سایر خبرها
فتوای امام را از آقا گرفتم
کار کردن و حتی یکی از آنها که به صدیقه سوتی معروف بود و همه زن های قاچاقچی و دزد از او تبعیت می کردند، بعد از مدتی طوری تحت تاثیر گرفت که در روز 17 دی که روز کشف حجاب بود، آمد توی حیاط زندان و شروع کرد به فحش دادن به اشرف که او تریاک آورده و مواد مخدر پخش کرده و خودش دارد کیف می کند و بقیه را در زندان گرفتار کرده! او را گرفتند و به تیر پرچم وسط حیاط بستند و بسیار اذیتش کردند، اما او دست برنداشت
برنامه هسته ای ایران را متوقف و به عقب راندیم
شرایطی، ما ترجیح می دهیم همراه با متحدان و شرکای خود عمل کنیم. آستانه اقدام نظامی، زمانی که منافع ما مستقیما تهدید نشده باشند، بالاتر است. در چنین شرایطی، ما به دنبال بسیج کردن متحدان و شرکایمان خواهیم بود تا بار این اقدام و دستاوردهای ماندگار آن را تقسیم کنیم. در همه این موارد، استفاده از نیروی نظامی، باید توجیهی روشن و اهدافی دست یافتنی را بنماید و ما باید اطمینان داشته باشیم که اقدامات ما، موثر
صدور حکم 5 سال محرومیت از پست های دولتی برای حمید رسایی
تواند برای انتخابات مجلس دهم کاندیدا شود و این دقیقا نشان می دهد که هدف از حکم غیرقانونی صادره با انگیزه های کثیف سیاسی برای بستن دهان منتقدان همراه است بویژه که حکم صادره بر خلاف ادعای آقای اشرفی اصفهانی، بدون حضور نماینده دستگاه قضایی صادر شده است. 2 . هیأت بدوی تخلفات در طول سال گذشته طی تماس های مکرر با بنده و دفترم، به صورت شفاهی درخواست می کرد تا در این هیأت حضور یابم و به سئوالات
ناگفته هایی از قتل لاله سحرخیزان تا اعدام شهلا (+ گفتگو با مادر لاله)
داشت سوگند خورد که بی گناه است. از خانه شهلا دفترچه خاطراتی به دست آمد که نشان می داد این زن همیشه در تعقیب لاله بوده است و می خواست نقطه ضعفی پیدا کند تا با بدبین کردن ناصر به همسرش وی را حذف فیزیکی کند. در این دفترچه به جز القابی که شهلا با عصبانیت به لاله داده و وی را دشمن، پیرزن و عجوزه خوانده بود و نیز یادداشت های روز 17 مهرماه هیچ کدام از روزهای دیگر قلم خوردگی نداشتند اما شهلا در این روز
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
انصارالله در قدرت گردن نهد. ولی رژیم و حامیان خارجی آن، به جای اینکه به خواسته های انصارالله که خواسته مردم انقلابی یمن بود پاسخ دهند، اقدام به تحریک قبایل برای درخواست خودمختاری از یکسو و برانگیختن القاعده علیه انصارالله، از سوی دیگر نمودند. هدف آن بود که حوثی ها را درگیر مسائل حاشیه ای سازند و با اعمال فشار بر آن، نقشه های خود را پیاده کنند. اقدام روز جمعه جنبش انصارالله واکنشی بود برای خنثی کردن توطئه
آلن ایر: از دیدن دایی جان ناپلئون سیر نمی شوم
جالب است. چند سال است که با زبان فارسی آشنا شده اید؟ به قول حافظ معشوق چون نقاب ز رخ در نمی کشد هرکس حکایتی به تصورچراکند. از شوخی گذشته، وقتی فراگیری زبان فارسی را شروع کردم دانشجو بودم. من ادبیات انگلیسی می خواندم و تحت تاثیر ترجمه اشعار عرفانی ایرانی قرار گرفتم. پس برآن شدم تا قدری فارسی یاد بگیرم. همین مسئله باعث شد بخواهید این زبان را یاد بگیرید؟ علتش را نمی دانم اما هنگامی که فراگیری فارسی را
