درس بزرگ روانشناسی ورزشی؛ گوشی ات را خاموش کن و سلامت روانت را حفظ کن!
سایر منابع:
سایر خبرها
وزنه برداری پیرم کرد/یک جا ترسیدم؛ گفتند شاید فلج شوی!
کردیم که آن تیمی که دست ما بود را به طرق مختلف، کنترل کنیم. چون اعتبار خود را وسط گذاشته بودید. خیر- نگاه من این بود که ورزشکار در آن شرایط آنقدر در فشار است که خیلی درک مناسبی ندارد. من سرمربی وظیفه دارم کنترلش کنم. من مربی وظیفه دارم به او جهت دهم و شاید آن لحظه برایش سخت باشد، ولی بعدا می داند هرچه بوده برای خودش بوده است. درمورد این موضوع خاص هم دلیل فنی داشت و هم دلیل
گفت و گو با فرزند شهید آل هاشم خدمت در لباس اخلاص تا لحظه پرواز
بودند. گفتند: شما فرزند شهید هستید. و آرامش دادند و تسلیت گفتند. سپس حال پدربزرگم را جویا شدند و گفتند: حتماً سلام مرا به ایشان برسان. آن روز پدربزرگم نیز می خواست بیاید، ولی حال خوبی نداشت. به حضرت آقا گفتم: یک یادگاری از پدرم مانده، یک انگشتر است. من از دست بابا درآوردم. البته آن روز در انگشتش نبود و در جیبش گذاشته بود و من از جبیش برداشتم. به حضرت آقا گفتم: اگر اجازه بدهید من انگشتر شما را داشته
وحید رهبانی: بازی در گاندو برکت داشت | در پیاده رو هم 50 متر از شما جلوترم...
همشهری آنلاین - فرشاد شیرزادی: وحید رهبانی، بازیگر نقش نخست سریال گاندو و گاندو2 در استودیو همشهری گفت: بعضی وقت ها که ازم می پرسند رمانت درباره چیست، حرفم را به کارخانه خیارشور چارلز بوکوفسکی ارجاع می دهم. گفت همه چیز در رمانم هست. پرسیدند زن من هم هست؟ گفت بله، حتی عمه ات که سرطان دارد! این رمان به نوعی محصول مهاجرت من هم می شود. در این رمان نوعی هیجان به چشم می خورد که دوست می داشتم، نتوانم یک
سفیران کتاب الگویی موفق در یزد؛ از کتابخوان شو تا میز کتاب
دوستانم تصمیم گرفتیم با برگزاری مسابقه کتاب خوانی در سطح مدارس شهر یزد نوجوانان و جوانان را به سمت کتابخوانی سوق دهیم. این فعال فرهنگی گفت: هدف از برگزاری این مسابقات کتاب خوانی تنها ترغیب نسل جوان به سمت کتاب خوانی نبود بلکه تلاش کردیم از این راه شبکه ای از دانش آموزان علاقمند به حوزه کتاب را به عنوان کنشگران، مروجان و توسعه شبکه توزیع کتاب خوب شناسایی و حلقه کتاب خوابی را افزایش دهیم.
روایت حامد عسکری از دیدار رهبر انقلاب با معلمان
دست آقا هم می دهند، از بالای عینکشان نگاه می کنند و می خوانند و چندباری هم از مضامین سرودها و شعرها تشکر کرده اند ولی اینجا که تشریف آوردند و شعر را شنیدند، چیزی نگفتند، شعر را تا کردند و گذاشتند روی میز کناریشان. وقت طلوع ماه شد: پرده ی سبز باز می شود، آقا به جایگاه می آیند، جمعیت بلند می شود، تکبیر و شعار و صلوات بازارش داغ است، چقدر با چشمهایشان قشنگ میزبانی می کنند، چقدر خوب
بلند پروازی های زن کار را به طلاق کشاند
مسافرت برویم و چیزهایی که دلمان می خواهد بخریم اما من اینطوری فکر نمی کنم. من فکر می کنم باید کمی صرفه جویی کنیم. *آیا همسرت به این طلاق راضی است؟ بله راضی است. خودش پیشنهاد داد. من هم گفتم اگر مهریه را ببخشد، مشکلی ندارم. طلاق می دهم. *فکر می کنی بعد از طلاق زندگی ات چطور می شود؟ من و پریسا 6 ماه است حتی تلفنی هم حرف نزدیم. من می دانم طلاق سخت خواهد بود. در این مدت هم به شدت عذاب کشیدم اما راهی ندارم. او دیگر نمی خواهد به این زندگی ادامه دهد. اگر عروسی کنیم باز هم کارم به طلاق می کشد. من باید واقع بین باشم./اعتماد انلاین ...
