سایر منابع:
سایر خبرها
سرنوشت یک زن کارگر کر و لال و آرزوهایش/ نان شب، شرمنده کارگران/وزیر از مشکل کارگر چه می داند؟
خداحافظی می کنیم، به مسیر خود ادامه داده و وارد کارگاه تولیدی دیگری می شویم که دو کارگر مشغول کار ند. از این دو نفر یکی از آنان خانم جوانی است که قادر به صحبت کردن و شنیدن نیست. این تصویر، معنایی را در ذهن من متبادر می کند، نکند خدای نکرده کارگران همه لال هستند که در طول این سالها کسی حرف آنها را نشنیده است، یا کسانی به نام نماینده کارگر، دنبال منافع حزبی خود هستند. آقای
حادثه هولناک از زبان قربانی اسید پاشی
. در یک لحظه احساس کردم آتش گرفتم. خودش هم با عجله سوار بر موتوسیکلت فرار کرد. از شدت سوختگی فقط فریاد می کشیدم و با مشت و لگد به در خانه می کوبیدم. وقتی مادرم در را باز کرد به سرعت خودم را به حمام رساندم. دقایقی بعد پدر و مادرم با عجله مرا به بیمارستان رساندند. حالا چشم چپم و صورتم آسیب دیده و تحت مداوا هستم. دختر جوان که هنوز هم از یادآوری لحظات دردناک بشدت رنج می کشید، گفت
ناگفته های مرادی کرمانی/ حالا نوبت ادبیات است که از سینما بیاموزد
کنم، نه به پول، نه به فیلم شدن اثر و نه حتی به چاپ شدن آن. وقتی با کسی روبه رو می شوم که می گوید من کتاب نمی خواندم یا فرزندم کتاب نمی خواند ولی با خواندن فلان کتاب شما کتاب خوان شد؛ یا معلمی می گوید هر چه اصرار می کردم شاگردان کتاب نمی خواندند اما با خواندن آثار شما علاقه مند شدند، برایم بسیار ارزشمند است. حتی کسانی را دیده ام که برخی از آثار مرا تا بزرگسالی نگاه داشته اند و با خود به خارج از
کیارستمی به مرادی کرمانی چه می گوید؟
تنهایی های کودکی، زندگی سخت و ناسازگاری های روزگار همه دست به دست هم داد تا از من نویسنده بسازد. زمانی که فقط چند ماه داشتم مادر جوانم را از دست دادم. پس از مدتی هم پدرم که کارمند ژاندارمری بود به علت بیماری روانی اخراج شد. خواهر و برادری هم نداشتم؛ این شد که من و پدر بیمارم در منزل پدربزرگ و مادربزرگم زندگی کردیم. کودکی من در محیطی ناشاد، با فقر و پر از تنش های خانوادگی سپری شد. به اصطلاح روی دست
ناگفته های مرادی کرمانی/ حالا نوبت ادبیات است که از سینما بیاموزد
کنم، نه به پول، نه به فیلم شدن اثر و نه حتی به چاپ شدن آن. وقتی با کسی روبه رو می شوم که می گوید من کتاب نمی خواندم یا فرزندم کتاب نمی خواند ولی با خواندن فلان کتاب شما کتاب خوان شد؛ یا معلمی می گوید هر چه اصرار می کردم شاگردان کتاب نمی خواندند اما با خواندن آثار شما علاقه مند شدند، برایم بسیار ارزشمند است. حتی کسانی را دیده ام که برخی از آثار مرا تا بزرگسالی نگاه داشته اند و با خود به خارج از
از پخش اعلامیه تا دیدار با امام خمینی(ره)
و شوهرم) علیه رژیم شاهنشاهی کارهایی انجام می دادیم و بیشتر وقت ها ساواک به منزل پدرم برای بازدید می آمدند. وی افزود: یک روز که شوهرم برای ماموریت رفته بود من خانه مادرم بودم و به برادر کوچک ترم گفتم: بیا باهم به خانه مان برویم و برگردیم، وارد خانه که شدم چند دقیقه ای طول نکشید که زنگ خانه به صدا درآمد. این بانوی مبارز انقلابی با چهره ای آشفته ادامه داد: درب خانه را باز کردم و دیدم
ماجرای درخواست یک دانش آموز از امام(ره)