حامی اصلی گرانی خودرو در دولت کیست؟
افزایش یافت تا قیمت پراید، ارزان ترین خودروی ایران به بیش از 20 میلیون تومان برسد و پژو 206 شش میلیون گران تر از قیمت اعلام شده قبلی قیمت بخورد. شورای رقابت حدود سه هفته پیش نرخ جدید خودروهای داخلی را با افزایش 3.7 تا 6.9 درصدی اعلام کرد که مورد اعتراض خودروسازان قرار گرفت و اعلام کردند به این مصوبه شورای رقابت تن نخواهند داد و آن را اجرا نمی کنند. در شرایطی که کمپانی های
"هسته های مقاومت" چگونه در ارتش شاهنشاهی شکل گرفت
دوم _ ارتش سوم _ شما را خواسته، جیپ من آماده است زود برو ببین با تو چه کار دارند؟ آن موقع همه از رکن دو که مرکز اطلاعات ارتش بود حساب می بردند. وقتی وارد شدم با ستوان یکم کتیبه روبرو شدم. بعد از احوالپرسی گفت: شما را نامجو معرفی کرده ، جلساتمان روزهای جمعه برقرار است. به جلساتشان رفتم، دیدم تعدادی از نظامیان مرکز زرهی و مرکز پیاده نیز حضور دارند. در آن جلسات هم حدود 12 نفر بودیم. نامجو دانشجویان
دختر و پسر جوان قربانیان تازه دوستی های مجازی
مجازی با زن جوانی که خود را بنفشه و 27ساله معرفی کرد آشنا شدم. وی مدعی شد که کارمند یکی از ادارات دولتی در کرج است. در این مدت گاهی با هم چت می کردیم و گاهی هم تماس تلفنی داشتیم. او می گفت که پدرش فوت کرده و با مادرش زندگی می کند. تا اینکه بعد از چند وقت عکس پروفایلش در بی تاک را عوض کرد و من با دیدن آن شوکه شدم. عکس بنفشه در کنار پسری جوان بود و وقتی از او پرسیدم که وی کیست مدعی شد برادرش
وقتی ماه بی فروغ دولت اصلاحات از پشت ابرها بیرون می آید
نشده بود و فعلاً در کنار ریاست جمهوری و طی دو، سه ماه باید کابینه اش را آماده می کرد. گفتند یک فرمی هست که باید به شما بدهیم و باز بی خبر بودم و فکر می کردم مثل هر فرم دیگری است گفتم من به خانه خودم می آیم، فرم را بیاورید. آوردند و باز کردم و دیدم از من رزومه کاری خواسته اند و به من گفتند یکی از گزینه های وزارت هستم. من با ناباوری رزومه را پر کردم. بعد از مدتی مرا دعوت کردند و گفتند: آقای خاتمی می
جنایت به خاطردوستی با یک دختر!
کشیدم. سپس با "ندا" زن مطلقه ای که با او ارتباط داشتم تماس گرفتم و او از کارت عابر بانک مقتول مبالغی را برایم برداشت کرد. متهم به قتل ادامه داد: بعد از این ماجرا، قصد داشتم با همکاری یکی از دوستانم خودرو را بفروشم که موفق نشدیم و روز بعد خودرو را هم به آتش کشیدیم و در نهایت دستگیر شدیم. بنابراین گزارش، در آغاز بازسازی صحنه قتل، ابتدا سرگرد رمضان پور (افسر پرونده) به تشریح
فال روزانه 19 بهمن
دارید که کارهای جالب و لذت بخشی را انجام دهید. کار و تفریح هر دو باید متعادل باشد، اما در آخر هفته برگ برنده برای بازی و تفریح است!! پس آن را از دست ندهید. آبان: امروز شما حتما باید در محل کارتان در برنامه ها و خواسته های خود تغییراتی بدهید، این تغییرات می تواند در زمینه شرایطی باشد که مرز بین موفقیت و شکست شما را تعیین می کنند. گویا یک نفر عمدا و با هدف و برنامه در برنامه ریزی های شما
حکایتی از زنان کارآفرین فارس/زنانی که سکان زندگی را به دست گرفتند
