سایر خبرها
انتقام از فروشنده نقشه گنج قلابی با اجیر کردن 2 سارق
کرده و پای پیاده به تعقیب سارقان پرداختند. پس از طی مسافتی سارقان کیف دستی را به زمین انداختند، اما این مانع تعقیب آنها نشد و درنهایت مأموران موفق شدند دو مرد را بازداشت کنند. دو مرد نقابدار که چاره ای جز اعتراف به سرقت نداشتند، گفتند: آخرین باری که از زندان آزاد شدیم با خودمان عهد کردیم به خاطر زن و بچه هایمان دیگر خلاف نکنیم. سر قولمان نیز ماندیم تا اینکه چند روز قبل یکی از دوستانمان به نام کاوه سراغمان آمد و پیشنهاد وسوسه کننده ای داد. او آدرس خانه ای را داد و گفت، هر چه دلتان می خواهد سرقت کنید و لازم نیست حتی یک ریال هم به من بدهید. حتی زمان سرقت و خالی بودن خانه را به ما گفت ...
قاب عکس این شهید با تیم ملی به آمریکا رفت+عکس
.... هر چه اصرار می کردم کتانی خارجی بخرد تا پایش آسیب نبیند، قبول نمی کرد. آخر مجبور شدم خودم رفتم منیریه دوسوم پول کتانی را به فروشنده دادم و گفتم: شب با پسرم می آیم. شما یک سوم قیمت را بگو که متوجه نشود مبلغ کتانی چقدر است . بعد شهادت فهمیدیم منتخب تیم ملی جوانان بود ما بعد از شهادتش متوجه شدیم که منتخب تیم ملی جوانان است. چند روز قبل از اینکه بچه های تیم ملی برای رونمایی از پیراهنشان در میدان انقلاب مراسم داشتند، آقای تاج رئیس فدراسیون فوتبال به منزل ما آمد. من هنوز به خانه نرسیده بودم، حدود نیم ساعت منتظر مانده بود. خیلی به ما احترام گذاشت و از ما دعوت کرد که در مراسم ...
پیراهن سیاه
یادم می آید یک جامخانی (کیسه های بزرگ را می گویند جامخانی) بود در شیروانی حسینیه سفلای طرقبه، این پر از لباس سیاه بود. توی شیروانی حسینیه سفلی همه چیز بود. چند سال بعد یک روز رفتم آن بالا، اولش با وحشت عقب عقب رفتم. چون آنجا پر از سر بریده بود. بعد که دقت کردم دیدم این ها سر های بریده شبیه خوانی است. آن زمان معمولا مردم لباس سیاه نداشتند. می آمدند مسجد و لباس سیاه می گرفتند. این لباس ها برای بزرگ تر ها بود ولی ما بیشتر این لباس ها را می پوشیدیم. این لباس ها سال به سال شسته نمی شد و به راحتی می توانستی بوی عرق عزاداری سال قبل را حس کنی، اما تنها مشکلش این نبود، لباس ها چروک بود و ...
کودکان، سالن ورزشی و یک حادثه؛ چرا نهم اسفند هنوز در لامرد فراموش نشده است؟
. نهال واسطی، یکی دیگر از هم کلاسی هایش هم ترکش خورده که شاید صد برابر بیشتر از هلما بود، اما او خدا را شکر زنده مانده. اصلا نمی دانم چرا این ترکشی که بهش خورده این قدر کشنده بود. بعد که پدرش او را گذاشته بود روی تخت، با پیگیری های عمویش باز هم گروهی بالای سرش آمدند تا شاید نجاتش دهند. اما آنها می دانستند هلما دیگر زنده نیست، اما به خاطر پدرش این کار را کردند. هلما اصلا نبض نداشت . هلما دو سال بود باشگاه می رفت و می خواست مانند خانواده پدری اش که ورزشکار هستند، والیبالیست شود. هر بار به خانه می آمد می گفت: مامان من توانستم این سرویس را بزنم یا فلان حرکت را اجرا کنم . هلما تنها فرزند ...
