سایر منابع:
سایر خبرها
پیش بینی آیت الله حائری از آینده رهبری
صراط: در خردادی که بر ما گذشت، از بیست و ششمین سالروز رهبری خورشید انقلاب عبور کردیم. حق آن بوده و هست که در باب منش علمی و عملی رهبری، بیش از آنچه تاکنون صورت گرفته، پژوهش صورت گیرد، هرچند که امروز آفتاب درایت او، جهانی را در برگرفته و این فروغ به خودی خود، معرف خویشتن است. آنچه پیش رو دارید، گفت وگویی است که با آیت الله سید احمد علم الهدی (امام جمعه محترم مشهد مقدس) در باب خاطرات ایشان از منش فردی و اجتماعی رهبر معظم انقلاب با روزنامه جوان ان
دفاع یک خواننده پاپ از احسان علیخانی
از کنارشون فقط رد می شیم و حالا به واسطه این ماهِ عسل، تلخیهاشو می بینیم تا شاید دست خدا بشیم روی زمین برای باز کردن گره ای از زندگی بنده ای که تو خلوت، خدا رو صدا کرده و این افتخار کمی نیست. ماه عسل سال هاست در راس ویژه برنامه های این ماه از رسانه ملی در حال پخش هست؛ برنامه ای که تونسته مخاطب رو جذب کنه تا پای این صفحه جادویی بنشینه، بحث کنه، نظر بده، نقد کنه و . . . برنامه ای که تونسته
درخواست حاج قاسم سلیمانی از پدر حسین چریک
می کرد .هر شب به مسجد روستا می رفت و تا اذان صبح در مسجد بود و به راز و نیاز می پرداخت .یک روز صبح که از خواب بیدار شدم زن همسایه مان در را کوبید و وقتی در را باز کردم گفت حاج محمد جلوی حسینت را بگیر گفتم مگر کاری انجام داده است؟گفت "دیشب نیمه های شب متوجه شدم صدای ناله و گریه از مسجد بیرون می آید رفتم نزدیک، دیدم حسین بر زمین مسجد سجده کرده است و زار زار گریه می کند" .گفتم همسایه, حسین بین ما
آقا شال سبز کدام شهید را گرفت + عکس
. سید محمد، عموی سید جمال رو منافقین در سال 60 ترور کردند و پسر عمویش سید محمود در عملیات خیبر به شهادت رسید و بعد از سید جمال برادرش سید علی اصغر در کربلای 5 عدد شهدای خانواده قریشی رو به 5 رسوند. سید جمال رو بارها در حال مداحی توی جاهای مختلف دیده بودم... سبک خوندن سید مثل برادر آهنگران بود و گاهی هم سوز مخصوص خودش رو اضافه میکرد... سید گردان حضرت علی اکبر علیه السلام لشگر 10 سیدالشهداء
زمزمۀ الغوث الغوث زیر پوست شهر
هم منظم روی قفسه جای گرفته و آماده اند تا با شروع مراسم در دستان ملتمسانِ دعا قرارگرفته و چشم های منتظر اجابت روی سطورشان بلغزد و گاهی نیز قطره ای از اشک، آن ها را تر کند... نه طعم ریا، نه چاشنی زرق و برق... پذیرایی از شب زنده داران الهی نیز در این خانه ها با عطری خاص همراه است. نه چاشنی تجمل و زرق وبرق دارد، نه طعم فخرفروشی و ریا. هرچه هست، بوی سادگی است و صفا که با حسِ حضور
بازیگر نقش ابن ملجم : برای بازی در نقش قاتل امام علی(ع) از سه شب قبل خواب نداشتم
شده است. همین چند وقت پیش مصطفی عبداللهی فوت کرد. کسی که سال ها بیکار بود ولی عزتش اجازه نداد که مریضی خود را در بوق و کرنا کند و متأسفانه از مسؤولان ما هم کسی پا پیش نگذاشت. عبداللهی آدمی نبود که دستش را جلوی کسی دراز کند. دوستان می گفتند با همسرش که صحبت می کردم، می گفت که هر آمپول او یک و نیم میلیون تومان بود ولی یک بار هم نگفت که باید به من پول بدهید. ما با هم "ریشه در خاک" را کار
