سایر منابع:
سایر خبرها
رابطه پنهانی زن متاهل با سوپری محله خون به پا کرد
: تو در شکایت اولیه گفته بودی مردی که ریش پروفسوری داشت تو را زده و در بازجویی های بعدی مشخصات دیگری را از ضارب ارائه دادی و پس از مدتی پدر مریم را به عنوان متهم معرفی کردی. تورج پاسخ داد: من زمانی که به بیمارستان منتقل شدم پدرم بالای سرم بود .او نمی دانست با یک زن جوان در رابطه بوده ام و من از ترس آبرویم سکوت کردم. اما وقتی خانواده ام در جریان قرار گرفتند ،واقعیت را به پلیس گفتم و علی
کارگاه سحربانوی کارآفرین رقیب کالای داخلی و خارجی/ مددجوی 29 ساله گلستانی برای 4 نفر اشتغال ایجاد کرد
و نشیب زندگی تصمیم درست و منطقی گرفته شود تا ثمره آن شیرین و لذت بخش باشد. سحر دلال جدی؛ 29 سال دارد، در 13 سالگی طعم یتیمی را چشیده و به همراه مادرش و برادری که از او چهار سال کوچکتر است از یک زندگی مرفه پا در دل مشکلات می گذارند، همه چیز با یک چشم بر هم زدنی از دست می رود و کار به جایی می رسد که آنها سقفی برای خانه آرزوهایشان هم ندارند. آنها زمانی که پدر به عنوان ستون این
برادران و خواهرانم، مسائل اسلامی و قرآنی را خوب بیاموزند
خود و جامعۀ خود باشند. برادرم حسینعلی، این زحمتکش واقعی و خستگی ناپذیر و این مرد بزرگ خانواده و این یاور پدر و مادر که من بسیار اذیتش کرده ام، و نتوانستم ذره ای از زحماتش را جبران کنم و خیلی دوستش دارم : از شما طلب آمرزش می کنم و هر زمان مرا یاد کرد، سر مزارم برود و مرا دعا کند و سعی کند که سرمشق خانواده باشد. مراسم برایم هر جور خواستید بگیرید ولی سعی کنید که کم خرج باشد و
مزاح جالب علامه طباطبایی با بنیانگذار جمهوری اسلامی
از ذریه حضرت امام حسن مجتبی(ع) از نسل حسن مثنی و اولاد ابراهیم طباطبا هستند. مرحوم طباطبایی ابتدا تحصیلاتشان را در مدرسه طالبیه تبریز آغاز کرد و بعد از شرح مقدمات برای ادامه تحصیل به اتفاق برادرشان آقاسیدمحمدحسن الهی طباطبایی و پدر بنده مرحوم آیت الله سید حسین قاضی طباطبایی عازم نجف اشرف شدند. آن زمان برای نجف رفتن وسیله ای نبود و با حیوانات یا پیاده می رفتند. مرحوم آقای
عشق به خشنودی رهبر انقلاب، انگیزه فعالیت جهادی دختر جوان مشهدی شد
آن مادر و برادرش نیز درگیر این ویروس منحوس می شوند، او در این خصوص می گوید: در آخرین شیفتی که به بیمارستان رفتم هنگام بازگشت به خانه علائم بیماری کرونا همچون از دست دادن حس چشایی و بویایی در من بروز کرد اما خوشبختانه چون جوان بودم و از استقامت بدنی مطلوب برخوردار بودم به نوع خفیف این ویروس مبتلا شدم و بعد از اینکه نتیجه تست مثبت در آمد خودم را در یکی از اتاق های خانه قرنطینه کردم تا سایر اعضای
دعوای 2 زن باعث نابینایی شوهر شد
جایی نرسید و دعوا شدت گرفت. در همین حین پسر همسایه شروع به کتک زدن من کرد. اما دقایقی بعد ناگهان این درگیری به نزاعی خونین بدل شد. من خواستم با فرار به خانه خودم را نجات دهم، که او با چاقو به جان من افتاد. از سر و صدای من، پسرم و برادرم از خانه بیرون آمدند تا مرا از دست این پسر خشن نجات دهند. اما تلاش خانواده ام بی نتیجه بود. بیتا به همراه سه مرد با میله و چوبدستی به ما حمله کردند. بعد هم شهریار
جزئیاتی از زندگی و مرگ تلخ خانواده ایران نژاد
