سایر منابع:
سایر خبرها
سرقت های سریالی برای جلب رضایت شاکیان +عکس
مرخصی از زندان به سر می برد به دست آمد و او چند روز پیش بازداشت شد . متهم دیروز برای تحقیقات از زندان به شعبه پنجم بازپرسی دادسرای ناحیه 34 تهران منتقل شد و به قاضی پرونده گفت: من ابتدا به تنهایی زاغ زنی کرده و از مشتریان بانک ها سرقت می کردم. بعد از دستگیری به پنج سال حبس و ردمال 30 میلیون تومانی محکوم شدم. بعد از گذراندن نیمی از محکومیتم خانواده ام دچار مشکلات شدند. برای حل این مشکلات
رابطه با خواهر، انگیزه پسر جوان از رفیق کشی
بد شد و دوباره با سعید دعوا کردم. امیر ادامه داد: سعید این بار هم به من قول داد رابطه اش را با خواهرم قطع کند؛ اما بعد از مدتی متوجه شدم او همچنان به رابطه اش با خواهرم ادامه می دهد. با وجود این به او کاری نداشتم. امیر همچنین درباره روز حادثه نیز گفت: آن روز شرب خمر کردم و جلوی خانه سعید رفتم، او سوار ماشینش وارد کوچه شد و وقتی من را دید، به راهش ادامه داد و به طرفم آمد. از او خواستم با
روایتی از زندگی شخصی تا سیاسی احمد توکلی/ چرا احمدتوکلی اوایل انقلاب با نخست وزیرشدن ولایتی مخالف بود؟
این قبیل جلسه ها محدود شد. در مجموع جلسات سخنرانی این سه چهار نفر را می رفتم. پس فعالیت های غیردرسی شما حسینیه ارشاد رفتن و کلاس زبان بود. بله. همین کارها بود. البته این به ایامی مربوط می شود که من مذهبی شده بودم. قبل از آن مذهبی نبودید؟ نمازی می خواندیم دیگر! بعد از آن بود که متوجه مسائل دینی شدم. داستان به این صورت بود که تابستان ها حدود 10 روز به تهران
قتل دوست صمیمی به خاطر رابطه سیاه
طور مخفیانه با خواهرش در ارتباط است با وی درگیر شده و او را به قتل رسانده است. متهم در ادامه صحنه جنایت را بازسازی کرد و در نهایت پرونده اش با صدور کیفرخواست به دادگاه فرستاده شد. در جلسه دیروز که در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی رحمانی و با حضور قاضی مقدم زهرا برگزار شد ابتدا نماینده دادستان به دفاع از کیفرخواست پرداخت و در ادامه رئیس دادگاه از پدر و مادر مقتول
نقشه سه بچه برای سرقت مسلحانه از طلافروشی
طلافروشی شدم. همه جا را به دقت زیرنظرداشتم که ناگهان یکی ازآنها اسلحه اش را به سمت مرد طلافروش گرفت. من که مطمئن شده بودم آنها دزد مسلح هستند بلافاصله با پلیس 110 تماس گرفتم. زمانی که یکی از آنها از مغازه بیرون آمد، یکی از کسبه از پشت سر او را گرفت که هر دو روی زمین افتادند. در همین لحظه همدستش با اسلحه ای که داشت ضربه ای به مرد جوان زد وسعی کرد همدست اش را نجات دهد. اما وقتی ناکام ماند بلافاصله
هیچ کدام از کارهایم را با گران ترین آثار فرشچیان عوض نمی کنم
است، و من ندارم. اما یک بار اتفاقی پیش آمد که ناخواسته مجبور شدند هزینه چاپ کتاب را به من بدهند. چند سال پیش، موزه ی هنرهای معاصر، برای برپایی نمایشگاهی گروهی در استانبول یکی از کارهای مرا قرض گرفت. بعد از مدت ها تابلوی قرضی را برگرداندند. وقتی باز کردم متوجه شدم که گوشه ی تابلو پاره شده. همسرم پیگیر کار شد و خیلی هم زحمت کشید. روزها با آقای ملانوروزی در این رابطه صحبت کرد. موزه هم نمی خواست خسارتش
توکلی: اصولگرایان به نقش مردم کم اهمیت می دهند
سوال کرد که چقدر خرجت می شود و... یک دفعه متوجه شدم که پدرم سر به سر من می گذارد. گفت این چه حرف هایی است که می زنی؟ بروم تهران یعنی چه؟ مگر من می گذارم تو دیپلم نگرفته از این خانه جدا شوی؟ من تازه متوجه شدم که او با من شوخی می کرد. یک دفعه بغضم ترکید. از غذا دست کشیدم و رفتم تو اتاق دیگر و روی تخت افتادم. بی اختیار اشک می ریختم. مادرم وحشت زده شد. گفت چه شده؟ خواهرم بالای سرم آمد. خلاصه آن شب کلی
قاضی مقیسه: آقای شمس توضیح دهند نفت را به کجا فروختند؟/ شمس: دفاعیات دیروز من به حاشیه رفت!
