سایر منابع:
سایر خبرها
در جست و جوی باران چشم آبی
در چه زمینه ای می خواهیم کمکمان کند. می گفت پوشاک یا خوراک. که من گفتم بچه ها بیشتر لباس نیاز دارند و بهتر است برای آنها لباس خریداری شود. آن هم بعد از گرفتن اسم و مشخصات من و بچه هایم رفت و گفت که دوباره برای کمک برمی گردد. روز شنبه ششم بهمن ماه بود که دوباره برگشت. زنگ در خانه مان را زد و وقتی در را باز کردم، گفت که پول آورده تا با هم برویم خرید کنیم. من و باران هم با آن زن رفتیم. وقتی برای
زندگی مشترک مان بعد از طلاق شیرین شد
و تا صدای موتور او را نزدیک پنجره می شنیدم سریع جایم را عوض می کردم تا دیگر چیزی نشنوم و یاد همسرم نیفتم. آقای محمدی حرف را اینطور ادامه می دهد: همه چی مرا یاد همسرم می انداخت حتی آهنگ موبایلم را عوض کرده بودم که توی شعرش برای همسرم پیامی داشتم. آنقدر همسرم را دوست داشتم که در ایام جدایی طاقت نداشتم حتی از دور او را ببینم. اصلا نمی توانستم ببینمش. مشاور گفت با این تفکرات تو
شهادت دختر علیه پدر در ماجرای مرگ مرموز مادر
بازجویی کرد. شوهر ثریا که متهم پرونده است، در آن زمان ادعا کرد همسرش از بالکن سقوط کرده و جانش را از دست داده است اما زمانی که ماموران از دختر ثریا تحقیق کردند، او گفت پدرش در پی یک مشاجره مادرش را از بالکن به پایین پرت کرد. به این ترتیب، مراد، مرد 50 ساله، دستگیر شد اما در بازجویی ها قتل را انکار کرد و مدعی شد مقتول خودش از بالکن به حیاط پرتاب شده است. هرچند متهم قتل را انکار می کرد
مبارز باهوشی که دست ماموران راخواند و فرار نکرد
به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اراک ، با بیان گرمش که مشتی و شیرین بود،گفت: ساواکی ها مرا دستگیر و داخل ماشین ژاندار مری انداختند و درب ماشین را باز گذاشتند تا وسوسه شوم فرار کنم و از پشت من را با تیر بزنند، اما دست آنها را خواندم و فرار نکردم. برای تهیه بخش دوم مجموعه گزارش های مردان انقلابی به گپ و گفتی با آقای احمدی از مبارزان انقلابی شهر اراک پرداختیم.
حضرت امام مردم را ولی نعمت مسئولین می دانستند
جوری اتفاق افتاد؟ امام لبخندی زد و گفت بله، ریختند در خانه - ایشان در خانه حاج آقا مصطفی مهمان بودند - گفتند من هنگام شب در خانه بودم که صدای جیغ و فریاد می آید. در را باز کردم و دیدم مستخدم خانه را می زنند در آن حال گفتم روح الله من هستم کاری به کار آن مرد نداشته باشید شما بروید من خودم می آیم. لباس پوشیدم و من را سوار ماشین کردند در صندلی عقب و دروسط نشاندند که در کنار من افراد مسلح با بی سیم
با اعتماد به نفس به دخترم گفتم: آفرین تو یک دختر ایرانی با حجاب هستی!
