رفیق حاج همت باید هم شهید می شد/ بغض 37 ساله خواهر کهنه نمی شود
سایر منابع:
سایر خبرها
غسل شهادت و زیارت امام رضا(ع) قبل از اعزام به جبهه کار همیشگی فرزند شهیدم بود / احمد ثمره قرآن و نان ...
ای کوچکی بودم که به همراه مادرم با ماشینهای باری به مشهد رفتیم. گریه زاری مادر برای نداری درآن زمان دکتر شکسته بند در ایران نبود، برای همین پدرم 40 شبانه روز در بیمارستان در نوبت برای گچ گرفتن ماند، هر چند هزینه بیمارستان 15 هزار تومان می شود، ولی با گریه و زاری مادرم، دکترها گفتند با همین 7 هزار تومان همسرت را عمل می کنیم، بعد از 40 روز خانم دکتر از آمریکا آمد و بدن پدرم را گچ گرفت
مردانی بی ادعا از جنس مقاومت/ شهدایی که در غربت تشییع شدند
شدند، گفت: این گروه اولین گروه از مردم افغانستان بود که در جنگ سوریه حضور یافته بودند. وی بیان کرد: بعد از شهادت عظیم واعظی در 30 مردادماه در منطقه فروسیه دمشق، در همان روز شهید مرادی با فاصله حدود دو ساعت به شهادت رسید. شهید کلانی و حسینی نیز در همین روز مجروح شده و بعد از دو سه روز به شهادت رسیدند. واقعیت های لشکر فاطمیون رو برای همه مردم بیان کنیم بختیاری، شهید
قتل خواهر به دلیل تصمیم برای طلاق!
داشت، اما از وقتی دخترم با کیوان دوست شده بود، همه چیز به هم ریخته بود. من و دخترم درگیر شدیم و من از روی عصبانیت گلویش را فشار دادم و او را به قتل رساندم. پدر ژاله بازداشت شد، اما پلیس فهمید او دروغ گفته است، چون همسایه ها به مأموران گفتند کسی که مقابل در خانه ژاله آمده بود، برادر مقتول به نام سینا بود و پدرش چند ساعت بعد از درگیری وارد خانه شد. برادر ژاله مورد پرسش قرار گرفت، اما اتهام قتل
روایت مقتل های معتبر از شهادت حضرت علی اکبر در ظهر عاشورا
اکبر علیه السلام که مادرش لیلا، دختر ابی مُرّة بن عُروة بن مسعود ثقفی بود قدم به میدان نهاد. او از زیباروی ترینِ مردمان و آن هنگام هجده نوزده ساله بود. او به دشمن حمله بُرد و چنین خواند: من علی پسر حسین بن علی ام به خانه خدا سوگند که ما به پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک تریم. و به خدا سوگند که پسر بی نَسَب (ابن زیاد) نمی تواند بر ما حکم براند. با شمشیر می زنم و از پدرم حمایت می کنم؛ شمشیر زدنِ جوان
معرفی سه شهید کارمند بنیاد از شهرستان خمینی شهر
زخمی شدن در عملیاتی دیگر، حدود دو ماه در بیمارستان و چند ماه در خانه بستری بود. در همین زمان، از پدر و مادر خود تقاضا کرد برای او همسری انتخاب کنند. ظرف مدت یک هفته دختر یکی از اقوام را به ازدواج نورالله درآوردند. مراسم عروسی هم دو سه ماه بعد برگزار شد؛ گرچه نورالله اندکی بعد راهی جبهه شد! در شهریور سال 1362 در قسمت فرهنگی بنیاد شهید انقلاب اسلامی مشغول به کار شد. نورالله مسعودیان در ورزش
برای شهید عزاداری و گریه کردن معنی ندارد
ناله بشو و به نوجوانی علی اکبر سید الشهدا (ع) گریه کن. شهیدان راه خدا را مرده نپندارید زیرا همیشه زنده و شاهد و آگاه هستند و برای شهید هم عزاداری و گریه کردن معنی ندارد و می خواهم که در هنگام تشییع جنازه و دفن من همه شادی کنان باشید و شیرینی بدهید که این یک مشت محکمی است بر دهان آمریکا و دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی ایران و از شما مردم خصوصاً پدر و مادرم می خواهم که امام را فراموش نکنید
امروز وظیفه همه ما در قبال شهدا یک وظیفه دینی و شرعی است و همه ما باید برای حفظ و نشر ارزش های دینی به ...
