انکار آزار دختر جوان در دادگاه
سایر منابع:
سایر خبرها
تجاوز 2 پسر به دختر کم توان ذهنی
های زن جوان دخترش جزئیات را توضیح داد و گفت شروین او را به خانه ای برده و مورد آزار و اذیت قرار داده است. این دختر گفت: مهر ماه بود که تلفنی با شروین آشنا شدم و چند بار زیر نظر مادرم او را ملاقات کردم. آخرین بار شروین اصرار داشت به دیدن او بروم. او حتی تهدید کرد اگر به ملاقاتش نروم، مقابل خانه مان آبروریزی راه می اندازد. او می گفت برایم کتانی هدیه خریده است. وقتی سر قرار رفتم شروین کتانی
پسر جوان 34 گلوله خورد اما زنده ماند!
استان تهران فرستاده شد .در این میان متهم ردیف دوم به طرز مشکوکی جان سپرد و رامین به اتهام قتل طاهر تحت بازجویی قرار گرفت. در جلسه دادگاه چه گذشت؟ جلسه رسیدگی به پرونده شلیک خونین با وینچستر دو روز پیاپی در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران ادامه داشت. در ابتدای جلسه اشکان گفت: من در حال بازگشت به خانه بودم که سه نفر که صورت هایشان را پوشانده بودند به من حمله کردند. آنها
قتل عام در مجیدیه تهران ؟ 3 متهم در برابر 50 قسم ! + عکس قربانیان
/> در نخستین جلسه دادگاه که در شعبه دوم برگزار شد سرایدار ساختمان و نیما حاضر نبودند و فقط مدیر ساختمان حضور داشت. در ابتدای جلسه اولیای دم در جایگاه ویژه ایستادند. یکی از آنها گفت: ما از سرایدار ساختمان هیچ شکایتی نداریم. او آن شب مقابل در خانه آمده بود تا طلبش را بگیرد. اما بعد از این ماجرا به خانه دوستش رفته و صبح روز بعد به شهرستان محل زندگی اش برگشته بود. او دستی در آتش سوزی نداشته است
روایت مصیبت زنان ایزدی، قربانیان بدترین جنایات داعش در سرزمین غرق خون+ تصاویر
جنسی شدم و هر روز توسط مبارز دیگری مورد تجاوز قرار می گرفتم. " او می گوید: "مردی که من را خریده بود یک عراقی به نام ارکان بود. او با 15 مرد زندگی می کرد. آن ها هر وقت خواستند به من و پسر عمویم تجاوز می کردند. " هنگامی که مردان روزی در حال نماز بودند، بشرا و پسر عمویش تصمیم به فرار گرفتند. او گفت: ساعت 5:15 صبح بود که از خانه بیرون رفتیم و شروع به دویدن کردیم. هر وقت مشکوک می شدیم در
اقدام شیطانی با 13 دختر و پسر / اعدام کرکس مشهد + عکس
موتور سوار که 13 دختر و پسر بچه را مورد تجاوز قرار داده بود در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت. به گزارش رکنا، جوان 31 ساله معروف به کرکس موتور سوار که با تشکیل یک باند 6 نفره در مشهد به کودکان و نوجوانان تعرض می کرد در حالی با حکم قاطع دستگاه قضایی خراسان رضوی به محکوم شد که هنوز رسیدگی به بخش های دیگری از جرایم اعضای این باند مخوف همچنان ادامه دارد. ماجرای کرکس موتور سوار در
خونی که به خاطر فیلم سیاه یک زن ریخته شد
کرد. هر روز با هم حرف می زدیم و رابطه عاطفی خوبی برقرار کرده بودیم. تا اینکه یک روز قبل از حادثه برای رفتن به جایی سوار یک خودروی به ظاهر مسافرکش شدم. راننده که بهنام نام داشت مرا به محل خلوتی برد و با زور به من تعرض کرد و بعد هم تهدیدم کرد که اگر راجع به این ماجرا به کسی چیزی بگویم فیلمی که از رابطه مان گرفته را پخش می کند بعد هم شماره اش را به من داد تا با او در ارتباط باشم. خیلی ترسیده بودم
قسامه؛ فرجام پرونده آتش سوزی مرگبار در مجیدیه
مرگبار این آتش سوزی شد. سپس جمشید 56ساله که مالک ساختمان بود نیز به عنوان مطلع در جایگاه قرار گرفت و گفت: مهندس الکترونیک بوده و چند سال است که در کار احداث ساختمان هستم. در جشن تولد پسر دوستم، در مصرف مواد زیاده روی کرده بودم. به همین دلیل بازداشت شدم و شبی که آتش سوزی رخ داد در بازداشتگاه کلانتری بودم. نمی دانم چه کسی ساختمان را به آتش کشیده است. با کسی در ساختمان اختلافی نداشتم که
حسام نواب صفوی و جنجال تازه الویس پرسلی ایرانی
