سایر منابع:
سایر خبرها
چوپانی که هزاران هوادار اینستاگرامی دارد
گوسفندهایم را می آورم تا درختهای باغ تان را بخورند. او هم به من نمره داد! وقتی از او درباره هم سن و سالهایش در روستا می پرسیم. با ناراحتی جواب می دهد که بیشترشان دوست دارند به شهر بروند نه اینکه در روستا کار تولیدی انجام دهند. محمد می گوید بیشتر پسرهای روستا هم در فضای مجازی فعالند اما سبک فعالیت هایشان با او فرق دارند. به قول خودش دنبال سلفی گرفتن هستند و انگار چیزهایی که برای محمد جذاب است برای
کینه جویی عجیب خواهر شوهر/ انتشار شماره تلفن در سایت همسریابی
روزی متهم را شناسایی و دستگیر کرد. سرهنگ نیکنام گفت: متهم پس از دستگیری و انتقال به پلیس فتا، ابتدا منکر هرگونه اتهامی شد ولی پس از روبه رو شدن با شاکی پرونده، به ناچار لب به اعتراف گشوده و از یک حسادت زنانه پرده برداشت و گفت چند سال پیش از همسرم جدا شده و پس از جدایی در خانه پدرم زندگی می کردم. در این میان همیشه به زندگی عاشقانه برادرم با عروسمان حسادت می کردم تا اینکه یک روز مشخصات
سرقت های تازه داماد یک شب پس از عروسی
سابقه داری؟ نه، او خبر نداشت. چون واقعا می خواستم بعد از ازدواجم زندگی درستی داشته باشم. پس چرا فردای شب عروسی سرقت کردی؟ برای مراسم عقد و عروسی حسابی دستم خالی شده بود. برای همین تصمیم گرفتیم سرقت کنیم. آن روز وقتی به بانک رفتیم و متوجه شدیم که شاکی پول زیادی از بانک گرفته، وسوسه شدیم تا با پنچرکردن ماشین او با چاقویی که همراهمان بود، دست به سرقت بزنیم. به
عراق بحران زده غرامت بیماران HIV را گرفت اما ما نتوانستیم
/> نامور در ادامه با اشاره به اینکه کشور عراق در همان موقع به دستور صدام حسین این بیماران را ایزوله کردند تا آلودگی بیشتری در سطح کشور با خود به همراه نداشته باشند، اظهار کرد: بعد از گذشته 7 سال دولت فرانسه به کشور ایران این آلودگی را اعلام کرد در حالی که وزیر بهداشت وقت آن زمان دکتر ملک زاده گفته مسئولان فرانسوی را رد کرد و اعلام داشت که این ادعاها هیچ صحتی ندارد در حالی که در این فیلم تمام مدارک
بعد از کنکور، یک دست فوتبال جانانه زدیم!
برادران دوقلوی شیرازی امسال گل کاشتند و توانستند رتبه های 5 و 6کنکور سراسری علوم تجربی را کسب کنند. احسان و عرفان طاهری فرد که از ماراتن کنکور سربلند بیرون آمدند ایمان به خدا و حمایت و پشتیبانی پدر و برنامه ریزی مناسب را از عوامل موفقیت خود می دانند. آنها برای رسیدن به این نقطه راه سختی را پشت سر گذاشتند اما با وجود تبلیغات رنگارنگی که هر سال کلاس های مختلف کنکور انجام می دهند این دو برادر شیرازی
درخواست طلاق یک روز پس از ازدواج
کرد. او 50 سال سن دارد و مثل من تنها بود. وقتی با او آشنا شدم تصمیم به ازدواج گرفتم و احساس کردم بقیه عمرم را تنها نخواهم ماند. مرد مسن ادامه داد:من و همسرم به عقد یکدیگر درآمدیم و او به خانه من آمد. اما درست یک ساعت بعد همسرم بهانه گیری هایش را شروع کرد و مرتب داد و فریاد و دعوا به راه انداخت. از همه چیز ایراد گرفت و حتی مدل چیدمان خانه ام را هم تغییر داد و گفت که نمی تواند در خانه ای با
قتل زن جوان در هاله ای از ابهام
در خانه نبود باز هم کاری به کارش نداشتم و مسئله ای با هم نداشتیم. شب حادثه هم من در خانه بودم. فکر کردم همسرم مثل همیشه صبح زود قصد رفتن به سر کار را داشته و یادش رفته در را ببندد، وقتی به سمت در رفتم متوجه شدم جسد همسرم روی زمین افتاده است و بعد هم به مأموران خبر دادم. من او را نکشتم و از ابتدا که بازداشت شدم هم توضیح دادم قتل او کار من نیست .هیأت قضات با توجه به دفاعیات متهم و وکیل مدافع او برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.
