سایر خبرها
پیرمردپرسپولیسی که کنترل ورزشگاه آزادی دراختیار اوست
ورزشگاه می آیند؟ - علاقه مند هستند و برخی اوقات می آیند نه همیشه. * شما هماهنگ می کنید یا خودشان می آیند؟ - به من می گویند و هماهنگ می کنم. * شما مربیان را از نزدیک می بینید و تا حالا شده به مربی ای توصیه کنید از بستگان شما در تیم هایشان استفاده کنند؟ - هیچ وقت این کار نکرده ام. * چرا؟ - چون نمی خواهم خودم را خراب کنم
رونمایی از جمشید بسم الله!
قضیه جا افتاد و من شدم جمشید بسم الله. پایه اصلی کارم از سال 66 تا 72 در بازار بورس بود نه در بازار ارز. آن زمان به صورت کامل در بازار ارز نبودم. در مقاطعی که احساس میکردم نرخ ارز به سمت بالا میرود، خرید میکردم و در مقاطع دیگر میفروختم. همیشه بچه ها وقتی وارد مدرسه میشوند شغلهایی برای خودشان انتخاب میکنند مثل خلبانی، پزشکی و... من هم از بچگی دوست داشتم خلبان هواپیمای جنگی بشوم و هیچ وقت فکر
زندگی آیت الله قدوسی نشان داد که اخلاص ملاک زندگی دینی است
توان در گوشه گوشه زندگی چنین بزرگانی دید. به طور مثال مادرم تعریف می کردند که در زمانی که همه می خواستند در کنار مقبره خانوادگی قبری تهیه کنند پدرم هیچ اصراری بر تهیه قبر در آن جا نداشتند و وقتی من علت را از ایشان جویا شدم گفتند دوست دارند مزارشان جایی باشد که زیر پای همه و وسط راه باشد در نهایت نیز همین شد و الان مزار ایشان درست در محل رفت و آمد است و چون بر روی زمین نشانه ای ندارد و نشانه مزارشان
نامه رهبر ایران فوق العاده بود /وارد جزئیات فنی شده ایم
که البته بیانگر نگرانی ایرانیان نسبت به انگلیس است. وی با بیان اینکه متاسفانه تاریخ ایران در انگلیس شناخته نشده است، تصریح کرد: وقتی من با مخاطبان انگلیسی در خصوص ایران صحبت می کنم ،از آنها می خواهم که تصور کنند چه حسی خواهند داشت اگر ایران انحصار تولید تنباکو را در انگلیس به دست می گرفت؛ اگر ایران صد سال پیش می گفت ما از تولید نفت دریای شمال سود مختصری به شما می دهیم و بقیه را به عنوان
دردهای بی آمار و آمارهای غم انگیز
می دهد و من نیز شماره خودم را روی یکی از برگه های تبلیغاتی می نویسم. دردهای بی آمار کف خیان بی شمارند؛ از قصه درد کودکان کار گرفته تا نوازندگان دوره گرد، متکدیان حرفه ای و غیرحرفه ای و الی آخر. فرشتگان بازمانده از بهشت! نه این که منظورمان از بهشت، همان جنت آفریدگار مهربان باشد، منظور جایی آرام است روی خاک کروی که مادرانمان بی غم نان، شب آرام چشم فرو بندند. مادری یا
گلایه های ثریا قاسمی از بازیگران جوان/ ما را از سینما طرد کردند
مسابقه حضور داریم چراکه جو آرام سالن را مشاهده کردم و همین برای من کافی است که بزرگترین جایزه خودم را از آدم های بزرگواری چون شما گرفتم. قاضیانی افزود: خوشحالم از اینکه مریم پدر آن دیگری بودم و خوشحالم از اینکه مسافر دل آرام اتوبوس سینمای ایران استاد یدالله صمدی هستم چراکه ما احترام را با استاد صمدی تجربه کردیم و در عصر یخبندان بی حرمتی همین ما را بس است. این بازیگر در بخش
اولیاء آزاری در آموزش و پرورش!
