سایر منابع:
سایر خبرها
مجلس امام حسین(ع) جای تسویه حساب نیست
یادگیری مداحی قبل از انقلاب و الان را چگونه بررسی می کنید؟ چه الان و چه قدیم اگر بدانید ارباب چه کسی است و قرار است کجا استخدام شوید، سیم خود را مستقیم به خدا و پیامبر و امامانی که به آنها اعتقاد دارید متصل می کنید و می دانید که حنجره را به امام حسین(ع) می فروشید و کسی که حنجره خود را وقف امام حسین(ع) کرد، آن به فرد دیگری نخواهد فروخت! یک کارمند بعد از 30 سال خدمت چه خوب و چه بد بازنشسته
درگیری پدر با خانواده برای بخشش قاتل پسرش
خانه خالی از صفای ما کرده بود. بالاخره همه خانواده حاضر شدند از قصاص قاتل ایوب صرف نظر کنند مشروط بر اینکه او و خانواده اش جایی زندگی کنند که یکدیگر را نبینیم چراکه عاقبت خوشی در پس این ماجرا نبود. ما با خداوند معامله کرده بودیم و تنها دلیل بخشش من و خانواده ام خدای ایوب بود. از زاویه ای دیگر یک روز مانده به عید سال 1388 آخر شب از مغازه برگشته بودم که زنگ خانه به
عاقبت ناامیدی در دعا
کردیم و شما هم خواندید و شنیدید. حاج شیخ رجبعلی خیّاط بیان می کند: خانه یکی از بستگان بودیم، همه برای کاری بیرون رفتند، من و دختر آن خانواده در خانه بودیم. من در آن زمان هفده، هجده سال بیشتر نداشتم، جوان رشید و خوش سیمایی هم بودم. آن دختر تقاضای نامشروع کرد. یک باره بدنم لرزید و سریع بلند شدم. ایشان قسم می خورد و می گوید: والله وقتی درب خانه را بستم، دو سه قدم جلو نرفته بودم که دیدم
نوباوه: اصلاح طلبان قابل اعتماد تر از اصول گرایان هستند/ فراکسیون رهروان دولتی بود
می روند و با نام آنها انتخاب می شوند چندان قابل اعتماد نیستند. دختر آقای هاشمی حرف خوبی زده بود مبنی بر اینکه کسانی که خط عوض می کنند نه قابل اعتماد هستند نه برای این سوی نه برای آن سو. حالا نمی دانم ملت چگونه باید به آنها اعتماد کنند. خوب مردم اعتماد کردند خوب نتیجه اش را هم ببینند. چرا اصول گرایان نتوانستند فهرستی را معرفی کنند که همه جریان های اصول گرا را در خود
وعده مهران مدیری برای تغیرات اساسی در دورهمی
/> مخالف حضور بچه هایم به عرصه بازیگری هستم در ابتدای این گفتگو هر دو بازیگر بعد از سلام و احوالپرسی و تبریک به مناسبت ماه مبارک رمضان از نحوه آشنایی و ازدواج خود بیان گفتند و این را متذکر شدند که 37 سال است با عشق و رضایت قلبی در کنار هم و خانواده بزرگمان زندگی می کنیم. محمود پاک نیت در ادامه با بیان اینکه از ابتدا راضی نبودم پسرهایم کار بازیگری را تجربه کنند، عنوان کرد: من
عقربی که دروازه بان بود!
