سایر منابع:
سایر خبرها
گفتگو با معاونت فرهنگی باشگاه تراکتورسازی و آزاده هشت سال دفاع مقدس
پایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران : آزاده هشت سال دفاع مقدس از هفت سال اسارت خود در اردوگاه رژیم بعثی عراق و خاطرات تلخ و شیرین آن می گوید. پیروزی و پایداری انقلاب شکوهمند اسلامی ایران مرهون زحمات مردان و زنانی است که در سال های انقلاب، دفاع مقدس و پس از آن از بذل جان و مال خویش دریغ نکردند. 26 مرداد سال 1369 یادآور خاطره شیرین بازگشت دلیرانی است که خود را برای
شجاع ترین عکاسان بسیجی ها بودند
روز تا هشت سال زندان بودند و زندان خیلی سخت است. خودم قبل از انقلاب اشتباهی به زندان افتادم و تجربه اش را دارم. سال 57 بود و شهید یزدان پرست برادر خانمم که همراه شهید آوینی به شهادت رسید، یکی از فعالین انقلاب بود. یکی از روزهایی که حکومت نظامی بود، ارتشی ها به خانه پدر خانمم ریختند و گفتند شنیده ایم اینجا اعلامیه چاپ می کنند. من در را باز کردم و گفتم چه اعلامیه ای؟ من خودم عکاسم. مأموران رفتند اما
بازگشت تروریست ها به کشورهایشان/ خطر داعش همچنان در کمین اروپاست
اوسلو پایتخت نروژ هشت نفر را کشت و پس از آن نیز در حمله دیگر به اردوگاه تابستانی کارگران در جزیره اوتویا 69 نفر دیگر جان باختند. عامل این حملات در اوت 2012 به 21 سال حبس محکوم شد. 11 و 15 مارس 2012 نیز حملات پراکنده یک گروه افراطی وابسته به القاعده به تولوز (فرانسه) موجب جان باختن هشت نفر شد. محمد مراح، جوان فرانسوی الجزایری تبار و مظنون اصلی حملات زنجیره ای در
سرباز عراقی سقّای اسرای ایرانی شد
امام رضا(ع) که فرماندهی یکی از گردان های آن را محمدباقر قالیباف بعهده داشت خود را آماده عملیات خیبر کردیم. عملیاتی که به خاطر گستردگی فراوانش خیلی ها در آن شهید و بسیاری نیز به اسارت دشمن بعث درآمدند. عملیات خیبر اسفند سال 62 در منطقه ای وسیع آغاز شد و رزمندگان اسلام با پیشروهای خوبی که داشتند تا چندین کیلومتر در استان بصره عراق جلو رفتند، اما به دلیل اینکه پشتیبانی مناسبی از نیروها نشد
سال های دوری و موهایی که از مادر سفید شد
به گزارش خبرنگار دفاع پرس از خوزستان، غلامرضا شانه سازان یکی از آنها است که در 19سالگی به اسارت رفت و زمانی که به کشور بازگشت در آستانه 25 سالگی بود! او 6 سال از زندگی اش را در دوران اسارت در اردوگاه های مختلف عراق گذارنده است. آقای شانه سازان که حالا در 50 سالگی به سر می برد اعتقاد دارد "دروان اسارات فراموش نمی شود". او در حکایت دوران اسارت خود را این گونه توضیح داد: تازه 19ساله شده
مناظره زیباکلام و کاشانی که 28 مرداد را کودتا نمی دانند
هستند و فقط از روز 28 مرداد سخن می گویند اما چرا رویدادهای با اهمیت 2 سال و 4 ماه نخست وزیری دکتر مصدق و ناکامی نهضت ملی ایران درباره اش بحثی نمی شود. نکته بعد اینکه هر دو احتمال قیام ملی یا کودتا قابل اعتراض هستند. من معتقدم 28 مرداد نه قیام ملی بود نه کودتا. خبرآنلاین: آقای دکتر زیباکلام شما بفرمایید چرا روز 28 مرداد جمع نقیضین شده است و همه نوع گمانه، تحلیل و خبر بعضاً متضاد درباره
آزادگان دربند جلادانی چون داعش!
