سایر منابع:
سایر خبرها
فرماندهان عراقی چه لقبی به شهید چیت سازیان دادند؟
تحمیلی و تجاوز دشمن بعثی به خاک مقدس جمهوری اسلامی با تشکیل و قبول فرماندهی گردان انصار الحسین (ع) و به عهده گرفتن مسئولیت آموزش جنگ های کوهستانی در این گردان، به منطقه عملیاتی رفت. اسارت 140 عراقی در سن 17 سالگی درعملیات مسلم بن عقیل با اینکه فقط 17 سال سن داشت به خاک دشمن نفوذ کرد و 140 نفر از نیروهای بعثی را که به اسارت رزمندگان ایرانی در آمده بودند از داخل خاک عراق به پشت جبهه
دفاع از مرزهای آبی توسط نیروی دریایی ارتش
مقدس بود. با بررسی این رویداد در حماسه ای بی نظیر که از آن به مقاومت 34روزه دفاع از خرمشهر یاد میشود، می توان گفت که اولین شواهد ناتوانی دشمن در دستیابی به اهدافش برای او و سایر ناظرین آشکار می شود. * حماسه 34روزه دفاع از خرمشهر توسط تکاوران دریایی نیمه شب است و گردان یکم تکاوران دریایی به فرماندهی ناخدایکم هوشنگ صمدی در دقایق اولیه مورخ1/7/59از منطقه دوم دریایی بوشهر به طرف
مرور اجمالی چهل ویژگی شخصیتی حضرت امام خمینی(ره)
مسئولان دولتی آن روز، هیچ خطا و یا اشتباهی نداشتند. خیر، هیچ انسانی خالی از خطا نیست. این، به معنای آن بود که وقتی خط و راه درست است و حکومت در جهت صحیح حرکت می کند، دشمن فشار می آورد و بنابراین، آحاد مردم به حمایت و پشتیبانی از کسانی که این کاروان عظیم را پیش می برند و هدایت و پشتیبانی می کنند، مؤظّفند. (دیدار با جمعی از مسئولان و کارکنان نهادها و سازمان های خدماتی و حمایت کننده از مستضعفان و
عبور از دجله با رمز یا زهرا(س)
نتوانسته بودند به اهدافشان برسند، ماندن ما هم در این نقطه بی فایده بود و کمی بعد دستور عقب نشینی صادر شد. خود من دو گلوله دوشکا به هر دو پایم خورده بود و وقتی که بچه های گردان از دجله عبور کردند، همچنان در منطقه بودم. خدابیامرزد شهید شاهمرادی معاون تیپ 44 را که تعدادی را برای بازگرداندن من فرستاد. با کمی جست وجو بچه ها مرا یافتند و یادم است در حین راه جسم مطهر شهدای گردان یا زهرا(س) را می دیدیم که به عنوان سند ایستادگی و ولایتمداری رزمندگان خطه چهارمحال و بختیاری در منطقه جا ماندند. منبع : روزنامه جوان ...
هنر هفتم تاکنون سراغ کدام شهدای معروف رفته است؟ + تصاویر
هنر هفتم از جنس ایرانی اش بپردازیم و ببینم کدام یک از فیلم های سینمایی با موضوع سرداران و فرماندهان دفاع مقدس به روی پرده سینماها رفته است. در مسلخ عشق / شهید محمود آیت / کمال تبریزی / سال 1369 تماشا، شاید دیگر هیچ وقت! این فیلم دومین فیلم سینمایی کمال تبریزی است و روایت گروهی از رزمندگان است که در محاصره دشمن قرار می گیرند و به سبب خیانت فرماندهان ارتش شکست می
مدیریت دولتی دغدغه انتشار عکس های دوران دفاع مقدس را ندارد
