سایر منابع:
سایر خبرها
مرد ثروتمند پس از غلبه بر سرطان دارایی اش را بخشید+ عکس
ساده بودم و کارم جر و بحث با کارگران ساختمان ساز بود اما خیلی زود توانایی مدیریت خودم را نشان دادم و علاوه بر سرکارگری، مسئول خرید هم شدم. در مدت کوتاهی آن قدر اعتماد مدیرم را جلب کرده بودم که انتخاب و خرید تجهیزات و وسایل را به من سپرده بودند به خودم گفتم باید فرد مهم تری بشوم و شروع کردم به تلاش. و من پیشرفت کردم... در سال 74 بعد از سه ماه کار کردن، حقوقش از ماهی 27 هزارتومان
ژیمناست ایرانی که قهرمان وزنه برداری المپیک شد
المپیک به دنبال گرفتن امتیاز یا جوایزی از ارگان های مختلف بودید؟ من دنبالش نبودم، کسانی که جوایز دادند دست شان درد نکند آن هایی هم که چیزی ندادند باز هم دست شان درد نکند. - قولی بوده که بعدا عملی نشده است؟ بله، ممکن است آن موقع "طرف کله اش داغ بود" قولی داده اما بعد سرد شده و گفته حالا قول دادم می توانم انجام هم ندهم. - به نظرتان این که در لیگ برخی رشته
چه کسی صاحب بیشترین فالور در اینستاگرام است؟
بیدار می شدم. یک معتاد واقعی شده بودم و حس کردم چیز هایی را می بینم که نمی خواهم آنها را ببینم. چیزهایی در ذهنم می آمد که در حالت عادی نباید آنچنان برایم مهم باشد. هربار که دوباره به اینستاگرام نگاه می کنم، حالم بد می شود. به همین خاطر در حال حاضر هیچ تماس و ارتباطی با این برنامه ندارم! وی هم اکنون در این شبکه اجتماعی بیش از 113 میلیون دنبال کننده دارد که انها بیش از دو برابر فالو رهایش در
آنقدر گل می زنم تا به پرسپولیس برگردم / این اتفاق باید در همین سال یا نهایتا سال بعد رخ دهد
برای من شد. آن دربی کاملا متفاوت و تک بود که ممکن است دیگر هیچ وقت در تاریخ بازی های این دو تیم تکرار نشود. همه جزییات آن روز را یادم می آید. وقتی وارد ورزشگاه شدم دیدم هوا به شدت سرد است اما با این وجود 70 تا 80 هزار تماشاگر قرمز و آبی که با هیجان بالا تیمشان را تشویق می کردند در ورزشگاه حضور داشتند. قبل از آن من فقط یک بازی برای پرسپولیس انجام داده بودم. یک هفته قبل از دربی در نیمه دوم وارد زمین
معظمی: مهندس قاسمی سخت ترین دوران نفتی کشور را پشت سر گذاشت/قاسمی: دکل گمشده مربوط به شرکت تاسیسات ...
مجلس داده بود در سال 90،91 سرمایه گذاری بالایی در اوج تحریم ها انجام شده بود. -زمان تحریم ها پولی که بانک مرکزی در بانک های خارج از کشور بدون سود گذاشته بود گرفتیم و میادین گازی خرج کردیم و سود بانک مرکزی را هم تامین کردیم. -وقتی که 18 فاز پارس جنوبی را با هم شروع کردیم تمام منابع را در نظر گرفتم. این فاز بندی که دولت جدید انجام داد اشتباه است. خودشان هم به این موضوع پی برده
شمسایی: استخاره کردم خداحافظی کنم، صبر آمد!
پیشنهاد هایی از لیگ های اروپایی دارند باید ترانسفر شوند؟ در این موضوع شما دو بُعد را می توانید در نظر بگیرید، یکی تجربه و دیگری مالی. باید ببینید بازیکنی که می خواهد خارج از کشور برود چه چیزی را در ذهنش مدنظر قرار داده است. زمانی که من به ایتالیا رفتم خیلی ناراحت بودم. من کلاً آدم زندگی در خارج از کشور نیستم، فقط برای مسائل مالی رفتم تا خودم را تأمین کنم. در آن زمان وقتی مربی ایتالیایی من
وزیر بهداشت: در دوران کودکی جلوی مغازه پدرم بساط می کردم!
