سایر منابع:
سایر خبرها
ملاقلی پور: دیوانه نیستم بیخود وسط زمین فوتبال بپرم
: شرایطی که در آن زندگی می کنیم شرایطی است که با سختی و درد همراه است بنابراین تصمیم گرفتم فیلم را به صورتی بسازم که تماشاگری که وقت و هزینه صرف کرده و به تماشای فیلم آن هم در سینما آمده انرژی ، امید ، نگاه نو و سرگرمی را توامان به دست آورد. ایده اضافه شدن ایرج برادر شخصیت اصلی به فیلم هم از آنجایی آمد که اولا دوست داشتم که یک کمدی ایرانی ساخته باشم و از این رو در طراحی شخصیت او به سیاه که در تاتر
شکایت میکنم و تمام پولم را از استقلال می گیرم
/> * وضعیت این روزهایت به چه شکل است؟ - دو هفته ای است لیگ مصر تمام شده و در حال بررسی چند پیشنهاد هستم. از بوندس لیگای B و چند باشگاه مصری پیشنهاد دارم. * راستی شنیدیم از استقلال شکایت کرده ای؟ - بله، خیلی تحمل کردم و چند بار به مسئولان باشگاه از طریق مدیربرنامه هایم پیغام دادم به تعهدات و توافقاتی که داشتیم پایبند باشند اما هر بار جواب سربالا شنیدم و برای همین به جای
شهادت احمد شاه مسعود به روایت پسرش
به گزارش دولت بهار به نقل از فارس، احمد مسعود تنها پسر احمد شاه مسعود در مورد ایام شهادت پدرش در 14 سال پیش این گونه نوشته است: خوب به یاد دارم که 14 سال پیش در این روزها چه حالی داشتیم، حال می خواهم برگی از خاطرات خویش را با شما در میان بگذارم. برگی خونین و غمناک اما پر از عشق و ایثار؛ چند روزی بود که پنجشیر دیگر مثل سابق نبود، هوا گرفته و آسمان تاریک بود، بعضی می گفتند این
حرفهای دندانپزشک بهایی که شیعه شد
امروز را داشتم حتما در همان ایام شیعه می شدم. از شیعیان هم دوستانی در تبریز دارید؟ بله، دوستان بسیار خوبی دارم که برخی از آن ها مطالعات خوبی در مورد اسلام و تشیع دارند و یک نفر از همین دوستانم که در خصوص مهدویت و امام زمان(عج) به خاطر مطالعاتی که داشت اطلاعات بسیار خوب و مفیدی داشت که بسیار کمکم می کرد، سئوالاتی که داشتم از او می پرسیدم و هیچ وقت نظر خودش را بر من تحمیل نمی
گفتگوی خواندنی با محمد علی ابطحی
/> * تمایل دارید در دولت مسئولیت بگیرید؟ - خیر، چون در 24 سالگی مدیر این مملکت بودم، عمری مدیر رادیو، معاون وزارت ارشاد و معاون رئیس جمهور بودم؛ اگر بخواهم این کارها را ادامه بدهم قطعا به نسل بعد از خودم که باهوش تر و باسوادتر هستند ظلم کرده ام به همین دلیل دوست ندارم کار دولتی انجام دهم. *آقای ابطحی در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟ اکنون هم ریاست موسسه گفتمان بین المللی
تمام حاشیه هایی که سلحشور یک تنه آفرید
؟ در نهایت اعتراض ها کار را به جایی رساند که سلحشور از بازیگران زن ایرانی عذرخواهی کرد هرچند که در صحبت هایش گفت به هر حال در سینمای ما بازیگران ناباب هم وجود دارد: من با صحبت های خودم قصد داشتم که نسبت به دعوت آنجلینا جولی به ایران واکنش نشان دهم و بگویم که سینمای ایران هرزه خانه نیست.در سینمای ایران زنان بازیگر پاک و هنرمند فرهیخته بسیار داریم. من در فیلم های خودم با بازیگران بسیاری چون
ستار اورکی: کمتر از ده نفر موسیقی فیلم های سینمای ایران را می سازند