گروه جهاد و مقاومت مشرق - کار عکاسان شبیه رزمندگان است. سلاحشان دوربین است و تنها چند فریم می توانند بر روی یک فیلم عکاسی ثبت کنند. همانند یک رزمنده باید به شکار سوژه بنشینند تا تیر خود را هدر ندهند. در شکار سوژه ها هم باید با دقت باشند، تا ثبتشان خطا نداشته باشد. اما این همه ی ماجرا نیست و عکاس برای دفاع از خود اسلحه ای نظامی به دست ندارد و در میدان تیر و ترکش و خمپاره، جای اینکه سر فرود بیاورد
به فرزندانتان بیاموزید که راه ما راه امام حسین(ع) است
. سحرگاه اول مهرماه سال 1367 "سید علی رضا" به همراه 22 رزمنده دیگر در سه راه کوشک واقع در جاده اهواز -خرمشهر در کمین دشمن محاصره شدند. با اصابت گلوله به ماشین آنها، "سید علی رضا" به همراه 4 رزمنده دیگر که آنها نیز از سلاله پاک رسول الله و فرزندان خلف حضرت زهرا(س) بودند به فیض عظیم شهادت نائل آمدند. آن روز عید قربان بود... . آنچه در ادامه می آید وصیت نامه شهید "سید علی رضا جوزی" است که
پیشنهادی که سرنوشت قلاویزان را عوض کرد/ بابک به آرزویش رسید
این که تا ما به سمت آنها برویم، آنها نیروهای گروهان یک را از عقب مورد اصابت گلوله های خود قرار خواهند داد، بهتر است دسته یک گروهان دو، درست پشت سر دسته یک گروهان یک وارد عمل شود تا به نیروهای دشمن که در سمت راست هستند، فرصت فکر کردن و تجهیز شدن را ندهد. آقامرتضی او را تحسین کرد و به فرمانده گردان دستور داد پیشنهاد مهدی را عملی کند، مهدی آن شب بعد از این که خط را شکستیم نیروهایش را به
ماجرای انهدام هلی کوپتر آمریکایی با موشک سپاه
/> گفتم: شما جلیقه دارید. هر طوری که شده باید از این منطقه پرآتش دور بشیم. اگه اینجا بمونیم، یا می سوزیم یا گلوله می خوریم. همین طور که داشتم با آن دو نفر صحبت می کردم، ناگهان ناوچه نادر مهدوی مورد اصابت یک فروند موشک قرار گرفت. با اینکه قایق مورد اصابت مستقیم موشک قرار گرفته بود، اما هنوز تیربارش کار می کرد و به طرف آمریکایی ها شلیک می کرد. در فاصله چند لحظه، 3 موشک دیگر هم به ناوچه
روایت یکی از آن 23 نفر؛ از بوسه سرباز عراقی تا مانور تبلیغاتیِ کاخ صدام
بود که در لحظه اسارت مرا فراگرفته بود! قاعدتاً در آن لحظه من باید خیلی ناراحت آینده مبهمی که داشتم، می بودم. ولی این گونه نبود. من ناراحت بودم چرا هرچه ما را می برند ما به سر مرز نمی رسیم؟ چرا دشمن این همه وارد خاک ما شده و تا کجا نفوذ کرده است؟ این خیلی مسئله عجیبی است. یعنی شما یک نوجوان 16ساله را اسیر کرده باشید و او در آن شرایط سخت اسارت و آینده نامعلومی که در پیش دارد، به فکر این باشد که
زنی که 7 ماه زیر تخت شوهرش می خوابید!
گذرد. آقای علمدار! چه سالی جانباز شدید؟ مجروحیتی که سبب شد روی ویلچر بنشینم، در عملیات والفجر 10 اتفاق افتاد، درست 26 اردیبهشت 1366 و من 21 ساله بودم. قبل از آن هم مگر مجروح شده بودید؟ بله، هم ترکش خوردم و هم تیر ولی آخرین بار توسط کالیبری که روی تانک وصل است مورد اصابت گلوله قرار گرفتم و الان از آن روز بیش از 28 سال است می گذرد. چند ساله بودید
روحانی از مجلس ناراحت است!/ استیضاح یک تیر و د و نشان! ؟/ شوک مجلس به شورای شهر/ سهامداران گردن کلفت در ...
