سایر منابع:
سایر خبرها
درخواست عمران زاده از کفاشیان
/> البته تیم هنوز کامل نیست و یکسری از بازیکنان می آیند و می روند و تعدادی هم به لیست استقلال اضافه نشدند. اکثر بازیکنان در اردو هستند ولی باید تیم کامل تر شود. مثلا شنیده ام دو بازیکن خارجی هم به تیم اضافه می شوند که مطمئنا تیم ما کامل تر خواهد شد. پیش بینی خودت از این استقلال چیست؟ به هر صورت تیم ما جوان شده و همه داریم زحمت می کشیم. این را هم بگویم که ما دو سال
روایتی از انواع دید بانی در جبهه
. دید بانی در عملیات با دید بانی در مواضع پدافندی فرق می کند. دید بانی در دشت با دید بانی در ارتفاع فرق می کند. دیدبان ثابت با دید بان متحرک فرق می کند. دیده بان پشت خط با دیده بان نفوذی متفاوت است. البته باید گفت که فرمول اصلی و استفاده از ابزارها یکی است. ولی شیوه تسلط بر منطقه و درخواست گلوله روش های گوناگونی دارد که از حوصله این مصاحبه بیرون است. به عنوان نمونه در خصوص دید بانی در
27 سال پس از پذیرش قطعنامه 598؛ چرا آتش بس را پذیرفتیم؟/ پایان رازآلود طولانی ترین جنگ قرن بیستم
سوی ایران پذیرفته شد و امام خمینی(ره) 2 روز بعد در 29 تیر 1367 پیامی درباره پذیرش قطعنامه صادر و از آن به عنوان نوشیدن جام زهر تعبیر کرد. پذیرش این قطعنامه هرچند به معنای پذیرش آتش بس از سوی ایران بود، ولی عراق به حملات خود ادامه داد و مجدداً با ورود به خاک ایران تلاش کرد تا نقاط مهمی از جمله خرمشهر را به دست بیاورد تا با وضع بهتری در مذاکرات حضور داشته باشد، اما موفقیتی بدست نیاورد و
سایه سنگین دادستانی بر قرعه کشی لیگ پانزدهم
باشد. فرشادسپهر در پاسخ به این سوال که در قرعه کشی لیگ برتر نام کدام تیم باید شرکت داده شود هم گفت: ما کمیته قضایی هستیم و این مسائل به ما ربطی ندارد. با این حال من به شما می گویم که اگر ملاک رای فعلی باشد، باید تیم پیکان در قرعه کشی شرکت کند مگر این که در حکم نهایی راه آهن بتواند حقانیت خود را ثابت کند. من نمی توانم در حال حاضر صحبتی درباره این موضوع انجام دهم چون سازمان لیگ تصمیم گیرنده نهایی
طباطبایی: دوره رسیدن به تیم ملی با دور زدن قانون و مصاحبه کردن گذشته است
فدراسیون دوومیدانی آمدم و تا روزی که در اینجا هستم، همواره در جلسات کمیته فنی تاکید داشته و دارم که تنها راه رسیدن به تیم ملی دوومیدانی ایران حضور در فرایند قانونی انتخابی تیم ملی است. سرپرست فدراسیون دوومیدانی اضافه کرد: دیگر دوره این حرف ها که یک ورزشکار بگوید من اینگونه یا آنگونه هستم تمام شده است. هر کسی ادعایی دارد که می تواند یا از همه بهتر باید در انتخابی شرکت کرده و حد نصاب های
رضا نوروزی: می خواستم در پرسپولیس بمانم اما نشد/ خیلی مسائل را اثبات می کنم
تیم خوب است. سایپا تیمی منظم و بی حاشیه است و در این تیم همه کار خود را انجام می دهند. تعداد زیادی از بازیکنان حفظ شده اند و دو سه بازیکن جدید نیز جذب شده و امیدوارم جزو رده های بالا باشیم و سهمیه آسیا را نیز برای فصل بعد کسب کنیم. سایپا با حفظ نفرات اصلی و جذب چند بازیکن جدید تقویت شده و امسال می تواند حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد. هدف اصلی سایپا گرفتن سهمیه آسیاست و امیدوارم به این هدف
تیمور غیاثی: نمی توانیم بی جهت برای برخی ورزشکاران هزینه کنیم
انتخابی، اظها ر کرد: محمد صمیمی در ر قا بت انتخابی شرکت نکرد، اما توقع دارد ما او را به بلاروس اعزام کنیم. این موضوع درست نیست. ورزشکار یک جایی باید خودش را نشان بدهد و بی جهت این همه هزینه صورت نگیرد. در پاسخ به این که می گوید من عنوان دار هستم باید بگویم الان وضعیت شما چگونه است؟ من هم 45 سال پیش مدال طلای آسیا را کسب کردم. سجاد مرادی هم در باز ی های آ سیا یی 2010 دو مدال کسب کرد، اما در اینچئون چه
جانبازی که چشم ها و دست هایش را در سردشت جا گذاشت