سال اول فقط در هر 24 ساعت یک وعده غذای بسیارکم به ما می دادند و هفته ای دو تا نان بیشتر نمی دادند. با کمپرسی می آوردند و گوشه اردوگاه می ریختند که آن هم یا چنان مثل سنگ خشک بود که با سنگ بکوبیش و آردش کنی و یا چنان خمیر بود که جلوی آفتاب خشکش کنی و بعد بکوبی و از آن استفاده بشود کرد. از لحاظ بهداشتی هم می توان گفت ما در طول هشت سال اسارت هرگز خودمان را زیر دوش آب ندیدیم. گاهی وقت ها که خیلی لطف می
اقتصاد مقاومتی را در اسارت آموختیم/در اسارت شکنجه شدیم تا ولایت بماند
. پس از دوساعت؛ سرباز عراقی بالای سر من (و سایر مجروح ها) و خواست مرا تکان بدهد؛ ولی نتوانست. سپس یک دستگاه نفربر آوردند و من را داخل آن انداخته و بردند ما را پس از مدتی بستری در بغداد به اردوگاه عنبر منتقل کردند و اسارت من این گونه آغاز شد. دنیا را بگیری مُشته، ولش کنی دشته وی در ابتدا در خصوص انضباط اقتصادی و اقتصاد مقاومتی که در دوران اسارت در اردوگاه های عراق به اوج رسیده
با حبیب رفتم... بدون حبیب بازگشتم/ سه ماه در سلول انفرادی
اوایل فکر می کردیم این تحرکات فقط در مرز است و همان جا تمام می شود، اما عراقی ها هر روز در حال پیشروی بودند. هرگاه به پشت بام می رفتیم، عراقی ها را می دیدیم. تعداد زیادی از همسایه ها شهر را ترک کرده بودند و به روستاها و شهرهای اطراف رفته بودند. پدرم اجازه نمی داد ما شهر را ترک کنیم و می گفت عراقی ها چند روز بعد عقب نشینی می کنند و به شهر وارد نمی شود. برادرم و حبیب هرگاه از خط مقدم برمی گشتند، می گفتند شما نمی دانید آن جا چه خبر است توپ و تانک عراقی ها مثل مور و ملخ در مرز پراکنده است و شما نمی توانید این جا بمانید. ...
شیرمرد دجیل از پیشکسوتان قرارگاه سری نصرت؛ از نقش کلیدی در فتح فاو تا ایجاد اختلاف بین النصره و داعش/ ...
خودم را برای همه چیز از جانبازی تا اسارت و نهایتاً شهادتش در زمان جنگ تحمیلی آماده کرده بودم. همیشه آخر همه دعاهایش از خداوند رزق شهادت بود. سید و دو پسر عمویش در هشت سال جنگ تحمیلی حضوری فعال داشتند و هر سه چون برادر بودند که بارها در زمان جنگ برای زیارت به نجف وکربلا رفته بودند و تا عمق خاک عراق پیش رفته بودند. یکی از پسر عموهایش شهید سید ناصر در خیبر و دیگری شهید سید فرج در عملیات کربلای 5 به
مصاحبه با آزاده لارستانی که 3000 روز اسارت کشید...
عرض سلام و تبریک به مناسبت فرا رسیدن 26 مرداد روز ورود آزادگان و نیز ولادت حضرت امام رضا(ع) به همه آزادگان و مردم شریف و شهیدپرور لارستان.اینجانب فضل ا... بنائی آزاده و جانباز جنگ تحمیلی و بازنشسته اداره کل فرودگاه لارستان *)چگونگی اسارت و منطقه خود را توضیح دهید. **) مدت 100 ماه اسارت داشته ام و جانباز 40 درصد هستم و در عملیات بیت المقدس در جبهه شلمچه به دست نیروهای بعثی
حسودان و مخالفان آرام نخواهند نشست
روشن برای وعده های خداوندی در إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم دانست و گفت: در ادامه ی این آیه و یُثَبِّت أَقدامَکُم است که مصداق مناسبتی آن آزادگان عزیزی هستند که در سال های اسارت ثابت قدم ماندند و خداوند نیز مزد صبوری آنان را، علاوه بر شیرینی آزادی، جایگاهی قرار داد که در تاریخ ایران به دست آوردند و برای همیشه عزیز مردم شده اند. فرمانده هشت سال دفاع مقدس، در ادامه سخنان خویش، با ارائه
اسارت در روز رفتن به مرخصی/ تفاوت اسارات عراقی ها با ایرانی ها از زمین تا آسمان است/ زنده به گور شدن ...