هفته تلخ پیست ها؛ تصادف این بار در فرمول یک/ پول پوزیشن را پیاستری برد، مسابقه را فرشتاپن
. لاندو نوریس و اسکار پیاستری، همانند بسیاری از رقابت های این فصل، کنترل اوضاع را در دست داشتند؛ هرچند فرشتاپن در تمرین پایانی با لاستیک های مدیوم موفق شد فاصله اش را به زیر دو دهم ثانیه کاهش دهد—نکته ای که الگویی جالب را نمایان کرد. ترکیب نرم ترین تایر این هفته، یعنی C6، در دورهای سرعتی و شرایط حداکثری عملکرد، دوام اندکی داشت. همین مسئله تعیین خط را در پیست اوتودرومو انزو و دینو فراری
مصاحبه زیر خاکی از استقلالیِ فراموش شده؛ مادرم می گفت به تیمی برو که لگد نخوری!
آن نشده اند. چون منتقد از بیرون نگاه کرده است. کدام پست را خودت بیشتر می پسندی؟ در سیستم 3-3-4 یا 1-3-2-4، گوش چپ را دوست دارم. ولی مربی مورد علاقه ات آقای احمدزاده از تو در ملوان به عنوان پیستون چپ استفاده می کرد. شاید می خواست من به وظایف دفاعی آشنا شوم، وظایفی که مثلاً در بازی با شموشک هم باید انجام می دادم. البته در ملوان هم اجازه نفوذ داشتم مثل بازی
بررسی وضعیت شیعیان و مسلمانان استرالیا | شیعیان چند درصد هستند؟
در سطح بالا هم از آن آگاهی نداشته باشند. چند فرزند دارید؟ دو فرزند. دو پسر هستند که تحصیل کرده اند و شاغل هستند. ابنا: این سؤال را از این بابت پرسیدم که آیا این نگرانی وجود ندارد که نسل های بعدی مسلمانان با فرهنگ غربی سازگار شوند و ارزش های دینی خودشان را از دست بدهند؟ در برخی موارد این گونه است و در برخی موارد تعداد زیادی مسلمان تر شده اند. البته سیاست
وداع نوریس با شبکه های اجتماعی
...> نفر دوم جدول رده بندی فصل جاری فرمول یک افزود: خوشحالم که دیگر مثل قبل زیاد از گوشی همراه خود استفاده نمی کنم. فقط هنگام دادن پیام به دوستانم سرم در گوشی است. فقط اینکه از دیدگاه من رسانه های اجتماعی اتلاف وقت و انرژی هستند و من اصلاً به آنها نیازی ندارم. این کار به نظرم جالب نیست. راننده تیم مک لارن در خاتمه اظهار داشت: حالا احساس می کنم وقت بیشتری برای انجام کارهایی که می خواهم انجام دهم، دارم. من از گذراندن وقت با دوستانم لذت می برم. من گلف بازی می کنم و کارهای مفید دیگری انجام می دهم. / ...
