سایر منابع:
سایر خبرها
در این دیده درآیید و ببینید خدا را...
به گزارش خبرنگار نوید شاهد، بیست و نهم تیر، روز میلاد شهیدی است که پس از تولد ظاهری، یک تولد دیگر را نیز تجربه کرد و بار دیگر از خویش زاده شد. شهیدی که در یک لحظه، از گناهی گذشت و چشم بر یک نادیدنی بست و از آن دم، چشمش به عوالمی شگرف از حقایق و اسرار حرم ستر و عفاف غیب و ملکوت، گشوده گشت و شاهد نادیدنی های عالم جان شد. این تولد دوباره بود که او را شایسته مقامی به عظمت شهادت کرد و این خلعت کرامت را بر تن او پوشاند. این جوان در عبودیت و عرفان به چنان شناخت و شهودی رسید که مقام تقوا و تهجد و احتیاط و زهد و ورع و طهارت و خلوص او زبانزد همگان بود و الگویی عملی و مجسم از پرهیزکاری و پاکی در میدان رزم و حماسه بود. شهادت او اما، نه نقطه پایانی بر این عروج و سلوک الی الله، که خود، آغا ...
پایان تلخ جوان عاشق در پاتوق خلافکاران!
فروشگاه بزرگ پخش محصولات کشاورزی بودکه بازنشسته شد. خواهرها و برادرهایم همه ادامه تحصیل دادند و به جایی رسیدند و ازدواج کردند. اما من از همان دوران کودکی بسیار بازیگوش و اهل رفیق بازی بودم. وقتی مادرم فوت کرد، غم بزرگی روی سینه ام نشست چون ته تغاری خانواده بودم. اطرافیانم خیلی به من توجه می کردند. در واقع پسری لوس و نُنر بودم که با رفتن مادرم انگار بی کس شدم و به یک باره از مرکز توجه دیگران بیرون
درس اخلاق | کربلا آغاز زندگی بود، زینب (س) آن را جهانی کرد
نبودند، این مسیر اسارت به این خوبی و دقت طی نمی شد. گرچه امام سجاد علیه السلام ولایت داشتند و حضرت زینب سلام الله علیها در همه امور تحت نظر ایشان عمل می کردند، اما امام سجاد علیه السلام به مصلحت الهی باید زنده می ماندند. ایشان پس از حادثه کربلا، سی وچهار سال در قید حیات بودند و در این مدت، کارهای بسیار مهمی برای تثبیت و رشد تشیع انجام دادند. انصافاً باید گفت که آن سی وچهار سال
زمانی جلاد معروف ایران بودم/ خانواده ما از هفت پشت جلاد بودند
به این سوالات آن ها پاسخ صحیح داده بگویم که: بله، پس از آن که کارد من با گردن تو آشنا شد رنج خواهی برد، خون فوران خواهد زد، و در گوشه ای خواهی افتاد. خیلی ها به قدری می ترسیدند که اشک در چشمان شان خشک می شد و نمی توانستند حتی یک کلمه حرف بزنند. مردم وقتی می شنیدند که مثلا فلان روز محکومی را در میدان اعدام سر خواهند برید دسته دسته برای تماشا می آمدند. قلب آن ها می لرزید و با این وصف حس
شهید محمود باقری رکن آبادی؛ سردار وعده های همیشه صادق ...
