سایر منابع:
سایر خبرها
بنیاد در آینه مطبوعات
مهدی را می بینیم، با یک کپسول اکسیژن که اگر نباشد، دم و بازدمش به سختی رد و بدل می شود... انگار این کپسول هوا، سرجهازی ستون این خانه است... از چه زمانی روحیه مبارزه طلبی در شما اوج گرفت؟ من از بچگی شاهد فعالیت های خواهر و دایی هایم علیه رژیم بودم. ما چون در خانواده ای روحانی بزرگ شدیم، تحمل دیدن مفاسدی که آن زمان وجود داشت، برایم بسیار سنگین بود. پدربزرگ من آیت ا... تبریزی، امام
هرکس نگاه باندی به خبرگان داشته باشد، به انقلاب خیانت می کند
دیگر از شخصیت ها، نتیجه انتخابات را رقم زدید؛ شما با وجود حواشی قبل از انتخابات یکی از چهره های مؤثر بودید. برای انتخابات اسفند ماه در چه جایگاهی هستید؟ آیا باز هم ورود پیدا می کنید؟ هاشمی رفسنجانی: در اسفند ماه دو انتخابات برای دو مجلس شورای اسلامی و خبرگان داریم که هر دو برای کشور مهم هستند؛ از اول انقلاب این گونه بودم که هر جا احساس کنم وظیفه من است که وارد شوم، می آیم. اگر احساس
دوست داشتم همسرم معلول باشد/یک روز از خواب پاشدم دیدم ام اس گرفتم/ام اس الناز را به من داد
شده باشد می گوید: 15 ساله بودم. یک روز صبح از خواب بیدار شدم دیدم نصف بدنم سنگین شده. اول حس کردم سرماخوردگی است اما وقتی دکتر رفتم بعد از آزمایش همان روز تشخیص دادند که ام اس است. حالا هادی ادامه می دهد. 11 سال پیش وقتی بیدار شدم و خواستم برای بیرون رفتن شلوارم را پایم کنم دیدم نمی توانم تعادلم را حفظ کنم و زمین می خورم. نتوانستم این کار را ایستاده انجام بدهم و روی زمین نشستم. بعد دکتر رفتم و
انتخاب همسر و ازدواج به سبک فروشگاه های زنجیره ای
یکی از این ادمای مجازی با جزئیات کامل تری برای ما تعریف میکند: "- سلام خانم سمیرا می خواستم با هم بیشتر آشنا بشیم و صحبت کنیم.اگه موافق باشین بیشتر راجع به خودم بگم. -به چه منظور آقای احسان؟ -خب راستش با نیت دوستی که نیس.میخواستم بیشتر همو بشناسیم اینکه برا هم مناسب هستیم و به هم علاقه مند میشیم یا نه... -جالبه!! این مدلی تا حالا نشنیده بودم!برای اینکه به
گفت وگو با عرفان برزین یا همان زلزله/می خوام با پولام ویلا بخرم! شمعدونی
باید اعتراف کنم که وقتی قرار مصاحبه را با عرفان و خانواده اش گذاشتم، انتظار دیدن هر چیزی را داشتم به جز عرفانی که در آتلیه با جوجه زرد کوچکش، اژدر ظاهر شد و در کمال ادب با همه احوالپرسی کرد و با محبت تمام به آغوش محمد نادری، سروش صحت، رویا میرعلمی و نگار عابدی پرید و با شیرین زبانی خاصی گفت که دلش برای همه شمعدونی ها تنگ شده است، نتوانستم تعجبم را از این موضوع پنهان کنم و به مادر عرفان گفتم
بنگر: پرسپولیس باید شرایط سیدجلال را بپذیرد/ ناله کردن در رسانه ها کار درستی نیست
درگیر طلب های خود کنم. ولی این شکل صحبت کردن کمتر بین فوتبالیست های ما مرسوم است؟ اشتباه است. قرار نیست بروم در روزنامه ها جار بزنم که از پرسپولیس طلبکارم. باورتان نمی شود من 7 سال در سپاهان با هادی عقیلی هم اتاق بودم. (دوباره تأکید می کند) 7 سال خیلی می شودها! اما یک بار هم از هادی عقیلی نپرسیدم مبلغ قراردادت چقدر است. او هم هرگز چنین سؤالی از من نکرد. قرارداد هر بازیکنی یک موضوع