به عنوان یک زن ایرانی مسلمان ساکن در اروپا بشنویم. خط قرمزهایی داشتم که نمی توانستم زیرپا بگذارم طیبه متولد 23 اسفند 1360 در تهران است بعد از دوره دبیرستان همه تلاشش را می کند که برای دانشگاه طوری درس بخواند و انتخاب رشته کند که از خانواده دور نشود. رشته تاریخ تمدن ملل را انتخاب می کند و در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل می شود. طیبه می گوید در پایان سال دوم دانشگاه با همسرش که
خواستگاری همزمان از10دختر پولدار
رفت و از آنها کلاهبرداری می کرد. به گزارش جوان چندی قبل دختر جوانی به اداره پلیس رفت و از خواستگار قلابی به اتهام سرقت چند صد میلیونی شکایت کرد. شاکی در توضیح ماجرا گفت: من وضع مالی خوبی دارم و خانواده پولداری دارم اما با آنکه بیش از 30 سال سن دارم هنوز ازدواج نکرده ام. چند سالی است که تصمیم گرفته ام ازدواج کنم اما خواستگار مورد نظرم را پیدا نکرده بودم تا اینکه مدتی قبل در مهمانی با
زندگی سیاه زنی با آرایش غلیظ
شدم مریم از تنها زندگی کردن من برای مصرف مواد و دورهمنشینی با دوستانش، سوء استفاده کرده است. عمویم چند بار به سراغم آمد و حتی دو بار مرا کتک زد که چرا مریم را به خانه ام راه می دهم؛ اما نمی دانست که من هم معتاد شده ام و به دلیل موادی که دخترش به من می دهد، او را به خانه ام راه می دهم. کم کم مریم از من خواست که خودم پول موادم را بدهم، مصرفم بالا رفته بود و سه سال پیش به مصرف کراک نیز
درنگی در واژه فاطمیین
. فیقول اللّه: انطلقی فمن اعتصم بک فهو معک فی الجنّة. فعند ذلک یودّ الخلائق أنّهم کانوا فاطمیّین... ترجمه ؛ .... جبرئیل عرض می کند: ای فاطمه، هر چه می خواهی از خدای خویش طلب کن. فاطمه عرض می کند: خدایا، شیعیان مرا دریاب. خطاب می رسد: همه ی شیعیان تو را آمرزیدم. عرضه می دارد: پروردگارا، شیعه ی فرزندانم را نیز نجات بده. ندا می آید: همه ی آنان را بخشیدم؛ یا فاطمه، اینک در میان اهل محشر برو
ساواک چرا و چگونه تشکیل شد؟/عاقبت جنایتکاران پهلوی و شکنجه گران ساواک/ برنامه ها و شیوه های ساواک برای ...
را. یادم هست کف اتاق سفید کاملا قرمز شده بود و من از درد زیاد بی هوش شدم. وقتی به هوش آمدم دیدم که مرا به تختی بسته اند. بعد دوباره شروع کردند به شکنجه دادن. یکی از شکنجه گرها خودکار لای انگشت هایم گذاشت و دیگری انگشتانم را شکست. آن موقع اسم این کار را اشکلک گذاشته بودند. روایت تکان دهنده یک زن از مخوف ترین زندان پهلوی / به محض ورود به زندان یک دست لباس خونی تنم کردند / یک بار شکنجه گر
شهیدی که از پشت بی سیم خبر شهادتش را اعلام کرد/زندگینامه شهید مدافع حرم محسن حیدری+ مداحی
. شوخ طبع بود و اهل بگو و بخند و خیلی هم خوش سفر بود. قاری قرآن بود. آیاتی از قرآن که به جهاد و شهادت مربوط می شد را خیلی می خواند و با حسرتی که در چشم هایش موج می زد از جهاد و شهادت حرف می زد. مهر ماه سال 90 بود که خدا مرضیه خانم را به ما هدیه داد. محسن عجیب ذوق دخترش را داشت. می گفت: خدا هر پاسداری را که دوست داشته باشد، به او دختر می دهد. وقتی برای زایمان مرا به بیمارستان برد تا صبح پشت در
انتقاد 'عماد الدین باقی' از روحیه درویش مسلکی دهه 60
کارت بزنید و وارد سپاه شوید. قپه و درجه وجود نداشت. فرمانده سپاه با نگهبان دم در پادگان نه در لباس و نه در رفتار هیچ تفاوتی نداشت. کسی درباره حقوقش چانه نمی زد، چیزی به نام اضافه کار وجود نداشت. تفکر ایجاد نظام بی طبقه توحیدی آن قدر در جامعه رسوخ داشت که هر گونه درجه مادی ضد ارزش تلقی می شد. من و دوستانم خیلی روزها تا 8 شب هم سرکار بودیم ولی هیچ کدام نه تنها حرفی از اضافه کار نمی زدیم حتی در مخیله
طلا پایین تر از حد انتظار / شبی که ماه کامل شد بهترین فیلم آبیار / 9 فیلم برتر آرای مردمی جشنواره / ...
