سایر منابع:
سایر خبرها
بار بگشایید، اینجا کربلاست
بنابرقول بسیاری از مورخان و روایات، روز دوم محرم، سالروز ورود کاروان أباعبدالله الحسین(ع) به سرزمین کربلا است. وقتی کاروان امام حسین(ع) به کربلا رسید، آن حضرت فرمودند: اینجا فرود آیید. به خدا قسم، اینجا جایگاه کاروان ما و محل ریخته شدن خون ماست. به خدا قسم، همین جا، جای قبرهای ماست. به خدا سوگند، اینجا همان جایی است که اهل حرم ما به اسارت گرفته می شوند. جدم این خبر را به من داد.
وقایع روز سوم محرم/ ورود عمرسعد با چهارهزار نفر به کربلا با طمع حکومت ری
السلام داشتند. البته در برخی از منابع نوشته شده که امام زین العابدین علیه السلام فرمودند: در هیچ منزلی فرود نیامدیم مگر اینکه پدرم شهادت حضرت یحیی علیه السلام را یادآور شدند. نامه ابن زیاد به امام حسین علیه السلام در این روز همچنین عبیدالله بن زیاد نامه ای را برای حضرت سیدالشهدا علیه السلام فرستاد. او در این نامه نوشته بود: ای حسین! خبر ورود تو و همراهانت به سرزمین کربلا را دریافت
ورود امام حسین(ع) به سرزمین کربلا
در ماه ذی حجه سال 60 قمری به قصد کوفه، از مکه خارج گردید. قافله امام حسین علیه السلام پس از رسیدن به سرزمین عراق، در منزلگاه ((شراف)) با سپاه یکهزار نفری حر بن یزید ریاحی که از سوی عبیدالله بن زیاد برای تعقیب و یا نبرد امام حسین علیه السلام ماءموریت یافته بود، مواجه گردید و از آن پس، مسیر تاریخ به سوی دیگر کشیده شد. حر بن یزید که در پی نامه های روزانه عبیدالله، امام حسین علیه السلام را
ورود کاروان به کربلا
امام حسین علیه السلام پس از رسیدن به سرزمین عراق ، در منزلگاه ((شراف )) با سپاه یکهزار نفری حر بن یزید ریاحی که از سوی عبیدالله بن زیاد برای تعقیب و یا نبرد امام حسین علیه السلام ماءموریت یافته بود، مواجه گردید و از آن پس ، مسیر تاریخ به سوی دیگر کشیده شد. حر بن یزید که در پی نامه های روزانه عبیدالله ، امام حسین علیه السلام را کنترل کرده و در مراقبت کامل خویش داشت ، بنا به فرمان عبیدالله
سوم محرم چه گذشت؟
داد تا به جنگ با امام برود. عمر بن سعد که وعده حکومت بر ری را از عبیدالله گرفته بود از جنگ با امام حسین(ع) می ترسد و فرمان عبیدالله را قبول نمی کند، اما عبیدالله شرط حکومت بر ری را جنگ با امام حسین(ع) می خواند و عمر بن سعد در شرایطی که اطرافیانش او را از این کار منع می کردند قبول کرد که به جنگ امام برود. ورود عمر بن سعد در روز سوم محرم با 4 هزار سپاه از اهل کوفه به کربلا
بر کاروان عشق چه گذشت؟
، عمربن سعد را فرمان داد تا به جنگ با امام برود. عمر بن سعد که وعده حکومت بر ری را از عبیدالله گرفته بود از جنگ با امام حسین(ع) می ترسد و فرمان عبیدالله را قبول نمی کند، اما عبیدالله شرط حکومت بر ری را جنگ با امام حسین(ع) می خواند و عمر بن سعد در شرایطی که اطرافیانش او را از این کار منع می کردند قبول کرد که به جنگ با امام حسین(ع) برود. ورود عمر بن سعد در روز سوم محرم با 4 هزار
روایت مقتل های معتبر از شهادت حر ریاحی در ظهر عاشورا
قبور ماست، به خدا که این جا جای به اسارت رفتن حرم ماست و این خبر را جدّم به من داده است . همگان فرود آمدند، و حرّ با لشکرش نیز در کناری فرود آمدند... هنگامه نبرد در روز عاشورا در روز عاشورا ساعتی چند حمله همگانی صورت گرفت که جمعی از اصحاب امام شهید شدند. این گاه بود که امام حسین علیه السّلام دست مبارک را بر محاسن شریفش نهاده فرمود:- غضب خدا بر یهودیان آنگاه شدت گرفت
