سایر منابع:
سایر خبرها
رییس کارخانه هر سال یکی از کارمندان زن را صیغه می کرد / سرنوشت یکی از زنان صیغه ای این مرد
وقتی با هم دوست شدیم قضیه برعکس شد و دوستانم به من حسادت می کردند ومی خواستند رابطه من و شهرزاد بهم بخورد تا اینکه شهرزاد بهم پیشنهاد ازدواج داد و من بدون اینکه تعقلی کنم برای خانواده ام شهرزاد را شاهزاده ای تصور کردم که با اسب سفید به دنبال من آمده. بعد از رضایت خانواده ام دوران عقد خوبی داشتم تا اینکه عروسی کردیم و شاهد دخالت خانواده همسرم درامور زندگیمان شدم، همسرم برخلاف قولی که داده
روایت زندگی یک دزد صندوق صدقات
/> من الان دانشجوی ترم آخر مهندسی برق هستم. از همان اوایل کودکی در خانه ما ماهواره بود، پدر و مادرم مراعات نمی کردند و از همه شبکه های ماهواره حتی شبکه های مبتذل استفاده می کردند. در اوایل ورود به دانشگاه عاشق یک دختری شدم که قبلا ازدواج کرده بود و به دلایلی از همسر خود جدا شده بود. وقتی موضوع را یا پدر و مادرم در میان گذاشتم با مخالفت شدید پدر و مادرم روبه رو شدم. علاقه من
اموال خصوصی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام)
الله علیه و آله و سلم) به سلمه فرمود: جایی را انتخاب کن که شتران را در آن جا بچرانی. گفت: هیچ جا بهتر از همان ذی الجدر نیست. گوید رمه را به همان منطقه برگرداند و همان جا بود و همه شب یک مشک شیر برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می آوردند. (9) پیامبر شتران شیردهی داشت که نام یکی از آن ها سمراء بود. فائد خدمتگزار عبدالله از قول سلمی مادربزرگ عبدالله نقل کرد که او گفته است: در خانه رسول
مهدی هاشمی با همکاری ساواک چند بار برای شهید اندرزگو تله گذاشت
شهید چه نسبتی دارم و وقتی فهمید فرزندش هستم، اشک در چشم هایش حلقه زد. وقتی پرسیدم که آیا شما ایشان را می شناسید؟ گفت، بله، ایشان در پاکستان خیلی به ما خدمت کرد. من فکر می کنم شهید اندرزگو چهره ای بین المللی است و در کشورهای اسلامی که به مردم خدمت کرده، او را خوب می شناسند و به او ارادت دارند. *آخرین خاطره ای که از پدرتان در ذهن شما نقش بسته، چیست؟ من شش سال داشتم که پدرم شهید
استفاده از رسوم آیینی به ساختار اجرای نمایش های بومی کمک می کند
را ببیند؛ گرچه نویسنده این نمایش، بُرش مقطعی خوبی از زندگی مردم مورد نظرش انتخاب کرده اما می شد روایت های بکرتر را هم در همان مقطع زمانی پیدا کرد. قصه هر نمایش خیلی مهم است که باید بر اساس ضرورت ها بار دراماتیک به آن افزوده شود و البته چگونگی داراماتیزه شدن آن هم مهم است. در کاست محزون تعدد داستانک ها زیاد است و خودم در طول مدت نمایش مدام منتظر بودم ببینم داستان چگونه جمع می شود. اساسا منتظر بودم
دردی که می تواند شما را معلول کند
درمیان تمام انجمن ها و خیریه های ریزودرشت، برخی از خیریه ها با نیت کمک کردن به بیماران راه می افتند. A.S یا روماتیسم ستون فقرات یکی از این بیماری هاست که خیلی شناخته شده نیست؛ اما اگر به موقع تشخیص و درمان نشود، می تواند قامت بیمارش را خمیده و شاید تا آخر عمر ویلچیرنشین کند. حدود 24 سال است که انجمنی برای حمایت از این بیماران به راه افتاده و حالا بعداز این همه تکاپو و باوجود700 هزار بیمار در کشور
فرقان عملاً آلت دست مجاهدین بود
سوء استفاده رژیم نشود، تصمیم گرفته شد جشن بعثت را یک سال عقب بیندازند و در سال بعد جشن مفصلی گرفتند. من در آن موقع، در مقطع فوق لیسانس در دانشگاه شیراز درس می خواندم و در عین حال مؤسس انجمن اسلامی و معلم آنجا هم بودم و در دوره لیسانس درس می دادم. با شهید آیت الله مطهری هم ارتباط داشتم و برای جشن بعثت به تهران آمدم و در آنجا بود که با بیان و سخنوری جذاب دکتر شریعتی آشنا شدم. طرز فکر ایشان هم همان
پزشکی که از فرزاد حسنی کم نمی آورد!