خاطر ساخت موسیقی اش کاندید دریافت سیمرغ بهترین موسیقی فیلم در سی و سومین جشنواره فیلم فجر شد. چه شد که ساخت موسیقی دوران عاشقی را بر عهده گرفتید؟ قبل از این فیلم هیچ آشنایی با آقای رئیسیان، کارگردان دوران عاشقی نداشتم و ایشان در فیلم های قبلی خود با آهنگسازان دیگری کار کرده بودند تا به این فیلم رسیدند و به گفته خودشان موسیقی فیلم جدایی نادر از سیمین را شنیده بودند و خوششان آمده بود. یک گفت و
آداب کهن ازدواج در خرمدره+ عکس
به نزدیکی در، داماد سیب ها را به طرف عروس پرتاب می کرد که جوانان معمولا این سیب ها را در هوا می گرفتند. هنگام وردو عروس نقل و سکه بر سرش پاشیده می شد. عروس آوردن همیشه در شب و بعد از غروب انجام می گرفت و در حالی که عروس آرام آرام پیاده راه می رفت به سرش روسری قرمز که "لاکی" نامیده می شد، می انداختند و در جلوی مردم چراغ گرد سوز روشن می کردند و اگر مسیر طولانی بود، عروس را با اسب می بردند. انتهای پیام/
خوش تیپ های بی مجوز و قرارداد!
خانواده را می گیرند محمد با نوعی قدرت و حس مالکیت این اتفاق ها و جریان ها را تعریف می کند: من مثل پدر و سرپرست بچه ها هستم و از زندگی خصوصی تک تکشان اطلاع دارم. نمی خواهم برایشان ژست مدیریتی بیایم، ما بیشتر با هم دوست هستیم تا همکار. به آنها می گویم فقط در زمان های کاری من را با فامیلی ام صدا کنند و هنگامی که دورهم هستیم دیگر نیازی به رعایت چنین فاصله هایی نیست. زندگی ما پر است از روزهایی که هر
آداب کهن ازدواج در خرمدره + عکس
که با رسیدن عروس به نزدیکی در، داماد سیب ها را به طرف عروس پرتاب می کرد که جوانان معمولا این سیب ها را در هوا می گرفتند. هنگام وردو عروس نقل و سکه بر سرش پاشیده می شد. عروس آوردن همیشه در شب و بعد از غروب انجام می گرفت و در حالی که عروس آرام آرام پیاده راه می رفت به سرش روسری قرمز که "لاکی" نامیده می شد، می انداختند و در جلوی مردم چراغ گرد سوز روشن می کردند و اگر مسیر طولانی بود، عروس را با اسب می بردند. انتهای پیام/
خانه صابر ابر جلوه ای تمام عیار از زندگی ایرانی
به گزارش ستاره ها، داشتن خانه ای که هر گوشه آن پر باشد از مهر و محبت و عشق، خانه ای که هر گوشه آن با فکر و سلیقه و ایده های ناب چیده شده باشد، خانه که از همه مهم تر المان ها زندگی ایرانی درآن هویدا باشد بزرگ ترین نعمتی است که هر کس می تواند در زندگی اش داشته باشد، اصلا خانه های ایرانی جان می دهند برای شکوفایی حس های لطیف درونی، برای هر قسمت این خانه ها می توان شعر گفت، برای گوشه گوشه اش می توان
علی عبدالمالکی با مخاطب خاص اش چه کرده!
کار خودم است و با کسی کار ندارم. به هر حال آنقدر مرا اذیت کردند که خیلی وقت ها ناامید شدم و می خواستم قید کارم را بزنم. من سال 90 مجوز فعالیت رسمی را گرفته بودم اما به خاطر مسائلی که گفتم انتشار آلبومم 4 سال دیرتر اتفاق افتاد. نمی خواهم بگویم خیلی هوادار دارم اما همان هایی که کار مرا تعقیب می کنند به شکل عجیب و غریبی خوب و همراه هستند و این انرژی آنها بود که باعث شد کارم به سرانجام برسد
کار دولت یازدهم ساده نبود و نیست/ در سیاست خارجی آن اقتداری که امام می خواست خیلی قشنگ پیاده شد/ صدا و ...