، ما لر ها را به غیرت و استواری می شناسند، پس باید امروز و در اینجا این استواری را ثابت کنیم. او پس از به دست آوردن سلامتی خود مجدداً به جبهه نبرد حق علیه باطل رفت و به فیض شهادت نائل آمد. همسرم خودش را وقف من کرد امیرمراد گودرزی می گوید: پس از 32 سال با شرایط جسمانی خود خو گرفته ام؛ در ابتدا برای انجام امور شخصی خود نیازمند کمک اطرافیانم بودم و در این راه همسر فداکارم که در
کورش باقری: نمی خواهم در مورد نیش عقرب حرفی بزنم
. آن روزها که تمام شد رفت اما باید بگویم نود درصد انتقادهایی که از وی می شد، به دلیل حضورش در سیاست بود. یعنی خیلی از دوستان به صورت سیاسی رضازاده را می زدند. یکبار گفتم و بازهم می گویم چراکه به خودش هم این حرف را زدم. رضازاده در جاهایی می توانست خیلی بهتر کار کند. من آدم محافظه کاری نبوده و نیستم. اتفاقا درباره شما برعکس این می گویند. می گویند کوروش باقری آدم پشت پرده ای بوده که رضازاده
اولین کشتی رضا یزدانی در تایلند 2016 را ببینید + ویدیو
شوند تا به رقابت های جهانی اعزام شوند. * به رغم غیبت حمید سوریان در رقابت های انتخابی، شورای فنی تصمیم گرفت تا به این قهرمان کشتی فرصت دوباره ای بدهد. در خصوص فرصت دوباره ای که به حمید سوریان داده اید، بیشتر توضیح دهید؟ با توجه به اینکه آقای سوریان خود درخواست تجدید نظر برای حضور در مسابقات جام جهانی را اعلام کرد، بنابراین شورای فنی طی جلسه ای اضطراری وضعیت ایشان را بررسی کرد و
ما قدر شما را خوب می دانیم/ تجسم خط امام در موضع گیری های حزب جمهوری اسلامی
برادران حزبی ملاقات دارم و با برادران حزب زیاد حرف می زنیم و مطالب را در میان می گذاریم اما لزوماً همه آنچه گفته می شود پاسخ به سوالات نیست و این شیوه خوبی است که در پاره ای از موارد مخصوصاً با دبیران این سئوال و جواب انجام شود و همین کار هفته قبل با برادر عزیز و ارجمندمان آقای هاشمی شده بود و آنطور که من شنیدم خیلی هم اثر خوبی داشته یعنی پاسخ هایی که اینجا منتشر شده بود افرادی که خوانده بودند
معجزه موسی ...
خیر داشته باشد خداوند درهای رحمت الهی را به سویش باز می کند و ادامه داد: بعد از آن سرمایه دار شدم. من که زیر پوشش کمیته امداد و بهزیستی بودم بعد از آن از مال دنیا بی نیاز شدم و بعدها مرکز نگهداری از کودکان بی سرپرست، مرکز نگهداری کودکان و ناتوانان ذهنی را راه اندازی کردم و امروز حدود 410 کودک ناتوان ذهنی در این مرکز نگهداری می شوند. امروز می خواهم به جوانانی که بیکار هستند بگویم باید حرکت کنید
علم، از افضل کمالات و اعظم فضایل است
و بعضی گویند: همانا می داند به معنای می آفریند است، پس خدا امروز می داند که پیش از خلقت اشیا یگانه بوده و اینها گویند اگر ثابت کنیم که او همیشه به یگانگی خود عالم بوده است، در ازل با او چیزی ثابت کرده ایم، ای مولای! من اگر صلاح بدانید به من بیاموزید چیزی را که از آن تجاوز نکنم، وجود مبارک امام باقر علیه السلام نوشت: همواره در ازل خداوند عالم بوده است. بحث درباره علم واجب از سه جهت سخت است
آمریکایی ها اندازه ایران خرج والیبال نمی کنند
آمریکا رفتم و همین حرف ها را به داگ بیل گفتم. چون ما با هم خیلی دوست هستیم، احترام زیادی برایم قائل است. داگ بیل هم گفت ویزا دست من نیست اما تیم ایران اگر بخواهد بیاید دعوتش می کنم. همین شد که بر اساس درخواست داورزنی، از تیم ایران دعوت کردند و این موضوع پذیرفته شد. آن ها در آمریکا چهار مسابقه دادند. من سه بازی آن ها را در آمریکا دیدم. مربی آمریکا یک بازیکن اصلی را در زمین گذاشت. می گفت می خواهم
وقتی در روزهایی که از آلبوم و کنسرت خبری نیست، کلی خبر می شنویم!
شایعه ها دروغ باشد. شهیار قنبری و توهین هایی که انجام نشد! مصاحبه جنجالی شهیار قنبری با "موسیقی ما" که منتشر شد آماده شدیم برای واکنش های شدید و توهین آمیز ترانه سراهای داخلی و هوادارانشان به گفته های او! اما حرف های شهیار با کمترین واکنش منفی مواجه شد! اغلب ترانه سراهای داخلی تصمیم گرفتند عکس العملی به گفته های او نشان ندهند ... حالا تصور کنید اگر یک خواننده سرشناس آن سوی آب، علیه خواننده های
وطن فروشی در شبکه های ماهواره ای/ روحانی عوض شده یا مردم دوره امام حسن(ع)؟/ واکنش اسرائیل به یادداشت ...