دوست دارم گل بزنم و تیم ملی صعود کند؛ مجیدی به من بازی داد، اسکوچیچ خطم زد!
بود که موفقیت شما خوشحالشان می کند. * دوست داری مردم ایران بعد از جام جهانی درباره این تیم ملی چه بگویند؟ دوست دارم بگویند دمشان گرم، چه کار بزرگی کردند. دوست دارم مردم بگویند ما را خوشحال کردند و باعث سربلندی مان شدند. * بدترین تصمیم زندگی ات چه بوده است؟ من همه تصمیم های زندگی ام را دوست دارم، چون هر کدام برایم تجربه شده است. شاید خیلی ها از بیرون بگویند رفتنم به بلژیک تصمیم خوبی نبود یا از نظر فوتبالی سال خوبی نداشتم، اما من همان تصمیم را هم دوست دارم. با دلم تصمیم گرفتم، رفتم و تجربه به دست آوردم. هیچ وقت نگفتم اشتباه بود. تصمیم هایی که می گیرم، حتی اگر ...
سرقت میلیاردی در پوشش نظافتچی
به گزارش خبرنگار جام جم، چندی پیش اعضای خانواده یک زن سالخورده با مراجعه به اداره پنجم پلیس آگاهی تهران از سرقتی خشن در منزل مادرشان خبر دادند. آنها به مأموران اعلام کردند که مادرشان پس از حمله یک سارق راهی بیمارستان شده است. کارآگاهان با حضور در بیمارستان و انجام تحقیقات اولیه دریافتند زن سالخورده به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته است. این زن در اظهارات خود گفت: دو روز قبل مرد جوانی را به عنوان نظافتچی به خانه راه دادم. او مشغول کار شد اما پس از مدتی متوجه محل نگهداری طلاهایم شد. ناگهان رفتارش تغییر کرد، دست و پایم را بست و پس از ضرب و شتم شدید، طلاهایم را که حدود سه میلیارد تومان ارزش داشت ...
از زبان من ؛ ملیحه 15 ساله :فکر کردم عشق است اما همه چیزم را با یک تصمیم اشتباه نابود کردم
گفته بود به مشهد می آید و من هم بدون فکر به همان جا رفتم. یک شبانه روز در شهری غریب ماندم؛ ساعاتی که هر دقیقه اش برایم پر از اضطراب و انتظار بود. مدام به گوشی ام نگاه می کردم، فکر می کردم تماس می گیرد یا دنبالم می آید، اما هیچ خبری نشد. خستگی و گرسنگی امانم را برید. در میان ترس و سردرگمی به یک مجتمع تجاری رفتم. به یک خانم میانسال نزدیک شدم و گفتم حالم خوب نیست. او با مهربانی کمکم کرد و مرا کنار نشاند، اما در همان لحظه تصمیم اشتباهی گرفتم و کیف پولش را برداشتم. هنوز چند قدم بیشتر نرفته بودم که دو مأمور پلیس زن رسیدند و مرا دستگیر کردند. زن میانسال هم که متوجه ماجرا شده بود ...
نقض حکم تبرئه مرد متهم به قتل همسر در دیوان عالی
به گزارش رکنا، این پرونده به اوایل سال 1396 بازمی گردد؛ زمانی که پدر زنی جوان با مراجعه به پلیس مدعی شد دامادش در مرگ دختر او نقش داشته است. وی در شکایت خود گفت: دامادم با ما تماس گرفت و اعلام کرد که سوسن به دلیل مصرف قرص در بیمارستان جان باخته است. اما از آنجا که آنها مدت ها با یکدیگر اختلاف داشتند و در آخرین درگیری نیز دخترم آسیب دیده بود، به گفته های او مشکوک شدم و تصور می کنم مرگ دخترم طبیعی نبوده است. پس از ثبت شکایت، تحقیقات پلیسی آغاز و شوهر سوسن به نام شایان بازداشت شد. او در بازجویی ها هرگونه دخالت در مرگ همسرش را رد کرد و گفت: روز حادثه سوسن برای تهیه داروی ...