تلاش همکارانم، رضایت مردم را فراهم کرد. دوره بعد اگر ایشان انشاءالله کارشان ادامه یابد و در نظام اجرایی هم همین جدیت باشد، فکر می کنم باز هم بخشی از اهداف محقق شود. البته طرح تحول سلامت تنها به خدمات انجام شده منحصر نمی شود، مقدماتی لازم داشت و برای گام های بعدی همچنان دارد. این را من از روز اول گفته بودم. حالا برخی فکر می کنند کشفی کرده اند؛ نه، ما هم می دانستیم این طرح بزرگ منابع مالی
اس ام اس روز مادر (7)
روز به روز جوان تر میشود ! . . . واژه های بیشتری در دست دارند ! پنهان نمیکنم ز شما ، دوست دارمت اندازه خدا ، به خدا دوست دارمت هرچه از زمین و زمان خسته ام ولی برون از تمام قید و بندها دوست دارمت روزت مبارک . . . روز زن مبارک باد با دادن یک هدیه خود را یک سال بیمه بدنه و اعصاب کنید :| . . .
بعد از بازیگری دوستانم را از دست دادم!
سال را دراین آموزشگاه بودم که در همان زمان دستیار آقای روستایی به خانم خلوتی که مدیر آموزشگاه بودند، تماس گرفتند و گفتند که بازیگر 10-11 ساله برای فیلم ابد و یک روز می خواهند. من را معرفی کردند و برای تست بازیگری رفتم. این طور شد که برای بازی در فیلم اول سعید روستایی انتخاب شدم و نقش نوید، پسر کوچک خانواده را بازی کردم. این فیلم اولین کار تو بوده است؟ ابد و یک روز اولین کار
پلاکی که یک جوان را مشتری دائمی راهیان نور کرد
خودم همرزم و همکار بودم. من هر کاری از دستم بر می آمد انجام می دادم. گونی های خاکی سنگر را مهیا می کردم و برای سنگربندی از آن استفاده می کردم. رزمندگان مجروح را به بیمارستان آبادان و خرمشهر می رساندم. تا اینکه به عملیات حصر آبادان رسیدیم. بعد از ثامن الائمه بنده در عملیات های الی بیت المقدس، خیبر، بدر، کربلای 4 و 5 و والفجر 8 و منطقه غرب کردستان و دیوان دره و مریوان و سلیمانیه عراق و... شرکت داشتم
با عشق علی و فاطمه(علیهماالسلام) شیعه شدم
فاطمه هوشینو با همان ویژگی معروف ژاپنی ها همکلام ما می شود، با اخلاق است و مهربان و حالا به قول خودش مسلمانی هم چاشنی اخلاق خوبش می شود. معتقد است، فضای مجازی همیشه هم بد نیست، چون همین فضای پرخطر به او کمک کرده درباره اسلام تحقیق کند. 11سپتامبر بهانه ای می شود برای آغاز این تحقیقات درباره دینی که رسانه ها از تروریست پرور بودن آن می گویند و او اما به این حرف ها اعتقادی نداشته! حالا او عروس ایران است، راهش را یافته و به کمک همسرش برای به زیستن طلبه جامعة الزهرا شده...