از بازیگرهای معروف سینماست، آشنا شدم. در سینما او را دیدم و همان جا شماره من را گرفت... رابطه خوبی هم داشتیم، حسابی عاشق او شده بودم اما .. بعد از چندین سال آشنایی، یک روز به من گفت که اول برویم محضر و خانه ات را به نام من بزن و بعدش می رویم دفترعقد و ازدواج. قرار بود با هم ازدواج کنیم. اما بعد از این که خانه ام به نامش شد، مدام به او می گفتم که چرا به قول هایی که به من دادی، عمل نمی کنی؟ او
پدرم شیطان های بزک کرده خیابانی را به خانه آورد / مادرم بدبخت ترین زن دنیاست
در کودکی نمی دانستم علت دعواهای تکراری و کتک کاری های پدرم چیست. بزرگ تر که شدم، فهمیدم او به مواد مخدر اعتیاد دارد. آن موقع از صمیم قلب دوستش داشتم و حتی به مادرم خرده می گرفتم چرا این قدر سربه سرش می گذارد. از سن 10 سالگی متوجه شدم پدرم در فساد اخلاقی غوطه ور است. این مسئله برایم ناراحت کننده بود؛ اما از چندی قبل پد رم به سیم آخر زده و شرم و حیا را کنار گذاشته است. گاهی ما در طبقه
دختر 3ساله عضو چهارم باند سرقت از طلافروشی
دست به کش روی و سرقت می زدند. آخرین دزدی تصاویر اعضای این گروه از سارقان در اختیار اکثر طلافروشی ها قرار گرفت چراکه دزدان به صورت سریالی دست به سرقت می زدند. سرانجام چند روز قبل صاحب یک طلافروشی در مرکز تهران که از قبل پلیس تصاویر سارقان را به وی نشان داده و هشدار داده بود با 110 تماس گرفت و گفت دزدان برای خرید طلا پا در مغازه اش گذاشتند. بلافاصله بعد از این تماس، مأموران راهی
ماجرای سرقت های سریالی طلافروشی های تهران / دختر سه ساله هم عضو باند بود!
به گزارش سلام نو به نقل از رکنا، چندی پیش مردی طلافروش در جنوب تهران با پلیس تماس گرفت و گفت: خانم جوانی به همراه دختر سه ساله اش و دو مرد جوان برای خرید طلا به مغازه ام آمدند. از من خواست طلاهای مختلفی برایش بیاورم. بعد از حدود نیم ساعت وقت تلف کردن، بدون آنکه طلایی خریداری کنند مغازه را ترک کردند. با رفتن آنها متوجه شدم یکی از انگشترهای گرانقیمتم به سرقت رفته است. با شکایت مرد
لحظات تلخ و احساسی از دست دادن فرزند و مادر
همراه دوتا بچه هایشان عقب شسته بودند و همسرم رانندگی می کرد، ناگهان در نزدیکی دلیجان به دلیل ترکیدن لاستیک سمت شاگرد، ماشین چند ملق زد و در شیب منطقه به پایین افتاد ، دخترم در همان برخورد اول از دستم به بیرون پرت شد ، به خودم آمدم ، دیدم مادرم بیرون از ماشین پرت شده است و خواهر و شوهر خواهرم در ماشین گیر کرده اند. وی عنوان کرد: به سرعت شروع کردم به گشتن به دنبال دخترم، هر چه می گشتم
قسمت 16/ ساعتی در یک مرکز فساد (بخش 3)
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : سرویس تاریخ اانتخاب ؛ اعترافات پیرزن: امروز در تمام این شهر زنی به طراری من در فریب دادن دختر ها نیست، چرا فقط یک نفر هست و آن هم آن زن طراره ایست که کلاه فرنگی مردانه می گذارد و گاه گاهی لباس مردانه هم می پوشد و در شهر و شمران و سینما و تئاتر و خیابان دام صید دختران و زن های عفیفه را می گستراند و برای اجانب یا مردان عیاش خودمانی می برد. گفتم: هم چو زن
پایان فرار 20 ساله قاتل استادیار دانشگاه
ضربه چاقو به وی زدم که زخمی شود که باعث مرگش شد. در خانه ای جمع شده و پول را میان هم تقسیم کردیم. با اطلاع از مرگ استادیار دانشگاه، قاچاقی به ترکیه و چند کشور دیگر رفته و زندگی می کردم. چند سال پیش با هویت جعلی به تهران آمده و با زنی ازدواج کردم، او نمی دانست قاتلم و فکر نمی کردم پلیس بعد از بیست سال مرا بازداشت کند. محمد وهابی، بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جام جم گفت: متهم به قتل پرونده در بازداشت به سر می برد و تحقیقات تکمیلی از او در اداره دهم پلیس آگاهی تهران ادامه دارد. ...