رساله امام بود. *از کجا رساله امام تهیه می کردید؟ یک شیخی از اهالی شهرری بود که در کرمان تصادف کرد و از دنیا رفت. بعدها او در دوران بازجویی خیلی به درد من خورد. چون من تمام کارها را گردن او انداختم و خبر هم نداشتم که فوت کرده است. چون با فاصله یک هفته بعد از فوت او من دستگیر شدم. رساله امام که تحت عنوان رساله آقای شاهرودی، کتاب ولایت فقیه هم تحت عنوان نامه ای از
عروس مدرسه زینبیه میانه که بود؟
گوید: مادر شهلا بعد از اینکه به رحمت خدا رفت، به خواب یکی از اقوام آمد و گفت: به محض اینکه به دنیای جدید قدم گذاشتم، شهلا آمد و مرا به خانه ی خودش برد، خانه ای بسیار زیبا و باغی پر از گل های رنگارنگ . پیکر شهدا در حیاط مدرسه زینبیه میانه * سرود شهادت مرحوم نوروزعلی ثانی پدر شهلا روز شهادت فرزندش در بندر بوشهر بود و شهادت تنها دخترش را اینگونه روایت می کرد: قبل از
من دیه گو مارادونا هستم ، حال تماشاگران را بهتر کرد
؛ یعنی چون در جامعه ای ترس از آبرو وجود دارد، والدین به خاطر اینکه آبرویشان نرود پنهان می کنند و نتیجه این می شود که بچه اش را می کشد، یا اجاز بیرون رفتن به او نمی دهد و یا اینکه خودش سکته می کند و.... در حالی که ما باید به مردم بگوییم اولین دوست و بهترین دوست فرزندت، باید خود تو باشی، تا هر اتفاقی که برایش افتاد، به تو بگوید. اگر پدر و مادر اولین دوست فرزند خود نباشند این نوع اتفاقات هم خواهد
"صد سال تنهایی" چگونه توسط بهمن فرزانه ترجمه شد؟
با زنده یاد بهمن فرزانه چنین گفت: در سال 49 یا 50 بود که فرزانه چاپ و نشر ترجمه کتاب من میکل آنژ پیکرتراش را که مجموعه ای از نامه های میکل آنژ بود، به مؤسسه امیرکبیر متعلق به پدرم واگذار کردند. این کتاب با معیارهای آن روزگار در هیأتی مقبول و شکیل منتشر شد و باب مکاتبه مرا با آقای فرزانه باز کرد. در آن ایام من بیست و یکی دو سال بیشتر نداشتم و تازه نرم نرم سررشته تولید و ویرایش مؤسسه امیر کبیر را
روزی که وزیر نفت ایران تا پای مرگ رفت
این یادداشت تا ساعت چهار و نیم در رادیوی اتریش خوانده نشود اعدامت می کنیم و جنازه ات را می اندازیم توی خیابان.ساعت چهار شد و رادیو یادداشت را نخواند. آمد و گفت نیم ساعت وقتی داری . گفتم اجازه دارم وصیت نامه ام را بنویسم؟ گفت اشکال ندارد و یک کاغذ دادند. یکی از دوستان هم آن جا بود و قول داد که وصیت نامه ام را برساند به خانواده ام. حس عجیبی بود. به مادرم فکر می کردم، به همسرم، بچه هایم، به کارهایی
دستگیری مادر کودک آزار در شهریار
می دهد این کودک مدت زمان طولانی تحت آزار و اذیت قرار داشته است.دو روز پیش مادر کودک آزار و پسر خردسالش برای ادامه تحقیقات به شعبه هشتم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شهریار منتقل شدند.حسین، پسر خردسالی که قربانی خشونت خانوادگی شده است با دیدن مادرش که چند صندلی آن طرف تر از وی نشسته بود با وحشت عنوان کرد: مادرم مرا دوست ندارد و همیشه کتکم می زند. مرا به او ندهید. دیگر نمی خواهم به خانه مان
روایت سیما از سوءتفاهمی که زیبایی اش را سوزاند
هیچ کس کمکم نکرد حتی کسی نبود اسید را با آب بشوید آن قدر فریاد زدم تا اینکه عباس مرا در چادری پیچید و به بیمارستان رساند و در همان جا وقتی پلیس از او پرسید چه کسی اسید را پاشیده است او همسرش را معرفی کرد و خودش نیز بازداشت شد.دختر 25 ساله با بغض گفت: یک سوءتفاهم و شک همه زندگی ام را تباه کرد. من هیچ گناهی نکرده بودم ولی آبرویم را در شهرمان از دست دادم و نمی دانم آن ها چطور ناحق راجع به من قضاوت می