سختی نیست، اما هماهنگی این موضوع واقعا کمر تهیه کننده را خم می کند. چون اولا باید چهره ای باشد که مردم آن را بشناسند و با موضوع برنامه ما همخوانی داشته باشد و از طرفی این فرد باید بپذیرد که بیماری اش را برای مردم توضیح بدهد. به آلبوم موسیقی اشاره کردید و گفتید کلاس های فن بیان و بازیگری رفته اید. با این همه علاقه چرا پزشک شدید؟ من اول پزشک شدم و بعد به سمت هنر رفتم. علی
دوچرخه برای من شروع بزرگی بود
گرفت؟ ممنونم! بخشی از داستان این فیلم که بیش تر در شخصیت پردازی خواهر و برادر به آن پرداخته ام، سال ها ذهنم را مشغول کرده بود. اما بخش دیگرش یعنی موقعیتی که این دو شخصیت در آن قرار گرفته اند، درست در همان لوکیشن تعیین کننده ی فیلم، یعنی فرودگاه، یک باره به ذهنم رسید. هم زمان با جام جهانی 2014 برزیل، وقتی مصمم شدم اولین تجربه ی حرفه ای فیلم سازی ام را آغاز کنم این ایده ها در ذهنم سر و
حسین فاطمی؛ دکتری که در راه جمهوریت ایران شهید شد
آمدها فریاد کنم. افسوس که راه گلویم آنقدر تنگ و پرپیچ ساختمان شده که نمی تواند یک بار این فریادها و فغان ها را به فضا تحویل دهد... (دست نوشته های فاطمی، 25 شهریور 32) سال ها بعد در اختفا نوشت اعصابش از شنیدن خبر حمله متفقین به ایران دچار تشنج شده است و چند روز بعد: به هر حال در برنامه هشت و نیم رادیو برلن نیز خبر حمله به ایران گفته شد و شرح کشته شدن دریادار بایندر را داد. آن شب تا صبح من
قضاوت آدم ها برایم مهم نیست
. آدم هر چه سنش بیشتر می شود تجربه اش هم بیشتر می شود. * ولی این دعوت به حال خوب با استفاده از اشعار کلاسیک برای آشنایی نسل جدید با آثار شعرای بزرگ پارسی، ربطی به تجربه و سن و سال ندارد. من فکر می کنم نوعی استراتژی و تفکر است. من به این حال های خوب معتقدم. وقتی شعری به دستم می رسد و می خوانم و حالم خوب می شود، مطمئنم برای مخاطب هم همین اتفاق می افتد. آثار کلاسیک ما سرشار از بیت ها
از دار قالی تا پرورش شتر مرغ
من می دهد که این آرامش مایه ماندگاری من در آن است. در کنار کار قالیبافی علاقه بسیاری به انجام کارهای کشاورزی دارم. گرچه در رشته حقوق فارغ التحصیل شده ام اما این رشته اصلا با روحیات من سازگاری ندارد. بیشتر امور مربوط به حسابداری شرکت و امور مالی آن، با توجه به سابقه کاری که در گذشته داشتم برعهده من است. گرچه رابطه خوبی با حیوانات ندارم اما با کار پرورش شترمرغ موافق بودم و امیدوارم بار دیگر بتوانیم
هشدار! گُل کردن مخدری بنام گل
ماده کاملاً وابسته شدم. اگر یک روز حشیش به من نمی رسید، اعصابم به هم می ریخت و پرخاشگر می شدم. بعد از حشیش با گراس آشنا شدم. حال بدی که بعد از مصرف حشیش و گراس داشتم، تفاوتی با هم نداشت. تا اینکه یک سال قبل با گل آشنا شدم. مقداری از آن را گرفتم و به خانه دوستانم رفتم و این بار من این ماده را به آنها تعارف کردم. بعد از یک ماه مصرف، متوجه شدم این ماده از نظر روانی صد برابر حشیش عمل می
