سایر منابع:
سایر خبرها
مرحوم ابوترابی پدر معنوی آزادگان بود
اسیر دشمن بودند، ولی در حقیقت آنها دشمن و طرفداران صدام را به اسارت خود گرفته بودند. وی، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره حجت الاسلام والمسلمین ابوترابی سید آزادگان کشور، ابراز داشت: ایشان به عنوان یک روحانی شجاع و والامقام، در دوران اسارت همواره حامی و پشتیبان آزادگان و فرزندان این انقلاب در اردوگاه های دشمن بعثی بود. مدیر حوزه علمیه قزوین خاطرنشان کرد: این عالم بزرگوار در دوران اسارت و در میان اسرا همچون پدری بود که با اخلاق و رفتار و صحبت های حکیمانه خود حتی دشمنان را نیز تحت تأثیر قرار منش اسلامی خود قرار داد. ...
بنیاد در آینه مطبوعات
تاسف رزمند هها شده و کینه و خشما زب عثیان در دلب رادران رزمندهب یشتر شد. در محاصره قرار گرفتهب ودیم. در عملیات خیبر، کلن یروها شهید و زخمی وا سیر شدند و دلیل این ناموف قبودن، آتش سنگین عراق یها و گلول هباران شیمیایی منطقهب ه وسیله دشمنب ود. روز سکوت در اردوگاه یک روز در اردوگاه سکوت مطلقی برقرارشد. سال 68 بود که بچه ها از ضایعه اسف بار تاریخ اسارت یعنی رحلت امام خمینی)ره( ا
اسرای زن ایرانی چند نفرند؟
این اردوگاه ها قلعه هایی بودند که ملامصطفی بارزانی در موصل ساخته بود. اولین اردوگاهی که به اسکان اسرا اختصاص داده شد، از نظر مکانی، اردوگاه دوم بود. بعدها که تعداد اسرا زیاد شد، هر چهار اردوگاه را به اسکان اسرا اختصاص دادند. چهار زن اسیر ایرانی ابتدا در اردوگاه موصل 1 بودند و ما هم حدود سه ماه آن جا بودیم. بعد به اردوگاه الانبار رفتند و بعد از حدود چهار سال به ایران منتقل شدند.
مرور صفحه فرهنگی روزنامه ها با صفحه فرهنگ در رسانه در بولتن نیوز
زمان بیشتری برای انتخاب بازیگران این نقش ها صرف کرد . باید منتظر بود و دید قرعه بازی نقش سرداران شهید از بین این متقاضیان به نام کدام یک رقم خواهد خورد . پوسترهایی برای سروقامتان 25 سال از ورود نخستین کاروان آزادگان سرافراز کشورمان به آغوش میهن و خانواده هایشان می گذرد. آزادگانی که به ما آموختند در مسیر دفاع مقدس از دین، آیین، شرف و ناموس سرزمینمان جنگیدند، اسیر
ششمین یادواره آزادگان شهید و متوفی آمل برگزار می شود
شاهد بازگشت آزادگان سرافراز به کشور بودند، تصریح کرد: آزادگان پس از تحمل سال های اسارت هر لحظه با درد، تأمل و سختی دست و پنجه نرم می کردند و در اردوگاه های رژیم بعثی عراق شکنجه می شدند. امام جمعه دابودشت مازندران با اشاره به بیانات امام امت و رهبر انقلاب در مورد کار بزرگ اسرا و آزادگان در ایام دوری از خانواده و وطن، عنوان کرد: استقامت آزادگان در اردوگاه های دژخیمانه رژیم بعث به همراه
روایت اسیر شماره 980
اسم، اسم پدر و اسم پدربزرگ. وجودشان در این سه، خلاصه می شود. این سه که در کنار هم قرار بگیرد، آنها هویت می گیرند. اسم، اسم پدر و اسم پدربزرگ، این هویت آنهاست، شاید مثلاً علی، غلام، حسین شاید نه! قطعاً! این هویت اوست. نه اینکه همیشه این طور بوده باشد، نه! این هویت اسارت است و هویت اسارت با همه چیز آزاد بودن تفاوت دارد، درست مثل هوای آزاد بودن، غذای آزاد بودن، فکر آزاد بودن، عبادت آزاد بودن.
