عاقبت سرقت کابل برق/ سوختگی شدید و قطع شدن 5انگشت یک دست!
سایر منابع:
سایر خبرها
به دام افتادن قاتل فراری پس از هفت سال در ایرانشهر
یک دزد حرفه ای تصمیم به سرقت کابل برق گرفت، اما در نخستین سرقت تا مرز مرگ پیش رفت و پنج انگشت دستش را از دست داد. یک مقام ارشد انتظامی گفت: در پی گزارش قطعی برق در محدوده شهرک اکباتان که به شرکت برق اعلام شد، مأموران اداره برق برای رفع نقص راهی محل مورد نظر شدند و در محل با بدن نیمه جان مرد جوانی مواجه شدند که در کنار وی وسایل و ابزار سرقت کابل برق دیده می شد. وی ادامه داد
سوء قصد ناکام به جان شوهر پولدار
را به همراه دلار ها و طلا و جواهرات به سرقت برده بود. ابتدا فکر کردم دزد به خانه زده، اما در ورودی سالم بود و از لباس های همسرم هم خبری نبود. این در حالی بود که پزشک معالجم علت مسمومیت و 10 روز جدال با مرگم را غذای مسموم اعلام کرد، غذایی که مهناز به بهانه عذرخواهی به من خورانده بود. بیشتر بخوانید قطع انگشتان دست، تاوان برق دزدی آرزو های برباد رفته با شکایت
قتل همدست با شلیک ناخواسته
سرقت اسلحه و جعبه آن که قیمتی بود، شدم. بیشتر بخوانید قطع انگشتان دست، تاوان برق دزدی با گزارش کارشناسان اسلحه شناسی که مدعی بودند، اسلحه دچار نقص بوده و احتمال این که ادعای سیامک درباره شلیک ناخواسته صحیح باشد، پرونده به دادگاه کیفری یک تهران فرستاده شد و متهم به قتل در شعبه دهم پای میز محاکمه قرار گرفت. در ابتدای این جلسه نماینده دادستان با قرائت کیفرخواست گفت: در
سماجت زوج سارق برای فرار هالیوودی از دست پلیس/ مخفی شدن سارق زیر یک خودرو + تصاویر
بود توسط مأموران بازداشت شد. راننده و زن جوان پس از بازداشت به کلانتری منتقل شدند و در بررسی اولیه از خودروی پراید مشخص شد که شماره پلاک خودرو تحت تعقیب پلیس آگاهی کرمانشاه بوده و خودرو مدتی قبل با زورگیری از اتباع خارجی سرقت شده است، در حالیکه شماره های پلاک خودروی پراید به صورت حرفه ای تغییر یافته بود تا توسط پلیس شناسایی نشود. متهم میانسال این پرونده در تحقیقات مدعی شد خانمی
قطع انگشتان دست، تاوان برق دزدی
حرکت ندارد. اطراف او وسایلی از جمله سیم چین بود که نشان از سارق بودن آن مرد داشت و انگشتان دست راستش به شدت آسیب دیده بود. همدستانش او را با وسایل سرقت جا گذاشته و متواری شده بودند. دزد مصدوم از طریق اورژانس به بیمارستان منتقل شد. او تحت عمل جراحی قرار گرفت. ده روزی در کما بود تا این که چند روز پیش با تلاش پزشکان زنده ماند. اما آسیب دیدگی اش آن قدر زیاد بود که باعث شد پنج
تعقیب و گریز پلیس با زوج سارقی که فقط به بهانه سرقت ازدواج کردند
/> مرد پنجاه وچهار ساله و زنی چهل وپنج ساله سرنشینان خودرو بودند. آنها زمانی که متوجه خودروی مأموران شدند از محل فرار کردند. تعقیب و گریز آغاز شد. راننده پراید سفید با حرکات زیگزاگی و سرعت بالا سعی داشت از دست مأموران فرار کند. بلوارولیعصر(عج) شهرک آزادی را به صورت یک طرف طی می کرد و با سرعت هر چه تمام تر مسیر بلوار را می رفت. تعقیب و گریز ادامه داشت تا اینکه نزدیکی خروجی بلوار شیشه مینا
با هوشمندتر شدن ماشین ها، چطور می توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم؟
ماهنامه عصر تراکنش شماره 36 / دوچرخه سواری در شهر پرشیب و شلوغی مثل سان فرانسیسکو، تمرینی شناختی و همچنین جسمی است. برای جان سالم به در بردن از ترافیک، نه تنها ماهیچه هایم؛ بلکه نظریه ذهنم، یعنی توانایی تصور افکار و نیات دیگران را هم منعطف کردم؛ آن پسری که اسکوتر مارک برد سوار شده، راهش را کج می کند تا توی گودال نیفتد؟ آیا راننده های شرکت پست پایشان را روی گاز می گذارند تا پشت چراغ قرمز نمانند