15 نفر می رسد. به اعتقاد برخی کارشناسان، این طرح الهام گرفته از لایحه مدیریت شهری است که سال گذشته از سوی وزیر کشور برای سیر مراحل قانونی تقدیم دولت شده و هم اکنون نیز در کمیسیون های تخصصی در حال بررسی است. این لایحه قرار است جایگزین قانون شهرداری های فعلی شود. حال آنکه کارشناسان بر این باورند که همه این موارد در این لایحه دیده شده و لزومی به تهیه این طرح نبوده است؛ از سویی، اما نمایندگان طراح هم
کنگره ای به وسعت یک استان
،این حمله هوایی دشمن به صورت کامل، حساب شده بوده و حضور هواپیمایی های عراقی برای خط و نشان دادن به رزمندگان تیپ 44 قمر بنی هاشم بوده است. کارشناسان اعلام می کردند،رشادت رزمندگان چهارمحال و بختیاری در جبهه به حدی زبانزد نظامیان عراقی شده است،که هر گاه خط مقدمی شکسته می شود،الاستخبارات عراق نام رزمندگان تیپ قمر بنی هاشم را به میان می آوردند. از این رو، دشمن برای تعضیف روحیه رزمندگان چهارمحال و
رقه زیر آتش
/> در این طرح، قطع راه های تدارکاتی داعش نیز پیش بینی شده است. طبق این استراتژی جدید، مخالفان سوری به سمت مرز ترکیه و سوریه پیش می روند تا خطوط تدارکاتی داعش را قطع کنند. اگرچه اجرائی شدن این استراتژی جدید چند روز بعد از شروع عملیات نظامی روسیه در سوریه، آغاز می شود، اما جبهه جدید به رهبری آمریکا بسیار دورتر از حوزه عملیات هوایی روسیه در غرب سوریه است. به گفته مقامات آمریکایی، عملیات هوایی روسیه بیشتر
شهدا به هیچ طیف و گروهی وابسته نیستند
اکثرا زمستان را برای انجام عملیات ها در جنوب انتخاب می کرد – هرچند در جهبه های شمالی، میانی و جبهه جنوب همزمان محل هایی برای غافلگیری دشمن پیش بینی شده بود – عراق تمام تجهیزات پیشرفته خود را به کار گرفته بود و توانسته بود اطلاعاتی از حرکت ها و تحرکات رزمندگان در منطقه عمومی خرمشهر به دست بیاورد. ولی نمی دانستند از کدام محل عملیات انجام خواهد شد. چون 15 روز بعد از آن از منطقه میانی عملیات کربلای 5
لباسی که مرا نهیب می زند / شرط یک پاسدار برای شهردار شدن
که هزینه کمتری را دربرگیرد. یکی از این ابتکار ها این بود که راهپیمایی روز قدس را در ماه مبارک رمضان را که در آن زمان ها در فصل بهار و تابستان بود، در منطقه برگزار کنند، خیلی جالب بود، همه بر و بچه های حزب الهی منطقه که در شهرهای بهشهر، ساری و روستاهای مناطق شرق استان مازندران سکونت داشتند، در منطقه جمع می شدند و راهپیمایی باشکوهی را انجام می دادند. از پیشگامان این ایده می
ماجرای حلال یا حرام بودن ماست چکیده
دادند برای کار فرهنگی توی جبهه و تهیه عکس و خبر، از تهران راه بیافتیم برویم به سمت منطقه عملیاتی والفجر10 طلبه جوانی بودم، عبا و عمامه هم سرمی کردم، به همراه گروه وارد منطقه عملیاتی خُرمال شدیم، رودخانه ای نزدیک آنجا بود. جای مناسبی برای برپا کردن چادر بود تا هم تجهیزات مان را آنجا بگذاریم، هم از سوز سرما در امان باشیم، دوربین و تجهیزات را از دوش مان برداشتیم و گذاشتیم زمین، در همین
جدال جنگی ترکیه با روسیه در آسمان سوریه
گروه بین الملل: جنگنده های روسی در ادامه حملات خود در سوریه پایگاه های مخالفان مسلح از جمله داعش در استان های حمص، حلب، لاذقیه و ادلب را هدف قرار دادند. به گفته منابع سوری، مخالفان مسلح از آغاز حملات مقرهای خود را تغییر داده اند و به اماکن نامشخصی رفته اند تا در معرض حملات قرار نگیرند. ولادیمیر کومویدوف ، فرمانده سابق ناوگان دریای سیاه نیروی دریایی روسیه و رئیس فعلی کمیته دفاعی مجلس دوما اظهار
