سایر منابع:
سایر خبرها
پورحیدری:دیدم دارد دعوا می شود ؛گفتم کسی شماره مجیدی را نپوشد
کردم. بعدی هم خارجی بود. دوستان هی می گویند من پرویز را آوردم ولی این طور نیست. پیشکسوتان این را می گفتند؟ کلا نه این طور نبود. در رسانه های بعضی از دوستان و کلا محافل ورزشی. من خودم اول رفتم سراغ حسین فرکی و او انتخاب اولم بود. البته پرویز دوست خوب من است و به کارش اعتقاد دارم اما این بار اول سراغ فرکی رفته بودم. ولی حسین فرکی که پرسپولیسی است؟ نه، با
غزل صارمی: خیلی ها نمی دانند به ایران بازگشته ام
و به هیچ عنوان پشیمان نیستم. با حضور در تلویزیون و در کنار بزرگانی چون زنده یاد رضا ژیان ، اکبر عبدی و اکرم محمدی درس های مهمی آموختم و لحظه های خوبی را تجربه کردم. یکی دیگر از فعالیت هایم در دوران دانشجویی این بود که فیلم کوتاه ساختم و بعد از پایان درس سینما تا مدت ها مشغول فیلمسازی و کسب تجربه های مختلف بودم و در نهایت برای ادامه تحصیل به سوئد رفتم و ادبیات خواندم. بازیگر قیلم سفر سرخ
گفت و گوی فوتبالی با نیوشا ضیغمی
دایی بودم سرمربی نمی شدم. چرا؟ شاید اگر هم می شدم تا این جا نمی ایستادم، چون تحمل این همه هجمه انتقاد و افترا واقعا غیرقابل تصور است و من خودم تحملش را ندارم. ایشان واقعا مقاوم و استوار هستند و صبر ایوب دارند. به نظر من علی دایی به اندازه خودش شاید هم بیشتر دینش را به این فوتبال ادا کرده است، آن قدر که تا زمانی که ایران فوتبال دارد برایش کافی باشد. علی دایی از دید
همسرانه هایی از شهید سلگی ؛ آچار فرانسه پدر موشکی ایران
پنجره می آمد حدودا من هفت ساله بودم که ما از آن خانه رفته و به یوسف آباد رفتیم. در سال های جنگ تحمیلی، محمد سلگی به جبهه می رفت و گاهی از جبهه که می آمد به خانه ما هم سر می زد. 15 سالم بود که جنگ تمام شده بود. فکر می کنم اوایل سال 68 بود که به پدرم موضوع خواستگاری از من را مطرح کرد. اول پدر من قبول نکرد. محمد به پدرم می گفت: دایی! اگر قبول نکنی و من را بیرون کنی، از پشت بام خودم را به
سخنان صریح وکیل مهدی و فائزه هاشمی
آفتاب : روزنامه خراسان در گفت وگویی با علیزاده طباطبایی - عضو شورای مرکزی کارگزاران و وکیل دادگستری - آورده است: از فردی که بیش از آن که به عنوان فعال سیاسی شناخته شود به عنوان وکیل چهره های سیاسی و متهمان پرونده های جنجالی شناخته می شود انتظار این مقدار صراحت را نداشتم. منتظر پاسخ های شسته و رفته و مراقبت از ورود به حوزه انتقادهای تند به ویژه درباره مسائل و پرونده های مرتبط با کارش بودم اما علیزاده
عسگراولادی:دستگیری معاون رییس جمهوری قبلی را پیش بینی کرده بودم/ پول های بلوکه شده چگونه خرج شود؟
در شرایطی انجام دادیم که نفت را هیچ جای دنیا خریداری نمی کردند و به قولی اجباری بوده و تنظیم روابط بین الملل قوانین خاص خودش را دارد. فخرفروشی نمی کنم این تاجر باسابقه یادآور شد: من ثروتی به جز انبار، ماشین و خانه ندارم و شایعات درباره من دروغ است. بنز هم ندارم و فقط به خاطر همین حرفا که می گفتن فخرفروشی می کند، ماشین خودم را فروختم. من با اعتبار خود دارم زندگی می کنم و با پول
اینجا اولویت استخدام با معلولان است!
