سایر منابع:
سایر خبرها
شکایت آقای بازیگر از نویسنده فیلم به اتهام آدم ربایی
به گزارش افکارخبر ، اوایل شهریور امسال مردی با مراجعه به دادسرای جنایی تهران در شکایتی از دوستش به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. مرد جوان در شکایتش به بازپرس پرونده گفت: آقای قاضی من کارگردان و بازیگر سرشناسی هستم.چندین سال است در حوزه کارگردانی و بازیگری فعال هستم. دوم مرداد امسال پس از تهیه برنامه ای از رشت به تهران آمدم که دوست و همکارم به دنبالم آمد تا ناهار را در خانه من بخوریم.
گزارشی از 3دهه فعالیت مجمع روحانیون مبارز
اعتمادیان، جعفر سبحانی، حسینعلی منتظری، محمدباقر سلطانی طباطبایی و محمدتقی طباطبایی حضور داشت و پس از تبعید رهبر فقید انقلاب به نجف رفت، اما یک سال بعد از سوی دولت عراق اخراج شد و به قم بازگشت. اعتراض این روحانی مبارز به غالب شدن فضای غیرسیاسی در قم سبب شد تا وی به تهران آمده و کلاس های تفسیر قرآن در مسجد جوزستان نیاوران دایر کند که با استقبال جوانان روبه رو شد. در بین حاضران در این جلسات نام حبیب
چند مترمربع برای خدا
هوا وارد بحث می شود؛ من 5سال است که در این مسیر با موتورم رفت وآمد دارم. پیک هستم. این مسجد برای من یک جای دنج است؛ تو فصل زمستان یک جور و تابستان به شکلی دیگر. گاهی از گرما به آن پناه می برم و گاهی از سرما و باران. خدا را شکر در آن همیشه باز است و هروقت بخواهم بعد از نماز استراحتی بکنم می آیم مسجد کوچیکه . یک مسجد خاص به سمت مغازه حاج آقا وثوق می روم اما به جز چند خانم جوان
بازرسی های ما در همه امور نیازمند تجدیدنظر است
مال خودش و خانواده اش است. شورای شهر در این زمینه چه کاری می تواند انجام دهد؟ شورای شهر می تواند به این نوع کاشت ها نظارت کند. فضای سبز شهری در تهران با این همه جمعیت و این همه منابع آبی که دارد، به نظارت احتیاج دارد. شما می دانید که چند تن مواد مثمر و خوراکی از این زمین ها می توانند بیرون بیاورند؟ ما این همه باغات فرحزاد را از دست داده ایم. چرا دوباره احیاء نکنیم. حداقل در
پیشنهادهای بی شرمانه ترحم برانگیز
دستمزد می گرفتم. اما هیچ وقت بدترین روز زندگی ام را فراموش نمی کنم؛ لحظه ای که در نمایشگاه، پشت کانتر ایستاده بودم و چشم های مادرم را دیدم که انگار به چشم های غریبه ای زل زده بود. سعی می کرد صورتش را زیر چادر پنهان کند اما تمام آدم هایی که نگاه هایمان را دنبال کردند فهمیدند ما مادر و دختر هستیم. یکی از پسرهای گروه که متوجه این اتفاق بود، بعد از رفتنش پرسید: آشنا بود؟ گفتم: نه... . از آن
من امیدوارم سرباز خوبی برای پرسپولیس محبوبم باشم
به جایگاه شایسته ای برسیم. این اواخر حمید درخشان در مصاحبه ای اعلام کرد احمد نوراللهی و مهدی طارمی زمان دایی نیمکت نشین بودند و من، آنها را احیا کردم. این حرف را تأیید می کنی؟ نمی دانم چه باید بگویم! حمید درخشان مربی من بوده و به خودم اجازه نمی دهم درباره ایشان نظر بدهم اما من زمان علی آقا دایی نیمکت نشین بودم. من از هفته اول چند دقیقه مقابل نفت تهران و در اهواز مقابل فولاد 10
ناگفته هایی از آخرین توصیه شهید صفارهرندی/ماجرای حضور در منزل رئیس ساواک!/رویکرد کیهان در دوره سازندگی و ...