یادمانی از “شهید محمدحسین حیدری” با نوشتاری از ” استاد اکبر امرایی “
یادمان دوست و همرزم شهیدم محمد حسین حیدری و نگاهی به عملیات والفجر مقدماتی زفراق چون ننالم من دلشکسته چون نی که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی یکی از شهیدانی که از دیدن تصویر و شنیدن نامش اشک غم در چشمانم حلقه می بندد، جاری می شود و هق هق گریه ام سکوت [...] یادمان دوست و همرزم شهیدم محمد حسین حیدری و نگاهی به عملیات والفجر مقدماتی زفراق چون ننالم من دلشکسته چون نی که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی یکی از شهیدانی که از دیدن تصویر و شنیدن نامش اشک غم در چشمانم حلقه می بندد، جاری می شود و هق هق گریه ام سکوت دلم را می شکند شهید جاویدالاثر دوست و برادر شهیدم محمد حسین است اکنون که می خواهم چند سطر از خاطراتش را بیان کنم سیلاب اشک امانم نمی دهد دلم ابری تر از ابر بهار است قلم یارای حرکت ندارد . خدایا تو خود شاهد و ناظر هستی که محمد حسین چقدر مظلوم زیست و چگونه مظلومانه کشته شد و با اینکه پر کشید و به درگاه تو پرواز کرد هنوز هم مظلومانه و گمنام است هنوز هم کمتر کسی او را می شناسد خدایا یاری ام ده تا اشک امانم بدهد و او را که از مردم پنهان بود و اکثر همرزمان نیز او را به خوبی نمی شناختند اندکی شرح و توصیفش نمایم. هیجده سال از عمر نازنینش می گذشت که افتخار آشنایی ایشان نصیبم شد در اولین اعزامش با هم همسفر شدیم آری 25/08/1361 برای نخستین بار یک گردان از نیروهای مخلص با نام مقدس محبین از شهرستان کوهدشت با حدود 11 نفر کادر رسمی و بیش از 200 نفر نیروی مردمی پس از دعا و بدرقه ی مردم عازم جبهه های جنوب شدیم در منطقه کرخه جمعی از نیروهای مخلص شهرستان سلسله نیز به گردان ما پیوستند و چون هنوز لرستان تیپ مستقلی نداشت در تیپ 15 امام حسن(ع) از لشگر 72 محرم خوزستان سازماندهی شدیم شهید حسن درویش رزمنده ی شجاع اهل شوش فرماندهی این تیپ نوپا که به نام مقدس امام حسن مجتبی(ع) و تقارن ولادت آن بزرگوار که 15 رمضان بود، تیپ 15 امام حسن (ع) نامگذاری شده بود را برعهده داشتند شهید حسن درویش آنقدر در بین نیروها و در دل و جان همه جای داشت که هنگام سخنرانی در مراسم صبحگاه (اورکتش) به عنوان تبرک تکه تکه تقسیم می شد. حقیر با چند مسئولیت کوچک فرماندهی گردان را همراهی می کردم و شهید محمد حسین به عنوان فرمانده گروهان دوم گردان محبین انتخاب شدند. در طی دو سه ماه که در آنسوی پل کرخه گردان را آماده عملیات می کردیم شهید محمد حسین را متواضع، کم حرف و در عین حال شجاع و با هیبت خاصی دریافتم اندوهم باد هنوز لبخندهای ملیحش را تصور می کنم و بازهم سرشک خونینم بر گونه های رنجیده ی روزگارم سرازیر می شود. از آنجا که شهید عمرش چون گل کوتاه بود خاطرات بنده نیز از ایشان محدود به همین مرحله از اعزام است که به عروج ایشان ختم می شود. در طی چند ماه که در سایت های موشکی 4 و5 در انتظارشب عملیات بودیم اخلاق و رفتار همه همرزمان و بویژه محمد حسین عزیز پسندیده بود تمام ویژگی های خوب و مثبت در وجود آن بزرگوار نهفته بود در جوانی عازم نبرد با ظالمان روزگار شده بود تا از دین و مرزوبوم وطنش پاسداری کند. در تاریخ 18/11/61 عملیات ناموفق والفجر مقدماتی در محور فکه-چزابه (سرزمین لاله های سرخ) به صورت گسترده به فرماندهی سپاه با شرکت لشگرهای 72 محرم، عاشورا، 5نصر و حضرت رسول با هدف تصرف پل غزیله و پیشروی به سمت العماره عراق آغاز شد و تا 21/11/61 به پایان رسید موقعیت این منطقه عملیاتی