چهره مریم مومن بعد از پاک کردن آرایشش جنجال ساز شد + عکس
سایر منابع:
سایر خبرها
شهید خرازی در آغوشم گرفت و گفت باید ماسک بزنی
و راهی جبهه شدم و به افتخار جانبازی نائل آمدم. مثل بسیاری از جانبازان چند ترکش از آن دوران به یادگار در بدنم مانده است. من 18 ساله بودم که تشکیل خانواده دادم. صاحب دو فرزند یک دختر و یک پسر شدم. دخترم راهی خانه بخت شده است، اما پسرم سه سال قبل و در اوج جوانی در جریان یک سانحه رانندگی جانش را از دست داد. تقریباً 13 ساله بودم که جنگ شروع شد و من هم راهی جبهه شدم. چطور در آن سن کم
شهسواری: 8 ماه طول کشید تا یک کلمه بنویسم/ دلیل انتخاب نام ایرانشهر برای رمان جنگی
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، نشست رونمایی از سه جلد نخست رمان ایرانشهر با حضور محمدحسن شهسواری، نویسنده این کتاب، علی اصغر عزتی پاک منتقد و نویسنده و مدیر مدرسه رمان انتشارات شهرستان ادب و محمدامین اکبری مدیر انتشارات شهرستان ادب در فرهنگسرای رسانه برگزار شد. در ابتدای این برنامه محمد حسن شهسواری با ابراز خوشحالی از چاپ سه جلد اول رمان ایران شهر گفت: روز اولی که جلد
کسانی که فکر می کنند کتاب های من به خاطر علی ضیا فروش می رود، سخت در اشتباه اند!
شاید به آن عصبیتی برمی گردد که زمانی من با شنیدن داستان های زنان داستان نویس اسیرش می شدم. مدتی این ذهنیت وجود داشت که زنان مدام از فضاهای آپارتمانی می نویسند و فقط شخصیت های داستان هایشان زنانی افسرده اند. خوشحالم که داستان های نویسنده های زن این روزها، این همه متفاوت است و دوست داشتم به خودم بگویم در هر سنی از هرچه دوست داشته باشم باید بنویسم؛ اگر بگذارند. در زمان زوال یک خانواده را
شهادتش به او الهام شد (حدیث دشت عشق)
دیدی اصلا حالا که این طور شد دیگر نمی گذارم بروی. وی همچنین گفته بود: مجید ولایی بود و چون حرف ولایت را قبول داشت و همیشه رهبر انقلاب را حضرت آقا خطاب می کرد برای دفاع از حرم عازم شد.خودش هم خیلی علاقه داشت، همیشه می گفت کاش من زمان جنگ بچه نبودم. کاش من هم جبهه می رفتم. مجید ما را خیلی دوست داشت اما به گفته یکی از همرزمانش شب حمله تلفن را گذاشته بودند وسط تا هرکس با خانواده اش تماس بگیرد ولی مجید زنگ نمی زد می گفت اگر صدای همسر و فرزندم را بشنوم دیگر نمی توانم بمانم.
آموزش های مردمی
مردمی هم داشتیم که آنها را پس از گذراندن دوره آموزشی به جبهه اعزام می کردیم. وی اشاره کرد: بعد از اینکه به دادستانی رفتم به نیروهای دادستانی هم آموزش می دادیم، چون آن موقع برای دادستانی از نیروهای مردمی استفاده می کردیم. این نیروهای دادستانی پیش از شروع جنگ تحمیلی با حکمی که به آنها داده می شد برای حفظ امنیت شهر شب ها در شهر گشت می زدند. با شروع دفاع مقدس این نیروها به جبهه ها اعزام
راز تغییر شگفت انگیز و انقلاب روحی مولوی از زبان مولانا/ تولد دوباره عارف و شاعر پارسی گوی
پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ و هنر؛ سعیدرضا دل شکیب: جلال الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی در ششم ربیع الاول سال 604 هجری در شهر بلخ دیده به جهان گشود. مولوی از مشهورترین شاعران ایرانی تبار پارسی گوی است نام کامل وی محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی بوده و در دوران حیات به القاب جلال الدین ، خداوندگار و مولانا خداوندگار نامیده می شده است. در قرن های بعد (ظاهراً از قرن 9
دروازه بانی بدترین شغل دنیاست
می شد. چون زمین اش نرم بود و بدون کفش هم می شد داخل آنها بازی کرد. از آنجا که زمین های شمال همیشه سبز است برای بازی تنها 2 تیردروازه و یک توپ لازم داشتیم. فوتبالیست شدن من تنها خواست خدا بود. یک روز به تیم خمام رفتم، تست دادم و انتخابم کردند. پس از یک سال هم به تیم ملی نوجوانان دعوت شدم. در کل خودم هم نمی دانم چگونه شد که وارد عرصه فوتبال شدم. همه مردم، فوتبال را دوست دارند و می خواهند فوتبال
زندگی آتشین!
