سایر منابع:
سایر خبرها
اس ام اس تبریک روز ارتش
/> برادر ارتشی ! تو، خورشید روزهای خاکستری دفاع بودی و پرنده جانت ، شکستن قفس های وابستگی را به ما آموخت . آمدی تا کوچه های وارستگی و اقتدار را عابر باشیم و عشق به وطن ، راز همیشه بودنمان باشد . روز ارتش مبارک باد . * * * برادر ارتشی ! تو ، غرور خیابان های انقلابی ؛ آن گاه که شولای برادری ات را دور شانه هامان پیچیدی . . . روز
سمیه، قربانی اسیدپاشی جان باخت
6 سال پیش ازدواج کردم و دو دختر 5/2 و چهارساله به نام های رعنا و نازنین دارم و شوهرم به شیشه و کراک معتاد است. مدتی بود که دیگر نمی توانستم در کنار او زندگی کنم و حتی دو روز پیش از حادثه برای طلاق توافقی به دادگاه رفتم که همسرم در حیاط دادگاه منصرف شد. روز حادثه من بشدت دلتنگ خانواده ام بودم و همسرم به من پیشنهاد کرد به خانه مادرم بروم. این حرف او شک مرا برانگیخت چون از زمان رفتن ما به خانه
برای مجتبی برادر مصطفی که هر دو آسمانی شدند
بزرگوارش را سلامتی دهد، می گفت: وقتی از قم برگشتید ، مدام از سفر قم می گفت که زیارت با صفایی بود، حالا چه به مجتبی توی اون سفر قم نشان دادند خدا می داند ! پس از اینکه از سفر قم برگشتیم چند روزی در تهران ماند ، یک روز در همان فروردین سوار بر دوچرخه 28 شد و اومد دم در خانه مان ، گفت : مسعود بلند شو بیا بریم منطقه یه عملیات مهمی قراره بشه، اگه نیایی جا می مونی و پشیمون می شی ها ؟! این دست
مرد معتاد دختر و همسرش را از خانه بیرون کرد/ زن جوان: کار می کردم تا شوهرم مواد بخرد
آفتاب : عشق بهزاد کورم کرده بود هوش و هواس نداشتم. پدرم مرا نصیحت می کرد و می گفت: مریم جان این پسر لیاقت تو و خانواده ما رو نداره. اما من فکر میکردم شاهزاده آرزوهایم فقط اوست. برخلاف میل باطنی خانواده ام ازدواج کردم. زندگی با بهروز در کمال سادگی شروع شد. بعد از عقدمان تازه شخصیت واقعی اش را شناختم. او می گفت چون شرایط مالی خوبی ندارم نمی توانیم مستقل زندگی کنیم باید در خانه
من ایرانی هستم بچه ام هم ایرانی است!
بلدند و میخواهند سر کار بروند. زنها دور میز جمع شده اند و سعی می کنند نوبت یکدیگر را رعایت کنند. کم سن و سال به نظر می رسد و می گوید: "27 سال دارم و بلوچ هستم.12 ساله بودم که پدرم به دلیل فقر و تنگ دستی مرا به یک مرد افغان فروخت. هفت تا بچه دارم. شوهرم خانه و زندگی را رها کرده و به کشورش بازگشته، حالا من مانده ام و 7 بچه ی بدون شناسنامه که به باید مدرسه بروند و مانند من بی سواد نشوند
رابطه عاشقانه به موازات دوستی با طبیعت
چه داستان و چه قصه ای را روایت کنند که می تواند برای بیننده جذاب باشد. اینکه یک رابطه بین پدر و دختری در وهله اول نشان داده شود و اینکه پدر نگران آینده دختر است و آن دختر ممکن است خواستگارهایی داشته باشد که از طریق این خواستگارها بتوان فضای خانه و خانواده را به تصویر کشید، آن هم خانواده سنتی که در آن هنوز آن قواعد و اصول پایبندی به یک سری ملزومات اخلاقی خانوادگی وجود دارد را به
مسیر طولانی بیماران از خانه تا تخت دیالیز
چیز بوده: جا نداریم. از نگار درباره بزرگ ترین آرزویش می پرسم. آرزوی دختری هفده ساله که از 15سالگی دیالیز می شود. نگار بزرگ ترین آرزویش پوشیدن لباس آستین کوتاه است. دلم می خواد بتونم لباس آستین کوتاه بپوشم. دستامو باز کنم و تو هوا بچرخونم. یه بار لباس آستین کوتاه پوشیدم بابام گریه کرد. دلش سوخت برای دستام. منم دیگه از اون روز نمی پوشم. تخت کناری نگار، خانمی 40 ساله است. به حرف های نگار