بسیار مهم و استراتژیک بود و مسئولیت پدافند منطقه عملیاتی از چیلات تا هورالعظیم به عهده سپاه چهارم عراق بود و چهار لشگر پیاده، مکانیزه، زرهی و احتیاط شامل: 25 تیپ پیاده، زرهی، مکانیزه و تانک در منطقه شیب میسان تا پاسگاه دو برج (تقاطع چزابه-غزیله)، منطقه العماره و منطقه صفریه تا رشیده مستقر بودند که ذکر نام و عنوان لشگرها و تیپ و گردان ها از حوصله این متن خارج است. نیروهای خودی: قرارگاه کربلا و قدس شامل 7 لشگر با استعداد 122 گردان در قالب تیپ های پیاده، زرهی، مکانیزه و توپخانه در عملیات فوق شرکت داشتند. از بامداد روز 18/11/61 جابجایی نیروها به طرف منطقه عملیاتی آغاز و از ساعت 16:30 که هوا به تاریکی می گرایید حرکت رزمندگان با تجهیزات انفرادی و یک بسته جیره غذایی خشک(آجیل و تنقلات) از جنگل و دیگر محورها شروع شد. عملیات در ساعت 21:30 پس از اعلام رمز یاالله یاالله یاالله از 5 محور شمال و جنوب رشیده-صفریه آغاز شد نیروها در تاریکی مطلق شب به منظور پاکسازی میدان های مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن و نفوذ در این خطوط پیشروی کردند. وسعت و عمق مواضع و استحکامات دشمن و وجود کانال های متعدد، سرعت لازم را از نیروهای عملیات گرفت اگرچه خط اول دشمن شکسته شد اما به دلیل عدم پاکسازی منطقه در حالی که تاریکی شب رو به پایان بود امکان استقرار کامل وجود نداشت. در حقیقت تاریکی مطلق شب، عدم الحاق نیروها، عدم پاکسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میدان های مین، حفر کانال های صعب العبور و از همه مهمتر هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات( لو رفتن عملیات) از عوامل بازدارنده ای بود که به عدم نیل به اهداف مرحله اول عملیات والفجرمقدماتی منجر شد. با وضعیت موجود و موقعیت خاصی که در آغاز عملیات در مردم ایجاد شده بود و به دلیل امیدواری مسئولین، مرحله دوم عملیات در ساعت 21 روز 20/11/61 به منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز گردید اما این بار نیز به علت عدم هماهنگی نیروهای عمل کننده و هوشیاری دشمن مانع از پیشرفت رزمندگان گردید از ابتدای پیشروی نیروهای خودی تا رسیدن به خط دوم دشمن حدود 16 نوع موانع ایجاد شده بود نیروهای عراقی تجربیاتی را که در عملیات های پیشین کسب کرده بودند را به صورت کامل در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی اجرا کردند. وجود این همه موانع، توان نیروها را جهت تامین اهداف از پیش تعیین شده در شب عملیات گرفت از طرف دیگر گرفتن موقعیت جناح چپ و راست و به کارگیری نیروهای احتیاط دو موضوع قابل توجه بود که از دشمن در عملیات والفجر مقدماتی مشاهده شد. در این عملیات فرماندهان خودی به این نتیجه رسیدند که در عملیات بعدی از انتخاب مناطق با عمق و وسعت زیاد پرهیز کنند. ناگفته نماند که در عملیات والفجر مقدماتی علاوه بر انهدام قابل توجهی از تیپ های 905 و 704 عراق یک گردان از نیروهای سودانی تعداد 113 تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمدند. سی ودو سال از عملیات والفجر مقدماتی می گذرد و چه سنگین و محزون است تداعی آن خاطرات در آن غروب تنگ با توجه به زمان اندک دست به خاک شدیم تیمم ساخته و در حال حرکت نماز مغرب و عشا را در صفوف فشرده با گامهای استوار زمزمه کردیم. آن شب سخت و جانکاه و نسبت به دیگر شب های عملیات بسیار متفاوت بود در دل تیره ی شب شاهد عزیزانی بودیم که ساعاتی قبل داوطلبانه میدان مین را باز کرده بودند آن شب، شب قطع شدن پاها، شب