سایر خبرها
معلم نشدم که راحت باشم
سخت است اما هدف من از معلمی به من آرامش می دهد. یعنی به خاطر این هدف حاضرم از خواب یا تفریح خودم بزنم تا آرامش و امنیت برای خانواده ام برقرار کنم اما در کنار آن بتوانم معلمی را هم ادامه بدهم. همیشه حواسم هست که اگر تصمیم گرفته ام بیرون از خانه هم کار کنم احساس خستگی یا سرشلوغی من به اعضای خانواده منتقل نشود. حتی همسرم هم این دغدغه را داشتند. اما شخصیت صبور و همراه ایشان باعث شد این
جزئیات خیانت زن به شوهرش مقابل چشمان او
می دیدم تفاوتی نداشت به همین خاطر دچار وسوسه های شیطانی شدم و با آن فرد ناشناس ارتباط برقرار کردم. خودم را جای بازیگران نقش اول این سریال ها گذاشته بودم و به همان شیوه عمل می کردم. بعد از چندبار ملاقات خیابانی با آن مرد ناشناس روزی که همسرم به ماموریت خارج از شهر رفته بود او را به خانه دعوت کردم اما ناگهان همسر و برادرم وارد خانه شدند و تا جایی که در توان شان بود ما را کتک زدند بعد از آن هم با پلیس تماس گرفتند . بنا به این گزارش، دستور سرهنگ توفیق حاجی زاده (رئیس کلانتری) متهمان این پرونده به دستگاه قضایی معرفی شدند. ...
پای حرف های پروفسور داریوش فرهود پدر علم ژنتیک ایران
خداحافظی با مهمان هایش، به هر بهانه ای تا در ورودی مطب بدرقه شان می کند. ایمانم را از شما دارم هنوز در مطب بودیم که خانم حدود 40 ساله وارد مطب شد از قبل تماس گرفته بود و با منشی هماهنگ کرده بود دکتر برای پیشواز زودتر از اتاقش بیرون آمده بود. خانم تعریف می کرد و ما شاهد گفته هایش بودیم: حدود 20 سال پیش بود آمده بودم که شما تأیید کنید که جنینم دچار مشکل ژنتیکی است و برگه سقط جنین
ویژه های سحر و افطار تلویزیون در پَسِ عدم سنخیت سریال شبکه پنج با رمضان + تیزر- اخبار فرهنگی – همسو نیوز
سریال تلویزیونی به ایفای نقش پرداختند. شبکه دو از دلدار می گوید سریال دلدار کاری از برادران محمودی در ماه مبارک رمضان ساعت 21:30 از شبکه دو سیما پخش خواهد شد. دل دار یک قصه عاشقانه است که در بستر عشق و اتفاقات اجتماعی که جوانان درگیر آن هستند از قبیل ازدواج، شغل و انتخاب های متعدد اتفاق می افتد. خط اصلی داستان درباره آرش جوان نخبه دانشگاهی است که به دلیل بیماری مادرش دانشگاه
زندگی تلخ فریدا کالو ، نامی ترین زن تاریخ هنر
نیز از آن مستثنی نبود. فریدا می دانست که او با زنان دیگر در تماس است، اما هیچوقت به رویش نیاورد. اما حادثه روحی بزرگ هنگامی رخ داد که ده سال پس از زندگی مشترک، فریدا همسرش را هم بستر با خواهر کوچکترش کریستینا دید و از دیه گو جدا شد. او خود در مورد دوران جدایی شان چنین می گوید: دیگر دیه گو هم با من نیست، رهایش کردم. حالا خودم هستم. نقاشی می کنم. این بار خودم را می کشم. دست در دست خودم، با خودم ازدواج
کشتنش اما به کدامین گناه ؟!