را مشخص می کنند. عباس میرزایی درباره انتخاب اخلاقی راد گفت: رضا اخلاقی راد براساس توانایی اش انتخاب شده است. بسیار شناگر خوبی است. متاسفانه او هم مانند بسیاری از هنرمندان خوب است که دیده نمی شوند و به آن ها فرصت داده نمی شود. او جایزه بهترین بازیگری یکی از فستیوال های دنیا برای فیلم لرد را گرفته و بسیار با سواد و متواضع است. او ادامه داد: عوامل فیلم خون خدا سرعت مرا در ساخت
شاندویچ منو نشف می کنی؟!
به قیافه شان می آید و خیلی خوب هم اجرایش می کنند. مثلاً خیلی از دوستانم توی کار صدا هستند و آدم خوشش می آید اما بعضی ها اصلاً به قیافه شان نمی خورد یا مثلاً طرف شخصیت تند و خشنی دارد و با صدایی که اصلاً بهش نمی خورد، حرف می زند و آدم زده می شود. کسانی مثل هستی و سارا که گاهی یا شاید هم خیلی وقت ها مثل بچه ها حرف می زنند می گویند معمولاً این کارشان دلیل خاصی ندارد یا اینکه در نهایت می
آمار سرطان در ایران رو به افزایش است/ بیمه های درمانی به هیچ دردی نمی خورند!
بیمه از من حمایت نمی کند تا دوباره سال جدید شروع بشود. هر دو ماه آزمایش کامل می شدم و حالا شده هر سه ماه یک بار. باور کنید هر بار کلی استرس دارم که اصلاً هزینه های آزمایش ها را می توانم جمع و جور کنم یا نه. دکتر هم مدام می گوید استرس برای سرطان سم است. مگر می شود استرس نداشته باشم؟ حقوق من که بازنشسته شهرداری هستم دو میلیون و 600 هزار تومان است. فقط آزمایش هایم هر بار نزدیک 600 هزار تومان می شود
مصاحبه پسر قذافی در زندان
گزارش رسانه ها یکی دیگر از پسرهای او خمیس، در جنگ برای شهر ترهونه به شهادت رسید. صیف الاسلام، پسر و یکی از همرزمان نزدیک قذافی، دستگیر شد. در سال 2016 ، شبه نظامیان ستیزه جو گفتند که او را آزاد کردند. گاه بگاه به نام او اظهارات سیاسی از جانب طرفداران دولت قبلی انجام می شود. یکی دیگر از پسران معمر قذافی ساعدی، همراه با نخست وزیر سابق ، در زندان طرابلس هستند. او به سرکوب خشونت آمیز اعتراض ها علیه معمر قذافی در سال 2011 متهم شده است. عایشه دختر قذافی، و صفیه فرکاش همسرش و پسر بزرگش محمد، همراه با فرزندان ، توانستند فرار کنند. ابتدا آن ها در الجزایر بوده، و از آنجا به سلطاننشین عمان منتقل شدند. ...
حسرت بزرگ بازیگر ایرانی بعد از طلاق همسرش (فیلم)
آمریکا زندگی می کند. فروتن پیش ازاین دراین باره گفته است: وقتی من و همسرم جدا شدیم هردوی ما دلمان می خواست با دخترمان زندگی کنیم. همسرم وقتی از ایران رفت همه دلش را در زندگی من باقی گذاشت او در یک کشور دیگر بی تابی می کرد و دخترم هم اینجا مادر می خواست ولی نداشت. نهایتاً مجبور شدم به حرف خواهرم که می گفت: دختر برای بزرگ شدن مادر می خواهد چون الگو لازم دارد و اگر بدون مادربزرگ شود هویت نخواهد داشت. گوش کنم و برای همین تصمیم گرفتم ترنگ را پیش مادرش بفرستم تا از تنهایی و غریبی مادرش هم بکاهد. ...
ژانر وحشت در سینمای ایران؛ شب بیست و نهم و دیگر هیچ!