/> هنوز جنگ شروع نشده بود؟ چرا، شاید حدود 2 هفته از شروع جنگ گذشته بود. یعنی حدود اوایل مهرماه سال 59. ** ماجرای حضور پاسداران در منزل رئیس ساواک! روز شروع جنگ کجا بودید؟ روز جنگ در ستاد مرکزی سپاه در خیابان پاسداران تهران بودم. آن جا آژیر زدند و بچه ها ماندند که چه خبر است. بعد بچه ها را جمع کردند و گفتند ماجرا این است و مهرآباد را بمباران کرده اند و از امروز
نگاهی به "خاص ترین "های بازار لوکس فروشی
را روی صورت ستاره های فیلم های هالیوود یا فوتبالیست های معروف دنیا دیده است. کنجکاوم بدانم برای کسانی که در گران ترین خیابان های شهر با فروش اجناس لوکس و با قیمت های بسیار بالا سرمایه گذاری می کنند سودی آن دست می آید؟ فروشنده توضیح می دهد که گاهی پیش می آید چند روز هیچ فروشی نداریم، اما یک روز چند قلم جنس را به قیمت خوب می فروشیم و همین برایمان خیلی خوب است. در این قبیل مراکز
دشمنان مردم درصدد القای ناامنی در کردستان هستند
بومی بودم چیزی بیشتر از این دنبال می کردم. در آغاز کار در خصوص انتخاب مدیران استانی شما عنوان کردید که مدیران باید توسعه محور باشد آیا خواسته ای شما در انتخاب مدیران محقق شده یا نه؟ چه ضعف هایی هست و برنامه خاصی برای بهبود این وضعیت دارید؟ من به جد به دنبال توسعه استان کردستان هستم و این را حق مردم می دانم و معتقدم نسبت به استان های مرزی ما، در گذشته ها توجه جدی نشده است البته
مسئولان فساد کنند دزدی در جامعه افزایش می یابد!
و به این نتیجه رسیده ام کاری که در عرض یک ماه در بخش خصوصی انجام می شود در عرض 2 سال در بخش های حاکمیتی نظیر دولت و... به سرانجام نمی رسد.با این اوصاف هر چند عمر 4 ساله برای دولت یا اعضای شورای شهر زمان کافی به نظر می رسد اما به لحاظ بروکراسی های ما عمر کوتاهی است. برای مثال، خود من بارها شده موضوعی را به قدری دنبال می کنم و تکرار می کنم که در آخر از حل یا پیگیری آن ناامید می شوم. در
اهالی کفتاردره شناسنامه دار شدند+عکس
گرمابسرد ساکن هستند و دو دخترم در منزل من سکونت دارند. وی از خشک سالی های رودخانه و باغ ها گلایه کرد و گفت: سربازی خود را در منجیل رشت گذرانده ام و علاقه ای به در شهر زندگی کردن ندارم؛ چراکه در کفتاردره دام و کشاورزی داریم و زندگی خود را می گذرانیم؛ 40 رأس بز داریم که حداقل می توانیم چند لیوان دوغ گوارا بخوریم. هر 2 خانوار مستقر در کفتاردره به گرمابسرد رفت و آمد می کنند
شهید عبدالحسین حمایتی
از چند ساعت استراحت ،فردای آن شب ،دسته بندی شدیم .من با اینکه دوستان دیگری داشتم ،ولی با توجه به خصوصیات حسین ،ایشان را به عنوان مسئول خود انتخاب کردم و مفتخر بودم که به عنوان نیروی کمکی ایشان در این عملیات حضور داشتم . پس از 24 ساعت تجهیزات را تحویل گرفتیم و قایق های موتوری را آب بندی کردیم .صبحگاه روز بعد ،شاهد آمدن گروه هایی از بسیجیان دلاور بودیم که به طرف مقر عملیاتی در حرکت بودند
