سایر خبرها
راهکارهایی برای همنشینی کمتر با تلگرام
ندارند و بعد از گذشت چند دقیقه به همان جای اول می رسد. تازه ممکن است آخرش مدیر گروه جلوی همه بی آبرویتان کند و با جذبه خاص خودش بنویسد: چت= حذف . بهتر است به جای چت در فضای مجازی به گفت و گو در فضای خانواده بپردازید. دوباره کاری نکنید کلا گروه ها و کانال های جوک سر و ته یک کرباسند. چند روز پس و پیش بالاخره پست های همدیگر را کپی می کنند. بنابراین اگر چند جا مشتری جوک های تلگرامی
کرامات امام رضا (علیه السلام) به روایت اهل سنت
آن نیست (مرگ)، آماده کن! [راوی می گوید:] پس آن مرد پس از سه روز از دنیا رفت.” 7. تعبیر خواب حاکم نیشابوری به سند خود از ابو حبیب نقل می کند که ابو حبیب می گوید: “روزی رسول اللّه صلی الله علیه وآله را در خواب – در منزلی که حجاج در آن اتراق می کنند – دیدم. به ایشان سلام کردم. نزد ایشان ظرفی از خرمای مدینه – که خرمای صیحانی نام داشت – بود. ایشان به من هجده خرما دادند و من خوردم. پس از
ایجاد خانه موزه های شهدا در مشهد الگویی برای تمام کشور
خانه را تبدیل به خانه موزه کند تا دهه هفتاد ، هشتاد و نودی ها پای به این سنگر فرهنگی بگذارند. پدر شهید شعبانی در این مراسم و در حضور اعضای کمسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی این را هم گفت که فرزند او 15 روز جبهه رفت و 15 سال آنان را چشم انتظار گذاشتن تا پیکر مطهرش به آغوش آنان باز گردد. این پدر شهید در ادامه مراسم خواستار آن شد که نمایندگان خانه ملت در فرهنگ شهادت و توجه به این مهم از هیچ
پاول رِه یس: ایران کشور بسیار زیبایی است و مردم و مخاطبان موسیقی اش با انرژی هستند
گروه لوس ریس وجود داشت او بچه بود و به او گیتار یاد دادم . اما شاید این ذهنیت را فقط من در خانواده داشتم. همانطور که پدرم به من فرصت داد پس از خودش راهش را ادامه بدهم من هم به اعضای جوان خانواده و حتی پسر خودم و پسرعموها و پسرهای برادرانم این فرصت را دادم تا راه پدرم، خوزه ریس ادامه پیدا کند. پسر من میشل هم خواننده است. اگر بگوییم خوزه ریس نفر و نسل اول بوده و من ادامه دهنده راه و نسل دوم بودم، نسل
شهید نصراللهی گفت که پرستاران ناموس سپاه و اسلام هستند
برای ما لباس کردی آوردند تا اگر ضد انقلاب وارد روستا شد درگیری شد به ما شک نکند. در آن موقعیت حساس خانمی در حال زایمان بود. به خاطر اینکه نمی شد در مسجد زایمان کند به خانه ای رفتیم. خبر گم شدن ما به شهید نصرالهی رسیده بود. صبح روز بعد از دفتر سپاه به بیمارستان تماس گرفتند و گفتند با شما کار دارند. به من گفتند باید سریع به بانه برگردید، به سختی به سپاه بانه رفتیم. داخل سپاه شدم و به شهید
همه ما هزینه دادیم!