فرشید نوابی: الهام چرخنده برای من ...!
کنم و با هم رک و دلی حرف بزنیم. دوست ندارم اتو کشیده صحبت کنم چون معتقدم وقتی با دلت صحبت می کنی به دل می نشیند. من فرشید نوابی بعد از 23 سال زندگی، کار هنری و تجربه عجیبی که تاکنون در زندگی داشته ام هنوز نفهمیده ام که ایده آل چطور اتفاق می افتد و کجا باید دنبال ایده آل گشت. شاید آن خستگی که شما اول صحبت ها اشاره کردید به همین مساله برمی گردد که پاسخ دادم بله خسته ام؛ چون هنوز به آن
فیلمی زنانه که مردان آن بد نیستند
اینگونه تشریح کرد: زمانی که تینا پاکروان از من خواست تا در فیلم نیمه شب اتفاق افتاد بازی کنم، به دلیل اینکه سال ها است تینا پاکروان را می شناسم، دوست داشتم در کنار او حضور داشته باشم. بازیگر فیلم سینمایی آتش بس 2 بیان کرد: در نیمه شب اتفاق افتاد نقش خواهر حامد بهداد را بازی می کنم. زنی که هیچ فرزندی ندارد و برادرش را مانند فرزند خود می داند و او را وارث اصلی خود در زندگی کرده است. نقش
واقعیاتی تکان دهنده پیرامون عملکرد وزارت بهداشت در حوزه جمعیت و باروری
به عنوان داروی بدون عوارض صعود کرده اند1! به روز نبودن دستورالعمل ها متاسفانه با وجود پیشرفت سریع علم، وزارت بهداشت همچنان از دستورالعمل کشوری که در سال 1388 تهیه شده، استفاده می کند. دستورالعملی که در آن گفته می شود: مصرف بیش از سه ماه قرص، نه تنها عارضه ای ندارد بلکه در این سه ماه بدن به عوارض احتمالی عادت می کند2! ... محدودیت زمانی برای مصرف قرص وجود ندارد و افراد می
متن نطق تاریخی مقام معظم رهبری در جلسه بررسی کفایت سیاسی بنی صدر
طی عمل کرد روز 14 اسفند نسبت به گارد ایشان در سطح جامعه مشاهده شد، ایشان بارها حضور گارد ریاست جمهوری را منکر شد و در کارنامه ی خود صریحاً نوشت مرا گاردی نیست. در اختیار این جانب یک پرونده ی قطور درباره ی گارد ریاست جمهوری است. این پرونده بخشی از پرونده ی مربوط به گارد ریاست جمهوری است که دو برابر این است و آن چه در اختیار بنده است، وجود چنان گاردی که در اوایل سال 1359 تشکیل شد و حتی از مربیان
پایان انتظار مادر یک غواص شهید
بنیاد شهید قصد دیدار با خانواده دو شهید غواص کرمانی را دارند که شناسایی شده اند و ساعت 13 قرار ما درب منزل پدر و مادر نخستین شهید بود. بعد از پایان تماس، به آدرس منزل شهید فکر می کردم و اینکه خانه یکی از اقوام خودمان که شهید مفقود نیز داشت، در همان حوالی بود. در بدو ورود به کوچه شهید و توقف جلوی درب منزل، به همکارم گفتم این خانه آشناست و مادرم سال ها قبل درباره یکی از خانواده
توفیق زیارت آقا کار خدا بود/ کاش می شد بقیه عمرم را در بیت رهبری خدمت کنم
شعر هفته تربیت از من دعوت کرد. در ابتدا به دلیل عدم آمادگی، دعوت را رد کردم اما وقتی اصرار دوستان را دیدم پذیرفتم و در شب شعر شرکت کردم. بعد از چند دقیقه حضور در سالن مجری اسم من را جهت خواندن شعر اعلام کرد و چون من هیچ شعری را آماده نکرده بودم شعری با عنوان گنه کرد در بلخ آهنگری که از سروده های من در سال 1367 بود را خواندم. بعد از اتمام شب شعر تقریبا آخر شب بود که یکی از دوستان با من
