سایر منابع:
سایر خبرها
سقوط سعود!
کرد! من با او زیاد بحث می کردم و مرتب به او تلقین می کردم که تو از همه بهتر می فهمی و عالمتری. بعد از مدتی یک روز به دروغ، خوابی برای او تعریف کردم و او را در صف پیامبر(ص) قرار دادم و گفتم پیامبر(ص) گفت تو همنام من و جانشین من در دنیا و آخرتی و اگر در زمان من زنده بودی، تو را جانشین خود می کردم. عبدالوهاب من را قسم داد که آیا راست می گویی؟ و من نیز قسم یاد کردم... دو سال با محمدبن عبدالوهاب بودیم
مثنوی عاشقانه عطرِ ولا تقدیم به امام علی النقی الهادی(ع)
جان جهان می رسد؛ فاطمه بو را جواد - باد صبا می دهد؛ زُلفِ علی را به باد عطرِ ولا بُرده از؛ حور و مَلک، عقل و هوش - می رسد از ره گُلی، خِرقۀِ احمد به دوش فاطمه را می رسد، بادۀِ کوثر فروش - وز لبِ لعل علی، بادۀِ لا کرده نوش دشتِ دل آشفته از بندِ خزان می رهد - باغِ گَلِ لاله ها، بویِ اذان می دهد نسترن آید کنون؛ غرقه نگاهش به خون - سِحرِ ولا می کُند، چشمِ شقایق فسون
مویه شعر در غم منا
مَرید - بو که باشد بر ظهور حق نوید آسمان را بوی نورش می رسد - ازمِنا بوی ظهورش می رسد از منا شور شکفتن می رسد - رخت حیدر کرده بر تن می رسد می رسد از هر طرف بانگ جرس - بر ظهور او جهانی پر هوس از مِنا ما را نوایی جان گداز - عاشقی را غِصّه می گوید به راز می چکد خون از سر و روی منا - کرده غم آشفته گیسوی منا از منا آوای غم آید به گوش - کعبه کرده رخت ماتم را به دوش
رباعی های اسماعیلی به مناسبت ولادت امام هادی
زلالِ در حقیقت جاری! جانمایه رستگاری و بیداری ما را تو به گنجِ عشق، مُستغنی کن ما را بِرَهان ز حرص دنیاخواری 6 ای عشق! به جسم مُرده جان می خواهم از فتنۀ این جهان، امان می خواهم سهمی ز جهان اگر مرا می بخشی یک پنجره سمت آسمان می خواهم 7 این کهنه رُباط را که دنیا نام است شک نیست
دیدار با همسر پس از 18 سال اسارت
عربی! هجده سال بود که دوست داشتم صدایش را بشنوم. شب ها و روزها از دلتنگی شنیدن صدایش گریه کرده بودم اما حالا زبانم قفل شده بود. چندبار گفت: الو... الو... بالاخره گفتم: الو. گفت: سلام حاج خانم. گفتم: سلام حسین جان! حالت خوبه؟ خدا رو شکر خوبم. تو چطوری؟ الحمدلله خیلی خوبم، بهتر از قبل هستم. گریه می کنی؟ نه! پس چرا صدات این قدر گرفته و ضعیفه؟ نه... نه
در جنگ با دشمن ننگه که سازش کرد + صوت
آثار به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی تولید شده اند یا مرتبط با موضوع دفاع مقدس می باشند ولی به نظر می رسد این دو اثر شنیدنی در پیوند با پیروزی انقلاب اسلامی تولید و مننتشر شده اند و زمان ساخت و انتشارشان احتمالا به قبل از آغاز جنگ تحمیلی مربوط می شود. یکی از این آثار با مطلع (سرفراز باشی میهن من / ای فدایت جان و تن من) است و دیگری سرود مشهوری که این بخش آن بسیار شنیده شده است: (ما بچه های ایران، جنگیم تا رهائی/ ترسی به دل نداریم، از رنج و بی غذایی/ فریادمان بلند است، نهضت ادامه دارد/ حتی اگر شب و روز، بر ما گلوله بارد) انتهای پیام/ ...