با کاروان حسینی تا اربعین| ورود "قافله سالار" به سرزمین کرب وبلا
انداز بود، که اسب قافله سالار از حرکت باز ایستاد. دست بر زمین کوبید. گفت: یا بن رسول الله، نامۀ امیر عبیدالله هم اکنون به دستم رسید، فرمان داده تو را از حرکت باز دارم تا تعیین تکلیف کند. در سکوت قافله سالار، بُریر بن خُضیر نزدیک شد. گفت: امر امیرت را به تأخیر بینداز تا از این بیابان خارج شویم. حُر ریاحی گفت: اجازه ندارم. قافله سالار
روایت مقتل های معتبر درباره محرم و شهادت امام حسین (ع)
حسین(ع) پذیرفته نشد، به سپاه امام پیوست) فرستاده عبیدالله را نگاه کرد و به او گفت: آیا تو مالک بن نُسیر(مالک بن نُسَیر(بشیر) بَدِّی کِندی، از سپاهیان عمر بن سعد در واقعه کربلا بود. او در روز عاشورا شمشیری بر سر امام حسین(ع) زد و مورد نفرین آن حضرت قرار گرفت. او پس از واقعه کربلا به فقر و کم عقلی دچار گشت و سرانجام در قیام مختار کشته شد) هستی؟ گفت: بله وی یکی از افراد قبیله کنده بود. یزید بن زیاد
روضه خوانی عاشورایی از دیرباز تا به امروز در تبریز
تا آرام بگیرد. پیوستن حرّ به حسین (ع) و شهادت او: امام حسین (ع) فریاد زد: آیا فریاد رسی نیست که برای خوشنودی خدا به فریاد ما برسد؟ آیا دفاع کننده ای نیست که از حریم حرم رسول خدا (ص) دفاع نماید؟ حرّ بن یزید ریاحی صدای امام را شنید و نزد عمر بن سعد آمد و به او گفت: آیا تا تو با این مرد جنگ می کنی؟ ابن سعد گفت: سوگند به خدا آری جنگی که آسان ترین مرحله اش
روز دوم محرم، روایت کربلا
خون ما و محل قبرهای ما است. سوگند به خدا در همین جا اهل بیت من به اسیری برده شوند. جدّم رسول خدا (ص) به من چنین خبر داده است. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی در این مکان شریف اتفاقات مختلفی رخ داد. در یکی از این وقایع ابن زیاد ملعون به امام حسین (ع) نامه نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسید. من از جانب یزید بن معاویه مأمورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا به حکم من و
زندگینامه جالب قاری سرشناسی که در کربلا فدای قرآن ناطق شد
) مجبور شد در کربلا فرود آید، بریر گفت: ای پسر رسول خدا، خداوند بر ما منّت نهاده است که بتوانیم پیش روی تو جنگ کنیم و کشته شویم و چه سعادتی است که جدّ تو در قیامت شفیع ما خواهد بود. روایت شده که پس از ورود کاروان امام حسین (ع) و یارانش به کربلا در دومین روز از ماه محرم الحرام سال شصت هجری، آن حضرت (ع) خطبه ای ایراد فرمودند. پس از ایراد این خطبه، یاران امام (ع) به پا خاستند و هر یک از
سخنان جالب امام حسین(ع) هنگام ورود به کربلا+اسناد دقیق
به گزارش خبرگزاری برنا؛ امام حسین(علیه السلام) در دوم محرّم سال 61 هجری به اتّفاق یاران خویش به سرزمین کربلا وارد شد، ابتدا به یارانش رو کرد و فرمود: اَلنّاسُ عَبیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعِقٌ عَلی أَلْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ ما دَرَّتْ مَعایِشُهُمْ، فَإِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانُونَ ؛ (مردم، بندگان دنیا هستند و دین همانند چیزی است که بر زبانشان باشد، تا آنگاه که زندگی شان [به وسیله آن] پر رونق است آن را نگه می دارند، ولی هنگامی که با مشکلات آزمود
اِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنْیا نظری منفرد: بسیاری از انسان های به ظاهر دیندار نگاه ابزاری به دین دارند/ ...