راز سر به مهر مرگ 4 انسان بی گناه در آتش سوزی مجیدیه
دو متهم، مأموران این بار مدیر ساختمان را بازداشت کردند، اما او هم جرمش را انکار کرد و گفت در این حادثه نقشی نداشته است و احتمالاً سعید در این حادثه مقصر است. سه متهم بنا به شواهد و قرائن موجود به اتهام تسبیب در قتل راهی زندان شدند، اما با قرار وثیقه آزاد شدند. پرونده نیز بعد از کامل شدن تحقیقات روی میز هیئت قضایی شعبه دوم دادگاه قرار گرفت. اولین جلسه محاکمه با غیبت دو نفر از
جزئیات دلخراش از شکنجه و قتل پسر 6 ساله کرجی توسط ناپدری: با اصرار مادرش، شکنجه اش می کردم
/> زن جوان سعی می کند خود را بی قرار فرزندش نشان دهد. می گوید بی گناه است و مهران دروغ گفته که او ترغیبش کرده است. چرا در این مدت شکایت نکردی؟ مهران گوشی ام را گرفته و در خانه زندانی ام کرده بود. می گفت آرش در بیمارستان بستری است و حالش خوب نیست. چند بار گفتم مرا به ملاقاتش ببر که ادعا می کرد پسرم ممنوع الملاقات است. تو مهران را ترغیب می کردی پسرت را شکنجه کند
عروس جوان: چت کردن هایم زندگی ام را به نابودی کشاند
نبودند. به طوری که در اوج دوران کودکی و بازیگوشی رابطه ای با همکلاسی هایم نداشتم و مسیر مدرسه تا منزل را به تنهایی طی می کردم. زندگی کسالت بارم به جایی رسید که به درس و مدرسه هم بی علاقه شدم دیگر نمرات پایین تحصیلی برایم به امری عادی تبدیل شده بود تا این که در کلاس دوم دبیرستان ترک تحصیل کردم. از آن روز به بعد دیگر از خانه بیرون نمی آمدم و مدام پشت میز رایانه به وب گردی و چت کردن با
انکار آزار دختر جوان در دادگاه
های گشت کلانتری سپاد مشهد به یک خودروی سواری در حال حرکت مشکوک شدند. بیشتر بخوانید قاتل پسر کفاش از چوبه دار نجات یافت عامل قتل پسر کفاش پس از 13 سال زندگی با کابوس مرگ سرانجام از سوی اولیای دم بخشیده شد و به زندگی برگشت. بیشتر بخوانید انکار آزار دختر جوان در دادگاه دو پسر شرور که با سوء استفاده از سادگی یک دختر کم توان ذهنی وی را مورد آزار و اذیت قرار
همکاری دختر آرایشگر برای سرقت گوشی در خیابان
تلخ بودم که در یک لحظه تلفن همراهم توسط 2 سارق با موتورسیکلت به سرقت برده شد. چندی نگذشت که یک زن پس از به سرقت رفتن گوشی دخترش به نام الهام جلوی آرایشگاه زنانه ای در غرب تهران شکایتی نزد پلیس تنظیم کرد. این زن جوان به خبرنگار رکنا گفت : نیمه شب بود دخترم که کارش در آریشگاه تمام شد به من زنگ و گفت با تاکسی اینترنتی به خانه می آیم اما تماس تلفنی اش با من قطع شد. گوشی دخترم توسط 2 مرد
زندگی تلخ زنی که پی عشق تازه ای رفت
تنها چیزی که حرف اول و آخر را می زد، چشم گفتن ما در برابر پدرم بود، 20 سالم که شد به اجبار پدرم با پسر دوستش ازدواج کردم، در ابتدا برایم اهمیتی نداشت که تصمیم و انتخاب من نبوده، اما بعد از به دنیا آمدن دخترم احساس کمبود داشتم. شوهرم تنها چیزی که برایش اهمیت داشت شغلش بود و به من و نیازهایم هیچگونه توجهی نداشت، هیچ امید و هدفی در زندگی نداشتم، همه چیز برایم تکراری بود و هیچ لذتی از
شوهرم می خواهد با زن دیگری ازدواج کند
مدعی شد چاره ای جز ازدواج نداشته است اگرچه آن شب تا صبح اشک ریختم اما به خاطر ترس از آبرو و همچنین جلوگیری از ضربه روحی دختر و پسر جوانم، از آرین خواستم ماجرای ازدواجش را علنی نکند ولی از آن روز به بعد او زمانی که پیامک های رکسانا را به من نشان می داد یا جملات عاشقانه او را برایم بازگو می کرد خیلی زجر می کشیدم و اذیت می شدم دیگر آن روزهای شیرین به روزگاری تلخ تبدیل شده بود و من بعد از هر مشاجره و
دختر تهرانی یک هفته برده بود!