میدان های متعدد مین، انبوه سیم های خاردار، کانال های عمیق و وسیع شب انفجار و آتشفشان منورها بود قیامتی به پا شده بود گلوله های رسام تیربارها و پدافندهای چهار لول ضد هوایی زوزه کشان از بغل گوشمان از همدیگر سبقت می گرفتند گویی از آسمان خمپاره می بارید و هر چند ثانیه گلی پرپر در پهن دشت میسان عطر شهادت و خون و باروت فضا را پر می کرد ناله و زمزمه های عاشقانه ی مجروحان میدان مین تند و پیگیر به گوش می رسید با روشن شدن منورها ناگهان فضای به خاک و خون کشیده شده ی میدان مین روشن تر از آفتاب می شد در این لحظات بود که پای خود را بر لبه ی یک مین واکسی دیدم که یک سمتش در گل ولای تعبیه شده در میدان فرو رفته بود و عمل نکرد آن شب چه رادمردانی در میدان های مین در خون خویش غلتیدند ضجه ی شیرمردان زخمی مین و کانال های عریض که انتقال آن ها به پشت خاک ریز میسر نبود هنوز در گوش طنین انداز است هرگز نمی توان فراموش کرد دلیرمردانی که هنگام پیشروی، نیروها را راهنمایی می کردند که از روی نوار سفید معبر میدان مین حرکت کنند اما صبح روز بعد پس از خون ریزی بسیار شهید شده بودند و یا در حال جان دادن با پیکرهای خونین استمداد نجات داشتند. دوستان خوبم شهید فیروز سرتیپ نیا و شهید محمد حسین حیدری را می دیدم که با شجاعت تمام پیشاپیش گروهان های خود حرکت می کردند از زمین و آسمان آتش می بارید دشمن نعل اسبی ما را در محاصره خود داشت و از چپ و راست و مقابل به تیربار بسته بود زمین سخت و ریگ زار منطقه خمپاره ها را در خود فرو نمی بلعید و باران ترکش تا دقایقی همه ما را زمین گیر می کرد نیروهای عراقی با تمام قوا بر سر همرزمان آتش می ریختند خمپاره های 120 زوزه کشان قلب آسمان را می شکافت و به دل زمین اصابت می کرد خمپاره ای 60 (زمانی) در آسمان بالای سر رزمندگان منفجر میشدند گلوله های آر.پی.جی تیربارها و ضدهوایی ها دوستان را یکی پس از دیگری گلچین می کرد و از ما می گرفت به سختی خود را به کانال تازه احداث شده چهارم پشت خاک ریز دشمن رساندیم زمانی که از کانال، درازکش به طرف دشمن تیراندازی می کردیم به یاد دارم در سمت راست خود رزمنده ای را دیدم که تیراندازی نمی کرد تکانش دادم شاید خواب رفته باشد اما با درد و حسرت ساعاتی قبل به درجه شهادت نایل شده بود به طوری که بدنش کاملا خشک و به جمود رسیده بود به نظر می رسید از نیروهای گردان خط شکن باشد که قبل از ما به آنجا رسیده بودند تا این موقعیت حدود 20 کیلومتر پیشروی کرده بودیم و پس از انجام بخشی از عملیات هنوز مواضع خود را تثبیت نکرده بودیم که بانزدیکتر شدن روز دستور عقب نشینی از فرماندهی عملیات صادر شد و با مشقت فراوان نیروها را پس از 6 کیلومتر عقب نشینی در پشت خاک ریزهایی که جهاد سازندگی بعد ازحرکت نیروها ایجاد کرده بود مستقر و مشغول پدافند شدیم من و 10 نفر از همرزمان از آخرین نفراتی بودیم که به خاک ریز رسیدیم از آنجا که هنوز هوا کاملا روشن نشده و آفتاب بر نیامده بود دوستان برخلاف نظر بنده مسیر را اشتباهی می رفتند و من هم که از اشتباه بودن مسیر اطمینان داشتم تسلیم نظر آن ها شده بودم با این توجیه که شاید کم خوابی باعث عدم تشخیص راه شده است اما هر لحظه آتش دشمن سنگین تر می شد تا دقایقی مانده به اسارت سه نفر از رزمندگان اطلاعات عملیات تیپ امام حسن(ع) مجهز به قطب نما و دوربین ما را به مسیر خاک ریزهای خودی هدایت کردند. ساعاتی بعد حدود نزدیک 11 صبح پرسنلی تیپ امام حسن مجتبی(ع) درخواست آمار مجروحین، شهدا، اسرا و مفقودین را از گردان محبین