سایر خبرها
زین الدین زیدان: به درگیری با ماتراتزی افتخار نمی کنم؛ بازیکنان شگفت انگیزی در رئال مادرید داشتم
بودم، اما تیم بزرگی داشتم که از من حمایت می کرد، بدون آن ها این ممکن نبود. من باید خودم را با افرادی احاطه کنم که با آنها احساس راحتی می کنم؛ گفتن صرفا بله یا نه نمی تواند برای شما کارساز باشد. گل به لورکوزن نمی دانم این بهترین بازی دوران حرفه ای من بود یا نه، اما در هر صورت یکی از مهم ترین ها بود. تا آن لحظه همه چیز را برده بودم و لیگ قهرمانان را از دست می دادم. به ثمر رساندن
روایتی از صاحب یک شغل کاملا خاص!
ازدواج کنم. دختر مورد علاقه ام را هم انتخاب کرده ام، اما می ترسم بروم خواستگاری و بگویند، شغلت چیست، بگویم به پا قبول نکنند. به خاطر همین آنقدر کار می کنم که پولدار شوم تا آن وقت دیگر عنوان شغلم برای کسی مهم نباشد و به آنچه می خواهم برسم. ببینید، شاید برایتان عجیب باشد اما من در همین کار فهمیدم وقت چقدر ارزشمند است، خانواده چقدر مهم است، عشق و علاقه.کسانی هستند که حاضرند میلیونی
احمدی: درباره پست بازی ام گل محمدی تصمیم می گیرد/ نمی خواهم این فرصت بزرگ را از دست بدهم
را بدهم. احمدی در پاسخ به این پرسش که آیا پست اصلی اش دفاع چپ است، تصریح کرد: من فوتبال را به عنوان هافبک یا وینگر شروع کردم، ولی در دفاع چپ هم بازی کردم. به عنوان مثال در لیگ سال گذشته که برابر پرسپولیس بازی کردیم وینگر چپ بودم و پاس گل هم دادم. در تیم المپیک هم در این پست بازی کردم. من می توانم در هر دو پست بازی کنم و در پرسپولیس هم در مورد پست بازی ام یحیی گل محمدی تصمیم می گیرد
کاربستِ داده های تجربی درهند
آنها نیز لطف کردند و فورا مقاله را به چاپ رساندند. همچنین پذیرفتند مقاله دوم را نیز به فاصله کمی منتشر کنند. چند موضوع مرتبط دیگر نیز در مقالاتِ جداگانه انتشار یافتند. آن موقع که پایان سال اول تحصیلم بود، به ذهنم رسید که شاید بشود رساله دکتر ایم را از این مقالات دربیاورم؛ ولی نگران بودم که مبادا دچار خودبزرگ بینی شده باشم. به همین خاطر، از استادم موریس داب خواهش کردم رساله ام را تورقی
زیدان برنامه ای برای مربیگری پاریس ندارد
هنوز هم می توانم به عنوان مربی در مواردی مشارکت کنم؟ بله، خیلی، یا فکر می کنم برخی از موارد. می خواهم ادامه دهم، زیرا هنوز آرزو دارم، این کار عشق من است. زیزو البته در مورد دوران موفقیت آمیزش در رئال مادرید نیز گفت: ما سخت کار کردیم، بازیکنان باورنکردنی داشتیم و تیمی که من را دنبال می کرد. من مسئول خیلی چیزها بودم، اما تیم بزرگی پشت سرم بود. به تنهایی ممکن نبود. من باید افرادی را دور خودم داشته باشم که با آنها احساس راحتی می کنم. اگر نه، نمی توانم کار کنم.
عباس پور: بعد از مسابقات جهانی شرایط برایم سخت شد/ تا مدت ها گریه می کردم
جایی فرصت نشد کشتی بگیرم و به این شکل امسال را از دست دادم. وی که پیش از مسابقات جهانی 2021 در مسابقه درون اردویی امیررضا ده بزرگی را شکست داد و عضو تیم ملی شد، در خصوص وضعیت سال گذشته اش عنوان کرد: قبل از جهانی نروژ در تورنمنت اوکراین مدال گرفتم و بعد از آن در جام وهبی امره اول شدم. همه مدعیان را برده بودم و در جام تختی هم قهرمان شدم. در ادامه در انتخابی درون اردویی ده بزرگی را بردم اما
اسکوچیچ؟ همین حالا کی روش را به تیم ملی بیاورید/ منم جای علی دایی بودم احمدی نژاد را به رختکن راه نمی ...