گزارشی از قرار سالانه ی شعرا با رهبر انقلاب
باد می زد ولی تأثیری بر گرما نداشت. صداها یک خط درمیان می رسید اگر می رسید و گفت وگوها بیش از این بود. صدای اذان که بلند شد، محافظ ها جدی تر شدند و شاعرها پراکنده تر. صف نماز شکل گرفت و سجاده ی سفیدی پهن شد برای آقا. آقا که از جمع رو برگرداندند سمت قبله دیگر شعرا به فکر جاگیری در صف های نماز بودند. هنوز صدای اذان از دوردست می آمد که آقا ایستادند به تکبیر و حیاط ساکت شد و فقط صدای قرائت
ماجراهای ساینا ؛ رمانی فلسفی برای دبستانی ها
جور بازی دیگه راه بندازیم؛ تصور کنید ما یک همسفر داریم که همین الان اینجا کنار من نشسته! بچه ها اعتراض کردند: اما صندلی کنار شما که خالیه! آقای پرتو: گفتم تصور کنید این صندلی خالی نیست؛ یکی که همین چند ثانیه پیش به وجود اومده اینجا نشسته و به ما نگاه می کنه، یک مرد، که حرف می زنه و معنی همه ی کلمه هایی که ما به کار می بریم برای حرف زدن رو می فهمه! اون همین الان به وجود اومده
در ستایشِ حیات وحش و حکایت دردناک جامعه ما
مواد مخدر، مشربات الکلی دست ساز و صنعتی با همه مضرات جسمی و اجتماعی که دارند، دستاورد دیگری از اشرف مخلوقات است. سن اعتیاد به مواد مخدر پایین آمده و حتی در روستاهایی با بافت سنتی، شاهد رفتارهایی هستیم که بی سابقه بوده است. خیانت زوجی ، کجروی های جنسی خونبار و درگیری ها و قتل های ناموسی ، از معضلات ویرانگر امروز ماست. زندگی مصرفی و پول فروشی تحت عنوان فریبنده ی وام قرض الحسنه توسط انواع
سلام ویژه مقام معظم رهبری به مردم شهیدپرور جیرفت / صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
دلدادگی و شیفتگی مقتدا بر ادامه راه پیر بزرگ شریعت و طریقت. بر صندلی که آرام گرفتم، مشغول وارسی اتاق شدیم، همه اشیاء و لوازم داخل آن قدیمی، عمری 20 ساله و بیشتر داشتند از کلیدهای برق گرفته تا لامپ ها، سیم کشی ها و صندلی ها، چند جای سقف اتاق به دفعات ترمیم و رنگ شده بود، معلوم بود بر اثر رطوبت گچ های آن قسمت فرو ریخته و دست اندرکاران به جای آن که تمام سقف را گچ کاری کنند، همان قسمت را
روایت صادقانه مهمان ماه عسل از یک زندگی دوباره
را به سمت جنگل های آمازون تغییر دادم. و بعدها متوجه شدم که خیلی از افرادی که وارد کارناوال می شوند به دلیل روابط گسترده و فساد بیش از حد بعد از گذشت چند سال با ابتلا به بیماری های ناشناخته از دنیا می روند. در تمام مسیر، در کشتی به خواندن آیات قرآن مشغول بودم و هرجا سؤالی داشتم زیر آیات قرآن خط می کشیدم. تا این که به جزیره ای رسیدم که محل زندگی سرخ پوستان بود و اجازه نمی دادند هیچ سفیدپوستی شب را
فردای توافق هسته ای از نگاه هاشمی