درگیری خونین همسایه ها بر سر 50 سانتی متر سنگ نما +جزئیات
با صدور کیفرخواست برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. متهمان در شعبه پنجم پای میز محاکمه ایستاده و به دفاع از خود پرداختند. در ابتدای این جلسه اولیای دم برای آرش درخواست قصاص کردند. سپس آرش در جایگاه ایستاد و با رد اتهام قتل عمدی گفت: من قصد کشتن سعید را نداشتم و در دفاع از خودم مرتکب قتل شدم. من و دوستم ماهان شریک بودیم که با من تماس گرفت و خبر داد همسایه در حین تعمیر ساختمانش باعث تخریب نمای مغازه شده است. چند باری با او تماس گرفته و خواسته بود نما را تعمیر کند اما سعید زیر بار نمی رفت. شماره سعید را داد تا من با او حرف بزنم. تماس گرفتم و پرسیدم چرا ...
مرگ مشکوک زن جوان و پرونده اختلاف خانوادگی روی میز دادگاه !
به گزارش شهرآرانیوز ، یک سال قبل خانواده زنی جوان به نام لادن به پلیس شکایت کردند و مدعی شدند دامادشان، پرویز، دخترشان را کشته است. آنها گفتند: چند روز قبل به ما خبر دادند دخترمان فوت کرده است. دامادمان مدعی بود لادن خودش را کشته است و بعد از مرگ دخترمان ماجرا را به او خبر داده اند. اما به دلیل اختلافات شدیدی که بین داماد و دخترمان بود ما فکر می کنیم پرویز این کار را کرده است. با انتقال جسد زن جوان به پزشکی قانونی تحقیقات در این زمینه آغاز و همسر لادن بازداشت شد. او گفت: من همسرم را نکشتم. قبول دارم که با هم اختلاف داشتیم، اما او را نکشتم. زنم قبل از مرگش برای خواهرم پیامک فرستاده ...
از احیای هنر فرت بافی تا کارآفرینی برای زنان
جزئیات ساده مثل نشستن در کلاس، استفاده از نیمکت ها و ارتباط با دیگران، نوعی فاصله و محدودیت را احساس می کردم.چند ماهی این وضعیت را تحمل کردم، اما به تدریج دیدم این فضا دوباره دارد همان زخم های قدیمی را در من زنده می کند. در نهایت خودم تصمیم گرفتم ادامه ندهم. این تصمیم آسان نبود، اما در آن شرایط برای من قابل تحمل تر از ادامه آن وضعیت بود.پس از این اتفاق، دوباره به خانه برگشتم. با این حال، این بار تجربه متفاوتی داشتم. می دانستم که شکست خورده ام، اما در عین حال نوعی آگاهی نسبت به خودم پیدا کرده بودم که بعدها در زندگی ام نقش مهمی داشت. البته پس از چند سال از این ماجرا دوباره سراغ درس رفتم و در دانشگاه ...
اکران آنلاین فیلم سینمایی زن و بچه / نقدوبررسی فیلم جدید سعید روستایی و واکاوی شخصیت های داستان
به گزارش اقتصادآنلاین، فیلم سینمایی زن و بچه ، چهارمین اثر بلند سعید روستایی به تهیه کنندگی سید جمال ساداتیان، از صبح سه شنبه 26 خردادماه به صورت اختصاصی در پلتفرم فیلیمو عرضه شد. این فیلم که پیش از تولید و اکران، به دلیل حواشیِ فیلم پیشین کارگردان ( برادران لیلا ) و نامزدی آثار او در جشنواره کن، کنجکاوی های زیادی را برانگیخته بود، توانست در زمان اکران سینمایی خود رکورد فروش روز اول سینمای اجتماعی را بشکند. زن و بچه برخلاف مسیر پرپیچ وتخم برادران لیلا، با مجوز رسمی ساخته شد و حالا پس از یک سال، در حالی به شبکه نمایش خانگی می آید که همچنان بحث ها درباره سبک فیلمسازی سعید روستایی داغ ...
