سایر منابع:
سایر خبرها
آباد تر از هر آبادی/ روستایی که در هر خانه آن یک یا چند حافظ قرآن وجود دارد
رفته نمی توانم کارهای سنگین انجام دهم اما نمی توانم در خانه هم بنشینم. صبح ها به مغازه می آیم و کمی مانده به اذان ظهر می روم. گاهی هم بعدازظهرها تا نزدیک های غروب اینجا می نشینم و با مردم روستا معاشرت می کنم. از او می پرسم که چرا نام این روستا قرآن آباد است، با لهجه شیرینش اینطور پاسخ می دهد: مردم این روستا دیندار و باخدا هستند؛ نماز و روزه شان ترک نمی شود؛ خدا را ناظر بر همه کارهایشان می بینند و
خانه ای که 30 سال مکان عبادت شب های قدر مردم است
بازگشایی یک فروشگاه در شهر خرمشهر به این شهر مهاجرت کرده و ساکن آنجا شدیم در آن دوران با هر سختی بود یک فروشگاه بزرگ زدیم و همسرم شروع به کار کرد در همان موقع نذر کردم که اگر همسرم روزی 100تومان فروش داشته باشد پنج روز در ماه محرم روضه امام حسین(ع) بخوانیم و خدا نذرمان را قبول کرد و وضعیت مالی ما بسیار خوب شد. پیرزن اردکانی ادامه داد: با خوب شدن وضعیت مالی، نذرم را ادا کردم و هر سال در
آشنایی با قطب تولید کلاش های مدرن و رنگی / مریوانی ها سالانه معادل 160 هزار بشکه نفت، کلاش صادر می کنند!
توسط پدرزنم به صورت حرفه ای وارد عرصه تولید کلاش شدم و برای تهیه سرمایه اولیه، همسرم طلاهایش را فروخت. در حال حاضر سالانه 10 هزار جفت کلاش تولید و به سلیمانیه و اربیل عراق، سوریه و ترکیه صادر می کنم. او می افزاید: در شهرک هجرت مریوان، بیشتر مردم در خانه های یا مغازه ها مشغول کلاش بافی هستند. کلاش میراث تاریخی و نماد کردستان است. ساخت و استفاده از آن سرشار از سود و نشان دهنده حکمت های کهن
نرگس کلباسی به حج اعزام می شود
شما نیز می توانید از این فرصت برای کمک به رفع فقر و محرومیت در نقاط دور افتاده کشور استفاده کنید. در برنامه ماه عسل دوشنبه هفته گذشته که با حضور نرگس کلباسی روی آنتن شبکه سوم سیما رفت، این فعال اجتماعی از آرزویش برای سفر به مکه و زیارت خانه خدا گفت. پس از آرزوی خانم کلباسی برای سفر به حج تمتع، بعثه مقام معظم رهبری در تماس تلفنی با برنامه ماه عسل یک سفر مکه مکرمه به وی هدیه کرد.