دست اشخاص حیله گر درست شد، این ما را هدایت می کند به اینکه نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی. (صحیفه امام، ج 20، ص: 118 و 119) اما موضوع مهمتر درباره مردمی که حسن روحانی در حال توجیه رفتار آنها بلکه تقدس بخشیدن به خیانت شان است، قضاوتی است که حسن روحانی، خود پیش از این درباره آنها داشته است. وی که در تیرماه سال 1356 به دعوت گروهی از جوانان انقلابی اصفهان به آن شهر
قتل به خاطر اختلافات ناموسی
، دیگر متهم پرونده سرش را تکان می داد. او نیز با قرار کفالت آزاد شده بود. امیر ادامه داد: داشتم سوار موتور می شدم که ناگهان شهرام با چاقو یک ضربه به کتف من زد. وقتی پیاده شدم بهنام هم با چاقو به سرم زد. من دست چپم را روی سرم گذاشتم و با دست چپم چاقو را در هوا پرتاب کردم. 50-100 متر از خانه هادی دور شده بودیم. یک لحظه سکوت همه جا را گرفت. همه خشک مان زده بود. ناگهان دیدم لباس هادی خونی شده. آنقدر
حاشیه های دیدار دانشجویان با رهبری
از مقام معظم رهبری می خواهد تا در مورد ازدواج جوانان صحبت ها و توصیه هایی را به پدر و مادرها بگویند، انگار حرف دل آنها را زده باشد همه دانشجویان ذوق می کنند. مجری برنامه، حسین شهبازی زاده دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی را به عنوان یکی دیگر از سخنرانان معرفی می کند، پشت تریبون که می آید انگار کمی استرس داشته باشد دوباره خودش را معرفی می کند و می گوید: گفتم شاید کسی متوجه نشده باشد حضار می
متن کامل گزارش تفریغ بودجه سال 92 کل کشور
برخورداری آنها از گاز کمتر از متوسط کشور است، نماید؛ از مبلغ یازده هزار و یکصد و شصت میلیارد (11.160.000.000.000) ریال واریزی به خزانه، علی رغم درخواست وجه و پیگیری های شرکت ملی گاز ایران از وزارت امور اقتصادی و دارایی (معاونت نظارت مالی و خزانه دار کل کشور) به استثناء پرداخت مبلغ یک هزار و چهارصد و شصت و پنج میلیارد و هشتصد و چهل و هفت میلیون و هشتصد و چهار هزار (1.465.847.804.000) ریال که در اجرای
اینجا هر کس کشته شود شهید نیست
خالی از لطف نیست. *مظاهری: مقاومت بچه ها ستودنی بود و برای کل عملیات اهمیت داشت، لذا در همان جا چند باز از قرارگاه کربلا با بی سیم تماس گرفتند و حتی یک بار خود محسن رضایی از پشت بی سیم به بچه ها دست مریزاد گفت و از آنها تشکر کررد که من در همان لحظه بلندگوی دستی را جلوی بی سیم گرفتم و حرف های برادر محسن را همه نیروها شنیدند. *سوال: در حین عملیات و پدافند شما آسیبی ندیدید!؟
احسان علیخانی در ممنوع التصویریم بی تقصیر است/ رقص و پایکوبی در هتل کوبورگ
سوسیالیست ها را بنیان نهاد، اما عمر همه اینها کوتاه بود. او نتوانست فعالیت مشخص و مستمر و اثر گذاری را شکل دهد. اگرچه نامه های او به مصدق به ویژه درباره تشکیل جامعه سوسیالیست ها نشان از آخرین تلاش های او برای دمیدن روح دوباره به کالبد جسم بی جان جبهه ملی داشت درحالی که اختلاف های دوم مانع پذیرش جامعه سوسیالیست ها، درون جبهه ملی شده بود. مصدق سه سال بعد از رد پذیرش درخواست عضویت حزب ملکی در جبهه ملی
فیلم های آزار و اذیت پسر بچه ها روی میز قاضی
قربانیان احتمالی این متهم از شاکیان درخواست کرد که برای طرح شکایت به اداره 16 آگاهی تهران مراجعه کنند. راز پراید سفیدرنگ بهمن ماه سال 92 بود. پسر 15 ساله درحال راه رفتن در خیابان بود که پراید سفیدرنگ چند متر جلوتر از او متوقف شد. راننده پراید پیاده شد، ظاهرا خودرواش خاموش کرده بود. همین موضوع باعث شد تا مرد راننده از پسرک درخواست کمک کند. وقتی پسر نوجوان برای هل دادن خودروی
وقتی مشرکان می خواستند با پیامبر(ص) بر سر خدا معامله کنند/ روز بیست و پنجم میهمانی
هر چه می خواهد باشد، چه خودت را به دعایت ضمیمه نکنی چه ضمیمه کنی و انگیزه ات این باشد که به خودت چندین برابر برسد و چه اصلاً ایثار در دعا داشته باشی، همه خوب هستند و از نظر معارف ما ستایش شده هستند و نسبت به آنها ترغیب هم شده است. کدام دعا خوب تر است؟ دعاهایی را که داریم، ببینید، دعاهایی که در ماه مبارک رمضان می بینید، این طور نیست که فقط خودم باشم، دعا نسبت به دیگران هم هست. همه
نباید پدیده و سیاه جامگان به سرنوشت پیام و ابومسلم دچار شوند
تیمی از استان شکست می خورد تمامی مسئولین از این شکست ناراحت باشند تا بتوانیم با یک وفاق عمومی به تیم های لیگ برتری خود کمک کرده باشیم. سرپرست فصل پیش تیم پدیده خراسان در پایان تصریح کرد: خیلی به این دو تیم اعتقاد دارم و امیدوارم این دو باشگاه هم اکنون دست در دست هم قرار دهند تا شروع خوبی برای مسابقات داشته باشم. شرایط باید به گونه ای رقم بخورد که به غیر از دو بازی که در لیگ با هم بازی
با اسرائیل آتش بس در جریان است نه صلح / تشریح وضعیت رابطه حماس با قطر، حزب الله و سوریه
رسانه ها هم گفته ایم.اما درباره ی حکومت خودگردان، باید بگویم که از جزئیات مطلع است و مشخصا ابومازن خودش جزئیات را می داند ولی می خواهد از شرایط جاری سوء استفاده کند. از نظر ما، موضع گیری هایش چیزی بیش از شانتاژ پیش پا افتاده نیست. درباره ی موسی اومرزوق و حرف هایی که درباره ی سفرهای زیادش به بیرون از غزه و بازگشت به آن مطرح می شود هم باید بگویم که او به عنوان عضوی از دفتر سیاسی حماس در
فال روزانه 21 تیر
نیک نیوز: فروردین: وقتی که شما در خفا به جستجو و کاوش مشغول می شوید، مسائل احساسی خودشان را نشان می دهند. شما معمولاً برای اینکه در موقعیتی قرار نگیرید که احساس ضعیف بودن بکنید روش خود را عوض نمی کنید. چون شما ترجیح می دهید با مشکلاتی برخورد کنید که خیلی سریع بتوانید آنها را حل کنید. اکنون اصلاً لزومی ندارد چیزی را ثابت کنید؛ فقط با وضعیت دشواری که برایتان پیش آمده واقع بینانه تر رفتار
توییت مقام وزارت خارجه ایران حذف شد؛ فعلا خبری در راه نیست/ تأخیر در سفر لاوروف به وین/ موگرینی: پیشرفت ...
