سایر منابع:
سایر خبرها
عبور از دجله با رمز یا زهرا(س)
دو گردان از بچه های امام رضا(ع) و همین طور گردان ما به این منطقه رفتیم و با دشمن درگیر شدیم. برای رسیدن به این منطقه ما 42 کیلومتر در آب پیش رفتیم و جزایر شمالی و جنوبی را به شکل یک نیم دایره، دور زدیم. این حرکت واقعاً متهورانه بود به طوری که همان زمان آقای هاشمی گفته بود: ما یک سری افراد زبده را به عمق دشمن فرستادیم. هشت روز در روطه ماندیم و از آنجایی که باقی رزمندگان از طلائیه و مجنون وارد عمل
دفاع از مرزهای آبی توسط نیروی دریایی ارتش
شلمچه – خرمشهر تکاوران دریایی به همراه نیروهای مردمی تا پاسی از شب عملیات جنگ و گریز با دشمن را ادامه می دهند و دشمن را تا مرزهای بین المللی عقب می رانند. پاسگاه مرزی شلمچه که به تصرف دشمن در آمده بود، آزاد گردید و عناصری از گردان،شب را در پاسگاه شلمچه مستقر شدند، روزچهارم مهرماه نیروهای عراقی بیش از دویست دستگاه تانک را در مرز خرمشهر آماده ورود به شهر و اشغال آن نموده اند در حالیکه توان خودی
مادر شهیدان خادم سیدالشهدا در جوار فرزندانش در شوشتر آرام گرفت
سپرده شد. نماز میت مادر شهیدان خادم سیدالشهدا توسط آیت الله سیدعلی موسوی جزایری رییس حوزه های علمیه شوشتر اقامه شد. پیام تسلیت سردار محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در این آیین قرائت شد. شهید ابوالقاسم خادم سیدالشهدا فرمانده گروهان گردان شهید شرافت شوشتر در بهمن سال1361در عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسید و شهید محمود خادم سیدالشهداء دیگر فرزند شهید این مادر گرانقدر در عملیات بدر در 21 اسفندماه 1363 به همراه جمعی از همرزمانش از واحد طرح و عملیات لشکر نجف اشرف در آبهای هورالعظیم به درجه رفیع شهادت نائل آمد. **# 15 مهر 1394 ##* 10/7/ ...
سند هویتی سردار شهید جمیل شهسواری رونمایی شد+ زندگی نامه
خود به یکی از همرزمانش که در کنار او بوده است چنین گفته بود: تماشا کن ببین این برادر کوچکت آنچنان جنگ کند که در تاریخ جنگ ها بنویسند؛ آنچنان پوزه دشمن را به خاک بمالد که باقی مانده ها بروند تعریف کنند. امروز در هفتمین جلسه شورای اداری استان کردستان و با حضور معاون وزیر و رییس سازمان ثبت احوال کشور، نماینده ولی فقیه در استان، استاندار، فرمانده سپاه بیت المقدس و جمعی دیگر از مسوولان از سند سجلی شهید جمیل شهسواری رونمایی شد.ک/4 7348/1904
میثاق بسیجیان با ولایت در رزمایش گردان های بیت المقدس
مجهز باشند و به سلاح علم و ایمان آراسته شوند، دشمن جرأت نمی کند به کشور نگاهی بدخواهانه داشته باشد. وی نیروهای حاضر در این رزمایش را اعضای گردان های عملیاتی الی بیت المقدس و مربیان، سرگروه های و بسیجیان عضو حلقه های صالحین عنوان کرد. سرهنگ مرتضی فرمانیان در مورد برنامه های رزمایش خاطرنشان کرد: صبح گاه مشترک با موضوع اقتدار و میثاق با ولایت، اجرای نشست های بصیرتی، تشکیل حلقه
من خاطره های خوبی از چهارمحال و بختیاری دارم
به گزارش خبرگزاری بسیج استان چهارمحال و بختیاری؛ روز گذشته جمعی از مسئولین کمیته های ستاد کنگره سرداران و 2400شهید استان با رهبر فرزانه انقلاب اسلامی دیدار کردند. فرمانده سپاه حضرت قمربنی هاشم علیه السلام گفت: درا ین دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمود: من خاطره های خوبی از چهارمحال و بختیاری دارم. یک سفر در سال های دهه 60 در زمان ریاست جمهوری رفتم به شهرکرد برای تهییج و تبلیغ مردم
برگزاری یادواره نخستین سردار شهید سپاه پاسداران