بازداشت زن صیغه ای به اتهام فروش 3 نوزادش
مراکز ناباروری و مطب های زنان می رفتم و با زنانی که در حسرت بچه دار شدن بودند، آشنا می شدم. بعد پیشنهاد فروش نوزادم را می دادم. بعضی ها ناراحت می شدند، اما خیلی ها قبول می کردند. خریدار ها قبول می کردند؟ بله. به آنها می گفتم توان نگهداری بچه ام را ندارم. یا می گفتم شوهرم مرا رها کرده یا اعدام شده است. آنها هم قبول می کردند. فقط می خواستند بچه داشته باشند. 2 نوزاد قبلی ات را به چند فروختی؟ سال های قبل فروختم. اولی را فکر می کنم به 20 میلیون تومان و دومی را به 50 میلیون تومان. آخرین نوزادم را که چند روز قبل بود، به 100 میلیون تومان فروختم. ...
زهرا در رستوران کنار شوهر بی وفا و زن صیغه ای اش نشست | بچه ام در شکمم مرد | از بیمارستان دیگر به خانه ...
او را زیر نظر می گرفتم حتی چند باری پنهانی به در مغازه اش رفتم و دیدم چه برخوردی با زنان و دختران جوان دارد. فرشته پاکی زندگی ام مثل پونه ای که مار از آن بدش می آمد، در خانه من سبز شده بود. چه می توانستم بکنم، فقط یک بار کافی بود مچش را بگیرم و گرفتم. با جسمی به هم ریخته و باردار داخل یک رستوران سر میزی نشستم که یک سمت آن یوسف بود و سمت دیگرش زنی که فهمیدم پنهانی با شوهرم ازدواج کرده است. همان شد که وقتی بلند شدم و از پله های رستوران پایین آمدم سرم گیج رفت و بچه در شکمم مرد. هیچ گاه از بیمارستان به خانه شوهر نرفتم، خیلی ها ایراد گرفتند، یوسف به التماس افتاده بود و همسایه ها من را مسخره می کردند. واقعاً نبایستی به ظاهر یوسف اعتماد می کردم و باید به دنبال دل پاک بودم! اینتیتر را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ...
آزادی 10 زندانی با نذر قاتل | گفت وگو با مربی بدنسازی که هفت سال زندان بود و حالا برای آزادی زندانیان می ...
برای آزادی چند نفر واقعاً تلاش کردم و بعضی هایشان با رضایت آزاد شدند. درباره پرونده خودت چه شد؟ خانواده سیاوش حق داشتند عصبانی باشند. سال ها طول کشید تا دلشان نرم شود. در نهایت با دریافت دیه رضایت دادند. بخشی از مبلغ دیه را خیرین کمک کردند. اگر حمایت آنها نبود، شاید هنوز هم زندان بودم. وقتی آزاد شدی، چه حسی داشتی؟ آزادی شیرین بود، اینکه بتوانی آزادانه در خیابان راه بروی اما سنگین. من آزاد شده بودم، اما یک نفر دیگر هرگز برنمی گشت. از همان روز اول تصمیم گرفتم زندگی ام را تغییر بدهم. رفتم ادامه تحصیل دادم و فوق لیسانس تربیت بدنی گرفتم. الان مربی بدنسازی ...
