سایر خبرها
محاکمه مردی که پسرعمویش را با ادعای آزار شیطانی همسرش کشت
بود، او و دوستش، سعید، بازداشت شدند. سعید مدعی شد چیزی درباره قتل نمی دانست. با این حال و با توجه به مدارک به دست آمده، سبحان به قتل و دوستش سعید به معاونت در قتل متهم شد. با صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی بعد از اینکه اولیای دم شکایت خود را مطرح کردند، متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت. سبحان گفت: مدتی بود که متوجه
خودکشی مردی که خودش را مسبب قتل خواهرش می دانست | نمی خواهم مرا ببخشید ، اعدامم کنید!
در خانه نبود و پدرم گفت با مادرتان دعوا کردیم و او قهر کرد و رفت. در ادامه تیم جنایی به مرد میانسال مشکوک شده و او را بازداشت کردند که در همان بازجویی های اولیه لب به اعتراف گشود و در تشریح این جنایت گفت: روز حادثه وقتی بچه ها به مدرسه رفتند با همسرم دعوایمان شد. من از شدت عصبانیت نخ یکی از بادکنک ها را دور گردن همسرم پیچیدم و محکم کشیدم و چند ثانیه بعد فهمیدم دیگر نفس نمی کشد. همان موقع
ناپدید شدن جوان مخترع، معمای جدید کارآگاهان جنایی تهران
همشهری آنلاین - حوادث: چند روز قبل مردی جوان به دادسرای جنایی تهران رفت و از ناپدید شدن ناگهانی برادرش خبر داد. او گفت: برادرم بهنام به طرز مشکوکی ناپدید شده و من احتمال می دهم برادر دیگرم به نام بهروز که با وی اختلاف داشته، جانش را گرفته است. وی ادامه داد: چند سال قبل مادرم فوت شد و برادرانم بهنام و بهروز بر سر فروش خانه ارثیه ای مادرم دچار اختلافات شدیدی شده بودند. آنها مدام بر سر
عروس قاتل در تبریز اعدام شد!
به گزارش نصر، 9 خرداد ماه سال 1401 بود که گزارش مفقودی خانم 76 ساله به پلیس آگاهی تبریز گزارش شد. به دنبال این گزارش، پرونده جهت اخذ دستورات قضایی لازم به مجتبی جمالی، بازپرس جنائی تبریز ارجاع داده شد و وی بلافاصله دستورات قضایی لازم را برای پیدا کردن مادر گم شده به کارآگاهان پلیس آگاهی صادر کرد. بعد از گذشت 4 روز، دو متهم در این رابطه دستگیر و بعد از مواجه با مستندات، لب به اعتراف
قتل هولناک همسر دوم در اینستاگرام؛ 9 خواهر و برادر مقتول درخواست قصاص کردند
خارج شد، دعوایمان شدت گرفت و در یک لحظه مشت من بر صورتش فرود آمد. او بی صدا و جان باخت بر زمین افتاد و من... من وحشت زده شده بودم. جسدش را در تاریکی شب به بزرگراه آزادگان بردم و رهایش کردم. بعد از آن انگار روح از بدنم رفته بود دخترم را برداشتم و به خانه پدرم بردم اما وجدانم آرامم نمی گذاشت و در نهایت تصمیم گرفتم به گناه خودم اعتراف کنم. در نخستین دقایق جلسه دادگاه 9 خواهر و برادر مقتول که
قتل همسر دوم در حالت مستی
دستور مقام قضایی به پزشکی قانونی منتقل و مرد میانسال در همان محل بازداشت شد و به قتل همسر ش اعتراف کرد و در تشریح ماجرا به مأموران گفت: 20 سال قبل با زنی ازدواج کردم و از او فرزند هم دارم. اما 13 سال قبل با مقتول آشنا شدم که او هم یک پسر از همسر سابقش داشت. بعد از مدتی به خاطر علاقه ای که بین ما ایجاد شد، او را صیغه کردم و چند روزی در هفته به خانه اش می رفتم. اما مریم زن بداخلاقی بود و سر هر
مردان خشن بعد از فرار از زندان افغانستان، دست به سرقت نیم میلیاردی در تهران زدند