دردسر جشنواره استانبول ، انتخاب فیلم افتتاحیه کن و حواشی شب بیرون ، قندون جهیزیه و خانه دختر
خروج سینما فرهنگ از لیست سرگروه های اکران، اعلام نام فیلم افتتاحیه جشنواره کن، اعتراض کارگردان شب بیرون به پخش نشدن تیزر، تلاش علی ملاقلی پور برای گرفتن اکران فیلم قندون جهیزیه ، ماجرای محمدجعفر فرزند فرشاد و انصراف بازیگران، نگاهی به صحبت های موافقان و مخالفان خانه دختر ، دردسر جشنواره فیلم استانبول در پی حذف یک فیلم سیاسی و درنهایت معرفی برندگان جشنواره فیلم هندی در لس آنجلس سرخط اخبار بولتن سینما ی امروز بیست و پنجم فروردین ماه را به خود اختصاص داد.
نظر مخاطبان درباره توقف عمره
: تنش سیاسی چیه برادر؟ تکفیری های آل سعود که هر روز با پول من و تو جیب شون پُرتر میشه، هر روز به اشکال مختلف برای ملت ایران بازی در میارن و در آخر به دو نوجوان هموطن مون تعرض می کنن. به نظرت نباید یه پاسخ قاطعی به وقاحت سعودی ها داده بشه؟ یا اینکه باید بی تفاوت به تمام این کارهای قبیح، بازهم پول مون رو تو جیب شون بریزیم؟ اصلا پول جهنم، نباید یه طوری نشون بدیم که از دست اون ها عصبانی هستیم؟
مره صدق: در ایران هیچگاه اندیشه یهودی ستیزی وجود نداشته است
مطلق هستم و دیگران باطل مطلق، به راهی منجر می شود که سعی خواهیم کرد تا در ابتدا دیگران را نفی نظری و بعد از آن نفی عملی و سپس حذف میدانی، کنیم. وی ادامه داد: قرآن تعابیر بسیار آموزنده ای در این باره دارد. وقتی گفت وگو با پیروان دیگر ادیان را مطرح می کند، می فرماید که تو مپندار که تو حق مطلقی؛ ما یا شما یا بر حقیم یا بر ظلالت در ادامه می فرماید که روز قیامت از شما درباره جرم ما سؤال نمی
این تکیه کلام ها واس ماست
/> نقطه چین یکی از آثار معمولی مدیری بود که چند تکیه کلام بامزه داشت از جمله پشه ها روزها کجا میرن؟ کته کله، یاور استاد، آره قربونش و... بامشاد هم در این سریال می گفت: بی وفایی، بی وفایی... عموتپر: تیر تو پره! مهران غفوریان در این چند نفر نقش یک پدر بزرگ را بازی می کرد که کلمات را عجیب و غریب ادا می کرد که یکی از آن ها این عبارت بود: تیر تو پره!! بعدها غفوریان در زیر آسمان شهر با
روزی که استخوان های شکسته خواهرم دست هایم را زخمی کرد
سالگرد شهید حسن شیخ پور شرکت کنند. به طرف روستای کلاوه رفتم. وقتی به آنجا رسیدم، پیرزنی مرا دید و شناخت، گفت تو پسر فلانی هستی؟ گفتم بله. گفت سرت سلامت، همه خانواده ات مردند. چطور همه آنها در یک آن به شهادت رسیده بودند؟ واکنش شما به خبر شهادتشان چه بود؟ آنها در راه بازگشت با دیدن جنگنده های دشمن همگی به زیر پلی می روند تا پناه بگیرند ولی هواپیماهای بعثی با دیدنشان، دو راکت به زیر
روایت فراهانی از روزگار نشر ایران: جنازه کتاب را می بینیم که بر دوش ناشران می رود
مجلسی کتاب هایی هم مانند توحید مفضل و رساله عملی مجلسی پدر و پسر را هم چاپ کردم. از مرحوم شیخ بهایی هم جامع عباسی چاپ کردم. شما یک ارادت خاصی به مرحوم مرعشی نجفی دارید و جمله معروفی درباره ایشان دارید... مرحوم مرعشی نجفی آنقدر با محبت بودند که در مورد بنده می فرمودند فرزند عزیزم و در بعضی نامه ها فرزند مکرم و فرزند گرامی و من را با این سه عنوان در دیدارها و نامه ها یاد می
خون دلی که پدر پیرتان از این دستۀ متحجر خورده ...
