سایر منابع:
سایر خبرها
نامه 178تشکل دانشجویی به نمایندگان
دارید،سکوت اختیار کرده اید؟ در بخش دیگری از این نامه آمده است: شما را می شناسیم که چگونه دیروز جان هایتان را در کف دست گرفتید و به یاری دین خدا رفتید . می دانیم که برخی از شما یادگاران جنگید و مدال جانبازی بر سینه هایتان نقش بسته است. می دانیم بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت زمزمه لب هایتان بود و لشکر حسینی را تا کربلا رسیدن با یک یا حسین دیگر همراهی می کردید. این تشکل های
ویژه نامه صبح روشن هدایت در فضای مجازی منتشر شد
امام هادی علیه السلام قرار گرفتند . فارس بن حاتم پیشوای غلات در مرحله ای از انحراف و گمراهی قرارداشت که امام(ع) دستور قتل او را صادر نمود و برای قاتلش بهشت را تضمین کرد و فرمود: فارس به اسم من دست به کارهایی می زند و مردم را فریب می دهد و آنان را به بدعت در دین فرا می خواند. خون او برای هر کس که او را بکشد هدر است. کیست که با کشتن او مرا راحت کند؟ و من در مقابل، بهشت را برای او تضمین می
از اتحاد نیروهای ارتش و سپاه در حصر آبادان تا سقوط مشکوک هواپیما
ای که خرمشهر سقوط کرد یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم. ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین . ای امام تا لحظه ای که خون در رگ های ما جوانان پاک اسلام وجود دارد لحظه ای نمی گذاریم که خط پیامبر گونه تو که به خط انبیاء و اولیاء وصل است به انحراف کشیده شود. من به عنوان کسی که شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم که از اعماق
سعودی ها مقابل اجساد می خندیدند/ زائران با لب تشنه جان دادند
موازی برساند؛ اما از ترس اینکه این جمعیت به چادرشان هجوم نیاورد درب مجموعه های خود را بسته بودند. بسیاری از حجاج از تشنگی و عظش جان دادند/ سعودی ها از آب هم مضایقه کردند این حجاج بی رمق، وحشت زده، گرمازده و تشنه، تقاضای آب می کردند ولی سعودی ها از آب هم مضایقه کردند؛ این را بدانید که خیلی از حجاج و عزیزان قربانی، از تشنگی جان خود را از دست دادند. حرارت بسیار بالا، آن هم زائری که
نوجوانی که با صورت خونین به دیدار آقا رفت +عکس
مرصاد به عکاسی پرداخت. پس از جنگ توجه او بیشتر به کاریکاتور معطوف شد اما به عکاسی به عنوان دل مشغولی هایش هم چنان ادامه می دهد. در ادامه شرح یک عکس به زبان سید مسعود شجاعی طباطبایی از دوران دفاع مقدس را می خوانید. نفر سوم: مسیح (اصغر) محمدی حوالی ظهر بود، گرما بیداد می کرد، دشمن که از ارتفاعات قلاویزان رانده شده بود و با تمام قوا سعی در باز پس گیری ارتفاعات داشت
بزرگداشت مقام ایثارگران نهاد کتابخانه ها برگزار شد
محتاجیم. بیایید نسبت به این فریضه، این نیاز این خون حیات در رگ های جامعه روز به روز بهتر و بیشتر همت و مراقبت کنیم. ان شاء الله نهاد کتابخانه های عمومی جمهوری اسلامی ایران مفختر است که در راه ایفای این وظیفه دین و ملی و اسانی به تلاش پرداخته و به پایگاهی برای حفظ فرهنگ اصیل حیات بخش شهادت تبدیل خواهد شد. ان شاء الله زما مگیر خدایا شکوه عزت را امانت شهدا را