حضرت علی (ع)
آسان گردان" در این هنگام به فرمان خدا، دیوارهای خانه ی خدا (کعبه) شکافت و فاطمه به درون خانه رفت و دیوار به هم بر آمد. فاطمه پس از سه روز بیرون آمد و در حالی که امیرالمؤمنین(ع) را در بغل داشت، گفت من به خانه خدا وارد شدم و از میوه های بهشتی و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بیرون آیم هاتفی ندا کرد: "ای فاطمه نام او را علی بگذار که او علی است و خداوند علی الاعلی می فرماید من نام او را از نام خود
حسرت هایی که پشت دخل های فروشندگی جا ماند
کار را نداشم و مجبور به روی آوردن به کار فروشندگی شدم. وی ادامه می دهد: همسرم بیماری اعصاب دارد و بیکار است و بار زندگی بر دوش خودم بوده است تمامی خرج های جهیزیه و عروسی و سیسمونی و دانشگاه بر عهده خودم است.زمانی که بچه هایم به حضورم نیاز داشتند مجبور به کار کردن در خارج از منزل بودم، مغازه ای اجاره کردم تا تولیداتم را بیشتر کنم در تمام زمان کارم همه فکرم در منزل بود که دخترانم در خانه تنها
اگر شهید شدم برایم کانال تلگرام بزنید + عکس
اواخر سال 1393 صاحب یک دختر به نام نازنین فاطمه شدیم که سه ماهش بود آقا مهدی برای اولین بار اعزام شدند و یک ساله بود که پدرش شهید شد . چون نازنین فاطمه سن کمی داشت خیلی اذیت می شدم اما بهشت را به بها می دهند نه به بهانه . در این مدت این کلمه را زیاد شنیدم که می گفتند بنده خدا شوهرش شهید شده که واقعا کلمه قشنگ و جالبی نیست زیرا شهادت چیزی جز افتخار نیست و من با تمام سختی های دنیایی اش به شهادت همسرم
این زن دوبار سرطان را شکست داده است
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ به نقل از جام جم آنلاین، رویا جعفری مصاحبه را با یک جمله ساده شروع می کند: شاید هیچوقت مادر نمی شدم! آن هم درحالی که دخترکوچکش را درآغوش گرفته. دخترک می خندد و رویا با آرامش بیشتری می گوید: شاید هیچوقت لذت مادر شدن را تجربه نمی کردم؛ این لذت را، این حس شیرین دوست داشتنی را فقط مادرها می فهمند... چرا؟ برای رسیدن به جواب این سوال باید تقویم زندگی رویا را ورق بزنیم و برگردیم به چند سال پیش...روزهایی که رویا هیچوقت از یاد نمی برد؛ روزهایی که هرجا
روایت میهمان برنامه ماه عسل از فقر تا کارخانه داری
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری شبستان، پانزدهمین قسمت از برنامه ماه عسل با اجرای احسان علیخانی بر روی آنتن رفت. میهمان این برنامه، ابوالفضل از خمین بود. ابوالفضل در حال حاضر یک کارآفرین موفق است که یک کارخانه دارد. او زندگی خود را در برنامه ماه عسل روایت می کند و می گوید: همیشه با خدا دعوا می کردم، چرا در روستا و در یک خانواده فقیر به دنیا امده ام. چرا باید به پدرم به به جای گندم
بزرگترین قرآن طلقی جهان درگینس ثبت می شود/ واکنش معاون گردشگری به یک خبر/ ماجرای زیارت کربلا با ماشین ...
یادآور سن پیامبر اکرم (ص) است. نمای خارجی این مصحف مانند خانه خدا به صورت نمای آجری بوده و پرده نصب شده آن مشابه پرده کعبه است و روی در آن مانند در کعبه دو عدد دستگیره و یک عدد قفل نصب شده است و البته آیاتی که روی در خانه خدا به صورت برجسته نوشته شده، روی این مصحف به صورت منبت، مشبک و معرق کاری شده نوشته شده است. وزن کامل این مصحف بیش از هزار و 400 کیلوگرم است که در ساخت آن از چوب های عناب، توسکا، راش
به نسل ما حتی فرصت شکست داده نشد/کاش شایستگی ملاک ورود بازیگران به سینما شود