آزادی 10 زندانی با کمک قاتل آزاد شده + گفت وگو
جوان آنلاین: صبح اولین روز ماه محرم امسال، روزی که یادآور ایثار و ازخودگذشتگی است، 10 زندانی جرائم مالی با کمک جمعی از خیرین و تلاش های بی وقفه یک مرد، از زندان یکی از شهر های استان خراسان رضوی آزاد شدند. آنها پس از ماه ها و سال ها دوری، به آغوش خانواده هایشان بازگشتند و لبخند امید بر لبانشان نشست. پشت این حرکت خداپسندانه، مردی 40 ساله به نام میلاد قرار دارد که سال هاست برای آزادی زندانیان جرائم مالی و حتی قاتلانی که در حادثه ای ناخواسته مرتکب قتل شده اند، تلاش می کند. او خود روزگاری پشت میله های زندان بوده و حالا دست نیازمندان را می گیرد. از یک تصمیم اشتباه تا 7 سال زندان ...
فیلم / زن اصفهانی با شهادت شوهر و 2 کودکش دق کرد و آسمانی شد / الهام صادقی خودش 7 ساعت زیر آوار زنده ...
دست داده بود و دلتنگ بچه هایش بود. از همان روز حادثه دیگر آن آدم سابق نشد. در نهایت از شدت غم و دلتنگی سکته کرد و به عزیزانش پیوست. او درباره دست نوشته ای که تصاویرش در فضای مجازی منتشر شد نیز توضیح می دهد: آن برگه یادداشت را قبل از حادثه نوشته بودند. بعد از بمباران، بخشی از آن از زیر آوار پیدا شد. الهام وقتی آن را خواند، خیلی به هم ریخت. آن نوشته یادگار روزهایی بود که هنوز خانواده اش کنار او بودند. پدر این زن جوان درباره روزهای پایانی زندگی دخترش می گوید: وضعیت روحی الهام اصلاً خوب نبود. بیشتر وقت ها در اتاق می ماند و در را می بست. با کسی صحبت نمی کرد. طاقت سر و صدا ...
عزاداری رزمندگان اردبیل در دوران دفاع مقدس/ سری اوّل تصاویر
گفت و شروع به گریه کردن کرد من هم با او گریه کردم. سپس آرام گفت: منم می خواهم خداحافظی کنم. با تعجب پرسیدم: مگر از اصفهان نیامده ای؟ کجا می خواهی بروی؟ گفت: می خواهم برم جنگ. گفتم: به این زودی؟ ناراحت شدم، دل شوره عجیبی گرفتم. علیرضا رو به من کرد و گفت: مادر جون شما که زن جنگ هستید هشت سال دفاع مقدس را دیده ای چرا ترس داری؟ به او گفتم: جان دلم از این می ترسم تو را از دست بدهم. علیرضا لبخند آرامی زد و گفت: من سرباز امام زمانم، دوست دارم شهید شوم، برایم دعا کن. به او گفتم: پس اجازه بده قرآن را بیاورم ...
بیوگرافی بازیگران فیلم زن و بچه + داستان و نقش ها
و پسرش کسری پرتوی سها نیاستی در نقش مهری سها نیاستی بازیگر فیلم زن و بچه سعید روستایی متولد 16 آبان 1373 است و هم اکنون 30 سال دارد. عکسی از او با پدر و مادر و خانواده اش در فضای مجازی وجود دارد. سها نیاستی و مادرش آرشیدا درستکار در نقش ندا این بازیگر کودک که در آثاری چون بی بدن، سریال پوست شیر، سریال حیثیت گمشده، سریال مرد بازنده و... بازی کرده، متولد 17 آذر سال 1394 است. آرشیدا بازیگر نقش ندا، خواهر کوچکتر علیار در فیلم زن و بچه در جشنواره کن، همراه با دیگر بازیگران بر روی فرش قرمز حضور داشت و مورد توجه عکاسان و رسانه های بین المللی قرار ...