جدا شدم. مربیگری من از شهرداری فومن آغاز شد و بعد از آن با پیشنهاد خوبی که از شهرداری آستارا به من رسید به کارم ادامه دادم. چند وقت قبل خیلی از شرایط لیگ دو گله می کردی، تبانی ها، شرط بندی.... می توان گفت فساد در این لیگ فاجعه است. من تبانی و شرطبندی را علناً در بازی تیم خودم با شهرداری همدان دیدم. بعد از آن به خاطر اینکه در برنامه زنده فوتبال برتر در این زمینه صحبت کرده بودم
ناراحتی ژاله صامتی از چیست؟ | دعوای وحشتناک ژاله صامتی با بازیگر معروف
همه خواب هستند شما چرا نمی خوابید؟ من هم جواب دادم آخه من خیلی خوشحالم خوابم نمی بره و پرستار جواب داد حتما بچه ات هم خیلی خوشحاله نگران نباش. (می خندد) یادم هست بعضی از خانم ها نوزادشان را به پرستارها تحویل داده بودند اما من از آنجایی که اعتماد به نفسم در همه چیز خیلی بالاست گفتم خودم می خواهم از دخترم نگه داری کنم. (می خندد) بعد از اینکه چندین بار یاس را از روی تخت برداشتم و دوباره به
پدر 21 ساله ای که 40 بچه دارد!+ عکس
در هر خانه، نهایتا 10 بچه را نگهداری می کنیم. بچه های 6 تا 12 سال در یک خانه، 12 تا 15 سال در خانه ای دیگر و 15 تا 18 سال در مکانی جدا هستند. یک شعبه هم در شهر داریم که بعد از 18 سالگی، بچه ها را برای یادگیری یک سری مهارت ها به همدان می فرستیم تا توانمندتر شوند. ما در تمام این خانه ها، یک آشپز داریم، یک روان شناس، یک مددکار، راننده، خدمه، مسئول فنی و ... . در ضمن سه باب از این مراکز، خانه های پدری
حاجیلوئیان: باخت هایم زیاد شده بود، در جام تختی قهرمان شدم!/ سبک کشتی قاسم پور و فیروزپور را می شناسم
جهان که باختم و بعد هم دو بار در لیگ و یک بار هم در مسابقات کشوری مغلوب احمد بذری شدم. من با تیم ستارگان ساری بودم که رفت و برگشت به این کشتی گیر باختم. در تورنمنت دانکلوف هم مغلوب حریف آذربایجانی شدم. بعد در انتخابی جوانان باختم و اینها خیلی بد بود. وی در مورد اینکه چرا دعوت سرمربی تیم ملی جوانان را برای شرکت در جام شهید هاشمی نژاد رد کرده بود، ادامه داد: همه اش شده بود باخت. نمی خواستم
من، تنها زن آتش نشان آبادان، 17 سال دارم
بیشتر در حوزه آموزش فعالیت کردم. انجام عملیات آتش نشانی در آبادان برای خانم ها خیلی محدود و سخت است. من به عنوان یک خانم فقط می توانم توی برنامه های خاصی مثل متروپل حضور داشته باشم؛ آن هم در حاشیه کارها، نه در متن آن. ولی من این چالش ها را به جان می خرم تا به علاقه ام برسم. تنها آتش نشان زن در آبادان هستم او درباره حضور خانم ها در شغل آتش نشانی ادامه می دهد: اگرچه آتش نشانی خانم
دردسر عاشق شدن دختر عراقی به پسر ایرانی در مشهد / حالا با یک نوزاد مرا از خانه بیرون انداخت!
شغل دولتی دارد. پدرم به خاطر شغل پارچه فروشی خیلی به نجف و کربلا سفر می کرد و با ایرانیان زیادی برخورد داشت. خلاصه بعد از تصمیم پدرم برای مسافرت به مشهد شوق و ذوق عجیبی داشتم تا این که در یک روز تابستانی در شهید هاشمی نژاد مشهد از هواپیما پیاده شدیم و در یکی از هتل های اطراف حرم مطهر امام رضا(ع) اقامت کردیم. چند روز از این سفر گذشته بود و ما به مکان های دیدنی، تفریحی و زیارتی مشهد می رفتیم و
زمینِ گرم...
شماتت قرار می دادم و می گفتم: آخر مرد ناحسابی دلت به چه چیز این رهایی خوش بود؟ از بند اسارت رهیدی و در باتلاق جهالت جهیدی! مشغول کلنجار با خود بودم که به شدت با تنه ی رهگذری که گویا شبیه خودم اهل سیر و سلوک در عالم خیال بود برخورد کردم. هنوز کلام منعقد نشده و عذرخواهی نکرده نگاهی با تمرکز به سرم و آن کلاهِ سیاه که حالا سایه ی شوم آن روی تمام وجودم سنگینی می کرد انداخت و گفت: شبیه خلافکارها شدی رفیق!