مسافتی را از بازار نصیرزاده تا سرای شاهرودی طی کرده بود. وقتی به ما اطلاع دادند که آتش زبانه می کشید و طوفان حرارتی ایجاد شده و گدازه های حریق تمام شهر را پر کرده بود. با یک بررسی کوتاه متوجه عمق فاجعه شدم و از تمام ایستگاه ها درخواست نیرو و امکانات کردم. با تمام امکانات وارد عمل شدیم، اما حریف شعله نمی شدیم. همانجا رو به حرم امام رضا (ع) کردم و از خودش کمک خواستم و بعد تصمیم دیگری گرفتم، اینکه
به خاطر این چشم ها یک روز شهید می شوی!
هفدهم اسفند 1362، این جان ناآرام و شیدا، بهانه وصل به معبود را با ترکشی که بر پیکرش نشست، پیدا کرد و شهد دلنشین شهادت را لاجرعه سر کشید. خدایش با اولیا محشور گرداند. خاطرات از زبان خانواده و همرزمان شهید در میدان بزرگ شهر رضا مجسمه بزرگی از شاه قرار داشت. ابراهیم و چند نفر از دوستانش نقشه کشیده بودند که در یک فرصت مناسب، مجسمه را پایین بکشند. ظهر روز تاسوعا، ابراهیم ناهارش
برای انتشار کتابی 200 صفحه ای 200 میلیون هزینه می کنم
. این مترجم در توضیح ورود خود به عرصه ترجمه آثار دفاع مقدس گفت: در ادامه مسیر با پیشنهاد کتابی از جواد افهمی به نام عشق فصل پایان روبه رو شدم و به این شکل کارم را در حوزه دفاع مقدس شروع کردم. این اثر داستان روان و ساده ای داشت و ترجمه آن چندان مشکل نبود. در گام بعدی کتاب روضه نوح حسن محمودی به من پیشنهاد شد که کار متفاوتی بود. بعد از آن به سراغ ترجمه کتاب آژیر قرمز رفتم که مجموعه ای از
کتاب"جنگی که تمام نشد" شرح رشادت های سردار شهید علی رضاییان
می گفتم می گفت: بگذار انقلاب پیروز شود و شاه برود. من دیگر کاری با جایی ندارم. انقلاب پیروز شد خیلی خوشحال شدم. گفتم سختی ها به انتها رسد اما نشد. جنگ تازه شروع شد و این مصیبت های ناتمام... درست در زمان انتخابات رای به جمهوری اسلامی در 12 فروردین عازم داران منطقه فریدن در غرب اصفهان می شود. با تشکیل سپاه در شهرستان های فریدن، خوانسار و مبارکه به فعالیت های جهادی خود ادامه می
از فرش به عرش
/> رزمندگان زنجانی در طول هشت سال دفاع مقدس از جایگاه ویژه ای برخوردار بودند و این استان به نام غواصان دریادل در میان انبوه خاطرات هشت سال جنگ شناخته شده است . کاظمی خاطرنشان کرد: نقش رزمندگان غواص زنجانی در عملیات های والفجر 8، کربلای 4 و کربلای 5، تعیین کننده بود و در این عرصه تبیین نقش و جایگاه این رزمندگان برای نسل امروز و آینده بسیار حیاتی است. وی ادامه داد: این شهر در طول
خلاقیت کارآفرین برتر با تولید خمیر حشره کش / بانویی که به رگ های جهش تولید حیات دوباره داد
پیراپزشکی گرفته تا فنی و حرفه ای و مربیگری ورزش که البته به دلیل نیاز به حضور در خانواده و همسر و فرزند، موقعیت آن فراهم نشد تا اینکه این فرصت ایجاد شد و در رشته اقتصاد در دانشگاه پذیرفته شدم و کارشناسی ارشد خود را نیز در رشته اقتصاد توسعه و برنامه ریزی گذراندم. در پاسخ به سؤال شما باید بگویم که به نظرم الگوهای زندگی در شرایط فعلی تغییر کرده است. برای مثال به نظر می رسد مقداری نوع دوستی در
مواظب تبخیر خواب ها
لازم می بینم که پیش از ورود به بحث اصلی بر سبیل مقدمه مختصر توضیحی از فضای کلی و حاکم بر هشت کتاب بدست دهم و سپس به بررسی معنای زن در شعر و اندیشۀ او بپردازم. سهراب سپهری از معدود شاعرانی است که دستگاه منسجم فکری خاص خود دارند. [1] می توان گفت شعر سپهری تماما برگرفته از تجربه های زیستی اوست؛ بطوری که سیر اندیشۀ او از دفتر اول هشت کتاب تا دفتر آخر آن کاملا محسوس و مشهود است. او با کتاب نخستین خود یعنی مرگ رنگ بعنوان یک شاعر اجتماعی رخ می نماید اما از دفتر دوم به بعد سر در گریبان خود می کشد و نگاهی فلسفی و عرفانی پیدا می کند. محمد حقوقی می نویسد: اگر [سهراب] در آن مجموعه[ ...