سریع همه تحریم های ایران است. (جزئیات بیشتر) 18:30 وزیر امور خارجه کشورمان از بالکن هتل محل استقرار خود به خبرنگاران گفت: در مذاکرات پیشرفت داریم و در حال کار هستیم و به نظر می رسد تا دو روز دیگر در وین باشیم. (جزئیات بیشتر) 18:15 علی هاشم خبرنگار المیادین در وین گزارش داد: پس از آنکه ظریف به همتای امریکایی خود گفته که باید برای حضور در مراسم مذهبی شب قدر باید برود، کری از
گفتگوی “محمد جعفر محمد زاده” با “مهدی نژاد” امام جمعه سابق کوهدشت
به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری [...] به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری با قرار قبلی راهی گرمسار شدم .از سالهایی که جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی مهدی نژاد کوهدشت بوده تا الان ارتباط مستمر و البته خانوادگی ام با ایشان قطع نشده است. بار چهارمی است که به گرمسار می آیم ، سه بارش جمعه بوده و توفیق شرکت در نماز جمعه را هم یافته ام. واین بار به قصد دیگری آمدم ،چهارمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله مروجی نزدیک است و قصد دارم برای سالگردش مجموعه مختصری منتشر کنم .بعد از نماز جمعه به منزل آمدیم و آقای مهدی نژاد با همان صمیمیت قدیم و قبلی گرم پذیرایی و صحبت شد. اجازه خواستم بحث را روی موضوع اصلی متمرکز کنم ضبط را روشن کردم وبحث آغاز شد. بحث کوهدشت که به میان می آید آقای مهدی نژاد گل از گلش می شکفد و با لذت خاطرات کوهدشت را تعریف میکند.صحبتها از مرحوم اقای مروجی شروع شد و به دوران دفاع مقدس و ویژگی های مردم کوهدشت وبرخی تلخ وشیرین های کوهدشت کشیده شد.وقتی از کوهدشت و مردمش به اسم یاد می کند تو گویی که زاده کوهدشت و دهها سال در میان مردم بوده است.هنوز هم ارتباطش را با برخی اهالی کوهدشت قطع نشده و بعضی ها استخاره و مسایل شرعی شان را تلفنی با وی در میان می گذارند.سال 65 که در میان استقبال مردم وارد کوهدشت شد 28-29 سال بیشتر نداشت وده سال در میان مردم ماند وعلیرغم خواست مردم و علاقه قلبی اش به شهرستان الیگودرز رفت و حدود 8 سال هم آنجا ماند و پس از آن به گرمسار که استان زادگاهش هست آمده است. اکنون هم فعال و با نشاط علاوه بر کار امامت جمعه مسئولیت اداره حوزه های علمیه استان را بر عهده دارد و به همین جهت است که غالبا هفته ای سه روز را در سمنان و یا سایر شهرستانها برای رسیدگی به امور حوزه می گذراند.در این سفر سید حسن پسر ارشدشان که تا اوایل دوره راهنمایی را در کوهدشت درس خوانده بود دیدم و متوجه شدم که پس از ده سال درس و بحث مستمر حوزوی در قم به گرمسار آمده و کمک کار پدر شده است ودر غیاب او نماز جماعات را به جا می آورد و نایب پدر است.و چقدر شبیه روزهایی است که پدرش به کوهدشت آمده بود. پدری که امروز دانه های موی سیاه در سر وصورتش نایاب شده است. با تشکر از جنابعالی که فرصت دادید و مجالی فراهم فرمودید تا در باره موضوعاتی که قطعا مورد علاقه شما هم هست گفتگو کنیم.شما ده سال از بهترین سالهارا در کوهدشت سپری کردید ،بهترین که می گویم از چند جهت ،یکی اینکه دوره ای به کوهدشت آمدید که تجربه قبلی امامت جمعه در دو شهر را داشتید وامام جمعه با تجربه ای محسوب می شدید و دیگراینکه حدود یک دهه از انقلاب اسلامی گذشته بود و مردم کوهدشت هم به بلوغ سیاسی اجتماعی خوبی رسیده بودند و دوران شور و شعور دفاع مقدس هم بود و بعد هم از جهت میزان اثر گذاری حضور ده ساله شما که واقعا دوره ای ماندگار و به یاد ماندنی و پر خاطره است، به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت الله مروجی بحث را از ایشان شروع می کنیم و از جنابعالی میخواهم هر طور صلاح می دانید آغاز بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر و قدردانی از شما به خاطر ایده خوب و خیری که در زمینه کارهای فرهنگی دارید به ویژه این که در باره آیت الله مروجی می خواهید کاری انجام دهید. زمانی که کوهدشت بودم هر موقع مهمانی برای ما می رسید به ویژه مهمانانی که مقداری به طرف دنیا متمایل شده بودند تلاش می کردیم هرجور شده ترتیب ملاقات آنها را با آقای مروجی بدهیم ومعمولا این اشخاص وقتی می رفتند و بر می گشتند خیلی تحت تاثیر قرار می گرفتند وخود شان به زبان می آوردند که ما بد جوری در مسایل دنیا گرفتار شده ایم و باید برویم تغییری در خودمان ایجاد کنیم.ایشان دو تا اتاق کوچک داشت که خود من چند بار به ایشان گفتم که اجازه بدهید دستی به سر و روی این دو اتاق بکشیم و حد اقل سفیدشان کنیم و او می گفت نه نیازی نیست، تا به حال عمر من اینگونه گذشته است . در هر صورت تا آنجا بودیم حتی اجازه سفید کردن آن دو اتاق را ندادند.