کند. ایگوئیتا پذیرفت. او در یک رستوران به عنوان واسطه قرار گذاشت و مبلغ 300 هزار دلار به عنوان خون بها به دست آدم ربایان داد و دختر را تحویل گرفت. خانواده دختر به عنوان 64 هزار دلار به او دادند و ایگوئیتا پول را قبول کرد. این موضوع فاش شد و دروازه بان مشهور تیم ملی به دلیل واسطه گری در جریان آدم ربایی و دریافت رشوه به هفت ماه زندان محکوم شد. در همان سال اسکوبار به دست پلیس و
خالق سیا ساکتی: تک فرزندها آسیب پذیرند
همسرم هستند.به نظرم یک خانواده خوشبخت و خوب خانواده ای است که ارتباطات قوی با هم داشته باشند و زمانی که مشکلی پیش آمده و مطرح می شود همه دست به دست هم بدهند و آن مشکل را برطرف کنند. خدا را شکر در خانواده ما چنین مناسباتی وجود دارد. پنج برادر و یک خواهر هستیم و در مجموع 12 بچه داریم که روابطمان با هم خیلی خوب است. زود به زود دور هم جمع می شویم. ارتباط خیلی خوبی هم با خانواده همسرم دارم. معتقدم مجموع
پدرم یک قهرمان بود
ناراحتیم اما از طرفی هم خوشحالیم که در راه خوبی رفت، در واقع علی اصغر خوب آمد، خوب ماند و خوب رفت. * آخرین کلام قبل از شهادت یکی از همرزمان شهید شیردل درباره نحوه شهادت و آخرین لحظه های زندگی این شهید می گوید: اول شعبان پارسال بود که ساعت تقریبا 10 صبح بعد از دو سه ساعت استراحت به اتاق علی رفتم، حدود ده دوازده روز بود که شبانه روز، درگیری داشتیم. علی داشت با تلفن با خانواده صحبت می
اعتراف های تلخ دزدان مسلح بانک های مشهد
می کند ولی من گوشم از این حرف ها پر بود و حسابی وسوسه شده بودم. پیش خودم می گفتم یک بار دزدی می کنیم پول حسابی در می آوریم و بعد دیگر تمام اما...وقتی از اولین سرقت، پول کمی گیرمان آمد باز هم طمع بیشتر پول به جیب زدن در جان مان بود. مصطفی زمان سرقت چه می گفت. آیا خودتان دو نفر بودید؟ بله مصطفی مرا تشویق می کرد که به دزدی هایمان ادامه دهیم.او می گفت اگر قبل از دزدی شیشه مصرف کنیم شجاع می
داستان شهادت علیمحمد اربابی و بغض رهبری/ توصیه رهبری به خانواده شهدا چیست؟
فراهم شد و مدارکی را از افرادی که قرار بود از سوی خانواده در این دیدار باشند گرفتند. روز بعد، پنجم دی ماه همراه خانواده به سوی تهران حرکت کردیم. با توجه به اطلاعاتی که از خانواده گرفته بودند، همه ی وسایل مورد نیاز برای رفاه پدر و مادر شهیدان اربابی را فراهم کرده بودند. شب هنگام به تهران رسیدیم و در ساختمانی روبروی سفارت روسیه، که متعلق به بنیاد شهید بود استراحت کردیم. با توجه به این که در
التماس می کردم به سوریه نرود
. ما اصالتا قزوینی هستیم، بخش شال شهرستان بوئین زهرا. خانواده آقا مرتضی هم اهل همانجا بودند اما بعد از ازدواج به تهران مهاجرت کردند. همسرم گفته بود عروس سید می خواهم که اقوام آنها مرا معرفی کردند. *من، مرتضی، کار بیشتر زمان مرتضی در هیئت و محل کار می گذشت. گاهی از دیر به خانه آمدن هایش شاکی می شدم اما وقتی می آمد حتی اگر برای بحث کردن نقشه های زیادی کشیده بودم، اما با
زندگینامه حاج محسن حسنی کارگر