کشیدیم و چهره هایشان را دیدیم و آنها را شناختیم. مردان خشن هموطن و هم ایالتی خودمان بودند. چند سال قبل، این دو نفر و یکی از دوستانشان، چندین نفر را به قتل رساندند. همان موقع پلیس افغانستان هر سه نفر را بازداشت کرد و به زندان هرات فرستاد. اما با حمله طالبان به افغانستان، در زندان ها باز شد و آنها هم آزاد شدند. آنها بعد از آزادی ظاهرا مخفیانه به ایران آمده اند و جرایمشان را در پایتخت ایران ادامه می
صدور کیفرخواست در پرونده 6 قاتل که به ایستگاه محاکمه رسیدند
پلمپ کمپ غیر مجاز و بازداشت 5 پرسنل آن که یکی از آنها مدیر کمپ بود، صادر شد. متهمان اعتراف کردند که متهم اعتیاد شدیدی به شیشه داشته و حاضر به ترک مواد نبوده است. به همین دلیل ناچار شدند وی را کتک بزنند تا به زور و اجبار آنها مواد را ترک کند. بعد از اعترافات متهمان، بازپرس جنایی دستور پلمپ کمپ غیرمجاز را صادر کرد. از سوی دیگر تحقیقات در این پرونده تکمیل شد و به درخواست خانواده قربانی که
ردپای باند ببرهای وحشی از هرات تا تهران
بودند.متهمان بازداشت شده به آدم ربایی های سریالی، اخاذی و شکنجه قربانیان اعتراف کردند. تحقیقات پلیسی برای رازگشایی از دیگر جرایم آنها در حالی ادامه داشت که معلوم شد چهار نفر از آنها چندی قبل در جریان یک سرقت مسلحانه از یک قمارخانه در غرب تهران، تحت تعقیب مأموران اداره یکم پلیس آگاهی تهران قرار داشتند. متهمان خانه ای را در غرب تهران شناسایی کرده بودند که اتباع افغانستان در آنجا به قمار و شرط بندی اقدام می
قتل آتشین زن مسن به دست مرد همسایه
به دل گرفتم و روز حادثه وقتی دیدم در حال عبور از کوچه است، توقف کردم و خواستم سوار ماشین شود. متهم ادامه داد: در بین راه چند قرص خواب آور داخل آبمیوه ریختم و به او تعارف کردم. وقتی بیهوش شد، او را به خانه یکی از پسرانم بردم و سوار بر یک خودروی سرقتی کردم. بعد هم به حاشیه شهر بردم و با ریختن بنزین، جسد او را آتش زدم. با اعترافات متهم به این جنایت هولناک، تحقیقات تکمیلی در این پرونده ادامه دارد.
حکم اعدام برای بی رحم ترین همسرکش پایتخت
رکنا: مرد خشن که بعد از جشن تولد فرزندش با نخ بادکنک همسرش را کشته بود پای میز محاکمه ایستاد و با حکم قضایی به قصاص محکوم شد و برادر قربانی چندماه بعد از قتل خواهرش خودکشی کرد. رسیدگی به این پرونده از اردیبهشت ماه امسال با شکایت مردی جوان آغاز شد. وی که به پلیس آگاهی تهران رفته بود از ناپدید شدن همسرش خبر داد و گفت: من و همسرم لیلا سالها است که ازدواج کرده ایم و 2 فرزند داریم. دیروز
آمار قتل زنان و دختران به دلایل مختلف در 1403
کرده است. اواسط مرداد ماه دختری 13 ساله در تهران توسط مردی ناشناس که قصد ربودن و آزار جنسی او را داشته به قتل رسیده است. خانواده این دختر چند روز بعد از ناپدید شدن او به اداره پلیس مراجعه و عنوان کرده اند که دخترشان برای رفتن به کلاس از خانه خارج شده، اما تاکنون بازنگشته است. متهم پس از دستگیری اعتراف کرده که قصد داشته این نوجوان را مورد آزار و اذیت جنسی قرار دهد، اما بعد از مقاومت های این
سرنخ هایی از نقش اعضای باند آدم ربایی در 2 قتل
/> به این ترتیب در ادامه تحقیقات مرد ربوده شده آزاد شد و بازپرس جنایی دستور تعقیب دو سرکرده فراری این باند آدم ربایی خشن را صادر کرد تا تحقیقات دقیق تری انجام شود. در ادامه تحقیقات سرنخ هایی بدست آمد که نشان می داد یکی از متهمان دستگیر شده در این پرونده در ماجرای قتل مرد دلارفروشی که در آخرین روزهای سال گذشته در حوالی خانه اش به ضرب گلوله به قتل رسیده بود، دست دارد.