20 ضربه قمه برای تنبیه خواهری که طلاق گرفت! +عکس
پیدا کردند و به آنجا آمدند و او را با قمه زدند. دو روز بعد درحالی که پزشکان امیدی به زنده ماندن روژین نداشتند او به هوش آمد و به طور معجره آسایی بعد از چند عمل جراحی زنده ماند. روژین به مأموران گفت: وقتی نوجوان بودم به عقد مردی درآمدم که دوستش نداشتم. او من را اذیت می کرد، من دو فرزند دارم، اما تصمیم گرفتم از او جدا شوم. خانواده ام طلاق را بد می دانستند، ولی من تصمیم خودم را گرفته بودم
طمع و طعمه// اطلاع رسانی یزد
پیرزن و پیر مردی زندگی می کردند که خداوند به آنها فرزندی نداده بود یک روز که به دیدن مادر و پدرم به روستا رفته بودم آن پیر زن را در کوچه دیدم چشمم به النگوهایش افتاد زرق و برق این النگوها چشمانم را خیره کرد فکر سرقت این النگوها خواب شبانه را از من گرفته بود تا این که تصمیم گرفتم نقشه شومم را عملی کنم. یک روز به روستا رفتم هنگامی که همسر آن پیر زن از منزل خارج شد از پسرم خواستم از دیوار منزل
ترجمان عشق و آزادگی در روزهای اسارت
حالتی که با دست و پای بسته روی زمین افتاده بودم، سه آمپول از روی لباس غواصی به من زدند، بعد ها در اردوگاه دو سه نفر از هم رزمان خود را شناختم. قرار گذاشتیم که هیچ گونه اطلاعاتی به آن ها ندهیم چرا که اگر می فهمیدند ما سپاهی هستیم، پوست ما را می کندند. فرمانده سپاه سوم عراق در بصره ژنرال ماهر عبدالرشید بود. چند روز بعد اسارت از صدا و سیمای عراق به اردوگاه آمدند و با تک تکمان مصاحبه کردند. از ما
5 داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی
انجام دادم انجام می دهم ! و دوست ندارم آن کاری رو که در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم! بعضی از افراد خودشون جمع و جور کردن . آن مرد ، بر طبق حرفش ، آب جو دیگری نوشید، بیرون رفت ، و اسبش به سرجایش برگشته بود . اسبش رو زین کرد و به سمت خارج از شهر رفت . کافه چی به آرامی از کافه بیرون آمد و پرسید : هی رفیق قبل از اینکه بری بگو ، در تگزاس چه اتفاقی افتاد ؟ گاوچران برگشت و گفت : مجبور شدم پیاده برم خونه
آرزوی بزرگ سمیه؛ هر روستا یک کتابخانه
ذشت؟ در پلان. روستای ما در یکی دو کیلومتری پلان است. باید هر روز مسیر خانه تا مدرسه را می رفتم و برمی گشتم. در مسیر باید از روی رودخانه ای عبور می کردیم که برای آن پلی از تنه درخت ها درست کرده بودند. من آن قدر به مدرسه و درس و کتاب علاقه مند بودم که هر روز یکی دو ساعت پیش از شروع مدرسه خودم را به مدرسه می رساندم و جلو در مدرسه منتظر می ماندم تا در باز شود. در مسیر رفتن به مدرسه گاهی
بازگشت سارق کابل برق از پرتگاه مرگ
کارمند یک شرکت تبلیغاتی که به خاطر کرونا کارش را از دست داده بود تبدیل به سارق کابل های برق شد و در نخستین سرقت تا پرتگاه مرگ پیش رفت. به گزارش همشهری، چند روز پیش، برق یکی از خیابان های غرب تهران قطع شد و ساکنان آنجا چندین بار با اداره برق تماس گرفتند تا علت را جویا شوند. کارکنان اداره برق برای اینکه موضوع را بررسی و دلیل قطع شدن ناگهانی برق را کشف کنند راهی منطقه مورد نظر شدند. آنها به محض
بفرمایید آبمیوه مسموم
نگذشته بود که دچار سردرد و سرگیجه شدم و دیگر متوجه هیچ چیز نشدم. آنطور که بعد فهمیدم چند ساعت بیهوش در آنجا افتاده بودم و وقتی که به هوش آمدم متوجه شدم همان مرد، گوشی تلفن همراه و همه پول هایی را که همراهم بود سرقت و خودش هم فرار کرده است. این مرد در ادامه گفت: هر طور که بود به سفر رفتم اما وقتی به تهران برگشتم تصمیم گرفتم هرطور که شده سارق را پیدا کنم. وقتی کمی در محوطه ترمینال گشت زدم او را
