زن 32 ساله: شوهرم با برادرش زنان غریبه را به گاوداری می آورد
سایر خبرها
زن 22ساله: طلاق می گیرم چون همسرم با زن دیگری رابطه دارد
روز بیشتر می شد، او نیز فرزند طلاق بود و پدر معتادش روی همه کارهای خلاف های او سرپوش می گذاشت تا شاهین موادمخدر مصرفی او را تامین کند. سرزنش ها و تحقیر من از زمانی بین خانواده همسرم شدت گرفت که من به شاهین گفتم هیچ محبتی از سوی پدرم ندیدم! این موضوع دستمایه خوبی شد تا آن ها بیشتر مرا مورد تمسخر قرار دهند. با این حال مجبور بودم این شرایط اسفبار را تحمل کنم تا این که همسرم شش ماه قبل به اتهام سرقت
پلیس مرزبانی دختر ربوده شده را به کشور بازگرداند
به شهرستان اشتهارد رفتیم و در آن جا ساکن شدیم چرا که همسرم در یک کارگاه مشغول کار شده بود اما در سال 97 او در یک حادثه ناخواسته فوت کرد و من و دخترم که آن زمان سه ساله بود تنها ماندیم. چند روز بیشتر از مرگ همسرم نگذشته بود که برادر شوهرم برای دیدار با ما و تسلیت گویی به کرج آمد اما ناگهان موضوع ازدواج با مرا پیش کشید. من هم به هیچ وجه راضی به ازدواج با او نبودم بلافاصله پاسخ منفی دادم
رابطه پنهانی زن متاهل با سوپری محله خون به پا کرد
در بازجویی های اولیه اعلام کرد ضارب را نمی شناسد .اما پس از ترخیص از بیمارستان مرد میانسالی به نام علی را به عنوان ضارب معرفی کرد . وی گفت : مدتی است با زن جوانی به نام مریم آشنا شده ام. ما به یکدیگر علاقه مند بودیم و مریم که همسر دارد ، می خواهداز همسرش جدا شود. اما وقتی پدر او به رابطه دوستانه ما پی برد مرا به شدت کتک زد. چند روز بعد چون رابطه ام را با مریم تمام نکرده بودم
قتل در عشق ممنوعه به زن متاهل تهرانی
بیمارستان منتقل شد و ماموران تحقیقات خود را از فرزانه آغاز کردند. زن جوان در تحقیقات ابتدایی به ماموران گفت: همسرم خواب بود و من برای خرید از خانه خارج شده بودم وقتی به خانه بازگشتم با شوهرم که غرق خون روی زمین افتاده بود روبرو شدم وقتی از او پرسیدم چه کسی تو را زخمی کرده به من فحاشی کرد و من در زمان خارج شدن از خانه و بازگشتن هیچ کسی را ندیدم و نمی دانم چه کسی دست به این کار زده چون من و
شوهرم می گوید که تو هوایم را نداری!
