سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای گم شدن4اتوبوس اسیرایرانی+عکس
بودند، شب که شد آمدند یک ظرفی آلومینیومی تقریباً به طول 45 و عرض 30 و ارتفاع 15 سانتی متر با دو دسته در دو طرف به ما دادند و گفتند این ظرف غذا برای 8 نفر شماست و بیایید شام بگیرید، بچه ها از گرسنگی دیگر رمقی نداشتند، ظرف غذا را گرفتند و به سمت آشپزخانه رفتند و غذا آوردند، از فردا صبح شکنجه، آزار و اذیت سربازها شروع شد، به هر بهانه بچه ها را شکنجه می دادند، البته لازم است این نکته را بگویم که اردوگاه
تغذیه فکری جامعه توسط سپاه به روایت صفار هرندی
داشت. یک شب تفسیر، یک شب تدریس کتب معتبر احادیث و یک شب عربی می گفت. این ها پرورده ی آن مسجد بودند. این سه نفر با واسطه ی شهید اندرزگو با شهید حاج مهدی عراقی پیوند خوردند و به جریان موتلفه اسلامی وصل شدند. ** وقتی جمعیت موتلفه از دل فدائیان اسلام تاسیس می شود جمعیت فدائیان اسلام در دهه 20 و 30 فعالیت داشتند. در میانه ی دهه ی 30 وقتی شخصیت های اصلی شان شهید شدند
سیمان برای سنگرسازی نبود خاک و گل که بود!
بچه ها می گفتم چند نفر آدم باید چقدر وقت بگذارند که این همه مین کار بگذارند. حالا این میدان مین را ضربدر 10 کنید و کنارش انواع سنگرها و دژ های نونی شکل و سیم خاردار و موانع خورشیدی و... را بگذارید که دشت وسیع شلمچه را پر کرده بودند، اما رزمنده ها با همان تفکر عاشورایی و ابتکاری که به خرج می دادند، نه تنها تسلیم ابهت ظاهری این موانع نشدند، بلکه همه شان را خرد کردند و دشمن را به شکست کشاندند.
نتیجه گزینش یک قهرمان ملی +تصاویر
سرویس مقاومت فردا_ قدرت مولایی ایردموسی به تاریخ اول فروردین 1343 شمسی، در ایردموسی (روستایی از توابع اردبیل ) متولد شد. وی پس از مهاجرت به تهران، در خیابان پیروزی ساکن شد و در همین محله بود که سرنوشتش رقم خورد. قدرت که از بچه های فعال مسجد القدس ( خیابان اول نیروی هوایی) بود، به سال 1361 شمسی، برای عضویت در بسیج مستضعفین و اعزام به جبهه های دفاع مقدس اقدام کرد. آن روزها عضویت در بسیج
برای شمس که جلال خورشیدش بود
گفتم، این وضعی که برای تو پیش آمده که بر اثر آن به مکاتب دیگر روی آورده ای، نتیجه فشاری است که خانواده به شما وارد کرد این اواخر، جلال، خیلی خوب شده بود و به سبب علاقمندی اش به آئین و سنت های اسلام بود، دو هفته، قبل از فوتش، با هم از شمیران به تهران می آمدیم، به من اصرار کرد که به کلبه او در اسالم یکی از نقاط جنگلی شمال برویم : می گفت : برویم تا برایت درد دل کنم و من انتظار داشتم تا به آنجا برویم
روایت صفار هرندی از خلق عبارت "اصولگرا" توسط کیهان
داشتند. یکی از آنان شهید صادق امانی بود. وی در دهه 40 با نهضت امام خمینی (ره) آشنا شد و جمعیت موتلفه اسلامی به وجود آمد و بخشی از فدائیان اسلام مانند عراقی و امانی در این جمعیت ایفای نقش کردند. شما در این دوره چه نقشی داشتید؟ ما ناظر بودیم و فعال نبودیم. در آن مدتی که این 4 نفر پیش از اعدامشان در زندان بودند یک بار به همراه خانواده به ملاقات عمویم رفتیم. در آنجا حرف هایی شنیدم که
کشتار بی رحمانه مردم در جمعه سیاه توسط چه کسانی صورت گرفت
. آیا این ارتش یک روزه سرش را زیر آب کرد و انقلابی و مسلمان درآمد؟! نه! امام بیست سال پای این ارتش زحمت کشیده بود. ارتشی که امنیت فرودگاه را برای بازگشت امام برقرار کرد، این هلی کوپتری که می گویند در 17 شهریور به سمت مردم تیراندازی کرد؛ همین هلی کوپتر بود که امام را به بهشت زهرا برد؟ زمانی همه نگرانی ما این بود که مبادا هوانیروز کودتا کند؛ خلبانان و کادر فنی، همه عاشق و همراه امام بودند. ما بهترین
دکتر بدو! از راه رسید/ خاطراتی از امدادرسانی در خط مقدم جبهه
شمرده می شد. این عملیات به آزادسازی نزدیک به هفتاد روستا در حوالی سوسنگرد، بستان و دشت آزادگان منجر گشت. در شهر بستان، گل ها شکوفه کرد، عشق جوانه زد و ایمان جاری شد. آن روز همه چیز صلواتی شده بود و شهر را شهر صلواتی می خواندند؛ با صلوات، لباس هایمان را به خیاطی می بردیم. در نانوایی ها هر کس به اندازه نیازش نان برمی داشت و به عوض پول بی ارزش، طنین مقدس صلوات بر زبانش جاری می شد. در گوشه ای
شهر تمام قد به احترام ورود آزادگان اردوگاه موصل 2 ایستاد/ رسانه ها در خواب؟!