هیات، روضه حضرت علی اکبر خواندم. بابا بعدش به من گفت آن روضه و شعر را دوباره برای من بخوان و خیلی هم حال و هوای خاصی داشت موقعی که من برایش خواندم... به پیش چشم پدر، پاره پاره اش کردند دلی به رحم نیامد، نگفت من پدرم... از حالاتش مطمئن بودم در این جنگ، شهید می شود و بالاخره فرزند شهید، می گوید: از حالت بابا این اواخر، مطمئن بودم که بالاخره در این جنگ، شهید
سرگذشت حضرت رقیه (ع) در کربلا و چگونگی شهادت ایشان
عاشورا با اهل بیت صحنه ای بسیار جان سوز بود، ولی آخرین صحنۀ دل خراش و جگرسوز در وداع ایشان با دختری سه ساله رقم خورد که شرح آن را در ذیل می خوانید: هلال بن نافع که از سربازان دشمن بود، می گوید: من پیشاپیش صف ایستاده بودم. دیدم امام حسین(ع) پس از وداع با اهل بیت خود به سوی میدان می آید. در این هنگام ناگاه چشمم به دخترکی افتاد که از خیمه بیرون آمد و با گام های لرزان، دوان دوان به دنبال امام حسین
روضه در وسعت رسالت/ محفل خانگی خبرنگاران کرمانی برای پیام آور عاشورا
همین یکساعت پیش به او شکایت کرده بودم می زنم و می گویم کارت درسته؛ خیلی! روضه از حُسن اتفاق با مناسبت شهادت امام سجادعلیه السلام مصادف می شود؛ روزی که باید با دل و جان برای غربت و مظلومیت امام سجادعلیه السلام روضه خواند، گریست و البته در محضر دانشمند حضرتش زانوی ادب زد و از دریای علم بیکران ایشان به اندازه نمی از یمی محظوظ شد. این محفل کوچک اما معنوی در سالروز شهادت امامی که
متن نامه سعید به شیرین را بخوانید
مردم رو کرده سپر بلای خودش و نفسشو می بریدم. اون وقت شاید الان دوستات تو بازاشتگاه نبودن، شاید نادر زنده بود. آره اون وقت من سر جام بودم و خیلی اتفاقا نمی افتاد. ما همه مقصریم، همه؛ حتی تیمسار سالار که جای انجام وظیفه، واسه خاطر پسر یکی یه دونش افتاده بود دنبال ادب کردن من و امیر، مقصره. بابای امیرم مقصره، اگه عمو رضا هم مدام به پر و پاش نمی پیچید، شاید از خونه در نمی رفت.
ستون عرش به شوق تو استوار شده؛ شعری برای حضرت سکینه (س)
تو افتاد و وام دار تو شد اگر به مرکب فرزانگی سوار شده چکیده ماه و ستاره ز چشم روشن تو شب از تلألو نور تو نو نوار شده دویده ثانیه ها تا به مقدمت برسد زمان به شوق وجود تو رهسپار شده بهار می رسد از هر نسیم چادر تو شبیه گم شده باغی که آشکار شده شکفته در بغل تو گل از گل اصغر و دامن تو ز لبخند او بهار شده
امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت/ سخنان انقلابی حضرت سجاد علیه السلام با کوفیان
، لبخند غرور و شادی بر چهره یزید و اطرافیانش نمایان بود. امام زین العابدین علیه السلام سکوت را جایز ندانست. همین که چشم مبارکش به چهره خبیث یزید افتاد فرمود: انشدک الله یا یزید ما ظنک برسول الله لو رانا علی هذه الحالة; (29) ای یزید تو را به خدا سوگند، اگر رسول خدا ما را بر این حال مشاهده کند با تو چه خواهد کرد؟ امام علیه السلام با کوتاه ترین جمله، بلندترین پیام را به حاضرین
دوران امامت علی بن الحسین زین العابدین(ع)
: من خود شاهد بودم که رسول الله(ص) بر موضع چوب دستی تو بوسه می زد . [20] پس از چند روز عبیدالله دستور داد اسرا را به همراه علی بن الحسین (ع) که به زنجیر کشیده شده بود، روانه شام کنند. هنگامی که اسرا به شهر دمشق رسیدند یزید دستور داد آنان را در حضور بزرگان شام وارد مجلس کنند، امام سجاد فرمود: اگر رسول الله(ص) ما را با این وضعیّت می دید، چه می کرد؟ یزید دستور داد، اسیران را از بند آزاد کنند
24 ساعت سخت برای دزدان پایتخت
دستبرد می زد و نامزدش نیز طلاهای سرقتی را می فروخت. گفت وگو با میلاد خارجی را می خوانید. چرا همه تو را میلاد خارجی صدا می زنند؟ چون خواننده و دی جی هستم. می خواستم بروم خارج و خواننده معروفی شوم. به همین دلیل همه به من می گفتند میلاد خارجی. میلاد خارجی، چرا به خانه ها دستبرد زدی؟ می خواستم بروم لس آنجلس و خواننده معروفی شوم. برای رفتن نیاز به پول داشتم. همین موجب شد تا نقشه
آیا زین العابدین(ع) برای مبارزه با بنی امیه فقط دعا می خواند؟/فیلم
مسجد شام در نظر بگیریم شجاعت این بزرگوار نیز بر ما روشن می شود. امیرالمؤمنین شجاعت خود را در میدان برای افرادی مثل عمرو بن عبدود و مرحب خیبری به کار می برد و فرزند گرامی او امام سجاد، شجاعت را در مجلس ابن زیاد و مجلس یزید و روی منبر در مسجد شام به کار برده است. سیاست امام سجاد علیه السلام امیرالمؤمنین به اقرار همه مورخین از سنّی و شیعه پاسدار اسلام بود و رأی و تدبیر او
امام سجاد (ع) ششمین معصوم از تبار نبوت و نواده ای از دودمان ساسانی؛ تلاقی دو میراث آسمانی و ایرانی در ...