مشاوره زندگی سوال: شوهرم 25 ساله است و خودم 23 ساله هستم. شش ماه پیش عقد کردیم و همچنان، عاشقانه یکدیگر را دوست داریم. مشکلم با خانواده است که بد می دانند با همسرم باشم. به همین دلیل، شوهرم می گوید که تو هوایم را نداری. نمی دانم این مشکل را چطور مدیریت کنم. پاسخ: مخاطب گرامی، از زمان عقد شما فقط شش ماه گذشته است. توجه داشته باشید که دوران عقد، دوران
دختر 14ساله: شوهرم مرا می فروخت
برداشتم و راهی تهران شدم. وقتی طبق قراری که داشتیم در پارک شهر با حامد روبرو شدم به جای یک نوجوان هم سن و سال خودم با یک جوان 30ساله روبرو شدم. حامد گفت مرا صیغه می کند پس از عقد مرا با خود به خانه دوستانش برد و به جای پارتی سر از خانه های کارگری و مجردی اطراف بازار تهران درآوردم. دو هفته سرگردان بودم و حامد به من مواد مخدر داد و کاری کرد که دست به دست بین افراد منحرف و سواستفاده گر بچرخم و
از بهترین روش های کسب و کار در دنیا، کار خانوادگی است/ در پنجاه سالگی قوی ترین زن جهان خواهم شد
از تاسیس این موسسه متوجه آن شدم این بود که من در فرهنگ کشورم به عنوان یک زن، مادر سه فرزند و تمام حواشی که پیرامون کار یک زن در جامعه وجود دارد کار سختی پیش رو داردم. مثلا بسیاری از افراد به خاطر اینکه نمی توانند از ماندگاری یک زن دارای مسئولیت در حوزه صنعت مطمئن باشند به کار مستقل یک زن در این حوزه اطمینان نمی کنند. من در مطالعاتم متوجه شدم که بسیاری از زنان صاحب کار موفق در دنیا در
جایگاه امانت داری زنان در خانواده
خودداری نمود؛ هنگامی که پیامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: چه کسی تو را از این راز آگاه ساخت؟ فرمود: خداوند عالم و آگاه مرا باخبر ساخت. از این آیه شریفه مشخص می شود که زن اجازه ندارد که اسرار و مسائل پنهانی همسرش را به دیگران خبر بدهد و لازم است که حافظ رازهای مرد باشد. مالش را حفظ کن یکی از نتایج اولیه که از امانت داری زنان در خانواده به دست می آید، نگهداری و حفاظت
تینا آخوندتبار: بوکس را بیشتر از سینما دوست دارم
هموطنانم و دختران سرزمینم باشم. احساس می کنم که دختران نسل من، قبل و بعد من بی هدف هستند. اگر واقعاً در مسیر زندگی شان قرار بگیرند، به هدفی که می خواهند می رسند. چون زن های ایرانی آدم های پیگیر و با پشتکاری هستند. من واقعاً به آنها اعتماد دارم و می دانم که به هر چیزی که می خواهند، می رسند. تا حالا چنین بازخوردی گرفتی؟ خیلی زیاد. نه فقط در فضای بوکس. بلکه در ژانرهای مختلف، کسی که می
زن جوان:شوهرم مرا مجبور می کرد از زنان غریبه ای که به خانه می آمدند پذیرایی کنم
به گزارش شریان نیوز ،زن 32 ساله در حالی که دستان کوچک پسر سه ساله ای را در دست می فشرد، دادخواست طلاق را روی میز مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گذاشت. او گفت: در خانواده ای به دنیا آمدم که پدرم از وضعیت مالی خوبی برخوردار نبود، به همین دلیل بعد از پایان تحصیلاتم در مقطع متوسطه ترک تحصیل کردم و وارد بازار کار شدم. خلاصه برای آن که جهیزیه خودم را تهیه کنم و از طرفی هم کمک خرج خانواده
زن 35 ساله: شوهرم با شنیدن اعتیادم خوشحال شد