سیما سازمان سیاسی است و... در ادامه آنچه که می خوانید گفت و گوی مصطفی میرسلیم با خبرنگار جماران است: * آقای میرسلیم شما در سالهای 59 و 60 دو دیدار با امام خمینی(س) داشتید، برای شروع بفرمایید خاطره ای از این جلسات دارید؟ - بله، من دیدارهای مختلفی در آن سالها با امام داشتم. در آن زمان به عنوان سرپرست بنیاد امور جنگ زدگان فعالیت می کردم که یکی از این دیدارها هم به همین موضوع
داستان یک تحول: دستم را گرفت؛ رها کردم و گفتم: نه
برای تفریح و لذت بردن از مادیات آزاد باشم و هر روز به دنبال لذت های جدیدی بروم. دیگر لاس وگاس با تمام امکانات رفاهی اش برایم جاذبه ای نداشت. به کنسرت های خاص می رفتم و خودم را لایق بهترین ها می دانستم. در خانه ام انواع آلات موسیقی را داشتم و خودم جاز می زدم. دوستانم که می خواستند کنسرت برگزار کنند به خانه من می آمدند. آنموقع احساس نمی کردید که سبک زندگی تان اشتباه است؟ یا مثلا تصور نمی
گفتگو با مهدی پاکدل
فیلم ها و سریال های جدید و برنامه هایش برای ادامه مسیر در عالم سینما گپ و گفت مفصلی داشتیم. چطور شد به فکر ساختن فیلم و کارگردانی افتادید؟ - از دوران نوجوانی به فیلم بینی حرفه ای تبدیل شدم و مرتب به سینما می رفتم. عاشقانه سینما را دوست داشتم و خدا را شکر هنوز هم این حس را دارم. از پانزده سال پیش که برای ادامه تحصیل به تهران آمدم، برای گذران زندگی کار تدوین انجام می دادم و از
نظرات علی پور، شکارسری، عبدالملکیان و یاسمی در نقد کتاب سِفر بمباران
/> سجاد عزیزی آرام که عهده دار اجرای مراسم بود، در ارتباط با شعر سپید و شعر فروغ، اشاره داشت: فروغ شعری دارد و در آن می گوید در کوچه باد می آید/ این ابتدای ویرانی است. همیشه برای من این نوعی برداشت عاشقانه از مسئله ای بود و دوست داشتم بدانم این تصویر از کجا به ذهن فروغ رسیده است. چندین نقدی که در این زمینه خواندم متوجه شدم که چون ایشان چندین بار به جذامی ها نزدیک شد و متوجه شد که جذام با باد منتقل می
پاداش بیش از 3 قرن خدمت در حسینیه
عقیق : مریم اختری؛ آدرس آنقدرها هم که نشان می داد، گنگ نبود که ما از نگرانی تأخیر در قرارمان با پدر، بخواهیم ساعتی را پشت در منتظر بمانیم تا ساعت وعده مان به سرآید...تهران، اتوبان یادگار امام، منتهی الیه کوچه ه ای، خاکی به نام شهید حسین لآلی، کنار باغ های توت وقفی امام حسین (علیه السلام) ... با بچه های دوچرخه سوار کوچه دم خور شدیم... دلم می خواست آنها با انگشت های کوچک شان خانه پدر
گفتگو با محمد علی باشه آهنگر کارگردان موفق سینما
هستند. در جایی خواندم که در سال 91 به هنگام برگزاری جشنواره بین المللی مقاومت در کشورهای دیگری هم به نمایش درآمد. ج: بله چون خودم نتوانستم به این کشورها سفر کنم دقیقا نمیدانم کجاها به نمایش درآمد.ولی آن سال در مالزی، لبنان، عراق و الجزایر، سویس و سه کشور دیگر هم فیلم ها به نمایش گذاشته شد. اما اوج این سفرها در ایتالیا و آلمان و فرانسه بوده درست است ؟
شهردار 10ساله در پایتخت بی تخت
آن سه دوره پیاپی شهرداری تهران را به نامش زدند و هدیه تولدش کلید دفتر طبقه هفتم ساختمان بهشت شد. حالا دقیقا همین امروز، قالیباف رکوردی دیگر را نیز به نام خود می زند؛ رکورد طولانی ترین شهردار بلدیه پایتخت. رکوردی که تا پیش از این به ترتیب دراختیار کرباسچی (با9 سال ریاست) و کریم بوذرجمهری (شهردار سال های 1302 تا 1312) بوده است. سرنوشت بچه طرقبه از همان سن 15 ، 16 سالگی با حضور در سخنرانی