خودش رشته کلام را به دست گرفت و ادامه داد اهل نماز شب بود، به بچه هایش قرآن یاد می داد، با همه مهربان بود، هیچ کس از او ناراحتی نداشت، آن شبی که آسوده می خوابیدم وقتی بود که مصطفی به دیدنم می آمد وسط صحبت هایش درد دل هم می کرد و زیر لب زمزمه که خدایا! زندگی ام از دست رفت . لابلای حرف هایش از پسر شهیدش، ذکر حسین(ع) از دهانش نمی افتاد، می گفت پسرم را در راه حسین(ع) دادم، زندگی ام را هم در
یک معلم بازنشسته: انقلاب اسلامی برکت است/ بازنشسته ها نیازمند رسیدگی هستند
داشت: دو سال از دوران خدمتم به عنوان معلم در شهرستان کهنوج گذراندم مردم میهمان نواز و مهربانی بودند و شاگردان خوبی در این دو سال داشتم. علیرمضانی ادامه داد: بچه ها را دوست دارم و به شغل خودم خیلی علاقه مندم چون معلمی شغل انبیاست و افتخار می کنم که در این راه گام برداشتم. وی بیان کرد: نسبت به نماز جماعت بچه ها در مدرسه حساسیت زیادی داشتم و همیشه آن ها را به اقامه نماز تشویق می
برایم مهم است نقشی که بازی می کنم توده مردم را نمایندگی کند
تئاتر برگردید. چه اتفاقی سبب شد که مجددا این عرصه را برای بازی انتخاب کنید و چرا این همه سال از آن دور بودید؟ سال هاست دنبال این بودم که به تئاتر برگردم. 12 سال پیش که آخرین تئاترم را کار می کردم، اخباری می شنیدم که خیلی خوشایند حوزه تئاتر نبود. ولی در این 3، 4 سال گذشته وضعیت تغییر کرده و اخبار خیلی خوبی از تئاتر به گوش می رسد. به عنوان مثال اسپانسر و تهیه کننده ها به تئاتر ورود پیدا
مدرسه ای بزرگ در دل یک اتاق کوچک!
فداکار در گفت و گو با ایسنا می گوید: با مادر نرگس به جهت همسایگی در اتباط بودم و شرایط این دختر معصوم را می دانستم، بعد از مهرماه متوجه شدم که بخاطر شرایط آموزش و پرورش، کمبود مدرس و بودجه، معلمی به نرگس داده نشد و از طرفی علاقه مندی این دختر به تحصیل را دیده بودم، به همین دلیل پس از مشورت با همسرم تدریس برای نرگس را آغاز کردم و هر روز پس از تعطیل شدن از مدرسه به خانه شان می آیم و به این دختر
معلمان معلول نمی توانند در مدارس عادی تدریس کنند
معلمان مدارس استثنایی کسانی هستند که مغز ها را شست وشو می دهند و تمام افکار منفی و ناتوان را می شویند . اغلب خودشان هم معلولیت دارند و می دانند چه راهی را باید رفت و چه راهی را نرفت. آنها به تو می آموزند چه کنی تا در میدان پس از زمین خوردن بلند شوی. آنها به تو می آموزند اگر نمی بینی، بدانی که دیگران در مورد ظاهرت چه قضاوتی می کنند. معلم استثنایی فقط یک معلم نیست کسی است که چیزهایی به تو می آموزد که حتی مادر یا پدرت هم نمی دانند.
اهدای کلیه به پدرشاگرد؛ راز مگوی معلم 71 ساله+عکس
الله. از آن زمان همه دل خوشی من در اوج روزهای نوجوانی این بود که بعد از تعطیل شدن از مدرسه به یتیم خانه بروم. بچه ها با من انس گرفته بودند. برایشان شعر و قصه می خواندم. اعداد و ریاضی را یادشان می دادم. بهترین روزهای عمر من همان روزهایی بود که کنار آن ها بودم. این همکاری تا سال ها بعد که معلم شدم ادامه پیدا کرد. در سال های اول معلمی بخشی از درآمدم را به بچه های یتیم اختصاص دادم. یک روز
زن جوان، حلقه مفقوده راز 7 ساله یک قتل
آفتاب نیوز : ماجرای این پرونده که رنگ و بویی جنایی دارد از اول مرداد سال 91 زمانی در دستور کار پلیس قرار گرفت که زن میان سالی با مراجعه به کلانتری شهرک ناجای مشهد از پلیس برای یافتن شوهر گم شده اش استمداد طلبید. این زن 50 ساله در اظهارات خود گفت: ساعت چهار بعد از ظهر روز گذشته (91.4.31) همسرم که با خودرو مسافرکشی می کند از منزل خارج شد اما دیگر بازنگشت. وی گفت: ما که نگران بودیم
به من گفت مجردم و او را از مادرش خواستگاری کردم!