شهید پرورترین روستای ایران کجاست؟
روستا دوست داشتیم در راه امام شهید شویم و عاشق امام بودیم، با صدای بغض آلود، اضافه می کند: شب قبل از اجرای حکم اعدام، من شروع به خواندن دعای حرز حضرت فاطمه (س) کردم و به ایشان متوسل شدم و صبح در شهر شلوغی پیش آمد و در این شلوغی ها ما را از زندان فراری دادند. وی به نقش مهم روحانی روستا در انقلابی بودن مردم اشاره می کند و می گوید: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی من در جلسات قرآن و پای منبر
عشق و ایثار رمز پیروزی دفاع مقدس بود
هر روز دفاع از میهن پر از خاطرات نابی است که در دل بسیاری از فرماندهان، سربازان و رزمندگانمان وجود دارد. روایت هایی که نشان ازعشق، ایثار، شهادت و از خودگذشتگی دارد. به طور طبیعی اگر همه آن دلاوری ها و شجاعت ها نبود، این پیروزی میسر نمی شد. در سالروز شکست حصر آبادان به سراغ سرتیپ بازنشسته بهروز اکبری می روم. او که متولد 1332 در شهرستان بیرجند است از سال 60 تا 68 در جبهه ها و عملیات های مختلف حضور داشته و آخرین مسئولیتش معاون لشکر 77 ثامن الائمه(ع) بوده است.
بخشش قاتل همسر و فرزند 12سال بعد از جنایت
همین باعث مرگش شد. وقتی به پسرم نگاه کردم که بی مادر شده است، در اقدامی جنون آمیز جان او را هم گرفتم، چون کسی را نداشتم که از او مراقبت کند. بعد از قتل چمدانم را برداشتم، راهی فرودگاه شدم و به دبی رفتم. بلیت را از قبل تهیه کرده بودم. پس از 2ساعت سرگردانی در فرودگاه دبی با یک هواپیمای دیگر به کوالالامپور مالزی رفتم. 3روز در این شهر بودم اما به خاطر آشفتگی روح و روانم و عذاب وجدانی که داشتم، به تهران
رگ ؛ روایتی از مقاومت تاریخی مرزداران ایران
گوید: این سه سرباز با همین اسامی در شهریور بیست در مرز رود ارس چنین مقاومتی را در برابر ارتش شوروی انجام دادند. چند سال پیش سر مزار این سه سرباز در منطقه ارس و شهر جلفا رفتم و وقتی با داستان تک خطی زندگی و عملشان آشنا شدم؛ تصمیم به نوشتن متن رگ گرفتم و نکته جالب این بود که این سه سرباز با کمترین امکانات سه روز جلوی سربازان مسلح شوروی مقاومت کردند. این داستان خیلی من را تحت تاثیر قرار داد
عشق راندن در رالی
می گوید ورزش را دوست ندارد اما عشق راندن در رالی است. خود را اولین زن اتومبیلران نی ریزی می داند که این رشته را شروع کرده است. طیبه سرچهانی 52 ساله متولد آبان و اهل شهرستان نی ریز است. او سال 1386 به پیست شهرک صنعتی می آید، اتومبیل سواران را که می بیند و مسیر زندگی اش تغییر می کند، او می گوید: ورزش را دوست ندارم ولی رالی فرق دارد، از دوران جوانی عاشق رانندگی بودم و در اصل
بیماری عجیبی که مرد روس را جوان نگه داشت!