ناقص ماندن این دفاعیات، ادامه آن به جلسه امروز دادگاه موکول شد. اتهام فساد فی الارض، کلاهبرداری و پولشویی در پرونده مهدی شمس قاضی مقیسه رئیس شعبه 28 دادگاه انقلاب صبح امروز در ابتدای جلسه رسیدگی به اتهامات مهدی شمس گفت: امروز جلسه دوم رسیدگی به اتهامات این فرد برگزار می شود. وی ادامه داد: براساس آن چیزی که از سوی نماینده دادستان و از متن کیفرخواست قرائت شد اتهامات مهدی شمس عبارتند
شرح دومین جلسه دادگاه متهم ردیف دوم فساد نفتی/ می گفتند جهاد می کنید پشت زنجانی را خالی نکنید
سپس قاضی مقیسه از م.ش ، متهم ردیف دوم خواست در جایگاه قرار گیرد و خطاب به او گفت: درخصوص اتهام اخلال در نظام اقتصادی و اینکه چگونه یک ارزفروش را در شبکه خود قرار دادید و با معرفی به مسئولان شرکت نفت، مبلغ کلانی در اختیارش گذاشته شد و هنوز نفت فروخته شده، پولش پیدا نشده، توضیح دهید. چهار سال از زمان بازداشت شما می گذرد و همچنان با بابک زنجانی و فلاح هروی می گویید پول ها را بازمی گردانید، ولی هنوز نتیجه ای حاصل نشده است. توضیح دهید که نفت ها کجا رفته و پولش را کجا بردید. شما یک ارزفروش ساده را با شرکت ملی نفت به وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی آشنا کردید که موجب شد قراردادی امضا کند تا نفت تحویلش بدهند، در حالی که بانکی در مالزی وجود نداشت. م.ش : دیروز در خیلی از موارد از مسائل حاشیه ای گفته شد، امروز مورد هجمه هستم و ا ...
زوایای پنهان فتنه 18 تیر 78 هنوز برای مردم افشا نشده است/ نقش برخی مسئولان دولت اصلاحات در رهبری آشوب ...
را به آن جمع رساندم، متوجه شدم بحث بر سر شعارهای تندی است که این عده سر می دهند و دانشجویان تقاضا داشتند که این شعارها سر داده نشود. پس از مدتی، معترضان قانع شدند که شعارهای تند و رکیک سر ندهند. اعتراضات تا اواخر شب ادامه داشت و جمعیت نیز هر لحظه بیشتر می شد چرا که محل تجمع در جای پر رفت و آمدی بود و عده کثیری از دانشجویان که خبر این تجمع به آنها رسیده بود، به دلایل مختلف از جمله کنجکاوی
نیره را تعقیب کردم و وقتی زنم را داخل ماشین نادر دیدم خون جلو چشمانم را گرفت و...
گفت: سال گذشته از پیامک های تلفن همراه همسرم – نیره - متوجه شدم با مرد غریبه ای ارتباط دارد. مدت ها او را زیر نظر گرفتم تا اینکه بالاخره اعتراف کرد با نادر – مقتول – ارتباط دارد. او برایم تعریف کرد و گفت نادر بارها مزاحمش شده و به زور از او شماره خواسته بود. مقتول با تماس های متعدد توانسته بود، همسرم را خام حرف هایش کند. او حتی پیشنهاد رابطه نیز داده بود. وقتی این حرف ها را از زبان همسرم
در دادگاه همدستان زنجانی چه گذشت؟
برگزار شد که در آن کیفر خواست پرونده قرائت و متهم ردیف دوم به دفاع از خود پرداخت. دومین جلسه رسیدگی به اتهامات دو نفر از هم دستان بابک زنجانی صبح امروز(یکشنبه 18 تیرماه) در شعبه 28 دادگاه انقلاب(شعبه هم عرض) به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. قاضی مقیسه: رسیدگی به پرونده مهدی شمس ادامه دارد در ابتدای این جلسه نجفی نماینده دادستان به قرائت کیفرخواست پرونده پرداخت و پس از آن قاضی
یک بازیگر از پسر جوان برای دخترش خواستگاری کرد!