هشدار جدی یک مقام مسئول درباره کاهش تولد ها در ایران | نرخ جمعیت در کدام استان ها بحرانی است؟
بالای 2 برسانند. او درباره جوامع سنتی مثل ایران هم می گوید: به رغم اینکه در آستانه سیاهچاله جمعیتی قرار داریم و میزان زاد و ولد کلی کشور به نسبت زنان در سنین باروری کاهش پیدا کرده است، اما اگر میزان تعداد موالید را بر حسب میزان زوج های متأهل جامعه ببینیم، نرخ خوبی داریم. چون 2.8 نوزاد به ازای هر زن متأهل در سال 1404 متولد شده است. یعنی نرخ فرزندآوری زنان متأهل بالای 2و نیم فرزند است. در سال 1394 یعنی حدود 10 سال قبل، 701 هزارو 969 ازدواج در کشور به ثبت رسیده است. رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت با اشاره به این موضوع و کاهش آمار ازدواج در کشور توضیح ...
نظر جنجالی بازیگر سریال متشکرم درباره ازدواج | گونگ هیو جین: می ترسم عشق از بین برود!
به گزارش اینتیتر ، فیلم همسایه های طبقه بالا داستان گفت وگوها و اتفاقات غیرقابل پیش بینی میان دو زوج را روایت می کند که به دلیل سروصدای غیرعادی میان طبقات ساختمان، شبی را دور یک میز شام سپری می کنند. گونگ هیو جین در این فیلم نقش جونگ آه ، زن ساکن طبقه پایین را بازی می کند؛ زنی که در کنار همسرش با بازی Kim Dong-wook زندگی زناشویی یکنواخت و کم هیجانی را تجربه می کند. با این حال، او در زندگی واقعی بیش از سایر بازیگران فیلم در حال سپری کردن دوران تازه ازدواج خود است. او در اکتبر 2022 با Kevin O که 10 سال از او کوچک تر است ازدواج کرد. اما همسرش تنها دو ماه بعد برای خدمت ...
زن و بچه به شبکه نمایش خانگی رسید
فیلم زن و بچه به کارگردانی سعید روستایی که سال گذشته در سینماها اکران شد به تازگی وارد شبکه نمایش خانگی شده است. زن و بچه فیلم درام ایرانی به نویسندگی و کارگردانی سعید روستایی و تهیه کنندگی سید جمال ساداتیان محصول سال 1403 است که سال گذشته در سینماهای کشور اکران شد. پریناز ایزدیار و پیمان معادی بازیگران اصلی این فیلم هستند و این جدیدترین فیلم روستایی است که بعد از برادران لیلا نقدهای منفی زیادی کسب کرد. این فیلم به تازگی در پلتفرم فیلیمو عرضه شده است که رده سنی مثبت 15 سال دارد. همچنین در اطلاعات فیلم IMDB آن 5.9 عنوان شده است. زن و بچه 142 دقیقه است و در ...
محمدرضا رهبری: قسمت های قبل سریال بچه مهندس رو ندیده بودم/ بعد فوت پدرم 10 کیلو وزن کم کردم/ تو ...
...> از سال 81 کلاس بازیگری می رفتم و بعد از آن در دانشگاه بازیگری خواندم. البته تربیت بدنی خواندم اما تغییر رشته دادم و بازیگری تئاتر خواندم. قبل از اینکه وارد دانشگاه شوم و قبل از کلاس بازیگری در تئاتر بازی می کردم. اولین سریالم گل ریزان بود. در برنامه موج نو تاکسی که سال 84 از شبکه دو پخش شد مجری بودم و می توان گفت با آن برنامه معرفی شدم. میوه ممنوعه کار بعدیم بود و نقش سینا را بازی کردم و با آن سریال بیشتر دیده شدم. سریال های به کجا چنین شتابان، عبور از پاییز، پرستاران، راه و بیراه، آخرین بازی و ... و همچنین فیلم های سینمایی بهت، ایکس لارج، سرزمین آبی بخشی از کارهایم بود. اشاره ...