در ظلمات حصارها و حجاب ها مانده است و در خانه عمل و زندگی جز ورق و کتاب منیت نمی یابد و دیگری در اول شب یلدای زندگی سینه سیاه هوس ها را دریده است و با سپیده سحر عشق عقد وصال و شهادت بسته است. و حال من غافل که هنوز از کتم(3) عدم ها به وجود نیامده ام، چگونه از وصف قافله سالاران وجود وصفی کنم؟ من و امثال من از این قافله فقط بانگ جرسی می شنویم، بگذارم و بگذرم. تردیدی نیست که حوزه های علمیه
باتلاق یمن، رژیم سعودی را ساقط می کند / ممکن است تعرض به حجاج ایرانی با برنامه قبلی باشد!
نفرستادند خوب سازمان حج ما این هواپیما را نفرستد. ولی اگر شبیه آنچه خدای ناکرده در جده اتفاق افتاد و خیلی پایین تر از آن اگر رخ داد باید حتما برخورد کنیم. من چند روز پیش با معاون بین الملل بعثه جلسه داشتم و ایشان رفته بود ریاض و با امیر آنجا صحبت کرده بود و هنوز این اتفاق نیفتاده بود، ایشان به این اعتراض کرده بود که چرا به روحانی ما گفتن عمامه ات را بردار و وزیر حج گفنته بود اشتباه کردند و
نقش های پیشنهادی کم ارزش است/ با هیچ بازیگری در ارتباط نیستم
زیاد داریم، اما به آنها نمی پردازیم همین است. آن سالی که به حج واجب مشرف شده بودم دو خواهر با من هم اتاق بودند که یکی از آنها به جای پدرش آمده بود. تا دقایق آخر هم قرار بوده پدرشان به حج برود، اما به علت حال نامساعدش دختر راهی خانه خدا شده بود. یکی از خواهران به من گفت این سومین بار بوده که پدرم قصد حج کرده و تا پای پلکان هواپیما می آید و باز می گردد و هیچ زمانی هم نخواهد توانست که این تکلیف را
سوغات فرنگ(17): شنیدن اولین صدای بوق در فرانسه!