شهری که حماسه 19 مرداد را آفرید و حضور پر تلاوت خود را برای نسل چهارم به ثبت رساند، کمی جای بسی تامل دارد. * باز هم جای تبلیغات وسیع و با برنامه خالی ماند در حالی که از هفته قبل برنامه ریزی خوبی در راستای ورود آزادگان به نصف جهان انجام گرفت و برخی رسانه ها از آمدن 1700 میهمان اردوگاه موصل 2 به اصفهان خبر دادند ولی حق مطلب به درستی ادا نشد. گفتنی است که با توجه به نقش آفرینی مردم
همسفر با گاردین در سفر به ایران
به همین بهانه روزنامه گاردین به معرفی جاذبه های گردشگری ایران در قالب پیشنهاد بسته های سفر پرداخته است. در این گزارش آمده است که اگر می خواهید با معماری و فرهنگ ایران آشنا شوید، دیدن حرم های مقدس در شهر قم، آثار باستانی تخت جمشید و اصفهان، باغ های کاشان، مقبره حافظ و سعدی و مسجد نصیرالمک در شیراز که اوج هنر ایرانی-اسلامی محسوب می شوند را از دست ندهید. به گزارش دنیای اقتصاد، گاردین در
پیشنهاد گاردین برای سفر به تبریز با پای پیاده
به گزارش نصر به نقل از دنیای اقتصاد،روزنامه گاردین در گزارشی به نقاط دیدنی ایران پرداخته و 10 پیشنهاد برای سفری مهیج و متفاوت به ایران ار مطرح کرده است که به نقل از فرهنگ و معماری می خوانید؛ زیارتگاه های شهر مقدس قم، آثار تاریخی در تخت جمشید و اصفهان، باغ های کاشان، معابد شاعران در شیراز و کاشی کاری های مسجد ناصر الملک جز بهترین آثار هنر ایرانی - اسلامی هستند که در یک تور 15 روزه از
فضل ا... فرخ؛ شاهد عینی جمعه سیاه
/> از روزهای قبل از جمعه سیاه برایمان تعریف کنید و راهپیمایی عظیمی که از روزهای قبل شروع شده بود؟ ماه رمضان آن سال منبرهای انقلابی خوبی انجام شد. در همین ماه شهریور یکی از مساجدی که خیلی فعال بود و منبرهای پرشوری داشت، مسجد غوغا بود که امام جماعت آن شهید مفتح بود. قرار بر این شد صبح اول شوال که روز عید فطر بود نماز عید در تپه های قیطریه برگزار شود. جمعیت به آنجا رفتند و شهید
جمعه خونین حاصل کدام جلسه بود؟
ضمن اشاره به تشکل بی سابقه جمعیت تظاهرکننده تقسیم شدن آنها به شاخه های مختلف، ناکارآمد بودن اقدامات پلیس در زمینه پخش آب از ماشین های آب پاش و پرتاب حدود300 نارنجک گاز اشک آور، اجتناب نفرات پلیس از استعمال اسلحه، دادن شعارهای تند از سوی جمعیت علیه شاه و اجتماع دسته جات 300 تا 2000 نفری در مناطق مختلف و حرکت دسته های مرد و زن چادری جداگانه تلویحا از ناتوانی نیروی پلیس خبر داد. راه پیمایی
حضور 150فعال کانون های مساجد مازندران در اردوی فصل رویش+اختتامیه اوقات فراغت
فصل رویش به همت کانون فرهنگی و هنری شهید گراییلی مسجد النبی شهرستان قائم شهر و دبیرخانه کانون های مساجد مازندران بمدت 2شبانه روز با برنامه های متنوع و جذاب برگزار می گردد، افزود: در هر دوره اردویی مراسم افتتاحیه و اختتامیه با حضور امام جماعت اردوگاه برای نوجوانان و جوانان اجرا می شود. فوقی، برپایی نمازهای جماعت صبح، ظهر و عصر، مغرب و عشا به همراه گپ و گفت روحانی اردوگاه پیرامون مسایل دینی