؛ تولیدمان خیلی بالا می رود؛ ما الان تقریبا 40 تا 50 درصد ظرفیت تولید نقد سرمایه گذاری شده مان راکد است؛ یک دفعه تجارتمان چند برابر وتقویت می شود؛ وارتباطات جهانی ما تقویت می شود البته ممکن است از لحاظ اقتصادی خیلی زود وفوری از فردا نتیجه ندهد؛ ولی از لحاظ روانی مثبت است چون همین حالت روانی خودش یک مانعی است واین اصلاح می شود. خیلی از جاها آماده سرمایه گذاری هستند؛ مخصوصا ایرانیان خارج مایل هستند که به
کواکبیان: رهبری مفسراصلی خط امام است
دیواره مجسمه بالا رفتم در حالی که فکر می کردم اگر یک هول بدهم مجسمه به پایین پرت میشود، دیدم اصلا تکان نمیخورد. به همین خاطر وانت آوردیم و با سیم بوکسل این کار را انجام دادیم ولی باز هم نتوانستیم حرکتش دهیم. این بار بنزین آوردیم و مجسمه را آتش زدیم که کمی نرم تر شد. بعد از آن مجسمه به زیر کشیده شد. مجسمه را انداختیم پایین، حالا نمی دانستیم با مجسمه پایین کشیده شده چه کنیم؟ مجسمه را به
پاراگراف کتاب (43)
، میداند که همه بدون استثنا گردن میکشند تا زیبایی جسمانی و روحانی مان را ستایش کنند. مجذوب اصل ونسب و نژادمان میشوند و دوست دارند بیواسطه ببینند که ما چه طور از عهده ی تراژدیمان برمیآییم. هر جا که میرویم من و خانواده ام در مرکز توجه ایم. "اومدن! نگاه کنین، اون پسرشونه! بهش دست بزنین، کراواتش رو بگیرین، دست کم چند تار موش رو، هر چی که تونستین! مادربزرگت رو از این جا ببر | دیوید سِداریس
نادیده نگیرید گذشت کنید
فردای آن روز آقای خانه: یادته اون روز جلوی مامانت اینا به من گفتی هیچ کاری بلد نیستی، منم امروز خونه مادرم خوب حالتو گرفتم و خانم خانه: به وقتش تلافی می کنم این کارتو، فکر می کنی این کارات یادم می ره. چند روز بعد؛ آقای خانه: هزار بار گفتم خوشم نمیاد این لباس رو تن بچه کنی و خانم خانه: چون اون روز جلوی مامانت اونطوری باهام حرف زدی الان هر چی دلم بخواد تن بچم می کنم. یک ماه بعد در یک جمع خانوادگی
روایت آمریکایی ها از لباس متحدالشکل مردم ایران
بار در تاریخ آذربایجان، زنان رسماً اجازه یافتند به تماشاخانه بروند. در باغ ملی ایران فیلمی مخصوص بانوان به نمایش گذاشته شد و با اجازه مقامات مربوطه تعداد زیادی از زنان شهر به تماشای این فیلم نشستند. اینجا همه چیز دارد از قید تعصبات آزاد می شود. به نظر می رسد که دولت دارد به کلی از سیاست منزوی ساختن زنان دست می کشد. در 20 دسامبر 1928، آصف می افزاید: چند روز پیش مقامات رسمی نمایشی را در سالن تأتر
با متوسلیان بدون همت یا همت بدون متوسلیان نمی شد تیپ تشکیل داد
می گذارند؟ چقدر تحویلش می گیرند؟ جلسه تقریبا دو سه ساعت طول کشید که شب هم همان جا خوابیدیم. صبح زود که بعد از نماز راه افتادیم، چون جاده در دید و تیر دشمن بود، جاده ای بود که به آن تَته می گفتند که ما از پاوه آمدیم از رو به روی تیربارهای دشمن. جاده درست در تیررس دشمن بود. قبل از اینکه درباره مریوان و جلسه با احمد متوسلیان صحبت کنید، بفرمایید در آن زمان شما چه درکی از همت به دست آوردید و
حاشیه نگاری یک روزنامه نگار شاعر از دیدار شعرا با رهبر انقلاب
