن یا زیارت رفتن برای یک کودک آن قدر بزرگ است که با یک سهیمه کنکور نمی توان آن را جبران کرد، من درس خواندم و امسال بدون استفاده از سهمیه به دانشگاه رفتم. دلم می خواست بنشینم کنار حاج رجب تا جواب همه سوالاتم را از دهان نداشته خودش بشنوم، زبان او برای حرف زدن خیلی سخت می چرخید، اما دیگر طاقت نیاوردم، کنارش نشستم، پرسیدم حاج آقا حرم امام رضا که می روی از او چه می خواهی؟ آرزویت چیست؟ دور گوش هایش باندپیچی بود و صدایم را به سختی می شنید، سوالم را بلندتر تکرار کردم و گوش هایم را تیزتر، خودکارم را آماده در دستانم گرفتم تا از آرزوهای حاج رجب کلمه ای را جا نیندازم، دیدم دو دستش را به سوی آسمان دراز کرد و گفت می خواهم خدا از من راضی باشد منتظر بودم تا حرفش را ادامه دهد، اما با دستمالی که در دستش بود گوشه همان چشم کوچکی که در صورتش کمی سالم مانده بود را پاک کرد و دیگر چیزی نگفت. حالا حاج رجب با سیرت است و بی صورت، در میان مردمی راه می رود که همه آن ها بی آن که بدانند این صورت را چه کسی و برای چه چیزی از او گرفته، نگاهشان را از حاج رجب می دزدند، شاید حق دارند، نمی دانند که او صورت داده برای نترسیدن ما، برای آرامشی که هنگام غذا خوردن در یک رستوران به آن نیاز داریم، رستورانی که روزی گذر حاج رجب و فرزندش به آن جا افتاد و صاحبش به خاطر آرامش مشتری هایش او را به آنجا راه نداد. خودش زبانی برای گلایه کردن ندارد، اما دل همسرش سخت شکسته، دلگیر است از وقتی که با شوهرش بیرون رفته بود، مادری که فرزندش گریه می کرد آنها را می بیند، انگشت اشاره اش را سمت حاج رجب دراز می کند و می گوید پسرم اگر گریه کنی می گم این آقا تو رو بخوره . برای همسرش سخت است تا به مادر آن کودک بفهماند شوهرش صورتش را فدا کرده تا دیگر هیچ کسی جرات نکند در خاک وطنش به فرزندان این کشور نگاه چپ بیندازد. نمی دانم چگونه، اما آسان نیست جبران زخم زبان ها و نگاه هایی که باعث شده تا آخرین خاطره بیرون رفتن دو نفره این زن و مرد به دو سال قبل باز گردد و آنها دو سال از اینکه نمی توانند با هم به پابوسی امام رضا(ع) بروند حسرت بخورند . همسرش می گوید: طاقت شنیدن حرف های مردم را ندارم، وقتی بیرون می رویم و به حاج رجب توهینی می کنند، نمی توانم ساکت باشم، جوابشان را می دهم و در نهایت دعوایی بلند می شود، حالا ترس از همین دعواها دو سال است ما را خانه نشین کرده است. به حاج رجب می گویم دلت که می گیرد چکار می کنی، در این سال ها خسته نشدی، با همان صدایی که حالا شنیدنش برایمان عادی شده بود، پاسخ داد: خستگی از حد گذشته، در هر حالتی خسته ام، چه وقت هایی که در میان جمعیت و شلوغی هستم، یا وقت هایی که استراحت می کنم، روزی هزار بار عذاب وجدان دارم که چقدر مردم با دیدن من اذیت و ناراحت می شوند. این صورت برای من عادی شده ولی برای مردم نه. حاج رجب نوه هایی هم دارد که بودنشان او را کمی از تنهایی درآورده، در طول مصاحبه شنیدن غصه های پدربزرگ برایشان آسان نبود، دور او می گشتند و هوایش را داشتند، نادیا، نوه بزرگش کلاس پنجم دبستان است، او می گوید: جشن تولدهایمان را اینجا در خانه پدربزرگ می گیریم، عیدها پیش او می مانیم و پدربزرگ به ما عیدی می دهد، دوست داریم با او بیرون برویم اما طاقت حرف های دیگران را نداریم. اما عشق که باشد، خلاصه شدن زندگی برایت در یک چهار دیواری آن قدرها هم تلخ نمی شود، کنار همسرش نشستم، آرام به او گفتم در این 26 سال فکر جدایی به سرتان نزد، خندید و گفت: چند سال پیش همسر یکی از جانبازان که دوست من هم بود، زنگ زد، گفت اگر شوهر من وضعیت حاج رجب را داشت حتما از او جدا می شدم ، بعد از این تماس تلفنی تا چهار سال نتوانستم