کیایی: ما هیچ عقده ای از آقازاده ها نداریم فقط نقدشان کردیم
عاشق براتعلی می شدم. حتی یادم است که کجا بودم که این نقش را خواندم. یک طرح 50-40 صفحه ای بود که برای من فرستاده بودند، که بهروز خط ویژه را دیده بود و لطف کرده بود و دوست داشت که یکی از این نقش ها را بازی کنم. طرح را برای من فرستادند و من طرح را خواندم؛ کجا خواندم؟ دقیقا در بیمارستان! در لابی بیمارستان منتظر بودیم که پسر مصطفی به دنیا بیاید! اسفند بود، کارن هم دقیقا 12 اسفند به دنیا آمد، یعنی 12
پخش نماهنگی در ماه عسل احسان علیخانی حاشیه دار شد
چشمگیری شد و کلی از مردم بخاطر این برنامه از حق قصاص خود گذشتند و ظاهرا برنامه جواب داده بود به همین خاطر بچه ها روی آن برنامه کار کرده اند و میخواهیم چیزهای دیگری پخش کنیم. یک باره همان کلیپ با صدا و موزیک دیگری پخش شد؛ کلیپی که من با هزینه شخصی خودم در خانه ساخته بودم به نام دیگری از صدا و سیما پخش شد. به حراست صداو سیما مراجعه کردم و شکایت کردم ابتدا به خود احسان علیخانی اس.ام.اس
مستندی درباره شهید مداح غلامعلی رجبی
بخش هایی از آن را در زیر می خوانید: سیداحمد معصومی نژاد در گفت وگو با فارس درباره انگیزه ساخت این مستند با اشاره به خاطره کودکی اش گفت: پدر شهید، معلم اخلاقم بود و من در هیئتی که برگزار می کردند حضور داشتم، وقتی می دیدم با دوربین می آیند و مصاحبه می گیرند علی رغم اینکه سن کمی داشتم 12 یا 13 ساله بودم دوست داشتم به نوبه خودم کاری برای شهید رجبی انجام دهم. معصومی نژاد افزود: پس از 26
زیباترین گوشی های تاریخ را بشناسید (اسکار آی تی رسان)
با شوق شروع به سخنرانی می کند: از آکادمی و آی تی وود متشکرم! من نمی دانم شما چقدر به من علاقه دارید. نمی دانم چقدر طراحیم را دوست دارید یا داشتید، اما به عقیده خیلی ها، من اوج هنر طراحی اپل بودم. من اصلا همانند بقیه معتقد نیستم که صفحه نمایش 4 اینچی ام کوچک است. بله 4 اینچ کوچک است، اما به شرطی که دستگاه مورد بحث، آی فون 5s نباشد (خنده حضار!). از همسرم آی فون 4s ممنونم که مرا در این راه یاری
به مناسبت سالروز درگذشت علامه بهلول گنابادی
. فوری به منزل بیایید. شیخ نظام نماز را به پایان برد و عازم منزل شد. ساعتی بعد صدای گریه نوزاد در خانه پیچید، طفل که هفت ماهه متولد شده بود، چهارده ساعت بیهوش بود و زمانی که به هوش آمد، شیخ به سجده افتاد و طفل را محمدتقی نام نهاد .(5) خود شیخ بهلول خلاصه زندگینامه خود را در شعری اینگونه سروده است: به سال یکهزار و سیصد و سی/ دو کمتر سال, مهتابی نه شمسی به روز هشت ماه
دعای خیر سیل زدگان سیجان برای خانم دهیار