سه دوره تاریخیِ قاجار، پهلوی و معاصر منطبق شده است. ابراهیم بعد از مرگ مادرش که کنیز شازده ای قجری بوده به یتیم خانه سپرده می شود و در جوانی از وردستی طیب لوطی صفت به نوچگی شعبان قداره کش روی می آورد. در پیری نیز بعد از سرکیسه کردن بیوه ای متمول، دختر نوجوان او را مورد آزار و اذیت قرار داده و کینه اش را به جان می خرد. آل در پیچ و خم ارمنستان فیلم سینمایی آل به کارگردانی بهرام
عاقبت سیاه دختر عروسکی تهران در دادگاه ! + عکس
با خبر کرد که دختر نوجوان از همایون خواست تا پایان دوره تحصیلی اش صبر کند و پس از گرفتن دیپلم به خواستگاری او بیایند. همایون وقتی دید دختر مورد علاقه اش جواب مثبت به به خواسته اش داده از همان دوران شروع به جمع کردن پول هایش کرد و با پدرش که هر روز در مغازه بود درباره علاقه اش به دختر نوجوان صحبت کرد و مرد طلافروش وقتی دید پسرش دیگر عاشق دختر نوجوان شده پذیرفت تا او را در این مسیر همراهی
ساواک برایم چندین خواستگار فرستاد +عکس
روزی که چادر سر کردم و به دانشگاه رفتم یکی از اساتید کمونیست، همین که من را دید وسط راهروی کلاس ها خشکش زد و بهت زده به من نگاه کرد (می خندد). زمان ما زمان برزخی آدم ها بین انتخاب راه چپ و راست بود. تفکر انقلاب کم کم داشت پا می گرفت، استادهای چپ گرا در نظراتشان منفعل شده بودند و جامعه آمادگی این را داشت که کسانی مثل ما شروع به شنا کردن خلاف جریان آب کنند. به همین خاطر با این قانون شکنی
مجموعه داستان کوتاه فارسی بسیار زیبا
بودم و به صداش گوش می دادم و یاد فیلم راه بازگشت افتاده بودم و قیافه اون مردی که خیلی دعا می خواند جلو چشمم بود. می خواستم برم مثل والکا یه جمله ماندگار بهش بگم. مثلاً بگم: تو اگه احساس گناه نمی کردی، اینقدر با خدا حرف نمی زدی، اگه می خوای تو زندگیت کمتر اذیت بشی کمتر احساس گناه کن تا کمتر به خدا نیاز داشته باشی. یه لحظه خودمو در حال گفتن این جمله تصور کردم، اصلاً بهم نمی اومد. از گفتن جمله ماندگارم
کابوس سیاه قربانی اسید پاشی را رها نمی کند
و ابروهایش را با مدادی سیاه نقاشی کند تا کمی رنگ به چهره اش بیاید. در این گزارش مادر آرزو به جای دخترش که تمایلی به گفت و گو ندارد، درباره این حادثه هولناک می گوید. --- * کابوس سیاه دختر نوجوان قصه ما وقتی هشت ساله بود و هنوز درکی از اسید و اسیدپاشی دنیای اطرافش نداشت، در جریان انتقام جویی زن دایی خود بخشی از چهره اش را از دست داد. خاطره او از هشت سالگی، سوزش دردناکی
مصباحی مقدم: احزاب غیرروحانی در انقلاب نقشی نداشتند
/> در ماجرای تبعید امام (ره) اصلاً مسئله به موضوع عجیبی تبدیل شد؛ مردم به شدت به خیابان ها آمدند و شعار (یا مرگ یا خمینی) سر می دادند. عده ای شهید شدند تا اعتراض خود را نسبت به تبعید امام (ره) اعلام کنند. اثر گذاری حضور مرجعیت و روحانیت در انقلاب اسلامی که از 15 خرداد 1342 شروع شد و در بهمن 1357 به ثمر رسد، قابل مقایسه با اثرگذاری سایر حاضرین در عرصه مبارزات نیست. این تبعید تا چه اندازه
من به سوریه می روم، تو بمان افغانستان
، ایشان از عموزاده های پدرم بود، همسرم زودتر از ما به ایران آمده بود، زمان شروع جنگ شوروی در افغانستان. اسمش علی حسن بود و در ایران کارگری می کرد. یک عروسی کوچکی گرفتم، پدرم مخالف انجام مراسم بزرگ بود. من خودم اصلا دوست نداشتم ازدواج کنم، دوست داشتم درس بخوانم، اما تا چهارم ابتدایی بیشتر مجالش را پیدا نکردم و گفتند باید ازدواج کنی. *اگر دختر جوان در خانه بماند گناه دارد پدرم