و تو جدایی افتاد و دیگر با تو کاری ندارم . او به راستی از قرآن جدا شد و در اثر غرور قدرت چنان دستخوش مسخ شخصیت گردید که تاریخ از کارنامه سیاه او به تلخی یاد می کند. او آن چنان ظلم، فساد و بیدادگری کرد که گوی سبقت را از جباران ربود، در این دوران، عبدالملک به شدت امام سجاد (ع) را زیر نظر داشت؛ حتی امور شخصی و داخلی منزل امام را نیز کنترل می کرد و در چنین شرایطی، امکان هیچ حرکت انقلابی و قیامی نبود
فال حافظ سه شنبه 31 تیر 1404
نیست ای دم صبح خوش نفس نافه زلف یار کو حسن فروشی گلم نیست تحمل ای صبا دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو شمع سحرگهی اگر لاف ز عارض تو زد خصم زبان دراز شد خنجر آبدار کو گفت مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو مردم از این هوس ولی قدرت و اختیار کو حافظ اگر چه در سخن خازن گنج حکمت است از غم روزگار دون طبع سخن
روایت کربلا | هفت روایت تلخ امام زین العابدین(ع) از شام
در حالی که هرگز قبر را ندیده بود آنگاه خود را به روی قبر انداخت و گردن خود را بر آن می زد و چشم هایش از اشک سرازیر شده بود و مرتب ناله می کرد.خبر را به حضرت محمد بن علی، امام باقر علیه السلام رساندند. حضرت آمده و به او گفتند: آرام باش، الان بلند شو، خدا تو را مبارک گرداند.بلند شد و به جای خود برگشت ولی پس از اندکی باز به قبر برگشت و کارهای قبل را تکرار کرد. این دفعه حضرت آمدند و به او آرام باش
ماجرای زخم کتف حضرت سجاد (ع) که تا زمان شهادت خوب نشد
ّداً رَسُولُ اللَّهِ در این حال امام سجّاد علیه السلام عمامه خویش را از سر برداشت و خطاب به مؤذّن گفت: تو را به حقّ مُحمّد ساکت باش تا من سخنی بگویم. آنگاه از بالای منبر خطاب به یزید فرمودند: ای یزید! این پیغمبر(ص)، جدّ من است و یا جدّ تو؟ اگر گویی جدّ من است، همه می دانند که دروغ می گویی، و اگر جدّ من است پس چرا پدر مرا از روی ستم کُشتی و مال او را تاراج کردی و اهل بیت او را به اسارت گ
داستان های هزار و یک شب / شب هشتم : شاهزاده جادوشده و ماهیان (بخش دوم)
دانست که من آن مرد را مجروح کرده ام، سپس برپا ایستاد و به زبانی که در نمی یافتم چیزی گفت و افزود: خداوند به افسونی که من کردم نیمی از تن تو را سنگ و نیمۀ دیگر را آدمی کند. من فقط همین را توانستم ببینم و پس از آن دیگر نه میتوانستم بایستم و نه بنشینم نه زنده بودم و نه مرده سپس آن شهر و بازار و کوی و برزن آن را جادو کرد و در شهر ما چهار طبقه از مردم یعنی مسلمان، ترسا و یهود و گبر (مجوس) بودند که آنها را
مروری بر زندگی امام سجاد امام زین العابدین علیه السلام