/> ما بایستی از این سخن امام حسین(ع)درس بگیریم، هر دو نمونه را ما در تاریخ کربلا داریم. یکی از کسانی که دین برای او یک ابزار بود نه یک اصل، عمر بن سعد بن ابی وقّاص است، او فرماندهی سپاه عبیدالله بن زیاد را عهده دار بود و با 30 هزار سپاه به کربلا آمد. در دهه محرم شب هشتم یا شب نهم محرم، امام حسین(ع) یک نشستی با ایشان داشتند تا حجت بر او تمام و او را راهنمایی کنند. امام پدر امت است، امت دلسوز
مقتل خوانی| واکنش امام حسین (ع) به شنیدن نام کربلا + فیلم
/> پس از آن که حر نامه ابن زیاد را مبنی بر سخت گرفتن بر امام و سکنی دادن ایشان در زمینی خشک و بی آب و علف دریافت کرد، بر امام سخت گرفتند. زهیر گفت: تا عده ای قلیلند با ایشان بجنگیم، اما امام فرمود: ما هرگز جنگ را آغاز نمی کنیم تا اینکه مرکب امام در نقطه ای مشخص از حرکت باز ایستاد. حضرت نام آن محل را پرسید. جناب زهیر اسامی مختلف آنجا را اعم از طف، قاضریه و نینوا ذکر کرد، اما حضرت هر بار
وقایع روز دوم محرم/ رسیدن فرمان ابن زیاد مبنی بر متوقف کردن امام حسین(ع) در سرزمینی بی آب و بی پناهگاه
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، ورود امام حسین علیه السلام و یاران و همراهان آن حضرت به سرزمین کربلا در دومین روز از محرم سال 61 هجری اتفاق افتاد و تا عاشورا در همین سرزمین بودند. کربلا در 60 مایلی شهر بغداد، غرب فرات و پنج فرسنگی نینوا قرار گرفته است که آن زمان بیابانی بود خشک، بی آب، خالی از سکنه و با پستی بلندی های زیاد و تعداد زیادی گودال. رسیدن فرمان عبیدالله بن زیاد
52 سال پس از مباهله مشهور پیامبر؛ ماجرای مباهله بُریرِ یمنی با یزید
جنگ با حسین(ع) حاضر شود، دوزخی است اما با ملک ری چه کنم؟ آیا آن را واگذارم تا دیگری صاحب آن شود؟ بریر از نزد عمر سعد بیرون آمد و گزارش ماوقع را به اطلاع امام(ع) رساند. امام(ع) به بریر گفت او به ملک ری نمی رسد و در بسترش، کشته خواهد شد. در روز عاشورا وقتی بریر وارد میدان شد با فردی به نام یزید بن معقل بن عمیر بن ربیعه مواجه شد؛ نام پدر یزید را مغفل نیز ذکر کرده اند. یزید از طرفداران امویان بود که در
روز سوم محرم چگونه گذشت؟
] روز سوم؛ ورود عمر بن سعد به کربلا عمر بن سعد [10] روز سوم محرم، با لشکر عظیمی به کربلا آمد و در برابر لشکر محدود امام علیه السلام ایستاد. [11] فرستاده عمر بن سعد نزد امام علیه السلام آمد. سلام کرد و نامه ابن سعد را به امام تقدیم نمود و عرض کرد: مولای من! چرا به دیار ما آمده ای؟ [12] امام علیه السلام در پاسخ فرمود: کَتَبَ إِلَیَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا
لااقل آزادمرد باشید!