کردم به عنوان کارآفرین برتر در سطح اداره ها مطرح شدم. هوشمند که در ابتدای کار با کمک خواهرش فعالیت می کرد، عنوان می کند که اگر چه تعداد نیروهایش متغیر هستند ولی می توان گفت که در حال حاضر 15 نیروی ثابت دارد که بیشتر آن ها از مددجویان کمیته امداد هستند. وی با بیان اینکه با خواسته خود از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد به عنوان نیروهای خود استفاده می کند، گفت: اگرچه در هر
مدیر نشر امیدفردا: از ناشر شدن پشیمانم!/ نواندیشی دینی، تکیه به کتاب و سنت با روشی نو است
ارزش آنها شاید به صدها میلیون تومان می رسید. مشکل شما به کجا کشید؟ حدود دو ماه و نیم زندان بودم. آقای جنتی دستور دادند 25 میلیون تومان (به اندازه بدهی ام به شاکی) کتاب از ما بخرند. شاکی هم با این مبلغ راضی شد. ولی مشکل، تنها من نیستم. با ناشران دیگر چه می کنند؟ من همان روزی که وارد زندان شدم با روزنامه ایران صحبت کردم. شرق هم نوشت. بله، بعد از شرق، ابتکار هم نوشت
گپی با پورعلی گنجی، مدافعی که در جام ملت ها پدیده شد
اولین تجربه ملی ام را پشت سر گذاشتم دوست داشتم ابتدا به تیم ملی کمک کنم و در وهله دوم بتوانم خودم را نشان دهم. با وجود این که فقط در تمرینات در دفاع میانی بازی کرده بودم خوشحال شدم که بعد از بازی کی روش از من راضی بود، صحبت های کی روش به من اعتماد به نفس بیشتری داد. ازدواج نکرده ای؟ من تازه بیست و دو ساله هستم و برنامه هایی برای آینده فوتبالم دارم که امیدوارم بتوانم به آنها
ناگفته های معصوم ازدیدار با امام(ره) درپاریس
تماس گرفت و پرسید: نظرت چیست که کنفرانسی بین المللی در حمایت از عراق در جنگ علیه داعش تشکیل دهیم و اینکه از چه کشورهایی دعوت کنیم؟ گفتم: کشورهای منطقه از جمله ایران که دعوت از آن ضروری است. وی مخالفتی نداشت. به همین دلیل توافق کردیم، دعوت از کشورها برای برگزاری چنین کنفرانسی به نام من و او باشد. اما بعد با من تماس گرفت و گفت که تحت فشار شدیدی برای عدم دعوت از ایران اس ت. به او گفتم: پسدعوت از
بررسی پرونده غم انگیز یک نوزاد
بعد از آزادی با قرار کفالت ناپدید شد و دیگر کسی خبری از او ندارد و پرونده اش همچنان باز است. از طرفی این زن ولی دم کودک بی نام نیز محسوب می شود و غیبتش در روند رسیدگی به پرونده مشکل ایجاد می کرد به همین دلیل دادستان تهران به عنوان ولی قهری وارد پرونده شد و برای امیر درخواست قصاص کرده . درخواست دادستان بر اساس ماده 356 قانون مجازات اسلامی است که عنوان کرده است: اگر مقتول یا مجنی علیه یا ولی دمی که
مصاحبه اشپیگل با سیسی: اگرجنگ علیه داعش را ببازیم، منطقه تا 50 سال ناآرام خواهد بود/ نوسازی مذهبی نیاز ...
حاضر نیست که برای رسیدن به این پست تلاش کند. س: پس یعنی شما فداکاری کرده اید؟ ج: این پرسش شما بیشتر در مورد دولتمردان و روسای جمهوری است که تا به حال آنها را دیده اید. من هنگامی تصمیم به قبول این پست گرفتم که متوجه شدم کشورم شانس بسیار کمی برای نجات دارد. بله، من آماده بودم که خود را برای نجات و سعادت کشورم و 90 میلیون جمعیت آن فدا کنم. این مردم به غذا، بنزین، برق و یک زندگی
دار و ندارم را بردارید و مرا رها کنید!!!