خانه می گذشت که رفت. سکوت رسول برای سفر تلخ خانواده رسول وقتی در جریان مهاجرت برادر قرار گرفتند که آنها کوله بار سفر را جمع کرده و پا به آن سوی مرز گذاشته بودند. اعضای خانواده خبر مهاجرت را هم از دوستان و اقوام شنیدند. شاید مانع می شدند تا سرنوشتشان با مرگ گره نخورد؛ رسول به همین خاطر سکوت کرد و از مهاجرت و سفر طولانی اش هیچ نگفت. علی در ادامه گفت: برادرم پیش از
اذان گویی در حرم مطهر رضوی آرزوی استاد محمد ابراهیم شریف زاده بود/ او در موسیقی مقامی خراسان همچون ...
/> ** یک روز در منزل لوح فشرده ای ، پیدا کردم، روی ضبط صوت گذاشتم . ترک ها خوانده شد و رسیدم به ترانه بهاره دختر عمو! که میخکوب شدم. صدا من را مسخ کرد و تاثیر عجیبی بر من گذاشت. آن زمان خانه پدرم بود و برادرم کنارم نشسته بود و به برادرم همان جا گفتم : عجب صدایی، این صدا از دل تاریخ می آید! اتفاقا همان جا پدر و مادرم نشسته بودند و وقتی این آهنگ را شنیدند گریه شان گرفت چون من سال ها زمزمه این ترانه
پدر و مادر از قصاص پسرشان گذشتند | متهم: برادرم را برای دفاع از پدرم کشتم
بفهمانم که حق ندارد پدرمان را کتک بزند. بعدش آنقدر ترسیدم که به پدرم گفتم مرا تحویل پلیس ندهد و او هم قبول کرد. قرار شد بگوییم که یک نفر نریمان را کشته و ما خبر نداریم. بعد از اعترافات متهم، کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای محاکمه به شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی، پدر و مادر مقتول اعلام کردند هیچ شکایتی ندارند و از قضات خواستند پسرشان را عفو کند. متهم نیز از پدر و مادرش و قضات تقاضای بخشش کرد و بدین ترتیب با پایان جلسه دادگاه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند. ...
فوتبال، حق ما را خورده است
مهرداد رسولی همه کسانی که برای تماشای مسابقات موتورریس به پیست ورزشگاه آزادی می روند خوب می دانند که جوان ترکه ای و آبی پوش معمولا زودتر از خط پایان عبور می کند. این تکراری ترین و واقعی ترین تصویری است که از ساسان اکبری، رکورددار و قهرمان مسابقات موتورسواری سرعت ایران به جا مانده و او از سال1386 تاکنون قهرمان بی چون و چرای مسابقات موتورریس کشور بوده است. ساسان اکبری به واسطه کثرت
ابن المکرمه
بر امام تقدیم کنند( اصول کافی، ج 1، ص 388) . مادر آن حضرت، ام فروه، از همه بانوان عصر خود با تقواتر بود و علاوه بر تقوای الهی، از مقام علم و دانش نیز بهره ای وافر داشت. او معارف الهی را از زبان امامان شیعی آموخته بود، لذا هم در مقام راوی نورناقل احادیث بود و هم بدان چه آموخته بود، در زندگی عمل می کرد. می گویند: وقتی در یکی از روزها در کنار کعبه به طواف خانه خدا اشتغال داشت به کنار حجرالاسود
درخواست قصاص برای مادر و دختر سنگدل / پسر همسایه را زنده زنده به آتش کشیدند + عکس
، درست بوده است. بعد سوار ماشین شدم و به خانه مان در ماهشهر برگشتم، اما وقتی رسیدم دیدم که آمبولانس مقابل خانه مان است. دلم ریخت و دوان دوان خودم را به خانه رساندم. دختر 18 ساله ام خودش را حلق آویز کرده و به زندگی اش پایان داده بود. او نوشته بود حالا که بعد از 10 ماه حرف ها و خواب هایش ثابت شده، دیگر طاقت دوری از برادرش را ندارد و می خواهد پیش او برود و برادرش را بغل کند. بعد از مرگ دخ
روستای محل سقوط؛ مجهز به شبکه ملی اطلاعات نیست/ بهره مندی اهالی روستای نوغاب از اینترنت نسل سوم تلفن ...