: خیلی بوق زدی. گفت: مگر نمی بینی مردم چطور رانندگی می کنند مثل آدم نمی رانند که؟! طلبکار هم شد... وقتی به او گفتم از اول تعداد بوقهایش را شمرده ام با تعجب گفت بیکار تشریف داری! گفتم: 99 بوق. خودش هم تعجب کرد. گفتم من که پیاده می شوم و می روم خانه ام ولی تو از صبح تا شب لابد هزارتا بوق خودت میزنی و هزارتا بوق ماشینه ای دیگر را هم می شنوی غروب که منزل می روی ندانسته تاثیر این
آقا به ما فرمودند بروید بهشت ها را پیدا کنید
مسؤول نشسته بفهماند که این برای تو خوب است. اگر می خواهی گفتمان خودت را تبلیغ کنی و بگویی بر حقی روشش این است. قاعده بازی رسانه این است. باید اینطور فیلم بسازی. من حاضرم بروم فیلم را بسازم. خطر دارد خطرش با من. من به این گفتمان و به این روش اعتقاد دارم. به این رویکرد اعتقاد دارم و حاضرم جانم را بابتش بدهم. فقط تو جلوی من را نگیر. اکثر بحثی که در جلسات تصویب اتفاق می افتد از این جنس است. کسی به محسن
ریما رامین فر در اینجا کجاست؟ نمایش ارواح در برادوی و اجرای مظلوم پنجم پس از 32سال (+عکس)
مخاطبان معرفی شوند. از یاد نبریم موسسه اکو همین شرایط را داشت و با حضور گروه های حرفه ای به تماشاگران و دیگر اهالی تئاتر معرفی شد. نمایش همه چیز می گذرد، تو نمی گذری یکی از مونولوگ های گروه تئاتر "لیو" است که سال 87 دو اجرا در تالار انتظامی خانه هنرمندان داشت و امسال امکان اجرای عمومی آن فراهم شده است. این نمایش از روز یکشنبه 23 فروردین هر شب جز شنبه ها ساعت 20:30 در سالن "موج نو" روی
احمد واعظی: نزدیک بود جلوی آقا غش کنم
... موفقیت هایی هم داشت و در زمینه نوآوری شعر، مداحی برای آقا ابا عبدالله توفیقاتی داشتند. با ادبیات عرب و ادبیات فارسی آشنا بودند و این منش و روش از ایشان مردی ساخته بود که دارای ویژگی های والایی بود. آخرین بار در همایش پیرغلامان اهواز خدمت ایشان رسیدیم و در خانه مداحان نسبت به بنده لطف و محبت داشتند. آرزوی غفران الهی را برای ایشان دارم. روحشان شاد. صحبت پایانی؟ از آنجایی که حضرت
اظهارات ناصرنصیر وتفتی درباره درحاشیه و میکائیل ، سری جدید خندوانه و نجات پدراعدامی توسط فیتیله ای ها
فیتیله ، درخواست کرده است برای جلب رضایت اولیای دم تلاش کنیم. نامه دختر خردسال با این مضمون بود: من پدرم را دارم از دست می دهم و بجز خدا و شما، راهی برای نجات او ندارم. شما بچه ها را دوست دارید پس کاری کنید تا پدرم قصاص نشود و من بی پدر نشوم . بعد از اطلاع از این نامه، راهی شهر گرگان شدیم. وی ادامه داد: اولیای دم فقط قصاص می خواستند و زمانی که متوجه حضور ما شدند، اجازه دادند وارد خانه
"کتاب من زنده ام" یک جریان فکری و فرهنگی را در کشور رقم زده است
؟ معصومه آباد: خاطره من هدایتگر نیست بلکه عظمت انقلاب اسلامی و جایگاه هشت سال دفاع مقدس روشنگر جامعه امروز است دو خاطره در این زمینه دارم یک روز مسوول دفترم به من اطلاع داد که یک برادر جوانی اصرار زیاد به ملاقات با شما در مورد کتاب دارد گفتم نظراتش را مکتوب کند به دست من دهید مسوول دفترم گفت می گوید حتما باید خود خانم آباد را حضوری ببینم و حرفهایم را بزنم. وقتی
زیارت امام سجاد (ع) در روز سه شنبه
خدا و رحمت و برکاتش بر شما باد،سلام بر تو ای سرور عابدان،و زبده جانشینان،سلام بر تو ای شکافنده دانش پیامبران،سلام بر تو ای راستگوی پذیرفته در گفتار و کردار،ای سروران من،امروز روز سه شنبه روز شماست و من در این روز میهمان شما و پناهنده به شمایم،پذیرای من باشید،و پناهم دهید،به حق مقام خدا نزد شما و اهل بیت پاکیزه و پاکتان. منبع:جام 211008
ای کاش سگم مرا درک می کرد!
