سایر منابع:
سایر خبرها
بسته شعر میلاد امام حسن عسکری (ع)
هوی مرا نگاه نکن به دلم دست رد نزن امشب روزگار مرا سیاه نکن به سبوخانه ی نگاهت من یازده جام می بدهکارم چوب خطِ مرا نگاه نکن آمدم باز نسیه بردارم در حجاز خمار چشمانت باغ انگور عسکری داری باده ات کهنه کار می خواهد! عده ای خاص مشتری داری بسم رب الشراب ؛ می نوشم چه شرابی
توضیح تلویحی دادستان تهران درباره برادر اسحاق جهانگیری
ایران آنلاین /دادستان تهران گفت: اخیرا در مورد آزادی یکی از متهمان در رسانه ها بحث شد مبنی بر اینکه یک متهم اقتصادی آزاد شده است که این مطلب صحت ندارد. به گزارش میزان، عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران در حاشیه نشست آسیب های اجتماعی در جمع خبرنگاران گفت: این متهم آزاد نشده و برای وی قرار وثیقه صادر شده است و کماکان در اختیار دستگاه قضایی است . دادستان تهران در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه مطرح
خلاصه ای از زندگی امام حسن عسکری(ع) و مروری بر فعالیت های ایشان
ایشان است، این القاب عبارتند از: خالص: ایشان از هر آلایش و پلیدی پاک بودند. هادی: ایشان نماد هدایت و نشانه ی راهیابی و حرکت در صراط مستقیم برای عالمیان بودند. عسکری: سامرا یک منطقه ی نظامی به شمار می رفت و امام را به خاطر اقامت در آنجا (یا محله ای از آنجا) عسکری لقب دادند. لازم به ذکر است همانطور که مورخان تصریح کرده اند اگر در جایی لقب عسکری به تنهایی بکار رود مراد
5 روایت خواندنی از" امام رضایی ها" +عکس
) باعث شد از یک دختر بی حجاب به یک دختر نماز شب خوان تبدیل شوم مهبانو رحمتی دختر دهه شصتی است که کامپیوتر خوانده و تمام زندگی اش را مدیون امام رضا علیه السلام می داند: اولین باری که قرار بود با خانواده ام با مشهد برویم، هیچ احساس خاصی نداشتم، اما همین که چشمم به ضریح افتاد، دیگر دلم نمی خواست آن حال خوشم تمام شود. اصلا دوست نداشتم از مشهد برگردم. آن زمان ها من دختری بودم که
بهمنی قاجار: نصرت الدوله معتقد بود منافع ایران در پیوند با انگلستان تامین می شود
بفرمایید؟ پدربزرگ نصرت الدوله همنام او بود. فیروز اول پسر عباس میرزا نایب السلطنه است و در دوره ناصرالدین شاه سمت های مهمی از جمله وزیر جنگ و والی گری را به دست آورده بود. بعد از فوت فیروز میرزا اول، فرزند او عبدالحسین میرزا فرمانفرما سمت های گوناگونی در دوران مظفرالدین شاه تصاحب می کند. مدتی وزیر جنگ و مدتی والی کرمان بود و بعد از مشروطه نیز به رئیس الوزرایی هم دست پیدا کرد
مجموعه بهترین اشعار درباره مادر
هم جواب داد یک دود هم گرفت به دور چراغ ماه معلوم شد که مادره از دست رفتنی است اما پدر به غرفه باغی نشسته بود شاید که جان او به جهان بلند برد آنجا که زندگی، ستم و درد و رنج نیست این هم پسر، که بدرقه اش می کند به گور یک قطره اشک، مُزد همه زجرهای او اما خلاص می شود از سرنوشت من مادر بخواب، خوش منزل مبارکت. آینده بود و قصه بی مادری
3 قاتل خبرساز در انتظار گزارش پزشکی قانونی +عکس