می گوید که بهترین سال های زندگی اش را فدای آنها کرد برای رسیدن به یک رویا. رویای بازیگر شدن ... بازیگری را از چه زمانی آغاز کردید؟ من از دوران مدرسه تاتر را با بازی در تئاترهای مدارس آغاز کردم تا سال 80. سه سال در مدرسه هنر و ادبیات صداوسیما و زیر نظر استادمان خانم فرحناز رضایی مشغول تحصیل شدم. بعد از آن در حین تحصیل در دانشگاه وارد کلاس های بازیگری آقای امین تارخ شدم و به
تعجب علیخانی از روش پولدار شدن مرد روستایی +عکس
کردم و میوه فروش شدم. مهمان برنامه ماه عسل اظهار داشت: ما در خمین زندگی می کردیم تا اینکه پیشنهاد نگهبانی کارخانه ای به من شد با توجه به اینکه خانه ما در خمین اجاره ای بود تصمیم گرفتم همسرم و دخترم را که تازه به دنیا آمده بود را به اتاق نگهبانی بیاورم. زمستان سختی را سپری کردیم اما در یک شب که هوا بسیار سرد بود فرزندم دچار ضعف شد و به خاطر اینکه من نگهبان بودم همسرم با یکی از دوستان
پزشکی که بیمارانش را مجانی درمان می کند +تصاویر
همسرشان برای اجرای این طرح اقدام می کنند. خانم دکتر ساکن محله ای که در آن ویزیت رایگان انجام می دهد نیست او می گوید: خانه ی مادربزرگم همین حوالیست.از بچگی با فضا و مردم این محل آشنایی دارم.وقتی تصمیمان را برای اجرای طرح ویزیت رایگان با اقوام درمیان گذاشتیم، همه تشویقمان کردند، البته مشوق اصلی من همسرم بود.پسرعموی من در پایگاه بسیج مسجد فعال هستند به همین خاطر برای محل برگزاری طرح یا به اصطلاح مکان
نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو / طنز
، خب بهتره شروع کنم. گفتم همه چی رو می گم. فقط خودت رو آماده کن. یهو دیدم تیتراژ برنامه ماه عسل رو از گوشیش پخش کرد و گفت خب شروع کن. گفتم راستش نمی دونم از کجا شروع کنم. حدود 30 سال پیش بود که بابا و مامانم با وجود مخالفت من با هم ازدواج کردند. شدت علاقه شون اونقدر زیاد بود که قبل از اینکه سالگرد ازدواجشون رو جشن بگیرند، من به دنیا اومدم. اما به محض تولد، دست پرستار بخش زنان و زایمان بیمارستان خورد
بانوی مجتهده ای که امام(ره) جویای حالش بود
روحانیون اصفهان در این خصوص گفته است: چند مرتبه که حضور حضرت امام خمینی (ره) مشرف شدم، ایشان جویای حالات و اشتغالات و سلامتی بانو مجتهده امین شدند و در مقابل به منزل حاجیه خانم امین که می رفتم، بانوی ایرانی مقید بودند، برای سلامتی حضرت امام (ره) و موفق شدن ایشان و پیشرفت در اهداف مقدس اسلام دعا کنند . وظایف زنان در نگاه بانو امین به اعتقاد بانو امین خانم ها برای رهایی از ذلت
هم نفس با فرشتگان
ندارد و تحقق آن افتخاری است برای کشورمان. اما متأسفانه... . در آرزوی زیارت جمله اش را نیمه تمام می گذارد و اینطور ادامه می دهد: 2 بار در عمرم خیلی غمگین شدم و تا توانستم گریه کردم. یک بار موقع فوت پدرم و دفعه دیگر وقتی بود که به خاطر مشکلات مالی ناچار به توقف پروژه لیدوما شدیم. دلم به حال معصومیت بچه های سرطانی و تلاش های دو ساله گروه مان می سوزد. شاید بعد رمضان دوباره بتوانیم
نسل بعدی مروجان علم فضا را در بیرجند آموزش می دهم
احترام آمیزی داشت و همین رفتار باعث جذب خیلی ها به مسجد می شد. ** در کدام مدرسه درس می خواندید معلمی که گفته بودید مشوق شما برای ورود به بحث علم فضا شده که بود؟ دبستان را در مدرسه حکیم نزاری (اگر اسم درست در خاطرم مانده باشد) تمام کردم و بعد وارد دبیرستان شوکتیه شدم. متاسفانه در پایان همان سال پدرم به دلیل بیماری از خدمت معاف شد و ما مجبور شدیم بیرجند و مردم خوبش را ترک کنیم.