را کشید و گفت: حرص الخمینی ؟؟؟ من معنی آن را نمی دانستم و تصور می کردم به امام (ره) بدگوئی می کند، بلافاصله گفتم لا، لا، جیش الخمینی (می خندد) و آن افسر عراقی می خندید. در ادامه مسئول کمیته اسرای آن ها آمد و برگه مرخصی را از جیب من در آورد، می خندید و می گفت (میخواستی مرخصی بری بابلسر، حالا به بغداد برو). از سختی های دوران اسارت خود بگوئید چون من اسرای عراقی را در
لجاجت در برابر حق
تواند مبنای بررسی مجدد پرونده ها شود؟! ضمن این که بر اساس مبانی فقهی همه فقهای شیعه از جمله آیت الله منتظری و حتی اهل سنت حکم افراد به اسارت درآمده از گروهی که دست به سلاح برده و علیه حاکمیت اسلامی یاغی گری کنند در صورتی که آن گروه همچنان قدرت سازمان دهی برای ادامه یاغی گری داشته باشد اعدام است. اما از ابتدای شورش مسلحانه سازمان مجاهدین خلق این حکم اسلامی در مورد اسرای آنان به اجرا در
آزادگان کهگیلویه وبویراحمد تجلیل شدند
سرافراز ایران اسلامی اظهار کرد: 26 مردادماه سالروز ورود غرور آفرین آزادگان سرافراز به میهن اسلامی است که هر ساله و به بهانه این روز از آزادگان سرافراز تجلیل می شود. این آزاده و یادگار 8سال دفاع مقدس به دوران سخت اسارت رزمندگان اسلام در زندان های بعثی اشاره کرد و گفت: دفاع مقدس در طول هشت سال ویژگی های خاصی داشت که مهمترین آن تأسی به دین و ارزش های اسلامی بود. محمدی دیگر ویژگی های خاص
تصاویر دیده نشده از جنگ تحمیلی/تصاویر
به گزارش مجله تاریخ فرادید، در 31 شهریورماه سال 1359 ارتش بعثی عراق به دستور صدام حسین دیکتاتور وقت این کشور از هوا و زمین به ایران حمله کرد؛ لشکر 5 مکانیزه عراق در شرق بصره به سمت شمال شرقی و به سوی سوسنگرد و اهواز پیشروی خود را آغاز کرد تا طبق برنامه در کمتر از 2 روز خرمشهر را به تصرف خود درآورد. گرچه در ابتدا همه چیز آنطور که عراق می خواست پیش رفت اما چیزی نگذشت که شجاعت، از خود گذشتگی و ایثار
گذر به صلح و آزادی
فراهم کند. باب مکاتبات باز شد و ادامه یافت تا اینکه در تاریخ 17/5/69 ایران در نامه ای بر معاهده 1975 تأکید کرد. رئیس جمهوری عراق نیز در پاسخ در نامه ای در 23 مرداد 69 آن را پذیرفت و با تأکید بر اینکه به هر آنچه می خواستید دست یافتید ، نوشت: مبادله فوری و همه جانبه اسرای جنگ به هر تعدادی که در عراق و ایران به سر می برند، از طریق مرزهای زمینی و از راه خانقین - قصرشیرین و راه های دیگری که مورد توافق
ناگفته هایی از سال های صبوری
بیمارستانی توسط یکی از اسرا پیدا شد و مجبور بودیم به جای آب استفاده کنیم. تا عصر آن روز ما زیر آفتاب سوزان بصره نگه داشته شده بودیم و در این اثنا خبرنگاران هر چند ساعت یک بار می آمدند و سوالاتی می پرسیدند . تا دو روز در آن اردوگاه بودیم و بعد از آن با اتوبوس ما را به بغداد منتقل کردند. وارد اردوگاه که شدیم بعد از پیاده شدن از اتوبوس ها باید از داخل کانال سربازهای چماق به دست عبور می کردیم
گفتگوی خواندنی با یک آزاده اصلاندوزی که امروز در کسوت بازنشستگی است