همه مردم کوهدشت هم معتقد بودند از منزل ایشان تا مسجد جامع، مردم مسیر از برکت وجودشان متاثر شده اند.اهل ذکر بودنش و ذکر گفتن و تواضعش و سلوک و راه رفتنش و نحوه برخوردش با مردم به نحوی بود که همه مردم را تحت تاثیر قرار داده بود. بالاخره ایشان تقریبا تنها روحانی مقیم شهر بودند و شما هم امام جمعه شهر ،قطعا به واسطه دغدغه های مشترک و از جمله حوزه علمیه ارتباطات شما در آن ده سال با ایشان زیاد بود و می دانستید که مرحوم آقای مروجی نسبت به حوزه علمیه باقر العلوم که خودش بنا نهاده بود حساسیت ویژه داشت.نگاه ایشان به حوزه و تربیت طلاب چگونه بود؟ گاهی اوقات راجع به حوزه باهم صحبت می کردیم که خوب است مقداری بیشتر به طلبه ها برسیم واز جهت امکانات و شهریه قدری توجه بیشتری بکنیم.ایشان می گفت:طلبه اگر سختی نبیند در آینده نمی تواند فرد مفیدی باشد باید در شرایط سخت با زی طلبگی درس بخوانند تا بتوانند رشد معنوی کنند.در هر صورت ایشان به همان اندازه ای که برای خودشان چیزی نمی خواستند در نقطه مقابل دغدغه حوزه و طلبه ها را داشتند. به نظر شما راز محبوبیت ایشان و جایگاهشان در دلهای مردم چه چیز می تواند باشد؟ ایشان در رفتار شخصی شان بسیار اهل مراقبت بودند، روزی به ایشان تعارف کردم که از چای و امکان پذیرایی که بود میل بفرمایند ،گفت نذر کرده ام اگر بیشتر از مقدار معین و مورد نیاز مثلا بیشتر از یک چای بخورم روزه فردا بر من واجب شود وخودم را عادت داده ام که کم غذا بخورم و کم استفاده کنم. کارهایش روی حساب و کتاب بود،در خوردن و آشامیدن در سخن گفتن وخیلی چیز های دیگر اهل رعایت و مراقبت بود.مردم هم واقعا چون می دیدند ایشان عالم عامل است و خودش اهل عمل است خیلی متوجه ایشان بودند و احترام می گذاشتند و در دل مردم جای گرفته بود . ارتباط کاری شما با ایشان در بحث مراجعات مردم و پاسخگویی به نیاز های دینی مردم چگونه بود؟در هر صورت شما امام جمعه شهر بودید و ایشان روحانی قدیمی، شما جوان و پر انرژی بودید وایشان دوران کهولت و پیریشان را می گذراندند. در طول ده سالی که در کوهدشت بودم ارتباط من با ایشان بسیار گرم و صمیمی بود.اواخر صحبت شده بود که بعد از ده سال از کوهدشت به الیگودرز بروم خوب مردم آن زمان خیلی لطف داشتند وایشان با اینکه اهل فضل و دانش بود و من هیچ گاه خودم را طلبه ای بیشتر در مقابل شان نمی دانستم دیدم با جمعی از معتمدین شهر آمدند منزل ما و تعبیراتی به کار بردند که باعث شرمندگی من شد، این روحانی پیرمرد با آن اوصاف معنوی و شان و جایگاه معنوی که داشتند گفتند:امام جمعه در یک شهر حکم پدر را دارد و پدر هیچ موقع بچه هایش را رها نمی کند برود،الان اگر شما این شهر را رها کنید و بروید این شهر بی صاحب میشود وامروز که در کوهدشت یک وحدتی ایجاد شده است وجود شما ضروری است . خلاصه اینکه ایشان وقتی بنا بود برای خودشان قدمی بر دارند هیچگاه جلو نمی افتاد اما وقتی می دید موضوعی برای عموم است پیش قدم میشد .ضمن اینکه واقعا پشتوانه بزرگی برای فعالیتهای دینی و مذهبی امام جمعه در شهر بودند. یکی دیگر از ویژگی های مرحوم آیت الله مروجی عزت نفس ایشان بودکه من در ده سالی که در کوهدشت بودم یک بار ندیدم که یک جمله ای مبنی بر احتیاج و نیاز شخصی خودشان بر زبان بیاورند و تا جایی که بیاد دارم ندیدم از کسی یا جایی چیزی بخواهد و اظهار نیازی بکند،عزت نفس ایشان به اندازه ای بود که هیچ موقع نه به خودش و نه به دیگران اجازه نداد برای او چیزی بخواهند مستغنی مستغنی بود.با حد اقل ممکن زندگی می کرد و زندگی ایشان هم برای ما و هم برای همه کسانی که می آمدند و می دیدند باعث عبرت بود.روزی یکی از آقایان روحانی که در تهران برای خودش زندگی مرفهی درست کرده بود به دیدن من آمد،من دیدم بهترین راه برای اینکه ایشان مقداری متنبه شوند این است که ببرمشان پیش آقای مروجی ،وقتی برگشتیم دیدم که ایشان بسیار متاثر شده و با خود می گفت:خدایا ایشان دارد زندگی می کند ما هم داریم زندگی می کنیم،او به چه فکر می کند و ما در چه افکاری هستیم وبه چه صورت دارد حرکت می کند وچه کسی را الگوی خود قرار داده است.به این جهات بود که مردم به او علاقمند شده بودند وهمیشه هم این مطلب را داشت و می گفت:باید اول خدا را راضی کرد بعد مابقی چیزها خودشان درست می شوند. او به این حد از اطمینان قلبی رسیده بود. خدمات مرحوم آیت الله مروجی و مشخصا خدمت ماندگار ایشان یعنی تاسیس وتداوم حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع) حایز اهمیت است،از آنجایی که شما به حسب مسئولیتتان در شهر در جریان کار حوزه و نقش مرحوم ایشان بوده اید در این زمینه اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید. حوزه علمیه در هر جایی چراغ دین در آن جا محسوب می شود.