شهید شدم، قسمتی از بدنم زیر خاک و قسمتی دیگر زیر آفتاب است، روی بدنم خاک بریزید . بعد از 8 سال که پیکر شهید پیدا شد، رنگ لباس قسمتی که زیر آفتاب بود از بین رفته و لباس قسمت دیگر زیرخاک پوسیده شده بود. مظاهر شهرانی تصریح کرد: خانواده ما آمادگی روحی کامل برای پذیرفتن شهادت فرزندانش را داشت زیرا که همه پسران مدام در جبهه حاضر می شدند و بعد از شهادت وهاب، مادرم به فرزندش افتخار کرد و صبر عجیبی بر
اگر سعادت جاوید و ابدی می خواهید باید سراغ اسلام بروید
دانم که زمان زمان معراج است و زمان زمان شهادت است. طوری که امام امت فرموده اند که حیف است انسان در روزگار شهادت با مرگی غیر از شهادت دنیا را ترک کند. خدایا از تو می خواهم که در لحظه مرگ مرا از تمام وابستگی ها جز وابستگی به خودت و از تمام عشق ها جز عشق به خودت آزاد سازی. اما وصیت و سفارشی به امت حزب الله دارم که ای عزیزان این تصور را بکنید که این انقلاب اسلامی و این جنگ به ما احتیاج ندارد
روایت مقتل های معتبر از شهادت حضرت علی اصغر در ظهر عاشورا
دختر طلحه می باشد که در روز عاشورا در کربلا به دنیا آمد. هنگامی که متولد شد امام حسین (علیه السّلام) آمدند و کودک را در آغوش گرفتند و لبانش برق می زد. عبد الله غنوی یا هانی حضرمی تیری به سوی طفل پرتاب نمودند و در حالی که در آغوش پدرش در درب خیمه بود او را به شهادت رساندند. ولی علی اصغر (علیه السّلام) در میدان جنگ به شهادت رسید. حرمله بن کاهل اسدی او را با پرتاب تیری ذبح نمود. و الله اعلم.
ماجرای عکسی که در یک مهمانی توجه حاج قاسم را جلب کرد + تصاویر
> من خیلی دوست داشتم حاج قاسم را ببینم. ما دوبار بعد از شهادت حبیب الله حاج قاسم را دیده بودیم. یکبار در پادگان امام علی(ع) تهران، سه ماه بعد از اینکه حبیب الله شهید شده بود و یکبار هم مصلای بابل. دفعه اول ما مشهد بودیم از آنجا با ما تماس گرفتند که دیداری با حضور حاج قاسم فراهم شده که از شما هم دعوت شده در این مراسم شرکت کنید. وقتی رفتیم بعد از سخنرانی حاج قاسم نزد خانواده شهدا آمد
ریحانه پارسا از زندگی شخصی و دردناکش پرده برداشت + عکس
در دانشگاه، تصمیم گرفتم کار تئاتر رابه صورت حرفه ای شروع کنم و تصور می کردم بعد از چند سال چنین اتفاقی برایم می افتد. پدر سکوی پرش من است . درخشش دو بازیگر جوان لیلای سریال پدر یک دختر امروزی است که به خاطر برخی اتفاقاتیکه در دانشگاه می افتد با پسری به نام حامد تهرانی آشنا می شود و کل سریال جریان رابطه این دو نفر است ؛ نقش حامد را سینا مهراد بازی می کند. ازدواج
متهم: خواهرم طلاق می خواست تا با مرد دیگری ازدواج کند
قرار گرفت. محاکمه بعد از اعلام رسمیت جلسه پسر جوان گفت: باور کنید با انگیزه قتل به خانه خواهرم نرفتم. فقط به خاطر غیرت و آبروی خانواده ام می خواستم زندگی او را حفظ کنم، اما ناخواسته این حادثه تلخ رقم خورد. زمان حادثه یک ماه بود که نامزد کرده بودم. در این مدت نامزدم مرا درک کرده و با من زندگی می کند، نگرانم اگر به زندان بیفتم او را هم از دست بدهم. در آن سال دانشجو بودم، اما
صد قدم تا منزل ابدی پسرم فاصله دارم
موقعی که خبر شهادت حاج قاسم سلیمانی را شنیدم از حسین پرسیدم مادر می شود خدای ناخواسته روی دریا از طرف دشمن همچون اتفاقی برای شما ها هم بیفتد؟ حسین جواب داد: بله مادر مانور است، موشک است؛ مانور هم مثل یک جنگ است و احتمال اینکه هر اتفاقی بیفتد، وجود دارد و ناگهان دختر کوچکم برگشت در پاسخ جواب حرف برادرش گفت آن وقت من خواهر شهید می شوم که حسین خندید و گفت: شهادت لیاقت می خواهد