میرباقری: به خاطر نقدها عقب نشینی نمی کنم
.... اگر قسمت بشود که سلمان فارسی را بسازم حدود 5 سال وقت می گیرد. من نزدیک 60 سال دارم و به طور طبیعی باید بازنشسته شوم. مرتب با تلویزیون ارتباط داشتم و این ارتباط قطع نشده اما شرایط فعلی تلویزیون از لحاظ بودجه برای تولید این سریال فراهم نبود و البته این موضوع برایم قابل درک است. از طرفی به موضوع دیگری هم برای کار در تلویزیون فکر نکرده بودم. اخیراً صحبت هایی شده و این صحبت ها نوید اینکه بالاخره طرح سلمان راه بیفتد، را می دهد. امیدوارم این اتفاق بیفتد چرا که ساخت سلمان فارسی در اولویت برنامه کاری من قرار دارد در غیراین صورت کارم را در شبکه نمایش خانگی یا احتمالاً سینما ادامه می دهم. ...
کشتار بی رحمانه مردم در جمعه سیاه توسط چه کسانی صورت گرفت/ رمز گشایی از یک فاجعه
این ملت می کشد. کما اینکه یک بار در زمان مصدق و یک بار در پانزده خرداد 42 این چنین شد. دیدیم که بعد از 15 خرداد 42 چه به سر این ملت آورد و جوانان ما چقدر در زندان ها کشته شدند. به خاطر دارم زمانی شاه در سوئیس بود؛ عکس او را در روزنامه اطلاعات یا کیهان در حال اسکی با همسرش انداخته بودند و زیر آن عکس به عنوان یک خبر مهم نوشته بودند امروز در زندان اوین پنج نفر با این مشخصات اعدام شدند. با
شوق دریایی شدن؛ نگاه کردن به خانه کعبه
متبرک شده را توی سجاده اش می گذارد و یاد آن روزهای پر از فیض و کرامت را گرامی می دارد. حاجیه خانم طاهره نرگسی دو بار سعادت تشرف به خانه خدا را داشته است. پرستار بازنشسته است که برای مأموریت کاری به سفر حج انتخاب و اعزام شده بود الان که بازنشسته شده درمورد خرید سوغاتی از مکه و مدینه در گفت وگوی تلفنی خود با گزارشگر کیهان می گوید: در سفری که به حج داشتم دلم می خواست برای خانواده و آشنایان سوغاتی
گفت وگو با شاهد عینی واقع 17 شهریور
زمین خوابیدند، اما من به دلیل این که بچه در بغل داشتم، نمی توانستم روی زمین دراز بکشم. به همین دلیل به سوی جوی آبی که کنار کارخانه برق بود رفتم، بچه را داخل جوی گذاشتم و خودم هم داخل جوی و بر روی او خم شدم تا گلوله به ما اصابت نکند. *بعد از تیراندازی چه شد؟ رگبار گلوله نزدیک 10 دقیقه طول کشید. پس از آن من بلند شدم تا نگاهی بیندازم و ببینم چه خبر شده است. دیدم همه
متهم: در کمپ ترک اعتیاد ابروهایم را تراشیده بودند
شرح ماجرا گفت: مدتی قبل از حادثه به مصرف مواد اعتیاد پیدا کردم. سر این موضوع هم با پدرم اختلاف داشتم. دو شب قبل از وقوع حادثه سر این موضوع با پدرم مشاجره و خانه را ترک کردم. با ماشین در خیابان ها پرسه می زدم. در این مدت دچار بی خوابی شده بودم برای همین برای استراحت به خانه مان رفتم. روز حادثه در حال استراحت بودم که صدای باز شدن در آپارتمان را شنیدم. به آشپزخانه دویدم و چاقو را برداشتم و پشت در کمین
آرام جعفری
، نه سوپراستار و محبوبیتش هم دوره ای نیست. من دوست دارم محبوب باشم. – بازیگرهای زن در سینما و تلویزیون و همچنین تئاتر امروز ایران خیلی پربارتر و با حس و تکنیک تر نسبت به دیروز کار می کنند و در حال حاضر موقعیت هنرپیشه زن در ایران خیلی بهتر از قبل و چند سال پیش شده. – من دیوانه وار بچه ها رو دوست دارم . – شنیدن صدای استاد علیرضا افتخاری بهم انرژی می دهد .