به گزارش خبرنگار خاورستان، روز گذشته خبری مبنی بر سقوط دانش آموز قاینی از کوه برای دسترسی به شبکه شاد و زخمی شدن وی در کانال های خبری استان خراسان جنوبی منتشر شد. ملیحه رضایی خواهر این دانش آموز در گفت وگو با خاورستان با بیان این که در حال حاضر حال برادرم خوب است، اظهار کرد: خانواده ما ساکن روستای نوغاب حاجی آباد قاین هستند و برادرم با پدر و مادر برای کمک به برداشت زعفران به روستای
ماجرای شکایت زن 22ساله از شوهر فحاش
از زمانی بین خانواده همسرم شدت گرفت که من به شاهین گفتم هیچ محبتی از سوی پدرم ندیدم! این موضوع دستمایه خوبی شد تا آن ها بیشتر مرا مورد تمسخر قرار دهند. با این حال مجبور بودم این شرایط اسفبار را تحمل کنم تا این که همسرم شش ماه قبل به اتهام سرقت مسلحانه دستگیر و روانه زندان شد. وقتی به دادگاه رفتم، فهمیدم که همسرم با همدستی یکی از دوستانش طلاهای یک زن را زورگیری کرده اند. با آن که می
جانباز 70 درصد محله امام هادی (ع) شهید زنده لقب گرفته است
چند روز در بیمارستان کاشانی اصفهان چشم باز کردم. اولش فکر کردم توی خانه خاله ام هستم. فامیل های خودمان را می دیدم، ولی یادم می آمد که خمپاره خورده بودم. فقط یادم است که صدای دوستانم را می شنیدم که می گفتند اربابی... اربابی... چی شده؟! بعد دیگر نفهمیدم. چشم که باز کردم داخل بیمارستان بودم. بعد از آن چه کردید؟ بعدش درمان را شروع کردم که هنوز ادامه دارد. یک پایم را بعد از 2 سال قطع
انکار ضرب و جرح مرد مزاحم
دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا اینکه روز گذشته روی میز هیئت قضایی شعبه دهم به ریاست قاضی متین راسخ قرار گرفت. بعد از اعلام رسمیت جلسه، شاکی در جایگاه قرار گرفت و با طرح شکایتش به سؤالات قاضی پاسخ داد. قاضی: در اظهارات اولیه گفته بودی فردی که به تو ضربه زده است ریش کوتاهی داشت اما در اظهارات بعدی مدعی شدی آن مرد ریش بلندی داشت. چند ماه بعد فرد ضارب را پدر نیلوفر معرفی کردی! علت
قتل در عشق ممنوعه به زن متاهل تهرانی
یک لحظه 2 ضربه به گردن شوهرش زدم و به سرعت از خانه خارج شدم. پس از قتل کجا رفتی؟ به ترمینال رفتم و چاقویم را در آنجا شستم و سپس سوار بر اتوبوس به مشهد رفتم. خانواده ات با خبر شدند؟ به خانواده ام گفتم دست به چه کاری زدم اما آنها باور نمی کردند که پدرم از من خواست راستش را بگویم که باز به آنها گفتم و بعد از 8 روز در خانه دستگیر شدم. فکر نمی کردی
راز پنهان قتل فجیع پسر دانش آموز تبریزی +عکس