به گزارش خبرگزاری تسنیم ، سینا علی محمدی شاعر و روزنامه نگاری در یادداشتی که در روزنامه جام جم منتشر شده است ، به شرح دیدار شعرا با رهبر انقلاب در نیمه رمضان جاری پرداخته است ، یادداشت او از این دیدار به شرح ذیل است: امسال هم بخت یارمان بود و توفیق رفیق مان تا جزو شاعرانی باشیم که می رسیم به محضر غزل انقلاب. مانند چند سال اخیر با شاعر یا علی گفتیم و عشق آغاز شد دکتر محمود
طنز؛ بیانیه کوروش درباره کم آبی
در آنجا سپری می کنی و هی آهنگ رقص دست نرمت ای تبر به دست... خواننده های لوس آنجلسی را می خوانی و در نهایت 3 دقیقه آخرش را دوش می گیری به من و دودمان آریایی ما ربطی ندارد، فقط شیر آب را ببند! عزیزی که می خواهی آب خنک بخوری، به ما هیچ ربطی ندارد، بخور! فقط تو رو جان یزدگرد سوم هر شب یک شیشه آب را در یخچال بگذار تا خنک شود که مجبور نباشی شیر آب را 18 دقیقه باز نگه داری که سرد شود. دوست
سرنوشت منفورترین ملکۀ تاریخ +عکس
خشمگین به سویش آب دهان پرت می کنند و با فریاد به او فحش می دهند، او بی حرکت در جایش نشسته است. نامش ماری آنتوانت است. ملکۀ سابق فرانسه که مردم تشنۀ خونش هستند. کالسکه به قصرِ انقلاب می رسد. ماری لحظه ای چشمش به خانۀ سابقش، قصر تویلیر، می افتد و چهره اش منقلب می شود. ناگهان اشکهای گرم از چشمانش جاری می شود و بدنش به لرزه می افتد. اما لحظه ای بعد خودش را جمع و جور می کند. اشکهایش را فرومی
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (138)
. شیر روزی 18 ساعت استراحت می کنه الاغ روزی 18 ساعت کار می کنه. اگه کار زیاد باعث موفقیت میشد الان سلطان جنگل الاغ بود نه شیر. اینو گفتم که برای علاف بودنتون عذاب وجدان نداشته باشین. ادامه بدین حال میده. 5. یکی از ویژگی های عجیب دخترا: وقتی عصبانی میشه به مدت 4 ساعت با سرعت نور حرف میزنه! آخر سر پاشو میندازه رو اون یکی پاشو میگه: دهنمو باز نکن بزار ساکت بمونم بهتره
حیله های تازه غرب برای دور زدن خطوط قرمز ایران/ توصیف علم الهدی از خریداران بلیت 70 هزار تومانی/ استعفا ...
سینه شده و پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داده است. یک مقام بلندپایه پلیس جرج تاون در این خصوص گفت: یک عابر پیاده متوجه این ایرانی غرق در خون می شود و بلافاصله آمبولانس خبر کرده و او را به بیمارستان منتقل می کند، اما شدت جراحات به حدی بود که او از دنیا می رود. وی افزود: اسدا... که اسناد هویتی و سفری معتبر به همراه داشت، در چند سال گذشته در مالزی زندگی و کار می کرده است. اکثر
خطوط قرمز ما تغییر نمی کند
پاسخ پرابهام بسنده کرد: همان طور که گفتم حرکتمان رو به جلو و همراه با پیشرفت بود ولی نمی توانم وارد جزئیات شوم . همین گفت وگوی کوتاه نشان می دهد که حفره های فراوانی برای بهانه جویی آژانس باز است. به عباراتی مثل؛ کار بیشتری باقی مانده، با همکاری ایران، می توانیم تا پایان سال، ارزیابی (و نه نظر نهایی) در باره پی.ام.دی و... و نیز مبهم ماندن این موضوع که بالاخره آژانس خط قرمز ما برای عدم بازرسی و
چرخی در بازار!