آقای مروجی برای حوزه علمیه خیلی زحمت کشیدند و خیلی تلاش کردند.علیرغم اینکه آقای مروجی اهل هیچ درخواستی نبود ولی ایشان برای ارتقا حوزه از هیچ کوششی فر گذار نبودند برای پیشرفت حوزه هر گاه موقعیتی پیش می آمد مثلا مسئولی می آمد و یا خودشان در زمینه جمع آوری زکات، با زحمت فراوان اقدام می کردند.بلاخره حوزه ای را که خودشان سالها پیش با جمع محدودی طلبه پایه گذاری کرده بودند ، بنای ساختمانی اش هم با همت خودش آغاز شده بود وتا بود تمام توانش این بود که حوزه را به نحواحسن اداره کند و البته به اداره حوزه بر اساس روش سنتی حوزه هم اعتقاد داشت.همانطور که امام فرموده بودند به فقه جواهری اعتقاد دارند ایشان هم بر این روال معتقد بود وبرای تربیت طلاب با زی طلبگی، از ظاهر گرفته تا درس و بحث بسیار کوشا و جدی بودند والحمد لله امروز حوزه کوهدشت از حوزه های خوب و فعال استان لرستان محسوب می شودکه طلاب خوبی تربیت کرده و آینده درخشانی هم دارد که جزو باقیات الصالحات ایشان محسوب میشود. شما ده سال یعنی از سال 65 تا 75 در کوهدشت بودید.قبل از آن هم تجربه امامت جمعه در رامشیر و رامهرمز را هم داشتید از سال 75 هم تا کنون در شهرهای الیگودرز و گرمسار مشغول اداره این جایگاه اجتماعی و معنوی هستید .کوهدشت را در مقایسه با جاهای دیگر چطور دیدید؟ بنده تقریبا 31 سال است که امام جمعه هستم. در کوهدشت یکی از ویژگی های مردم این بود که ظاهر و باطن مردم یکی بود،در این مدتی که من کوهدشت بودم مردم اعتماد خاصی پیدا کرده بودند که من این اعتماد را نه قبل دیده بودم و نه بعد که تا این اندازه به یک طلبه اطمینان شود. مثلا در نماز وقتی برای باران دعا می کردیم مردم اعتقاد داشتند که حتما باران می آید واصل هم برای استجابت دعا هم همین اعتقاد است، لذا به خاطر همین اعتقاد خداوند هم تفضل می کرد و باران رحمتش را نازل می نمود.ویژگی دیگر مردم کوهدشت این بود که زیاد سخت گیر نبودند که همه چیز را از لحاظ قانونی حل وفصل کنند سعی می کردند کمتر دادگاه بروند و راضی بودند مشکلاتشان را پیش یک طلبه مطرح کنند تا بروند دادگاه پیش قاضی و این هم نشانه اعتمادشان به روحانیت بود شما آن زمان را به یاد بیاورید یک شهرستان بود و یک قاضی به نام آقای عبداللهی که به همه امور می رسید برای اینکه مردم قسمت عمده مسایلشان را در بین خودشان و یا در دفتر امام جمعه رفع و رجوع می کردند.ویژگی دیگر مردم کوهدشت سخاوتمندی آنها بود علیرغم اینکه وضع مالی آنجا خیلی خوب نبود ولی با این وجود مردم بسیار سخی بودند و خدا هم بر همین اساس خیر و برکتش را بر مردم نازل می کرد .خصوصیت دیگر مردم پافشاریشان بر حق بود معمولا مردم اگر به مطلب حقی می رسیدند دیگر رها نمی کردند.ما اول که آمدیم مردم خیلی روی خوش نشان ندادند 150 نفر بیشتر نماز جمعه نمی آمدند بعد وقتی دیدند راهی که ما دنبال می کنیم راه حقی است و دنبال خط و جناح نیستیم دیگر رها نکردند و از این رو تا روزهای آخر که آنجا بودیم همیشه نماز جمعه با شکوهی داشتیم ولذا وقتی آقای موسوی دامغانی معاون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه برای معرفی امام جمعه بعدی رفته بودند تعریف می کرد می گفت من اولین باری است که برای معرفی امام جمعه ای می روم می بینم مردم برای امام جمعه قبلی گریه می کنند.و لذا این را که گفتم فقط برای این بود که بگویم مردم کوهدشت وقتی حقی و یا راه درستی را تشخیص می دهند پای کار می ایستند و در حمایت از مسیر درست هم همواره حساب شده و با اعتقاد هستند. مردم کوهدشت در شجاعت هم کم نظیرند. آیت الله نعیم آبادی امام جمعه ونماینده فعلی ولی فقیه در بندر عباس، آن زمان آمده بود کوهدشت و رشادت رزمندگان کوهدشت را که دیده و شنیده بود می گفت نظام به جای اینکه برود در برخی جاها برای جنگ سرمایگذاری کند بهتراست قدری بیشتر به کوهدشت توجه کند و توانش را اینجا بگذارد همین جوانان تکلیف جنگ را روشن می کنند. در عملیات مرصاد هفت هزار نفر از مردم کوهدشت رفتند و سینه سپر کردند جلوی دشمن ایستادند واین در حالی بود که خیلی از شهرها ی اطراف تخلیه کرده و رفته بودند در هر صورت در کنار سایر صفات خوب مردم کوهدشت شجاعت،سخاوت و یک رنگی از مشاهدات عینی من در آنجا بود. شما در طول مدتی که در کوهدشت بودید منشا برکات و خدمات خوبی شدید با وجود اینکه می فرمایید در ابتدا کار سخت بود اما به سرعت توانستید در دل مردم جا باز کنید از روزهای آغاز کار و کلا فضای کارهای فرهنگی کوهدشت حتما گفتنی های فراوانی دارید که البته باید در مجال جداگانه ای به آن پرداخت ولی مایلم از این فرصت پیش آمده قدری خاطرات شما را مرور کنیم. از همان ابتدا در کوهدشت احساس می کردم اگر سخنی می گویم هدر نمی رود. مثلا یک روز همان اوایل رفتم مجلس ختمی در مسجد دیدم از شدت دود داخل مسجد پیدا نیست گفتم این جا چه خبر است؟