سایر منابع:
سایر خبرها
اشرف بروجردی: زنان بلاتکلیف اند
داشت با متانت پاسخ سوالات متعددمان را داد. متن این گفت وگو را در ادامه می خوانید. بحث را از فعالیت های شما در دوران پیش از انقلاب شروع کنیم. در آن دوران دانشجوی کدام دانشگاه بودید؟ من دانشجوی سال 56 دانشگاه اصفهان در رشته شیمی بودم و تا انقلاب فرهنگی در این دانشگاه درس می خواندم. هنوز ازدواج نکرده بودید؟ ابتدا ازدواج نکرده بودم، اما بعد از مدتی با شهید معتمدی ازدواج
همه پرسی از جنس غربی/ چرا ترامپ از دست مردم ایران عصبانی است؟
جان نثار کرد / اسلام را به دادن جان پایدار کرد / کاخ ستم به اوج فلک سر کشیده بود / با سیل خون خویش خراب آن حصار کرد / آموخت درس رادی و مردانگی به خلق / با نهضتی که آن شه والاتبار کرد. با این اشعار و شعار است که دشمنان ریز و درشت ما، نمی توانند هیچ غلطی بکنند و سیل خون و اشکی که از عاشورای تو در تاریخ روان گشته است کاخ ظلم ستمگران را فروخواهد برد. 1- آیه 73 سوره نساء- امالی صدوق ص130
ریشه ژن خوب به نازی های آلمان برمی گردد
یک سال، دایم در خط مقدم جبهه حضور داشتند. از لحظه ای که خبر شهادت پدر را آوردند، خاطره ای در ذهن دارید؟ مدرسه بودم که من را به خانه آوردند و خبر شهادت ایشان را آنجا مطلع شدم. از افسران نیروی هوایی، کدام یک با پدر رابطه ای نزدیک و صمیمی داشتند؟ مرحوم تیمسار عمرانی که چندسال پیش فوت شدند و همچنین تیمسار صابونچی که در کانادا ساکن هستند، از دوستان صمیمی پدر
یوسف آهسته بگویید، نمیرد یعقوب؛ گرگ ها زوزه کشان پیرهنش را بُردند
مصیبت و مظلومیت خود امام اباعبدالله الحسین (ع)، روایت جانسوز محافل عزاست. اینچنین است که این روضه سوزناک در اشعار شاعران آئینی و از جمله محمود ژولیده نیز متجلی است؛ آنجا که از زبان حضرت امّ المصائب، زینب کبری (س) اینچنین می شنویم: انگار کسی در نظرت غیر خدا نیست این مرحله را غیر امام الشّهدا نیست آئینه تر از روی تو خورشید ندیده این روی برافروخته جز رنگ خدا نیست
قصه ای که به آخر نرسید
اشک از مهربانی های محمد رضا می گوید. : فرزند پنجمم بود و ما او را پویان صدا می زدیم. بسیار مهربان و دلسوز بود و همیشه به ما کمک می کرد. علاقه زیادی به او داشتیم و هنوز هم من و پدرش نتوانستیم با غم از دست دادن او کنار بیایم. تنها چیزی که به ما آرامش می دهد این است که می دانیم او زنده است و امروز چهار پویان دیگر داریم . وی ادامه می دهد: پویان سال 65 به دنیا آمد و از همان کودکی علاقه عجیبی به من و پدرش
عاشورا کانون زنده و پویا برای همه انسان ها است
شده است که در ایام دهه محرم به محضر آقا و موالی خود، علی بن موسی(ع) در مرو شرفیاب شدم و آن حضرت را در حالی که اصحابش دور او نشسته بودند، محزون یافتم، وقتی حضرت مرا دید فرمود؛ مرحبا بر تو دعبل! مرحبا بر کسی که با دست و زبانش ما را یاری می کند؛ سپس حضرت مرا در کنار خودش جای داد و فرمود؛ ای دعبل! دوست داری شعر بخوانی؛ زیرا این روزها ایام غم و اندوه بر ما اهل بیت و روز شادی دشمنان ما به ویژه بنی امیه