بهترین گلزن پرسپولیس بودم اما حرمتم حفظ نشد/استقلال پیشنهاد دهد با جان و دل می پذیرم
استقلال تصریح کرد: کار خاصی نداشتم. به آنجا رفته بودم تا از دبیرخانه باشگاه یک نامه بگیرم. البته همیشه استقلالی ها به من لطف داشته اند چون هر زمان که کاری در باشگاه استقلال داشتم کارکنان این باشگاه به من لطف داشتند. وی درباره اینکه وضعیت طلبش از استقلال به کجا رسیده عنوان کرد: من هم از باشگاه استقلال و هم پرسپولیس مطالباتی دارم اما متاسفانه بعد از چند سال هنوز پرداخت نشده است. امیدوارم
قهرمانی: هنوز دایی را حلال نکرده ام
ات در آرامش باشند، پا روی علایق خودت بگذاری. شاید هم یک روز برگشتم اما الان اصلا سمت فوتبال هم نمی روم و درباره اش حرف هم نمی زنم. بعد از گذشت نزدیک به 2 سال همچنان رفتار مردم با شما به خاطر آن اتهاماتی که تحمل کردید، غیرعادی است؟ اتفاقاً رفتار مردم از قبل هم با من بهتر شده است چون سطح شعور مردم بالاست. شاید یکسری در ابتدا با یکسری صحبت ها جوگیر شوند اما بعد از مدتی می فهمند
زن متهم در دادگاه: او مستحق مرگ بود
بد دارد و می خواهد به من تعرض کند. وقتی ماجرا را به مادرم گفتم با من دعوا کرد و گفت باید سکوت کنم. از آن روز به بعد اختلاف های من و خانواده ام بیشتر شد. آنها می گفتند من معتاد شده ام و تحت تاثیر مصرف مواد چنین حرف هایی می زنم. با آنکه آزمایش عدم اعتیاد دادم و خانواده ام فهمیدند معتاد نیستم باز هم حرف هایم را باور نمی کردند تا اینکه به کلانتری رفتم و از برادرم شکایت کردم. شکایتم بعد از چهار ماه بی
وحید طالب لو و قهر دیرینه او با مهدی رحمتی
را در کنار ما جشن گرفت. آمد و گفت برای رسیدن به حق باید چقدر صبور بودن را بلد بود... یک نیم فصل کنار تیم خودت (استقلال) بودی، چه حسی داری؟ اول از شما بابت جشن تولد ممنونم. این جشن حتما جزو خاطرات خوب من می ماند. بازگشت مجدد به استقلال که سالیان سال در کنارش بودم و افتخار پوشیدن پیراهنش را داشتم، حس بسیار خوبی بود. با انگیزه بالایی آمدم و هر چه در توانم بود انجام دادم ولی
کانون گرم خانواده رمز اصلی پیشگیری مصرف مواد مخدر توسط جوانان
ضربه جبران ناپذیری به رابطه اعضای خانواده خواهد زد. به گفته وی، بهترین راه این است که ضمن افزایش اطلاعات خود صادقانه به سؤالات بچه ها پاسخ دهیم و به دوراز فریب، ایجاد ترس و پاک کردن صورت مسئله اطلاعات لازم را در اختیار آنان بگذاریم. *** کنترل شریفی گفت: کودک و نوجوان را باید غیرمحسوس و بدون آنکه به حس استقلال او ضربه ای بزنیم کنترل کنیم. باید بدانیم دوستان نزدیک او ازچه خانواده ای
خاطرات شیخ حسین انصاریان درباره براندازی مراکز فحشا
که یک کامیون فیلم مفتضح در لاله زار وجود دارد. افرادی را فرستادیم که آنها را کشف و ضبط کردند. با بچه های اداره، آتش روشن کردیم و همه فیلم ها را سوزاندیم. همچنین کارهای دیگری از این قبیل در طول نه ماه فعالیت در دایره مبارزه با منکرات انجام شد. من از طرف آیت الله گیلانی وکالت تام داشتم و مورد اطمینان و اعتماد ایشان بودم. با این وجود، برای انجام هرکاری با ارسال نامه ای با ایشان هماهنگی می
از همکاری با سازمان انرژی اتمی فرانسه تا جاسوسی در فتنه 88 برای پاریس(پاورقی)