قتلگاه مردان ما و محل ریختن خون های ماست؛ جدم رسول خدا (ص) این گونه به من خبر داده است. امام حسین (ع) روز دوم محرم سال 61 هجری به سرزمین کربلا وارد شد. به همین خاطر، روز دوم محرم، روز ورود به کربلا نام گذاری شده است. روز دوم، نماد پایداری است. اباعبدالله الحسین (ع) از همان آغاز حرکت با حوادث گوناگونی روبه رو شد؛ از بی وفایی کوفیان گرفته تا تعقیب شدن از سوی سپاهیان دشمن. با این حال از
ریان بن شبیب کیست؟
امروز را روزه گرفته ای؟ عرض کردم نه یا ابن رسول الله! فرمودند: امروز روزی است که زکریا پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا فرزندی پاک به من مرحمت بفرما، همانا تو دعای بندگان را می شنوی. حق تعالی دعای او را مستجاب فرمود و در حالی که حضرت زکریا در محراب بود، به ملائکه فرمود. او را ندا کردند. گفتند خدا بشارت می دهد تو را به یحیی، پس هر که امروز را روزه بدارد و سپس دعا کند، دعای او مستجاب می شود، چنان
مسلم بن عقیل(ع)؛ حامل پیام
به گزارش ایسنا، یزید در ابتدای کار و بدون توجه به توصیه های پدر! که رسما روحیات هریک از مخالفان را برای فرزندش توصیف کرده بود! طی نامه ای از ولید بن عتبه فرماندار مدینه خواست که با چند تن از بزرگان مدینه که بیعت با یزید در زمان معاویه را نپذیرفته بودند، از جمله حسین بن علی (ع) نوه پیامبر (ص) بیعت بگیرد و اگر تن نداد اورا اجبار به بیعت کند. نامه 26رجب سال 60 بدست ولید به عتبه والی مدینه رسید تا پس از ملاحظه دستور،
متن زیارت عاشورا + ترجمه و صوت
زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلی یَوْمِ الْقِیمَهِ خدایا لعنت کن یزید را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبیداللّه پسر زیاد و پسر مرجانه را و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفیان و دودمان زیاد و دودمان مروان را تا روز قیامت پس به سجده می روی ومی گویی : اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ لَکَ عَلی مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلی عَظیمِ رَزِیَّتی خدایا مخصوص
گزیده احادیث درباره حضرت قاسم بن حسن در منابع تشیع
نُفَیل اَزْدی به من گفت : به خدا سوگند، بر او حمله می برم. به او گفتم : سبحان اللّه! و از آن، چه می خواهی؟! کُشتن همین کسانی که گرداگردِ آنها را گرفته اند، برای تو بس است. گفت :به خدا سوگند به او حمله خواهم بُرد! آن گاه، بر او حمله بُرد، و باز نگشت تا با شمشیر بر سرش زد. آن جوان، به صورت، بر زمین افتاد و فریاد برآورد : عموجان !... غبار [ نبرد ] که فرو
ماجرای بستن راه بر امام حسین علیه السلام توسط حر بن یزید ریاحی
از طرفی و حر بن یزید هم از طرف دیگر حرکت می کردند او به امام حسین علیه السلام از راه نصیحت عرضه داشت ای حسین از این تصمیم برگرد و آهنگ کارزار مکن زیرا یقین می- دانم هر گاه با پسر زیاد بجنگی کشته خواهی شد. فرمود ای حر مرا از کشته شدن میترسانی و خیال می- کنید هر گاه مرا بکشید روزگار به آسایش بسر خواهید برد و من امروز همان سخنی را می گویم که آن مرد اوسی- که می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمش
گزیده احادیث درباره حضرت عبدالله بن حسن در منابع تشیع
(علیه السّلام) فرود آورد، عبد اللَّه (رضوان الله علیه) دست بالا برد تا سپر جان عمو کند، شمشیر دست عبد اللَّه (رضوان الله علیه) را تا پوست برید و دست آویزان شد، نوجوان فریاد وا عمّاه کشید. حضرت امام حسین(علیه السّلام) برادرزاده را گرفته و به آغوشش کشیده فرمود: برادر زاده ام، بر آنچه بر تو گذشت صابر باش و خیرش بدان، زیرا خدا تو را به آبای صالحت ملحق فرماید . حرملة بن کاهل تیری به سوی عبد
موشن/سوم محرم؛ ورود عمرسعد با 4000 سپاهی به کربلا
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ به نقل از دیارآفتاب ؛ عمر بن سعد یک روز پس از ورود امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا یعنی روز سوّم محرم با چهار هزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد. انتهای پیام/
الگوی توبه شب چهارم محرم
هستم که تو را در بازگشت به وطن خود باز داشتم. الگوی توبه شب چهارم محرم الگوی توبه شب چهارم محرم به خدا قسم اگر می دانستم کار به اینجا می کشد، هرگز چنین کرداری از من سر نمی زد. حال از کرده ی خویش نادم و پشیمانم و به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه ی من پذیرفته است؟” آنگاه فرزند فاطمه مژده ی قبولی توبه اش را به او داد و خواست تا از اسب فرود آید؛
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ
گردان نخستین ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولی را و سپس دومی و سومی و چهارمی را اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبی سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلی یَوْمِ الْقِیمَةِ خدایا لعنت کن یزید را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبیداللّه پسر زیاد و پسر مرجانه را و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفیان و دودمان زیاد و دودمان مروان را تا روز قیامت