گریز از زیر تیغ
، کم آورده بودم، کاملا بریده بودم، یادم می آید یک روز آنقدر بریدم که خودم پیگیر اجرای حکم شدم. رفتم و گفتم حکم اعدامم را هر چه سریع تر اجرا کنند، همان موقع ها بود که معجزه اتفاق افتاد. راهی برای نجات از زیر تیغ معجزه تابستان امسال پس از ده سال زندان و در اوج ناامیدی سراغ رضا را می گیرد. او مطلبی در یکی از مجلات می بیند و کور سوی امید در دلش روشن می شود. رضا در میان مطالب مجله
شهردار رشت میزان ثروتش را اعلام کرد
دادم و دانشجویانم می آمدند در مغازه ام ساندویچ می خوردند و من با دست خودم به آنها غذا می دادم. حالا یا کارگر بودم کار کارگری را می کردم یا صاحب مغازه بودم، کار خودم را انجام می دادم فرق نمی کرد مغازه ام را جارو هم می زدم. برای همین اگر کسی در شهرداری نباشد، من کار همه را انجام می دهم. همان طور که در برف رانندگی هم کردم، در زمان شهرداری. خب، حالا که مشخص شده پول شما بادآورده نبوده، از رانت هم
گردشگری جوان کردستانی با موتور سیکلت
. علیزاده سفر نوروزی خود را به سمت جنوب با موتور سیکلت شروع کرده گفت و گویی کردپرس را با این جوان در ادامه می خوانید. سفرهایت بر مبنای چه هدفی است؟ این ماجرا برمیگردد به دوران بچگی من که همیشه آرزوی این را داشتم که جهانگرد شوم می خواستم تا چهل سالگی کار کنم و پولامو جمع کنم تا برم سفر بعد به توصیه یکی از دوستان از سفرهای یکی دو روزه شروع کردم. هدفم از سفر در کل آشنایی با
مکیدن انگشت در کودکان، عوارض
زمان و بزرگتر شدن کودک، این مسئله یک عادت بد به شمار می آید و باید هرچه زودتر این عادت غلط را از بین ببریم. یکی از مهم ترین عوارض مکیدن انگشت ، تاثیر آن بر روی سلامت دندان هاست. مکیدن شست و مشابه آن نظیر مکیدن انگشتان پا در شیر خواری رایج است. شروع عادت مکیدن شست در کودکان از 4 3 ماهگی است و بلافاصله پس از تولد چنین عادتی در وی شکل نمی گیرد. کودک در سنین شیر خواری اغلب پس از غذا خوردن شست
از باهنر تا بهارستان
پردردی از مسئولان استان دارد. او که اهل روستای نمداد در مرز سیستان و کرمان است می گوید:هیچ امکاناتی در محل زندگی ما وجود ندارد و این قتل هم به دلیل دعوا بر سر فقط سی هزار تومان پول انجام شده است و برادرم مثل بسیاری از مردم روستا فاقد امکانات هویتی و شناسنامه ای و فاقد کد ملی است. ابتدا فکر نمی کردیم فوت شود و به همین دلیل برای کاهش هزینه ها نام خودم را که دفترچه بیمه داشتم به پذیرش دادم و بعد از
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (378)
نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد. ****** 1. چی میشه که یه نفر فکر میکنه اسم "اشکین 0098" اسم مناسبی برای فعالیتهای هنریشه؟ 2. بابا این چ کاریه من دیگه بزرگ شدم خودم الان باید عیدی بدم (آب دهنش را قورت میدهد و با نیش باز عیدی را در داخل کیف پول خود میگذارد). 3. مثلث عشقی مال قدیما بود الان دیگه هممون حول یه
با بهمن فرمان آرا به بهانه دل دیوانه در آستانه سال نو
نکردم و برای تحصیل به انگلستان و بعد به امریکا رفتم. یکی از بزرگ ترین اتفاقات زندگی من دنیایی بود که با آن سفر در مقابلم قرار گرفت. اولین بار که سوار هواپیما شدم در همان سفر بود. پیش از آن هرگز به خارج از کشور نرفته بودم. بنابراین سفر به لندن برای من یک تجربه سحرآمیز بود. چون موقعی که من به لندن سفر کردم یعنی سال 1958، هنوز مدرسه سینمایی در لندن افتتاح نشده بود، من اول به مدرسه هنرپیشگی رفتم. مدرسه