بزنم که درست است که پدرم کارشناس است در کمیساریای انرژی اتمی، من خودم یک کار آموزشی انجام داده بودم دو سال پیش، 3 ماه کار آموزشی آنجا انجام دادم که یک گزارش درباره سیاست ایران بنویسم چون این سازمان درباره ایران کار می کرد. از نظر فنی و انرژی هسته ای و من خودم که فارسی خوانده بودم، تاریخ ایران خوانده بودم و علاقه به ایران داشتم توانستم در این سازمان یک کار آموزشی داشته باشم که یک گزارش درباره سیاست
از ببعی و آقوی همساده تا جناب خان در خندوانه
گذاشت. **چه شد که جناب خان سر از خندوانه درآورد؟ - در کار قبلی، رامبد جوان نقش یک کافه دار را بازی می کند. من و رامبد از قبل همدیگر را می شناختیم و به خوبی با خلق و خوی هم آشنا بودیم. همان روزها شوخی های بین خان و رامبد خیلی مورد توجه بچه های پشت صحنه و البته مخاطبان قرار گرفته بود، به همین خاطر هم بعد از مدتی من و رامبد جوان به این نکته رسیدیم که این عروسک می تواند به برنامه
وقتی مادرم مرا به دنیا آورد
شاغل وجود دارد استفاده از مرخصی زایمان و اخراج از کار است چون شاهد بوده ایم که این موضوع از سوی بسیاری از مسوولان تایید شده و بچه دار شدن به کابوسی برای بانوان شاغل تبدیل شده و براساس آمارها در سال گذشته بیش از 47 هزار نفر از بانوان شاغل پس از مرخصی زایمان خود از کار بیکار شدند و در واقع برای همیشه خانه نشین شدند. قانون افزایش مرخصی زایمان زنان از 6 ماه به 9 ماه در خرداد ماه سال 92 در
برنامه های تلویزیون درماه مبارک رمضان
تازه روزه ، قصه گویی ، سفره سحری ، زیر نور ماه ، خاطره ها ، دست های کوچک و آسمانی ها از بخش های مختلف این برنامه سحرگاهی هستند. همچنین زیر نور ماه (گفتگوی شیرین با نوسفران روزه دار)، خاطره ها (بیان خاطرات نوسفران سال های دور و نزدیک)، دست های کوچک (فرازهایی از دعاهای نوسفران با صدای خودشان)، آسمانی ها (دعاهای ائمه معصومین برای مومنین با لحن زیبا و مناجات گونه)، دعای روز، نماز با حضور
شوهرم بیش از حد عاشق من است
زیادی شوهرم مرا خسته کرده است و می خواهم از او جدا شوم. تمام حق و حقوق و مهریه ام را هم می بخشم فقط طلاق می خواهم. با پایان صحبت های این زن قاضی دلیل او برای طلاق را کافی ندانست و به زن جوان پیشنهاد کرد که برای حل شدن مشکلشان به همراه شوهرش به یک مشاوره خانواده مراجعه کند. اخبار حوادث - باشگاه خبر نگاران ------------- با کلیک بر روی لینکهای ذیل تمامی روزنامه های کشور را رایگان مطالعه کنید ------------- روزنامه های عمومی | روزنامه های اقتصادی | روزنامه های ورزشی | سایر روزنامه ها | هفته نامه و ماهنامه | نشریات استانی + 3 - 3 ...
منادیان عزت و استقلال ایران اسلامی
فقط ما از دور آنها را می دیدیم و نمی گذاشتند صحبت کنیم. مثلا یک بار مدرسی را به بند طبقه بالای ما می بردند، در میانه پله ها که داشت می رفت، یک کلمه از خانواده ام پیام رساند که حال مادربزرگم خوب است، مامور خیلی تعرض کرد که چه می گویید و... و نگذاشت صحبت کنیم. اما اسدالله بادامچیان در این خصوص تذکری ضروری می دهد در بسیاری موارد بازجویی های مؤتلفه در ساواک، رد گم کردن ساواک است و استناد به
جوان 32 ساله پدر و مادرش را به آتش کشید!