مثنوی عاشقانه عطرِ ولا
گُلی، خِرقۀِ احمد به دوش فاطمه را می رسد، بادۀِ کوثر فروش - وز لبِ لعل علی، بادۀِ لا کرده نوش دشتِ دل آشفته از بندِ خزان می رهد - باغِ گَلِ لاله ها، بویِ اذان می دهد نسترن آید کنون؛ غرقه نگاهش به خون - سِحرِ ولا می کُند، چشمِ شقایق فسون باده طربناکِ او، سینۀِ غم، چاکِ او - بویِ علی می دهد، دیدۀِ نمناکِ او آن ز خُمارِ لبش، جانِ غزل، مستِ او
فساد داخلی یا تحریم خارجی؟!/ گلوله هایی که می نویسند
جای امن را به مکّه تفسیر کرده ای؟ وای بر تو! این چه امنیتی است که اموال اهالی آنجا به سرقت می رود و همواره عده ای کشته می شوند؟! سپس امام باقر علیه السلام به سینه مبارک خود اشاره کرد و فرمود: آن قریه های مبارک ماییم. حسن بصری گفت: فدایت شوم! آیا در قرآن آیه ای هست که به انسان ها بگوید قریه؟ امام فرمود: بله: و کاین من قریه عتت عن امر ربها ورسله فحاسبناها حسابا
اسماعیلی رباعی هایش را تقدیم امام هادی(ع) کرد
مشکل: در خانه دو دلبر است و یک دل داری! 17 با عشقِ صنم ، صمد نمی فهمی چیست مجنونی و خوب و بد نمی فهمی چیست ای خوب! حقیقت دل و دلبر را تا او نکند مدد، نمی فهمی چیست 18 ای زنده آب و گل! ز دنیا برخیز از حضرتِ جان خِجل! ز دنیا برخیز این ره که تو می روی به ترکستان است این قافله را بِهل، ز دنیا برخیز 19 برخیز
کسی نمیتونه بفهمه در منا چه قیامتی به پا شده است /اینجا مملکت سعودی نیست مملکته مرگه!
، نفس کم آورده بودیم، تشنه بودیم، خسته و بی جان و قبل تر از آن هر چه خواستیم از خیابان "سوق العرب" بریم اجازه ندادن و همه را به خیابان 204 هدایت کردند. شریعتمداری بیان داشت: این جملاتی که می گویم دقیقا نوشته هایی است که یکی از دوستان که او هم از شاهدان عینی این فاجعه برود برایمان تعریف می کرد: من خودم تو حادثه بودم، ما ایرانی ها همیشه از خیابان سوق العرب میریم. راه رو بسته بودن و هرچی چک
سقوط سعود!
ما می توانیم از آن طریق به آنها آسیب برسانیم، تحقیق کن که این اصل پیروزی بر دشمن است. اگر این نقطه ضعف را یافتی، به آن یورش ببر که در این صورت تو از موفق ترین مزدورانی و لایق اخذ نشان افتخار. نتیجه جلسات و گفت وگوهای پی در پی این شد که نقاط ضعف مسلمانان تحقیق و تقویت و نقاط قوت آنها تضعیف شود؛ زیرا این بهترین راه شکست امت اسلامی است. پس از گذشت شش ماه اقامت در لندن، به شهر بصره در عراق سفر کردم
بازدید از پارچین در آستانه دفاع مقدس چه معنایی دارد؟
یادگاران جنگید و مدال جانبازی بر سینه هایتان نقش بسته است. می دانیم بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت، زمزمه لب هایتان بود و لشکر حسینی را تا کربلا رسیدن با یک یا حسین دیگر همراهی می کردید. ای یاوران قرآن ! یادتان هست هنگامی را که از نو پیام خون داد پور شجاع حیدر، چگونه راهی نقطه رهایی از بند و زنجیرهای دنیایی شدید و پیروز میدان جهاد اکبر به سوی جهاد اصغر شتافتید؟
مویه شعر در غم منا