داشتند از نیروهای مستقر در خاک ریز تازه احداث شده آمار گرفتیم از خیلی از نیروهای گردان خبری نبود و اخبار نگران کننده ای به گوش می رسید دوستان گروهان یکم از فرمانده خود خبر دادند گفتند فیروز سرتیپ نیا در عملیات مجروح شده و چون توان راه رفتن نداشته جوانمرد رشید و دلاوری از رزمندگان روستای قرعلیوند که خیلی هیکلی و درشت اندام بود فیروز را با خود به پشت خط منتقل کرده بود از خیلی دیگر از جمله افشین باقری و محمد حسین حیدری خبری نبود برخی اسارت دوستان را عینا دیده بودند از جمله اسارت سید عبادالله حسینی را. آمارگیری در حالی انجام می گرفت که تعدادی از نیروها در جنگل های امقر و تعدادی با شگفتی تمام تا شهرهای خود عقب نشینی کرده بودند خلاصه آماری هم از نیروهای جنگل امقر گرفتیم وتحویل تیپ دادیم امامحمد حسین را دیگر ندیدم و ندانستیم دیگر که کجا بود و حال او چون بود در برزخ عملیات والفجرمقدماتی عزیزانی را دیدیم که سینه خیز در حال عقب نشینی بودند چون پا در بدن نداشتند قهرمانانی را دیدیم که در میدان های مین، خون خویش را تا قطره های آخر نثار کردند مجروحان عملیات را دیدیم که در اثر بمباران بهداری در جنگل امقر به شهادت رسیدند اما اثری از محمد حسین نبود که نبود یک پلاک هم از دل خاک برنیامد تا بینا کند چشمان به خون نشسته مادرش(گل زینب) را قبل از وداع دنیای فانی. پدرش رستم سالهاست چشم انتظار است اشک خواهرش صنم گل در چشم ها خشکید اما اثری از برادرش بازنیافت گویی جسم خاکی محمد حسین همراه با روح افلاکی او به اوج آسمان پرواز کرده و به ابدیت پیوسته که برادرانش حسن و حسین و خواهرانش صنم گل و زهرا سراغش را از اختران آسمان می گیرند و یاسین کوچولوی ما همراه عمه مهربانش پنجشنبه هر هفته سنگ مزار گمنامش را گلاب می پاشد و با نظاره ی عکس محمد حسین بازگشت او را به انتظار نشسته است. اکبر امرایی / مهرماه 1394 درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
تفاوت حملات روسیه و ائتلاف ضد داعش در سوریه/ کدام واقعی است؟
که جنگنده های این ائتلاف به مواضع این گروه ها در عراق و سوریه حمله نکند، ولی آنچه که در ذهن مخاطب شکل می گیرد یک علامت سوال و شاید هم علامت سوالهاست؛ چرا که با حمله به مواضع این گروه ها و هدف دادن مراکز تجمع آن ها، همان گونه که این ائتلاف مدعی است، هیچ گونه تاثیری در نابودی و حتی توقف داعش نداشته و حتی پس از این حملات، گروه تروریستی داعش توانست با کاروانی از خودروها و سلاح های خود، در عرض چند ساعت
ستاد مبارزه با چرندیات (1)
می رسید. آن بالا هم سرکلیشه فانتزی تکلیف همه چیز را روشن می کرد. بعد از گذشت یک سال دیدم مطالب ستون تکراری شده. یک روز غروب به بچه ها گفتم مطالب چرا این قدر تکراری اند؟ گفتند: اگر زرنگی خودت بنویس! خب، ما هم سردبیر بودیم. به رگ غیرت مان برخورد و قبول کردیم. رفتم توی اتاق سردبیری و حیران و معطل مانده بودم چه بنویسم که ناگهان چشمم افتاد به مجله ای که روی میزم بود و در آن عکس چارلی چاپلین
دوئل پدافند هوایی ارتش با میراژهای عراقی
مرزوبوم ثبت شده و شجاعت و دلاوری رزمندگان ایران برای نسل جوان بیان شود. در این راستا، کلمه پدافند برای همه کلمه آشنایی است. کارکنان غیور پدافند در طول دوران دفاع مقدس مردانه با دشمن دست و پنجه نرم کردند، به نحوی که با به غرش درآمدن سلاح ضد هوایی در همان ساعات و روزهای اول جنگ، به خلبانان عراقی ضرب شصت محکمی نشان دادند و تعداد بی شماری از هواپیماهای دشمن را ساقط کرده و یا مورد اصابت قرار دادند.