آزاده سرافراز فرماندار رومشکان : هرروز احساس کنم توانایش را ندارم استعفا می دهم
سرویس منتظران: به مناسبت سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی و گرامیداشت راد مردانی که تمام هستی خویش را برای حفظ کیان انقلاب اسلامی و دفاع از اسلام در طبق اخلاص گذاشتند و با تحمل سخت ترین شرایط و شدیدترین تنگناها و مضایق از باورهای دینی و انقلابی خویش در وفاداری به انقلاب و آرمان [...] سرویس منتظران: به مناسبت سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی و گرامیداشت راد مردانی که تمام هستی خویش را برای حفظ کیان انقلاب اسلامی و دفاع از اسلام در طبق اخلاص گذاشتند و با تحمل سخت ترین شرایط و شدیدترین تنگناها و مضایق از باورهای دینی و انقلابی خویش در وفاداری به انقلاب و آرمان های امام راحل (ره) دست بر نداشته اند و کماکان به این نظام مقدس خدمت می کنند، مصاحبه ای با فرماندار رومشکان جناب دکتر محمد محمدی نژاد اسیر دوران دفاع مقدس را فراهم کرده است. از ابتدای ورود به جبهه و احساستان بگویید؟ سال 1361 که 14 سال داشتم و به علت سن پایین سپاه اجازه ثبت نام و اعزام به جبهه را به من نمیدادند در نتیجه تصمیم گرفتم با گردانی که اسفند ماه به مرخصی اومده بودند با همان گردان به جبهه بروم. میدان شهدا کوهدشت جای که مینی بوس های گردان آماده حرکت به سوی جبهه بود خودم را تو یکی از مینی بوس ها جا دادم فرمانده گردان من را پیدا کرد و گفت باید برگردی من بهش گفتم : مگه جنازه من برگردد و من بر نمیگردم . در هر صورت سماجت و اصرار قبول کردند و من عازم جبهه شدم با اموزشهای که دیدیم در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کردم و پایان دوره من برگشتم سال بعد دوباره عازم جبهه شدم در عملیات جفیر شرکت کردم باز از جبهه برگشتم . کی و چگونه اسیر شدید؟ سال سوم 25/04/64 به جبهه جنوب اعزام شدیم مصادف شد با دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری مقام معظم رهبری دقیقا روز جمعه در حالی که عملیات انجام داده بودیم در غرب کشور عملیات لو رفت چندان موفقیت آمیز نبود شناسایی های منطقه ای خوب صورت نگرفته بود به راحتی تو کمین دشمن گیر افتادیم ما را اسیر کردند بعد تو نیروی های عراقی یک نفر بود که دستور داد که ما بخط بشویم اون عراقی گفت که به انتقام خون پسرخاله ام شما را باید بکشم هنگامی که آماده شلیک بود یک جیب ارتشی عراق سر رسید و یک جوان خوشتیب از آن پیدا شد و مانع این شد که ما را به رگبار بگیرد بهش گفت که تو مسلمانی و اینها اسیر تو هستند و حق نداری به اینها تعرضی کنی . رفتارشان با شما چگونه بود؟ مردانگی که اون اوایل از عراقی ها دیدم با اینکه اکثر بچه ها کم سن و سال بودند ولی عراقی ها به بچه های زخمی و آسیب دیده کمک میکردند و پانسمان می کردند و نامردی که از این عراقی ها دیدم اون روزی که اسیر شدیم ما که تمام مجروح و زخمی شده بودیم سوار یک کامیون ارتشی کردند راننده کامیون ما را 34 ساعت تو بیابان با لب تشنه تو یه مسیر تکراری 24 کیلومتری می برد و می آورد تا اینکه ماشینش از جون افتاد. بدترین و بهترین خاطره از دوران اسارت را بیان نمایید؟ بدترین خاطره دوران اسارات خبر رحلت امام بود که به ما دادند بعد از این خبر کاملا ناامید شده بودیم اینکه بعد از امام چه بلایی سرما می آید و برخورد عراقی ها با اسرا چطور خواهد شد. افسر ضد شورش آن زمان امد گفت که امام فقط برای شما نبوده بلکه مرجعی برای تمام جهان اسلام بوده آزاد هستید که عزاداری کنید. شیرین ترین خاطره دوره اسارت اعلام و پذیرفتن قراداد و قطعنامه میان عراق و ایران بود و صدام به عنوان حسن نیت 17 اوت اولین گروه اسرا آزاد کند که ما از شدت خوشحالی سجده شکر بجا آوردیم و گریه کردیم از لحظات بازگشت به کشور برایمان بگویید؟ لحضات بازگشت شیرین بود حتی عراقی ها در اخرین لحضات از شکنجه ما دست بردار نبودند ما را تو مرز خسروی تحویل ایرانها دادند اون زمان اقای محسن رضایی به استقبال ما اومده بود و با اایشان روبوسی کردیم به عنوان فرماندار رومشکان اگر صحبتی دارید بفرمایید: روزی که معارفه شدم و به عنوان فرماندار رومشکان انتخاب شدم اعلام کردم که من به کربلایی که در اسارت ضریح آن را گرفتم برای توسعه و آبادانی رومشکان تلاش می کنم و هر روزی که احساس کنم دارم قسم را زیر پا می گذارم و توانایی را ندارم کنارم میروم و استعفا می دهم و این را از تمام مدیران در تمام جلسات شهرستان رومشکان گفتم و نیز می خواهم. درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
رهبر اردوگاه دارای مقبولیت بین عموم اسرا بود
کردم. از نظر من این مساله در آن شرایط روحی و فشار روانی بسیار اهمیت داشت. رهبر اردوگاه دارای مقبولیت بین عموم اسرا بود سید احمد قشمی آزاده ای است که در نخستین روز جنگ به اسارت گرفته شد و بعد از 10 سال اسارت به وطن بازگشت، قشمی نیز درباره رهبری اردوگاه ها بیان کرد: براساس ویژگی های شخصی افراد و اطلاعات مذهبی، مکتبی و دینی که داشتند، افرادی به صورت خودجوش به عنوان رهبر اردوگاه
رمز جاودانگی آزادگان حضور در مجامع علمی است/مقاومت؛ سند حقانیت نظام
نصیری شهادت و رسیدن به درجه جانبازی را یکی از اهداف رزمندگان بیان کرد و گفت: تمامی رزمندگان تنها به این دو مؤلفه می اندیشیدند فارغ از اینکه خداوند متعال زندگی و تقدیر را برای برخی از ایثارگران طوری دیگر رقم زده و مقرر شده است که چند صباحی را در اردوگاه های رژیم بعث عراق به عنوان اسیر سپری کرده و به درجه آزادگی نائل شوند. وی برگشت سرافرازانه اسرا را مرهون تحمل رنج ها و مرارت های
صدام از اسیران نوجوان هم پاتک خورد
ندیدند و... . دکتر حسین بهزادی یکی از نوجوانان کم سن و سال ایرانی در دوران جنگ بود که پس از اسارت توسط نیروهای بعث عراق به کمپ 7 اردوگاه الرمادیه منتقل شد. در جریان تبلیغات رسانه ای دولت عراق برای محکومیت ایران در استفاده و اجبار نوجوانان ایرانی در جبهه های جنگ؛ به همراه 22 نفر دیگر از اسرای عملیات الی بیت المقدس دست به اعتصاب گروهی می زنند و دولت عراق را وادار به عقب نشینی
از تشنگی اسیر شدم/ مادرم گفته اگر اسرا را بزنم حلالم نمی کند
درهای بسته ، با یک خواب آغاز شده، این خواب به بیداری در اردوگاه ختم می شود، به اسارت، پس از آن هم عبدالمجید رحمانیان از نحوه اسارت خود می گوید. او اسیر شماره 3878 است؛ راوی کتاب و اسارت در روزهای نخست، از نگاه او همه چیزش شکنجه است: العماره که بودیم، ظرف های غذا آن قدر کثیف بود که بیشترمان اسهال گرفته بودیم. از دست شویی هم خبری نبود. بوی کثافت اتاق را برداشته بود. یک ربع نکشید باز چپاندنمان توی
اخبار کوتاه فرهنگی کاشان
اسارت به آن ها وارد می شد ایستادگی کردند و تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا آبروی نظام را حفظ کنند و با توجه به اینکه در اسارت بودند اما کاری کردند که مسؤولان اردوگاه های اسرا در عراق، اسیر بزرگی و متانت آن ها شده بودند./1307/پ203/ب4
ابعاد شکل گیری فتنه ای پیچیده و موج سوم براندازی