/> آقا جان، اون کفش بنفشه رو بدید به من، کاری ندارم کجاییه، شما چی گفتید، رسانه ها چی گفتند! بفرمایید... آقا این که تنگه... جا باز می کنه! بیایید اون یکی لنگه شو هم بپوشید این یکی که گشاده یکم که باهاش راه برید تنگ میشه! خیالتون راحت! مغازه مبارزه با فساد اقتصادی: آقا خاوری 3000 دارید؟ بله میدم خدمتتون، دیگه چیزی لازم ندارید
خوشبختانه مردم بیشتر از مسئولین ما را درک می کنند
کردن خواسته آنها برنیایید؟ عنوان کرد: بله، بارها پیش آمده است، وقتی اسباب بازی برای آنها می خریم، چون نمی توانیم برای هر چهار نفر اسباب بازی مشابه تهیه کنیم. بر سر اسباب بازی دعوا می کنند. دو سال بود قول دوچرخه به آنها داده بودم تا اینکه چند روز پیش برای جشن تولدشان خریداری کردم، حتی الان هم که دوچرخه برای آنها خریداری کردیم با صاحب مغازه صحبت کرده و شرایط را توضیح دادم، قبول کرد که چک برای نیمه
من و داغ و سر برنیزه و تو!
آنکه بعد از چند روز این خبر کاملا تأیید شد. وقتی مسئولین خبر را به خانواده اش رساندند دختر شهید تازه به دنیا آمده بود. گفت وگو با جوان رزمنده تیپ فاطمیون درباره رمضان وجهاد جهاد با زبان روزه حال وهوای دیگری دارد جوانی بیست وچند ساله است که خود را مختار معرفی می کند، از بچه های افغان تیپ فاطمیون که برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) سلاح به دست گرفته اند. بچه های
زنی که با انگیزه خداشناسی وارد عرفان حلقه شد اما به شیطان رسید
ارتباط برای طاهری جاری می شد. * بعد از فوت پدرتان، احوال شما چگونه شد؟ بعد از فوت پدرم چهار سال بود بهم ریختگی من زیاد شده بود و حال روحی من دگرگون بود؛ چهار سال دچار افسردگی شدید شدم؛ هر بار که در ارتباط می نشستم احساس می کردم حالم از دفعه های قبلی بدتر می شود؛ بعضی مواقع در این ارتباطات تکان های شدید شبیه حالا تشنج و صرع به من دست می داد. مستر ها دست و پای من را می
ملک زاده: بازار کتاب تاریخ باستان جولانگاه کتابسازها شده است/ کتابسازهای نسل جدید مثل میکروب ها خود را ...
، باستان شناسی یا فرهنگ و زبان های باستانی مخالف هستم. به نظرم همین طور که هیچ وقت سازمان نظام پزشکی به منِ باستان شناس اجازه جراحی قلب باز نمی دهد، اگر سازمانِ نظام باستان شناسی هم وجود داشت، هرگز نباید به یک چشم پزشک اجازه می داد به تحقیق در فرهنگ ایران باستان دست بزند. هرچیزی جای خودش را دارد، زمانه ما زمانه تخصص است، ما در هر زمینه ای به افراد متخصص نیاز داریم؛ نخستین و بارزترین ویژگی
نوای"الهی العفو" در سحرگاه نوزدهم رمضان، آسمان نصف جهان را معطر کرد
رمضان 1448 مانند هزاران نفر دیگر از عمق خاکی زمین نگاه بر آسمان می اندازیم مانند بنده ای که رو به درهای جهنم می رود اما نگاهش باز به درگاه توست و تو او را بزرگ منشانه می بخشی و ما شرمنده از آن هستیم که کوله بار گناهانمان آنقدر سنگین و گونه هایمان از شرم سرخ شده است. آرام، آرام در دلمان نوای بازآئی تو نور امید می زاید و زمزمه می کنیم " سبحانک یا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من نار
هنگام تشنج فقط همسرم را به یاد می آورم
بودند و ما در همان دوران کودکی همپای خانواده بودیم. بعد از اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، همه مردهای خانواده خوش نظر راهی میدان نبرد شدند و زن های خانواده در سنگر پشت جبهه فعالیت خود را آغاز کردند. پدر من هم هر چند وقت یک بار یک کامیون پر از وسایل را به رزمندگان جبهه می رساند. حسین در عملیات والفجر یک و علی در عملیات مرصاد به شهادت رسیدند. پیکر حسین بعد از 13 سال به آغوش خانواده ما بازگشت.