که ادعا کرد طلاق گرفته است. او سه بچه داشت چطور متوجه نشدی؟ بچه هایش طوری رفتار می کردند که فکر می کردم خواهر و برادرهایش هستند. البته یک بار دختر سه ساله اش به او گفت مامان و شک کردم. بعد چه شد؟ حدود سه ماه از رابطه مان گذشته بود که حس کردم عاشقش شدم. قصد داشتم با او ازدواج کنم. مرا خوب درک می کرد و برعکس همه دخترها دنبال پول نبود. یک بار که به خانه شان
جای خالی بازی های فکری در غرفه کودکان نمایشگاه کتاب
حیاط شبستان به فروش می رسند. اما من ناشری ام که کالای ایرانی دارم و اسم تولیدی ام هم روی اسباب بازی های فکری خورده و به عنوان یک ناشر حق دارم کتابم را با مجوز و اسباب بازی ام را بدون مجوز بفروشم اما به دلایلی حق فروش اینگونه اسباب بازی ها را در دوره نمایشگاه ندارم. 'سال گذشته بازی های فکری و پازل در نمایشگاه زیاد عرضه می شد اما امسال غرفه های بسیاری نسبت به این امر تنش داشتند. از روز اول
مدالیوم انجمن نمایشگران خیابانی به ژاله کاظمی اهدا شد
؛ نمایشی ندیده بودم؛ من آن زمان پانزده سالم بود. همسرم، خانم پروین ملک علایی به نمایش های خیابانی علاقمند شد، نزدیک 10 یا 15 سال است که با ایشان همکاری دارم؛ دخترم پریناز وکیلیان از 40 روزگی در بغل مادرش در نمایش خیابانی حضور داشت و تا همین الان که به صورت حرفه ای نقالی می کند. من و جمشید عسگری به سریال علی شاه حاتمی دعوت شدیم گفتم ماکار مهمتری داریم و نمایش خیابانی بازی می کنیم. ازآن به بعد نمایش
مرد آهن فروش قربانی یک سوءظن شد
مرگبار بازداشت شده بود به قتل محمود اعتراف کرد. با اعتراف پیرمرد به جنایت، او با قرار بازداشت موقت به دستور بازپرس جنایی روانه بازداشتگاه شد. گفت و گو با متهم چرا با محمود درگیر شدی؟ من دوبار ازدواج کرده ام. همسر اولم فرنگیس نام داشت. سال ها با او زندگی کردم اما 27 سال قبل دوباره با زنی به اسم آمنه ازدواج کردم. چند وقت قبل با همسر اولم اختلاف پیدا کردم او هم به همراه
افشای اسراری تازه از جنایات آیشمن ایران / وقتی روزنامه کیهان را امینی توقیف کرد!
سال خاطرات روزنامه نگاری ام به نویسندگی و کارگردانی امیر فرض اللهی، راهی آبادی کوچکی به نام ده شور در حاشیه دریاچه نمک قم شدیم تا درباره ماجرای زنده به گور شدن زندانیان سیاسی فیلمبرداری شود که این واقعه مربوط به بخشی از خاطرات دوران خبرنگاری من است. در آبادی ده شور هنگام جست وجو برای شناسایی شاهدان حادثه همه روستاییان نشانی خانه بانوی روستایی 95 ساله ای به نام ننه گلنسا و فرزندش را
راه برو نگاهت کنم
یک چیزی از آقای رمان روی دیس می گذارم که تقریبا 40سال است از او به یادگار نگه داشته ام. نگه داشته ام تا به خود بگویم که او در این همه سال زندگی روی بورس ادبی اش، نه به امنیه چی ها باج داده و نه به روشنفکران. او همیشه مترهای خودش را داشته. سیلی زده اند سیلی زده. اوغوربه خیر گفته اند اوغوربه خیر گفته. رقصیده اند رقصیده. آجر بالا انداخته اند آجر بالا انداخته. و در میان تمام روشنفکرانی که اصالت شان به
پسر شهیدمطهری ام اما آقازاده نیستم
اما متوجه می شدیم که مرتب وضو می گیرند. به گفته دانشجویانش با صورت خیس و آستین های کمی بالا رفته وارد کلاس می شدند و آنها متوجه می شدند که استاد با وضو حاضر شده تا عملا بفهماند که کلاس درس، مقدس است. از عالیه خانم از خصوصیات اخلاقی همسرش می پرسیم، می گوید: کم سن و سال بودم که با ایشان ازدواج کردم. 7کلاس بیشتر درس نخوانده بودم. از همان اوایل ازدواج مرا تشویق کردند که درسم را ادامه بدهم
از برادرم عباس تا توصیه رهبر انقلاب به مطالعه بهترین رمان دنیا
بین مذهبی ها کسانی هم هستند که درست فکر نمی کنند. اولین خواستگاری که آمد تو خانه، یک دانشجو بود. معرفش که یکی از بچه های گروه فرهنگی مان بود به زهرا گفته بود خودش مذهبی است، اما خانواده اش نه. خانواده من نسبت به سربازی و کار نداشتن، یک وسواس خاصی داشتند. در کتاب ها خوانده بودم اگر خواستگاری بیکار بود، اما جنمِ کارکردن داشت، بررسی و درموردش فکر کنید. من هم با خودم فکر و بررسی کردم که این