داشته است. بنابراین به دستور قاضی صفاییان، فرزند ناخلف بازداشت و به پلیس آگاهی هدایت شد. او که در ابتدا سعی داشت ارتکاب هر گونه جنایتی را انکار کند، وقتی در برابر شواهد موجود و اظهارات خواهرش قرار گرفت دیگر چاره ای جز بیان حقیقت ندید و گفت: چند روزی همسرم در منزل نبود و من به منزل پدرم رفته بودم. آن شب نیز در منزل خاله ام مهمان بودیم. وقتی بعد از نیمه شب به خانه پدرم بازگشتیم دوباره پدر
چند پیشنهاد برای همکاری های مردانه در کارهای خانه در ماه رمضان
رمضان کارهای مان را بیش از گذشته خودمان انجام می دهیم، دیگر قرار نیست مادر از گوشه و کنار خانه لباس ها و وسایل مان را جمع کند. ماه رمضان تمرین همکاری و همدلی در خانه ای است که بیشتر ماه های سال انجام همه امورات ریز و درشتش به عهده مادر است. از همه مهم تر بچه ها تمرین زندگی اجتماعی و تقسیم کار را در منزل یاد می گیرند. حالا دیگر مادر آن قدرها هم خسته نیست...
تاثیرات تنش های والدین بر روی کودکان
پدر قرار گیرد. در مواردی هم کودک برای آن که حس همدلی و توجه مادر را بیشتر جلب کند، به عمد نزد مادر درباره پدر بدگویی می کند. معمولا این بچه ها در سنینی که باید کودکی کنند، این سنین را از دست می دهند. این فرزند نه تنها کودکی خود را فراموش می کند، بلکه نقش فرزند والدگونه نیز پیدا می کند. این فرزند گاهی پدر یا مادر والدینش می شود. این مسائل، فشارهای مضاعفی بر کودکان وارد می کند که
پدرخوانده تروریسم در غرب: پشیمانم!
ما انرژی می داد. من فعال بودم اما تندرو نبودم. حس درونی ام به من می گفت که یک جای کار می لنگد. اما عصبانی بودم. پدر خشمگینی هم داشتم و خودم هم نژادپرست بودم. ناامیدی و عصبانیتم باعث شد تا این ویروس را پراکنده کنیم و حالا بسیاری از کودکان به این ویروس مبتلا شده اند. همان طور که جوانان عصر حاضر به این چیزها جذب می شدند، ما هم جذب می شدیم. عوامل گوناگونی برای مسلمانان و غیرمسلمانان وجود داشت. جوانان
استقلال زرد می پوشید و پرسپولیس سبز؟!