درد دندان امان کودک هفت ساله ام را بریده بود
خالی مطب را با دست نشان منشی دادم و گفتم 'خانم اینجا که خالیه مریض کجاست؟ بذار یه لحظه خانم دکتر بچه ام را معاینه کند، از ما اصرار و از منشی که کلید دار درب جهنم شده بود، هم انکار. با تلفن همراهم مشغول عکس گرفتن از وضعیت مطب شدم و گفتم الان از رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایلام پیگیر این وضعیت می شوم اصرار به عکس نگرفتن و بیرون رفتنم کرد که با سماجت بنا به وظیفه خطیری که داشتم ماندم
روایت عکاس تسنیم از کَپرنشینی در سیستان و بلوچستان/ ماجرای انتخاب عکس برتر تایم
پردازد. این گفت و گو را در ادامه می خوانید. تسنیم: چه شد عکاس شدید؟ سال 90 برای ورود به دانشگاه کنکور دادم و قبول نشدم. ساکن زاهدان بودیم و از طریق تبلیغات تلویزیونی متوجه دوره های خبرنگاری باشگاه خبرنگاران جوان شدم. بعدتر در خراسان رضوی خبرنگاری کردم. یادم هست؛ همان زمان یکی از عکاسان مشهدی به من گفت "شما که خبرنگاری می کنید وارد کار عکاسی شوید". من هم به خاطر علاقه خیلی زیاد به
مردی که در پی آرمان هایش می دَوَد
/> و شلوار خریدم برای خودم و یکی برای برادرم محسن، بقیه اش هم خرج سالانه ام شد، چون من از سال سوم ابتدایی از پدرم پولی نگرفتم. * چه کار کردید که اینقدر سود داشت؟ جلوی مغازه پدرم بساط می کردیم. از فریمان با همان سن کم می رفتم مشهد جنس می خریدم. یادم است وقتی پدرم 100 تومان داد به من، مادرم آن را گذاشت در جیب شلوارم و یک سنجاق قفلی روی آن زد؛ من هم راهی شدم. این اعتماد به نفس را پدرم
روایت جذاب دیدار خصوصی چند نویسنده با رهبر انقلاب
کردم که هرچه پیشتر می رفتم بیشتر گم می شدم. به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن درباره امام علی(ع) نباید به دنبال موضوع های تاریخی بگردم، بلکه باید از مضمون به موضوع برسم، و امام جلوه گاه همه مضامین الهی و انسانی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و... هستند و من چاره ای ندارم جز این که جرعه ای از این اقیانوس را به مشت وجودی خودم برگیرم که در غیر این صورت غرق شدنم حتمی است. در این مرحله تصمیم گرفتم
شهرام ناظری: موسیقی را قربانی سیاسی کاری نکنید!
می خواهند از هم پیشی گرفته و هنرمند دیگر را عقب بزنند ولی من حقیقتاً این طور رفتار نکردم. البته همه از جمله پیمان سلطانی از تأخیر من در انتشار آلبوم دلخور شدند چراکه سختی های زیادی را سر این ماجرا متحمل شد ولی من گفتم بگذارید آقای عقیلی از این اثر به طور کامل بهره برداری و سپس بعد از چهار سال اجازه پخش آن را دادم. به عنوان سؤال پایانی می خواستم نظر شما را درباره اطلاق لقب
20 جمله نغز از وودی آلن
/> 80 درصد موفقیت، پُز دادن است. به خاطر قدّم نتوانستم عضو تیم شطرنج شوم. هنر از زندگی تقلید می کند؟ یا زندگی از تلویزیون؟ تنها حسرت زندگی من این است که کس دیگری نبودم. عصر عالی یی داشتم؛ شبیه محاکمات نورنبرگ بود. تنها چیزی که بین من و بزرگی قرار گرفته، خود من هستم. اگر فیلم هایم به یک نفر هم احساس بدبختی بدهند، حس می کنم کارم را