مرگ زنده باد مخالف من در اردوگاه اصلاحات/حمله اصلاح طلبان به افشاگری های صادق و رای راستگو
محمد باقر قالیباف در راه رسیدن به شهرداری بود؛ ریاست شورا نیز با مسجد جامعی اصلاح طلب بود و تقریبا همه چیز برای به قدرت رسیدن یک هاشمی در بهشت فراهم! رای گیری آغاز شد و در دور اول هر دو گزینه شهرداری تهران 15 رای بدست آوردند؛ در این میان رای سفید الهه راستگو اصلاح طلب کار را پیچیده کرد و در دور دوم تقریبا همه پیروزی محسن هاشمی را محتمل می دانستند. اما در دور دوم رای گیری ورق
گروه مردمی که مزار شهدا را تعمیر می کند + فیلم و عکس
خیلی ایده و برنامه داریم؛ اما به دلایلی خیلی از این برنامه ها کنسل می شوند و مجبوریم که به یک برنامه ساده بسنده کنیم. در این ایام، بهشت زهرا خیلی شلوغ می شود؛ ولی این ها سازماندهی شده نیستند. شما اتوبوسی را تصور کنید که پسربچه های دبستانی با یک لیوان رنگ و یک قلم مو از آن پیاده می شوند و هر کدام دوست دارند که قبر شهدا را خود رنگ آمیزی کنند که اتفاقا ما از آن استقبال می کنیم؛ اما آیا این بچه ها با
پروژه آبرسانی به 6 روستای محروم بابل به زودی آغاز می شود
داده است؟ ما حدود 4 سالی است که اردوی جهادی برگزار می کنیم. سال اول 1391 به طبس رفتیم، آنجا روی سه پروژه کار کردیم. اولین پروژه ما دیوارچینی مسجد روستای نجات آباد بود. دومین هم دیوارچینی خانه عالم روستای زیرک آباد و سومین پروژه بچه های جهادی، دیوارکشی یک خانه در روستای بوژدغر بود. سال 1392 به خراسان شمالی، فاروج رفتیم و پروژه آبرسانی به روستای محروم قره گل را به لطف خدا به پایان
شاگردسابق آیت الله مصباح:دعا می کنم تفکر احمدی نژاد دیگر هیچ گاه به ملت ایران تحمیل نشود
انقلاب محل خدمت روحانی در نیشابور در یکی از روستاها بود و شب های شنبه در مسجد جامع نیشابور سخنرانی و درس داشت و من هم جزء بچه هایی بودم که در جلسه روحانی شرکت می کردم. وی خاطرنشان می کند: آقای روحانی آن زمان در منزل آقای حسامی جلسات خصوصی برای جوان ها می گذاشت و من در آن جلسه هم شرکت می کردم که بعد ساواک آن جلسات را تعطیل کرد. از آن زمان ایشان را می شناسم که انسانی روشن، فهمیده، معتدل و
بنیاد در آینه مطبوعات
اصرار زیاد از او خواستند شام را همانجا بماند؛ ولی قبول نکرد. گفت: توی مسجد شمس الشموس هم برنامه دارم. باید برم دیر می شه از شهرک ابوذر تا مسجد شمس الشموس که طرف دیگر شهر بود کلی فاصله بود. با این حرف دیگر به خودمان اجازه ندادیم بیشتر اصرار کنیم. بدون معطلی موتورگازی اش را گذاشتیم عقب وانتی تا به برنامه بعدی اش برسد. موقع خداحافظی، کیوانلو یکی از بچه های بسیج طاقت نیاورد پرسید: حاج آقا برونسی