از نمایش عکس امام جلوی نظامیان رژیم شاهنشاهی تا حادثه خونین 17 شهریور
همین دلیل فاطمه صغری توفیقیان خواهر بزرگتر علی که پیش از این و در زمان انقلاب در تهران سکونت داشته و علی نیز در زمانی که در تهران بود نزد خواهرش زندگی می کرد، مصاحبه دادن با خبرنگار نیزوا را بر عهده گرفت و برایمان از علی و جریان شهادتش گفت. فاطمه صغری توفیقیان در خصوص حضور برادرش علی در تهران به خبرنگار نیزوا گفت:علی بعد از اینکه ششم ابتدایی را تمام کرد دیگر ادامه تحصیل نداد و برای کار
13 سال انتظار برای سرانجام پرونده قتل
سروصدای ما همسایگان آمدند اما آنها، که 3نفر دیگرشان در کوچه بودند، نگذاشتند حسن را به بیمارستان منتقل کنیم و وقتی او به بیمارستان رسید فوت شد. با وجود این متهم در دفاع از خودش گفت: با حکم دادگاه انقلاب برای دستگیری قاچاقچیان مواد مخدر به آنجا رفته بودیم که بعد از دستگیری یکی از آنها پسر 12ساله اش به خانه مقتول رفت تا خبر دستگیری پدرش را برساند. من به پشت بام رفتم و یکی از همکارانم درِ خانه
سناریوی فیلمنامه نویس جوان برای ربودن کارگردان
شود بدون سر و صدا با ما بیا. نمی دانستم ماجرا از چه قرار است. آنها مرا به خانه ای در وردآورد بردند و در یک اتاق زندانی ام کردند. روز بعد متوجه شدم که آنجا یک کمپ ترک اعتیاد است. 27روز در آنجا زندانی بودم و در این مدت چند ناشناس مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند. درحالی که فریاد می زدم معتاد نیستم اما آنها دست از سرم بر نمی داشتند. مردان ناشناس چند کاغذ مقابلم گذاشتند و تهدید کردند که زیر
گفت وگو با عامل قتل وحشیانه پسر 10 ساله تهرانی
چاقویی که سپهر را کشتی چه کردی؟ چاقو را دادم مرفین گرفتم. من برای مواد لباس تنم را هم می دهم و آن روز چاقو را دادم. با مادرت تنها زندگی می کنی؟ مادرم 90 سالش است. چون برادر و خواهرانم سالی یک بار به او سر می زنند همیشه تنها است من هم گاهی کارتن خوابی می کنم. بعد از قتل پسر کوچولو کجا رفتی؟ با کارتنی که همیشه برای خواب دارم به خیابان رفتم و گوشه
کرار از نظر فنی و اخلاقی بازیکن خوبی است، او را ناراحت کرده اند
سپاهان پس از انتشار لیست قراردادهای باشگاه های لیگ برتری، یکی از گران ترین تیم های این فصل است. سپاهان که در پنج هفته گذشته با اقتدار حریفان را پشت سر گذاشت، در تعطیلات اجباری سه بازیکنش را به عناوین مختلف از دست داد و حالا با رفتن حاج صفی به بوندس لیگای B و درست نشدن کار پادوانی و شیمبای برزیلی، تمامی وظایف و رهبری خط حمله سپاهان برعهده کوچولوی ریزنقش زردپوشان محمدرضا خلعتبری است. خلعتبری
عامل ربودن کارگردان سینما روانه زندان شد/ متهم: معتاد بود، می خواستم ترک کند!