آمد و گفت: من خودم عضو انجمن اولیا مربیان این مدرسه هستم. این مدرسه متإسفانه بیلان مالی درستی به منطقه نداده است و ما یقین داریم که مدرسه یک میلیارد و 400 میلیون تومان پول از ما گرفته است، اما فقط 800 میلیون تومانش را گزارش داده است. گفتم: شکایت کرده اید؟ گفت: بله، هر روز داریم شکایت می کنیم، اما به جایی نمی رسد. گفتم: چرا؟ گفت: نمی آیند از مدرسه تحقیق و تفحص کنند. چون شاید برخی
این روزها همه بازیگران آمریکا برو شده اند/ وسترنی در رباط کریم
وقتی این مساله را برای من مطرح کردند، دچار تردید شدم چون احساس کردم آن وقت داستان و شخصیت پردازی مثل فیلم سرگیجه آلفرد هیچکاک می شود و این درست نبود. به نظر من اسکاتی در فیلم سرگیجه دیوانه است چون می خواهد زن را آن طور که خودش دوست دارد با همان لباس و رنگ مو بازسازی کند اما چیزی که نمی داند این است که اصلا این دو زن یکی هستند. میترا حجار هم راغب بود که هر دو نقش را بازی کند اما به نظر من
جعفر پناهی جمهوری اسلامی به دردش نمی خورد
با یک آرمان جلو رود آرمانگرایی اش را هم از دست نداده باشد تا آخر خواهد رفت. اما یکی که به اسم و عنوان آرمان جلو می آید، مثلا به اسم سینمای دفاع مقدس وارد سینما می شود، همان اوست که آرمانگرایی اش را پنهان می کند. می ترسد به زبان بیاورد. می ترسم متهم شود. او در واقع اعتقادی به این ماجرا ندارد. اصلا توفیقش را ندارد. بگذارید کل سوالتان را این گونه پاسخ دهم. آرمانگرایی توفیق می خواهد من به مصداق کاری
ماجرای خنثی سازی سوء قصد به جان امام (ره)/ سازمان مجاهدین خلق از ابتدا انگلیسی طراحی شد/ نامه حضرت آقا ...
باز کرده و من هم وارد مدرسه شدم. اما وقتی درب باز شد دیدم که امام (ره) پشت درب ایستاده و منتظر بودند تا من هم وارد شوم. در آن صحنه خیلی شرمنده شدم و وقتی دست شکسته من را دیدند، دستمال خود را درآورده و به دست من بستند. بالاخره وارد مدرسه شدیم و سخنرانی نیز برگزار شد. مسئول پروژه جمع آوری گروهک فرقان درباره نحوه مقابله با منافقین در سال های ابتدایی انقلاب، اظهار داشت: حوادث بعد از انقلاب
از عذرخواهی پرویز پرستویی تا روحانی مچکریم
میلاد برگزار شد گفت: سابقه همکاری ام با مهکام به 13 سال پیش بر می گردد. ما از آدم به کارگردانی رضا کاهانی شروع کرده ایم و آدم شده ایم، بعد از آن بیست گرفتیم بعد گیج شدیم و دست آخر هم که مشروط شده ایم. لازم به یادآوری است که اسامی چون آدم ، بیست ، گیج و مشروط (همان آزادی مشروط)، اسامی فیلم هایی است که سلامی با حسین مهکام به عنوان همکار حضور داشته است. ** اما... اما... و اما...