حضور فعال بانوان دیار علویان در جریان پیروزی انقلاب
شهید جعفر امینی، زنی بود که از قبل انقلاب روضه و منبر داشت و برای خانم ها کلاس قرآن می گذاشت، بعد از انقلاب هم در ستاد نماز جمعه تنکابن خیلی فعال بود، ایشان در همین جلسات برای انقلاب تبلیغ می کرد. مسیح امینی که پسرعمه مادرم می شد، همسر خانم بهره ور بود، مسیح جزو نخستین گروهی بود که پدرم فراخوان کرد و روز شهادت امام صادق (ع) به قم رفت، حتی نقل شده که امام بالای منبر نشسته بود و مسیح آن قدر
عروس 16 ساله مشهدی شب عروسی از آرایشگاه فرار کرد
محدثه داستان خود را در اداره پلیس اینچنین تعریف کرد:در خانه ما غوغایی به پا بودو همه آماده شدند تا جشن عروسی ام را برگزار کنند اما غم بزرگی روی دلم سنگینی می کرد و فقط به دیگران نگاه می کردم . من نمی توانستم با هیچ کس درد دل کنم ولی دوست داشتم فریاد بزنم و به همه بگویم نمی خواهم با فرشاد ازدواج کنم. نزدیک غروب همراه خواهر شوهر و و خواهرم راهی آرایشگاه شدیم تا برای برپایی جشن آماده شوم اما من
نگاهی بر شاه بی شین
آمریکایی هاست، وگرنه الان من روی این چوب بست نبودم و تو هم مجبور نبودی برای من آجر بالا بیندازی. همین جمله باعث شد برای پدرم پرونده ای در سازمان امنیت باز شود به این کلفتی! که به مرور زمان، لابد به تعداد ساختمان هایی که می سازد، به برگه های آن اضافه می شود. سال ها بعد، که یک روز پدرم مثل یک بچه مدرسه ایِ درس خوان، کارنامه اش را زیر بغل زد و به خانه آورد، تازه فهمیدیم که او به
چگونه عالم بزرگ جهان عرب عاشق این دختر شد؟ (+عکس )
سوزاند روزهای دوری مرا عذاب می دهد، چقدر ما را دور می کند شب های دوری هم به درازی کشیده، و خواب را از چشمانم برده دیگر روح من تحمل دوری و جدایی تو را ندارد! گاهی هم هر دوی ما در شهر دوحه بودیم، اما او در خانه اصلی خود، پیش همسر اولش بود، باز هم دلش تنگ می شد و برایم نامه می نوشت و راننده اش آن را به دست من می رساند، با اینکه تنها چند کیلومتر از یکدیگر فاصله
اظهارات مشاور احمدی نژاد درباره رفع حصر و مشایی
در خانواده ما ریشه دار است. پدربزرگ من مرحوم محمد مجیبی زنجانی در دهه 20 و 30 مدیر روزنامه تجدد ایران و هفته نامه خمسه بود، یعنی تا قبل از کودتای 28 مرداد 32 ایشان کار مطبوعاتی می کردند، چاپخانه هم داشتند و اطلاعیه معروف آیت الله کاشانی در 30 تیر 1331 علیه نخست وزیری قوام السلطنه به طور محرمانه در چاپخانه پدر بزرگ من منتشر شد. در آن دوره ایشان از حامیان مرحوم مصدق بود که بعد از کودتای 32 مرداد
فاطمه معتمد آریا : من و اصحاب مطبوعات سی سال است بچه محل هستیم
آخر زندگی مادربزرگم الهام گرفته شده است. من بسیاری از ویژگی های شخصیتی مادرم را در فیلم گنجانده ام و به جز این داستان کوتاهی از یک نویسندة خوب امریکایی الهام بخش من بوده است. او در ادامة صحبت هایش در مورد فیلم نامه کار گفت: نسیم مرعشی نویسندة درجه یکی است که هرچند بیشتر تجربه اش در زمینه رمان و داستان کوتاه است اما در نوشتن این فیلم نامه به بهترین شکل عمل کرد و من و او حدود یازده بار