اشتباه استراتژیک غرب در انتخاب منطقه نبرد پی برده و به این نتیجه رسیدند که علاوه بر سه بعد و ویژگی منحصر به فرد شیعیان شامل: 1– امید به مهدویت و آینده روشن و تسخیر ناپذیری 2–عشق به امام حسین و آرزوی شهادت عاشورایی و فنا ناپذیری 3–تقلید و ولایت پذیری و تأثیر ناپذیری از دشمن ، مهم ترین علت پیروزی ایران ، انتخاب کشور عراق برای نبرد با ایران بوده است که کربلا به عنوان قبله قلبی شیعه
شهیدی که حضور در جبهه را به ادامه تحصیل در ایتالیا ترجیح داد
و در حالی که از رزمندگان بسیجی لشکر 27 محمد رسول الله(ص) به شمار می رفت در منطقه عملیاتی پل خرمشهر به شهادت رسید. اما برای خانواده اش لحظات دردناک بی خبری از اینجا شروع می شود. آنها سال ها منتظر دیدن کاظم بودند ولی گذشت فصل ها خبری از آمدنش نمی داد. خانواده که خیال می کردند عزیزشان به اسارت دشمن در آمده هر بار با کلی امید و آرزو به استقبال آزادگان می رفتند و امیدوار بودند کاظم از میان
پیام فرماندارمیبد به مناسبت بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی
از جنگ نفس گیر و رویارویی با دشمن، هرچند به اسارت دشمن درآمدند؛ اما باتحمل سختی های بسیار طاقت فرسا در زندان ها و اردوگاه های رژیم بعثی، با دل بستگی که به اسلام، انقلاب، امام و ایران اسلامی داشتند توانستند آبروی ملت ایران را در برابر دشمن غدار حفظ کنند. امروز انقلاب اسلامی که آرزوی مصلحان و آزادمردان طول تاریخ بود در عرصه بین المللی و عالم اسلام به عنوان یک ارزش ملی، اجتماعی و سیاسی
دردوران اسارت،آموزه های دینی و عشق به امام(ره)به ما قوت قلب می داد/شرکت عراقی هادرمراسم ختم حضرت امام ...
به مناسبت سالروز ورود آزادگان هشت سال دفاع پایداری و مقاومت به سراغ محمدرضا صدیقی یکی از آزادگان افتخار آمیز دیار قنات وقنوت و قناعت رفتیم. محمدرضا که به همراه برادرش عباس به اسارت دشمن بعثی در آمده بود به گفته دوستانش جورکش اسرا و از اسرای ارشد آسایشگاه ها به حساب می آمده به دلیل ارتباطات زیادش با عراقی ها در تئاترهایی با موضوع آزادگان نقش ماموران بعثی را به زیبایی ایفا می کند.
رشادت های عضو آزاده شورای شهر کرج مورد تقدیر قرار گرفت
ادامه داد: اما با توجه به اینکه اراده خداوند بر آزادی اسراء استوار بود، این اتفاق در 26 مردادماه سال 69 روی داد و رزمندگان دفاع مقدس که در اردوگاه های دشمن اسیر بودند به خاک وطن بازگشتند. رئیس کمیسیون حقوقی شورای اسلامی شهر کرج، اسارت خود را در پی دو روز محاصره در منطقه فکه عنوان کرد و افزود: نحوه شکنجه های اسراء بسیار متنوع و ناخوشایند بود به طوری که در یکی از این روش ها که در قالب انجام
خاطرات خواندنی یک آزاده جانباز از دوران اسارت
گلوله را از پایم در آوردند و عمل دوم پایم را قطع کردند. بیشتر مجروحان در اسارت زجر می کشیدند. در اردوگاه آن اوایل هفته ای دو بار پانسمان ها را عوض می کردند. بعد شد هفته ای یک بار و و گاهی ماهی یک بار. یکی از جانبازان به نام قربانعلی رئیسی در همان آسایشگاه پیش خودمان شهید شد. * با وضعیت مجروحیت تان چگونه در اردوگاه های حزب بعث جان سالم به در بردید؟ بچه های جانباز در اردوگاه را
ابوترابی برای اسرا نقشه راه ترسیم کرد
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین استان قزوین به نقل از روابط عمومی حوزه علمیه حجت الاسلام علی عباسی در گفتگو با خبرنگار حوزه، به مناسبت سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی تصریح کرد: در دوران پرافتخار دفاع مقدس رزمندگان شجاع ما بارها در جبهه ها از خود پیروزی های درخشان از خود به یادگار گذاشته وعده ای از این افراد ارزشمند یا به شهادت رسیده و یا جانباز وعده ای دیگر نیز به اسارت دشمن بعث در آمدند.