خوزستان بود و در ابتدا با حکم دریادار شمخانی به فرماندهی رامهرمز منصوب شد و سپس فرمانده دشت آزادگان شد و در مقابله رزمندگان اسلام در مواجهه با متجاوزین بعثی به شهر سوسنگرد به عنوان فرمانده سپاه سوسنگرد 31 روز پس از آغاز جنگ تحمیلی شهید شد. وی با بیان اینکه شهید پورکیان در تاریخ 23 مهرماه سال 59 با ترکش گلوله تانک های مهاجم به شهر سوسنگرد به مقام شامخ شهادت نائل آمد، اذعان کرد: یادواره شهید
کنگره ای به وسعت یک استان
بختیاری اقدام به بمباران شهرکرد و مردم بی دفاع این شهر زده است،که این عمل دشمن نه تنها روحیه مردم استان را تضعیف نکرد بلکه برای مقابله و دفع حمله رژیم بعث عراق،استان را یکپارچه تر کرد. حالا ،پس از آن سالهای خون و دفاع،سالهای اشک و شناسنامه های مهر خورده،سالهای زخم و نامه های رسیده ،سالهای ترکش و تحصیل نیمه تمام، کنگره ملی سرداران و دو هزار و 436شهید چهارمحال و بختیاری در حال برگزاری است. کنگره ای به
یادمانی از “شهید محمدحسین حیدری” با نوشتاری از ” استاد اکبر امرایی “
یادمان دوست و همرزم شهیدم محمد حسین حیدری و نگاهی به عملیات والفجر مقدماتی زفراق چون ننالم من دلشکسته چون نی که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی یکی از شهیدانی که از دیدن تصویر و شنیدن نامش اشک غم در چشمانم حلقه می بندد، جاری می شود و هق هق گریه ام سکوت [...] یادمان دوست و همرزم شهیدم محمد حسین حیدری و نگاهی به عملیات والفجر مقدماتی زفراق چون ننالم من دلشکسته چون نی که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی یکی از شهیدانی که از دیدن تصویر و شنیدن نامش اشک غم در چشمانم حلقه می بندد، جاری می شود و هق هق گریه ام سکوت دلم را می شکند شهید جاویدالاثر دوست و برادر شهیدم محمد حسین است اکنون که می خواهم چند سطر از خاطراتش را بیان کنم سیلاب اشک امانم نمی دهد دلم ابری تر از ابر بهار است قلم یارای حرکت ندارد . خدایا تو خود شاهد و ناظر هستی که محمد حسین چقدر مظلوم زیست و چگونه مظلومانه کشته شد و با اینکه پر کشید و به درگاه تو پرواز کرد هنوز هم مظلومانه و گمنام است هنوز هم کمتر کسی او را می شناسد خدایا یاری ام ده تا اشک امانم بدهد و او را که از مردم پنهان بود و اکثر همرزمان نیز او را به خوبی نمی شناختند اندکی شرح و توصیفش نمایم. هیجده سال از عمر نازنینش می گذشت که افتخار آشنایی ایشان نصیبم شد در اولین اعزامش با هم همسفر شدیم آری 25/08/1361 برای نخستین بار یک گردان از نیروهای مخلص با نام مقدس محبین از شهرستان کوهدشت با حدود 11 نفر کادر رسمی و بیش از 200 نفر نیروی مردمی پس از دعا و بدرقه ی مردم عازم جبهه های جنوب شدیم در منطقه کرخه جمعی از نیروهای مخلص شهرستان سلسله نیز به گردان ما پیوستند و چون هنوز لرستان تیپ مستقلی نداشت در تیپ 15 امام حسن(ع) از لشگر 72 محرم خوزستان سازماندهی شدیم شهید حسن درویش رزمنده ی شجاع اهل شوش فرماندهی این تیپ نوپا که به نام مقدس امام حسن مجتبی(ع) و تقارن ولادت آن بزرگوار که 15 رمضان بود، تیپ 15 امام حسن (ع) نامگذاری شده بود را برعهده داشتند شهید حسن درویش آنقدر در بین نیروها و در دل و جان همه جای داشت که هنگام سخنرانی در مراسم صبحگاه (اورکتش) به عنوان تبرک تکه تکه تقسیم می شد. حقیر با چند مسئولیت کوچک فرماندهی گردان را همراهی می کردم و شهید محمد حسین به عنوان فرمانده گروهان دوم گردان محبین انتخاب شدند. در طی دو سه ماه که در آنسوی پل کرخه گردان را آماده عملیات می کردیم شهید محمد حسین را متواضع، کم حرف و در عین حال شجاع و با هیبت خاصی دریافتم اندوهم باد هنوز لبخندهای ملیحش