عملکرد آل سعود در تضاد با دستورات قرآنی
پیوسته در فاجعه منا مشمول عنایات ویژه خداوند رحمان قرار می گیرند چرا که سفر آنها پاک ترین سفری است که سراسر مسیرش نور است و هدایت ، خداست و رسولش ، ایمان است و بندگی ، قرآن است و دوری ازشرک و آلودگی .جان دادن در چنین سفری و تسلیم شدن در برابر حضرت حق در نزد خداوند متعال آنچنان ارزشمند است که خود در قرآن کریم عهده دار پاداش این افراد شده است . آنچه در این سفر ملکوتی دل ایرانیان و همه آزادگان
فساد داخلی یا تحریم خارجی؟!/ گلوله هایی که می نویسند
بود” پدر را طوفان آهی افتاد آهسته آهسته خون بغض هایش را خورد امواج دردهایش را از پهلویی به پهلویی برد زیر لب با تشنج گفت: "صدای تانک از وین می آید” او که روزی به حرمت تاریخ برخواسته بود و چو ماهی میان کارون مثال جایی شبیه مجنون زیر
غنچه های نشکفته مان پرپرشد
به گزارش مریم نجیمی، خبرنگار گروه استانهای باشگاه خبرنگاران جوان از مشهد، همه چیز از دومین صبح تلخ پاییزی شروع شد؛ صبحی که فاجعه منا شادی عید قربان را به عزا تبدیل کرد. بهت زده و مبهوت به تصاویر دلخراش قربانیان منا نگاه می کردم؛ تصاویری غیرقابل باور و هولناک از جان دادن هزاران مسلمان در حرم امن الهی که در حال احرام به سوی پروردگار مهاجرت کردند. غمی جانکاه و عظیم که حقا
سعودی ها مقابل اجساد می خندیدند/ زائران با لب تشنه جان دادند
اطراف خیابان 204، تصویربرداران با اینکه می دیدند مردم در حال جان دادن هستند در حال فیلم برداری از این حادثه دل خراش بودند. این یعنی همه نظاره گر بودند و هیچ کس نیامده به این وضعیت سامانی بدهد. هیچ کس در آن شرایط برای حجاج بی حال اقدامی انجام نداده است و یکی از دردناک ترین مسائل مربوط به این اتفاق این است که دو طرف این خیابان چادرهای برخی کشورهاست. قطعاً کشورهایی که چادرهایشان نزدیک محل
در وادی شعر و ادبیات
خون جوانان وطن لاله دمیده از ماتم سرو قدشان سرو خمیده در سایه گل بلبل از این غصه خزیده گل نیز چو من در غمشان جامه دریده چه کج رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ هنگام می و فصل گل و گشت و چمن شد در بار بهاری تهی از زاغ و زغن شد از ابر کرم خطهٔ ری رشک ختن شد دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد
اشعار ویژه ولادت امام هادی (ع)
داد جفا و ستم و قهر داد تا پسر فاطمه را زهر داد آن همه سر تا به قدم جان پاک لاله صفت شد جگرش چاک چاک سوخت از این غم دل اهل ولا سامره شد در غم او کربلا میثم اگر وصف غمش می کند اشک نثار حرمش می کند محمد بیابانی: شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی سفری کنم و سری زنم به
اشعار ویژه ولادت امام موسی کاظم (ع)
/> یک نفر از آن همه پیر جماران می شود این دلِ ما، سینه ی ما، عرش ما، حتی بهشت هر کجا موسی بن جعفر نیست زندان می شود نیستم آهو ولی سگ هم به دردی می خورد لااقل یک گوشه از صحنت نگهبان می شود رضا اسماعیلی: وارث مُلک تبسم، کاظم است عشق عالمتاب هفتم، کاظم است آفرینش، سوره ای از مهر او بر لب هستی، تبسّم
قتل دیوانه وار همسر به دلیل مسخره
کرده و یک برادر و دو خواهر بزرگ تر از خودم دارم که همگی ازدواج کرده اند و تنها من بودم که با مادرم زندگی می کردم و در کارگاه صنعتی پدرم که به خانواده ارث رسیده بود مشغول کار بودم و شکر خدا از نظر مالی مشکل خاصی نداشتیم و به قول معروف دستمان به دهانمان می رسید. خانواده ات با ازدواج تو و پریسا موافق نبودند؟ ابتدا موافق بودند، ولی بعد از گذشت مدتی دیگر رفتارهای پریسا برایشان
از قابلمه ی غنیمتی تا عکس حجله ای پیش از شهادت