اطرافیان ما چیزی نبود، دیگر چه فرقی داشت یکی مثل من از مدرسه به دلیل رفتار خرابکارانه اخراج شده باشد یا اگر پدرش در شهربانی آشنا نداشت و هی ریش گرو نمی گذاشت، معلوم نبود امروز در کدام قطعه شهدای انقلاب خوابیده بود. بله. ما هزینه دادیم، اما آن موقع هنوز اسمش هزینه نبود. یک روز ما متوجه شدیم برخی که هزینه بیشتر داده اند یا سهم بیشتری می خواهد یا چون معتقد است هزینه بیشتری داده، می خواهد
خواننده ای که مهندس عمران است و به جراحی زیبایی علاقه دارد
سازهای کوبه ای تمرکز بر روی ریتم بوده است و در حال حاضر ریتم و مترونوم را به خوبی می شناسم و حفظ می کنم. از چه سنی وارد عرصه موسیقی به صورت حرفه ای شدید؟ بعد از دوران کودکی در دوره متوسطه نیز همچنان فعالیت موسیقی داشتم از قبیل خواندن سرود، آهنگسازی و تنظیم و از همان دوران با تشویق شدن از سوی معلمین مدرسه اشتیاقم برای وارد شدن به عرصه موسیقی بیشتر شد، اما در سال 1381 با کارهای
وقتی درختان زیتون با تن زخمی شان بر سر رزمندگان چتر شدند
شده که وظیفه اصلی این عکاس خبری، مبارزه و جنگیدن در میدان رزم بود و عکاسی وظیفه دومش بود. ما در ادامه مراسم تقدیر از خانواده شهید کوچک زاده خواهیم داشت؛ شهیدی که رفیق مرصادی بود و در آغوش این عکاس شهید شد. در ادامه حسین مرصادی در حالیکه ریحانه دختر شهید کوچک زاده را در آغوش داشت، گفت: اول یادی می کنم از شهید کوچک زاده که به میدان مبارزه رفت و شهید شد تا آسایش امروز ما برقرار باشد. ما
ارتش سوریه مسیر تروریستها را در جنوب حلب قطع کرد
دست کم 10 غیر نظامی از جمله یک کودک و سه زن را به شهادت رساندند . این منبع افرود در حملات دیروز تروریست ها به محله صلاح الدین حلب همچنین 17 غیر نظامی زخمی شدند و خساراتی هم به خانه ها و اموال ساکنان این منطقه وارد شد . منبع پلیس تاکید کرد یک شهروند سوری نیز دیشب به ضرب گلوله یکی از تک تیرانداز های وابسته گروههای تروریستی در محله المشارقه شهر حلب زخمی شد. در حملات
سلام بر بلندای شرفتان...
اداره امان شدیم و زندگی می گذشت و می گذشت . تا چشم به هم زدیم دو تا چشم سیاه آمد توی سرنوشتمان و یک دل نه صد دل شدیم عاشق زار و یک سال بعد صدای کشدار نوزادی ظریف پیچید توی خانه اجاره ای مان و سال های بعد بچه های بعدی و زندگی تلخ یا شیرین اما می گذشت. بچه ها ی مان بزرگ شدند، باورمان نمی شد اما یک روز خانواده ای و جوانی با دسته گلی ، زنگ خانه امان را زدند و یکدفعه یادمان آمد
ازدواج شیرفلکه برکت را باز می کند!
که باید باشد. (خنده). بعد از معرفی، خانواده معرف به ما گفتند که ما جمعه به کوه می رویم. اگر می خواهید شما هم بیایید و آنجا باهم آشنا شوید ولی هردوی ما مخالفت کردیم و گفتیم دوست نداریم قبل از خواستگاری رسمی چنین دیداری داشته باشیم. اگر یک رابطه بدون نظارت پدر و مادرها شروع شود دیگر حد توقف ندارد و بعدها مشکل ساز است و بهتر است از همان اول خانواده ها در جریان آن باشند. خانم عرفانی نیز درباره این
شبح نویسنده پولانسکی آخر هفته در تلویزیون
خانه دیگران کار می کرده، به تازگی باز نشسته شده و در انتظار رسیدن چک پول بیمه عمر شوهرش است که ... شبکه سه سیما فیلم تلویزیونی کویر به کارگردانی علی خزاعی فر، پنجشنبه 28 مرداد ماه ساعت 10:30 از شبکه سه سیما پخش می شود. در خلاصه داستان فیلم با نقش آفرینی آرش مجیدی، نرگس محمدی و آیدا کیخایی آمده است: چهار گروه آدم در جاده هستند که حوادث پیرامون آنها اتفاق می افتد و در
سید باقر آیت الله زاده شیرازی | به بهانه نهمین سالمرگ پدر مرمت نوین ایران
شد، شخصیتی که با این خصوصیت لحظه ای از خانواده اش نیز غافل نبود. او حضور باقر آیت الله زاده شیرازی و کیفیت بودن اش را مهمترین کاری دانست که پدر مرمت نوین ایران در طول حیات اش می توانست انجام دهد و آن را انجام داد و افزود: بودن او بزرگترین هدیه ای بود که توانست به همه مردم ایران به خصوص شاگردانش بدهد. کیفیت بودن، مباحث متنوع و گسترده اش، شناخت و عشق به ایران، ایثار، گذشت، بزرگواری در نشر
اولین یادواره شهید احمد حاجیوندالیاسی
بیت (ع) به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد . متن کامل وصیت نامه ی شهید احمد حاجیوند الیاسی: بسم رب الوفا و رب الشهداء و الصدیقین پدر و مادر عزیزتر از جانم سلام خیلی شرمنده ام که اینقدر اذیتتان کردم و بی خبر رفتم. بار اول که خواستم با اجازه برم نذاشتید، دیگه این بار ترجیح دادم بی سر و صدا برم برای نابودی کافرهای تکفیری وهابی داعش و النصره و یهودی
ناگفته هایی درباره زندگی - مایکل فلپس -
، شکست. بعد از کسب مدال طلا به مایکل گفتم: رفیق این لحظه واقعاً دیوانه کننده است. نمی دونم این پیروزی رو چه جوری هضم کنم. او لبخند زد و گفت: من می دونم. این جمله معروف است که شما نباید با قهرمانان زندگی خود دیدار کنید. اسکولینگ قهرمان زندگی اش را شکست داد. اگر مایکل نبود، فکر نمی کنم به جایی که الان هستم می رسیدم. وقتی بچه بودم می خواستم شبیه او شوم. فکر می کنم بخش اعظم این پیروزی به مایکل تعلق داره. او دلیل من برای تبدیل شدن به یک شناگر بهتر بود. امیدوارم با این پیروزی، مردم کوچکترین کشورهای جهان هم بفهمند که می توانند کارهای بزرگی انجام بدهند. ...