از تمدید محدودیت های کرونایی تا دستگیری سارقان در تهران
قانونی تحویل مراجع قضایی شد. رئیس پلیس امنیت اقتصادی تهران از کشف 20 هزار انواع نوشیدنی قاچاق به ارزش بیش از 10 میلیارد ریال در صالح آباد شرقی خبرداد؛ در این رابطه یک متهم دستگیر شد و برای سیر مراحل قانونی در اختیار مرجع قضایی قرار گرفت. رئیس کلانتری 208 پایانه مسافربری ترمینال جنوب از دستگیری مرد میانسالی خبرداد که با پیشنهاد صرف مواد خوراکی به مسافران، آنان را بی هوش و اموال
بی هوش کردن مسافران ترمینال جنوب به قصد سرقت اموال باارزش
حادثه24- رئیس کلانتری 208 پایانه مسافربری ترمینال جنوب از دستگیری مرد میانسالی خبر داد که با پیشنهاد صرف مواد خوراکی به مسافران، آنان را بی هوش و اموال باارزش شان را سرقت می کرد. سرهنگ مراد مرازاده اظهار داشت: بیست و یکم مرداد جوانی حدودا 25 ساله با مراجعه به واحد گشت کلانتری 208 پایانه مسافربری ترمینال جنوب به مأموران اعلام کرد که چند روز پیش توسط مردی حدودا 50 ساله مورد سرقت پول و
سرقت کابل برق باعث قطع شدن 5 انگشت مردجوان شد
برود.پنج انگشت دست راست او هم در جریان اتصال به کابل و برق گرفتگی در بیمارستان قطع شد. سارق بعد از یک هفته از کما بیرون آمد و بعد از به هوش آمدن به شرکت در سرقت کابل اعتراف کرد و به بازپرس پرونده گفت: مدتی بود به خاطر شیوع کرونا بی کار شده بودم و یک روز در ماشین یک راننده مسافر کش،سر درددلم با راننده باز شد و گفتم که بیکار شده ام. او هم گفت کاری نان و آب دار برایم سراغ دارد و
مکانیک حرفه ای تهران دزد کامپیوتر 500 خودرو
این مرد 30 ساله که به اتهام سرقت 500 دستگاه کامپیوتر خودرو دستگیر شده است انگیزه خود را از این سرقت ها جمع کردن پول برای خرید خانه عنوان کرد. وی دراین باره گفت: قبلاً 4 بار به اتهام سرقت دستگیر شده بودم. من از کودکی در مکانیکی کار می کردم و با همه قطعات خودرو آشنایی کامل داشتم وقتی بزرگتر شدم برای خودم مغازه ای اجاره و کار مکانیکی می کردم تا اینکه مدتی قبل ازدواج کردم بعد هم که کرونا آمد و کار و
محاکمه عجیب یک دزد در تهران / او هنگام سرقت همدستش را با گلوله کشت + عکس
شامگاه ششم آبان ماه سال 97 پسر جوانی جسد پیکر نیمه جان مرد 28 ساله ای به نام وحید را به بیمارستان امام خمینی منتقل کرد و به سرعت گریخت. وحید که گلوله خورده بود تحت عمل جراحی قرار گرفت اما به خاطر شدت خونریزی جان سپرد. پلیس به تحقیق پرداخت و خانواده وحید را شناسایی کرد .تلاش برای افشای راز جنایت مرموز آغاز شده بود پدر وحید در بازجویی ها گفت: پسرم با دوستش ولی بیرون رفته بود و من شک
دستگیری عاملان سرقت های مسلحانه در جنوب شرق کشور / رمز گشایی از پرونده قتل مرد سراوانی
مبنی بر تردد مجدد آن ها در سطح شهر زاهدان به دست آمد. این مقام انتظامی گفت: در نهایت کارآگاهان پلیس آگاهی با اقدامات فنی صورت گرفته، محل اختفای آدم ربایان را شناسایی و روز گذشته در چند عملیات منسجم، هماهنگ و ضربتی هر 4 عامل این آدم ربایی را پس از 2 سال فرار دستگیر کردند. سرهنگ ملاشاهی با اشاره به کشف یک قبضه کلت کمری و تعدادی مهمات جنگی در این عملیات خاطر نشان کرد: هر 4 متهم
راز قتل زن صاحبخانه در اعترافات مستأجر
را برمی داشت. به همین دلیل جسد را داخل پلاستیک و چادر پیچیدم و به داخل ماشینم بردم. حرکت کردم به سمت رودبار قصران و جسد را در نزدیکی کارخانه ای متروکه رها کردم. کسی خبر داشت که دست به جنایت زده ای؟ نه. هیچ کس. اصلا فکر نمی کردم که لو بروم. چون نه هنگام درگیری و نه زمان انتقال جسد، کسی مرا ندیده بود. در این چند روز هم به کسی حرفی نزدم حتی همسرم. اما به شدت عذاب وجدان داشتم تا اینکه بالاخره همه چیز لو رفت.