سنگین وزن ها در ماه عسل
بتوانیم بهترین ها را برای ماه عسل درنظر بگیریم. وی ادامه می دهد: همدلی مهم ترین اصل در گروه ما است که خود احسان به شکل گیری آن بسیار کمک می کند. این همدلی باعث می شود که کارهای سخت تولید آنقدر به تن ما خستگی نگذارد. تقریبا پیش تولید کارها برای گروه تولید از فروردین جدی شد و همه ما الان دیگر چندین روز است که حتی درست نخوابیده ایم. مدیر تولید ماه عسل در پایان اظهار می کند: برای
روایتی دست اول از ساده زیستی امام در نجف
کتاب پیش یکی از دامادهای ما در تهران موجود و البته ممنوع بود و آن موقع وی کتاب را در مغازه اش مخفی کرده بود و در کارتونی گذاشته بود. من آن زمان کتاب کشف الاسرار امام را می خواندم. به خصوص جواب هایی که به کسروی داده بود. وقتی این کتاب را می خوانیم متوجه می شویم حرف های امام از نوجوانی با حرف زمان پیریش یکی بوده و حقیقت را درک کرده بوده و کتاب بسیار خوبی است. تسنیم: در واقعه مدرسه فیضیه
مصائب همسر زنی که در خیابان پاسداران غرق شد
سایت خبری تحلیلی هنگام Hengamnews.com: شوهر مریم از این بلاتکلیفی خسته شده، همسر او از لحاظ قانونی مفقود است اما نیروهای آتش نشانی از بی نتیجه بودن جست وجو ها و پایان عملیات خبر می دهند. به همین دلیل این بلاتکلیفی همچنان ادامه دارد و خانواده مریم به خاطر این بلاتکلیفی با مشکلات و سختی های زیادی مواجه شده اند. مریم همان مادری است که در برابر چشمان بهت زده فرزندانش در یک بعداز ظهر پاییزی داخل جوی آبی نیم متری افتاد و ناپدید شد. جوی آب کمی جلوتر به کانال عمیقی می ریزد و کانالی که از شمال تهران تا شهرری و د ...
رمزگشایی از معمای 21 ساله یک نوزاد
. از کی متوجه شدید که بچه شما زنده است؟ من از همان روز اول هم به مرگ دخترم مشکوک بودم. هر چه گذشت، مطمئن تر شدم که بچه من نمرده و در همه این 21 سال خانواده همسرم به من دروغ می گفتند اما چهار ماه است که دیگر مطمئن شدم. از چند سال پیش پیگیر این موضوع هستم. اول خودم تحقیقاتم را شروع کردم. از بیمارستان محل تولد، تا پزشکی قانونی و سازمان نظام پزشکی پرس وجو کردم. حتی چند بار به بهشت
جامعه بانوان تحت الشعاع بانو امین
ایرانی می گوید: ...نظر به مقامات عالیه روحی که بانوی ایرانی در آن موفق شده اند، باید ایشان را از گروه نخبه ای از دانشمندان به شمار آورد که به اضافه فرا گرفتن دانش، به تولد جدید در زندگانی نائل می شود . در مورد اهتمام و جدیت در تحصیل علوم دینی توسط این بانو، استاد ایشان آیت الله می رسید علی نجف آبادی فرمودند: علویه خانم، چنان مجد و ساعی هستند که هر وقت به خانه خواهرش رفته است، کتب خود را
داستان زندگی این آدم ها
امنیتی دستگیرش کرده اند، چون برای شناسایی تروریست ها افراد حاضر را دستگیر کرده بودند، بخشی هم که گفتند زخمی شده اند و بخشی هم شهید. من خودم پیگیر شدم و در نهایت نزدیک غروب بود که به من گفتند شهید شده است. چون برادرش مریض احوال بود و نمی خواستیم حالش بدتر شود، به پسر عموی او زنگ زدم و گفت که در بیمارستان ها به دنبال خانم هراتی می گردیم. گفتم به خیابان انقلاب بیا کار داریم با تو. با همسرم رفتیم و به
هرگاه درباره امام سخن می گفت بی تاب می شد