نیروی هوایی ارتش خط شکن بیعت با امام بود
در مرکز آموزش های هوایی شهید خضرایی فعلی مشغول به خدمت شدم در سال دوم پرواز را در قلعه مرغی آغاز و با اتمام دوره در ایران در سال 1354 برای دوره تکمیلی به آمریکا اعزام شدیم. تقریبال دو سال در آمریکا بودم که بعد از گذراندن دوره های پروازی به ایران برگشتم و به عنوان خلبان هواپیمای اف 5 انتخاب شدم. جوی و فضای که در آمریکا نسبت به دانشجویان خبلبان ایرانی در آموزش و برخورد وجود داشت چگونه
خطیبی به بازیکنان بومی اهمیت می دهد
می ماندیم. 12 سال است که متأهلم و شرایط مالی خوبی نداشتم. اشتباه بزرگ من، امضای قرارداد 5 ساله با این باشگاه بود از این مسئله بسیار ضربه خوردم. تنها در ابتدا و انتهای حضورم در شهرداری تبریز بود، که خوشحال شدم. اگر من چند سال پیش در تراکتور بودم، باور کنید اکنون چندین بازی ملی داشتم. همان گونه که در 31 سالگی بدون پارتی بازی به تیم ملی دعوت شدم. من همیشه باخدا بوده ام و هستم. متأسفانه
افشای رشوه اسرائیل به سناتورهای طرفدار تحریم/ذره بین دولت روی عملکرد درآمدی وزارتخانه ها و سازمان ها
خود دارند. روابط بین الملل عمدتا عرصه تعارض ها و اختلافات است تا اشتراکات. ایران می افزاید: داستان دیپلماسی، داستان خریدار و فروشنده آپارتمان در یک مشاور املاک است که در میان انبوه ادعاهایی چون اصل برای ما دوستی با شماست ، اگر معامله هم نشد مهم نیست، اینکه دوست خوبی مثل شما پیدا کردیم برای ما کافی است ، مهم این است که این جوان خانه دار شود و... دو طرف معامله و مدیردفتر املاک در فکر
مردم شعار مرگ بر آمریکا می دادند، یک لحظه خواستم بگویم من کانادایی ام
یک جا دیده بودم، در اعتراض به قانونی بود که دولت آمریکا به ما تحمیل کرده بود: یا سقط جنین و یا حمله به کامبوج در بهار سال 1970. من در جمعیت های عظیمی در مکان هایی مانند نیویورک و شیکاگو حضور داشته ام، جاهایی که ترسی مشابه آن چه پیش تر توصیف کردم، وجود من را فرا گرفته بود. با این حال، این جمعیت ها مثلاً در جشن 4 ژوئیه جمع می شدند، برای آتش بازی، نه سیاست. این جمع شدن به معنای وحدت ملی
هفته عشق ایرانی بنیامین بهادری
و حتی از حالا برای هفت ماه آینده که تور کنسرت های آمریکا را هم در پیش داریم برنامه ای مرحله به مرحله داریم. چرا برای آلبوم هایت یک عنوان مشخص انتخاب نمی کنی و فقط از نام خودت در کنار سال انتشار آن قطعات به عنوان اسم آلبومت استفاده می کنی؟مثل بنیامین85 و بنیامین 88 و ... وقتی که برای اولین بار این اتفاق افتاد و آلبومم با اسم سال انتشارش منتشر شد اواخر سال 1384 بود که تصمیم
سرداری که به خانه ای زیر پونز نقشه رضایت داد!
... وقتی به خانه تان می آمدند، چگونه رفتار می کردند و برخوردشان با خانواده چگونه بود؟ من خودم بارها برای دخترانشان خواستگار می فرستادم که اگر چه حاج حمید راضی بود ولی دخترخانم ها قبول نمی کردند. من کمی ناراحت شدم و یک بار که تماس گرفته بودم، به یکی از دخترانشان گفتم: افرادی که به شما معرفی می کنم، خیلی مناسب و قابل اطمینان هستند، چرا آن ها را قبول نمی کنید؟ یکی از دختران حاج حمید گفت