شیرزادی رئیس هیئت مدیره انجمن تخصصی معلولان همراه شدیم تا او برایمان از این کارگاه و مشکلات معلولان بگوید. استفاده از معلولان نمادین و شعاری شده است! آقای شیرزادی وقتی با عصا وارد کارگاه می شود می فهمیم که خودش هم از ناحیه پا معلولیت دارد. شاید همین موضوع است که خیلی از معلولان مشغول در این کارگاه با او احساس راحتی بیشتری دارند. وقتی از او درباره اشتغال معلولان می پرسیم حرفهای
درسی که احمدی نژاد به ما داد
نژاد و این که او چیزی برده و خورده نه شاهدی دارم نه ادعایی، اما می دانم که چپاول به شکل های مختلف در حاشیه دولت بود و این را امروز قوه قضائیه با دستگیریهای اخیر نشان داده است. حال باز هم می گویم خدمتی که احمدی نژاد کرد این بود که جریان راست را تا نقطه نتیجه گیری برد. جمعیت راست نشین را متفرق کرد. برخی تغییر کردند و برخی پایداری. جوری شد که آقای لاریجانی که در دوره خاتمی از روسای این
درباره همه ما کارخانه داران سرمست و کارگران خوابپ
که با ذوق و شوق در عصر ایران درباره عصر محتوا به عنوان یک فرصت تاریخی نوشتم و امروز می دانیم که بیش از ده میلیون ایرانی با گوشی های هوشمند خود به شغل تولید محتوا مشغول هستند و شغل فیزیکی بسیاری از آنها، اولویت دوم آنهاست. شاید بسیاری از ما چون برای این شغل حقوق نمی گیریم، آن را شغل حساب نکنیم. اما کافی است به آمارهایی که در مورد ساعات کار مفید ما ارائه می شود نگاه کنیم و آن را با ساعاتی که در
اخبارویژه روزنامه های دوشنبه 5مرداد
شفاهی خود گفت: در حال حاضر شاهد فعالیت های سیاسی و انتخاباتی برخی فرمانداران و استانداران هستیم که لازم است وزیر کشور در این زمینه ورود کند. همچنین انتظار داشتیم مرکز پژوهش های مجلس گزارشی از قطعنامه، توافقنامه و مصوبه شورای امنیت سازمان ملل به نمایندگان ارائه کند که تا به امروز چنین اقدامی نداشته است. وی درباره وضع فرهنگیان تاکید کرد: دولت قرار است طرح رتبه بندی معلمان را از اول مهرماه اجرا کند
روزی که سیل ، ماه گل را برد
از روستا درحرکت بوده اند، البته کسانی که کنار رودخانه هم بوده اند آسیب دیده اند اما تعدادشان زیاد نیست چون باران چند دقیقه ای بارید و مردم به خانه شان برگشتند و بعد سیل آمد. عباد سیجانی، خادم مسجد سیجان است: نگران آب و غذای مردم هستم نگران رودخانه های پرشده هستم. این بار سیل بیاید کل روستا را می برد. هنوز داخل رودخانه جسد هست روز تعطیلی بود خودم چند نفر غریبه را در روستا دیدم. آن قدر سیل
طنز؛ لطفاً همراه نشو عزیز!
