پنجشنبه ۲۸ خردادساعت ۰۸:۲۵Jun 2026 18
جستجوی پیشرفته
بی باک نیوز ۱۳۹۴/۰۵/۲۸ - ۰۲:۴۹

از دشداشه علی فقط یقه اش مانده بود

"یک روز علی را همراه با تعدادی دیگر بردند. وقتی آنها را بعد از یکی دو ساعت آوردند، من اصلا علی را نشناختم. فکر کردم از اردوگاه دیگری آورده اند. پرسیدم برادر از کدام اردوگاه آمده ای. به آرامی گفت: امیر، من علیم." به گزارش بی باک ، سالروز ورود آزادگان به کشور بهانه ای شد تا میزبان جمعی از آزاده های اردوگاه عنبر باشیم. آن هایی که روزهای تلخ و سخت اسارت را با هم طی کرده بودند اما هرگز لبخند از چهره شان نرفت. ... ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)