امام خمینی(ره) از مصادیق آمنوا و عملوا الصالحات بود
می خواهی، خانه می خواهی، باغ می خواهی، چه می خواهی؟ هرچه می خواهی به تو می دهیم. دست از پیغمبری بردار. فرمود: اگر ماه را در دست راستم بگذارید. خورشید را دست چپ من بگذارید. من دست برنخواهم داشت. انسان وقتی به یقین رسید نباید بگوید... حقوقش تأخیر بیافتد. خوب شود. بد شود. تحریم اقتصادی شود. امام حسین گفت: زیر سم اسب می روم، زیر بار زور نمی روم. سرم به نی می رود ولی جلوی ناکس خم نمی کنم. همه چیز مرا
مرد شکاک زنش را در رختخواب کشت!!
پرسش ماموری که پشت خط بود، آدرس خانه ای را داد و تماس قطع شد. بهروز، نگاهی به خواهر سه ساله اش انداخت که کنار بدن بی جان مادر گریه می کرد. در اتاقی دیگر پدر بی صبرانه، در اتاق راه می رفت. دقایقی بعد، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران و بازپرس جنایی وارد خانه شده و با جسد زن جوان روبه رو شدند. در حالی که پسر خانواده مدعی بود جنایت توسط خواهرش رخ داده، کارآگاهان جنایی به بررسی صحنه جرم پرداختند
چهار قلو ها،منتظر همت بلند مردان روزگار +تصاویر
کمک کند یک خانه ای مثل پنج قلوهای نهاوندی که رئیس جمهور به آنها داد، به من هم بدهند. حتی اگر 5 میلیون داشتم، می توانستم خانه ای در کنار خانه خاله ی بچه ها رهن کنم. *ایمان، تو که وسیله هم نداری، این بچه ها را از این سرِ شهر چطور می بری دکتر و بیمارستان؟ ای آقا چه کار کنم، مجبورم آژانس بگیرم، هر سرویس 1500 تومان، هر چه پس انداز داشتم از پول کارگری همه اش را دادم پول دکتر و آزمایش
ماجرای دو نامه رهبرانقلاب به خانم یحیایی
، بیا خانه و به شهربانی نرو. در ماشین، اعلامیه های امام(ره) وکتاب تشیع سرخ دکتر شریعتی بود و دیگر صلاح نبود که خودم به شهربانی بروم. سر چهارراه ایستاده بودیم، آقایی که بعد فهمیدم از مبارزان و دوستان حاج آقاست مرا شناخت، ترمز زد و گفت: خانم رحیم پور سریع بیایید برویم. گفتم: من رحیم پور نیستم، اشتباه گرفتی. گفت: من دوست حاج آقا هستم. الان بازداشت می شوید. من با تردید نشستم و دستم به دستگیره بود که اگر
ظریف از متر کردن بازار تهران تا توافق ژنو
بعضی ها از مرز انصاف و منافع ملی گلایه کرد. گفت وگو با وزیر امور خارجه هرچند قرار بود در ویژه نامه نوروزی جام جم به چاپ برسد، اما برنامه فشرده ظریف، زمان این گفت وگو را چنان به تعطیلات نوروز نزدیک کرد که چاره ای جز انتشار آن در روزنامه ندیدیم. با این حال گفت وگو در دقیقه نود سال 92 همان سالی که بی تردید چهره برجسته آن محمدجواد ظریف بود این حسن را داشت که آخرین تحولات مذاکرات هسته ای، سفر کاترین
باهنر: شرایط سوال از رییس جمهور آماده است
رعایت آیین نامه داخلی مجلس ندارد، جایگاه آیین نامه داخلی مجلس در مناسبات حقوقی کشور کجاست؟ این روشن است. ما قانون و قانون تر نداریم. اگر قرار باشد یک قانون مادر در کشور تهیه شود یکی آیین نامه داخلی مجلس است. تنها قانونی است که باید با 2 سوم رأی نمایندگان باید تصویب شود؛ درحالیکه تصویب کلیه قوانین کشور با نصف به علاوه یک امکان پذیر است، مگر آنکه جایی مجلس جلسه غیر علنی رسمی داشته باشد که نصاب آن بالا تر می رود. با تفاسیر یاد شده همه ارکان حکومتی ملزم به رعایت آیین نامه داخلی مجلس هستند.
