سایر منابع:
سایر خبرها
کریم پور اولین نفری نیست که با پول وارد سینما شده؛ آخرین نفر هم نخواهد بود
هیچ سابقه ای در دنیای سینما و تلویزیون یک باره وارد شدند و هنوز هم هستند. نکته اینجاست که معمولا پشت ورود چنین افرادی همیشه کسانی بوده اند که ژست فرزند سینما بودن و دغدغه صنفی داشتن می گیرند.قضیه آقای محمدامین کریم پور همه ما را داخل وضعیت تناقض آمیز قرار داده است. از طرفی می گوییم همه باید بتوانند فیلم بسازند و اینکه شورایی بیاید به عده ای پروانه ساخت بدهد و به بقیه ندهد، درست نیست و معنی ندارد
کارگردانی سینما با پول؟
به مجسمه وضع موجود در وسط میدان اعتراض ها تبدیل شود. صدور این پروانه ساخت، گذشته از همه بحث های دیگر، دلخوری های قدیمی خیلی از علاقه مندان به فیلمسازی در سینمای ایران را هم تازه کرد. سال های سال است عنوان می شود دیگر معیار ها برای ورود به سینمای ایران شایسته سالارانه نیست و همین قدری به ساختار فیلمسازی کشور آسیب زده که بیم فروپاشی آن در دوره های بعد می رود. اینکه یک نفر بتواند با پول عنوان
دوست نداشتم برگه تخصص دکتریم در باب فرهنگ ایران را از دست فرنگیان ارزان خری کنم
پیش تر می رفتم بر کنجکاوی و لذتم می افزود. عنوان کتاب "رستم نامه" بود. همین "رستم نامه" دریچه دیگری در زندگیم گشود که تا به امروز از این دریچه به جهان نگاه می کنم یعنی مطالعه و خواندن. اگر می بینید امروز با نوشته هایم مزاحم وقت خوانندگان می شوم، مسئولش همان "رستم نامه" است. اگر می بینید امروز بیشترین تلاش من در تحقیق هنر ایران زمین می گذرد، مسئولش آن یک بسته جایزه مداد رنگی است که مرا به وادی
درباره سوتی گلزار در کپشن اینستاگرامش و سفر نفیسه روشن به کیش در اوضاع نابسامان کرونا
محمدناصر حق خواه | شهرآرانیوز- در جدیدترین شاهکار، آقای محمدرضا گلزار، سوپراستار چندین و چند ساله سینمای ایران، کسی که عده ای معتقدند حتما چیزی بلد است و حتما توانایی ها دارد که این همه سال در اوج بوده است، یک کپشن بلندبالا با بی ربط ترین جملات را که به درد نوجوانان دنبال انگیزه می خورد تا مردی چهل ساله، در اینستاگرام خود منتشر کرده است، آن هم نه مثل متنی عادی که در قالبی تقطیع شده و اینتر خورده
الهی: صدور مجوز به شاخ اینستاگرام بهانه ای برای فریب افکار عمومی نشود!/ کریمی: بعد از دیدن فیلم قضاوت ...
به گزارش خبرنگار حوزه سینمایی گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا ، صدور پروانه ساخت فیلم برای یک فیلم اولی به نام محمدامین کریم پور از سوی شورای صدور پروانه ساخت سازمان سینمایی در روزهای اخیر حواشی و جنجال های فراوانی را به وجود آورده است. از سویی عده ای با اعلام این که کریم پور یک اینفلوئنسر یا به تعبیری تندتر و عامیانه تر شاخ مجازی است از این اقدام سازمان سینمایی انتقاد کرده و حتی موضوع
واکنش بی ادبانه شاخ مجازی به مخالفت هنرمندان با کارگردان شدنش/ویدئو
در اختیار سینمای تجاری قرار گرفته و کمدی های مبتذل در صدر ساخت و فروش سینما قرار دارند. این شورا بیشتر بر رعایت خط قرمزها تاکید دارد تا لحاظ کیفیت فرم و محتوا و شاید دلیل اصلی این حجم از ابتذال نیز به این روند برگردد. کریم پور در راه سختی قدم برداشته، پیش از او چند اینفلوئنسر اینستاگرامی دیگر به دنیای تلویزیون و سینما آمده بودند، اما در قامت بازیگر و در نقش های کوچک. حالا امین پور گامی
محمد امین کریم پور جای کسی را تنگ می کند؟
اجازه می دهد مقصر و گناهکارست همچنین سامان سالور، یکی دیگر از کارگردانان سینمای ایران که ساخت فیلمهای چند کیلو خرما برای مراسم تدفین و سیزده 59 را در کارنامه دارد، نوشت: از سرزمینی که بیضایی ها را مجبور به ترک وطن می کند و تقوایی ها را سالها خانه نشین و استعداد های جوانش را بدلیل نداشتن روابط و نشناختن سرمایه گذار و معروف نبودن در فضای لجن مال مجازی سالها پشت دیوار بلند مجوز معطل مانده اند هیچ
بنای شعر بر دغدغه و شعر محصول شکست اجتماع است
کتاب قبلی ام به جا مانده که چاپ نشده و می تواند تبدیل به یک کتاب شود. یک کتاب نقد هم نوشته ام که از 1000 صفحه یادداشت برداری در مورد مسائل ادبی، ساختارگرایی، فرمالیسم و نشانه شناسی تشکیل می شود و حاصل کتاب هایی است که تاکنون خوانده ام و آن هم به همان دلیل نداشتن هزینه برای چاپ، به چاپ نرسیده است. این شاعر و منتقد ادبی اضافه کرد: سازمان های متولی فرهنگ، حتما باید بودجه برای ادبیات کنار
نقد شعر نهادینه نشده است/شعر طنز نوعی شعر اعتراض است
مجموعه ی شعرهای طنز من بود توسط انتشارات سوره مهر چاپ شد. کتاب پایین پای دریا مجموعه اشعار آیینی من بود که انتشارات آرام دل چاپ کرد. کتاب کلمن راز هم نقیضه ای بر کتاب گلشن راز شیخ محمود شبستری است که توسط نشر قاف به چاپ رسید. چند مجموعه هم گردآوری کرده ام، کتاب سوهان روح و کتاب مستطاب قمپز که آثار طنز شاعران استان قم است. تصحیح دیوان آیت الله غروی اصفهانی که معروف است به دیوان
گفت وگوی منتشرنشده با فریبرز رییس دانا؛ شعار ما پهلوانی و کرم و آزادگی بود با خاطراتی درباره جلال آل ...
از میان ما برود. مرگ برای دکتر رییس دانا به رغم مشکلات جسمانی با آن همه انرژی و شور و هیجان بسیار نابهنگام و باورناپذیر بود. رییس دانا یک فعال سیاسی چپ ملی گرا بود و مهم ترین نمود این دو رویکرد همزمان در دو تصویر مارکس و مصدق بود که بر دیوار خانه اش نقش بسته بود. در گفت وگوی حاضر با ریشه های این دو گرایش در او آشنا می شویم. متاسفانه زندگینامه ای از شما در اینترنت و فضای مجازی نیست و عمده