گفتند در فاتحه خوانی رسم است که تا پایان چند بار سینی پر از سیگار را می چرخانند ومردم هم سیگار بر می دارند و می کشند. من دیدم عجب چیز بدی است، یک اطلاعیه ای دادم و در آن پیشنهادهایی نوشتم که در مراسم ختم و فاتحه چه بشود و چه نشود،خیلی زود مردم همراهی کردند ،خادم مسجد آمد گفت که در اولین مجلس سیگار آورده اند و من گفته ام که امام جمعه ممنوع کرده است و صاحب عزا بدون هیچ مقاومتی پذیرفته است . یا مثلا دیدم در کوهدشت تا چهل روز در منزل صاحب عزا خرج می دهند ، اطلاعیه دادم که برای اموات، مستحب چیست و واجب کدام است و توصیه دین چیست،دیدم خیلی زود جا افتاد و مقاومتی هم نشد. همان طور که گفتم در حل و فصل دعوا ها و اختلافات مردم بیشتر حکمیت یک طلبه را می پذیرفتند تا محکمه و قاضی و دادگاه واین را شما در خیلی از جاها نمی دیدید.الان هم من در جاهای دیگر وقت می گذارم و صحبت می کنم ولی تاثیری که در کوهدشت می دیدم نمی بینم. از ویژگی های کوهدشت خیلی می توان گفت.من وقتی از سفر مکه برگشتم به آقای هادیان گفتم که برای نزدیکان و مسئولین شهر یک نوبت شام بدهیم شما خودتان هم در جریان بودید ،دیدم مردم به اندازه ای لطف کردند ومحبت نمودندکه ما چندین شبانه روزشام و نهار درست کردیم و مهمانی دادیم. البته مایه اش هم خیرات خود مردم بود که هدیه می آوردند وما هم فقط درست می کردیم وتبدیل به غذا می کردیم و پذیرایی می کردیم تا جایی که من دیگر توان سر پا ایستادن نداشتم.محبت مردم به گونه ای بود که امام جمعه را متعلق به خودشان می دانستند به نحوی که من احساس می کردم مهمان مردم هستم. سالهای اول حضور شما در کوهدشت مصادف بود با سالهای اوج دفاع مقدس که دوران افتخار آمیزی برای تاریخ کوهدشت است و شما خیلی از شهدای گرانقدر که سرمایه های ابدی مردم کوهدشت هستند و خانواده های آنها را می شناسید به نظر شما مناسبات مردم با دفاع مقدس چگونه بود؟ گذشته از گردانهای رزمی جوانان کوهدشتی و دلاوری هایشان ،مردم عادی در کمک به جبهه و جنگ با اینکه وضع مالی مناسبی هم نداشتند در بحث کمک به جبهه بسیار فعال و سخاوتمند بودند. به خاطره دارم که یک روز سردار حاج نوری فرمانده لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) تماس گرفتند وگفتند که رزمندگان در کردستان با کمبود آذوقه به ویژه گوشت و مواد پروتئینی مواجه اند.با اینکه شهر بمباران می شد ومردم در شهر نبودند همان موقع در دفتر امام جمعه جلسه ای تشکیل دادم و گفتم از جبهه این پیغام رسیده است.در مدت یک هفته 13 کامیون گوسفند جمع آوری شد و من خودم و نماینده وقت و چند نفر از مسئولین شهرستان رفتیم منطقه عملیاتی “گمو”و” گرد رش” هدایای مردم را به رزمندگان رساندیم و برگشتیم. شما میدانید که موشکهایی که به عراق اصابت میکرد بخشی از مناطق اطراف کوهدشت پرتاب می شد اما من نشنیدم که کسی پیدا شود و علیه نظام قدمی بردارد و اسرار نظام را افشا کند.مردم واقعا در شرایط سخت جنگ همراهی شان با نظام در سطح عالی بود در برخی جاها می شنیدیم مردم به خاطر کمبود آذوقه اعتصاب و یا اظهار نارضایتی می کردند اما در کوهدشت در آن شرایط سخت نانوایی ها نانشان می ماند ،علتش هم این بود که روستاییان که میزبان مردم جنگ زده بودند خودشان آذوقه مردم را تامین میکردند وکمبودی احساس نمی شد حتی در قم از این دست مشکلات وجود داشت و البته ما وقتی تعریف می کردیم خیلی ها باورشان نمی شد. رابطه مردم کوهدشت را در کل با روحانیت چگونه ارزیابی می کنید؟ روحانیت در کوهدشت علیرغم تعداد کم، خوب عمل کرده است و به همین جهت مردم هم خوب برخورد می کردند حتی اگر شخصی عملکرد بدی هم داشت مردم رازداری می کردند.مثلا طلبه ای رفته بود جایی و بد عمل کرده بود ولی مردم به من منتقل نکردند بعد گفتم چر نگفته اید گفتند ما سعی کردیم که پنهان کنیم که هم شما را ناراحت نکنیم هم آسیبی به آبروی روحانیت وارد نشود.