قدم زدن در خانه های شاعر بزرگ قرن بیستم
جاده هایی می شود که به دریا ختم می شوند. من پیش از این هم به بالپا سفر کرده و طعم سویچا ی خوشمزه اش (نوعی غذای دریایی مختص آمریکای جنوبی) را چشیده بودم. اما این بار بیشتر قصد داشتم از رابطه بین این شهر و شاعر برنده نوبلش سردربیاورم. آوریل سال گذشته فیلمی به نام نرودا با بازی لوئیس گنکو و گائل گارسیا برنال در انگلستان اکران شد و در همین سال، جسد او پس از آزمایش هایی سه ساله
بسترهای جبرگرایی در جامعه اسلامی
زمانی پیشتر باز می گردد. یک نمونه از آن را ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ذکر کرده است: ابن عباس گفت: در یکی از سفرهای عمر به شام همراه او بودم. یک روز او سوار بر مرکب از دیگران جدا افتاد. در پی اش رفتم. مرا گفت: ای فرزند عباس! من از پسر عمویت (علی) نزد تو شکایت دارم. از او خواستم که همراه من به سفر بیاید ولی نیامد و من همواره می بینم که او به دیده خشم در من می نگرد. به نظر تو خشم
معرفی صاحب بیش از 20 تألیف در علوم مختلف
و گاهی قصیده می گفتم ولی زیاد نه، طبعم مایل به غزل بود ؛ در مأموریت ابرقو که برای نمایندگی معارف آنجا منصوب شده بود، دفترچه اشعارش مفقود شد و مدتی از گفتن شعر دوری کرد، ولی بعدها به مناسبت سنین عمر و پیش آمد روزگار، اشعاری را سرود که بخشی از آن ها در دفتری به نام کلیات آزاد در زمان حیات شاعر چاپ شد. تأسیس نخستین دبستان شهر ابرقو در سال 1307 شمسی سرانجام سید حسین خاتون آبادی در 7 مهرماه 1359 شمسی مصادف 19 ذی القعده 1400 قمری وفات یافت و در تخت فولاد اصفهان، تکیه خاتون آبادی به خاک سپرده شد. انتهای پیام/63089/ا40/ ...
رباعیات طنزآمیز
باید شست و چندتا را با مصونیت از حافظ پژوهی خود از دیوان خواجه استراق سمع نکرده ای: از این دو راهه منزل، با ده زبان خموش؟ می گویم حق با شماست اما در همه موارد قبلی- و اگر عمری باشد بعدی- طبق قانون اخلاق، نام شاعر و منبع را یاد کرده ام... خرمشاهی در این کتاب با حفظ وزن رباعی در قالب دستکاری کرده یا یک داستان کوتاه را در چند رباعی پیوسته عرضه کرده است. اینک چند رباعی از این مجموعه: از کار دگر نه
روضه شب یازدهم محرم (شام غریبان) مصائب ام المصائب
دیدم آن تاج سرم را که دو تا گشته سرش/ بسته خونِ سر او هاله به دورِ قمرش بعد از آن بود دلم خوش که برادر دارم/ به سرم سایه ی دو سرو صنوبر دارم غافل از آنکه غم و دردِ من آغاز شده/ به دلم تازه درِ غصه و غم باز شده رفت از دست حسن، گشت دلم خوش به حسین/ شد مرا روح و روان ، قوت دل ، نور دو عین بعد از آن واقعه ی کرب و بلا پیش
روزگار آرامش