به گزارش پیک هشترود به نقل از ایران مطلب ،زندگینامه حاج محسن حسنی ، نماینده ایران در مسابقات بین المللی قرآن مالزی ضمن اینکه شیوه مسابقات فعلی را قاری سوز می داند نه قاری پرور، معتقد است؛ مسابقات قرآن مالزی اما و اگرهایی برای کسب رتبه اولی توسط قاریان ایرانی دارد. محسن حاجی حسنی کارگر نماینده جمهوری اسلامی ایران در پنجاه و هفتمین دوره مسابقات بین المللی قرآن مالزی که شب گذشته، 18 خردادماه عازم مالزی شد تا در این
علی مصفا: دوست دارم بازی نکنم بازیگری خوشایندم نیست
در فیلمی قرار باشد نقش یک شخصیت سرکش را بازی کنید، که کمتر پیش آمده، باز هم کم رویی را می شود در آن شخصیت پیدا کرد. این ویژگی تان باعث شده نقشی را نپذیرید؟ اصلا سعی می کنم فیلمنامه هایی که شخصیت متضاد با خودم از من می خواهند قبول نکنم. حتی اگر فیلمنامه خیلی خوبی باشد؟ من اصولا اول از همه نگاه می کنم چقدر از عهده نقشی که در فیلمنامه قرار است بازی کنم برمی آیم و آیا
فتنه و اهانت چگونه آرای هاشمی در خبرگان را کاهش داد؟+ جدول
هاشمی به رهبر انقلاب قبل از شروع فتنه 88 در نامه بدون سلامی که با رضایت و موافقت هاشمی رسانه ای شد، خطاب به ولی فقیه اعلام کرد که اگر به پیشنهادهایش توجه نشود، آتش و دود آن بعد از انتخابات، جامعه را فرا خواهد گرفت. وی در این نامه با لحنی تهدیدآمیز آورده بود: با این همه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی شک بخشی از مردم و احزاب و جریان ها این وضع را بیش از این بر نمی
علی مصفا: بازیگری را دوست ندارم اما گاهی برای پول بازی می کنم
نمی کنم اما نمی دانم چه اتفاقی می افتد که تن می دهم. سعی ام این است که بازی نکنم اما در شرایطی قرار می گیرم که به ناچار این کار را انجام می دهم. نمی دانم؛ دوست ندارم، اما پیش می آید. بازیگری خوشایندم نیست. در حوزه هنر چه فعالیتی برای تان مطلوب است؟ خیلی دلم می خواست نویسنده بودم. می نشستم قصه می نوشتم. یا مثلا نقاش بودم و می نشستم به نقاشی کشیدن. کارهایی که نشسته انجام می شوند
خانواده ام زیر آوار شهید شدند/ بچه ها و برادرانم به فدای پدرم
اولم اکبر هم که سه سال داشت بعد از ناهار خوابیده بود، به پشت بام رفتم تا لباس هایشان را که شسته بودم پهن کنم، ناگهان یکی از هواپیما ها از بالای سرم رد شد و دیگری بمب را بر سر خانه ما انداخت. ناگهان صدای مهیبی همه جا را فرا گرفت، اشهدم را خواندم و دهانم را بستم، بعد از گذشت 5 دقیقه که چشمانم را باز کردم متوجه شدم که زنده ام ولی تمام سر و صورتم خیس و داغ بودند که بعد فهمیدم زخمی شدم.
آل پاچینو از زبان آل پاچینو
نگاه نمی کردم. می خواستم کارهای خوب انجام دهم و این البته آزاردهنده بود. تصورکن بازیگری بگوید دیگر نمی خواهم در فیلمی بازی کنم، چون نمی توانم از آخرین کاری که کردم پیشی بگیرم و بهتر ظاهر شوم. در زندگی شخصی چه؟ یک جورهایی دیوانه بودم. درگیر الکل بودن مرا از کار و زندگی عقب انداخت و باعث شد بیشتر از روزهای کاری، روز بیکاری داشته باشم. چارلی لافتون که استادم بود، باعث شد خودم را
عاشق دامادمان شدم و او را مجبور به طلاق از خواهرم کردم!