مَرید - بو که باشد بر ظهور حق نوید آسمان را بوی نورش می رسد - ازمِنا بوی ظهورش می رسد از منا شور شکفتن می رسد - رخت حیدر کرده بر تن می رسد می رسد از هر طرف بانگ جرس - بر ظهور او جهانی پر هوس از مِنا ما را نوایی جان گداز - عاشقی را غِصّه می گوید به راز می چکد خون از سر و روی منا - کرده غم آشفته گیسوی منا از منا آوای غم آید به گوش - کعبه کرده رخت ماتم را به دوش
روایتی از آخرین لحظات قاری بین المللی جان باخته ایرانی در منا
به گزارش جبهه جهانی مستضعفین به نقل از خبرگزاری فارس، روزنامه شهرآرا نوشت: محسن حسنی کارگر، قاری مشهدی بین المللی در حادثه منا جان خود را از دست داد. گفتگوی زیر با حمید شاکرنژاد، دوست و سعید بیژنی، استاد وی صورت گرفته است که در وضعیت بسیار سختی پس از حادثه منا به سر می بردند؛ اما برای صحبت از محسن هر وقت و هرکجا که باشد نه نمی آورند. از ایشان به خاطر گفتگویی که همراه با بغض و گریه بود، تشکر می
از انزجار حاجیان از بی عرضگی آل سعود تا دختری که منتظر است پدرش با عروسک بازگردد
رکعت نماز بخوانیم هنوز چند دقیقه از دور شدن ما از آن محل نگذشته بود که یک باره صدای مهیبی شنیده شد و خاک و خون همه جا را فراگرفت. او در حالیکه اشک های خود را پاک می کند، گفت: در کنار ما زن و شوهری نشسته بودند که در این حادثه شوهر آن خانم در همان لحظه در زیر جرثقیل ماند و جان خود را از دست داد و خود این خانم از ناحیه سر و مغز دچار سانحه شد، پس از چند روز که همچنان سراغ شوهر خود را می
رباعی های اسماعیلی به مناسبت ولادت امام هادی
/> یک راه دراز در مقابل داری درمانده و مانده ای تو در این مشکل: در خانه دو دلبر است و یک دل داری! 17 با عشقِ صنم ، صمد نمی فهمی چیست مجنونی و خوب و بد نمی فهمی چیست ای خوب! حقیقت دل و دلبر را تا او نکند مدد، نمی فهمی چیست 18 ای زندۀ آب و گل! ز دنیا برخیز از حضرتِ جان خِجل! ز دنیا برخیز
دیدار با همسر پس از 18 سال اسارت
. از دستم ناراحت شد و بین مان اختلاف افتاد. گفتم: حسین جان! اینا می فهمن باید اقلا سه ماه تو رو به حال خودت بذارن؟ اجازه بِدَن چهار شب کنار زن و بچه ات راحت بخوابی؟ این همه بی خوابی، این همه فشار تعریف کردن خاطرات گذشته، این همه تکرار، هم منو دیوونه می کنه، هم تو رو. تو مرد ساده و خو ش قلبی هستی، قدرت نه گفتن نداری. اما من نمی تونم تحمل کنم، طاقت ندارم. حرف هایم فایده ای نداشت. می گفت: این هم
دولت می گوید تاریخ کمک به گروه های جهادی منقضی شده است
کوله باری آماده می کنند برای سفری که جنسش با سفرهای قبلی تفاوت دارد. این سفر، راهنمای مسیر بندگی است. در مقصد، دیگر خبری از خوشگذرانی و آسودگی نیست. تنها کار، کار و کار اهداف این سفر را به خود اختصاص می دهند. سخن از کار و زحمت است، اما لذتی را در خود نهان دارد که لب گشودن به تفسیرش امری محال است. فقط باید عاشق باشی و لباس جهاد بر تن کنی تا جرعه ای از آن کام تشنه ات را سیراب کند و دل خسته ات را
مولوی شاعری فراتر از زمان و مکان