آزادگان گنجینه های صبر و مقاومت ملت ایران هستند
نیز در زندان ها و اردوگاه های رژیم بعثی با الگو گیری از کاروان اسیران عاشورا در اسارت، آزادگی آفریدند و به نمونه مقاومت و پایداریدر راه دین تبدیل شدند. فرمانده سپاه روح الله استان مرکزی بیان کرد: بسیاری از آزادگان سرافراز جنگ تحمیلی همچنان درد و رنج شکنجه های دوران اسارت را به دوش می کشند به طوری شرایط جسمی و روحی آن ها هر روز وخیم تر می شود اما همه این مشکلات را با عشق و اردات به امام راحل
روایت آزاده اهوازی از تلخ و شیرین روزهای اسارت
آزاده سرافراز جنگ تحمیلی از خاطرات تلخ و شیرین و شکنجه های دوران اسارت می گوید. احمد لندی استاد تمام دانشگاه شهید چمران اهواز که برای انجام سربازی وارد ارتش شده بود در سال های آخر جنگ در منطقه عملیاتی جنوب اسیر شد و بعد از قطعنامه 598 و تبادل اسرا به ایران برگشت. به مناسبت 26 مرداد سالروز بازگشت غرورآفرین و سرافرازانه آزادگان کشور به میهن اسلامی گفت وگویی با این استاد
روایتی از نخستین زن اسیر ایرانی
طلوع یزد: اولین زن اسیر ایرانی است. او به همراه همسرش حبیب شریفی (فرمانده وقت سپاه سوسنگرد و اولین فرمانده شهید جنگ) هفتم مهرماه سال 59 به اسارت نیروهای بعثی درآمد و 2 سال در زندان های عراق اسیر بود. خدیجه استخبارات عراق، سلول انفرادی، زندان موصل و ... را در دوران اسارت تجربه کرده است. اسارت شهید تندگویان، شکنجه های وحشیانه اسرا، سربازان شیعه عراقی، زنان اسیر ایرانی که به همراه خانواده هایشان به
بزرگترین عذاب سال های اسارت، حسرت حضور نداشتن در جنگ بود
شرکت کرده است، می افزاید: جنگ در روز 31 شهریور 59 ساعت 14:30 آغاز شد و در آن زمان آماده باش جنگی در پایگاه هوایی و فرودگاه تبریز حاکم بود و من تنها دو دقیقه بعد از اولین حمله برای پاسخ به حمله دشمن پرواز کردم. اولین ماموریت جنگی من یکم مهرماه سال 59 در خاک عراق بود و در پرواز 140 فروندی نیز یکی از خلبانان بودم و به طور کلی 20 ماموریت داخل خاک عراق داشتم و در مجموع 30 ماموریت را در دوران دفاع مقدس
تاریخ به مقاومت و استواری ایمان آزادگان شهادت خواهد داد
1394/5/28 چهارشنبه به گزارش پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور، حسینی در دیدار با جمعی از آزادگان و ایثارگران به مناسبت سالروز ورود آزادگان به میهن گفت: این روز ،روزی به یاد ماندنی است و تاریخ به مقاومت و استواری ایمان شما شهادت خواهد داد. استاندار کرمان افزود: در 300 سال گذشته هر جنگ بر علیه ایران گوشه ای از خاک این کشور را به یغما برد اما در جنگ 8 ساله ای که به ماتحمیل شد حتی یک وجب
فکر همه جایش را کرده بودم جز اسارت
همانجا سکته می کردم اما امید به خداوند تحمل سختی ها را برایم ممکن کرد. به دنبال مذاکراتی که برای اجرای قطعنامه 598 در سال 67 انجام شد قرار شد آزادی اسرا آغاز شود اما ما تا 2 سال بعد از آنهم هنوز در اسارت بودیم. به همین دلیل تا زمانی که به مرز خسروی نرسیده بودیم باورمان نمی شد قرار است آزاد شویم. از اسارت های خود در اردوگاه هایی همچون "رمادیه" و کمپ 7 نیز سخن به میان آورده و می افزاید: تنها راه