باهم دعوای شدید می کردیم. مدتی گذشت و امیر از زهره خواستگاری کرد و قرار شد که با هم ازدواج کنند ولی از آنجایی که من امیر را دوست داشتم اینقدر به خواهرم حسادت می کردم که خواهرم از او جدا شد. من هم که منتظر چنین فرصتی بودم به صورت پنهانی با امیر رابطه دوستی خود را ادامه دادم و این را هم می دانستم که زهره چقدر امیر را دوست دارد و به خاطر جداییشان و اینکه بلایی که امیر سر او
ماجرای تذکر رزق معنوی به آیت الله خزعلی
بستگان بودیم، همه برای کاری بیرون رفتند، من و دختر آن خانواده در خانه بودیم. من در آن زمان هفده، هجده سال بیشتر نداشتم، جوان رشید و خوش سیمایی هم بودم. آن دختر تقاضای نامشروع کرد. یک باره بدنم لرزید و سریع بلند شدم. ایشان قسم می خورد و می گوید: والله وقتی درب خانه را بستم، دو سه قدم جلو نرفته بودم که دیدم حالی در درون من ایجاد شده است. مطالبی را حس می کنم و وضع خاصّی دارم. چون آن تقاضا
5 تناقض سندسازی بی بی سی علیه معمار انقلاب/امام فرمودند بهترین دعا شعار مرگ بر آمریکاست
تقریباً 10 روز است، امام در روز 4 آبان 1343 علیه آمریکا سخنرانی کرد و اعلامیه می دهد و در آنجا تأکید می کند؛ این آمریکاست که اسرائیل را حمایت می کند و آمریکاست که همه جنایت ها را مرتکب می شود، بنابراین این 10 روز فرصت خوبی بود که اگر امام اهل معامله گری با آمریکا بودند، بلافاصله بعد از سخنرانی 4 آبان خود نماینده ای به سفارت آمریکا بفرستد تا سخنان ایشان سوء تعبیر نشود، اما نه تنها این طور نبود، بلکه
عاشقانه ای برای احمد
تابستان ها آذوقه و خوراک روزهای زمستان را! بعد هم که سپاه تشکیل شد و حاج ا حمد به عضویت سپاه درآمد. جنگ شد! جنگی که کاش رخ نداده بود. به خرمشهر رفت. شهر اشغال شده بود و همه برای آزادسازی آن تلاش می کردند. احمد هم یکی از آنها بود. تا روز آزادسازی خرمشهر همان جا ماند. وقتی هم که شهر آزاد شد کنار مسجد جامع 2رکعت نماز شکر خواند و بار دیگر به تهران بازگشت. پیش از جنگ هم قرعه به نامش افتاده بود که به کردستان
رحماندوست:از مجلس راحت تر می شود به جهنم رفت/خاتمی گفت چُغلی مرابه رهبر کردی؟/احمدی نژاد به خاکی زد
سال اول ریاست جمهوری اش حکم مشاورت برای من زد با افتخار گفتم مشاور ایشان شدم، ولی از اولین روزها و لحظات دولت دوم بنا عوض شد. من در همان سال اول دولت دهم بسیار با مشایی جنگیدم. در سفرهای استانی خانواده های شهدا حرف هایی درباره او می زدند که من همه را به رییس جمهور منتقل می کردم. بعضا هم بد می شد ولی ابایی از گفتن نداشتم و وظیفه خودم می دانستم. لذا بعد از یک سال از دولت دهم آقای احمدی نژاد لیست 14
گفت وگوی جالب با عکاس و قوم نگار مطرح کهگیلویه و بویراحمدی
طراحی انجام می گرفته؛ اما پس از پیدایش دوربین عکاسی و عمومی شدن و سَبُک شدن و قابل حمل شدنش، بسیاری در سفرهاشان از آن استفاده کردند یا مستقیما در تحقیقات علوم اجتماعی با همان برخوردهای اولیه که در تولید کارت ویزیت ها و کارت پستال ها انجام می شد، این اتفاق هم افتاد. اما برای اولین بار این موضوع بیشتر برای چهره شناسی استفاده می شد و معمولا انسانها را از نظر نژادی مورد بررسی قرار می داد، اما امروزه نه
مرثیه سرایی دهه شصتی ها برای یاهو!