را تصور می کنم و بازهم سرشک خونینم بر گونه های رنجیده ی روزگارم سرازیر می شود. از آنجا که شهید عمرش چون گل کوتاه بود خاطرات بنده نیز از ایشان محدود به همین مرحله از اعزام است که به عروج ایشان ختم می شود. در طی چند ماه که در سایت های موشکی 4 و5 در انتظارشب عملیات بودیم اخلاق و رفتار همه همرزمان و بویژه محمد حسین عزیز پسندیده بود تمام ویژگی های خوب و مثبت در وجود آن بزرگوار نهفته بود در جوانی عازم نبرد با ظالمان روزگار شده بود تا از دین و مرزوبوم وطنش پاسداری کند. در تاریخ 18/11/61 عملیات ناموفق والفجر مقدماتی در محور فکه-چزابه (سرزمین لاله های سرخ) به صورت گسترده به فرماندهی سپاه با شرکت لشگرهای 72 محرم، عاشورا، 5نصر و حضرت رسول با هدف تصرف پل غزیله و پیشروی به سمت العماره عراق آغاز شد و تا 21/11/61 به پایان رسید موقعیت این منطقه عملیاتی بسیار مهم و استراتژیک بود و مسئولیت پدافند منطقه عملیاتی از چیلات تا هورالعظیم به عهده سپاه چهارم عراق بود و چهار لشگر پیاده، مکانیزه، زرهی و احتیاط شامل: 25 تیپ پیاده، زرهی، مکانیزه و تانک در منطقه شیب میسان تا پاسگاه دو برج (تقاطع چزابه-غزیله)، منطقه العماره و منطقه صفریه تا رشیده مستقر بودند که ذکر نام و عنوان لشگرها و تیپ و گردان ها از حوصله این متن خارج است. نیروهای خودی: قرارگاه کربلا و قدس شامل 7 لشگر با استعداد 122 گردان در قالب تیپ های پیاده، زرهی، مکانیزه و توپخانه در عملیات فوق شرکت داشتند. از بامداد روز 18/11/61 جابجایی نیروها به طرف منطقه عملیاتی آغاز و از ساعت 16:30 که هوا به تاریکی می گرایید حرکت رزمندگان با تجهیزات انفرادی و یک بسته جیره غذایی خشک(آجیل و تنقلات) از جنگل و دیگر محورها شروع شد. عملیات در ساعت 21:30 پس از اعلام رمز یاالله یاالله یاالله از 5 محور شمال و جنوب رشیده-صفریه آغاز شد نیروها در تاریکی مطلق شب به منظور پاکسازی میدان های مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن و نفوذ در این خطوط پیشروی کردند. وسعت و عمق مواضع و استحکامات دشمن و وجود کانال های متعدد، سرعت لازم را از نیروهای عملیات گرفت اگرچه خط اول دشمن شکسته شد اما به دلیل عدم پاکسازی منطقه در حالی که تاریکی شب رو به پایان بود امکان استقرار کامل وجود نداشت. در حقیقت تاریکی مطلق شب، عدم الحاق نیروها، عدم پاکسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میدان های مین، حفر کانال های صعب العبور و از همه مهمتر هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات( لو رفتن عملیات) از عوامل بازدارنده ای بود که به عدم نیل به اهداف مرحله اول عملیات والفجرمقدماتی منجر شد. با وضعیت موجود و موقعیت خاصی که در آغاز عملیات در مردم ایجاد شده بود و به دلیل امیدواری مسئولین، مرحله دوم عملیات در ساعت 21 روز 20/11/61 به منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز گردید اما این بار نیز به علت عدم هماهنگی نیروهای عمل کننده و هوشیاری دشمن مانع از پیشرفت رزمندگان گردید از ابتدای پیشروی نیروهای خودی تا رسیدن به خط دوم دشمن حدود 16 نوع موانع ایجاد شده بود نیروهای عراقی تجربیاتی را که در عملیات های پیشین کسب کرده بودند را به صورت کامل در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی اجرا کردند. وجود این همه موانع، توان نیروها را جهت تامین اهداف از پیش تعیین شده در شب عملیات گرفت از طرف دیگر گرفتن موقعیت جناح چپ و راست و به کارگیری نیروهای احتیاط دو موضوع قابل توجه بود که از دشمن در عملیات والفجر مقدماتی مشاهده