ره توشه محرم (7)؛ بررسی پیامدهای منفی طلاق در فرزندان
به گزارش خبرگزاری حوزه ، معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، در فصلنامه علمی-تخصصی ره توشه ویژه محرم الحرام 1442، به ارائه مقالات در موضوعات گوناگون پرداخته که در شماره های گوناگون تقدیم حضور علاقه مندان می گردد. * بررسی پیامدهای منفی طلاق در فرزندان مقدمه بی شک خانواده، نخستین و مهم ترین بستر رشد همه جانبه انسان است که از د
پخش بیش از 70 فیلم در تعطیلات پایان هفته/ به وقت شام را از شبکه پنج ببینید
/> در این فیلم خواهیم دید: مراد بعد از سه سال از زندان آزاد می شود. مراسم عزاداری و سوگواری سالارشهیدان امام حسین (ع) برپاست. او سراغ خانواده و اقوام خود می رود، اما از طرف آن ها طرد شده و مورد بی مهری قرار می گیرد، اما در لحظه آخر، بزرگ خانواده (عمویش) یک موقعیت در اختیارش می گذارد که مراد با خودروی او کار کرده و دراین 10 روز خود را نشان دهد و مراد پس از به امانت گرفتن خودرو و شروع کار، با
عکس العمل حاج قاسم از ازدواج مجدد همسر شهید/سردار سلیمانی: ازدواجت جهاد بود
دارد. و با خوشحالی گفت: این ظرفیت بالای شما را می رساند که اجازه دادید عروستان ازدواج کند و حالا هم با آرامش و خوبی کنارشان هستید. از آنها خیلی تشکر کرد. * بعد از شهادت آقا محمود ازدواج شما هم حتی یک جهاد بود حاج قاسم گفت: بعد از شهادت آقا محمود ازدواج شما هم حتی یک جهاد بود. بعد رو کرد به همسرم گفت شما چند کار مهم انجام دادی. اول اینکه سنت پیامبر(ص) را انجام دادی دوم اینکه
دیگِ حلیم هشتاد ساله
تعدادشان کم نبوده و نیست، از دیار آبا و اجدادی شان جدا شدند، اما بعد از گذشت 50 و چند سال از این کوچ، مردمان شمال خراسان در مشهد هنوز سنت های شهر و روستایِ خودشان را فراموش نکرده اند؛ از آیین های نوروزی و عروسی ها و فوت اقوام گرفته تا سنت های عزاداری برای امام حسین (ع). رحیم ایزانلو، جزو نسل اول کسانی است که از شمالِ خراسان به مشهد آمده اند. اسفراینی بوده اند و پدرش روی زمین های اربابی کار می
سیمرغ جبهه های غرب که بود؟
سال آخر دبیرستان با دو نفر از همکلاسی هایش، دست به فعالیت های سیاسی _ مذهبی زد و بعد از گرفتن دیپلم آماده ورود به دانشگاه شد، ولی با توجه به هزینه های سنگین آن و محرومیت مالی، از رفتن به دانشگاه منصرف شد. شهید کشوری در سال 1351 وارد هوانیروز ارتش شد و دوره های تعلیمات خلبانی بالگرد کبرا و جت رنجر را با موفقیت به پایان رساند. شهید کشوری چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، جان برکف و
مادر شهیدان سید مهدی و سید محمد صارمی حصاری آسمانی شد
0) و مادرش پروین نام داشت و تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. این شهید بزرگوار از سوی بسیج در جبهه حضور یافت، هجدهم دی 1360 در مهاباد توسط ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید و مزار او در گلزار شهدای شهر الوند است. در بخشی از وصیت نامه شهید سید مهدی صارمی حصاری آمده است: پدر و مادرم! می دانم که برای آمدن من ثانیه شماری می کنید؛ ولی چه کنم که خداوند مرا به میهمانی دعوت کرده است ..