. پس از بازگشتم به تهران او به من زنگ زد و از من خواست که با هم ناهار بخوریم. من هم دعوت او را قبول کردم. وقتی که نزد او رفتم غذای مورد علاقه ام را نیز گرفته بود. اما همین که غذا را خوردم احساس گیجی و بی حالی به من دست داد بعد از آن هم دو مرد را دیدم که آمدند و به زور مرا به کمپ ترک اعتیادی در کرج بردند. 27 روز مرا در کمپ نگه داشتند و خانواده ام در تمام طول این 27 روزر از من بی خبر بودند. ضمن این که
اعتراف تکان دهنده مرد ژله ای
خواهد کشت. من هم به خاطر جان نوزادم چیزی نگفتم. پس از آن هر طوری بود از خانه فرار کرد. از زمانی که وی وارد خانه ام شده مدام می ترسم.زن دیگری نیز گفت: صبح روز حادثه زمانی که از خواب بیدار شدم متوجه شدم که لباس هایم پاره شده اما نمی دانستم چه بلایی سرم آمده است فکر می کردم که جن این کار را انجام داده است. به خاطر این چیزی نگفتم تا اینکه بعد از مدتی همین اتفاق برای دخترم نیز پیش آمد و متوجه شدم که در
اولین بازدید یک خبرنگار از معدن ساغند پس از شروع استخراج/ صید اورانیوم در عمق 340 متری دوزخ دره
انجام می دادیم . ما در این معدن 150تن فولاد نصب کردیم و این برای چینی ها خیلی جالب بود که یک تیم جوان اما فوق العاده پرانگیزه و علاقه مند چگونه کار را پیش می برند ولی ما همین که حس می کردیم یک دانش فنی را برای اولین بار به دست می آوریم، خودش برایمان یک سوپر شارژ بود . * وقف ساغند کم کم به انتهای گفتوگوی مان نزدیک می شدیم که من وارد سوالات شخصی شدم . مهندس سنش را 40
گفت وگو با زن و شوهری که متهم به قتل جوان مزاحم هستند
این بار تهدید می کرد اگر از حمید جدا نشوم، اول حمید را می کشد بعد خودش را. تو هم از ترس کشته شدن همسرت جواب دادی؟ پیامک هایم را ایشان دیده اند [افسرپرونده]. چندین بار نوشته بودم دست از سرم بردار و از زندگی ام برو بیرون. هم خودت و هم ما را بدبخت نکن. اما مدام مرا به قتل حمید تهدید می کرد. من هم زنگ زدم به حمید و از او خواستم به خانه بیاید. داشتم ماجرا را به حمید می گفتم که این بار به
دنیای گمشده در انزلی
1 لباس هایش را شسته و از بند آویزان کرده اند اما هنوز دست از دنیا نشسته اند و می گویند دختر کوچولویمان زنده است و جایی در این دنیا نفس می کشد؛ کجایش را نمی دانند و می گویند حضور هر روزه شان در اداره آگاهی انزلی هم نتیجه نداشته و آن ها هم نمی دانند چه بر سر دنیایشان آمده. 2 کمی آنسو تر در میدان مالا ، بلوار معلم در یک مجتمع چند بلوکه انزلی خبری از لباس های شسته شده
گفتگوی مفصل فریدون جیرانی درباره حاشیه های "تعبیر وارونه یک رویا": پای پایان، ایثارگری، مرگ قهرمان و ...
: تقریبا فروردین ماه سال 92 بود که پیشنهاد ساخت یک مینی سریالی را با عنوان خانه امن به تلویزیون دادم که قرار بود داستان ربودن یک دانشمند هسته ای را روایت کند که در آن جوانی بود که فداکاری می کرد تا با کمک ماموران اطلاعاتی مانع از خروج این دانشمند هسته ای از کشور شود. این سریال خیلی سریع کد تولید گرفت و آماده ساخت شد و تهیه کننده کار هم آقای مروی انتخاب شد که قرار بود کار را شروع کنیم که پشت نوبت
فیلم های ایرانی که در تلویزیون سانسور شدند!