مسیر راننده شدم و همزمان راننده و مرد مسافر به سمت من حمله کردند. آنها سرم را به زیر صندلی ها فرو بردند و مرد مسافرنما با چاقویی تهدید کرد که در صورت فریاد مرا خواهد کشت. زن جوان در ادامه گفت: در حالی که بشدت ترسیده بودم و گریه می کردم مدام التماس می کردم که دار و ندارم را بردارند و مرا رها کنند اما آن دو بی اعتنا به التماس هایم می خندیدند تا اینکه به خارج از شهر رفتیم و در آنجا مرا تسلیم خواسته
یک مزاحم خیابانی وقیح!
... آن مرد با وقاحت به طرفم راند. هراسان به سمت کوچه ای که پشت مسجد سپهسالار بود دویدم و به طرف خانه رفتم. از این ماجرا چیزی به مادرم نگفتم. دو روز پس از این قضیه باز هم هنگام بازگشت به خانه زن قد بلند، با بینی بزرگ و لباس سیاه راه را به من بست. آن زن پرسید: دختر خانم! شما در این کوچه منزل دارید؟ به او پاسخ مثبت دادم. تا دم در خانه همراهی ام کرد و بعد گفت می خواهد با مادرم صحبت کند. او را به درون
چگونه یک ماهه رمان بنویسیم و جایزه جهانی بگیرم!
نوشتم اما بعد از یک سال، هیچ پیشرفتی نداشتم. بازمانده روز بنابراین من و لورنا نقشه ای به سرمان زد، قرار شد من در عرض چهار هفته بی رحمانه، تمام دفترچه خاطره هایم را خالی کنم و با برنامه ای که خودمان رمزگونه سقوط صدایش می کردیم، جلو برویم. در طول دوران سقوط من هیچ کاری انجام نمی دادم و فقط باید از یکشنبه تا شنبه بعد، هر روز از 9 صبح تا 10:30 شب می نوشتم. یک ساعت برای ناهار و دو
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/5
علیرضا زرین دست مدیر فیلمبرداری، حسن زاهدی مدیر صدابرداری، مشکین مهرگان طراح صحنه و لباس، حسین فلاح دستیار کارگردان و برنامه ریز، زهرا برزیده منشی صحنه، سعید ملکان طراح چهره پردازی، مسعود فیروزه مدیرتولید و مهدی دل خواسته عکاس اشاره کرد. آتلان به کارگردانی معین کریم الدینی مستندی است که در نیمروز روز هفتم جشنواره ساعت 13 در بخش سینما جقیقت و سینمای هنر و تجربه نمایش داده می شود.
گفتگوی خواندنی با منصور ضابطیان
روزنامه هفت صبح - آرش خوشخو: موفقیت منصور ضابطیان در حوزه رسانه و تلویزیون از آن رو ارزش دارد که از راه های مهجور و خلوت به دست آمد؛ در حالی که در رسانه ها به خبرنگاران و روزنامه نگاران و برنامه سازان یاد داده می شود که چگونه جنجالی تر و تهاجمی تر ظاهر شوند؛ ضابطیان شیوه دیگری را انتخاب کردکه حتی در کتب ژورنالیسم نیز به آنها اشاره نشده است. او راه خود را با استفاده از ذوق خود و با تکیه
دایی سر خواهرزاده عاشق پیشه اش را برید
بهم می خورد. به همین خاطر هم تصمیم گرفتم از خواهرزاده هایم بخواهم به این رابطه پایان دهند. وقتی با ملیحه صحبت کردم، گفت پژمان است که دست بر نمی دارد و مرتب به او پیامک می دهد.مدتی که پیش ملیحه بودم، متوجه شدم درست می گوید. گوشی ملیحه را گرفتم و چندبار به پژمان پیامک دادم و او را به خانه دعوت کردم. بعد از ملیحه خواستم ما را تنها بگذارد. می خواستم رودررو با او صحبت کنم و بگویم این رابطه را تمام کند
اطمینان تلفنی آیت الله شریعتمداری به شاه
مسئله دیدار با آقای شریعتمداری را با ایشان مطرح کردم و با هم برای دیدار با آیت الله، راهی قم شدیم. به احترام آقای غروی، آیت الله شریعتمداری مرا پذیرفت. ابتدا در جمع عمومی و بعد در جلسه عمومی دیگری در همان روز، ایشان از من و آقای غروی خواست که دو ساعت آینده ایشان را به صورت خصوصی ملاقات کنیم. خواسته های ایشان از شاه که همیشه اعلیحضرت خطاب اش می کرد در آن جلسه باز کردن مدرسه فیضیه با مسئولیت
حرکت امام خمینی مردمی و در امتداد حرکت انبیا بود/ نهضتی ها از اول نیامدند بعد هم می خواستند مصدق را شریک ...