نخستین اتاق طبقه اول. سوییتی 20 متری دارد که روی دیوارهایش عکس خودرو های لوکسی آویزان است با نام کلکسیون آزادی . تصاویر را برادرش آورده که در خارج از کشور نمایشگاه خودرو دارد. شغل خودمم قطعات ماشین بود. چهار برادر دارد و مادری که همگی خارج نشین اند. همسر و فرزندان خودش هم چند سال قبل به آلمان مهاجرت کردند. به آزادی ویزا ندادند و او همین جا ماند. در خانه ای در سهروردی شمالی خودم 9 سال در
مهر قبولی شهادتش را از رهبر انقلاب گرفت
داشت بند پوتین هایش را می بست گفت: می روم ، ببین بعد از من حضرت زینب(س) چه می کند. آن جا که منظورش را نفهمیدم٬ ولی بعد از شهادت واقعا فهمیدم که چقدر خانم به من کمک کردند! بالاخره حرف و حدیث درباره مدافعان حرم زیاد بود. فیروز می گفت: "اگر کسی حرفی زد٬ نبینم که سرت پایین باشد، جوابشان را محکم بده." شهید٬ اهل باز کردن گره مشکلات مردم بود به نظر شما که 12 سال با ایشان درفراز و نشیب
أنا علی، ابنُ ذبیحِ کربلا/ نوای شام غریبانی میثم مطیعی از زبان امام سجاد(ع)
، روی می گردانیم . خدا ، تو را رحمت کند ! هر فرمانی که می خواهی ، بده . جنگ تو ، جنگ ما و صلح تو ، صلح ماست . ما [حمله می کنیم و] یزید را دستگیر می کنیم و از هر که بر تو و ما ستم کرده ، بیزاری می جوییم . امام علیه السلام فرمود : دور باد ، دور باد! ای خیانتکاران مکّار ! میان شما و هوس هایتان ، فاصله افتاده است . آیا می خواهید با من همان کنید که پیش تر با پدرم کردید؟! هرگز! به پروردگارِ
پاسخ امام حسین به یک پرسش قبل از عزیمت به کربلا
را درک می کردم، خادمش می شدم تا زمانی که زنده بودم. این حرف حضرت، خیلی حرف عجیبی است. این امر عظیم است و آن صاحب امر کسی است که ابی عبدالله هم می فرماید: اگر درکش می کردم، خادمش می شدم. گاهی هم به عنوان سرّ عظیم، یاد می شود که از امام صادق می پرسند: شما فرمودید که اسرار دست ماست، آیا خودتان هم سرّ هستید؟ فرمودند: خیر. اسرار دست ماست و خودمان سر نیستیم. بعد می پرسند: اسرار
عزاداری مردم سراسر کشور در روز عاشورای حسینی
غم ایشان و امام زمان(ارواحنا فداه) دانستند. مردم خراسان شمالی با شعارهای لبیک یا حسین و هیهات منا الذله خود را ادامه دهنده مسیر اباعبدالله الحسین(ع) اعلام و آرمان خونخواهی آن حضرت از کافران و مشرکان را بیان کردند. در حسینیه بزرگ جاجرم نیز در مراسمی مشابه مردم عزادار این شهر با حضوری حماسی و وصف ناپذیر به اقامه عزای حسینی پرداختند. در شهرهای فاروج، شیروان، اسفراین
زبان مولانا و مکتب صیقل خورده عشق
قلف فرمود. درست آن است که او گفت!". وقتی باطن، بر چشم حق بین ظاهر شد و صیقل عشق خورد دیگر رتبه و مقام و شأن حجاب نمی شود و این چنین است که فقیه و فیلسوف اهل مدرسه ای چون مولانا، بی هراس طاعنان، زبان به شیوه پرنده بازان می گرداند و می سراید: خانه دل باز کبوتر گرفت مشغله و بقر بقو درگرفت! غلغل مستان چو به گردون رسید کرکس زرین فلک پر گرفت سعدی هم از
باز این چه شورش است که در جان واژه هاست ...