همکاری می کند و مشکلی ایجاد نمی شود. او نه تنها با فعالیت من مخالفتی ندارد همیشه من را در کارها همراهی هم می کند. در آن زمان به همسرم هم پیشنهاد شد برای دهیاری اما ایشان علاقه ای نداشت به این کار. به غیر از دهیاری دفتر پست بانک و اداره کتاب خانه روستا را هم من برعهده دارم. درباره کتابخانه که به همت و مشارکت اهالی روستا بوجود آمده و کتابها را با مشارکت مردم تهیه کردیم و بین خود مردم هم توزیع و استفاده
هق هق گریه، پایانی بر 29 سال چشم انتظاری
و به خانه شهید محمدرضا طالبی زاده خیره شدم، دری کوچک و خانه ای قدیمی. در این تصور بودم که روزها و شب ها محمدرضا در کوب و زنگ این در را برای ورود زده است و البته چه چشم هایی که به یمن آمدن محمدرضا درخشیده اند. یقین دارم حالا با گذر سال ها باز هم مادر و پدر و اهالی این خانه منتظر ورود فرزند دلبندشان هستند او که هیچگاه بعد از حضور مقتدرانه در عملیات کربلای چهار، دیگر خبری از او نیامد. می
تازه داماد بعد از پاتختی به دزدی رفت
متهمان به نام سهیل که صبح دیروز در شعبه اول بازپرسی از سوی قاضی نصرتی مورد بازجویی قرار گرفت، تازه دامادی بود که در روز پاتختی به همراه برادرش امین نقشه سرقت 37 میلیونی را طراحی و اجرا کرده بودند. متهم گفت: بهمن ماه سال قبل با دختر مورد علاقه ام ازدواج کردم. من هر چه پول و پس انداز داشتم در عروسی ام خرج کردم به طوری که دستم کاملاً خالی شد. صبح روز بعد از عروسی در حالی که بستگانم همه به همراه عروس
فراز و فرود یک رئیس جمهور خائن
مرداد، جذب جبهه ملی می شود. ابوالحسن بنی صدر در سال های پایانی تحصیلش با عذرا حسینی دختر همسایه و همشهری اش ازدواج می نماید. افزایش فعالیت های سیاسی بنی صدر موجب دو بار بازداشت او از سوی نیروهای وابسته به رژیم پهلوی می شود. بنی صدر جوان پس از تحولات سال 42 و سرکوب نیروهای مذهبی و انقلابی و انحلال جبهه ملی دوم عازم فرانسه شده و در آن جا جبهه ملی سوم را بنا می نماید امری که زمان
تاوانی که مردم مازندران بر اثر تخریب طبیعت و رودخانه می پردازند
سازهای غیرمجاز به همین روستا مراجعه کرده بودند که از سوی اهالی مورد هجوم قرار گرفتند، در هنگام رسیدگی به تخریب این مکان ها عده ای با اعتراض می گفتند: چرا مردم را اذیت می کنید مگر جرم کرده اند که خانه های آنها را تخریب می کنید. یکی از اهالی روستا که چند هفته پیش به دفاع از ساخت و سازهای غیرمجاز با عوامل تخریب برخورد کرده بود، امروز فرزند خود را در این سانحه از دست داد، ممانعت آن روز پدر خانواده، سیل را روانه خانه خودش کرد.ک/1 6026/6097
هیچ وقت از مسابقات قرآن دلِ خوش نداشتم
پیوسته آیات قرآن را حفظ نکردم به همین جهت شاید زمان حفظ کل قرآن زیاد شد یعنی از سال 1373 تا 1385 مشغول حفظ قرآن بودم اما به طور کلی باید گفت در مدتی حدود 3 سال به صورت پیوسته قرآن کریم را حفظ کردم. از فراز و نشیب های حفظ قرآن برایمان بگویید. دوران حفظ قرآن برایم بسیار شیرین بود البته من در تمامی مراحل زندگی چه مجردی و تحصیل و چه متأهلی و با وجود بچه به حفظ قرآن اهتمام داشتم
ازدواج به شرط طلاق !