گنجید چرا که تصور می کرد من به زندگی با او باز می گردم و هم بساطش می شوم. مدت ها بعد وقتی در آینه چهره ام را می دیدم، خودم را نمی شناختم. همه زیبایی و جوانی ام به یغما رفته بود و با روحی افسرده و روانی پریشان دست به گریبان بودم. در همین شرایط دوست صمیمی و هم بساطی همسر سابقم به منزلم آمد و گفت: غلام دزد مرا فرستاده است تا شما را نزد او ببرم من هم پذیرفتم و سوار خودروی دوست همسرم شدم اما او
تجاوز پسر شیطان صفت به زن همسایه
گریز پلیسی موفق به دستگیری وی شدند. مأموران پس از دستگیری حامد 29 ساله ادعای زن علیه وی را به او تفهیم کردند. حامد در جریان تحقیقات اولیه به عمل شوم خود اقرار کرد و گفت: اظهارات فهیمه را قبول دارم. او درتوضیح ماجرا همچنین گفت: ساعت 6 صبح روز حادثه شیشه کشیده بودم و حال مساعدی نداشتم. به خر پشته ساختمان رفتم و منتظر ماندم شوهر فهیمه سر کار برود. بنابراین لحظاتی بعد از اینکه
5 ماه تلاش برای اجرای نقشه یک قتل
دو ضربه چاقو به گردنش او را کشتم و از خانه بیرون آمدم. بعد از قتل کجا رفتی؟ به شهرستان محل زندگی ام. در این مدت هم آنجا بودم. چون فکر می کردم اسم و هویت من لو نرفته، برای همین با خیال راحت به زندگی ام ادامه دادم. حتی از دستگیری منیژه هم با خبر نشدی؟ نه، قرار بود که مدتی باهم در ارتباط نباشیم تا آب ها از آسیاب بیفتد و بعد از آن من به سراغش بروم و باهم ازدواج کنیم. چطور
سرنوشت تلخ دختر نوجوان عشق پارتی در پارک شهر
داشتیم در پارک شهر با حامد روبرو شدم به جای یک نوجوان هم سن و سال خودم با یک جوان 30 ساله روبرو شدم. حامد مرا با خود به خانه دوستانش برد و به جای پارتی سر از خانه های کارگری و مجردی اطراف بازار تهران درآوردم. دو هفته سرگردان بودم و حامد به من مواد مخدر داد و کاری کرد که دست به دست بین افراد منحرف و سوءاستفاده گر بچرخم و در آخر مرا در خیابان رها کرد. خسته و مستأصل مانده بودم و
کوری چشم بر سر ریختن آب!
کوچه می پاشد که مقداری زیادی از آن روی مادرم می ریزد و همین موضوع باعث درگیری آن ها می شود. وقتی متوجه درگیری آن ها شدم، همسرم را آرام کردم و از او خواستم موضوع را فراموش کند، اما خبر نداشتم که درگیری آن ها کوری چشم مرا به دنبال دارد. وی ادامه داد: چند ساعتی از مشاجره لفظی آن ها گذشته بود و به خیال اینکه درگیری تمام شده است به کوچه رفتم و جلوی خانه ام نشسته بودم که دقایقی بعد بهمن پسر
ماجرای زنی که دزد شد!
در گرداب مواد افیونی گرفتار شدم. غلام دزد با شنیدن ماجرای اعتیادم، دیگر در پوست خودش نمی گنجید چرا که تصور می کرد من به زندگی با او باز می گردم و هم بساطش می شوم. مدت ها بعد وقتی در آینه چهره ام را می دیدم، خودم را نمی شناختم. همه زیبایی و جوانی ام به یغما رفته بود و با روحی افسرده و روانی پریشان دست به گریبان بودم. در همین شرایط دوست صمیمی و هم بساطی همسر سابقم به منزلم آمد و گفت: غلام
کور شدن چشم مرد تهرانی در دعوای 2 زن همسایه
ضرباتی به بدنم زد که همدستانش فریاد زدند که او را کشتی و باید برویم که پسر جوان نیز فکر می کرد مرا کشته است که همگی پا به فرار گذاشتند و من بیمارستان منتقل شدم و و چند عمل جراحی روی من صورت گرفت که متاسفانه چشم چپم را از دست دادم. مرد جوان ادامه داد: خانواده ام نیز در این درگیری مجروح شده بودند که تحت درمان قرار گرفتند و حالا از پسر همسایه و خانواده اش شکایت دارم و درخواست قصاص چشم
آتش زدن پسر هفت ساله به دست زن همسایه