در کل روحانیت نزد مردم کوهدشت احترام داشت و رابطه حسنه ای وجود داشت که البته احترام و رابطه دو طرفه ومتقابل بود. در مدتی که در کوهدشت بودید حتما به این نکته التفات فرمودید که مردم کوهدشت و به ویژه جوانان آن از هوش سیاسی سرشاری بهره مند هستند و قطعا خاطرات خوبی هم دارید. بله واقعا کوهدشتی ها دارای اطلاعات و معلومات عمیق سیاسی هستند.شش ماه قبل از اینکه آقای منتظری برکنار شوند آن موقع در دبیرستان امام جعفر صادق(ع) که من رفته بودم برای سخنرانی برخی آمدند و به من گفتند این شیخ هم که خراب کرده است و این نشان میداد که مردم و به ویژه جوانان نسبت به موضوعات سیاسی حساس وپیگیر هستند واز مسایل سیاسی پشت پرده هم با اطلاعند، لذا همانطور است که می گوئید مردم کوهدشت دارای بینش سیاسی دقیق و عمیقی هستند و فکر می کنم از قبل هم چنین بوده اند. دوره ای که شما کوهدشت بودید حوادث تلخ و شیرین سیاسی زیادی مخصوصا در جریان انتخابات کوهدشت رخ می داد، حتما خاطراتی هم از آن دوره دارید.مخصوصا آن واقعه تلخی که چند نفر بی گناه کشته شدند و درگیریهایی در اطراف فرمانداری رخ داد. انتخابات(سال68) را به آرامی پیش برده بودیم، ولی معاون سیاسی و فرماندار وقت مقداری کار شکنی کردند ونگذاشتند. همان روز ها رییس اداره اطلاعات وقت کوهدشت آمد و گفت اگر شما ورود نکنی اینها نمی توانند هیات اجرایی تشکیل بدهند. البته آنها نمی خواستند امام جمعه در کارشان دخالت کند بعد دیدند ظاهرا چاره ای ندارند ،بعد از نماز مغرب و عشاء بود که فرماندار آمد پیش من و گفت خوب است امشب شما هم سری بزنید فرمانداری. من هم رفتم و با وساطت من و صحبتی که با عقلای هر دو طرف کردم لیست هشت نفر را به 30 نفر مدعو دادم و گفتم لطفا به اینها رای بدهید تا غائله بخوابد با اینکه برخی معترض بودند ولی با رای زنی با اشخاصی مثل مرحوم حاج سید علی رضا هاشمی،ابراهیم باقری وعلی تیموری به نتیجه رسیدیم تا اینکه ساعت 11 شب قبل از اتمام مهلت قانونی هیات اجرایی تشکیل شد. در کل مسئولین سیاسی شهر و استان به علت محاسبات غلطی که داشتند دچار اشتباه شدند و بعد ازانتخابات مردم متاسفانه به خیابانها ریختند و بعد چند نفر بی گناه هم کشته شدند. اگر به محض وقوع هم من در جریان قرار می گرفتم شاید می شد مانع از آن اتفاق ناگوار شد ولی چون نمی خواستند من در مسائلشان دخالت کنم مرا در جریان نگذاشتند . بعد هم وقتی رییس اطلاعات گفته بود برویم فلانی را بیاوریم گفته بودند که در شهرستان نیست در حالی که بودم و اگر در بین مردم حاضر می شدم مردم به حسب تجربه در موقعیت های دیگر حرف مرا گوش می کردند و متفرق می شدند . بعد هم وارد ماجرا شدیم و با کمک معتمدین، شهر آرام شد وجالب که همان کارهایی که در دفتر من مکتوب و به توافق وامضای طرفین رسید تا شهر آرام گرفت را در شورای تامین استان بدون اینکه نامی ببرند به عنوان کار خودشان معرفی کردند . البته خاطرات شیرین کوهدشت بیش از تلخی هاست . مجددا از شما سپاسگزارم که وقت دادید و این مجال فراهم شد. برای بنده هم فرصت مغتنمی بود تا هم امروز در نماز جمعه با شکوه گرمسار شرکت کنم و تداعی خاطرات 20-25 سال پیش بشود و هم از سخنان ارزشمند شما در باره مرحوم آیت الله مروجی وسایر موضوعاتی که مطرح شد بهره ببرم. من هم برای شما توفیق آرزو می کنم و امیدوارم در مسیر فعالیتهای فرهنگی تان خداوند شما را یاری بدهد . کانون فرهنگی سبحان تصاویر : اختصاصی میرملاس درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
عملکرد پرسپولیس واقعا آزار دهنده بوده است/ می دانم که سیاسی پشت تیم است/ روز اول می خواستم از همه ...
نیستم و الان هم می دانم پشت پرده آقای سیاسی دارد برای تیم خرج می کند. ایشان پارسال تیم ما را به هم ریخت و اصلا فوتبالی نیست. برایش پرسپولیس و تیم دیگر فرقی ندارد، ایشان فقط دنبال تجارت است. در حالی که کار در چنین تیمی عشق می خواهد . ایشان اگر می خواهد برگردد باید خودش را ثابت کند و نشان بدهد که ما در مورد ایشان اشتباه کردیم. ولی اگر از من بپرسید حتی دوست ندارم این شخص از کنار باشگاه رد شود.
پورشه سوار شدن هم دردسرهای خودش را دارد
ماشین کم می کردند . 500 هزار تومان هزینه لکه گیری 10 سانتی متر؟ چند میلیون افت قیمت به خاطر همین خط 10 سانتی متری؟! حالا متوجه شدم. ماجرا اصلاً پیچیده نیست. اسمش را هر چه بگذاریم خفت گیری، باج گیری، دزد سرگردنه و... مهم این است که جوانی پیدا می شود و دست می گذارد روی بزرگ ترین نقطه ضعف قشر مرفه. می گویم جوان چون باج گیر باید آنقدر انرژی و چابکی داشته باشد که بعد از گرفتن پول بلافاصله فرار کند و سرعتش