. علی چند روز بعد از اعلام مفقودی پسر 11 ساله به عنوان مظنون با دستور قاضی دشتبان، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران بازداشت شد. عامل جنایت درباره انگیزه اش از جنایت گفت: در دوران کودکی مرد جوانی در پارک مرا آزار و اذیت کرد. مدتی بود ابوالفضل را داخل پارک در حال بازی می دیدم تا این که روز حادثه تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم تا به سرنوشت من گرفتار نشود. او برای مشخص شدن
محمد حسن و محمد حسین امین الضرب چگونه اتاق تهران را تاسیس کردند؟
در حجره یکی از بازرگانان اصفهان که در کرمان از در دوستی با او درآمده بود استخدام شد. دو برادر او به استنساخ و فروش قرآن مشغول شدند و مادرش به کار قلاب دوزی و ساختن و فروش اشیای دستی پرداخت. سرانجام پس از چندی محمدحسن با چند معامله سودآور در حجرهایی که در آن کار می کرد سرمایه مختصری پس انداز کرد، بدهی ها ی خود و هزینه زندگی خانواده اش را پرداخت و راهی تهران شد. آنچه از اسناد تاریخی برمی
چگونه امام حسن عسکری تشیع را در عصر استبداد حفظ کرد؟
آوردند که ابو محمد، ابن الرضا دم در ایستاده است. پدرم با صدای بلند گفت: اجازه دهید وارد شود. من از این گفت و گو شگفت زده شدم، زیرا تا آن لحظه ندیده بودم که در حضور پدرم جز خلیفه و ولیعهد وی، کس دیگری را با کنیه به او معرفی نمایند. سپس تازه جوانی گندمگون، خوش قامت، زیباروی و با اندامی موزون، با جلال و وقار ویژه وارد اتاق شد. پدرم با دیدن وی از جای برخاست و چند قدم به استقبالش رفت، با آنکه
بم 14 سال بعد از زلزله
سه فرزند دارد. دو دختر مدرسه ای و یک پسر خردسال. شوهر او هم مثل خیلی های دیگر در این محله کارگر روزمزد و تریاکی است. او می گوید شوهرش سر کار نمی رود و خودش برای تهیۀ هزینۀ مدرسۀ دخترهایش در باغ های خرما کار می کند تا دخترانش از تحصیل باز نمانند. او 11 سال است در این زمین ساکن است و کل خانه اش دو کانکس کوچک است که حمام و دستشویی ندارد و برق و آبش هم هرچند وقت یک بار توسط مأموران ادارۀ
مکتب نجف اشرف؛ نگاهی از بیرون
رشد و اعتلای این نهاد بی بدیل جهان تشیع را فراهم آورد و البته عدم توجه به این نقطه عطف تاریخی می تواند خسارت های فراوانی به دنبال داشته باشد. حوزه علمیه نجف اشرف در شعبان المعظم گذشته فرصتی برای زیارت مجدد از عتبات عالیات و دیدار با علمای کبار فراهم شد. اولین بار سال 2003 چند ماه پس از سقوط صدام توفیق زیارت یافته بودم و حالا پس از 14 سال برای پنجمین بار بود که به این سعادت
حسین شاه حسینی؛ یک عمر در راه مصدق
چیزی نپرسید و من هم چیزی نگفتم . این روایت نخستین دیدار مرحوم حسین شاه حسینی از ملاقات با مصدق است. او که رفته بود تا نامه آیت الله زنجانی را به دکتر محمد مصدق برساند تا آخر عمر مصدقی ماند. سومین فرزند پسر شیخ زین العابدین نوری شاه حسینی؛ متولد اسفندماه 1306 در محله سرچشمه تهران بود. پدرش، هم تحصیلات قدیمه داشت، هم به مسائل جدید آشنایی داشت و کتاب های مذهبی نوشته بود. کتاب معروفش ارغام
امامی که زیارت اش موجب نجات از غم می شود/ مظلومیت امام حسن عسکری(ع)