مردم نیوز :روزنامه عاجل عربستان، داستان زندگی دنیس واشورین جوان 33 ساله روس، هنگامی بر سر زبان ها افتاد که در یوتیوب مصاحبه ای با یک تدوینگر انجام داد. او از شهر کراسنویارسک روسیه در سیبری به منظور انجام مصاحبه با این تدوینگر به مسکو آمده بود. دنیس با وجود آنکه به ظاهر نوجوانی 13 ساله به نظر می رسد، اما تاریخ تولد واقعی او در سال 1987 است و دلیل عدم رشد او وجود مشکلاتی در هورمون های
گفت و گو با بانوی جهانگرد ایرانی که دور دنیا را چرخید
، توسط حامیان مالی تامین می شود. زمانی هم که در 23 سالگی به سفر دور دنیا رفتم، 350 دلار از دوستانم قرض کردم. پیش بینی ام از مدت سفر فعلی سه سال بود ولی به خاطر ویروس کرونا قطعا نمی توانم در بازه زمانی سه ساله این سفر را به پایان برسانم، بنابراین نمی توان تاریخ دقیقی برای پایان آن متصور شد. زمانی که در شهر مارسی فرانسه بودم، یک نفر می خواست کیف کمری من را بدزدد، اما از آن جا که من با ورزش های
این مرد، هم مدافع وطن است، هم مدافع حرم و هم مدافع سلامت/ عکس
تر هم می شود وقتی از جهاد در سوریه و عراق می گوید و خاطرات این حضور با سردار دل ها گره می خورد: جنگ با گروه های تکفیری که در سوریه شروع شد، من داوطلب حضور در سوریه و عراق شدم. البته در سال 91 حضور نیروهای مستشار ایرانی در سوریه بسیار محدود و محرمانه بود. من به عنوان بهدار رزمی برای اولین عملیاتی که بچه های حزب الله لبنان برای آزادی شهر القصیر داشتند اعزام شدم، آن زمان خانواده هایمان هم در جریان
اصفهان، شهر آدم کوتوله ها / وجود فضای فرهنگی و هنری مسموم در نصف جهان
شهرت را، شهر چیه، خانواده ات را؛ خیلی هنر کنی خودت را تغییر بدی” یا در جای دیگر پرسیدم تئاتر به چه دردی می خورد؟ و ایشون در جواب به من گفتند:”تئاتر به هیچ دردی نمی خورد و هیچ چیز با شکوه تر از آن نیست که کاری کنی که به هیچ دردی نخورد!”. طالقانی ادامه داد: پاسخ محسنی به قدری تاثیرگذار بود که از یک طرف با گذشت چندسال از پخش این قسمت، همچنان کلیپ های مصاحبه با وی در فضای مجازی بازنشر می
عروسک هایی که سفیران فرهنگ و هنر تبریز می شوند
گذاشته ام. اما ایجاد زمینه های مختلف نمایشگاهی در سطح شهر و یا حضور در نمایشگاه های ملی می تواند قدم موثری در معرفی این فرهنگ بومی باشد که تاکنون چنین زمینه ای به وجود نیامده است. این بانوی هنرمند که با عشق و علاقه راه احیا و معرفی بخشی از فرهنگ و سنت های تبریز را با خلاقیت و هنر دست خود پیش گرفته، تاکنون هیچ واکنشی را از نهادهای ذی ربط نسبت به این اقدام خود ندیده است. هرچند که هرجا سخن از
در جیبم فقط ده تومان پول دارم + ویدیو
جملاتی که خواندید، نامه شهید برزگر به همسر گرامی اش بود که نشان از عشق ایشان به خانواده و فداکاری همسر عفیفه ای است که در تنگناهای زندگی، زینب وار بار سنگینی را به دوش کشیده و اگر نبود صبوری و مقاومت این شیرزنان و دلیران ایران، باید امروز پشت خمیده به ایادی استکبار چشم بله قربان می گفتیم و سر در آخور حزب فروپاشیده بعث فرو می بردیم؛ باشد که قدردان سال ها رنج و ایستادگی شان باشیم و اگر باری را نمی تو
ابوفاطمه مسافر سوریه شد/کلیشه ای می گویم عاشق شهادتم
به درس خودم ادامه بدهم. خانواده ها نمی گفتند این ساک و وسایل تو، می توانی بروی رفتن به جبهه در آن زمان طوری نبود که خانواده ها با رضایت می گفتند بیا این ساک و وسایل برای رفتن؛ این طور بگویم که چنین فرهنگی هنوز رواج نیافته بود و من هم در اولین روز اعزام قصد داشتم بدون اطلاع به جبهه بروم، اما به پدرم گفتم و بعد از آمدن به مرخصی و اعزام برای بار دوم، خانواده ام راضی بودند و با
دفاع مقدس بستر شکوفایی استعدادهای بالقوه را فراهم کرد/ شهدای مدافع حرم راه شهدای دفاع مقدس را ادامه دادند
هم دوره بودم و اینطور بود که هر وقت او مجروح می شد من می رفتم و هر زمان که من مجروح می شدم او می رفت. او نبوغ عجیبی و شجاعت زیادی داشت شد و معاون اطلاعات و بعد هم مسئول اطلاعات لشگر نجف شد. میرحسینی ادامه داد: عاصی زاده هم شجاعت و تدبیر داشت، هم استعداد خوبی داشت و هم اینکه اصلا تعصب قومی و قبیله ای و یزدی-غیریزدی نداشت؛ اصلا نمی گفت این کار نمی شود، هر خطی دستش می دادند یک محور می زد و