آزادی 10 زندانی، نذر پسری که از مرگ رهایی یافت
زدم که باعث مرگش شد. بعد از قتل چه کار کردی؟ اصلا باورم نمی شد که دست به جنایت زده باشم. در شوک بودم و عذاب وجدان لحظه ای رهایم نمی کرد. تصمیم گرفتم به زندگی ام پایان دهم و 3 روز بعد در خانه خواهرم قرص خوردم، اما خانواده ام متوجه شدند و مرا به بیمارستان منتقل کردند. به هوش که آمدم ماجرای قتل را برای آنها گفتم و بازداشت شدم. پای چوبه دار هم رفتی؟ نه. با اینکه اولیای دم خواهان قصاص بودند، اما در نهایت با دریافت دیه مرا بخشیدند. بخشی از دیه را خودم پرداخت کردم و بخشی از آن را خیرین و نیکوکاران دادند و من از زندان آزاد شدم. زمانی که به زندان افتادم مدرک ...
روایتی از کارگاه دوخت لباس شیرخوارگان حسینی در حرم مطهر رضوی
آرزویم این است که هر وقت همه نام های دنیا را فراموش کردم، اسم امام حسین (ع) روی زبانم بچرخد. من به این امید زنده ام. خانم چاوشی بعد می رود سراغ تعریف ماجرایی که مفصل است، اما باید خلاصه اش کند؛ چون اینجا بودنش به آن ربط پیدا می کند: چهارده سال از زندگی مشترکمان می گذشت و بچه دار نمی شدم. یک بار تصمیم گرفتم در مراسم شیرخوارگان حسینی شرکت کنم. نیت کردم و رفتم. اصلا امید نداشتم که مشکلم حل شود. این موضوع را هم فراموش کردم که بگویم مدت ها در نوبت انتظار فرزندخواندگی بودیم. قوانین و مقررات خیلی سفت و سختی دارند. آن سال دل شکسته آمدم و دل شکسته برگشتم. دردسرتان ندهم، در کمتر از چند ماه ...
آه دل مادر یک روزه عمل کرد / برای پسرم لالایی خواندم او جز زمان شیرخوارگی تعلقی به من نداشت
لعن و نفرین او را از خانه بیرون کرده بودم هر وقت از حمید نزد یدالله و پدر و مادر شوهرم شکایت می بردم دست خالی بر می گشتم تا اینکه پسرم در دام اعتیاد گرفتار شد. همه این حادثه ها را پیش بینی می کردم و از آن ترس داشتم، حمید روز به روز تحلیل می رفت، سرباز فراری شده بود و پاتوقش در قهوه خانه ها و محل تجمع معتادن همسن و شالش بود تا جاییکه بعد از چند بار دستگیری توسط پلیس به ناچار موتورش را فروخت و دیگر نتوانست کیف قاپی کند و بی پول ماند. یدالله مقداری از رفتارهای نسنجیده اش پشیمان بود اما پدر و مادرش باز حمایت از نوه شان را ادامه می دادند، باورکردنی نبود، بستگان من هیچکدام روی ...
روایتی از عشق، چفیه و وداعی که تکرار نشد
خانه برگشتم. با خودم گفتم خدایا یعنی من دوباره بچه ام را می بینم.. اما... شب حمله و خواب عجیب بعد از رفتنش چه گذشت؟ مادر شهید امیرحسین قاسمی: بعد از اینکه پسرم رفت، چهار و پنج روز بعد. همان شبی که حمله شده بود به ایران، من خواب دیدم پدرم شهید شده. در صورتی که پدرم 20 ساله، فوت کرده بود. من این خواب را دیدم. بعد استرس وجودم را گرفت. از خواب بلند شدم، گفتم: خدایا این چه خوابی بود؟ پدر من 20 ساله که فوت کرده. گوشی را نگاه کردم دیدم به ایران حمله شده. دلم آشوب شد. زنگ زدم امیرحسین، گوشیش خاموش بود. پدرش هم زنگ زد، گفت من هم زنگ می زنم گوشیش خاموشه. بعد ...