روایت نجات جان قهرمان بوکس توسط یک کشتی گیر/ کاری که کردم به اندازه مدال المپیک برایم ارزش داشت
بیمارستان بردند. باید چند روز استراحت می کردم، الان چند روز است که تمرین را شروع کردم. تابناک: جام تختی را که از دست دادی، اما از مربی ات –آرش مرادی- شنیدم که قرار است به مسابقات جهانی کشتی ساحلی بروی. بله، خیلی مصمم هستم که به آن چیزی که می خواهم در کشتی برسم. اول جهانی کشتی ساحلی را در پیش دارم، دو سالی هم هست که کشتی محلی می گیرم و تقریباً هیچ باختی هم نداشتم. سفت و سخت
اسکوچیچ: من فوتبال را اختراع نکرده ام
/> * برای فصل بعد تراکتور، برنامه های بزرگتری دارید؟ بلندپروازی های بزرگی با آقای زنوزی داریم. فصل خیلی سختی بود و الان آنقدر به لحاظ ذهنی و جسمی خسته هستم که هیچ صحبتی برای آینده نمی توانم انجام دهم. دوران بسیار دشواری برای من بود، اما اکنون باید با یکدیگر گفتگو کنیم تا ببینیم چگونه می توانیم به نفع من و همه تصمیم بگیریم. * امسال فشار عجیبی از سوی هواداران، به ویژه هواداران
درباره معلم فداکار کردستانی و کارهای ارزشمندش / خداوند بر من منت گذاشت معلم بچه های استثنایی شدم
اش را برای درس خواندن از دست داده است برای همین من و یکی از دوستانم به دیدنش رفتیم تا با او صحبت کنیم. از آن دو نفری که خواهر و برادر بودند و سنشان از سن تحصیل گذشته بود برادر سوپر مارکت بزرگی در شهر دارد و خواهرش هم خیاطی می کند و الحمدلله وضعشان هم خوب است.زمانی که معلم آن چهار نفر بودم دوستی از این ماجرا فیلمی تهیه کرد تا آن را به صدا و سیما بدهد اما من در آن مقطع مخالف بودم با این همه فیلم به
فریاد لیلا شنیده شد / مادر شهیده: دختر جانبازم، مثل گل محمدی به خود پیچیده
را ترور کنیم. قاضی از وی پرسید: آیا شما شکایتی دارید؟ پدر شهیده لیلا نوربخش پاسخ داد: بله از منافقین شکایت دارم. تقاضای قصاص دارم. بچه من را در اتوبوس آتش زدند و من به چشم خودم دیدم بچه ام در آتش می سوزد ولی دیگر نمی توانستم هیچ کاری انجام دهم. من و همسرم، چون بچه خود را در این ترور از دست داده ایم پدر و مادر هایی که در غزه هر روز کودکان خود را از دست می دهند درک می کنیم
بازی را بکش به موضوعی واقعی در ورزش امروز کشور می پردازد/ هیچ مقابله ای با فساد در ورزش وجود ندارد که ...
برابر فساد می دیدم قطعاً به آن ها اشاره می کردم و دریچه امیدی هم در فیلمم باقی می گذاشتم. وقتی من در زیست اجتماعی ام واکنش های اصلاح گرانه ای نمی بینم چطور چنین حسی در من شکل بگیرد که بخواهم کورسویی امید در فیلمم نشان دهم؟ من فعلاً هیچ امیدی ندارم که این موضوع مورد رسیدگی قرار بگیرد و فکر می کنم هیچ وقت هم این اتفاق رخ نمی دهد و با این فیلم هم هیچ مسئولی تشویق به مقابله با فساد نخواهد شد
لشکر 27 در فتح خرمشهر گلوگاه خروج دشمن را بسته بود
شهبازی را هم از دست داده بودیم. شهید همت فرمانده لشکر شده بود و ما تا از لبنان برگردیم مرحله اول و دوم رمضان انجام شده بود. به مراحل بعد این عملیات رسیدیم که چندان فتوحات نداشت. گویا شما در جبهه دفاع از حرم هم ورود کرده بودید، چه چیزی دلیل اصلی این خستگی ناپذیری است؟ اصلی ترین دلیل، پایبندی به خون شهداست. من برادرم کنارم شهید شد. سید عبدالله برقعی و خیلی از دوستانم کنارم شهید شدند. عمیق ترین دلیل ایستادگی، قطره های خونی هستند که نهال انقلاب را به درختی تنومند تبدیل کردند.
دور از وطن هویت نداریم
ملی کشتی کشور افتخار است. در سیستم کشتی بودن و خدمت به کشور لیاقت می خواهد که این لیاقت نصیب من شده است. الان ارتباط با علیرضا دبیر حسنه است؟ همیشه خوب بوده. حتی وقتی نبودم هم خوب بوده. کشتی قسمتی از زندگی من است. در کشتی و در جزئیات مشکلاتی بوده. من هیچ وقت با شخص دبیر مشکلی نداشته ام و همیشه و همه جوره قبولش دارم. مهم ترین دلیل رفتن چه بود؟ 2سال از آن اتفاق گذشته
زیباترین اشعار فاضل نظری؛ شعرهای عاشقانه، غمگین و احساسی اش در جشنواره کتاب
را عقل به یک عمر به دست آورده است دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد آه یک روز همین آه تو را می گیرد گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد _-_- ♥️ -_-_ من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنه تیرم به خطا می رود اما به هدر، نه دل خون شده وصلم و لب های تو سرخ است سرخ است ولی سرخ تر از خون جگر، نه با هرکه توانسته کنار آمده دنیا