. یعنی به کسی خبر ندهید. طبسی یادآور شد: امام عسکری می فرماید علیرغم اینکه دشمنان می خواستند مرا را بکشند تا این نسل طیب و طاهر به دنیا نیاید فرزندم به دنیا آمد. یکی از نامه ها این چنین بود. این پژوهشگر مسائل دینی ادامه داد: بعضی از نامه ها حتی به صورت علنی هم نبود. این طور بود که حضرت چوبدستی ای در خانه داشتند که داخل چوبدستی خالی بوده و گاهی وقت ها حضرت برای بعضی از شیعیان
کاش آن عروس به زندگی برگردد
ریحانه و شوهر و پدرشوهرش به عیادتش نیامدند. آنها که می آمدند هم، در هر ملاقات خبر مرگ داشتند که دایی و خاله و عمه و فلانی و فلانی هم رفتند. اینها درآمدی بود برای آن که بگویند مرضیه و علی هم در خانه دیوار به دیوار تو بودند و رفتند . خانواده علی می خواستند پسرشان را به رستم آباد ببرند. برادر و پسر فاطمه می گفتند مرضیه بهتر است در زادگاهش دفن شود تا فاطمه که حالا کسی را ندارد، بتواند هر
روایت زندگی بازماندگان در آشیانه
/> با چه تعداد بچه شروع کردید؟ با 10 نفر. من تهران بودم و نخستین مرتبه بود که به کرمان می آمدم. آن جا خانم آگاه که کرمانی است، من را رساندند به خوابگاه صنعتی؛ نرسیده به میدان باغ ملی که الان چهارراه باغ ملی شده. آن جا با آقایان و بچه ها آشنا شدند و نخستین کاری که کردیم، یک ختم قرآن آن جا برگزار کردیم که بچه ها کمی گریه کنند و خالی شوند، چون خیلی گریه می کردند بچه ها، بدجوری، حتی مربی های آنها
حقوق نماینده مجلسی که پایان ماه کم می آید!
نماینده است، از ما درخواستی دارند. ما هرجا می رویم دلهره داریم که بفهمند ما دختر نماینده ی مجلس هستیم. هر جا می رویم مدام با خودمان کلنجار می رویم چه کنیم بگوییم، نگوییم، اگر نگوییم خوب دروغ است اگر راست بگوییم برایمان دردسر درست می شود. مدام درخواست هایی دارند ما هم که می دانیم نمی توانیم به پدرمان بگوییم. هنگامی که من تازه رسمی شده بودم مدیر مدرسه مان یک روز مرا در اتاق خودش خواست
از پیاده روی اربعین تا ماجرای تحول و اعزام به سوریه
کردند که اوج درگیری من دو تیر خوردم وافتادم. برادر شما آمد و مرا سر شانه خود انداخت و از ساختمان خارج کرد و به خیابان پشتی رساند. من به او گفتم سید بیا برویم که ایشان گفت نه؛ اگر این قسمت را خالی کنیم دشمن از همین جا ما را محاصره می کند. من باید اینجا را محکم نگه دارم شما برو. کسی لحظه شهادت را ندید/ سیدمحمد تنها بود ماشین حمل مجروحین آمد و من را سوار کرد وقتی رفتیم متوجه شدیم
وقتی آیت الله طالقانی پس از انقلاب قهر کرد، چرا به حال خودش گریه کرد؟
شعار سال: با شروع کار من در سازمان تربیت بدنی و پس از گذشت مدتی از پیروزی انقلاب روزی آقای طالقانی پیغام داد و مرا به دیدار خود فراخواند. گفت جایی که شما هستید، کجاست؟ گفتم استادیوم آزادی. ️ من آن زمان رییس سازمان تربیت بدنی بودم. گفت: اسمش را تو گذاشتی؟ گفتم بله. بعد گفتند که می خواهم دو، سه روز استراحت کنم و می خواهم کسی هم نداند. استادیوم آزادی پشتش دریاچه ای دارد که آن زمان چهار