رفیعی: در کنار گل محمدی کارهای بزرگی انجام می دهیم/ یکی از دلایل بازگشتم نگاه هواداران بود
تر است. مساله خوشایند این بود که در تمام مدتی که نبودم هواداران پرسپولیس به من لطف داشتند و ابراز محبت داشتند. یکی از دلایلی که دوست داشتم برگردم این نگاه و لطف هواداران بود. از آن طرف کارم سخت تر است و فشار بیشتر خواهد بود. می خواهم محبت آنها را جبران کنم. رفیعی درباره علل جدایی اش در برهه های قبلی از پرسپولیس تصریح کرد: همیشه اعتقاد دارم که صداقت، برنده است. شاید بعضی وقت ها در کوتاه
ماجرای هاجری که نذرش ذبح اسماعیل بود!
تمام جوان های این دو شهر را کشته اند، و وقتی دیدم بچه ها علف ها را در دیگ می جوشانند و می خورند خیلی گریه کردم، احساس می کردم وقت ادای نذرم رسیده، آخر من سی سال پشت دسته ی آقا امام حسین (ع) پا برهنه دویده بودم و جوابی نمی گرفتم. نگاهش کردم، با عشق، با حسرت، با وداع، با رأفت و گفتم: به خدا توکل کن مامان، هرچه خواست خدا باشد همان می شود. از آن روز شروع به آماده کردن من کرد، هر
ماجرای عجیب مرد طلبکاری که برای 200 میلیون تومان، بدهکار خود را سوزاند
میلیارد تومانی جور کند. به او 200 میلیون تومان پول دادم، تا وام را جور کند. ولی نه تنها وامی به من پرداخت نشد، بلکه او پولم را هم پس نداد. حتی یک چک جعلی به من داد که من به خاطر آن چک، پنج روز بازداشت شدم. برای همین، بعد از آزادی از زندان به سراغش رفتم تا پولم را پس بگیرم، اما او باز هم بهانه آورد. من عصبی شدم و این اتفاق افتاد. برای چه وام می خواستی؟ مدت ها بود که وضع مالی ام بد
ناگفته های مالک استقلال اهواز از بازداشت تا خرید این تیم با مشورت علی فتح الله زاده
هرمزگان بودم و بعد از آن هم مدتی در فدراسیون فوتبال مشغول به فعالیت شدم و بعد از بازنشستگی ام در بانک ملی، سال 1383 بود که برادران شفیع زاده برای همکاری به سراغ من آمدند و من معاون ورزشی باشگاه استقلال اهواز شدم. آن زمان تیم استقلال در رده آخر جدول بود که من با آوردن آقای یاوری به عنوان سرمربی، تیم را در لیگ برتر نگه داشتم. من تمام زندگی ام را برای فوتبال گذاشته ام و یک ریال هم برای خودم
روایت باورنکردنی یک خفت گیری و قمه کشی وسط شهر
/> برای جلسه پخش فیلم به پردیس ملت رفته بودم. حدود ساعت 7 جلسه تمام شد و درخواست اسنپ دادم. فاصله راننده با من 8 دقیقه بود. برای اینکه مسیرم به سمت شرق به غرب اتوبان نیایش بود و در برگشت تسریع شود به سمت مقابل اتوبان رفتم. به دلیل تجارب قبلی سرقت معمولا گوشی در دست نمی گیرم. هفت هشت دقیقه گذشت و خبری از راننده نشد. موبایل را در آوردم تا ببینم راننده کجای مسیر است. در همان چند ثانیه موتور
عکس/ چهره جدید و غافلگیرکننده لاله صبوری بعد از سه ماه رژیم و ورزش!
خود ایجاد کرده تا تغییرات کلی قابل توجه به نظر برسد. بخوانید: عکس/ آرایش عجیب شکستگی و سن لاله صبوری را لو داد! لاله صبوری، بازیگر شناخته شده تلویزیون که اخیرا مهمان برنامه احوالپرسی بود، در مورد آرزوهایش صحبت کرده بود. او گفته بود: من اگر همین الان از دنیا بروم هیچ طلبی از زندگی ندارم و حسرت هیچ چیز نمی خورم. من هر کاری که دوست داشتم و می خواستم انجام دادم و هر
خاقانی: می خواهم مثل حسین زاده و حردانی به تیم ملی دعوت شوم/ مجیدی حامی بازیکنان جوان بود
با کسب رکورد تاریخی حس بی نظیری دارد که تا سال های سال در ذهن همه باقی می ماند. خوشحالم که در این مسیر حضور داشتم و شاهد قهرمانی استقلال بودم. بازیکن تیم فوتبال استقلال در مورد عملکردش در این فصل تصریح کرد: عملکردم راضی کننده بود، ولی می توانستم خیلی بهتر از اینها باشم. مربیان به من اعتماد کرده و فرصت بازی می دادند. هر کسی در تمرینات بیشتر تلاش می کرد آنها حق را به حقدار می دادند. شاید
وداع خاص شهید شریفی با خانواده/ وصیت عارفانه شهید برای تدفینش
شهدای محله مان برد و مزار خودش را نشانم داد. به من گفت: من دوست ندارم برگردم و نمی خواهم چیزی از وجودم بازگردد. اگر پیکر من را بازگرداندند که هیچ؛ اما اگر بازنگرداندند، یک لباس من را به همراه قرآن و یک پرچم در مزارم بگذارید که در حال حاضر به عنوان یادبود در گلزار شهدای محله مان گذاشتیم. وی در رابطه با احساسی که هنگام شنیدن خبر شهادت برادرش داشت، گفت: من خیلی خوشحال شدم. اصلا گریه نکردم
دستگیری قاتل آتش افروز 4ماه بعد از قتل/ از مجازاتم آگاه بودم و خواستم تا زنده ام دنیا را بگردم!