سر آیت الله خوانساری رحمة الله علیهما حرکت کردیم. از آن جا به بعد درگیری شروع شد. بعد تظاهرات روز 6 بهمن را متوقف کردیم که درگیری نشود. من مجبور شدم رفتم یک شب کلاه خریدم گذاشتم سرم که تا گردن را می پوشاند به این علت که سرم از بس باتوم خورده بود، خب آدم راحت گیر می افتاد، چون اثر ضربه باتوم بعدش قلمبه می شود می آید بالا! نهضتی ها اصلا نیامدند. بعد روز 13 خرداد 42 که ما راهپیمایی عاشورا
لغو ممنوعیت اشتغال بعثی ها خیانت به ملت عراق است
برابر تصویب این قانون در پارلمان بایستند. نماینده دولت عراق تاکید کرد: تصویب قانون حسابرسی و عدالت به جلادان عراقی فرصت بازگشت به عرصه سیاسی را می دهد چرا که بعثی هایی را که در دام بودند به صحنه سیاست بازمی گرداند بنابراین نمایندگان و فراکسیون های سیاسی باید موضع جدی علیه این قانون اتخاذ کنند. روز سه شنبه، 14 بهمن (3 فوریه)، سعد الحدیثی سخنگوی حیدر العبادی نخست وزیر عراق گفت
پرواز عاشقانه بهروز، 42 روز قبل از بهروزیِ وطن بود
یحیی سر می زدم و ساعت ها اشک می ریختم. آن قدر که مجبور شدم چشم هایم را عمل کنم. پدرش هم دست کمی از من نداشت او هم عاشق بهروز کوچکمان بود و دوری از بهروز برایش طاقت فرسا بود. هر روز به خیابان می رفت و دوستان بهروز را می دید که شعار می دادند بهروز شهید آییم به سویت، مادر ندیده روی تو پدر ندیده داغ تو و بهروزم فریاد می زد بگو مرگ بر شاه. این کار آنقدر ادامه داشت تا شاه رفت و مردم جشن پیروزی انقلاب
دنیای مدرن چه بلایی سر مغز ما می آورد؟
قمار می کند و برنده می شود، همین قسمت تحریک می شود، در مورد یک معتاد به کوکائین، یا کسی که لذت جنسی را تجربه می کند، باز هم همین بخش فعال می شود. این دو دانشمند، در قفش موش ها، اهرم کوچکی را قرار دادند، طوری که اگر موش اهرم را تکان می داد، سیگنالی از طریق الکترود به مغزش و این بخش فرستاده می شد. جای تعجی نیست که بعد از انجام این کار، عملا تنها کاری که موش های انجام می دادند
مراسم عقدکنان زوج ورامینی در حوزه بسیج برگزار شد+تصویر
دستور اسلام جامه عمل پوشانده و دینش را کامل کرده است بسیار خوشحال بوده و مسرورم. وی تصریح کرد: ما در سال 64 عقد کردیم و یک روز بعد از عقدمان عازم جبهه های جنگ شدم تا از خاک و ناموسم و انقلابم دفاع کنم تا به دست دشمنان نیفتد. این جانباز جنگ تحمیلی بیان کرد: تمام تلاش ها و تحمل سختی هایی که آن روز رزمنده های ما کشیده اند به این دلیل بود که حکومت اسلامی ایران به دست دشمنان نیفتد