فیلم هایی که می توانید امروز و فردا تماشا کنید
همسر و تراویس تنها پسرش و خواهرش بنیتا در خانه محقر و کوچک مادرش لنا زندگی می کند. والتر به عنوان رانندة شخصی فردی سفید پوست مشغول به کار است و روت همسرش، رخت و لباس های مردم را شسسته و اتو می کشد. لنا مادر خانواده نیز که به عنوان پرستار در خانه دیگران کار می کرده، به تازگی باز نشسته شده و در انتظار رسیدن چک پول بیمة عمر شوهرش می باشد که ... *************************************
بافت فرسوده تهران؛ یک عروس با 32 خواستگار معیوب
امکاناتی ندارد. نه مدرسه ای،نه درمانگاهی، نه باشگاه ورزشی و ... "حتی یکبار که پدرم سکته کرده بود و با اورژانس تماس گرفتیم، ماشین اورژانس حتی نتوانست داخل محله بیاید و مجبور شدیم پدر را با برانکارد تا خیابان اصلی ببریم. حالا شما تصور کن یکی از خانه ها آتش بگیرد. به نظر شما اتش نشانی حتی تا نزدیکی خانه هم می تواند بیاید. " مشکلات در بافت فرسوده یکی دو تا نیست. به سراغ یکی از
راز موفقیتم آرامش و توکل برخدا بود / حضور در مسجد باعث آرامش من میشود
: قلب یک کشور نمره منفی : روی اعصاب مشق شب : یادش بخیر پورخنجر : رشته تجربی را به خاطر علاقه شخصی و با توصیه خانواده انتخاب کردم. مطالعه غیر درسی در زمینه های مختلف از جمله مذهبی و داستانی داشتم و دارم. سخن آخر : از همه کسانی که در طول تحصیل برای من زحمت کشیدند مخصوصا پدر و مادرم تشکر میکنم.
در ندامتگاه شهر ری آزادی آرزوی زندانیان است...
نبینم در میان مددجویان دختر جوانی بود. نزدیکش رفتم و از او علت زندانی بودنش را پرسیدم. او که نگاهش سراسر غم و اندوه بود و گویا منتظر بود که دردلش را برای کسی بازگو کند، با روی باز از من استقبال کرد و گفت: 24 سال سن دارم و شش سال است که به علت صدور چک بلامحل در زندانم. چک صادره (دو امضائه) و مبلغش بالا بود و شریکم فرار کرد و من ماندم. اعمال ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 77
راز سیاه پدر و مادرم را به مادربزرگ گفتم
مادرم خود را گم کرده است او از تیپ و قیافه پدرم ایراد می گیرد پدر و مادرم چهار سال قبل به طور توافقی از هم جدا شدند. هیچ کس نمی دانست این طلاق حیله ای است برای نقدکردن سهم ارثیه ای که پدرم از مادر بزرگم می خواست. یک سال از جدایی ظاهری شان گذشت. ما گاهی قرار ملاقات می گذاشتیم و با او مخفیانه به این طرف و آن طرف می رفتیم. در این مدت، من با پدرم بودم. دو عمه ام خیلی اذیتم می
حسین رفیعی: همه می خواهند یا فوتبالیست شوند یا بازیگر!
، اداره می کردند. اما اکنون خانواده چهار نفره، چهار تا خودرو دارد، اما همه عمرش را پیش فروش کرده و وام گرفته است. خودرو و فناوری خوب است، اما تا جایی که زندگی و معیشت ما را راحت کند نه این که همه چیز را از ما بگیرد. آدم های امروز بسیار تنها شده اند و از این تنهایی می ترسند. این ترس چگونه خود را نشان می دهد؟ قدیم ترها مردم دور هم زندگی می کردند، با هم صحبت کرده و با یکدیگر رفت و
پزشک واقعی به جای پول و ماشین، روحی ثروتمند دارد
دو سال دارو بخورد. وقت می خواهد و باید بگوییم که شرط موفقیت نظم دارویی است و مرتب باید دارو مصرف شود. مثلاً هر روز نیم ساعت بعد از صبحانه. این همان فرصتی است که پزشکان برای بیماران نمی گذارند؟ حالا انشاالله که می گذارند ولی باید به این نکته توجه کرد که اگر پزشکی برای بیماری وقت می گذارد خانواده مجاب می شوند. متاسفانه برخی از پزشکان به دنبال مادیات هستند و سرشان شلوغ است و فکر می
شیرمرد دجیل از پیشکسوتان قرارگاه سری نصرت؛ از نقش کلیدی در فتح فاو تا ایجاد اختلاف بین النصره و داعش/ ...