خاطره ای از دوست شهید به بهانه تماشای خانه ای کنار ابرها
کردند. عرض کردم شخصی بود. هرچه درونم فشار می آورد که خبر را به پدر و مادرم بدهم و خود را آزاد کنم، ولی وجدانم رضایت نمی داد و می گفت بگذار این یک شب را هم این پدر و مادر راحت بخوابند، یک شب هم یک شب است. لذا همه خوابیدیم و حاج عیسی هم به نزد حاج موسی منزل امام جمعه رفت. من و خانمم و بچه هام در یک اتاق و پدر و مادرم در اتاق دیگر می خوابیدند. این دو اتاق تو در تو بودند و اگر من می خواستم
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/4
، مادرم زنگ می زند و نقش را می گیرد. چون انتخاب نقش های مرا مادرم انجام می دهد. فرهاد اصلانی هم در سخنانی کوتاه با بیان این که کارت برنده برای مصطفی کیایی است گفت: عصر یخبندان برای بازیگران مثل یک دوی امدادی بود که باید به هم پاس می دادند و خدا را شکر که هیچ کدام از بازیگران دو کاره نبودند و همه با تمرکز کار کردند. در پایان این نشست هم منصور لشکری قوچانی بیان کرد: وقتی فیلمنامه
مرد متاهل، متهم به تعرض به دختر بیمار
ماموران در این خصوص آغاز شد، برادران شبنم بازداشت شدند. آنها توضیح دادند خواهرشان را کتک زده اند اما قصد قتل نداشتند و فقط می خواستند او را تنبیه کنند. برادر کوچک مقتول گفت: نزدیک صبح بود که از خواب بیدار شدم تا به دستشویی بروم، یک دفعه بوی ادکلن مردانه را احساس کردم. بو آنقدر زیاد بود که تعجب کردم، چون در خانه ما مردی نبود که چنین ادکلنی به خود بزند. اطراف را گشتم و مردی را پشت در اتاق
حرکت جالب خانم برای زنده نگه داشتن خاطرات شوهر مرده خود!+عکس
وی در یک اقدام جالب اخرین نامه شوهرش را روی پایش خالکوبی نموده است روی نامه نوشته شده است:"همه زندگی من تو،دخترم روزی و فرزند متولد نشده مان است.همیشه یاد شما در ذهنم باقیست.بسیار دوستتان دارم.عاشق شما لمبی". ملیشا می گوید در ابتدا نامه را همیشه در جیبم می گذاشتم و هر موقع دلتنگی می نمودم انرا چندین بار می خواندم.بعدا ترسیدم انرا گم نمایم به همین خاطر تصمیم گرفتم انرا روی پایم خالکوبی
اکران محمد (ص) در جشنواره سی و سوم منتفی شد
درباره برخی اظهارنظرها درباره تشابه فیلم مرگ ماهی با فیلم های دیگری با موضوع مادر اظهار کرد: شاید خیلی وقت ها پیش بیاید که تماشای یک فیلم، مرا را یاد فیلم دیگری بیاندازد ولی اصولا سعی می کنم فیلم ها را با یکدیگر مقایسه نکنم. شباهت موضوعی یک فیلم به فیلم دیگر را نمی توان نقطه ضعف آن دانست چرا که این اتفاق در بسیاری از فیلم های سینمای جهان افتاده است. من هم سعی می کنم موقع تماشای یک فیلم همه حواسم