مشهور مشهد بودند. من در مدرسه بالاسر - که الان جزو آستان قدس است- درس خواندم و شهید سعیدی در مدرسه دودرب - که در حال حاضر حوزه علمیه خواهران و نزدیک به آستان قدس و متصل به صحن آزادی است- تحصیل می کردند. لذا هم به دلیل آشنایی پدرانمان و هم به دلیل اشتغالات طلبگی خودمان، طبیعی بود که با هم دوست باشیم. جنابعالی در چه تاریخی برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم رفتید؟ درسال1326 که
مشکل مردی که 7 سال از خانه بیرون نرفت
چهاردهمین برنامه ماه عسل با اجرای احسان علیخانی میزبان سید موسی 336 کیلویی بود. در ابتدای این گفت وگو سید موسی گفت: نصف تنم فلج شده و نزدیک به هفت سال از خانه بیرون نیامده ام. اصلا فکر نمی کردم کسی در خانه من را بزند؛ چه رسد به اینکه به برنامه ماه عسل بیایم. متولد سال 39 هستم و شش برادر و دو خواهر دارم. او ادامه داد: پدرم ماهی فروش بود. خودم کار در بازار را دوست داشتم. از
حامی خیر 4 بانو مهمان ماه عسل شد
راحت زندگی کند. در بخش دیگری از این برنامه یک خانم دیگر مقابل دوربین قرار گرفت و ضمن بیان کردن بخشی از مشکلات زندگی خود به این موضوع اشاره کرد که با کار کردن در فروشگاه خانم جعفری بسیاری از مشکلاتش برطرف شد. در ادامه ماه عسل مشخص شد که خانم جعفری در فروشگاه خود خانم هایی را که در زندگی اشان مشکلاتی دارند را استخدام می کند و در شرایط فعلی 44 نفر در این فروشگاه مشغول به کار
اکبر از پاکسازی میادین مین به دفاع از حرم رسید
درست بروم. من و اکبر در 19آبان ماه سال 1369 زندگی مشترکمان را آغاز کردیم. طبق شرطی که همسرم گذاشته بود و آن قولی که من از ایشان گرفته بودم سعی مان بر یک زندگی متعادل بود که همه موارد و اصول انسانی و اسلامی در آن گنجانده شده باشد. همان ماه های اول زندگی به رغم کم بودن درآمد مان، تصمیم گرفتیم به یکی از فامیل های بسیار کم وسع و مستحق کمک کنیم اما خودمان هم پول نداشتیم و از طرفی اکبر باید به
افشای راز خانم بازیگر پس از یک سال +عکس
پرستو صالحی پس از پایان آشتی خواهران منصوریان با پدرشان در برنامه ماه عسل با گذاشتن پستی بخشی دیگر از زندگی را که در برنامه ماه عسل سال گذشته بیان نکرده بود, برای طرفدارانش نوشت. پرستو صالحی بازیگر کشورمان پرستو صالحی نوشت: “پارسال وقتِ برنامه ماه عسل مجال نداد بقیه شو بگم شاید امسال وقتش بود درست بعد از دیدن صحنه ی بخشش پدر توسط خواهران منصوریان... سال 75وقتی پدرم رفت نقطه
مروری بر زندگی و فعالیت های اولین بانوی مجتهده در جهان اسلام+تصاویر
بخش و تکان دهنده ای برای بیداری افکار خفته و پیشبرد آنان در راه تحصیل علوم دینی و کمالات معنوی و سیر الی الله شد. بانو امین سالهای متمادی در راه تحصیل علم و مقامات معنوی زحمتها کشید و عملا ثابت کرد که زن می تواند در محیط اجتماع ، در زیر پرده حجاب و با کمال عفت و تقوی و اجرای برنامه های مقدس مذهبی به تحصیل علم ادامه دهد و مقام شامخی را احراز کند و بین علم و دین پیوند برقرار سازد و علی رغم
بسته خبری یکشنبه 21 خرداد ماه 1396
حفاظت سپاه در برنامه جهان آرا:(3) پاسدار یوسفی که همان ابتدا در مجلس دو گلوله خورد ولی با آن حال خودش را به محل تامین رساند تا دیگران را باخبر کند: تروریست ها به محض ورود به مجموعه حفاظتی ما شروع به تیراندازی کردند. من و شهید تیموری سر پست بودیم. هم مرا زدند هم مردم را که من از ناحیه شکم مجروح شدم. آمریم به عقب برویم تا پوشش دهیم و مانع پیشروی شان شویم شهید تیموری را نیز زدند و به