نامزدهای نگاه نو، هنر و تجربه و سینماحقیقت جشنواره سی و سوم
هشتمین روز جشنواره فیلم فجر از نیمه شب با خبر مهم تعیین زمان اکران قطعی محدود فیلم محمد (ص) همراه بود. این اتفاق طی دو روز برای اهالی فرهنگ و هنر و اصحاب رسانه رخ خواهد داد و بدین شکل تازه ترین ساخته مجیدی بدون آنکه در جشنواره رونمایی شود و موقعیتش برای حضور در جشنواره های بین المللی به ویژه کن به خطر بیفتد، برای فعالان موثر و رسانه ای حوزه فرهنگی به نمایش درآمده باشد؛ اکرانی که همگان برای وق
همدلی خانوادگی برای پاکی محیط زیست
با زباله ها وقتی صحبت از فرهنگ و تمدن می شود ما داستان های طولانی در مورد تاریخ و متمدن بودنمان داریم اما چرا وقتی به کوه و جنگل می رویم بدون توجه، زباله ها را به اطرافمان پرت می کنیم و حتی از این کارمان لذت هم می بریم؟ محمودخانی می گوید: من از کودکی عاشق طبیعت و کوهنوردی بودم، برای همین وقتی بزرگ تر شدم هرفرصتی که پیدا می کردم با دوستان یا خانواده به کوه می رفتم. اما بعد از مدتی تصمیم
"هسته های مقاومت" چگونه در ارتش شاهنشاهی شکل گرفت
/> بعدها فهمیدیم در گوشه و کنار تهران جلسات دیگری نظیر جلسات ما وجود داشته که تا پیروزی انقلاب از آنها بی اطلاع بوده ایم. جلسات ما چون در نزدیکی دانشکده افسری برگزار می شد اگر افرادش زیادتر می شد ممکن بود لو برود. * بعد از فارغ التحصیلی ارتباطات شما قطع شد؟ به هیچ وجه. وقتی من فارغ التحصیل شدم و به شیراز منتقل شدم. در کلاس دوره مقدماتی نشسته بودم که فرمانده دانشکده آمد و گفت: رکن
چرا باید ویندوزمان را به نسخه 10 ارتقا دهیم؟
دارند و روز به روز بر هوشمندی آنها افزوده می شود. کورتانای مایکروسافت ویژگی هایی دارد که در سیری نمی یابید؛ یکی از وظایف اصلی این سرویس، کسب اطلاعات فزاینده درباره کاربر و ویندوز است. این سرویس نیز مثل گوگل ناو هشدارهایی به شما می دهد که برایتان جالب تر از بقیه اند. کاربر می تواند از این سرویس سوالاتی درباره چند و چون عملکرد سیستم مثل جست و جوی یک فایل خاص بپرسد. همچنین می توان نامه های
چرا پوشیدن کفش کتانی در زمان پهلوی ممنوع بود؟/ روحانی که بالباس مبدل از زندان قزل حصار فرار کرد+عکس
رو: از نگاه من دو علت امام خمینی را این چنین محبوب کرده بود که ما حاضر بویم برای پخش اعلامیه اش جانمان را به خطر بیندازیم یکی این که امام خدائی بود ، دیگر اینکه حرف و عملش یکی بود حرف هایش صداقت داشت. ثامن: یکی از مسائلی که نشان از خفقان زمان طاغوت بود را به یاد دارید؟ خوش رو: من آن زمان فوتبالیست بودم و به کفش کتانی که معروف به کتانی چینی بود علاقه داشتم اکثراً جوانان به
یک میلیون ایرانی شناسنامه ندارند؟!
خانمی 6 فرزند از همسر افغانش دارد چون شناسنامه نداشتند به دادگاه اعلام کرده که من صیغه بودم و شوهرم رفته. به سه فرزند او شناشنامه دادند اما چون بعد از این موضوع سه فرزند او به دنیا آمدند دادگاه فهمیده و دیگر شناسنامه ندادند و سه فرزند او بدون شناسنامه ماندند. شما آسیب 20 سال آینده این کودکان بدون شناسنامه را چه می دانید؟ حسینی: اگرشرایط به همین صورت باشد مطمئنا ما در چند سال
آفرین به هوشمندی مریلا زارعی..!