میکاییلی و سلام درگاهی است که بمناسبت پاسداشت روز آزادگان به سراغ "حسین کریمی کورعباسلو"آزاده،جانباز و رزمنده هشت سال دفاع مقدس رفتیم تا ضمن تبریک این روز عزیز به وی، پای صحبت های این آزاده سرافراز شهر و دیارمان بنشینیم که در ادامه می آید. کریمی در سال 1343 در روستای مقصودلو از توابع اصلاندوز استان اردبیل در یک خانواده مذهبی چشم به جهان گشود و دوران کودکی را در آستانه تربیت پدر و مادر پرورش
رازِ یک انسان
، توسط کامیون های نظامی به سوی بغداد و سپس اردوگاه رومادیه روانه کرد؛ و این آغازی بود بر چند سال اسارت و عذاب سخت و غربت جانفرسای روح و جسم، در پشت میله های وحشتناک... " **** ... صبح روز بعد، حسین و عکاس، در اتاق و درکنار هم نشسته بودند. مادر پیر حسین، با چشم های گریان و بغض کرده، برای آن دو چای آورد و لحظه ای بعد، به آرامی و در سکوت محض، خارج شد و به در اتاق تکیه داد.
دانشجوی دانشگاه لانگ بیچ آمریکا چگونه آزاده شد؟
پایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران : تحصیل در آمریکا، بازگشت به ایران، هشت سال اسارت، تربیت سه هزار مترجم زبان در دوران اسارت، ریاست حج و زیارت، تجربه فاجعه منا همه تنها بخشی کوچک از زندگی سعید اوحدی دانشجوی دانشگاه لانگ بیچ آمریکا است. برای خود ما هم کمی عجیب بود، برای اولین بار در مقابل سعید اوحدی، رئیس سازمان حج و زیارت کسی که پس از فاجعه منا بارها آرزو کرده بود که ای کاش
تئاتری که هفتاد تا قرمز خورد
در آسایشگاه نشسته اید مثلاً آسایشگاه روبه رویی را می زنند تحمل آن سخت است. یا مثلاً یک روز شاهد بودیم که عراقی ، یکی از دوستانمان را انداخت باغچه ی اردوگاه. باران باریده بود و همه ی باغچه گِل و لای بود. گفت باید در اینجا سینه خیز بروی؛ بعد هم پایش را با پوتین روی صورتش گذاشت. وقتی شما این را می بینید غیرقابل تحمل است. یا بعضی مسائل پیش می آمد مثلاً مقداری کسالت و روحیه ها پایین می آمد دورهم جمع می
دو سال زندگی با طعم اسارت/ اطاعت پذیری رزمندگان از ولایت فقیه، فتح خرمشهر را رقم زد
پی برد. اما 26 مرداد 69 میهن اسلامی شاهد حضور عزیزانی بود که پس از سال ها اسارت در زندان های مخوف رژیم بعثی صدام، قدم به خاک پاک میهن اسلامی گذاشتند. مقام معظم رهبری در ارتباط با آزادگان فرمودند:" جمهوری اسلامی با داشتن ذخائر ارزشمندی چون آزادگان مقاوم، هرگز در برابر دشمن احساس ضعف نخواهد کرد." 26 مرداد یکی از خاطره انگیز ترین روزهای تاریخ انقلاب است که شاهد حضور و
بسته خبری سفیر سه شنبه 26 مردادماه 1395
/AovqjTxG4fyF_y9_ATG2Ow شبکه خبری سفیر, [14.08.16 21:25] [ Photo ] سفیر ایران در کویت: حال عمومی 10 تبعه ایرانی بازداشت شده در کویت از جمله فرد مجروح خوب است پیگیری ها از سوی سفارت ایران با کانال های رسمی کویت ادامه دارد. _____________________ @safir_hamandishi شبکه خبری سفیر, [14.08.16 21:34] [ Photo ] فراکسیون الدعوه در پارلمان عراق، از وزارت