زنان خیابانی؛ چهره ای بی نقاب از خیابان های شهر/ واقعیتی تلخ که انکارشدنی نیست
. تن فروشی موضوع جدیدی نیست، تاریخ نگاران سابقه آن در ایران را به دوره مادها نسبت می دهند. موضوعی که هر چند وقت یک بار رسانه ها،کارشناس ها، جامعه دانان، سیاسیون و غیره، آن را محور بحث های داغ خود قرار می دهند و موجی در رابطه به آن راه می اندازند و دوباره به دست فراموشی سپرده می شود. شب های زیادی را در سطل زباله ها خوابیدم تا کم کم با عده ای آشنا شدم و راه و رسم زندگی در خیابان
پزشکی که 60 سال در حیطه پزشکی خدمت رسانی می کند
نه؟ پس از ساعتی، بالاخره این اتفاق می افتد اما رجوع بیماران به مطب، موجب شد مصاحبه مختصری صورت گیرد که در ذیل می خوانید: *چه شد که پزشک شدید؟ از خردسالی علاقه زیادی به طبابت داشتم پس از پایان تحصیلاتم در دوره یازدهم تحصیلی، به دلیل اینکه در اردبیل مدرسه دوازدهم نداشتیم، به تهران رفتم و در آنجا دیپلم گرفتم بلافاصله در کنکور شرکت کردم و از دانشکده پزشکی تبریز قبول شدم پس از
بازیگر سریال پریا: از شبکه GEM پیشنهاد دارم! / تصاویر
این کار است و با این کار اتفاق می افتد و قطعاً جزو جذابیت های این حرفه است. اما من صرفاً به دلیل علاقه ای که به بازیگری داشتم، وارد این حرفه شدم و برایم بسیار حرفه محترمی است. بنابراین من نمی توانم به کاراکتری که قرار بازی کنم، خیانت کرده و خودم را وارد بازی کنم. پس از همان ابتدا نگاه من به این کار جدی بوده و همواره هست. چون بازیگری کار غیرقابل پیش بینی است و بازیگر عمر و انرژی اش را برای این کار
“مهاجرت نخبگان” یا “فرار مغزها”؛ مسئله این نیست!
عنوان یک خانم مهندس جوان داشتم؛ در نتیجه از کار دولتی استعفا داده و فعالیت آزاد را انتخاب کردم که آنجا هم شاهد برخوردهای بسیار سطح پایین همکاران بودم. با توجه به قوانین جاری آن زمان از دستمزدم هم بسیار برداشته می شد. نبود امنیت شغلی، حس پیشرفت و فرصت آزمون عرصه های کاری مختلف این فارغ التحصیل دانشگاه شهید چمران اهواز ادامه داد: کسی که همه او را نخبه می دانستند و هنوز الگوی
اصفهان معدن بازیکن سازی در ورزش والیبال است
از چه سالی بود؟ برهانی: به طور کلی از سال 1385 والیبال را شروع کردم و آغاز حرفه ای شدنم از سال 86 بود که فعالیت در این رشته برایم جدی شد؛ در حقیقت سال 86 برای والیبال بانوان ایران یک نقطه شروع به حساب می آید زیرا اولین دوره ای بود که بعد از 30 سال تیم ملی شکل گرفت. فارس: از راه یابی تان به تیم ملی صحبت کنید؟ برهانی: در همان سال 86 در مسابقات قهرمانی کشور و لیگ دسته
واقعیت ایران را با سینما نشان دهید/ رسانه ها ما را می ترسانند