مرصاد به عکاسی پرداخت. پس از جنگ توجه او بیشتر به کاریکاتور معطوف شد اما به عکاسی به عنوان دل مشغولی هایش هم چنان ادامه می دهد. در ادامه شرح چند عکس به زبان سید مسعود شجاعی طباطبایی از دوران دفاع مقدس را می خوانید. *** از روحیه دادن به رزمندگان تا شهادت نوجوان لب تشنه نفر سوم: مسیح (اصغر) محمدی حوالی ظهر بود، گرما بیداد می کرد، دشمن که از ارتفاعات قلاویزان
اسماعیلی رباعی هایش را تقدیم امام هادی(ع) کرد
/> 4 دنیاطلبی بد است، دنیا بد نیست در ذهن و زبان حق پرستان رد نیست بال است برای اهل عرفان دنیا زندان کسی ست، کو خدا مقصد نیست 5 ای ذاتِ زلالِ در حقیقت جاری! جانمایه رستگاری و بیداری ما را تو به گنجِ عشق، مُستغنی کن ما را بِرَهان ز حرص دنیاخواری 6 ای عشق! به جسم مُرده جان می خواهم از فتنه این جهان، امان می خواهم
شعر و سبک ویژه شب تاسوعا
حضرت عباس بن علی علیه السلام دریافت این دیده و این دست و این فرق شکسته این صورت و این قامت در خون نشسته تنها نه امروز یار تو هستم از روز اول دل بر تو بستم مولا حسین جان مولا حسین جان بیرون بکش تیر از دو چشم نازنینم شاید که یک دم روی زهرا را ببینم این دم آخر فاطمه باید سقاییم را امضا نماید
شعر و سبک ویژه شب عاشورا
شب عاشورا دریافت امشب انصار الله گرم دعایند فردا در موج خون محو خدایند امشب عبادت فردا شهادت واویلا، واویلا، الله اکبر امشب در سینه ها سوز درون است فردا کرببلا دریای خون است زینب گرفتار زهرا عزادار واویلا، واویلا، الله اکبر امشب لب تشنه اند آل پیمبر فردا سرها جدا گردد ز پیکر
شعر و سبک ویژه شب هشتم ماه محرم
جان زخم تو بر دل من داغ تو مشکل من قاتلت قاتل من ای شهیدم ای امیدم تو فتادی من خمیدم ای علی جان ای علی جان تن بریده بریده فرقت از هم دریده مرغ روحت پریده هست و بودم، بود و هستم تو فتادی، من شکستم ای علی جان ای علی جان ای چراغ شب من سوز تاب و تب من لب بِنِه بر لب من جسم پاکت ارباً
شعر و سبک ویژه شب ششم ماه محرم
... من لاله سرخم را پامال خزان دیدم از زیر سم اسبان فریاد تو بشنیدم در دلم شعله تاب و تبت بود زیر تیغ از عطش جان لبت بود خون شد حنایت عمو فدایت آه و واویلا... من آب روان بر تو از چشم تر آوردم با سوز دل از خیمه بر تو خبر آوردم مادر و عمه و دختر عمویت اشکشان گشته چون خون گلویت خون
شعر و سبک ویژه شب هفتم ماه محرم
حضرت علی اصغر علیه السلام دریافت ذبیح شش ماه من ، ای علی اصغر غنچه من چرا شدی مثل گل پرپر ای همه هستم بر سر دستم طائر بی سر ای علی اصغر ای شانه خون خدا قتلگاه تو تمام مظلومی من در نگاه تو یار مظلومم طفل معصومم طائر بی سر ای علی اصغر تو یارزو یاور منی ای علی اصغر تمام لشگر منی
شعر و سبک ویژه شب اول ماه محرم
/> یا ثاره الله وبن ثاره این در دندان من این لب پاره قتلگه من شده دارالاماره گذشتم از جان با لب عطشان یا ثاره الله وبن ثاره کوچه به کوچه رود پیکر پاکم قاتل بیدادگر کشد به خاکم دل به تو بستم یار تو هستم یا ثاره الله وبن ثاره ای سر من از ازل خاک در تو جان دو طفلم فدای اصغر تو نگر به
روایت زندگی سیدحسن از کودکی تا حضور جدی در سیاست/ خمینی ِنسل سوم
پدربرزگش می گفت و آنچه امروز می طلبد. تولد در شب مردادی عصر یک روز تابستانی با مادرم به زایشگاه ایزدی قم رفتیم. هوا به شدت گرم بود. ساعت 12 شب اول مرداد 1351 پسرم به دنیا آمد . این توصیف فاطمه طباطبایی از شب تولد اولین فرزندش است. نامش را امام انتخاب می کند. آن گونه که فاطمه طباطبایی تعریف می کند: احمد دوست داشت نام پسرمان را یاسر بگذاریم و من نام های عطا و امیر