آنهاست. درست از همان روز جمعه، که خانواده محمد امین می خواستند برای صرف صبحانه به خانه مادربزرگ او بروند؛ ناپدید شدن ناگهانی محمد امین نه تنها برنامه روز جمعه خانواده را بر هم زد، بلکه از آن روز تا حالا آرامش و خواب و خوراک را از پدر و مادر محمدامین گرفت. حالا غمی بزرگ روی شانه های آن ها سنگینی می کند که شاید تا آخر عمر همراهشان باشد. چرا محمد امین از خانه بیرون رفت؟
قتل عجیب پسر 13ساله مقابل مدرسه
قبلی خانه را ترک کند. اما صبح جمعه که بیدار شدیم، متوجه غیبت وی در خانه شده و بلافاصله همه جا را به دنبالش گشتیم. فقط تلفن همراه و کلیدهایش مانده بود، که این مسأله وحشت ما را از اینکه نکند بلایی سر وی بیاید، دوچندان کرد. وی ادامه داد: بعد از جست و جو های فراوان، سه ساعت بعد، جنازه خونی اش را جلوی مدرسه محله پیدا کردیم و چاقو هم در کنار جنازه به دیوار کوبیده شده بود. وی با
کودکان کار پشت چراغ قرمز کرونا
. از او می پرسم چرا آدامس می فروشی تو باید الان درس بخوانی می گوید پدرم دو سال است که ما را ترک کرده است من و مادر و خواهر بزرگترم هم هرکدام برای سیر شدن شکم مان کار می کنیم، بعد با لحنی ناراحت کننده می گوید من که بعضی موقع تا شب حتی یک بسته آدامس هم نمی فروشم. دوباره می گوید مادرم هم خیاطی می کند البته الان بخاطر کرونا هیچکس برایش پارچه نمی آورد و ما هم نمی توانیم پول کافی
جزئیات قتل هولناک برادر در حمایت از پدر
ضربات چاقو را زدم و برادرم روی زمین افتاد، آن قدر ترسیدم که نفهمیدم باید چه کنم. به پدرم گفتم من را تحویل پلیس ندهد و او هم قبول کرد. قرار شد بگوییم یک نفر برادرم را کشته و ما خبر نداریم و شاید ماجرا به اختلافاتش در فروش مشروب برمی گردد. بعد از اعترافات متهم کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی پدر و مادر مقتول اعلام کردند هیچ
بخشش فرزند خطاکار
شعبه دهم قرار گرفت. بعد از اعلام رسمیت جلسه، متهم در جایگاه ایستاد و با قبول جرمش در شرح ماجرا گفت: با برادرم اختلافی نداشتم. او پسر خوبی بود تا اینکه گرفتار دوستان ناباب شد. کامران همیشه مشروب مصرف می کرد و خانه پدرم را پاتوق خریداران مشروب کرده بود. آخرین بار سال 98 بود که به زندان رفت، اما اسفندماه همان سال به خاطر شیوع بیماری کرونا از زندان مرخصی گرفت و به خانه برگشت. متهم ادامه داد
درخواست قصاص کوری چشم برای پسر همسایه
شنیدم. همراه مهمان هایمان به داخل کوچه رفتیم که چشمم به شاکی افتاد. او به همراه برادر و پسرش با مادرم درگیر شده و یک میله آهنی در درست داشتند. درگیری ما شروع شد و آنها ما را کتک زدند و زخمی کردند اما من متوجه نشدم چه کسی با چاقو ضربه به چشم شاکی زد. بازپرس جنایی تهران برای متهم قرار بازداشت صادر کرد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.
کوری چشم بر سر ریختن آب!