پسر فریبکار باید خیابان های شهر را جارو کند
تنهاست. وسوسه شدم و از ظاهرش خوشم آمد و سوار شدم. بعد از لحظاتی سکوت اسمم را پرسید و گفت چند سال داری؟ بعد از جوابم گفت: مدتی است تصمیم ازدواج دارم و دنبال دختری هستم که ویژگی هایی مد نظرم را داشته باشد. بعد از آن از خودش و کارش گفت. حرف هایش خیلی دلنشین بود و مرا مجذوب خودش کرد. وقتی پیشنهاد ازدواج داد، فکر کردم آدمی نیست که بخواهد از من سوءاستفاده کند وگرنه پیشنهاد دوستی و رفاقت می داد. روز اول
از عاشقانه های یک همسر شهید مدافع حرم تا نازپروده بابایی که یک باره بزرگ شد
کرده و پیرو آن باشیم؟ با همین فکر به راه خود ادامه دادم تا اینکه همکارم تماس گرفت و آدرس دقیق را به من اطلاع داد. ساعت را نگاه کردم سه دقیقه بیشتر به زمانی که با این خانواده شهید وعده کرده بودیم، نمانده بود برای اینکه خلف وعده نشود به سرعت دوباره سوار تاکسی شدم و سر کوچه شهید قنبری همکارم منتظرم بود. کوچه را با یکدیگر طی کریدم و تابلوی هر فرعی را نگاه می کردیم تا مبادا بن بست هاشمی را رد
استشمام بوی خوش شهادت در آخرین دیدارمادر و پسر/ به پدرش قول داده بود از سوریه برایش شهید بیاورد!/ مژده ...
بره اما اینجا نمیره. صبح که بیدار شد کارهایش را کرد، رفت. چند وقت بود پروازهای سوریه لغو شده بود. ظهر اما وقتی برگشت گفت: ای ولله زهرا، کارمون درست شد. سال 92 دوبار عازم سوریه شد. بار اول که رفت 15 ماه رمضان بود، وقتی برگشت بد حالی داشت. گفتم چرا ناراحتی؟ گفت: به بابا قول دادم برایش یک شهید بیاورم! با ناباوری گفتم یعنی می خواستی یک شهید بیاروی؟ چنین چیزی می شود؟ گفت: من گفتم یک شهید
یادواره ها ما را به خود می خوانند!
بگذارم تا توشه ای از سخنان و زندگی نامه این مرد شاعر بردارم، مسیرم را به سمت ایستگاه اتوبوس تغییر دادم، هنوز به میدان نرسیدم که چشمم به مجسمه میدان افتاد، مجسمه را در همین اواخر گذاشته بودند و من که مدتی بود به این قسمت از شهر نیامده بودم آن را ندیده بودم، متعجب یک نگاه به کتاب انداختم و یک نگاه به مجسمه، مجسمه نمادی بود از کتاب قرآن کریم که روی جلد آن نوشته بود، قرآن مجید ترجمه استاد محی الدین الهی
امیرحسین صدیق: از سفر نوروزی متنفرم!
شدم و سفر رفتم و فقط تمام روز را در جاده و ترافیک در ماشین بودم. اولین چیزی که برای تان از عید و فصل بهار تداعی می شود چیست؟ - مفهوم عید این است که یک سال نو آغاز می شود و سبزی کمرنگ و خوش رنگی که درختان می زنند حال من را خیلی خوب می کند و بهار از نوع شروع کردن همه چیز آدم است. غذای خاصی در روز عید یا سر سفره دارید؟ - اگر مادرم باشد سبزی پلو با ماهی و اگر نباشند خودم یک پلو درست می کنم و کنارش با تن ماهی می خورم.
دخترکانی که در سال 95 قربانی جنایت شدند + تصاویر
قتل بود و اظهارات ضد و نقیضی داشت. اما زمانی که متوجه شد همسرش راز قتل را برملا کرده است چاره ای به غیر از اعتراف ندید. روز حادثه حنانه را دیدم که بستنی به دست در حال رفتن به سمت گل های پایین محله بود. به او نزدیک شدم و محکم دستش را گرفتم و بعد هم او را به بهانه دیدن دخترم به داخل حیاط خانه بردم تا نقشه ام را عملی کنم که ناگهان سر و صدایی از کوچه شنیدم. اهالی در جست و جویش بودند اگر او را رها می