برجام از حمله نظامی به ایران جلوگیری کرد؛ چرا این موهبت را نمی بینید!/کرسنت همچنان قربانی می گیرد
جلوگیری کرد؛ چرا این موهبت را نمی بینید علی خرم در سرمقاله امروز روزنامه شرق نوشت: به قول "جان کری" وزیر خارجه سابق آمریکا، اگر توافق هسته ای نبود ما اکنون در جنگ دیگری در خاورمیانه به سر می بردیم. او در برنامه زنده اعلام کرده در ملاقات با ملک عبدالله و حسنی مبارک و نتانیاهو، هر سه از آمریکا خواستند به ایران حمله کند. این اظهارات یک بار دیگر برای جناحی که در ایران عامدا می خواهد مواهب توافق
منتظری چگونه کانالیزه شد؟
صرف کرده به عنوان نماینده ولی فقیه در بنیاد نهج البلاغه منصوب کردند. آیت الله سید جمال الدین پرور متولد 1318 فرزند آیت الله حاج سیدمهدی دین پرور است. اجداد وی همگی در محله دربند شمیران ساکن بودند و وی نیز هم چنان امامت جماعت مسجد جامع دربند را برعهده دارد. تصویر اجداد آیت الله سید جمال الدین دین پرور که همگی از فقهای محله دربند تهران بودند اولین استاد حوزوی وی مرحوم
مرفاوی: نمی گذاشتم استقلال از آسیا حذف شود!
که با تبر خودم را بزنم؟ مکاتبات من با AFC موجود است و من فقط طرح سئوال کرده بودم که با داشتن این احکام چطور می توان حق و حقوقم را بگیرم و آنها هم نامه را به فدراسیون ارجاع دادند و فدراسیون مشکل مرا حل کرد. آقایان می خواستند هواداران را مقابل من قرار دهند تا به من فشار وارد شود و از حقم بگذرم. اما هواداران استقلال با هوش تر از آن هستند که حق را از ناحق تشخیص دهند. پیشکسوت آبی پوشان بیان
عاملان قتل ماموران پلیس قصاص شدند
استفاده کرد و از محل گریخت . پس از این پیکر نیمه جان سرباز برای درمان به بیمارستان رسول اکرم (ص) منتقل شد اما محمد به علت خونریزی شدید روز 25 مردادماه فوت کرد . بنابراین با اعلام خبر قتل سرباز وظیفه پرونده وارد مرحله تازه ای شد و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به دستور بازپرس دادسرای امور جنایی تهران برای شناسایی و دستگیری عاملان قتل محمد وارد عمل شدند . دستگیری متهمان
خیلی خوشم آمد که آدم خاکی است و سطح خانواده اش مثل خانواده من بود و غیرتی بودنش جذبم کرد. فقط و فقط در ...
حرف های آن جوان که بدجور زیر پای پدرم نشسته بودم حرصم گرفته بود. پدرم دیگر نمی توانست راه برود و کار درستی انجام دهد. روی ویلچرش می نشست و کفش وصله می زد و داشت نرم می شد. اما من سختی زندگی در روستا و دور از رفاه شهر را دوست نداشتم. هر چند شهر، محله حاشیه و فقیر نشینی چون گلشهر باشد. گفتم خیلی ممنونم اما من و خواهر و برادر کوچکم مدرسه می روییم و نمی توانیم به باغ برویم. اگر به باغ می رفتیم همه
دو جوان کثیفی که به دختر تازه نامزد شده هم ...+عکس
و او خودش را پسری مجرد معرفی کرد و من هم به او گفتم که از همسرم جدا شده ام! این گونه بود که ارتباط تلفنی ما شکل گرفت و او با توسل به ترفندهای زیادی توانست اعتماد مرا به خود جلب کند. تا این که محمدعلی به همراه یکی از دوستانش در حالی که سوار بر یک دستگاه خودروی مگان بودند از من خواستند تا با آن ها برای تفریح به مناطق ییلاقی مشهد بروم! من هم که به او اعتماد کرده بودم سوار خودرو شدم و آن ها