گروه حماسه و مقاومت رجانیوز - کبری خدابخش: مرور زندگی برخی آدم ها، با تفکر همراه است، برخی با تاسف و سرزنش، برخی با تنفر، برخی با حسرت، برخی با غبطه، برخی با عبرت، برخی با تحسین و لبخند، برخی با اشک، اشکی از سر شوق و شاید آغشته به دلتنگی. خیلی از اوقات با مطالعه زندگی نامه شهدای گران قدر با خود می گوییم هر چند همیشه مدیون رشادت آنهاییم، اما فضای آن زمان و نیاز کشور به دفاع، حضور و شهادت آنها را می طلبیده است، اما گویا شهادت م
یک شب نامزدم به خانه مان آمد - او رفتار زشتی با خواهرم کرد
به گزارش " جوان ایرانی "، مسعود اهل تهران بود و خود را پیمانکار ساختمان معرفی کرد. پدر و مادرم راضی به ازدواج نبودند می گفتند حداقل باید طبق آداب و رسوم خودمان درباره خواستگارت تحقیق کنیم اما من که شیفته تیپ او شده بودم مخالفت کردم و گفتم حداقل ما را به هم محرم کنید بعد هر کاری می خواهید انجام بدهید. خانواده ام وقتی اصرار مرا دیدند به ناچار خواسته ام را پذیرفتند من هم برای آن که نزد
گذر به صلح و آزادی
نشستند و منتظر فرصتی می شدند تا نشانی از گمشده های خود بگیرند؛ همان ها که ساکت و آرام بودند و درد فراغ را کمتر به دیگران یادآوری می کردند؛ همان هایی که همسر، فرزند، و برادر خود را گم کرده بودند. این روزها همه آنان که آمده بودند خوشحال نبودند. برخی از در خانه خود بازگشتند تا رنج همسر خود را که به خیال شهادت آنان با برادر یا عضوی دیگر از خانواده ازدواج کرده بود نبینند. برخی زنان افسرده شدند
رفتار زننده و شیطانی نیما و دوستش با دختر جوان - مرا به بیابان های اطراف شهربردند
به گزارش " جوان ایرانی "، پس از گذشت مدتی موضوع را به مادرم اطلاع دادم و از او راهنمایی خواستم. مادرم می گفت چون پدرم مردی متعصب و سختگیر است نباید فعلا در این باره به او چیزی بگوییم و پس از آن که پسر مورد علاقه ام به خواستگاری ام آمد، ما طوری مقدمه چینی می کنیم که این ازدواج سر بگیرد و من به خواسته دلم برسم. او که از ازدواج اجباری با پدرم دل خوشی نداشت معتقد بود به هر قیمتی که شده من
حسن یزدانی: فقط به مدال طلا فکر می کنم
آوردم که اسماعیل پور به من گفت آینده خوبی داری. همیشه با احترام زیاد از پدرت و حمایت هایش یاد می کنی.مهمترین دلیل این موضوع چیست؟ امیدوارم سایه همه پدر و مادرها بالای سر فرزندانشان باشد و خدا پدر و مادر من را نیز برایم نگه دارد.پدرم از همان اول و حتی هنوز هم من را به باشگاه کشتی جویبار می برد و می آورد و زحمت زیادی برایم کشیده تا بتوانم به این مراحل برسم. همیشه مدیون پدرم هستم و
منتظری فکر می کرد جایگاهش از امام بین مردم بالاتر است/ نوار خاطراتش را از ابتدا تا آخر منتشر کنند
متهم می کند به عنوان کسی که هر جا خواسته خانه های مردم را تصرف کرده است، آیا برای این حرف حجت شرعی دارد، ایشان باید در دادگاه انقلاب محاکمه می شد، باید توضیح می دادند چگونه مدعی شدند سپاه هر مکانی را که می خواسته تصرف می کرده است. یکی از موارد ساده لوحی آقای منتظری حمله به حاج احمدآقاست، سازمان منافقین از سید احمد خمینی دل پردردی داشت چون آنها امید داشتند به همان نحو که به بیت منتظری