کشف بیش از یک تن مواد مخدر در استهبان/ کشف 30 فقره جرائم سایبری در کازرون
راننده بدون توجه به دستور مأموران اقدام به فرار کرد، افزود: پس از طی مسافتی تعقیب و گریز، خودرو مورد نظر توقیف و یک سوداگر مرگ دستگیر شد. او با اشاره به اینکه در بازرسی از این خودرو، یک تن و 109 کیلو مواد مخدر شامل: 667 کیلو حشیش و 442 کیلو تریاک کشف شد، تصریح کرد: متهم برای سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضائی شد. فرمانده انتظامی استان فارس بیان کرد: همواره برخورد با سوداگران مرگ و
قتل برادر به دلیل اعتیاد به مواد مخدر
خیالش راحت می شود و مقدار کمی پول را که به ما می دهد، قطع و خرج مواد می کند. این زن ادامه داد: روز حادثه من با فرهاد تماس گرفتم و گفتم برای بچه کمی خرید لازم است. فرهاد به دنبال من آمد و با ماشین او به خرید رفتیم. دخترم هم با من بود. برای دخترم، خودم و خانه خرید کردیم و بعد به منزل برگشتیم. وقتی رسیدیم، دیدم شوهرم و دوستش در خانه مواد می کشند. شوهرم چند روزی بود که پایش شکسته و در خانه
زنده شدن کودک مرده در دیشموک
به گزارش خبرنگار ایمنا ، رئیس پلیس پیشگیری پایتخت گفت: مأموران کلانتری 175 باقرشهر در حال گشت زنی در بلوار امام خمینی بودند که یک دستگاه خودروی پژو 405 نظر آن ها را جلب می کند، دو نفر از سرنشینان خودرو در حالی که اسلحه و تبر داشتند از ماشین پیاده و به سمت طلا فروشی رفتند. کیوان ظهیری تصریح کرد: مرد مسلح مقابل مغازه و دیگری تبر به دست وارد مغازه طلا فروشی می شود، صاحب مغازه با دیدن آن
کرکس کوچه های بن بست در قفس پلیس
ای از کارآگاهان اداره جنایی با نظارت و هدایت مستقیم سرهنگ جواد شفیع زاده (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) برای شناسایی و دستگیری متهم مورد ادعای شاکی وارد عمل شدند و تحقیقات گسترده ای را آغاز کردند. گزارش ها حاکی است، نوجوان 13 ساله درباره چگونگی اغفال خود توسط جوان دوچرخه سوار گفت: در حال رفتن به خانه بودم که مردی از دوچرخه اش پیاده شد و در حالی که ادعا داشت سواد ندارد و به دنبال نشانی یک
28 مرداد، فاجعه ده بزرگ باشت و تسلیت امام (ره)
تای آن را روی هم می گذاشتی به سقف نمی رسید. این تکه های آهن بر اثر شدت انفجار چند تن مواد منفجره تبدیل به ترکش هایی شده بودند که دست و پا و سر را قطع می کردند. صدای انفجار آنقدر مهیب بود که می گویند تا صد کیلومتری شنیده شده است،خورشید غروب کرده بود و اتفاقی افتاده بود که همه را بهت زده می کرد وهرکس به دنبال عزیز و جگرگوشه اش می گشت.یکی می پرسید:پدر من را ندیدی؟دیگری می گفت:مادر من را
مرهم به پای ایران
؟ جواب داد: آن روز که بعد از سیل، کمک های مردمی زیادی شده بود و من به همراه آقا رسول و اصغر مجبور بودیم بار چند تریلی را سه تایی خالی کنیم در کامیون های کوچک تر. از نفس افتاده بودیم اما از پا ننشستیم. یاد دارم بعد از آن بر اثر فشاری که به بدن هایمان آمده بود تا چند روز بدن درد داشته و بی حال بودیم، آقا رسول به خاطر کمر درد یک هفته تمام نتوانست از خانه بیرون بیاید. *** برای