مطالب طنز،طنز؛ لطفاً همراه نشو عزیز،این که می گویند ملت ما ملت صبوری هستند واقعا درست است. در همین مسئله اشتغال مردم خیلی صبوری کردند ولی وقتی دیدند دولت ها در زمینه اشتغال اساسا نازا هستند مجبور شدند خودشان دست به کار شوند و اشتغالزایی کنند. به طوری که هر روز اخبار جدیدی از خلق مشاغل جدید توسط ملت غیور منتشر می شود. تازه ترین این مشاغل کاذب شغلی است به نام همراه بیمار . در همین زمینه
رتبه 53 ریاضی کنکور؛ نخبه ا ی که از مدرسه فرار می کرد تا درس بخواند +عکس
خیلی بهتر شود و اصلا انتظار چنین رتبه ای را نداشتم چراکه درصد هایم را با کلید سازمان سنجش مطابقت داده بودم و از خودم انتظار رتبه1تا 5 در منطقه را داشتم اما وقتی درصدهایم را دیدم و پاسخ نامه را بررسی کردم متوجه جابه جا زدن تست هایم در پاسخ نامه که در حدود 30 درصد در درس شیمی و 12 درصد در درس ریاضی بود،شدم. وی گفت:به کنکوری های عزیز توصیه می کنم با دقت و تلاش و سخت کوشی خود را برای کنکور 95
هم شانسه هم تلاش
/> جیم : هر دو باهم. اگه استعداد کمتر باشد نقش تلاش پررنگ تر میشه. سین : توی درس خوندنت تکنیک خاصی هم داشتی؟ جیم : کنکور چون یک آزمون کلی هست وبچه ها باید هنگام مطالعه درس رو عمیق یاد بگیرن و خیلی درگیر جزییات نشوند و کلیت رو ببینند.و من یک هدف گذاری چند از ده برای خودم داشتم.و بیشتر تمرکزم روی تست بود، چون کلیت درس ها رو بلد بودم. سین : کتاب های درسی رو هم
مرد آهنین دیروز: تحمل وزن پاهایم را ندارم
رشته های حمل چمدان و اسکات تعادلی رکورد جهان را ارتقا دادم که با گذشت چند سال، هنوز کسی نتوانسته آن ها را جابجا کند. البته در بسیاری از مسابقات استانی، کشوری و بین االمللی نیز حضور داشتم که عناوین متخلفی را کسب کردم. از روز تصادف بگویید، تصادف شما چطور اتفاق افتاد؟ خودم را برای حضور در مسابقات کشوری آماده می کردم؛ متاسفانه در خرم آباد فضا و امکاناتی که بخواهیم خود را
شهادت گذرنامه لقاءالله و وسیله عبور از تعلقات دنیوی است/ چهار سال حضور در جبهه به عنوان نیروی رزمی - ...
مقابل شهیدان برهانی. نمی دانم، آن لحظه که به مزار شهدا می روم چه حالتی دارم با خودم این شعر را زمزمه می کردم که: خون شد دلم خدایا رحمی نما به حالم از دوری شهیدان آشفته شد خیالم یا رب بگو شهادت معراج تا شهادت کی می شود نصیبم پاسخ بده سؤالم آه ای خدای رحمان حال مرا بگردان از هجر می گذارم نزدیک کن وصالم خون شد دلم خدایا رحمی نما به حالم از دوری شهیدان آشفته شد
هازارد: به لبخند زدن برابر تکل ها ادامه می دهم
، حتی وقتی که جوان تر بودم. شاید بزرگ شدن در کنار برادرانم کمک کرده است. وقتی که جوان تر بودم، من توپ را در پای خود حفظ می کردم و برادرم سعی در گرفتن آن داشت، و مسلماً برخوردهای زیادی صورت می گرفت، اما این به یک عادت تبدیل شد. هازارد درباره بدترین برخوردی که با او شده است گفت: بدترین برخوردی که داشتم فصل گذشته مقابل استوک با فیل باردسلی بود. وقتی که ویدئو را تماشا کردم. دیوانه وار بود. من
گامنو از سوسن خانم به خندوانه آمد
هومن گامنو رفتیم تا درباره همکاری اش با خندوانه گفتگو کنیم. او با همان چاشنی طنز و خنده های همیشگی خود پاسخ سوالات ما را داد و البته اعلام کرد که راه طولانی تا مجاز شدن در پیش ندارد! از نحوه ورودتان به مجموعه خندوانه برای ما بگویید و اینکه ایده همکاری با رامبد جوان و گروهش از کجا شکل گرفت؟ کسی که میان برنامه های خندوانه را می ساخت این پیشنهاد را به من ارائه کرد و به دلیل دوستی قدیمی
برانکو:پرسپولیسی ها،تلخی به پایان می رسد
زیادی از خودشان نشان دادند که باعث شد تا من واقعا از آنها راضی باشم. بازیکنان پرسپولیس برای لیگ آماده هستند در تمریناتی که ما در گذشته انجام دادیم و در حال حاضر مشغول پیگیری آن هستیم. البته بعضی از بازیکنان از ابتدا در تمرینات ما حضور داشتند و بعضی هم دیرتر به ما اضافه شدند ولی باید بگویم که در مجموع از اتفاقاتی که افتاده و بازیکنانی که جذب کرده ام رضایت دارم. ما برای دیدار
دعوت مدیر فراری دولت اصلاحات به دوپینگ چند باره با فشار غرب/ گرای فشار بر معیشت مردم را چه کسانی به دشمن ...