ارزش بسیجی بودن را از من نگیرید
44 سهراب پس از حضور افتخارآمیزش در عملیات فتح المبین و مجروحیتش، به سمت قائم مقام فرماندهی تیپ 44 قمر بنی هاشم (ع) منصوب شد. او در عملیات والفجر مقدماتی عملیاتی که از مدت ها قبل برنامه ریزی شده بود فرماندهی گردان را به عهده داشت و دشمن بعثی در برابر فرمانده شجاع و دلیر جز پذیرفتن شکست چاره ای نداشت. در عملیات خیبر هم شهید نوروزی در خط اول صف شکنان گردان توحید قرار داشت. سه شبانه روز
برخی نمایندگان تدارکاتچی تحصن بودند/فحش دادن به وزیرخارجه در شأن مجلس نیست
باز هم در تلاشند تا مسائل و مشکلاتی را به وجود بیاورند. پیش بینی من به عنوان کسی که مسئولیت های مختلف در مجلس و نهاد های دیگر داشته این است که این افراد بیکار نخواهند نشست و به تلاش های خودشان ادامه خواهند داد و مشکل آفرینی می کنند. اما من به عنوان یک نماینده مجلس به مردم می گویم که ما همه تلاشمان را می کنیم تا از حقوق حقه مردم دفاع و کیان نظام دفاع کنیم. اگر می خواهیم عقلانیت در کشور پیاده شود و به اهداف عالی نظام، امام راحل و فرامین مقام معظم رهبری برسیم باید مردم در انتخابات آینده تکلیف خودشان را با تندروهایی که گوش خود را کر گرفته اند مشخص کنند و تا به سمت عقلانیت حرکت کنیم. ...
عکاسی که خودش پارتیزان بود+تصاویر
/> ایشان می گفت که هر مسلمان باید وصیت نامه داشته باشد و گفتم من نمی خواهم شهید شوم و مثل رزمنده ها ما عکاس ها هم شوخی می کردیم. من گفتم امام (ره) فرمودند که راه قدس از کربلا است و من باید در قدس شهید بشوم. یعنی به این باور رسیده بودم. ایشان می گفت که من همین دنیا باید شهید شوم و روزی که ما به عملیات عاشورا رفتیم و در خط مقدم تیر اندازی می کردند و ایشان با یک ترکش به اندازه نخود شهید شدند. همه به
اینجا ملائک دست به سینه ایستاده اند...
روزه به دیدار معبود خود شتافته و افتخار شهادت در راه مقاومت نصیبش شده است. زمانی که ام سلمان از 9 سال فراق فرزندش می گوید قطره اشکی از گونه اش جاری می شود. بلافاصله اشک خود را با آستین چادر عربی بلندش پاک می کند و ادامه می دهد: شهدای مقاومت از همه داشته های خود برای حفظ آب و خاک و ناموس و جلب رضای خداوند گذشتند. برخی رزمندگان مقاومت در حالی به شهادت رسیدند که فرزندانشان تازه به دنیا
پزشکان عاشق و سال های جنگ
نبود و یا اینکه ایران اولین بار با این شرایط مواجه می شد. مثل جنگ شیمیایی که کمتر از این نرم افزارها بعد از جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفته بود. بنابراین نه در کتب پزشکی ما این مستندات موجود بود و نه مهارت کافی برای این مواجهه وجود داشت. اما با طراحی تیم پزشکی کشور حرکت ارزنده ای در درمان مصدومان شروع شد. افزایش توان پزشکی و مهارت تیم جراحی از دستاوردهای به یاد ماندنی حضور پزشکان در
آیا کرانه باختری در آستانه تحول جدیدی است؟
در گزارشی اعتراف کرد هدیل الهشلمون، بی گناه کشته شد. عمیره هاس روزنامه نگار هاآرتص در گزارش خود نوشت: الهشلمون مورد اصابت 10 گلوله قرار گرفته که هفت گلوله به بالاتنه و 3 گلوله به سمت پایین تنه وی شلیک شده بود. عملیات مقاومتی در قدس و زخمی شدن یک اسرائیلی چهارشنبه شب هفته گذشته (8 مهر) یک فلسطینی با چاقو یک نظامی اسرائیلی را در منطقه باب العامود در قدس زخمی کرد. جنبش حماس ضمن
خاطره آقای کارگردان از عملیات مرصاد
سوی جبهه دویدند. این سراسیمه گی را می شد در شکل لباس پوشیدن آنان دید. عملیات مرصاد شباهت زیادی با اوایل جنگ داشت، آدم ها هم این طوری بودند. حتی فرمانده لشکر هم با لباس شخصی به منطقه آمده بود. من تفنگ برنو را برای اولین بار در ابتدای جنگ دست بچه ها دیده بودم. از این تفنگ هایی که داخل ماشین جا نمی گرفت. بعضی حتی با ماشین ژیان آمده بودند توی خط و داخل ماشین ها هم پر از آدم بود. هر کس به