این حال مادرشوهر پزشک اش او را همراهی می کرد با شلوغ شدن راهروی منتهی به شعبه 264 دادگاه خانواده، زن جوان از روی نیمکت بلند شد تا زن میانسالی بتواندبه جایش بنشیند. برای همین زن غریبه ضمن تشکر به خانم دکتر گفت: چه دختر خوبی دارید! و زن سالخورده جواب داد: عروسم هستند. آمدیم برای طلاق توافقی. با شنیدن این حرف به آنها نزدیک ترشده وکنارشان نشستم. بعد هم ازآنها خواستم ماجرا را برایم
گزارشی از “کاربافی” و چالش های بی پایان
سال وارد حرفه کاشی و سرامیک شدم اما چون این کار درآمد خوبی نداشت؛ تصمیم گرفتم هنر مادر خود را ادامه دهم با توجه به علاقه ای که داشتم بلاخره در خانه مادرم کارگاه کوچکی به راه انداختم و با دستگاهی کوچک که البته یکسری تغییرات ابتکاری در آن ایجاد کرده بودم کار را شروع کردم و اکنون که 36 سال دارم حدود 15 سال است که کار بافی می کنم. وی ادامه داد: کارگاهی که هم اکنون در مدرسه مهدیزاده ایجاد
وقتی فهمیدم کیوان دوست صمیمی ام با خواهر شوهردارم ارتباط دارد، خشکم زد و ... + عکس
او شده بود. این موضوع مرا خیلی کلافه و نگران کرده بود تا اینکه شب گذشته با ماشین پدرم جلوی درآنها رفتم. وارد پارکینگ ساختمان که شدم، کیوان و چندنفر از دوستانش به من حمله کردند. من قصد داشتم که کیوان سد راهم شد. آنجا بود که از موقعیت استفاده کردم و به خاطر کینه ای که از او داشتم با چاقو چند ضربه به او زدم. بعد از تأیید خبر، بهزاد به اتهام قتل عمد بازداشت و روانه شد. پرونده با کامل شدن تحقیقات به
معجزه دیگر از مدیریت در هزاره سوم: "پول نفت ایران در جیب داماد اردوغان"
آرمان: دومین جلسه رسیدگی به اتهامات دو متهم پرونده موسوم به فساد نفتی صبح یکشنبه در شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه و با حضور نجفی نماینده دادستان، وکلای مدافع متهمان، وکلای شرکت ملی نفت، وکلای بانک مسکن و کارشناسان بانک مرکزی برگزار شد. قاضی مقیسه گفت: در جلسه امروز (یکشنبه) به اتهامات مهدی شمس پیرو جلسه دیروز رسیدگی می کنیم. اتهامات مهدی شمس که نماینده دادستان قرائت کرد، افساد فی
رابطه شیطانی زن جوان باکارگر رستوران و ماجرایی عجیب!