دو داستان به مناسبت سالروز بازگشت رزمندگان به وطن
را به دست گرفت و به صفحات آن چشم دوخت... **** ... محمد شهید را با دست های خود، درگوشه ای از شهر ویران قصرشیرین به خاک سرد سپردم... ساعتی بعد، دشمن، من و دیگر اسرا را با دست های بسته و تن های زخمی، توسط کامیون های نظامی به سوی بغداد و سپس اردوگاه رومادیه روانه کرد؛ و این آغازی بود بر چند سال اسارت و عذاب سخت و غربت جانفرسای روح و جسم، در پشت میله های وحشتناک... " ****
خاطراتی ماندگار از روزگاران اسارت /از مداحی تا مصیبت و شکنجه
آمدیم و ما را به اردوگاه 17 نهروان در 17 کیلومتری شهر بغداد منتقل کردند.10 روز بعد ماه محرم فرا میرسید با دوستان و سایر اسرا تصمیم گرفتیم بعنوان سفیران انقلاب کاری کنیم که رژیم بعثی را اسیر خود سازیم و احساس اسارت را با نماز و ایمان محکم و نوحه خوانی از وجودمان برهانیم و دشمن را از این به اسارت گرفتنمان نا امید سازیم. در مکانی که بنده و همرزمانم در اسارت بودیم یکی از روحانیون بنام حاج
روایت آزادگانی که هرگز سهمی از انقلاب برای خود قائل نشدند
اتفاق ما ضربه ی کاری بود که ما را شکست و خرد کرد؛ همه ی روحیه و انگیزه مان از بین رفته بود و آن دوسال را به سختی سپری کردیم. اصغر نعلبندی پور یکی از همان رزمندگانی که با اراده ای پولادین 9 سال در اردوگاه های عراق مبلغ فرهنگ ناب اسلامی ایران در دل دشمن شد؛ از روز آزادی می گوید: خبر آزادی برای ما خیلی شیرین بود؛ چون علاوه بر حس پایان همه ی سختی های اسارت، شکنجه های روحی بعثیان داشت تمام
دلم برای آن روزها تنگ می شود
بسیار خوب بود. اولین بار بعد از اسارت چه سالی به کربلا رفتید؟ حدود 6 سال بعد بود. زیارت برای ما چند حسن داشت؛ اول اینکه بیرون آمدن از اردوگاه برای ما یک اتفاق خاص بود، با توجه به اینکه تمام اسرای اردوگاه را به این زیارت بردند. ما بعد از شش سال آسمان را می دیدیم. مسیری که می رفتیم برای اولین بار چشم ها و دست ها ی ما بسته نبود. حس شما نسبت به عراق علاقه است یا تنفر؟ پاسخ به این
نظیر عطر حیدر را هرگز نیافتم
او با سعه صدر و صبر خاصی که در چهره اش موج می زند، از زمان اعزامش به جبهه تا اسارت و خاطرات تلخ و شیرین آن دوران می گوید. * آقا سید از نحوه اعزام خود به جبهه بگویید آیا با اجازه والدین تان به جبهه رفتید؟ در 12سالگی پس از گذراندن دوره آموزش نظامی مقدماتی عزم کردم به جبهه بروم بنابراین موضوع را با والدینم درمیان گذاشتم اما به علت اینکه برادرم در سال 59 به شهادت رسیده بود، شرایط
فریاد الموت لصدام در میان شکنجه های بعثی ها
چند بار برای اعزام مراجعه کرده بودم که به دلیل سن پایین اجازه نمی دادند به همین دلیل در سال 62 در سن 16 سالگی با یک رضایت نامه جعلی خود را به جبهه رسانده و در سن 20 سالگی به اسارت گرفته شدم. فارس: بعد از اسارت شما را به کجا منتقل کردند؟ اول به پادگان ماه عبدالرشید بصره برده و بعد از اسارت و انتقال به خطوط پشت جبهه و پادگان ماه عبدالرشید و سپس به استخبارات بغداد و دژبانی کل و