شد. در این عملیات فرماندهان خودی به این نتیجه رسیدند که در عملیات بعدی از انتخاب مناطق با عمق و وسعت زیاد پرهیز کنند. ناگفته نماند که در عملیات والفجر مقدماتی علاوه بر انهدام قابل توجهی از تیپ های 905 و 704 عراق یک گردان از نیروهای سودانی تعداد 113 تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمدند. سی ودو سال از عملیات والفجر مقدماتی می گذرد و چه سنگین و محزون است تداعی آن خاطرات در آن غروب تنگ با توجه به زمان اندک دست به خاک شدیم تیمم ساخته و در حال حرکت نماز مغرب و عشا را در صفوف فشرده با گامهای استوار زمزمه کردیم. آن شب سخت و جانکاه و نسبت به دیگر شب های عملیات بسیار متفاوت بود در دل تیره ی شب شاهد عزیزانی بودیم که ساعاتی قبل داوطلبانه میدان مین را باز کرده بودند آن شب، شب قطع شدن پاها، شب میدان های متعدد مین، انبوه سیم های خاردار، کانال های عمیق و وسیع شب انفجار و آتشفشان منورها بود قیامتی به پا شده بود گلوله های رسام تیربارها و پدافندهای چهار لول ضد هوایی زوزه کشان از بغل گوشمان از همدیگر سبقت می گرفتند گویی از آسمان خمپاره می بارید و هر چند ثانیه گلی پرپر در پهن دشت میسان عطر شهادت و خون و باروت فضا را پر می کرد ناله و زمزمه های عاشقانه ی مجروحان میدان مین تند و پیگیر به گوش می رسید با روشن شدن منورها ناگهان فضای به خاک و خون کشیده شده ی میدان مین روشن تر از آفتاب می شد در این لحظات بود که پای خود را بر لبه ی یک مین واکسی دیدم که یک سمتش در گل ولای تعبیه شده در میدان فرو رفته بود و عمل نکرد آن شب چه رادمردانی در میدان های مین در خون خویش غلتیدند ضجه ی شیرمردان زخمی مین و کانال های عریض که انتقال آن ها به پشت خاک ریز میسر نبود هنوز در گوش طنین انداز است هرگز نمی توان فراموش کرد دلیرمردانی که هنگام پیشروی، نیروها را راهنمایی می کردند که از روی نوار سفید معبر میدان مین حرکت کنند اما صبح روز بعد پس از خون ریزی بسیار شهید شده بودند و یا در حال جان دادن با پیکرهای خونین استمداد نجات داشتند. دوستان خوبم شهید فیروز سرتیپ نیا و شهید محمد حسین حیدری را می دیدم که با شجاعت تمام پیشاپیش گروهان های خود حرکت می کردند از زمین و آسمان آتش می بارید دشمن نعل اسبی ما را در محاصره خود داشت و از چپ و راست و مقابل به تیربار بسته بود زمین سخت و ریگ زار منطقه خمپاره ها را در خود فرو نمی بلعید و باران ترکش تا دقایقی همه ما را زمین گیر می کرد نیروهای عراقی با تمام قوا بر سر همرزمان آتش می ریختند خمپاره های 120 زوزه کشان قلب آسمان را می شکافت و به دل زمین اصابت می کرد خمپاره ای 60 (زمانی) در آسمان بالای سر رزمندگان منفجر میشدند گلوله های آر.پی.جی تیربارها و ضدهوایی ها دوستان را یکی پس از دیگری گلچین می کرد و از ما می گرفت به سختی خود را به کانال تازه احداث شده چهارم پشت خاک ریز دشمن رساندیم زمانی که از کانال، درازکش به طرف دشمن تیراندازی می کردیم به یاد دارم در سمت راست خود رزمنده ای را دیدم که تیراندازی نمی کرد تکانش دادم شاید خواب رفته باشد اما با درد و حسرت ساعاتی قبل به درجه شهادت نایل شده بود به طوری که بدنش کاملا خشک و به جمود رسیده بود به نظر می رسید از نیروهای گردان خط شکن باشد که قبل از ما به آنجا رسیده بودند تا این موقعیت حدود 20 کیلومتر پیشروی کرده بودیم و پس از انجام بخشی از عملیات هنوز مواضع خود را تثبیت نکرده بودیم که بانزدیکتر شدن روز دستور عقب نشینی از فرماندهی عملیات صادر شد و با مشقت فراوان نیروها را پس از 6 کیلومتر عقب نشینی در پشت خاک ریزهایی که