با این دوستم ارتباط برقرار کنم، حرفش به دلم سنگین آمد و به شدت مرا ناراحت کرد. از حاج خانم می پرسم شما که اکثرا در خانه اید، با آقا رجب دعوایتان هم می شود، صورتش غرق تبسم می شود و می گوید بله، چرا دعوا نکنیم گفتم آخرین بار کی دعوایتان شد، با لبخندی که حال و هوای ما را هم عوض کرد، گفت قبل از آمدن شما ، پرسیدم سر چه چیزی، پاسخ داد: داشتم برای آمدن شما خانه را آماده می کردم که حاج آقا با فلاسک چایی اش آمده بود بالای سرم و اصرار داشت تا همان لحظه برایش چایی درست کنم. *** به صورت نگران حاج رجب نگاه می کنم که گویا این روزها در هیاهو و کش مکش های سیاسی گم شده، او روزگاری برای این نگرانی جانش را کف دستانش گذاشت، بی سر و صدا رفت، بی سر و صدا و بی صورت هم بازگشت تا امروز منافع ملی و صورت نداشته اش در میان دلواپسی های نابه جای عده ای به فراموشی سپرده شود. حاج رجب نقاب نمی زند، برخلاف خیلی از آدم هایی که چهره واقعی شان را پشت شعارها و نگرانی های ساختگی شان پنهان می کنند، او با همین حالش هم از فضای سیاسی کشور بی خبر نیست، از میان برنامه های تلویزیونی فقط اخبار را نگاه می کند و از هیچ راهپیمایی یا انتخاباتی جا نمی ماند . حاج رجب خودش است، بی هیچ نقابی، حتی می توانی لبخند خدا را بر روی لب های نداشته او ببینی، صورت حاج رجب جایی جا مانده که هرگاه خواستی روی ماه خدا را ببینی، می توانی به اینجا بیایی، اینجا می توانی امضا و دست خط خدا را ببینی که بدون هیچ پرده ای بر صورت او به یادگار مانده است. ...
وزیر کویتی: اختلافات با عربستان فنی بوده و به روابط میان دو کشور لطمه نمی زند
روزنامه کویتی الرای، العمیر به النعیمی نوشته است که دولت سعودی باید مسئولیت خسارت های هنگفتی که به کویت به دلیل ادامه توقف تولید و صادرات نفت از چاه های مشترک می شود را بپذیرد. محمد عبدالله که جولای به عربستان سفر و با معاون وزیر نفت عربستان دیدار کرده بود به دنبال حل اختلاف بوجود آمده میان دو کشور بوده است. این وزیر افزود که اختلافات با سعودی ها درباره تولید نفت از مناطق مشترک
طرح نتانیاهو برای تخریب توافق هسته ای
مقابله دقیقه نودی آماده می کند منتشر کرد از نبردی که در راه است پرده برداشت. اولین سوالی که به ذهن متبادر می شود این است که آیا نتانیاهو واقعا باور دارد که می تواند با کمک آیپک، تامین کنندگان مالی انتخابات (ریاست جمهوری) و کنگره نشینان را برای از بین بردن توافق به تکاپو اندازد؟ نتانیاهو حتما می داند که کنگره برای به دست آوردن دو سوم آرا برای دور زدن وتوی اوباما هیچ بختی ندارد، مگر اینکه از ساز
هاشمی: روحانی اهل تعامل جهانی است
بازگشت که حرکت به سوی فناوری هسته ای در سکوت و آرامش آغاز شد، از تبلیغات زودهنگام هسته ای انتقاد کرد و آن را زمینه ساز اتهام زنی های خارجی دانست و سخنرانی های هیجان زده در دولت قبل را سبب افتادن راه گشایش گره به دندان عنوان کرد. برای او حل دیپلماتیک مسأله هسته ای ایران خاطرات سال های پس از جنگ و حل و فصل چالش ایران و عربستان را تداعی می کرد. گفت و گوی ما با چهره غایب انتخابات ریاست جمهوری 92 که حتی
انتشار مقاله ای از ظریف در چهار روزنامه عربی؛
محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان مقاله ای را با عنوان " الجار ثم الدار: یک توصیه اخلاقی یا یک ضرورت راهبردی" در چهار روزنامه الشروق مصر، السفیر لبنان، الرای کویت و الشرق قطر منتشر کرد. به گزارش ایسنا متن کامل این مقاله بدین شرح است:در سنت دیرین منطقه ما و در دینِ حنیفِ اسلامِ همه ما (که همه ما را به هم پیوند می دهند)، توصیه حکیمانه ای وجود دارد: الجار ثم الدار. در جهان امروز ما این