ره توشه محرم (6)؛ ویژگی های خانواده عاشورایی
] همسر شهید مطهری؛ درباره محبت استاد می گوید: به آسایش و راحتی من و بچه ها اهمیت می دادند و آنقدر صمیمی و نزدیک بودند که نمی توانستند رنج مرا تحمل کنند. همیشه همان مهر و محبت روزهای اول زندگی بین ما برقرار بود. یادم هست یک بار برای دیدن دخترم به اصفهان رفته بودم و بعد از چند روز با یکی از دوستان به تهران برگشتم. نزدیک سحر بود که به خانه رسیدیم. وقتی وارد شدیم، دیدم همه بچه ها
هر لحظه در محضر خدا هستیم
لوله کشی ساختمان بود که بیژن با ماشین سپاه آمد. پدرم گفت: برو از بازار چند تا لوله بگیر. او ماشین سپاه را گوشه ای پارک کرد و با ماشین پدرم پی گرفتن لوله ها رفت. وقتی برگشت، پدرم به او گفت: تو که ماشین داشتی، چرا با ماشین من رفتی؟! در جواب گفت: آن ماشین بیت المال بود. بیژن با شروع انقلاب، همچون دیگر برادران حزب الله نقش فعّالی در پخش اعلامیه، شعارنویسی و شرکت در تظاهرات داشت. وی
هم رزم حاج قاسم که تا فرودگاه بغداد پای او ماند
چند وقته این کامپیوتر این مشکل رو داره و من نتونستم برطرفش کنم ولی محمد باهوش و زرنگی اش این مشکل را حل کرد". بعد رو به محمد می کند و از او می پرسد در عوض این کار چه کادویی می خواهی محمد جان؟ و محمد با خجالت می گوید دوچرخه و یک دوچرخه از ایشان هدیه می گیرد. این آشنایی و علاقه از آن بود. روی حساب همین شناخت هم بود که بعد از شهادت پدرم شهید حاج ابومهدی محمد را نزد خودش آورد تا خودش بالای سر و در
از زلزله بم تا فتح خانطومان؛ آرام ننشست
که پاسخ دادم. حمید مثل مقتدایش امام علی در حین نماز، مانند حضرت علی اکبر با تیری در گلو و مانند ارباب بی کفنش، سه روز پیکرش بر زمین می ماند این خبر چگونه به شما رسید و مواجهه شما و خانواده با این خبر چگونه بود؟ فردای شهادت حمید در ایران شب یلدا بود. ما برای اینکه با بزرگترها دورهم باشیم می خواستیم به خانه مادربزرگم برویم. هرقدر آنجا منتظر شدیم پدرم نیامد. زنگ زد که سرم درد می
پزشکی که زیر دستگاه ونتیلاتور هم نگران بیمارانش بود
بندد و سفری می کند از 26 سال قبل تا امروز و در ادامه می گوید: امیرحسین، ورودی 73 بود و تحصیلاتش در رشته پزشکی را تا سطح رزیدنت جراحی عمومی ادامه داد. داشت برای گرفتن تخصص آماده می شد که کرونا مجال نداد... شرایط تحصیل و کار او در طول زمان هرچقدر تغییر داشت، یک موضوع برایش ثابت بود. هر سال در روز شهادت امام رضا (ع)، داوطلبانه به محلی که در جاده منتهی به مشهد در مسیر حرکت زائران پیاده امام رضا (ع) ایجاد
از غسل شهادت تا عروج چند قدم فاصله بود
سروصدایی می کردیم، با اشاره به ما می فهماند که کمی آرام باشیم. تیراندازی و عاق پدر پدرم که به خانه می آمد، حیدر آنقدر می ایستاد تا او لباس راحت بپوشد و بنشیند؛ بعد خودش می نشست. هیچ وقت از پدرم چیزی درخواست نکرد. پدرم از سال 1342 مقلد و پیرو امام بود. حیدر سال 1357 یعنی در زمان پیروزی انقلاب در کرمان خدمت می کرد. پدرم در نامه ای به حیدر نوشت اگر به دستور بالا دستی ها به سمت
جهاد رسانه ای خبرنگاران در رزمایش کمک مومنانه
معصومه درخشان طی گزارشی در پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه ،نوشت: بانوان خبرنگار تبریزی با تشکیل گروه جهادی رسانه دست در دست هم با روحیه جهادی خود شریک غم و لبخند نیازمندانی می شوند که امیدی جز خدا ندارند و با گره گشایی از مشکلاتشان دعای خیر خود را بدرقه راه جهادگران عرصه رسانه می کنند. دو سال پیش بود که بانوان خبرنگار تبریز بعد از مطرح شدن تشکیل گروه جهادی رسانه
معنای پیرغلام راستی است
محمد عطائی-میترا صدر | شهرآرانیوز؛ 85 سال عمر کمی نیست. پیرمرد داستان امروز ما عمری در خانه امام حسین (ع) را زده و با دل پاک سال ها غلامی اهل بیت (ع) را کرده است. 2 سال پیش بود که مصادف با همین ایام یعنی ابتدای محرم سراغ خانواده طلوعیان رفتم و آن ها بار ها اسم آقای طوسی را آوردند. هیئت عزاداران حسین مظلوم (ع) که قدیمی است و 60 سال قدمت دارد در این ایام همیشه فعال بوده و خوش سابقه است