این تصمیم یک چالش بازیگری برای خودم بود، چون احساس کردم به احترام الفت باید از آن فاصله بگیرم تا مبادا خدای نکرده به نقشی الصاق شوم و یا باعث سوء استفاده از آن شوم به همین دلیل از آن فاصله گرفتم، اگرچه برایم سخت و دردناک بود. وی ادامه داد: حدود 14 ماه صبر کردم و فقط سناریو خواندم که خیلی از آنها امسال در جشنواره فیلم فجر با حضور درخشان همکارانم نمایش داده شده است. اما از آنجا که نقطه
خواندنی ها با برترین ها (15)
خلق می کرد.... تابوکی از همان آغاز در صحنه سیاسی-اجتماعی ایتالیا به عنوان روشنفکر نقش فعالانه ای داشت. در این سی سال اخیر او مشاهده گر دقیق و بسیار حساسی نسبت به مسائل کشورش و به طور کلی اروپا بود و با روزنامه هایی مثل رپولیکا و... همکاری می کرد. رمان پریرا چنین می گوید معروف ترین اثر آنتونیو تابوکی است. وقایع آن در لیسبون پایتخت پرتغال و از زبان دکتر پریرا حکایت می شود. او
وقتی ماه بی فروغ دولت اصلاحات از پشت ابرها بیرون می آید
تردید ندارد. مظفر: من جزو معدود کسانی بودم که به عنوان معاون وزیر در حد وزارت همیشه به قول خودمانی ها در آب نمک خوابیده بود و بالاخره یک زمانی باید وزیر می شد. نمی خواهم خدای ناکرده شایستگی خودم را مطرح کنم، این طور شده بود و طبیعی بود که من در آن مقطع زمانی مطرح ترین فرد در آموزش و پرورش شدم. در مقاطعی هم که عزیزانی مثل آقای پرورش، آقای اکرمی و آقای نجفی بودند. این دوره ها هم گذشته و دوره
انقلاب 3 روز دیرتر پیروز می شد، خلبانان فدایی انقلاب را اعدام می کردند/ اسکورت هواپیمای حامل امام(ره) از ...
ارتشی به امام می دادند. باشگاه خبرنگاران: در آن زمان فعالیت شما به چه گونه بود؟ بنده در آن تاریخ در آمریکا دوران خلبانی را می گذراندم اما خودم بنیانگذار انجمن اسلامی نیروی هوایی مقیم آمریکا شدم و تمام اخبار، نوارها و صداهای امام را به بچه ها می دادم و به این نحو اطلاع رسانی می کردم و در آن زمان عده زیادی از دانشجویان و همافران سابق، دوره های مختلفی در آن مقطع زمانی برای اف
حدیث ناگفته های این سال ها به روایت استاد فروزان/ مولایی شخصیتی که برازنده نامش بود + فیلم
مورد خودم ندارم، اغلب صداشناسان روی صدای من تکیه خاصی داشتند (لطافت، ملاحت، و نرمی صدای من) ولی متأسفانه از نفس متوسط برخوردار بودم و همین باعث می شد که من یک مقدار در لحن کم می آوردم، چون نفس در قرآن بسیار به زیبایی و ابعاد لحن کمک می کند. اگر بخواهم بگویم که یک استاد خاصی باشد که فقط از ایشان استفاده کرده ام تا الان، نه اینجور نبوده. من حتی در جلسات تدریسم از شاگردانم مطلبی را یاد گرفتم، در
خاطرات خلبان استان سمنان از انقلاب، دفاع و امداد
کنکوری که نیروی هوایی برگزار کرد، شرکت کنم و نمره قبولی را هم کسب کردم. سپس از لحاظ سلامتی، تست هوش و ریاضیات هم مورد تایید قرار گرفتم، چون این ویژگی ها برای یک خلبان بسیار مهم است. همه این مراحل سخت را سپری کردم و در سال 1349 وارد دانشگاه افسری شدم و رؤیایم رنگ حقیقت گرفت. تحصیلات تخصصی یک هوانیرو در رسته تعمیر و نگه داری هواپیما با درجه ستوان سومی دانش آموخته شدم
پیمانی که همافران با امام خمینی بستند/ روایت رژه تاریخی نیروی هوایی از میان کتاب های خاطرات
داشتند- همه ی محافل سیاسی، همه ی قدرتهای بزرگ، همه ی دولتهای مستضعف، همه ی روشنفکران، همه ی علاقه مندان به اسلام، همه ی انقلابیون عالم- متوجه بودند ببینند آنجا چه می گذرد؛ آن محلی که مخصوص تبلیغات مربوط به آن روزها بود؛ خبر دادن به مردم و توجیه ذهنهای مردم، که ما به آن می گفتیم دفتر تبلیغات، و بنده آنجا مشغول کار بودم، دیدم یک همهمه ی فوق العاده ای است. نگاه کردم؛ از حیرت به یک حالتی دچار شدم که