جهاد سازندگی بعد ازحرکت نیروها ایجاد کرده بود مستقر و مشغول پدافند شدیم من و 10 نفر از همرزمان از آخرین نفراتی بودیم که به خاک ریز رسیدیم از آنجا که هنوز هوا کاملا روشن نشده و آفتاب بر نیامده بود دوستان برخلاف نظر بنده مسیر را اشتباهی می رفتند و من هم که از اشتباه بودن مسیر اطمینان داشتم تسلیم نظر آن ها شده بودم با این توجیه که شاید کم خوابی باعث عدم تشخیص راه شده است اما هر لحظه آتش دشمن سنگین تر می شد تا دقایقی مانده به اسارت سه نفر از رزمندگان اطلاعات عملیات تیپ امام حسن(ع) مجهز به قطب نما و دوربین ما را به مسیر خاک ریزهای خودی هدایت کردند. ساعاتی بعد حدود نزدیک 11 صبح پرسنلی تیپ امام حسن مجتبی(ع) درخواست آمار مجروحین، شهدا، اسرا و مفقودین را از گردان محبین داشتند از نیروهای مستقر در خاک ریز تازه احداث شده آمار گرفتیم از خیلی از نیروهای گردان خبری نبود و اخبار نگران کننده ای به گوش می رسید دوستان گروهان یکم از فرمانده خود خبر دادند گفتند فیروز سرتیپ نیا در عملیات مجروح شده و چون توان راه رفتن نداشته جوانمرد رشید و دلاوری از رزمندگان روستای قرعلیوند که خیلی هیکلی و درشت اندام بود فیروز را با خود به پشت خط منتقل کرده بود از خیلی دیگر از جمله افشین باقری و محمد حسین حیدری خبری نبود برخی اسارت دوستان را عینا دیده بودند از جمله اسارت سید عبادالله حسینی را. آمارگیری در حالی انجام می گرفت که تعدادی از نیروها در جنگل های امقر و تعدادی با شگفتی تمام تا شهرهای خود عقب نشینی کرده بودند خلاصه آماری هم از نیروهای جنگل امقر گرفتیم وتحویل تیپ دادیم امامحمد حسین را دیگر ندیدم و ندانستیم دیگر که کجا بود و حال او چون بود در برزخ عملیات والفجرمقدماتی عزیزانی را دیدیم که سینه خیز در حال عقب نشینی بودند چون پا در بدن نداشتند قهرمانانی را دیدیم که در میدان های مین، خون خویش را تا قطره های آخر نثار کردند مجروحان عملیات را دیدیم که در اثر بمباران بهداری در جنگل امقر به شهادت رسیدند اما اثری از محمد حسین نبود که نبود یک پلاک هم از دل خاک برنیامد تا بینا کند چشمان به خون نشسته مادرش(گل زینب) را قبل از وداع دنیای فانی. پدرش رستم سالهاست چشم انتظار است اشک خواهرش صنم گل در چشم ها خشکید اما اثری از برادرش بازنیافت گویی جسم خاکی محمد حسین همراه با روح افلاکی او به اوج آسمان پرواز کرده و به ابدیت پیوسته که برادرانش حسن و حسین و خواهرانش صنم گل و زهرا سراغش را از اختران آسمان می گیرند و یاسین کوچولوی ما همراه عمه مهربانش پنجشنبه هر هفته سنگ مزار گمنامش را گلاب می پاشد و با نظاره ی عکس محمد حسین بازگشت او را به انتظار نشسته است. اکبر امرایی / مهرماه 1394 درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
فرماندهان عراقی چه لقبی به شهید چیت سازیان دادند؟
کوتاهی به عنوان فرمانده نیروهای آموزشی انتخاب شد. بعد از آن او فرمانده مرکز آموزش نظامی شد. نیروهایی که توسط علی آموزش دیده اند بالغ بر چندین هزار نفر هستند. با آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز دشمن بعثی به خاک مقدس جمهوری اسلامی با تشکیل و قبول فرماندهی گردان انصار الحسین (ع) و به عهده گرفتن مسئولیت آموزش جنگ های کوهستانی در این گردان، به منطقه عملیاتی رفت. اسارت 140 عراقی در سن 17
یادمان حاج محمدرضا دستواره در قلاویزان مهران