دهد: با شنیدن این خبر داغم صدبرابر شد. درحالی که گریه می کردم با دخترم که در خانه بود، تماس گرفتم و گفتم که همه حرف هایش و خواب هایی که دیده بود، درست بوده است. بعد سوار ماشین شدم و به خانه مان در ماهشهر برگشتم اما وقتی رسیدم دیدم که آمبولانس مقابل خانه مان است. دلم ریخت و دوان دوان خودم را به خانه رساندم. دختر 18ساله ام خودش را حلق آویز کرده و به زندگی اش پایان داده بود. او نوشته بود حالا که بعد
آتش زدن پسر هفت ساله به دست زن همسایه
دخترم که در خانه بود، تماس گرفتم و گفتم که همه حرف هایش و خواب هایی که دیده بود، درست بوده است. بعد سوار ماشین شدم و به خانه مان در ماهشهر برگشتم اما وقتی رسیدم دیدم که آمبولانس مقابل خانه مان است. دلم ریخت و دوان دوان خودم را به خانه رساندم. دختر 18ساله ام خودش را حلق آویز کرده و به زندگی اش پایان داده بود. او نوشته بود حالا که بعد از 10ماه حرف ها و خواب هایش ثابت شده، دیگر طاقت دوری از برادرش را
با لحاف دوز 73 ساله و فراری از بازنشستگی/خدای کوک های زعفرانیه و خلازیر یکی است
در توانم نباشد. حالا را نگاه نکنید که آقای دست به جیب زندگی خودم و دیگران شده ام به لطف خدا. روزهایی بود که دستم تنگ اما خانه ما آن روزها، شاد بود. همسرم من و بچه ها را با اخلاق، صبر و خوشرویی شاد می کرد تا یاد نداشته هایمان نیافتیم. معمولاً همه برای داشته هایشان خدا را شکر می کنند اما همسرم شکر نداشته هایش را هم از قلم نمی انداخت. توی کوچه ها صدا می زند، لحاف دوزیه! کمی بعد صدای دنگ دنگ کمان
عکس زن خائن و قاتل شوهرش که اعدام شد
اما نشد گزارش خراسان حاکی است زن 28 ساله نیز وقتی در حضور قاضی کاظم میرزایی مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفت با تایید رابطه شیطانی خود گفت: از کتک زدن های شوهرم خسته شده بودم و تصمیم به قتل او گرفتم. آن شب وقتی با مهرداد درگیر شد و من هم با چوب ضربه ای به سرش زدم، بی جان روی زمین افتاد. جسد را داخل حمام کشیدیم تا پسر 10 ساله ام که بیدار شده بود آن را نبیند! صبح روز بعد بیل و کلنگ از
شوهرم حتی کلاه پدرم را برداشت
که برای آن ها چند واحد آپارتمان بسازد، اما معلوم نشد پول ها را چه کار کرد. دیگر نمی توانستم پیش فامیل سرم را بلند کنم، چون کسی نبود که به دام همسرم نیفتاده باشد. از سوی دیگر داوود همان گونه که در فضای مجازی با من آشنا شده و با جملات فریبنده عاشقانه اش مرا شیفته خودش کرده بود، خیلی راحت با زنان دیگر نیز ارتباط داشت. چندین بار او را با زنان غریبه دیدم، اما جز توهین و کتک چیزی حاصلم نشد.خلافکاری
شوهرم حتی کلاه پدرم را برداشت
کسی نبود که به دام همسرم نیفتاده باشد. از سوی دیگر داوود همان گونه که در فضای مجازی با من آشنا شده و با جملات فریبنده عاشقانه اش مرا شیفته خودش کرده بود، خیلی راحت با زنان دیگر نیز ارتباط داشت. چندین بار او را با زنان غریبه دیدم، اما جز توهین و کتک چیزی حاصلم نشد.خلافکاری های او با همین چرب زبانی هایش ادامه داشت تا این که روزی دستگیر و به تحمل 10 سال زندان محکوم شد، اما من برای نجات زندگی ام چاره
عروس سیاه بخت شیراز به کلانتری پناه برد