ت را در مجلس ابن زیاد و مجلس یزید و روی منبر در مسجد شام به کار برده است. سیاست امام سجاد علیه السلام امیرالمؤمنین به اقرار همه مورخین از سنّی و شیعه پاسدار اسلام بود و رأی و تدبیر او فوق العاده مفید بود، چنانکه عمر بیشتر از هفتاد مورد گفته است: لولا علی لَهَکَ عمر، یعنی: اگر علی نبود عمر هلاک شده بود. امام سجاد علیه السلام در مدت سی و پنج سال پاسدار شیعه بود. مورخین معتقدند که تد
اینجا، هنوز زندگی جاری است
برنامه های بازدید از شیشه ای که روابط عمومی هماهنگ کرده، این اولین باری است که ای ایران به این سبک و سیاق خوانده می شود. کنار ایستاده ام و زمزمه می کنم. همه زیر بنری با تصویر خانم امامی جمع شده اند؛ همان تصویری که از روز حادثه در ذهن مردم به یادگار مانده. انگار با خواندن در راه تو، چه ارزشی دارد این جان ما ، انگشت اشاره سحر امامی هم جان گرفته و صدایش در گوشم می پیچد. عجیب است آدمیزاد. هر واکنش
شهیده نسرین افضل ؛ پیوند عرفان و عِفاف در سنگر جهاد
داشت بگیرند. نسرین به برادرش خیلی علاقه داشت. برادر نسرین اسیر شده و به شهادت رسید. به همین دلیل روضه خوان وقتی به فراز امام کاظم(ع) می رسید، به برادر نسرین هم گریزی می زد و روضه می خواند. نسرین آن شب خیلی منقلب شد و گریه کرد . هنگام بازگشت از مراسم، نسرین به همراه چهار خانم دیگر سوار ماشین شدند، ما هم داخل وانتی، پشت سرشان بودیم. جاده خیلی پیچ های تندی داشت. شاید کم تر از سه ثانیه ماشین
سه شعر زیبا در رثای امام سجاد (علیه السلام)
بانوئی پایِ یک بوسه شد خمیده منم آن امامی که با تنی تب دار عقبِ ناقه ها دویده منم آنکه وقت فرار از خیمه نالۀ دختران شنیده منم آنکه در بین بوریا دلِ شب پیکر یک امام چیده منم آنکه درگوشۀ خرابۀ شام دفن کرده گلی شهیده منم همۀ روضه ها کنار ولی آنکه بازار شام دیده منم روضه را
ده پرسش مهم از زندگی و امامت امام سجاد (ع) به همراه پاسخ های کوتاه
به مادر امام سجاد علیه السلام ندارد. پرسش چهارم: آیا اگر حضرت علی اکبر شهید نمی شدند ایشان امام بعد امام حسین بودند؟ پاسخ: در روایتی که جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) نقل کرده، چنین آمده است که: پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) در شب معراج فرمودند: اسامی ائمه (علیه السلام) را دیدم که بر ساق عرش نوشته شده بود که دوازده اسم بود و سپس نام ائمه (علیه
چهل حدیث از امام سجاد(ع)
تولیّت اوقاف و صدقات علی بن ابی طالب علیه السلام از تو حمایت کند. امام چهارم فرمودند: بیچاره! در حرم خدا از غیرخدا چیزی درخواست کنم؟!! براستی من خوش ندارم که از آفریننده جهان، دنیا را درخواست کُنم، چگونه آن را از مخلوقی همچون خود درخواست کنم. حدیث پنجم: آمادگی برای مرگ وَ قالَ الاِْمامُ زَیْنُ العابِدینَ علیه السلام: اِنَّما الاِْسْتِعْدادُ لْلِمَوْتِ تَجنُّبُ
اصغر غلامی؛ شهیدی که بزرگی اش را به "اشلو" ثابت کرد!