ازدواجش می گذشت، شهادت را به جان خرید و خود، مادر و همسرش را در تاریخ جاودانه ساخت. او وهب بن عبدالله (ع) است که سید محمد بابامیری، شاعر آیینی دیار حضرت کریمه اهل بیت (س)، از زبان مادر قهرمانش، چنین سروده است: مسیح خوانده مرا وقت امتحان من است زمان، زمان رجز خواندن جوان من است از آسمان چهارم مسیح می بارد چقدر منتظر رعد آسمان من است به کف
تجارب امیدوارانه بازنشستگان کرمانی در خانه امید
قالب کلمات و به شکل شعر مطرح کند. در این شیوه فرد به طور ناخودآگاه تمام رفتارها و علل ناکامی های خود را از طریق توصیف و خیال پردازی های آزادانه مطرح می کند. چون در جمع شعر می خواند، تاثیر غیرمستقیم اشعار کم کم به اعضای گروه کمکِ درمانی می کند تا خود را از بار غم ها تخلیه کنند و توان برخورد با مشکلات را بیابند. از این رو بازنشستگان خانه امید کرمان با تشکیل گروه حافظ خوانی به سلامت روحی و روانی
حضرت مسیح (ع) از دیدگاه دین اسلام
آسای حضرت مسیح را که آیه و نشانه روشن بر قدرت خدای یکتا می باشد حکایت می کند. به گفته قرآن هنگامی که حضرت مریم بلا فاصله بعد از مژده فرشته باردار می شود درد زایمان او را به کنار تنه درخت خرمایی کشاند (آن قدر ناراحت شد که) گفت: ای کاش پیش از این مرده بودم، و بکلّی فراموش می شدم! ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که: غمگین مباش! پروردگارت زیر پای تو چشمه آبی (گوارا) قرار داده است! و این تنه نخل
درس عاشورای حسینی(ع)
(ع) در این منزل شنیده بودم اظهار نمودم، حسین بن علی(ع) فرمود: حالا حامی ما هستی یا دشمن ما؟ عرض کردم یابن رسول الله! نه حامی شما هستم و نه دشمن شما زیرا من زن و فرزندم را در کوفه رها کرده ام و از ابن زیاد بر آن بیمناکم. حسین(ع) فرمود: ای هرثمه! فول هربا حتی لاتری... هرثمه گوید با شنیدن این جمله به سرعت به سوی کوفه حرکت کردم و از خیمه ها دور شدم تا شاهد جنگ و کشته شدن آن حضرت نباشم.
اشعار شام غریبان اباعبدالله الحسین (ع)
سرویس شعر آیینی عقیق : به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم ماه عزاداری حضرت سید الشهدا (ع) عقیق هر روز تعدادی از اشعار آیینی را به منظور استفاده ذاکرین اهل بیت منتشر می کند: سعید بیابانکی : پرده بر می دارد امشب، آفتاب از نیزه ها می دمد یک آسمانْ خورشیدِ ناب از نیزه ها می شناسی این همه خورشید خون آلود را آه ای خورشید زخمی! رُخ متاب از نیزه ها
عکاس زن ایرانی میان آوارگان موصل: هرچه دیدم، بی قراری بود بیش از همه برای مظلومیت اقلیت ها، کوبانی ها و ...
خارجی نگاه می کردند و دوست نداشتند از وضعیتشان ثبت شود. شاید غرور این افراد که از وضعیت خوب زندگی به اینجا رسیده بودند، اجازه نمی داد تصویرشان منعکس شود. با یک پیرمرد عصبانی مواجه شدم که به زبان انگلیسی گفت چرا عکس می گیری؟ بعد که حرف زدیم و متوجه شد ایرانی هستم و با درد منطقه آشنا، گفت تاجر بوده ام و تا همین چند وقت پیش نوه های من روی پر قو می خوابیدند ولی حالا سر روی سنگ می گذارند. گفت اوایل که عکاس
معرفی و مقایسۀ تطبیقی مقاتل: لهوف، مجلسی و شوشتری/ سید محمود معلمی
خیمه ها را برپا کردند و دشمن هم در مقابلشان صف آرایی کرد، وارد خیمه امام حسین علیه السلام شدم و بر آن حضرت سلام کردم. حضرت امام حسین علیه السلام مرا نزدیک خود نشاند و به حبیب بن مظاهر فرمود: فلانی مهمان ما است، ما آب نداریم تا از او پذیرایی کنیم، فقط مقداری آرد و روغن داریم، برخیز و با آن، غذایی آماده کن و نزد مهمانمان حاضر کن. حبیب بن مظاهر غذایی آماده کرد و پیش من گذاشت، چند لقمه از آن غذا خوردم
فلسفه لباس مشکی برای امام حسین(ع) چیست؟
فقط راجع به مسائل فقهی بود. حضرت آن ها را در مطالب معرفتی وارد نکرد. حضرت کلاس های متعدّدی داشتند، هم فقه، هم اصول، هم جبر، هم نجوم، هم هندسه و ... می فرمود. اباصلت به امام رضا بیان کرد که آقا، چگونه است که شما با چینی، چینی حرف می زنید، با ترک، ترکی حرف می زنید، با هندی، هندی حرف می زنید، با یونانی، یونانی حرف می زنید و با هر کس با زبان خودش دقیق صحبت می کنید، من ندیدم که شما کتابی در
بلندمرتبه شاهی ز صدر زین افتاد...