دشمن اجازه خواندن نماز فرادا را هم به اسرا نمی داد/دوران اسارت دوران شکوفایی استعدادها بود
که از دید عراقی ها پنهان بماند، را انجام می دادند . وی ادامه داد: دورات اسارت ما تقریبا 10 سال طول کشید در تاریخ 26 شهریورماه سال 69 از اردوگاه آزاد شدیم و سه روز بعد در خاک کشورمان بودیم . زمانی که خبر آزادی را اعلام می کردند صبح چهارشنبه بود و من برای حضور در کلاس شیمی حاضر می شدم که اطلاعیه ای مبنی بر آزادی و تبادل اسرا در رادیو عراق اعلام شد در آن زمان اردوگاه به هم ریخت. اما
اردوگاهی مخوفی در تکریت عراق که صلیب سرخ هم از آن بی اطلاع بود
به گزارش سرویس شهرستان های شیرازه به نقل از کازرون خبر ، در سال 1348 در روستای سیف آباد کازرون در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد. عشق به امام باعث شد در نوجوانی و در حالی که هفده سال بیشتر نداشت به جبهه های حق علیه باطل رود. او کسی است که 26 ماه را در در اردوگاه تکریت که حتی صلیب سرخ جهان هم از آن اطلاع نداشت را در اسارت بود و شکنجه شد. مسعود صالح که حالا ریاست شعبه مرکزی بانک مسکن کازرون را بر
بیان خاطرات سالهای اسارت از زبان فرمانده سپاه سلمان سیستان وبلوچستان؛
به گزارش خبرنگارخبر گزاری بسیج ، سردار معروفی با بیان خاطراتی از دوران جنگ و اسارت در سال های جنگ تحمیلی علیه ایران اظهار داشت: در 27 تیرماه سال67 زمانی که امام (ره) قطعنامه را پذیرفت دشمن در یک تک سراسری در منطقه طلاییه و شلمچه یعنی چهار روز بعد از صدور قطعنامه با هدف اشغال خرمشهر اقدام به حمله کرد . وی با بیان اینکه در طی این حملات، نیروهای رزمنده ایرانی با تمام قوا و توان خود در مقابل
روز رحلت امام(ره) ما را با واکسن آلوده مسموم کردند
سردرد به سراغ همه آمده بود و بعد فهمیدیم که همه اینها نقشه بود و بخاطر دوری از عزاداری بوده است . تیر ماه 67بود که در منطقه قصرشیرین هنگام تک دشمن به اسارت بعثی ها در آمدیم در برخورد اول دستهایمان را از پشت بسته و روانه عراق کردند حدود 5الی6 کیلومتر تشنه و در هوای داغ، که با ضرب شتم و به شهادت رسانیدن عده ای از عزیزان همراه بود ما را با پای پیاده بردند پس از آن با ایفا خانقین، منطقه جلولا
آزاده سرافرازی که قبر مزار خود را دیده است
/> شب آخرگشتی های عراقی که وارد منطقه شده بودند متوجه حضور من شده و نهایتا به دست آنها اسیر شدم. عبور از تونل مرگ عراقی ها چند ماه اسرا را از جبهه های مختلف جمع می کردند و وقتی اندازه یک اردوگاه می شدند آنها را انتقال می دادند . برای انتقال به اردوگاه تقریباً 4 اتوبوس شدیم ، قبل وارد شدن به اردوگاه اصلی برای اسرا سه ماه اموزشی می گذاشتند . مثل همین آموزش های نظامی خودمان