شکل تغییر می یافت: در این زمان، رسیدگی به موضوع هسته ای ایران توسط شورای امنیت بسته خواهد شد ولی آنچه در حال حاضر در متن به کار رفته است، استفاده از کلمه concluded به معنای گزارش جمع بندی نهایی ]پس از پایان برهه 10 ساله[ است و ممکن است در این جمع بندی، شورای امنیت به صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران نرسد. محمد هاشمی: از کارگزاران جدا شدم چون مقلد امام هستم نه لیبرال دبیر
انتخاب اولم رشته پزشکی دانشگاه تهران است
برای خودم یک عادت کرده بودم ولی از سال سوم به هدف نتیجه گرفتن در کنکور درس می خواندم. پانا: فرق خودتان در آینده را با یک دانش آموزی که رتبه نه چندان خوبی کسب کرده است در چه می بینید؟ آیا به این فکر کرده اید که در پایان تحصیل دانشگاه چه کنید؟ - هر کس به قدر تلاش خود نتیجه می گیرد و هدف افراد مختلف هم متفاوت است. به طور مثال یکی از پذیرفته شدن در پزشکی احساس موفقیت می کند و دیگری از
روزی که نفاق در توهم پیروزی غرق شد/ ننگ یک دروغ جاویدان !
این حماسه سازان اما نام بزرگان دیگری هم با حماسه مرصاد عجین است که جاودانه ترین آن ها سپهبد علی صیاد شیرازی بود. سپهبد علی صیاد شیرازی در سال های پایانی جنگ به دلیل تغییر مسئولیت، از خط مقدم دور بود. وی با عنوان نماینده امام(ره) در شورای عالی دفاع، از نزدیک فرماندهی یگان های هوانیروز و نیروی هوایی و رزمندگان حاضر در منطقه عملیاتی مرصاد را به عهده گرفت و به همراه خلبانان شجاع هوانیروز و
چشم های منتظر دو مادر به راه آب/ روایت دردناک خانواده های سیل زده
دستاش بلند کرد و گذاشت روی یک درخت. حجم آب خیلی زیاد بود، دو برابر یه ساختمون سه طبقه. اولش فقط چوب روی آب بود. هی با خودم فکر می کردم که چطوری این همه چوب به سمت ما می آید. بعد از آن آب به سرعت آمد. من دو ساعت بالای درخت بودم و آب همچنان با سرعت می آمد. آن قدر توی دهنم گلِ رفته بود که نمی تونستم داد بزنم و کمک بخواهم. شدت آب خیلی زیاد بود، شاید از سرعت یه جت هم بیشتر بود. آن دو ساعتی که
احترام به پدر و مادر، راز موفقیت در زندگی/ اخلاق از خود ورزش مهم تر است
. وقتی به این چیزها فکر کردم با خودم گفتم که منهم نباید برای بازی در این نقش پولی بگیرم. زمانی که اولین جلسه را با عوامل این تله داشتم به من پیشنهاد دستمزد خیلی خوبی دادند که من پرسیدم برای چه؟ آنها گفتند برای بازی در این نقش. من هم گفتم که من پولی برای این کار نمی خواهم چون دارم برای اعتقادم در این نقش بازی می کنم و آدم که برای اعتقادش پول نمی گیرد در صورتی که حقیقتش این است که در آن برهه آن مبلغ
حضرت روح الله پس از جنگ به پاسداران چه گفت؟