که چند نفر باقی مانده ایم و زنده اند... شیون به پا شد به خدا خیلی سخته جای خالی دوستانت را ببینی اون هم بهترین انسان های اون دوران آدم یادش به صحنه هایی از کربلای امام حسین علیه السلام به ذهنش میاد وقتی که همه مردان کاروان حسینی به شهادت رسیده اند و دارند اهل بیت را به اسارت می برند... حاجی؛ قطرات اشک سرازیر شده از چشمش را پاک می کند و با بغض و اندوهی عمیق گفت: از گردان 300
روایت کربلا | نافع بن هلال یا هلال بن نافع؟!
خدا سوگند، قطره ای از آن آب نمی نوشم، در حالی که حسین(ع) و خاندان و یاران همراهش، همه تشنه اند. فداکاری نافع بن هلال در شب و روز عاشورا در نیمه های شب عاشورا که امام حسین(ع)، برای بررسی تپه ها و گردنه های اطراف، تنها از خیمه خارج شد؛ نافع برای حفاظت از امام، آهسته به دنبال ایشان به راه افتاد. در راه بازگشت حضرت سیدالشهدا (ع) به نافع فرمود: آیا نمی خواهی در این شب تار از بین
مرا متهم کردند که رفته ای با صدام حسین گاوبندی کرده ای/ سه بار به من انگ زدند و هر سه بار تبرئه شدم
رجه ستوان یکی و از دزفول هم دو سروان انتخاب شدند؛ فیروز احمری پور و اسماعیل ناصحی پور. اولین دوره اویک را به آمریکا رفتیم. تا آن زمان پروازهای گانری، ایر تو ایر، ترانزیشن، لو لول و ... را فقط ACM می کردیم. ایر کامبت منوعل، چیزی به نام ACT... نداشتیم. فقط ACM داشتیم. چون ایران، پراکسی آمریکا بود و به نیابت از آمریکا در منطقه می جنگید. این دوره را گذاشتند چون می خواستند خلبانان ایرانی را ببرند در ظ
مجلس یادبود یعقوب صباحی با حضور هنرمندان
، خطاب به صباحی گفت: 8 روز است که تو را ندارم، خیلی بی معرفتی! مدام می خواهم برای تو کاری کنم. مدام با دوستان صحبت می کنیم و در این چند روز که برای برگزاری برنامه های تو مدام درگیر کار و فعالیت بودیم، هیچ خسته نشدیم. تو برای هیچ کس زحمتی نداری چون از جنس دیگری بودی و به ما سلام کردی. حالا هم ممنونیم که باعث شدی این همه دوستان دور هم جمع بشویم و دلگیری ها را کنار بگذاریم. ممنون که دوباره ما را به هم
شاهنامه خوانی با ساعدنیوز: دونیم شدن اغریرث به دست برادرش، افراسیاب / پادشاهی نوذر- بخش 13؛ چو اغریرث ...
ساخت که در چشم من آب و رنگی نماند و همه جا چون شب تاریک شد و چون هوا تار شد مجبور به بازگشت شدم.روز بعد دوباره جنگ سختی درگرفت و در هر طرف که قارن جنگجو می طلبید آنجا پراز خون می شد . سرانجام نوذر از قلب سپاه برای جنگ افراسیاب آمد تا شب جنگید و افراسیاب چیره شد . ایرانیان که خسته شده بودند فرار کردند .نوذر غمگین طوس و گستهم راصدازد و درد دل کرد و گفت :شما به پارس بروید و شبستان را به کوه البرز ببرید
ضرغامی: امروز 10 برابر بی حجاب در خیابان هاست، آیا نظام تضعیف شده است؟ والله نظام امروز مقتدرتر است
. بارها گفته ام که ای کاش مرحوم آقای رئیسی بود و می گفت از فشارهایی که بعضی از این آقایان به ایشان وارد می کردند که چرا این وزیر تو اینجوری حرف زده و این خلاف چهارچوب های محکم خواست ماست. آقای رئیسی هم بعضی وقت ها می گفت این وزیر درست می گوید، این وزیر هم دارد برای یک جمع جوان تر صحبت می کند. اما باز به آقای رئیسی فشار می آوردند. اگر لازم باشد بعضی وقت ها می شود یک مقدار پرده را بالاتر زد. ای