بسته شعری ویژه ولادت امام حسن عسکری(ع)/2
/> اوست آن باغ بهاری که خزان دور ز دوْرش اوست آن مهر فروزان که به حق نیست زوالش ناز بر جنّت و فردوس کند در صف محشر گر بوَد در کفن شیعه گیاهی ز نهالش جان نهم در کف ساقی اگر از لطف و عنایت دهدم جام و در آن جام بوَد عکس خیالش خشک گردیده در این جامه قلم در کف میثم چه بیارد؟ چه بگوید به چنین منطق لالش؟ استاد حاج غلامرضا سازگار میثم
روایتی تازه از تختی از زبان مرحوم شاه حسینی
دلیل اینکه ساکن محله سرچشمه و دروازه دولاب سابق بودیم با این افراد همراهی و همکاری می کردم. منتها سنم از آنها کمتر بود و در تیم هایی که بازی می کردند من هم به عنوان یکی از بازیکنان، بازی می کردم. اینها هم طرفدار اندیشه های روزمره مملکتی بودند، من هم طرفدار اندیشه های دکتر مصدق و حاج سید رضا زنجانی بودم. خیلی زود می خواهم به بحث اصلی برسم و آن هم شرایط ورزشکاری همانند غلامرضا تختی در دوره
متن مولودی ولادت امام حسن عسکری (ع)
یا حسن جان خوش آمدی (3) شده خندان فاطمه گل شقایق آمده به لبش این زمزمه فخر خلائق آمده ز می حبّ تو مستم، سر کوی تو پا بستم تو بگیر از وفا دستم یا حسن جان خوش آمدی (3) ز عطای داوری عزیز طه آمده گل باغ حیدری عزیز زهرا آمده شده هنگام طرب برای زهرا در جنان شده روشن چشم مهدی آن امام شیعیان 8) حبیبی یابن زهرا سبک: نوحه
صبحدم غم بم ...
کردم قیامت شده نمی دانم، یادم است تا اذان ظهر که صدای پای برخی افراد را بالای سرم شنیدم، هزار بار از خدا آرزوی نجات یا مرگ کردم. لحظه های سختی بود، نفس هایم به شماره افتاده بود، خاک نمی گذاشت نفس بکشم، اما آهسته ناله می کردم تا شاید افرادی که آن بالا هستند صدایم را بشنوند. پسر خاله و برادر همسرم، سرشان را روی خاک ها می گذاشتند تا صدای مرا بشنوند و سرانجام بعد از مدتی جای دقیق مرا پیدا
با من در مورد میثاق نامه گفت و گو نشد/ برای اداره مجلس بین عارف و لاریجانی حتما به لاریجانی رای می دهم
شعارسال: کاظم جلالی در گفت و گویی درباره موضوعات گوناگون از جمله،قرار گرفتن در لیست امید، گزارش مجلس از کهریزک و کوی دانشگاه و ... سخن گفته است . مشروح این گفت و گو به شرح زیر است : * شما با لیست امید به مجلس آمدید و بعد دیگر چندان با این لیست هم راستا نبودید. دلیلش چه بود؟ بنده چهار دوره در مجلس بودم و داوطلب حضور در انتخابات دوره دهم نبودم؛ حتی دنبال این بودم که
انتقام گیری 2نفر از جوان20ساله/چون او برادمان را معتاد کرده لختش کردیم و از او فیلم گرفتیم تا...
کار از من اخاذی کنند. با به دست آمدن این اطلاعات از مرد جوان که در وضعیت نامناسبی بود، شکایت نامه ای تنظیم و در روز بعد پرونده او برای دریافت دستور قضائی به دادسرای جنایی تهران ارسال شد. بازپرس جنایی نیز پس از شنیدن اظهارات شاکی پرونده دستور دستگیری دو برادر را که با زور و ارعاب اقدام به این کار کرده بودند، صادر کرد. در نهایت با تلاش مأموران پلیس آگاهی دو برادر که پس از