پیام تسلیت بازیگران سینما برای درگذشت هما روستا
آن ها پایان همه چیز است، این مرحله وحشت زاست؛ از آن رو که درطول زیستِ بر زمین آنچه دارند خلاصه در همان جسم خاکی و نیازهای آن هاست. اما برای هنرمند یا آنان که فراتر از تن خاکی زیست می کنند و بر بلندایی بالاتر از هر بلندی سیر می کنند نیستی متصور نیست؛ که بقا و جاودانگی آن ها در دیگرانی تداوم دارد. حمید سمندریان و هما روستا در دوران اقامت کوتاه، با اندک فرصتی که داشتند به وزن هستی افزودند. علاوه بر
چهره ها در شبکه های اجتماعی (162)
اتفاقی که رخ می داد بازخوردها و واکنش های طبیعی اش را در صفحات چهره های عزیزمان شاهد بودیم. فرارسیدن اول مهر و بازگشایی مدارس و به دنبال آن عید سعید و فرخنده قربان شروعی شیرین برای این چند روز بود که با خبر تلخ و تکان دهنده مرگ تعداد زیادی از هموطنانمان در حین مناسک حج در صحرای منا لبخند را بر لب همه ملت ایران خشکاند و آوار غم را میهمان دل ها کرد. هنوز از شوک فاجعه منا بیرون نیامده بودیم و
شهیدی که برای حضور در جبهه ها لحظه شماری می کرد
تر کنی. الهی در بیابان دنیا به دنبال آب حیاتم تا روحم را با آن سیراب گردانم، جام عشقت برایم گمشده ای است که دیوانه وار خود را به این طرف و آن طرف می زنم تا آن را بیابم. الهی می خواهم سبک شوم و سبک بالی باشم که از آنچه پوچ است چشم بپوشم و بر آنچه حق است پیوند عشق زنم که همه این ها بدون اذن تو و رضای تو میسر نیست. الهی سیمای دنیاپرستی برایم چونان کابوسی وحشتناک گشته است که می خواهد
واکنش کاربران شبکه های اجتماعی در میاندوآب به حادثه منا/ آل سعود؛ خادمان بی کفایت
های پست باد و طوفان را بهانه کرده ای ای بیشرف قلب زهرا را شکستید ای سعودی های پست انتقام شیعه را مهدی به دل دارد ولی یادتان باشد که هر پرسش جواب منطقی دارد سعودی های پست خدا رژیم سعودی رو لعنت کنه! پادشاه بی کفایت و خائن عربستان به جای اینکه به فکر زائران و مهمانان مناسک حج باشه ، تو فکر حمله به زن و بچه های مظلوم یمن هستش. خدا شر اعراب وهابی و خائن
مثنوی عاشورایی رهسپار کربلا
راستی - از هرآنچه غیر او بر خاستی کربلا رفتن به خون می خواستی؟! - غرقه در خون روی و مو آراستی؟! ای شهید راه عشق فاطمه - شد نصیبت کربلا در خاتمه ای به رنگ قلب زینب لاله کیش - رفتی و ما را نهادی وا به خویش سینه ات مأوای داغ و دردِ عشق - ترک ما کردی چرا شبگرد ِعشق خون دلت، بر فاطمه لبریزِ عشق - ترک ما کردی چرا شب خیز عشق رفته ای اما یقین دارم تو را - کین نه آخر بر تو
درنگی کوتاه با ملا علیرضا الهی
پریشان گو سر بر آورد و خوش درخشید. باید گفت می طلبد در هر گوشه ای انسانی هویت گرا و معرفت پرور بزید تا دگران بدان دل خوش بنمایند. الهی آرام و بی صدا خرقه اش را به تن پوشید و در لار نزد استادش شاگردی نمود. شاگردی با ذکاوت و با هوش فراوان که هر چه استاد گفت همه را از بر کرد. درسی که الهی از استادش فراگرفت به درد مجالس شادی و اندوه خورد. به درد مجالس رفع خصومت و خون بُری خورد. بسامد و تششعات کارهای
آلبوم خاطرات هما روستا در اینستاگرام هنرمندان +تصاویر
، برای چیدن یک خوشه بشارت رفت... ولی نشد... نشد که کنارِ وضوح کبوتران بنشیند، و رفت تا لب هیچ ... و پشت حوصله نورها... دراز کشید... و هیچ فکر نکرد ، که ما میان پریشانی تلفظ درها... برای خوردن یک سیب...چقدر تنها ماندیم... خدانگهدارتان بانوی مهر و لبخند...آسوده باشید در آغوش امن پروردگار مهربانی ها... دل مان برای شما و استاد جان، تا همیشه تنگ خواهد بود. الناز حبیبی: حیف