تنها چند روز پس از 27 تیر بود که این آتش بس توسط خود صدام شکسته شد. محسن رضایی که آن مقطع فرماندهی کل سپاه پاسداران را بر عهده داشت یکی از کسانی است که در جریان چند و چون پذیرش قطع نامه بود. امروز برای اولین بار خبرگزاری فارس نامه ای را که وی در همان روزها به امام خمینی(ره) نوشت و جواب آن را نیز دریافت کرد، منتشر می کند. بنا بر این گزارش، پس از پذیرش قطعنامه 598 ابهامات زیادی
باهنر: در فراکسیون رهروان قسم نخوردم
و به همین دلیل هرگاه از نوسان های عجیبش می پرسیم، می گوید کسی که می خواهد رهبری یک جریان را به عهده بگیرد باید بتواند هر دو سر طیف را حفظ کند. او حتی می گوید که شاید در مجلس آینده حاضر نباشد، چون هفت دوره نمایندگی را کافی می داند و حالا به برنامه های خود برای رهبری اصولگرایان می اندیشد. اینکه اصولگرایان، از جبهه پایداری و ایثارگران تا علی لاریجانی و دیگران با رهبری کسی چون او کنار می آیند یا نه
تربیت 10میلیون حافظ نخستین قدم برای تدبر در قرآن
قرآنی مربوط به تعداد حافظان قرآن کریم با واقعیت منطبق نیست. چون ممکن است یک نفر در چند سازمان و نهاد ثبت نام کرده باشد و لذا در اینجا موضوع همپوشانی تعداد حافظان قرآن مطرح می شود. محمد مهدی بحرالعلوم معاون آموزش و پژوهش سازمان دارالقرآن الکریم به خبرنگار ایرنا گفت: آمار دقیقی درباره تعداد حفاظ قرآن نداریم و هیچ جایی ثبت نشده اما این سازمان از 10 سال پیش آماری نسبی تهیه شده و به صورت حدودی می
5 ساعت پرسه با یک جنازه در اسپرتیج!
از آن به کار مشغول شده است. چرا بعد از دیپلم ادامه تحصیل ندادی؟ وارد بازار کار شدم. شغلت چه بود؟ نصاب کابینت بودم. چقدر درآمد داشتی؟ -اگر خوب کار می کردم ماهی دومیلیون تومان. خودرو داشتی؟ نه، یک موتور داشتم که با آن سرکار می رفتم. سابقه یا اعتیاد داری؟ نه. چه شد که آدم کشتی؟ قصد آدم کشی نداشتیم، فقط می خواستیم ماشین بدزدیم. انگیزه تان از سرقت خودرو چه بود؟ می خواستیم زیرپایمان باشد، بعد هم کنار
اسیر دست این زن شده ام
که با آن حال و روز دیدی، دور زد و سوارمان کرد ما را تا در خانه غلام بیگلری پسر دایی ام برد. او و خانواده اش با روی باز از ما استقبال کردند، اما من توی خودم بودم و با هیچکس حرف نمی زدم. پسر دایی ام و خانواده اش دور ما را گرفتند و دائم دلداری امان می دادند چای و نان را که خوردیم بچه ها با خوشحالی شروع به بازی کردند. روز بعد به علیمردان گفتم باید برویم گیلان غرب، شوهرم گفت: فرنگیس، هنوز
نقاش خانه خود باشید
است. زمانی که 9 ساله بودم، پدر و مادرم یک کار محشر کردند. آنها گفتند که من و برادرم می توانیم شکل و شمایل اتاق مان را خودمان عوض کنیم. برای من که پسربچه خلاقی بودم و تقریبا با هر چیز کوچکی به هیجان می آمدم، چنین حرفی مثل غوطه ور شدن در دنیایی از رویا می ماند. آن روزها را خیلی خوب یادم مانده است. یادم می آید که رفتیم به یک مغازه رنگ فروشی که رنگ جدید اتاق مان را انتخاب کنیم. انگار دست خودم نبود.