کوچه می پاشد که مقداری زیادی از آن روی مادرم می ریزد و همین موضوع باعث درگیری آن ها می شود. وقتی متوجه درگیری آن ها شدم، همسرم را آرام کردم و از او خواستم موضوع را فراموش کند، اما خبر نداشتم که درگیری آن ها کوری چشم مرا به دنبال دارد. وی ادامه داد: چند ساعتی از مشاجره لفظی آن ها گذشته بود و به خیال اینکه درگیری تمام شده است به کوچه رفتم و جلوی خانه ام نشسته بودم که دقایقی بعد بهمن پسر
ما را به جرم پدر کیفر نکنید
سرعت راهی که رفته بودم برگشتم وقتی آقای اسکندری را دیدم همان موقع شک و تردیدی را در چهره ایشان متوجه شدم. خوب معلوم بود ایشان آمده بودند زندانی آزاد کنند و زمان می برد که نظرشان عوض شود. خدا را شکر یک ماه بعد چرخ خیاطی راسته دوزی در خانه ما بود و به لطف یکی از همسایه های قدیمی که تولیدی بزرگی دارد قرار شد به جای ماسک بخشی از کار تولیدی او را انجام بدهم. حالا وقت سر خاراندن هم ندارم. پدر
همه آنچه که باید درمورد سریال "خانه امن" بدانید
جاسوسی و امنیتی با لایه هایی از عملیات پیچیده مقابله با گروهک تروریستی داعش را نشان می دهد. سریال "خانه امن" تاکنون بازتاب های بسیاری از سوی مردم به دنبال داشته و مورد انتقاد برخی از کاربران شبکه های احتماعی قرار گرفته است. تصویر برداری این سریال، از سال 97 آغاز شد و حدود 8 ماه از تولید "خانه امن" در دوران کرونا انجام شده بود. تهیه کننده سریال "خانه امن" گفته "این
نامه عاشقانه فروغ فرخزاد به همسرش
. پرویز... من امروز چرا باید پنهان از او نامه های تو را دریافت کنم؟ چرا؟ مگر مادر نباید تنها رازدار و محرم اسرار دخترش باشد مگر من نباید همه ی غم ها و رنج های درونم را با مادرم درمیان گذارم ؟ ولی مادر من هرگز با آن محبت و صمیمیتی که من آرزو می کنم با من روبه رو نشده و سعی نکرده است به اسرار دل من آشنا شود. من پدرم را دوست دارم. ولی پدر من کجا می تواند و فرصت می کند به دختر جوانش توجهی داشته باشد و
از بهترین روش های کسب و کار در دنیا، کار خانوادگی است
/> با تولد بچه ها در نوع نگاه و فعالیت شغلی شما تغییری ایجاد نشد؟ من در طول دوبار بارداری تقریبا تا روز آخر به دنیا آمدن فرزندانم سرکار می آمدم. اما حدود یکسال ونیم بعد از تولد بچه ها در خانه ماندم و دورکاری انجام می دادم. اما سعی کردم از این فراغت نسبی از کار استفاده کنم و ادامه تحصیل بدهم. این بار تحصیلات مرتبط با کارم را شروع کردم. مقطع ارشد و دکترا در زمینه کسب و کار و مدیریت صنعتی
بیت المال حافظان پرتلاش و قاطع می خواهد/ اقتصاد؛ نافذترین سلاح دشمنان علیه ملت ایران
سیستمی اقدام به فساد می کنند و حتی در دادگاه نیز طلبکارانه با نظام و جامعه برخورد می کنند. وی در ادامه افزود: وقتی فرد متخلف با جسارت اظهار می دارد که: " خلاف می کنم و هزینه اش را هم می پردازم"، واقعیتی به اثبات می رسد که جزا در بسیاری از موارد پیشگیرانه نیست و بطور قطع باید مورد بازنگری قرار گیرد. این وضعیت، سرمایه سالاری را در کشور و بی احترامی به قانون را ترویج می کند و به سرمایه