، سلاح به دست در کنار فرماندهان گردان وارد صحنه نبرد نزدیک با دشمن می شد. دستواره به همراه پاسداران سپاه محمدرسول الله(ص) برای یاری رساندن به مردم مسلمان و ستمدیده لبنان و شرکت در نبردهای پرحماسه رمضان و مسلم بن عقیل به فرماندهی تیپ سوم ابوذر منصوب شد و تا زمان عملیات خیبر در همین مسئولیت به خدمت مشغول بود. شهید دستواره نفر اول ایستاده از چپ در حال اعزام به لبنان در عملیات خیبر بعد از
شهید مهاجری که روی سیم خاردار خوابید
مسیر وجود نداشت. از مکالمات پشت بی سیم معلوم بود که برادر کاوه اصرار داشت هر چه زودتر کار آغاز شود. لحظاتی بعد با حمله گردان، مرحله بعدی عملیّات آغاز شد. با تصرّف پاسگاه پیشروی بچّه ها شروع شد. عملیّات به بیشتر اهداف خود رسید. قبل از روشن شدن هوا، برادر کاوه به کنار بچّه های گردان آمد. ایشان از بچّه ها و حماسه ای که آفریدند تشکّر کرد. امّا فرمانده گردان گفت: حماسه اصلی را یک جوان بسیجی
پیشنهادی که سرنوشت قلاویزان را عوض کرد/ بابک به آرزویش رسید
ما به سمت آنها برویم، آنها نیروهای گروهان یک را از عقب مورد اصابت گلوله های خود قرار خواهند داد، بهتر است دسته یک گروهان دو، درست پشت سر دسته یک گروهان یک وارد عمل شود تا به نیروهای دشمن که در سمت راست هستند، فرصت فکر کردن و تجهیز شدن را ندهد . آقامرتضی او را تحسین کرد و به فرمانده گردان دستور داد پیشنهاد مهدی را عملی کند، مهدی آن شب بعد از این که خط را شکستیم نیروهایش را به سمت راست
کابوسِ ویرانی برای دشمنان ایران اسلامی / تصاویر
بگیرد. وی تا سال 1369 شمسی (یعنی دو سال بعد از پایان جنگ) در این یگان به عملیات علیه ضدانقلاب و رژیم بعثی عراق مشغول بود. پس از آن، مدتی(تا سال 1371 شمسی) به عنوان قائم مقام فرماندهی تیپ 155 مدینه ی منوره (تابعه ی قرارگاه حمزه سیدالشهدا ) جنگ با ضدانقلاب را در غرب کشور ادامه داد. سرانجام، این عوارض جراحات شیمیایی بود که استادِ تخریبچی را به زانو درآورد. جعفر جهروتی زاده که تا چند سال پس از پایان
امام جمعه شهرکرد : دولتمردان در مقابل مطامع بیگانگان ایستادگی کنند
نقش بسزایی در تربیت جوانان دارد و امید و انگیزه مبارزه با استکبار جهانی و ترویج فرهنگ عاشورایی را به همراه دارد. وی گفت: ایثار و شهادت یک فرصت متعالی و در زمره عالی ترین مفاهیم الهی است و باید فضای جامعه را به صورت گسترده تحت تاثیر قرار دهد. فرمانده سپاه حضرت قمربنی هاشم علیه السلام چهارمحال وبختیاری گفت: برای حفظ و انتقال ارزش های دفاع مقدس و فرهنگ ایثار و شهادت به نسل آینده بایستی این فرهنگ در
رزمایش الی بیت المقدس در شرق اصفهان برگزار می شود
به گزارش صاحب نیوز به نقل از اصفهان شرق ، فرمانده ناحیه مقاومت بسیج امام علی(ع) عصر امروز در نشست خبری با اصحاب رسانه با اشاره به دشمنی نظام سلطه در طول سالهای قبل و بعد از انقلاب اسلامی، گفت: سایه استکبار جهانی که قصد به چالش کشیدن نظام اسلامی و دینی را طی سالیان متمادی داشت با ورود انقلاب اسلامی کنار زده شد. سرهنگ مهدی ساعی پایداری مردم را در خنثی کردن توطئه های دشمنان مفید قلمداد
یادواره اولین شهید فرمانده سپاه پاسداران برگزار می شود
اسلامی وارد کمیته انقلاب اسلامی شد و پس از تشکیل سپاه پاسداران به دستور حضرت امام راحل، به عضویت این نهاد انقلابی در آمد. جهانگیری افزود: شهید محمد رضا پورکیان متولد خوزستان بود، که درابتدا فرماندهی سپاه خوزستان و سپس براساس حکمی از سوی دریادار شمخانی فرمانده وقت خوزستان، فرمانده دشت آزادگان شد که 31روز پس از آغاز جنگ تحمیلی در تجاوز و حمله تانک های رژیم بعثی به شهر سوسنگرد، دراثر اصابت گلوله تانک دشمن شهید شد. وی در پایان از تهیه و ساخت فیلم مستند تلویزیونی منطبق بر زندگی آن شهید تحت عنوان قهرمان تن و تانک خبر داد. ...