زندگی متفاوت ما را ببینند و در عین حال تلاش کردم که فیلم های آمریکایی که بودجه ساخت بالایی داشتند به مخاطبان سالنتویی معرفی کنم و آنها را با فیلم های متفاوت آشنا کنم. محل برگزاری اولین دوره فستیوال ما یک شهر کوچک با 18 هزار نفر جمعیت در جنوب سالنتو بود ولی این جشنواره به مرور موفق شد آدم های زیادی را هم از همه جای ایتالیا و هم از کشورهای دیگر جلب کند و به زعم من این افراد به این دلیل به
تعداد انگشتان حاج اکبر برای شمارش درد هایش کم است+تصاویر
جسمی است و آن هم تقصیر من نیست، خدا مرا اینگونه آفریده، اما متاسفانه کسی من را به عنوان داماد قبول نمی کند. 12 سال است مستمری من از بهزیستی قطع شده است محمد گفت: تحت پوشش بهزیستی بودم و مستمری دریافت می کردم، از سال 83 مستمری من قطع شده است و از تحت پوشش بهزیستی خارج شدم و تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفتم، مسئولان کمیته امداد می گویند تا ازدواج نکنی، حمایت بیشتری شامل حال تو
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (299)
کلیپ رو دادن به اون 25. یه بار داشتم سالاد شیرازی درست میکردم پیاز نداشتیم از موهام قرض گرفتم. 26. اگه رسالت پدرا خاموش کردن کولره، رسالت مامانا باز کردن همه شیرای آب توی خونس موقعی که میری حمام. 27. خسته نباشی دلاور خدا قوت پهلوان عالی فرود اومدی قهرمان باریکلا نازنین خلبان (عامل در پرواز برگشت تهران) 28. -آقا یه کاری هست.....
روشنفکر نسبتی با یأس و واخوردگی ندارد
همچنین انتقاداتی را نیز متوجه روشنفکران و اندیشه ورزان جامعه در آن مقطع تاریخی و روزها و سال های پس از آن می داند.گفت و گو با گلستان را که دو ماه دیگر، 94 ساله می شود در ادامه می خوانید . شما در روز وقوع کودتا 31 ساله بودید. از این جهت، دقیقاً در جریان امور بوده اید. با اینکه نوشته شما را در روزنامه اطلاعات در دی 1356 خوانده ام، اما دوست داشتم از زبان شما بشنوم. بویژه آنکه خود گفته اید
فضاسازی درمورد قراردادهای جدیدنفتی
اعتراض کردم تا مجری کمتر بی انصافی کند.در طول مناظره حتی وقت هم به مساوات تقسیم نشد و مجری پیگیر سوالات من از آقای توکلی نبود، اما بر عکس مصر بود ادعاهای آقای توکلی را پاسخگو باشم. بعد از ظهر سه شنبه نشستی با مدیران دپارتمان سرمایه گذاری شرکت نفت داشتم و درخواست و مدارک یک شرکت بزرگ نفتی در شرق آسیا را که علاقمند به حضور در مناقصه مربوط به توسعه میادین جدید نفتی خصوصا در غرب کارون است، تحویل
راهبرد سیاست بی دخالت در اجرا، هنر آیت الله سیستانی است
. من در همان دیداری که با ایشان داشتم، گفتم در مورد شما دو نظر وجود دارد، یک نظر اینکه شما در برابر امریکایی ها و دیگران کوتاهی کردید؛ نظر دیگر اینکه درست عمل کردید، ایشان جوابی دادند و من احساس کردم نظرشان این هست که کسانی که می گویند در حال حاضر وضع باید اینطور می بود و ایشان نکردند، به آینده توجه نمی کنند، اگر آینده نگری کنند، چنین قضاوتی را نخواهند کرد. من فکر می کنم ایشان دو ویژگی
دور شدن سایه جنگ از ایران ربطی به برجام ندارد/ قدرت دفاعی عامل هراس ابرقدرت ها/ توافق هسته ای رونق ایجاد ...