دستم را رها نکن
تصاویر دوربین های مداربسته نشان می داد پسرک 16 ماهه چند قدم از مادرش دور شده و سراغ یکی از خادمان حرم رفته و دقایقی با او بازی کرده است. خادم احضار می شود و در جریان تحقیقات به مأموران می گوید: در حال انجام کار بودم که پسربچه سراغم آمد. تنها بود و فکر کردم گم شده است. چند دقیقه ای او را نگه داشتم و با او بازی کردم تا اینکه مردی سراغم آمد و گفت زن جوانی را دیده که در پی یافتن پسرش بوده است و
متن و ترجمه خطبه فدکیه حضرت زهرا (س)
عَلَی الْمُتَّقینَ . (5) ای مسلمانان! آیا سزاوار است که ارث پدرم را از من بگیرند، ای پسر ابیقحافه،آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببری و از ارث پدرم محروم باشم امر تازه و زشتی آوردی، آیا آگاهانه کتاب خدا را ترک کرده و پشت سر میاندازید، آیا قرآن نمی گوید سلیمان از داود ارث برد ، و در مورد خبر زکریا آنگاه که گفت: پروردگار مرا فرزندی عنایت فرما تا از من و خاندان یعقوب ارث برد ، و فرمود: و
ماجرای قهر شهید مطهری از ستاد استقبال / سه طرح دشمنان برای لحظه ورود امام(ره) به کشور
، این اتفاق می افتاد. واقعا چنین برداشتی صحیح هست؟ بشارتی: از روی کتاب به صورت مستند برایتان صحبت می کنم، این مهم است که شاه گفته و همسرش فرح نیز در کتاب (دختر یتیم) آن را نقل کرده است. اومی گوید: محمدرضا می گفت: من در جریان تحریم نفتی اعراب در سال 1667 شیر های نفت ایران را به روی جهان غرب و اسرائیل باز کردم و به بهانه تحریم روابط با اعراب اجازه ندادم چرخ صنعت وانرژی غرب از کار بیفتد. تمام
روایت حماسه نبل و الزهرا(س) و شهدای 13 بهمن ماه+ تصاویر
سبحان قرار بگیریم ... از آن جا که بعضی افرادی شایعه می کنند که کسانی که به سوریه و عراق برای دفاع از حرمین به جهاد می روند انگیزه مالی دارند، بدانید که این حرف توطئه دشمنان برای بی ارزش قلمداد کردن این جهاد مقدس است و به والله که هیچ یک از رزمندگان برای پول نیامده اند... ادا تکلیف بر همه چیز ارجحیت دارد. دعا برای همه رزمندگان را فراموش نکنید و بیتابی نکنید که این راه عشق من بود .
برندگان عکاسی سال 2018 استرالیا
برنده اصلی مسابقه اکولوژیست بریزبن، جاسمین وینک، است. 1- مدرسه، عکاس: برد فرگوسن. این عکس در بخش مردم و پورتره مقام اول را به دست آورده است. این عکس در مدرسه ای متروکه و رها شده گرفته شده است. فرگوسن برای گرفتن این شات با یک طراح لباس و یک مدل همکاری کرد و این عکس به نوعی الهام گرفته از مادربزرگ او است. 2- صحنه هایی از شیاپو، چین، عکاس: نیل چانگ. این عکس برنده بخش سفر مسابقه
بازنشستگان و هزینه های کمرشکن
کنیم. خواهرش که همراه او است، می گوید: بازنشسته ای را می شناسم که برای پسرش زن گرفته و او هم بچه دارد. اما اخیراً از کارخانه رینگ اسپرت اخراج شده و در خانه جلوی پدر و مادرش نشسته است. از آن طرف تعاونی مسکن فرهنگیان پول می خواهد. شاید باور نکنید؛ آنها هنوز مستأجرند. راننده تاکسی که در همان نزدیکی است و موضوع گزارش ما را متوجه می شود، می گوید: فقط بازنشسته ها نیستند؛ ما هم