روحیه فرماندهان دفاع مقدس را در قصه فرماندهان بخوانید
/> معلم فراری زندگینامه داستانی محمدابراهیم همت است، فرمانده لشکر 27محمدرسول الله (ص) سپاه، که پس از 28 سال زندگی الهی، درسال 1362 و در جزیره مجنون از جبهه های جنگ ایران و عراق به شهادت رسیده است. تکه ای از آسمان داستانی از مقاطع مختلف زندگی فرمانده تیپ ویژه شهدا،شهید بروجردی، که پس از حضور طولانی در منطقه کردستان و مقابله با ضدانقلاب، به دست ضدانقلاب به شهادت می رسد. ابتدای کتاب در فصلی
دوئل پدافند هوایی ارتش با میراژهای عراقی
مورد نیاز هواپیماها و خودروها در جنگ داشت و تأمین کننده بخش مهمی از نیازهای کشور بود، از جمله اهدافی محسوب می شد که دشمن برای ضربه زدن به آن از خود چنگ و دندان نشان می داد و ضرورت تقویت سامانه دفاعی مراکز صنعتی پالایشگاه و نیروگاه اصفهان که نزدیک هم تأسیس شده بودند، همواره از سوی مسئولان مورد تأکید قرار می گرفت. تقریبا 6 ماه قبل از درگیری موفقیت آمیز 14 فروردین 67 اقدامات موثری جهت تکمیل سامانه
کنگره شهدا زوایای پنهان جنگ را آشکار می کند
میزان که فضا ایجاد می شد حضور داشتند. نمونه هایش را به طور زیادی در میان روحانیون داریم. استان ما هم همین طور است. حضور روحانیون استان هم در زمان جنگ کاملاً چشمگیر و آنها در عرصه های مختلف فعال بوده اند. چه در تیپ قمر بنی هاشم(ع) که ویژه استان بود روحانیون حضور فعال داشتند چه در جاهای دیگر حضورشان چشمگیر بود. برگزاری کنگره ملی سرداران و 2400 شهید استان چهارمحال و بختیاری تا چه اندازه به
اسطوره نادر؛ کابوس آمریکا
فرمانده ناوگروه دریایی ذوالفقار، از زمان ورود آمریکایی ها به خلیج فارس تا زمان شهادت، لحظه ای از نبرد بی امان با آمریکا نیاسود و تمام توان و استعداد خود را در این راه به کار بست. او طی این مدت، عملیات بسیاری را علیه آمریکایی های متجاوز ترتیب داد. اگر من بودم می زدم در سالهای پایانی جنگ، خلیج فارس برای ایران بسیار ناامن شده بود؛ عراق خیلی راحت کشتی ها و سکوهای نفتی ایران را می زد. کویت
شهیدی که هیمنه آمریکا را شکست/ جای تاسف است هنرمندان این شهید را نمی شناسند
زمان شهادت، فرماندهی آن را بر عهده گرفت. او علمیات های زیادی علیه آمریکایی ها انجام داد و معروف ترین آن ها، هدف قرار دادن کشتی بریجستون بود. عملیاتی که هیمنۀ پوشالی آمریکا را شکست. سال های پایانی جنگ، خلیج فارس برای ایران بسیار ناامن شده بود؛ عراق خیلی راحت کشتی ها و سکوهای نفتی ایران را می زد. کویت بخشی از سرزمین، و عربستان، آسمانش را در اختیار صدّام قرار داده بودند. فرماندهان عالی رتبه
بی نامی به چاپ دوم رسید
به خودش شلیک کند؟ در فصل های مختلف، شخصیت اصلی رمان خودش را در موقعیّت های گوناگون می بیند. گاه به واسطه کشتن همرزمانش از سویی مورد تقدیر قرار می گیرد، گاه در مقابل شکنجه های سخت لب از لب باز نمی کند و گاه با خودش فکر می کند که همه این اتفاقات خواب های پریشان شب قبل از اعزام به جنگ است و تا چند لحظه دیگر با صدای دلنشین مادرش، با این دیالوگ به پایان می رسد: بلند شو آقا پسر... ببین صبحونه
آیا کرانه باختری در آستانه تحول جدیدی است؟