مربوط به دخالت های شغلی است، به طوری که زن یا مرد خانواده خود را فدای شغل می کند. زندگی در اطراف تهران مردی در دادگاه خانواده درباره تقاضای طلاق به قاضی گفته است: من به خاطر کارم مجبور بودم از همان روز اولی که ازدواج کردم، به اطراف تهران بیایم و زندگی کنم. همان زمان خانه ای در دماوند خریدم و بعد از عروسی به همراه همسرم در آن خانه زندگی مان را آغاز کردیم. همسرم ابتدا هیچ مشکلی با محل زندگی
زن و مرد متهم به همسرکشی پای میز محاکمه
اختلافات شدیدی که در خانواده اش بود از سوی آنها طرد شده بود. من هم همسرم را طلاق داده بودم و با دو دخترم زندگی می کردم. سر صحبت باز شد و با هم درد دل کردیم. بعد تصمیم گرفتم خانه ای اجاره کنم که هم این زن از بی سامانی نجات پیدا کند و هم بچه هایم وضعیت بهتری داشته باشند. صیغه محرمیت هم خواندیم و با هم زن و شوهر شدیم، اما رابطه خاصی بین ما نبود او در واقع پرستار بچه های من بود. بعد هم با
چرا 95 درصد از جوانان در سن ازدواج، ازدواج نمی کنند؟
به درستی گفته اند طلاق حرامترین حلالهاست. به گزارش خبرنگار خبرنامه دانشجویان ایران ؛ با وجود مشکلات زیادی که بر سر راه ازدواج جوانان وجود دارد که آمار ازدواج را به طور جدی نگران کننده کرده بر اساس آمار سال 93، تنها حدود 5/3 درصد از جوانان 15 سال به بالا ازدواج کرده اند که شمار آن ها حدود 740 هزار نفر می شود. بنابراین، 95 درصد از جوانان در سن ازدواج، ازدواج نکرده اند؛ از سوی دیگر آمار
محاکمه زن دایی به اتهام قتل هلیا کوچولو
خانه مادرم رفتم و شوهرم نیز راهی خانه پدرش شد تا جایی برای زندگی پیدا کنیم. چند روز در هفته مادر من و چند روز هم مادرشوهرم از هلیا مراقبت می کردند. من و شوهرم چند سالی بود که به مصرف شیشه اعتیاد داشتیم. شوهرم با موتور کار می کرد و من هم درآمدی نداشتم. هرچه کار می کرد هم خرج موادمان می شد. سحر دختری هفت ساله داشت و هلیا را هم خیلی دوست داشت، نمی دانم چرا او را به قتل رسانده و برای خودم هم
آقا گفتند مرحوم شب زنده دار از اول نو بودند
میردامادی در یک کوچه و همسایه بودیم. پدر من با مرحوم آقای میردامادی خیلی دوست و صمیمی و هم مباحثه بودند. من در دوران بچگی، یکی از لذایذی که تا به امروز داشته ام، این بود که مباحثه این دو بزرگوار را می دیدم. این دو بزرگوار در باغ های کنار راه آهن می رفتند و فقه مباحثه می کردند و آن قدر مباحثه ی ایشان گرم بود که من که بچه بودم و مطالب را متوجه نمی شدم، از این گرمای مباحثه لذت می بردم. تا آخر هم خیلی با هم
"کافه سینما" منتشر می کند: گفت وگوی خواندنی دو منتقد زن از دو سوی دنیا/ مانولا دارگیس از نقدنویسی در ...
قبل از انقلاب فیلم های ویدیوی شبکه خانگی بود. به نظر احمقانه می آید اما وقتی هشت ساله بودم فیلم محبوبِ من اورفه (ژان کوکتو) و ژول و ژیم( فرانسوا تروفو) بود. من بسیاری از فیلم هایی که بچه های آمریکایی با آنها بزرگ شدند، ندیدم. همسرم پرفسور بی مغز(Absent minded professor) و چیتی چیتی بنگ بنگ می دیده اما من هرگز هیچ کدام شان را ندیده بودم. در ابتدا یک الزام اقتصادی وجود داشت. پدر و مادر من نمی