نه این که امام حسین از سرنوشت این حرکت بی اطلاع بود؛ نه، اینها امام بودند. مسئله ی معرفت امام و علم امام و آگاهی وسیع امام بالاتر از این حرفهائی است که ماها در ذهنمان میگنجد؛ بلکه به معنای ترسیم یک دستورالعمل می ایستد، تسلیم نمیشود، مردم را به یاری میطلبد، بعد هم وقتی یک عده ای پیدا میشوند که همان اهل کوفه باشند و اظهار میکنند که حاضرند در کنار آن بزرگوار در این راه قدم بگذارند، حضرت درخواست آنها را اجابت میکند و به طرف آنها میرود؛ بعد هم در میانه ی راه پشیمان نمیشود.
عزاداری های سیدالشهدا(ع) باید سبب احیای ارزش های اسلامی شود
: از آنجا که شما اشراف کامل بر امور مداحان دارید درباره آسیب هایی که در این حوزه وجود دارد بگویید؟ توسطی: اگر بخواهیم به عنوان حرفه به مداحی نگاه کنیم نکات مثبت بسیار زیادی همراه دارد ولی به سبب حرفه ای شدن مداحی باید نگاه دقیق تری به آن در هر دو حوزه خانم و آقا داشته باشیم مداحی برپایه اصول اولیه ملزم به داشتن مطالعه منابع مربوط و داشتن آگاهی کافی از مقاتل و استفاده از اشعار گذشتگان است
تو لحظه ها را می دویدی
است؛ شعری که از لحن و ریتم خوبی برخوردار است و به طور عمقی در آن "فضاسازی" و "کار زبانی" دیده می شود و با این عناصر، مجموعا شعری خوب و خاص ساخته و ارایه شده: یک هفته بعد از رفتن تو، چیزی نخوردم تا بمیرم / دکتر برایم نسخه پیچید، باید تقاصم را بگیرم / روزی سه وعده گریه کردم، روزی دو قاشق زهر خوردم / جان مرا از من بگیرید، جرم خودم را می پذیرم / قفل قفس را باز کردند / من ماندم و تو پر کشیدی / دستی پرِ
تا ابد نقش نگین قلب ما نام شماست
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس ، حسن واشقانی فراهانی متخلص به سائل از شاعران آئینی کشورمان به مناسبت فرارسیدن عاشورای حسینی، سه شعر به محضر شهدای کربلا تقدیم کرد. در ادامه این اشعار را می خوانیم: برای قمر بنی هاشم عباس علیه السلام کسی که عطر بهشت است بوی گیسویش به دست باد چرا شانه می شودمویش ؟ طلوع کرده ازآن نیزه بلند مهی
توصیه قرآن به انتخاب 3 معروف و حذف 3 منکر از زندگی
، چه چیزی باید به جای آن بگذاریم؟ بُخل؟! اگر رسیدگی به قوم وخویش قدیمی شده، چاقو برداریم و برویم یکی یک دانه در شکم قوم وخویش هایمان بزنیم و بگوییم این الآن دین جدید است؟! از اول سورهٔ حمد، بسم الله الرحمن الرحیم تا من الجنة و الناس حاضر هستم برای شما وقت بگذارم و ثابت بکنم که کل شش هزاروششصدوشصت وچند آیه را که از قبیل دو دوتا چهارتاست، دو دوتا چهارتا در دویست سال پیش، دو دوتا ضربدر می