. سالهاست هنگام افطار در ماه مبارک رمضان، شش بیت زیبا و عمیق از مثنوی معنوی مولانا، با صدای محمدرضا شجریان، در گوشهء دلنشین لحظات افطاری، مومنان روزه دار را صفای دل است. این دهان بستی دهانی باز شد تا خورندهء لقمه های راز شد لب فروبند از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی کن شتاب گر تو این انبان ز نان خالی کنی پر ز گوهرهای اجلالی کنی طفل جان از شیر شیطان باز کن بعد از آنش با ملک انباز کن چند خوردی چرب و
عملکرد آل سعود در تضاد با دستورات قرآنی
فاجعه برمی آید در آن حال تشنگی و در حال جان دادن به جان آفرین به یاد امام حسین و تشنگی آن حضرت بودند و قطعا شهدایی که با یاد مولای تشنه لب خود ، تشنه در راه خدا به دیدار او شتافتند مورد عنایت ویژه الهی قرار می گیرند و باید یقین داشت در نزد خداوند متعال از اجر شهیدان برخوردار خواهند بود . جا دارد از تدبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی همگان در خاکسپاری این شهدا در گلزار شهدا استقبال به عمل آورده
غنچه های نشکفته مان پرپرشد
محسن می گوید: یادم است وقتی قرائت محسن را برای اولین بار شنیدم، به او گفتم تو یکی از نخبگان ما خواهی شد و من نفس راحتی خواهم کشید. محسن مثل غنچه ای بود که هنوز به رشد نرسیده بود، پرپر شد. در مسابقات مالزی با پنج امتیاز بالاتر از امتیازی که من به او دادم، مقام اول را گرفت. هیچ جور نمی توانستند حذفش کنند. همین جمله را بگویم که او در اوج رفت. محمدجواد پناهی طوسی دیگر قاری بین المللی قرآن
در وادی شعر و ادبیات
است. چند بیتی از شعر مادر: لبخند نهاد بر لب من/ بر غنچه گل شکفتن اموخت یک حرف ودوحرف بر زبانم/ الفاظ نهاد وگفتن اموخت پس هستی من زهستی اوست/ تا هستم وهست دارمش دوست درزمینه تعلیم وتربیت واندرزوپند شعرهای زیبایی دارد. افسوس که در بعضی آثار وی هزلیات رکیک وجود دارد . ایکاش در کارنامه شعری اش آورده نمی شد و از وجاهت وی کاسته نمی شد. ایرج میرزا و عارف قزوینی دوست و رفیق
درخواست هایی از جنس ذکر برای بازگشت دانش
سلامتیت را با یک عکس ثابت کن، ترا به خون گلوی بریده علی اصغر سالم برگرد، تو را به جان مادرت زهرا برگرد، به خاطر دوقلوهایت برگرد، هر کجا هست خدایا تو سلامت دارش، یا فتاح، به حق سیدالشهدا، این جوون را به خانوادش برگردون شایعات بسیار است که حسن دانش، قاری بین الملل قرآن در یکی از بیمارستان ها دیده شده است و ای کاش یادبگیریم تا خبر موثقی دریافت نکرده ایم، منتشر نکنیم چرا که خانواده های مفقودین به اندازه کافی نگران هستند و دیگر ما با انتشار اخبار غیرموثق بر نگرانی آنها نیفزاییم. به امید آنکه شاهد سلامتی و بازگشتی حسن دانش باشیم. ...
شب گذشته محفلی به پا بود...+تصاویر
به گزارش پیام بشرویه، شب گذشته در شهرستان بشرویه محفلی به پا بود ... محفلی معنوی که به یاد ستارگان همیشه درخشان آسمان شهادت برگزار شد و سخنرانی پیشکوست دفاع مقدس دل ها را بار دیگر روانه کربلای ایران کرد. میزبان این محفل روح انگیز، همان هایی بودند که ساعت ها بدون آب و لب تشنه جان دادند، آن هایی که دست و پا دادند تا اسلام را از دست ندهند، نام و نشان دادندو در بی نشانی زمینان
اتهام: ارزان فروشی!