بازی مرگبار برای رسیدن به شهرت؛ معمای ربوده شدن دختر 16 ساله
به گزارش تجارت امروز ؛ چند روز پیش خانواده دختر 16 ساله ای به نام مهسا به پلیس مراجعه کردند و از ناپدید شدن او خبر دادند. پدر خانواده اظهار داشت که مهسا برای رفتن به مدرسه از خانه خارج شده و پس از آن دیگر به خانه برنگشته است. به گفته وی مدتی بعد پیامی تهدیدآمیز به تلفن همراهش ارسال شده بود که در آن آمده بود: دخترتان را گروگان گرفته ایم و اگر دو میلیارد تومان پرداخت نکنید او را خواهیم کشت.
قتل دختر و برادر به خاطر رابطه شیطانی
تحقیقات خود را آغاز کرده و در این مسیر به عطا مشکوک شده و به تحقیق از او پرداختند. عطا در ابتدا منکر اطلاع از سرنوشت برادرش شد، اما سرانجام سکوتش را شکست و به قتل اعتراف کرد و گفت : چند روز قبل دختر 14ساله ام به نام سمیرا سراغم آمد و راز جنایت سیاهی را فاش کرد. او مدعی شد یک روز که در خانه تنها بوده، اعلا سراغش رفته و به زور به او تجاوز کرده. بعد هم ازصحنه آزار واذیتش فیلم گرفته و تهدیدش کرده اگر موضوع
معمای جسد سوخته در یکی از خیابان های قلهک
مدام با همان حال که خونریزی داشت مرا کتک می زد. من هم با طنابی که داخل خودرو بود، اکبر را خفه کردم. این متهم ادامه داد: بعد از آن قتل، جسد را به خرابه ای در قلهک بردم و آتش زدم. با اعتراف پرویز که مرد میانسالی بود، او در بازسازی صحنه قتل حاضر شد. در ادامه نیز دو پسر و یک دختر مقتول با حضور در دادسرای امور جنایی تهران خواهان قصاص شدند. در نهایت، بازپرس شعبه اول دادسرای امور جنایی پایتخت، کیفرخواست پرویز را به اتهام مباشرت در قتل عمدی صادر کرد تا این مرد میانسال در آینده نزدیک پای میز محاکمه برود. منبع: برترین ها ...
اعتراف زن جوان به قتل شوهر معتادش
آن ماده مخدر شیشه می خرید و مصرف می کرد. متهم به قتل ادامه داد: بارها کتکم زده بود و چند بار قصد جانم را داشت. او عکس و فیلم های خصوصی از خودش تهیه کرده و در سایت های غیراخلاقی برای زنان و مردان به اشتراک می گذاشت و این موضوع را به خانواده اش گفتم که حرف هایم را قبول نکردند. به من حتی خیانت هم کرده بود و طلاقم هم نمی داد. خانه مان را اجاره دادیم و قرار بود به طبقه سوم خانه پدری ام در شرق
مرد قاتل: برادرم به دخترم دست درازی کرده بود، هر دوی آنها را کشتم!ً | حیوان ها جسد غزاله را خورده بودند!