فلسطینی با 10 گلوله/عفو بین الملل و تل آویو: هدیل بی گناه کشته شد هدیل الهشلمون دختر فلسطینی که صبح روز 31 شهرماه امسال (1394) مورد هدف گلوله نظامیان صهیونیستی قرار گرفت و به شهادت رسید .نظامیان رژیم صهیونیستی به سمت این دختر فلسطینی در یکی از ایست های بازرسی شهر الخلیل تیراندازی کردند.نظامیان مذکور به این بهانه که دختر فلسطینی یاد شده قصد انجام عملیات شهادت طلبانه با چاقو را داشته، به سمت وی
سید حسن نصرالله از رزمندگان کربلای5 بود
مانع غواصان به دژ شکست ناپذیر شلمچه می رسیدند که سه مترو نیم ارتفاع داشت و عرض آن دژ 6متر بود و وسطش را عراق کانال بتن آرمه زده بود و در آنجا عراقی ها با فاصله هر 10 متر سلاح دوشکا کار گذاشته بودند سلاحی که با آن هلی کوپتر می زدند. فرمانده گردان حضرت زینب (س) در زمان جنگ افزود: چند روز قبل از عملیات شهید غلامرضا کیان پور رفت تا روزنه ای برای عملیات پیدا کند و بعد 4روز با پیکری بی حال
یک آرپی جی که فقط با ذکر یا فاطمه زهرا عمل می کرد
کربلا بودم، فرمانده گروهان ما شهید غلام رضا فلاح نژاد، جانشین او آقای زارع و معاونش آقای حسین کریمیان بود، یکی از خاطراتی که می توانم برای تان تعریف کنم مربوط می شود به یک کالیبر عراقی که ما را سخت مورد هدف قرار داده بود. سردار شهید غلام رضا فلاح نژاد که بعدها در عملیات نصر 4 به شهادت رسید، رو کرد به بچه ها و گفت: کسی می تواند این کالیبر را خفه کند؟ من داوطلب شدم و گفتم: من این کار را می
حضور مقام معظم رهبری در منزل ما بهترین اتفاق زندگی مان بود
عیله باطل شتافت و در خط مقدم مبارزه عیله دشمن تا پای جان ایستادگی کرد. وی در مدت حضورش در جبهه درپست های مختلف از جمله نیروی اطلاعات عملیات و غواص در جزیره مجنون حضور داشت تا اینکه بعد از 7 سال حضور مؤثر در جبهه های حق علیه باطل در تاریخ 1365/10/21 پس از انجام رشادت های فراوان در حالی که تنها 22سال داشت با اصابت گلوله به قلبش به درجه رفیع شهادت نائل گردید. خرامان وطن پرست
روایت وصف نشدنی صبوری مادران و همسران شهدای مفقودالاثر
سال 62 به عنوان جهادگر به جبهه رفت، آنجا در بخش امداد فعالیت داشت و چه بسیار بر زخم رزمندگان مرهم گذاشت اما کسی نتوانست بر زخم های فراوانش مرهمی گذارد تا بهبود یابد. همرزمانش می گویند: وقتی که دید آمبولانس حامل زخمی ها هدف دشمن قرار گرفته، شتابان خود را به آن رسانید که در حمله مجدد مورد اصابت موشک باران دشمن قرار گرفت و رفت. من هیچگاه شهادت او را باور نکردم و چندین و چند بار
خادمی مسجد مقدس جمکران افتخاری برای پلیس است/اهتمام ناجا به حفظ امنیت جمکران
ادامه داد: عظمت و اقتدار نیروی انتظامی و رشد و تعالی آن برای کشور بسیار مهم و سرنوشت ساز است. وی با اشاره به اینکه این مکان مقدس به تعبیر مقام معظم رهبری پایگاه عظیم تشیع است، ابراز کرد: این مکان مقدس که بیش از هزار سال از بنای آن به امر مبارک حضرت ولی عصر (عج) می گذرد به برکت انقلاب اسلامی و به لطف خون شهدا هر سال شاهد حضور بیش از پیش مردم به ویژه جوانان است. تولیت مسجد
صلیب سرخی ها آمار ما را به عراقی ها می دادند
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس ، جانباز آزاده "علی قاسمی" اعزامی از کرج و از نیروهای گردان انصار تیپ 1 عمار به فرماندهی شهید مجید رمضان بود که در عملیات والفجر1 با سمت آرپی جی زن به اسارت نیروهای بعثی درآمد. وی در رابطه با حضور خود در جبهه های نبرد می گوید: اولین باری که به جبهه اعزام شدم، نوجوانی 15 ساله بودم. دوره های فشرده آموزشی کار با آر پی جی را گذراندم و در ستاد جنگ های