زمان دختران بدون هیچ شناختی ازدواج می کردند و من هم بدون هیچ تحقیقی به دلیل اینکه زمانش رسیده بود به خانه بخت بروم، به عقد شوهرم درآمدم. یک هفته بعد از ازدواجمان متوجه مشروب خوردن و مصرف مواد مخدر او شدم. شروع به اعتراض کردم، ابتدا انکار می کرد ولی پس از مدتی با کتک پاسخ مرا می داد. یک روز که شوهرم حسابی مرا کتک زده بود مقداری از وسایلم را برداشتم و به خانه پدرم رفتم اما پدرم به جای حمایت
ماجرای قتل برادرزن به خاطر بدهی به داماد
. من هم قبول کردم. اما بعد از گذشت یک ماه او از پس دادن پول سر باز زد. بالاخره من و لاله باهم ازدواج کردیم و چند سالی هم به خاطر همسرم سکوت کردم. پس از مدتی متوجه شدم که برادر زنم در شیراز مشغول به کار شده به سراغش رفتم تا پولم را پس بگیرم، او گفت که قرضش را پس می دهد، اما بازهم پولم را نداد تا اینکه در تماس با برادرش متوجه شدم به تهران آمده که بازهم به سراغش آمدم، هرچه به او گفتم که پولم
آرزوی نان رسانی به 100 خانوار
، خانواده شوهرم در قسمت فرزکاری مشغول هستیم و دوتا از خانم هایی که از دوستان هستند، در بخش بسته بندی مشغول اند. در شعبه ای که در پیوه ژن داریم، خانم های فامیل مشغول هستند. در خانه 3 نفر به عنوان موم زن مشغول اند. درمجموع تا قبل از کرونا حدود 50 نفر مشغول به کار بودند، ولی به دلیل بیماری کرونا اکنون به طور مستقیم و غیرمستقیم تنها حدود 35 نفر مشغول به کار هستند. قبل از عید تصمیم داشتم در سال 99 در این
رشید مظاهری: از پرسپولیس پیشنهاد داشتم ولی دلی استقلالی شدم
رشید مظاهری پیشنهاد پرسپولیس و استقلال همزمان به دستم رسید ولی واقعاً دلی استقلال را انتخاب کردم و آبی پوش شدم. رشید مظاهری دروازه بان تیم فوتبال استقلال تهران گفت: نمی خواهم شو بازی کنم و به هواداران دروغ بگویم چون آنهایی که مرا از نزدیک می شناسند می توانند شهادت دهند که دروغ در ذاتم نیست. من نه پرسپولیسی بودم و نه استقلالی ولی حالا جانم را برای استقلال و هوادارانش می گذارم
نقشه زن شیطان صفت برای پسر 18 ساله
خودش را از دست داد. پس از مرگ پدرم من که خودم را آزاد می دیدم با مادرم سر لج بازی گذاشتم و ترک تحصیل کردم. متاسفانه همنشین دوستانی شدم که مرا به سیگار آلوده کردند و دله دزدی را خوب یادم دادند. یک سال به همین شکل گذشت و 18 سال نداشتم که من با زن معتادی رابطه مخفیانه برقرار کردم. این زن قصد داشت مرا به موادمخدر معتاد کند، اما پلیس ما را به اتهام رابطه نامشروع دستگیر کرد. مدتی در بازداشت
معامله مرگ در اعماقِ زمین!
رویکرد حمایت از دست فروشان به گونه ای ست که فعالیتشان را بدون آسیب به حقوق شهروندان ادامه دهند. سید علی مفاخریان در یک برنامه تلویزیونی بابیان اینکه تا کنون شش هزار دست فروش در پایتخت شناسایی شده اند، گفت: درمجموع اطلاعات 10 هزارنفر در سامانه مربوط ثبت شده که بخش عمده آن ها، احراز هویت و در 40 بازار محلی ایجاد شده جانمایی شدند . بااین حال، به نظر نمی رسد این ساماندهی شامل زنان دست فروش مترو شده باشد
درخواست اشد مجازات برای سارقان آزادی
: آنروز در میدان آزادی به عنوان مسافر سوار خودروی متهمان شدم، اما آن ها با تغییر مسیر و تهدید چاقو و قمه همه اموالم را سرقت کردند. از آن روز استرس و وحشت مرا رها نکرده و زندگی ام تحت تأثیر اتفاق آنروز قرار گرفته است. بعد از طرح شکایت شاکیان، یکی از متهمان به نام شاهین 32 ساله در جایگاه ایستاد و گفت: بیکار بودیم به همین خاطر تورج پیشنهاد خفتگیری را مطرح کرد. زندگی سختی داشتیم به اجبار