رابطه بیشتر می شد. اوایل مشکلی نداشتیم، اما بعد از مدتی مشکلات من و مینا شروع شد. او مدام تلفن همراه مرابررسی می کرد و در رابطه با افرادی که با آنها تماس گرفته بودم پرس و جو می کرد. رفتارهایش باعث شد تا تصمیم به ترکش بگیرم. اما او اصرار به ادامه این رابطه داشت. شب حادثه به خانه مینا رفته بودم.اما صبح و قبل از آنکه همسر مینا به خانه بیاید، دوباره دعوایمان شد. او مدام سین جیم ام می کرد. تا
قتلی که مرتکب شدم مثل یک انفجار خانواده ام را نابود کرد
شرق، شاهد حلاج نیشابوری : جوانی که 12 سال بعد از ارتکاب قتل و محکومیت به قصاص موفق شد رضایت اولیای دم را جلب کند، می گوید با کمک های مردمی بار دیگر به زندگی امیدوار شده است. به گزارش خبرنگار ما، این جوان که عباس نام دارد، از سال 84 در زندان است و براساس محتویات پرونده، روز حادثه با فرد دیگری درگیر بوده و مقتول برای میانجیگری وارد دعوا شده، اما چاقو به او خورده و کشته شده است. با اینکه عباس مدعی
سرگذشت نشر؛ از فروش قسطی تا کتاب تستی
می رفت، شروع کرده و می گوید: مادرم، فیروزه صدر طهوری، در خانه مثل یک صحاف به پدرم کمک می کرد. طهوری پدر اما از خیابان شاه آباد (جمهوری) کارش را آغاز کرد و آن طور که حدادی می گوید از نخستین کتابفروشی هایی بود که به مقابل دانشگاه تهران کوچ کرد. عبدالغفار طهوری وقتی خیلی جوان بود، کتابفروشی را از دستفروشی کتاب شروع کرد و آن طور که پسرش می گوید در کتابفروشی دانش که متعلق به نورالله ایران
اعترافات سارق مسلح طلافروشی تهرانپارس
ناشی در نخستین سرقت خیلی زود طعم مجازات را بچشند. اعضای این باند تازه کار ظهر دیروز از اداره آگاهی به دادسرای ویژه سرقت تهران منتقل شدند تا از سوی بازپرس نصرتی تفهیم اتهام شوند. اتهام سنگین سرقت مسلحانه که برای این سه سارق، تا پیش از این هیچ معنایی نداشت، حالا به کابوس بزرگ برای آنها تبدیل شده است. در ادامه گفت وگو با حسن یکی از سارقان مسلح طلافروشی میدان رهبر را می خوانید. چند
پیام هایی که به نام الهه جون بود نشان از ارتباط زنم با یک مرد را می داد و ...+عکس
خانه یکی از دوستانم بودم به او گفتم با همسرم اختلاف دارم! قصد داشتم از ایران خارج شوم ولی از شمال نمی توانستم بروم این بود که به سوی زابل رفتم ولی زمانی که در یکی از روستاهای مرزی بودم پشیمان شدم و تصمیم گرفتم از طریق مرزهای غربی به عراق فرار Escape کنم که باز هم نتوانستم و با ناامیدی تمام به سوی ارومیه رفتم تا از طریق مرزهای ترکیه بگریزم که آن جا هم دستگیر شدم. در پی اعترافات صریح متهم این پرونده جنایی، قاضی میرزایی با صدور قرار بازداشت موقت، وی را برای کشف زوایای پنهان دیگر پرونده در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی گذاشت تا بررسی های بیشتری در این باره صورت گیرد. ...
مرد شرور پسر دانشجو را به بیابان های قیامدشت برد و ...
آورده بود چهار روز بعد این مرد 31ساله را در خادم آباد شهریار ردیابی وبازداشت کرد. این مرد که هفت فقره سابقه کیفری در پرونده اش دارد و پزشکی قانونی جای 70 بریدگی ناشی از خودزنی را روی بدنش گزارش کرده دیروز در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران غیرعلنی پای میز محاکمه ایستاد و آزار پسر دانشجو را انکار کرد. در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد و مجرم بد سابقه را که قبلا به جرم سرقت از پسر دانشجو در دادگاه کیفری 2استان تهران به 2سال زندان و 40ضربه شلاق محکوم شده بود به اتهام آزار پسر جوان به100ضربه شلاق محکوم کرد. ...
پدرشوهری که عروسش را با اسید سوزاند
قبلی صورت بگیرد. من سه ماه پس از ازدواجم متوجه اشتباهم شدم اما دیگر نمی توانستم کاری بکنم. اما شاید اگر من با آن آقا در آن مدت نامزد بودم یا یک ارتباط آشنایی بین ما بود، هرگز به ازدواج ختم نمی شد. برای طلاق آیا مهریه به اجرا گذاشتید؟ بله. چقدر بود؟ 110 یا 150 میلیون دقیق یادم نیست و به این خاطر مهریه ام را به اجرا گذاشتم که او حاضر به طلاق نمی شد و وقتی چند
در مدت بازداشت سه بار تا مرز خودکشی رفتم/ به من ظلم شد
سورینت است که حسابرسی نشده است. من در لندن استاد دانشگاه بودم و تجارت هم می کردم. از من خواسته شد که برای کمک به کشور که در حال تحریم است به ایران بیایم و آمدم و گرفتار این مشکل شدم. پول نفت با دستور زنجانی از طریق فال به شرکت هواپیمایی ترک داده شد. واقعا کار شبکه ای صورت نگرفته و من اگر می توانستم رانتی بگیرم برای خودم می گرفتم نه برای زنجانی. قاضی مقیسه با اعلام تنفس، اعلام کرد کرد که ادامه رسیدگی به این پرونده یکشنبه هفته آینده مورخ 25 تیر ساعت 9 صبح در شعبه 28 دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد. ...