جست وجوی ویژه پرداخت تا اینکه سرانجام بعد از گذشت 4 ماه از جنایت، متهم فراری شناسایی و دستگیر شد. او چند روز قبل در اقدامی غافلگیرانه به دام پلیس افتاد و وقتی پیش روی بازپرس محمدتقی شعبانی قرار گرفت درباره انگیزه اش از جنایت گفت: مدتی قبل از حادثه 200 میلیون تومان به مقتول پول دادم تا برایم وام 5 میلیاردی بگیرد. او وعده داده بود که به زودی برایم وام جور می کند چون من ورشکسته شده بودم و بدهی داشتم
این قهرمان نقش خودش را بازی کرد
را گذرانده بودم. واحد تخریب و انفجارات را انتخاب کردم و به عنوان بسیجی در منطقه غرب کشور حاضر شدم. چندین ماه از حضورم در جبهه گذشته بود که گفتند باید نیروی کادری سپاه بشویی تا بتوانی در به حمل مهمات و مواد ناریه ایفای نقش کنی؛ بنابراین پاسدار شدم و پس از آن در مناطق مختلف جبهه حضور یافتم. تا سال 1362 توانسته بودم مین های زیادی را خنثی کنم و در کارم مهارت داشتم. در جریان عملیات والفجر4
با درد بازی می کردم؛ هیچ کس جز خانواده ام نمی دانست
استعدادترین والیبالیست ها در دهه های اخیر هستی ولی مصدومیت هیچ وقت اجازه نداد که تو در عرصه ملی آنطور که همه انتظار داشتند عمل کنی. راستش را بخواهی در چند سال اخیر من همه بازی هایی که در تیم ملی به میدان می رفتم هم با درد همراه بود ولی خب به خاطر غیرتی که روی تیم ملی داشتم حتی با درد هم بازی می کردم. من حتی نمی گفتم که درد دارم و این عملکردم که 100 نیست به خاطر این درد است. *یعنی کسی
نخبه دانشگاه شریف کلاهبردار شد
مرحله دوم می رفتم که سخت تر بود. با برنامه خاصی که داشتم و روش هایی که خودم روی آن تسلط داشتم حساب فرد مورد نظر را هک می کردم. طوری که وقتی حسابش را چک می کرد، متوجه می شد که پول به حساب او واریز شده است. اما این پول فقط 20دقیقه در حساب او بود و بعد آن را برداشت می کردم. مگر می شود با اطلاعات بانکی که فروشنده برایت می فرستاد، حسابش را هک کرد؟ من یک هکر باهوش و نابغه ام. تا
از هیچ حریفی نمی ترسم
بدانیم. در ادامه گفت وگوی همشهری را با این کشتی گیر می خوانید. امسال کار خودت را از ابتدا یعنی مسابقات کشوری آغاز کردی. شرایط چطور بود؟ بعد از مسابقات جهانی تغییر وزن دادم و طبق چرخه انتخابی تیم ملی برای انتخاب نفرات 10وزن شرایطی وضع شده بود که نخستین بار داشت اجرا می شد. مثلا نفر اول مسابقات کشوری به قهرمانی آسیا می رفت. من در قهرمانی کشور سوم شدم و مجوز حضور در جام تختی را کسب
آخرین وضعیت سلامتی رضا ایرانمنش پس از حادثه سر فیلمبرداری
باورتان نشود اما من 4 ساعت کاملاً مرده بودم و بعد از 4 ساعت دوباره برگشتم. خاطرات واضحی را به یاد دارم، احساس می کردم در خلأ هستم، می توانستم خیلی سریع به هر جا که اراده کنم بروم. اما دلم نمی آمد از کنار جسمم آن طرف تر بروم، مثل یک رؤیا بود. یکی از بچه ها از به هوش آمدن من - بعد از یک ماه کم هوشی- فیلم گرفته بود، در فیلم دیدم که گریه و التماس می کنم و همه را به قرآن قسم می دهم که نمی خواهم برگردم، من