، این چیزی است که حاج آقا حیدری و پسرانش را شاخص کرده است. از کاسبی با الاغ تا کاسبی با وانت حاج احمد حیدری 6 ماه است که سکته کرده و گوشه خانه افتاده است. پسر کوچکش از او نگهداری می کند. داوود غصه پدرش را می خورد؛ بابام تا 6 ماه پیش سرحال و قبراق تو مغازه ایستاده بود و کار می کرد. یهو سکته کرد و مریضی افتاد به جونش. وزنش خیلی کم شده. اینها را می گوید و اجازه نمی دهد او را
جبهه، قصه و شعبه ای از کربلا بود/ فراهم کردن ملاقات مادرم با امام(ره)
این طریق خود را معرفی می کردند، این معرفی با آب و تاب و حماسه گونه و همراه با شور و حال، شجاعت و رشادت تمام صورت می گرفت، بنابراین می توان گفت که این امر، یک فرهنگ دینی است. جبهه، شعبه و قصه ای از کربلا است وی با بیان اینکه برخی از ائمه معصومین(ع) نیز در معرفی خود چنین شیوه ای را برمی گزیدند، گفت: این مداحی را امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، حضرت زینب(س)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع
تحلیل دانشمندان اهل سنت از پیامدهای انکار غدیر
) بود. و جانشین او بر ودیعه اش بود. او به حکم عقد اخوتی که با پیامبر بسته بود برادر او بود. او داماد پیامبر و پدرذریه رسول بود. او صاحب پرچم پیامبر(ص) و جانشین او در بین اهل بیتش بود. و به نص حدیث نبوی منزلتش نزد پیامبر،همانند منزلت هارون نزد موسی است.اگر تمام مسلمانان چنین می گفتند و به حکم این مطلب علیّ (ع) را انتخاب می نمودند، هرگز از حق دور نمی شده و منحرف نمی شدند... و همه چیز نشانگر
اشعار ویژه ولادت امام هادی (ع)
مرتضی کنیۀ زیبای تو ابن الرّضا دسته گل فاطمۀ اطهری گوهر نُه یَم، یم دو گوهری بحر به موج کرمت یک حباب ذرّه ای از مهر رخت آفتاب سامره با تربت پاکت بهشت جنّت و زیبایی آن بی تو زشت چرخ کهن پیش تو جِرمی صغیر صد متوکّل به حضورت حقیر جود تو چون لطف خدا متّصل خاک درت آبروی اهل دل
روایتی از دوران اسارت؛ روزهای الرشید
جنگ که شد، همه با هم همراه شدند تا یک وجب از این خاک به دست دشمن سپرده نشود. شانه به شانه جنگیدند. اگرچه اغلب در پشت جبهه ها بودند اما بعضی از آنها جنگ را از نزدیک تر و زاویه ای دیگر لمس کردند. به گزارش جماران، یکی از آنها دکتر فاطمه ناهیدی است که رفته بود تا مرهم بر زخم برادران رزمنده اش گذارد اما اسیر شد و حالا در گفت وگو با شرق از آن سال ها روایت می کند: اگر می خواهید، در
مثنوی/ منا؛ قربانگاه عشق
باده - بین لشکر حق به ره فتاده جان همچو علی به کف نهاده - مردانِ سواره و پیاده بربسته میان دودَم نیامی - لب تشنۀ آب انتقامی بر بارۀ خون سوارِ مستی - شمشیر دودم گرفته دستی شوریدۀ حیدری پرستی - بگذشته ز خان و مان و هستی بگرفته علم به دوش آید – دریای پُر از خروش آید آید که سپیده جان بگیرد – تا بوی علی جهان بگیرد تا ملک حجاز از تو گیرد - تا هرچه بدی به نطفه میرد