اجتماعی خاطره بازی کرده اند. خداحافظ ای همنشین همیشه! قدمت یاهو مسنجر خاطره انگیز به زمان اینترنت دایل آپ برمی گردد. اواخر 1990 بود که شرکت یاهو با انتشار این نرم افزار خیلی زود توانست کاربران زیادی به دست بیاورد و همه گیر شود. یکی از کاربران در واکنش به تعطیلی مسنجر قدیمی نوشته: چراغا رو خاموش کنین، دهه شصتیا میخوان گریه کنن. و اول یاهو رو باز می کردیم بعد وصل می شدیم به
نویسنده ای که کتاب های خودش را می فروشد
منتقل کنم. پس بهتر است اول کمی به خودمان برسیم. حال ما که خوب بشود قطعا حال اطرافیانمان هم خوب میشود. " ماه عسل " در کشورهای همسایه بعد از پخش آیتم پشت صحنه برنامه روز قبل که دوربین "ماه عسل" به خانه یکی از جانبازان 8 سال دفاع مقدس رفته بود و به تصویر کشیدن بازخورد مخاطبین و حال و هوای مردمی بعد از تماشای برنامه، و پخش ویدئوی مردمی ایرانیان مقیم تاجیکستان از تماشای "ماه عسل
نوشتن روی آسمان!
از شکست نمی ترسید پس از گذراندن 2 ماه در زندان، به دلیل میگرن شدید از سربازی معاف شدم. بعد از آن، کار بالن سازی را شروع کردم. پیش تر با یک بالن ساز کار کرده بودم و کمی فوت و فن آن را می شناختم. آن روزها داشتم ازدواج می کردم و توانسته بودم 3 میلیون تومان پس انداز کنم. 5 بالن برای شهر مشهد سفارش گرفتم اما چشم تان روز بد نبیند یکی دو ساعت از نصب هر بالن که می گذشت با من تماس می گرفتند و می
من متمایزم، پس هستم
تهران پیشخدمت است. او درباره علت انتخاب این شغل می گوید: من در دانشگاه، حقوق خوانده ام، ولی به اصرار خانواده؛ درحالی که خودم به شخصه به رشته هایی مثل هتل داری، گالری و کافه داری علاقه داشتم و از بچگی تصمیم داشتم روزی کافه داشته باشم. حتی زمانی که می خواستم به خودم جایزه بدهم به یک کافه می رفتم، اما متأسفانه در زمان انتخاب رشته چون مادرم وکیل است، به اصرار او حقوق خواندم، اما بعد از اتمام درسم
اولین شعری که پدر شعر انقلاب سرود
اند. یکی از مشکلاتی که در خانواده ی ما بود مسأله ی همخونی بود؛ پدر و مادر من دختر عمو و پسر عمو بودند و همخون به شمار می رفتند، بنابراین دو تن از خواهران من گرفتار فلج شدند. یکی فلج است و دیگری نیز فلجی دارد. من خودم نیز ناراحتی مری دارم که حاصل ازدواج فامیلی است و در تمام عمر از آن رنج برده ام، ولی همیشه با این ناراحتی مبارزه کرده ام و حتی اجازه نداده ام که افراد خانواده ام پی ببرند که من رنج می
مهریه من شفاعت همسرم است
دانم فقط می دانم بی تاب رفتنم. حرف هایم را روی کاغذ آوردم و تحویل مسئول مربوطه دادم. سه روز بعد شیرین ترین زنگ تلفن برایم به صدا در آمد. خوابم تعبیرش اعزام حج تمتع بود! دلنوشته ای برای شهدا روزی از من دعوت کردند تا در مدرسه دخترم به عنوان همسر شهید برای معلمان و دانش آموزان صحبت کنم. نگران بودم مبادا نتوانم حق شهدا را خوب در بیانم ادا کنم. به همین دلیل نیمه های شب شروع به
آشپزخانه های تولید شیشه، بیخ گوش تهران +عکس
قطار است. پنجره هایش حفاظ ندارد. خانه حصارکشی نیست. 3 طبقه با سنگ سفید مرمر. وقتی زنگ می زنم و در را برایم باز می کنند، ظاهر همه چیز عادی است. پیش از آمدن برای گفت و گو، رضایت شان را گرفته بودم. البته بدون حضور عکاس. یاالله یاالله گویان وارد می شوم. پدر خانواده راهنمایی ام می کند. فرش نقشه ریزه ماهی تبریز، کف اتاق پذیرایی را به زیباترین شکل تزیین کرده. روی مبل ها ملحفه انداخته اند و قاب عکس روبان