خواستیم برویم و هر کار می خواستیم انجام دهیم، می گفت نه چون پدر بچه متوجه می شود و آخرش هم پدر بچه فهمید که همسر سابقش با من ازدواج کرده و بچه را گرفت و او هم هر روز گریه و زاری میکرد و بچه اش را می خواست. از هم جدا شدیم که بتواند بچه اش را بگیرد. فکر نمی کنید اگر همسر هم شان و متناسب خودتان انتخاب کنید که با شرایط شما بسازد و زندگی کند این خلاها را بهتر بتواند پر کند؟ من الان
راه حل پایان اختلافات حوادث سال 88 هم اندیشی بزرگان است
روز محافظ ایشان بوده اید. فکر می کنید آن سخنان در آن روز درست بود؟ حرف من در این زمینه خیلی روشن است. مجلس جای گفت وگو و اظهار نظر است. اگر یکی کسی هم حرف بی خود می زند ما که ادعا داریم جو آزاد داریم و حرف مخالف را می پذیریم نباید مانع از نطق 7 دقیقه ای یک نماینده شویم. مردم می فهمند که چه کسی درست و چه کسی غلط حرف می زند. ما داعیه آزادی بیان را داریم و این غیرقابل باور است که فرزند
رهنمود عشق به خدا و هواخواهی اهل بیت(ع) در سراسر آثار عطار
هم در این کار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فریدالدین کار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری و طبابت مشغول می شود. خود در کتاب خسرونامه گوید: به من گفت ای به معنی عالم افروز/ چنین مشغول طب گشتی شب و روز انقلاب روحی و مجاهدت با نفس عطار پس از یک انقلاب روحی دست از کسب و کار کشید و به خدمت شیخ الشیوخ عارف رکن الدین اکاف رفت که در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه
همسفر آتش و برف
نداشت و همیشه می گفت من به تو نیاز دارم. زندگی ما گذرا و احساسی نبود و هنوز با وجود اینکه حاج سعید نیست عشق به او در قلب من جاودانه است. به اعتقادم وقتی همسران با هم همفکر باشند ناخودآگاه محبت هم میان آنها شکل می گیرد. خانم رسولی امروز دلش به 3فرزندش خوش است. دخترش بنت الهدی دندانپزشکی می خواند و ازدواج کرده، فاطمه دخترش 24سال دارد و در رشته حقوق درس می خواند و پسرش احمد هم در رشته ریاضی تحصیل می کند؛ همین که می بینم فرزندانم در زندگی شان موفق هستند، احساس خوشبختی می کنم. آنها به خوبی می دانند که پدرشان چه کسی بوده و آنها هم در راستای هدف های او حرکت می کنند و همین برای من کافی است. ...
من شهرام جزایری به اقتصاد باز خواهم گشت
همه اون مراحل بسیار بسیار سخت رو پشت سر گذاشته و 13 سال زندان یعنی 4749 روز رنج و مشقت حبس را باعزت و سلامت پشت سر گذاشتم. بدون اینکه در اون شرایط بسیار دشوار، کوچک ترین اعتیاد و وابستگی حتی به سیگار و این چیزها پیدا کنم. مطمئنم تلاش آدم ها مسیر زندگی شون رو می سازه. من هم شانس و فرصت های زندگیم رو با کوشش و ایمان راسخ و اعتماد کامل به لطف و کرم خداوند متعال به دست آوردم، لذا قبول دارم
دلایل مجرد ماندن تان را می دانید؟
: افراد امن : که آدم هایی خونگرم و مهربان هستند و محبت و عشق شان را در رفتارشان نشان می دهند. افراد نگران : که مرتبا نگران هستند، مبادا دست رد به سینه علاقه و عشق شان خورده شود. افراد دوری گزین : که دوست دارند تحت هر شرایطی استقلال شان را حفظ کنند و نیازمند محبت به نظر نرسند. تمام افراد این سه دسته، در نقطه ای از زندگی خود نیاز به متعهدشدن به یک فرد را احساس می کنند و
بسیج،کودک و مسجد
1394/1/25 - 11:18 450975 خبرگزاری شبستان: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش روایت می کند که موسی بن عمران( علیه السّلام ) گفت: بار خدایا آنهائی که در روز قیامت، روزی که سایبانی جز سایبان تو نیست؛ در سایه عرش تو قرار می گیرند،چه افرادی هستند؟ خداوند متعال فرمود: کسانی که دلشان پاک باشد، کسانی که به مسجدها می روند و در آنجا مأوا گیرند، همان گونه که عقاب ها به آشیانه های خود پناه