به گزارش رکنا، مهسا دختر جوان هنگام دوستی با سعید پسر معتاد تهرانی متوجه شد که او به دلیل خرید موادمخدر از ساقی های محله ای در تهران بدهکار است. همین بدهکاری او باعث شد تا دختر جوان درگیر ماجرای شیطانی شود. غاز ماجرا از آنجا شروع شد که سعید پس از چند وقت دوستی با مهسا تصمیم هولناکی برای تسویه کردن بدهی هایش گرفت. پسر جوان با بدهکاران خود قرار گذاشت تا مهسا را با شگرد های شیطانی به دخمه
حجت الاسلام نورموسوی: زن و مرد باید باهم گفتگو و مدارا داشته باشند
بیند پدر عزیز و بزرگواری دارد این عزت را انتقال به دختر تو می دهد. اینها شیوه ی اداره کردن و مدیریت زندگی است. پیامبر بعد احوالپرسی خطاب می کنند علی جان چند دقیقه از اتاق بیرون می روی؟ بله. خانه اداره می شود اما خوب اداره کردن زندگی چه برکات و عنایت و الطاف الهی شامل حال خانه و خانواده می شود و از آن طرف اگر خوب اداره نشود چه بلایی بر سر خانواده ها می آید. ببینید
ازدواج امام خمینی | داستان ازدواج، جشن عروسی و خاطرات
برویم. بعد از هشت روز، خانه پیدا شد که درست همانی بود که در خواب دیده بودم. پدرم گفت: مرا وکیل کن که من آقا سیداحمد را وکیل کنم که بروند حضرت عبدالعظیم (ع) صیغۀ عقد را بخوانند. آقا هم برادرش آقای پسندیده را وکیل می کند. من مکثی کردم و بعد گفتم: قبول دارم. به این ترتیب، رفتند و صیغۀ عقد را خواندند. بعد از اینکه خانه مهیا شد، پدرم گفتند: به اینها اثاث بدهید که می خواهند بروند آن خانه. اثاث
خانه ارواح در قلمروی انسان ها!
گزارش کامل گزیده خبرهای تابناک جوان را بخوانید. خانه ارواح در قلمروی انسان ها! بازگشت به زندگی در دقیقه 11 اخراج مجری ایران اینترنشنال از یک رومِ کلاب هاوس + عکس تشکر رهبر انقلاب از پیام های تسلیت نصرالله و هنیه آمریکا و ایران؛ یک قهوه در وین آمریکا، اعراب را در جریان مذاکرات برجام قرار داد! واکنش دختر سردار سلیمانی به
سرقت قابلمه دست دوم گرفتارم کرد
داشتم و به خاطر او جلوی خانواده ام ایستادم. مادرم می گفت دختردایی ام و پدرم می گفت دختر عمویم را بگیرم اما من ایستادم و گفتم فقط بیتا، دختر مورد علاقه ام را می گویم. خودم را به آب و آتش زدم تا آنها موافقت کردند اما موقع خواستگاری، فهمیدم که بیتا به من دروغ گفته و نامزد دارد. خیانتی که او به من کرد باعث شد که تصمیم به انتقام از دختران و زنان جوان بگیرم. انتقام؟ چه انتقامی؟ کینه بیتا باعث
پشت پرده ابطال پروانه وکالت بازیگر معروف سینما
چندماه قبل بود که شاهین صمدپور، خبرنگار فعال در فضای مجازی با انتشار ویدئوی مصاحبه خود با خانمی جوان، ادعا کرد که یکی از بازیگران مطرح اقدام به سوء استفاده از این خانم کرده است و این درحالی بود که برای این ادعا مدرکی ارائه نشده بود. این ماجرا با حدس و گمان هایی در مورد ماهیت این بازیگر ادامه داشت تا اینکه امروز دادستان انتظامی مرکز وکلا قوه قضائیه خبر از تعلیق وکالت نواب صفوی بازیگر شناخته شده