حاتمی کیا را سانسور می کنند و هم ناخدا خورشید ناصر تقوایی را اما هفته گذشته سید رضا میرکریمی کارگردان سینما و مدیرعامل خانه سینما هم از دست ممیزی های تلویزیون خونش به جوش آمد. او از نحوه پخش فیلم سینمایی یه حبه قند در تلویزیون و سانسورهای شدید اعمال شده بر آن انتقاد کرد. میرکریمی در متن کوتاهی نوشت: هفته پیش ژاپن بودم که تصادفی شبکه NHK یه حبه قند را برای چندمین بار پخش کرد و با کیفیتی
هر آنچه در برنامه نود دیشب گذشت
که آیا تعداد قهر و آشتی های کرار زیاد نشده گفت: در هر تیمی بازیکن بی انضباطی می کند و وظیفه ما است که جلوی او را بگیریم. کرار در اردوی ما آخر شب نزد من آمد تا اجازه بگیرد و به خانواده اش در تهران در اردو حاضر نباشد اما من با توجه به اینکه بچه های دیگر تیم همین درخواست را کرده بودند مخالفت کردم. وی اضافه کرد: با خبر شدیم وی ساعت 12 شب اردو را ترک کرده و صبح هنگام صرف صبحانه برگشته و با
علیپور: در برخورد با خالکوبی درنگ نمی کنیم
قالب هایی فرو رود که با مناسبات اجتماعی ما همخونی لازم را داشته باشد. چطور شد وارد این فضا شدید؟ لباس روحانیت و روزش فوتبال چقدر همخوانی دارند؟ اولا من در دوران جوانی بازیکن تیم فجر سپاه بودم و جزو خانواده فوتبال کشور به حساب می آیم. پس با این ورزش غریبه نبوده و نیستم. اما این که چطور شد وارد فضای مدیریتی فوتبال کشور شدم، در دوران مدیریت دکتر دادکان فوتبال بیش از پیش توسعه
اشک های مردم پس از تماشای محمد (ص)
به گزارش صاحب نیوز ، بر طبق آخرین خبرها فیلم محمد(ص) در کل کشور بیش از دو میلیارد تومان فروخته و پنجشنبه گذشته تنها در یک پردیس سینمایی بالای 35 میلیون تومان فروش داشته است. این استقبال گسترده از یک اثر سینمایی نکته قابل توجهی است که جدا از اخبار نیاز به مشاهده دارد، به همین دلیل نیز از نخستین جمعه اکران تا یک هفته بعد از آن را با مردم و در سالن پردیس ها و سینماهای تهران گذراندیم تا
ربودن دختر 15 ساله برای خرید آیفون!
دخترم ساناز که 15 سال سن دارد با هم زندگی می کنیم . چندی پیش مادرم به من گفت که وقتی با ساناز بیرون رفته بودند او از یک پسر جوان حدودا 22 ساله که در یکی از مغازه های مبل فروشی این خیابان کار می کرد شماره تلفن گرفته است.از آنجاییکه فکر می کردم موضوع چندان اهمیتی نداشته باشد توجهی نکردم . تا اینکه دخترم روز چهارشنبه چهارم شهریور امسال از خانه فرار کرد . این مرد ادامه داد: وقتی ساناز فرار
گفتگو با مهدی پاکدل
رفتید که سختی کار را دو چندان می کرد. - برای من سینما حرفه ای فوق العاده جدی است. راه های بهتری برای پول درآوردن وجود دارد و در مورد سینما به این بُعد قضیه فکر نمی کنم. به خاطر علاقه زیادم به سینما اصلا دوست ندارم کاری را در این فضا انجام دهم که دوست ندارم. واقعا به این موضوع فکر نمی کردیم که فیلمی بسازیم که بر سر زبان ها بیفتد و چند تهیه کننده ما را بشناسند و راه فیلمسازی برایمان آسان
پاداش بیش از 3 قرن خدمت در حسینیه
ابراهیم لآلی (تابلو نقاشی) * کشیک محله بچه ها قبل انقلاب، عکس ها و اعلامیه های امام را زیر لباس هایشان قایم می کردند و به دیوارها می چسباندند... روزها با اتومبیل استیشن خودش همراه با محمد لآلی از مردم باند، پنبه، پارچه و وسایل دیگر جمع می کردند و به بیمارستان ها می بردند. بعد از پیروزی، ابراهیم به کمیته انقلاب رفت. شب ها با یک گروه حدوداً 20 نفره از پسرهای فرحزاد با چوب توی