سبک نمایشی در باشگاه انقلاب ثبت نام کردم. به من گفتند اگر یک سال و نیم مداوم بیایی می توانی دوره را تمام کنی و من همان جلسه اول این قدر از اسکیت خوشم آمد که همان جلسه اول روبه روی خانه مان در دانشگاه تهران هم کلاس اسکیت داشت و ثبت نام کردم. سه روز باشگاه انقلاب می رفتم و سه روز دانشگاه تهران که البته آن جا هیچ کس نبود، فقط من بودم و مربی و مربی هم با من خیلی خوب اسکیت را کار کرد تا جایی
مهرداد اولادی:با تتلو معاشرت ندارم
. در آن زمان مشکل خدمت سربازی هم داشتم و چند سال ایران نیامده بودم. فشار روی من در آن زمان زیاد بود و خانواده ام خواسته بودند که قبل از هرکاری خدمت سربازی ام را انجام بدهم. پیشنهاد اسپانیایی ام از خرز بود که موقعیت خوبی می توانست برایم باشد اما تصمیم گرفتم برای انجام خدمت به ملوان بروم که سبک زندگی ام خیلی عوض شد. الان هم بیرون نشسته ام و امیدوارم مردم و مربیان مرا فراموش نکنند چون 48 بازی ملی
هاشمی:من عوض نشدم اما برخی ها عوض شده اند
شدند.موضع خودمان را گفتم که قرار نبود جنگ طولانی شود. در آخر هم وقتی دیدم چاره ای جز ختم آبرومندانه جنگ نیست، با استعانت از قرآن از مسیرهای ممکن عمل کردم و همه چیز را فارغ از شعارهای حماسی به امام گفتند که امام خودشان پذیرش قطعنامه را به عهده گرفتند. در سال 92 شما و یکی دیگر از شخصیت ها، نتیجه انتخابات را رقم زدید؛ شما با وجود حواشی قبل از انتخابات یکی از چهره های مؤثر بودید. برای
تیم هسته ای ما واقعا نمی داند چه خبر است یا موضوع دیگری است؟
دیگر با ظرفیت نصب پنجاه هزار ماشین ایجاد شود. این عدد 190 هزار سو که رهبر فرمودند در واقع فقط برای تامین سوخت نیروگاه بوشهر هست، نَه کل نیاز بیست هزارمگاواتی برق هسته ای کشور. که البته در ابتدای صحبت هم فرمودید که این بیست هزار مگاوات نیازی بوده که تا سال 76 برآورد شده و با توجه به توسعه این چند سال، به نیاز نزدیک به چهل هزار مگاواتی رسیدیم یعنی حدود شش میلیون سو. بله ولی حتی می
دلم روشن است به سپید شدن دنیای تاریک دل های کوچک
؟چون فضای جامعه، فضای خانواده و برخورد ما باعث شده که این بچه ها هر روز بیشتر از قبل گوشه گیر شوند و در خانه بمانند. گوشه گیری آنها باعث شده که ما هم رفته رفته آنها را از زندگی اجتماعی مان حذف کنیم. همین الان که ما داریم راحت می بینیم و در شهر تردد می کنیم حداقل 4 هزار کودک نابینا یا کم بینای شدید فقط در تهران حضور دارند، پس این 4 هزارتا کجا هستند؟ این بچه ها در اتاق هایشان یا نهایت در چارچوب خانه
هزاران کودک نابینا در انتظار چشم هفتم!
؟ اصلاً مگه میشه به بچه ای که با ذوق لحظه شماری میکنه همراه برادرش بره مدرسه بگم آرش میتونه بره مدرسه اما تو نه؟! من فکر نمی کنم مشکلی بزرگ تر از این برای هیچ مادری وجود داشته باشد که به یک طفل معصوم بگوید تو نمی توانی مدرسه بروی . مادر آریا می گفت: حال و روزم اسفناک بود و شرایط بسیار سخت بود. آنقدر تحت فشار بودم که تصمیم گرفتم نذر کنم تا خدا خودش راهی برایم قرار بده. 200 بار خواندن سوره
علاقه نیوشاضیغمی به مادرشدن
که دوست دارد بچه اش داشته باشد می گوید. او همچنین در اینستاگرام صفحه ای دارد که از این شبکه به عنوان یک مرکز جامعه شناسی یاد می کند و یادآور می شود همین شبکه دلخوری هایی هم برایش به وجود آورده است. ضیغمی در صحبت هایش از فعالیتی که برایش دلچسب و مهم است (کلینیک زیبایی اش) نیز سخن گفته است. خانواده برایم مهم تر است نیوشا ضیغمی: روزی که ازدواج کردم همه می گفتند در این سن و با
آماده ام با همین ویلچر به مصاف دشمنان کشورم بروم
شهادت برادرم شدم. (با گریه ادامه می دهد) وقتی چشمانم را باز کردم از پشت شیشه اولین نگاهم به همسرم افتاد و بعد پسرم سیدیحیی که در آغوش دوستم بود. من توانایی راه رفتن و قدرت تکلم را از دست داده بودم که بعدها 70 درصد از کارافتادگی برایم تعیین شد. اما چهار سال بعد از جانبازی، به صورت معجزه گونه ای قدرت تکلمم را به دست آوردم. عکس العمل خانواده تان نسبت به جانبازی تان چطور بود؟ ابتدا