نگاهی دوباره به تابستان داغ 18 تیر 78
خبرنگار شاهد عینی بودم. سیستم ارتباطی یا بی سیم یا تلفن های همراه یقینا و مسلما بین گروه های دانشجویی برقرار بوده چون به راحتی با همدیگر ارتباط داشتند... وقتی مطمئن شدم که جریانی به نام حزب الله و گروه های شناخته شده حزب الله در برنامه امروز حضور ندارد، محوطه دانشگاه را ترک کرده و راهی نماز جمعه شدم. اما بعد از نماز جمعه خبر رسید که هنوز آشوب ها فروکش نکرده است. شایعه های اولیه ای مبنی بر کشته شدن
درخواست قصاص برای عامل جنایت دروس
اش روز حادثه وی را تحقیر کرده و همین باعث شده از او کینه به دل بگیرد و با شلیک سه گلوله جانش را بگیرد، اما بعد از ارتکاب جنایت پشیمان شده است. او بعد از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شد. این در حالی بود که دیروز برادر شوهر این زن با حضور در شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از عروس خانواده به اتهام قتل برادرش شکایت کرده و به قاضی جنایی گفت: هنوز هم نمی دانم چرا این زن برادرم را به قتل رساند
کار اجباری و شلاق برای 4 جوان به اتهام رابطه نامشروع
ماشین کنم و به خانه اش در شرق تهران ببرم. منتظر دوستم بودم که پسر جوانی بی هوا سوار ماشینم شد. او از من خواست حرکت کنم و وقتی دید مقاومت می کنم، تهدیدم کرد؛ من هم مجبور شدم حرکت کنم. سه موتور پشت سر ما حرکت می کردند که از دوستان مرد جوان بودند. آنها من را به جایی خارج از شهر بردند و مورد تعرض قرار دادند و بعد هم تهدیدم کردند و گفتند اگر شکایت کنم دوباره کار خود را تکرار می کنند. پلیس در
ناگفته های مصطفی معین از وقایع کوی دانشگاه
این وظیفه بود که به ایشان اطلاع بدهم و بعد از آن، این که به من اطلاع بدهند که چه کرده اند و چه می خواهند انجام دهند انجام نشد. بیشتر از طریق وزارت کشور و اطلاعات پیگیری می شد. تلاش نکردید با مدیریت نیروی انتظامی تماس بگیرید؟ خود من نه اما مدیر کل دانشجویان داخل و حراست با فرمانده نیروی انتظامی تهران در ارتباط و از همان ساعت تا بامداد جمعه در صحنه بودند. و نخستین باری
نجات مادر و پسر از قصاص
عصمت را تحت بازجویی قراردادند، اما این زن از همان ابتدا با حالتی آشفته و نگران به تناقض گویی پرداخت و همین کافی بود تا راز جنایت خانوادگی فاش شود. سرانجام با اعتراف های هولناک این زن، پسر ودخترش هم به اتهام مشارکت درقتل پدرشان بازداشت شدند. سال گذشته محاکمه مادر و دو فرزندش دردادگاه کیفری تهران انجام شد اما به خاطر تناقض گویی هایشان این محاکمه بدون صدور رأی متوقف شد تا تحقیقات بیشتری انجام
مردی که با چشمان بسته نور حسین(ع) می بیند + صوت
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) حاج علی اصغر زنجانی، مداح روشندل دوران انقلاب، جنگ و پس از جنگ، مردی که برای فرار از دست مأموران ساواک مدت ها مهمان شهرهای مختلف کشورمان شده بود، در خانه اجاره ای خود در یکی از محله های متوسط شهر تهران میزبان ما بود. مصاحبه با سؤال ساده ما و پاسخ بزرگ حاج علی اصغر زنجانی شروع شد؛ وقتی بچه بودید دوست داشتید مداح شوید؟ من برای رسیدن به جایی