چنین هزینه بزرگی برود، در غیر این صورت هرگز حاضر نمی شدیم صنعت هسته ای و دانش اتمی کشورمان را به حالت نیمه تعطیل و معلق دربیاوریم. - چه اتفاقی افتاد که دولت به آمریکا اعتماد کرد و زیر بار برجام رفت؟ آیا دولت به دنبال ایجاد فضای رسانه ای و تبلیغاتی بود؟ بنده سه دوره مجلس در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس حضور داشتم، نگاهم این است که برخی از آدم ها و سیاستمداران ما در طول
حرف های امیدوارکننده قهرمان المپیک: حواسم هست راه بعضی ها را نروم
. آقای رسول خادم، در این مدت مثل یک پدر بالای سرم بوده و در روز مسابقه با حرف هایش بیشترین کمک را به من کرد. ضمن اینکه من سعی کرده ام، از مسابقاتی که شرکت کرده ام، درس بگیرم. طبیعی است که با توجه به سنم، هیجان زده شوم اما از مسابقه های جهانی سال قبل و... یاد گرفتم که باید خودم را کنترل کنم. هیجانی کشتی گرفتن، برای آدم دردسر درست می کند. بعد از مسابقات جهانی، تغییر وزن داشتی. در آن مقطع فکر نمی
درمان بیماران کشورهای دیگر نام ایران را در دل مردم جهان زنده می کند
فعالیت های دیگر بخش دوم فعالیت های ما برون مرزی است که با نظم و انضباط خاصی انجام می شود. از خدا خواستم تا زمانی که به من توان می دهد، به عنوان بسیجی، داوطلب هلال احمر و هیئت علمی دانشگاه حتما سالی دو ماه را در کشورهایی که نیازمند هستند، حضور پیدا کنم. در سال 94 بنده چهار بار شهرهای کردستان عراق شامل حلبچه، ناحیه جنوب کرکوک و دوبار نیز در آفریقا برای درمان بیماران و آموزش
عاقبت زنی که به عشق زندگی مجردی طلاق گرفت
رسیدگی به پرونده را در دستور کارش قرار داد. این درحالی بود که 2 ماه پس از این درخواست زن جوان با ابراز ندامت و پشیمانی راهی دادگاه خانواده شد. او این بار به قاضی حسن عموزادی گفت:از تصمیمی که گرفتم پشیمانم، زیرا از روزی که خانه را ترک کردم و همه وقتم را با دوستانم می گذراندم بدبختی هایم شروع شد. من گمان می کردم که با زندگی مجردی می توانم حسابی با دوستانم خوش بگذرانم. همه دوستانم قبل از گرفتن این
درخواست برقراری عدالت برای دیدار فعالان اقتصادی با رهبر انقلاب فضای سازی در مورد قراردادهای جدید نفتی
بعد از ظهر سه شنبه نشستی با مدیران دپارتمان سرمایه گذاری شرکت نفت داشتم و درخواست و مدارک یک شرکت بزرگ نفتی در شرق آسیا را که علاقمند به حضور در مناقصه مربوط به توسعه میادین جدید نفتی خصوصا در غرب کارون است، تحویل دادم. با وجود اینکه شعبه شرکت مودیز در چین این شرکت را ارزیابی و گواهی صادر کرده است، ولی شرکت نفت بر صدور رتبه بندی توسط شرکت اصلی تاکید دارد و حاضر نیست این نوع شرکت ها که اتفاقا از اولین سرمایه گذاران در میادین نفتی عراق بوده اند را بپذیرد، و علاقمند است که از توان و منابع مالی این شرکت ها در پروژه های جانبی نظیر حفاری، خط لوله و..... استفاده کند. در حاشیه این موضوع گفت وگوی خوبی با این دوستان جوان نفتی درباره قراردادهای جدید و اشکالات مدل قبلی قراردادها داشتم و اطلاعات خوبی بدست آوردم که در مناظره چهارشنبه شب بسیار کمک کرد. سه شنبه را با فوتسال پرهیجان و انرژی ...
صفر مرزی "سلامت"...
بهداشت و درمان زاهدان در هر حال دکتر میری، رییس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان نقطه عطف تحول سلامت در زاهدان را سفر سه روزه وزیر بهداشت به این منطقه در دی ماه 94 می خواند و می گوید: یعنی ما در رابطه با برنامه های مربوط به سلامت وقتی می خواهیم مقایسه ای داشته باشیم، می گوییم قبل از سفر وزیر و بعد از سفر وزیر. الان مقیاس شاخص های سلامت برای ما، سفر آقای وزیرشده است. سفر وزیر به این استان، همه