23 سال تلاش و تحصیل با پا های مصنوعی 20 کیلویی
نیمه های شب در آنجا می ماند و وقتی به خانه برمی گشت ساعت به یک بامداد هم می رسید. یعنی یک جانباز 50 و چند ساله از هشت صبح تا یک شب سرپا بود و کار می کرد. این چیزی غیر از حفظ روحیه رزمندگی نیست. پس پدر شما به عنوان یک پزشک جانباز در امور خیر هم شرکت داشت؟ بله، شهید به منشی مطبش گفته بود هیچ کس را به خاطر فقر و نداشتن پول رد نکنید. خودم بارها شاهد بودم هر کس به مطب شان می آمد و
بیوگرافی فقیهه سلطانی (عکس های جدید فقیهه سلطانی)
. چیزهایی را درباره خودم و تواناییهایم به من نشان داد که خودم ندیده بودم. اگر قرار بود محل زندگیتان را انتخاب کنید، کجا را انتخاب کردید؟ فکر کنم اصلا ایران را انتخاب نکنم. کاری به فرهنگ و فرم آدمها ندارم اما خیلی دوست داشتم شرایط زندگی در کشورهای مختلف را تجربه کنم. دوست داشتم یک دورگه باشم، مثلا ترکیبی از یک آدم سفیدپوست و سیاهپوست. چون همیشه دوست دارم همه فرهنگها را بشناسم.
گرین کارت چهره های ورزشی مشهور ایران
چند بار برای انجام فعالیت های فوتبالی در ایران اقداماتی انجام داده بود، وقتی با بی مهری مواجه شده، بلافاصله ایده هایش را در آمریکا پیاده کرده. او در مورد مدرسه دروازه بانی که قرار بود در ایران راه اندازی کند و بعد همان مدرسه در آمریکا افتتاح شد، می گوید : از قبل، همه کارها هماهنگ شده بود تا برای بچه های 7 تا 16 سال کلاس آموزشی داشته باشیم. حتی لوازمی را که دلم خواست و موردنیاز بود
دو قدم مانده به ازدواج چه باید کرد؟
) می خواهید بدبخت کنید؟ شما اگر حال می کنید صبح تا شب فقط توی خانه بنشینید، چرا موقع تحقیق می پرسید دختره که از اینها نیست که از فعالیت های اجتماعی بدش بیاید، ایشششش ؟ اصلا چرا راجع به سوابق عضویت ایشان در گروه های مردم نهاد (NGO سابق) تحقیق می کنید؟ شمایی که خودتان دیپلمتان را هم به زور گرفته اید و به نظرتان درس خواندن خیلی هم کار لوس و بی مزه ای است، چرا توی فرم تحقیقاتی تان جلوی مقاطع مختلف
پاسخ منفی سردارها به عادل/ بازیکن استقلال 90 را جنجالی کرد! +تصاویر
استقلال اظهار داشت: پنجره نقل و انتقالات فوتبال ایران 23 جولای بسته شده است و مثال هایی ( عدم حضور دخه آ در رئال مادرید) اصلاً به موضوع انتقال پروپیچ ارتباطی ندارد. وی افزود: زمانی که پروپیچ در آلبانی بازی می کرده هنوز روز 23 جولای به پایان نرسیده بود، علیرغم اینکه در ایران به پایان رسیده بود و پروپیچ پس از بازی با تیم آلبانیایی، قبل از ساعت 12 شب به وقت محلی قراردادش را فسخ کرده و به استقلال