را قبول نکردم، اما یک روز دخترم گوشی تلفن همراه فاتح را مخفیانه از خانه مادرم برداشته بود و به من نشان داد که فاتح به او حمله و او را اذیت کرده و بعد هم فیلم گرفته است. من که به شدت از دست برادرم عصبانی بودم به خانه مادرم رفتم و به برادرم گفتم باید با هم صحبت کنیم. برادرم را بیرون بردم و با ضربات چاقو او را کشتم و بعد جسدش را در بیابان رها کردم. بعد هم به مادرم گفتم خبر ندارم کجاست. در
سرطان، جان قاتل انتقام جو را گرفت
یکی از طایفه ها با شلیک گلوله 2نفر از اعضای طایفه مقابل را به قتل رساند و فرار کرد. هر چند مرد جنایتکار موفق به فرار شد اما برادرش به نام رامین که در صحنه قتل حضور داشت از سوی پلیس دستگیر شد. در ادامه تحقیقات، مأموران موفق شدند برادر رامین را که قاتل اصلی بود، دستگیر کنند. به این ترتیب هر دو برادر در دادگاه محاکمه شدند و قاتل اصلی به قصاص و رامین به حبس محکوم شد. مدتی بعد به رغم تلاش
پشت پرده ماجرای قتل همسر ایسنتاگرامی به دست شوهرش
به گزارش وقت صبح ، یک مرد اوایل فروردین سال 1400 با مراجعه به پلیس به قتل همسرش اعتراف کرد. به گزارش ایران، وی در تشریح ماجرا گفت: 4 سال قبل در حالی که از همسر اولم جدا شده بودم و یک دختر داشتم، در اینستاگرام با زنی به نام مریم آشنا شدم که او هم مطلقه بود و بعد از چند ماه به هم علاقه مند شدیم و ازدواج کردیم، اما با هم اختلاف داشتیم و مدام در قهر و آشتی بودیم. وی ادامه داد
خدا خواست تا او از شهدا باشد
توبیخ می کنند. آن زمان پدرومادرم تا چند روز از اوخبر نداشتند. آن ها نگران برادرم بودند و نمی دانستند که او کجا است. هر چه قدر هم که پیگیری می کردند، او را پیدا نمی کردند. بعد از چند روز، برادرم باسر و وضع خیلی ناجور به خانه می آید. او برای پدرومادرم تعریف می کند و می گوید که چه اتفاقی افتاده است. او گفته بود: آن ها این طوری به من گفتن و خواستند که شلیک کنم. من گفتم: اینا همشهریای من
شمارش معکوس برای قصاص مردی که زنش را زیر مشت و سیلی کشت
عصبانیت هر حرفی به زبان نیاور اما او باز هم با بد و بیراه گفتن هایش آتش خشم من را زیاد می کرد .متهم ادامه داد: من موقع دعوا همیشه سعی می کردم از خانه بیرون بروم تا او کمی آرام شود و خودم از روی عصبانیت دست به کار غیرقابل جبرانی نزنم. متهم در ادامه راجع به روز حادثه گفت: بحث های زن و شوهری گهگاه بین من و همسرم شدت می گرفت و هر بار مثل هر زن و شوهر دیگری حلش می کردیم.اما آن روز حرف هایی زد
قتل شوهر برای ازدواج با مرد عطار
ساکن بود رفتند و با تحقیق از همسایه ها متوجه شدند مرد غریبه چند ماه بعد از فوت شوهر این زن به خانه او در رفت وآمد بود و بعد با هم اثاثیه را به مکان دیگری بردند. سرانجام مرد جوان به قتل اعتراف کرد و گفت به خاطر عشق و علاقه اش به این زن، یک شب در خانه او مخفی شده و سیانور را در شربت شوهر او ریخته و باعث فوت او شده و بعد هم با همسرش ازدواج کرده است. مأموران به مغازه ای که این مرد مدعی بود قرص
افشای راز خیانت با جنایت
کرده است و بعد از اینکه جسدش برای آزمایش به پزشکی قانونی منتقل شد ما جسد را تحویل گرفتیم و دفن کردیم. ردپای پسر عطار شاکی ادامه داد: ما به مرگ پسرمان مشکوک نشدیم و هر چند وقت یک بار هم به خانه اش می رفتیم و به عروس و نوه هایمان که سه فرزند خردسال و نوجوان هستند، سر می زدیم. مدتی گذشت و ما هم به دلایلی برای چند ماهی به شهرستان رفتیم و در این مدت خبری از عروس مان و نوه هایمان