بی چشم داشت
ام را به طور کامل از دست دادم. 4 سال خانه نشین شدم و در این مدت معالجات پزشکان اثری نبخشید. به توصیه خانواده ام مجبور به ادامه تحصیل در مدارس نابینایان شدم. از دوران راهنمایی علاقه شدیدی به شعر و سرودن شعر پیدا کردم و تحصیلاتم را در رشته ادبیات ادامه دادم. من هم دانش آموز همین مدرسه بودم. با این دانش آموزان زندگی کرده ام و تجربیات بسیار شیرینی دارم و ارتباط من با دانش آموزانم صمیمی است و
عنقا: رها کردن نمایش خانگی اشتباه استراتژیک است/ ریحانه پارسا، بچگی کرد
فرهنگی کنید پوستر می زنند! اگر قرار بود مسئله حجاب با این پوسترها و همایش ها حل شود که الان، همه حجاب بودند. *این حرفها را که می زنی نمی ترسی میزان اذیت و آزارها بیشتر شود. چون عناصری مثل تو برای این سیستم خطرناک هستند. چون اصل جریان فیلمسازی و سریال سازی حاکم بر کشور لیبرال مسلک است. من در منزل سه تا دختر 9 ساله دارم و می ترسم....من خودم خانواده دارم. *هرسه 9
اعتراف مرد 80 ساله به ارتکاب جنایت
. ماجرای قتل را تعریف کن و بگو چرا مقتول را کشتی؟ من راننده هستم و دو همسر دارم. از همسر اولم دو پسر معتاد دارم. 27 سال پیش با همسر دومم آشنا شدم و از همان موقع من و دو همسرم و فرزندانمان در یک خانه زندگی می کردیم. مدتی قبل با هم دچار اختلاف شدیم و همسر اولم با یکی از پسرانش از خانه رفت. مدتی دنبال او گشتم و در نهایت متوجه شدم او خانه ای اجاره کرده است، اما زنم پولی نداشت که خانه
خوشحالم که بخشی از خاطرات دهه شصتی ها هستم
از این بچه مظلوم ها بودم که سرشان به کار خودشان است، اما یادم هست در زمان ما در مدرسه بچه ها را با خط کش و شیلنگ تنبیه می کردند. بچه های آن زمان هم خیلی با بچه های الان فرق می کردند و مسؤولان مدرسه هم می خواستند بالاخره به یک نحوی آنها را کنترل کنند. بعضی سکانس ها در همان مدرسه خودم (پشت منزل بی بی) فیلمبرداری می شد و مدیر مدرسه ام آقای عربیان که امیدوارم همیشه سلامت باشند
کامبیز دیرباز : برایم مهم است نقشی که بازی می کنم توده مردم را نمایندگی کند
نمایش ماربازی به تئاتر برگردید. چه اتفاقی سبب شد که مجددا این عرصه را برای بازی انتخاب کنید و چرا این همه سال از آن دور بودید؟ سال هاست دنبال این بودم که به تئاتر برگردم. 12 سال پیش که آخرین تئاترم را کار می کردم، اخباری می شنیدم که خیلی خوشایند حوزه تئاتر نبود. ولی در این 3، 4 سال گذشته وضعیت تغییر کرده و اخبار خیلی خوبی از تئاتر به گوش می رسد. به عنوان مثال اسپانسر و تهیه کننده ها به
از زندگی خصوصی هیو جکمن چه می دانید؟
می کنند اگر چه همواره شایعات بسیاری در مورد زندگی این دو وجود داشته اما جکمن و فورنس اکنون بیش از دو دهه است که با هم زندگی می کنند که ازدواج آن ها را به یکی از بادوام ترین ازدواج های هالیوود تبدیل کرده است. جکمن دلیل پایدار ماندن زندگی شان را در این موضوع می داند که او در هنگام ازدواج بازیگر معروفی نبوده است. فورنس در این باره چنین می گوید:” شوهرم بهترین دوست من است. همیشه گفته ام. من تنها فرزند خانواده ام بودم پس ازدواج برای من شبیه این است که دوستی شب در خانه ام بماند تا فردا صبح هم بتوانم با او بازی کنم، به نظرم این فوق العاده است. عاشق این وضع هستم”. ...
مادری که 38 فرزند دارد + عکس
از 44 فرزند او، اکنون فقط 38 نفر زنده هستند و مریم مجبور است دست تنها غذای کافی برایشان فراهم کند. زندگی او هرگز آسان نبوده است. او در 12 سالگی به اجبار نامادری خود با یک مرد 28 ساله ازدواج کرده است. مریم می گوید: همسرم چند زن و بچه های زیادی از آن ها داشت که من مجبور بودم از آن ها مراقبت کنم. همچنین بسیار خشن بود و هر فرصتی که دستش می آمد مرا کتک می زد. مریم اولین فرزندانش
معلمی که پا برهنه و با کمک دانش آموزانش امید را به دل خواجه نفسِ سیل زده برگرداند
رنج ببرند، زلزله سرپل ذهاب مدرسه را روی سرشان آوار کند و یا سال جدید خود را با سیل در مناطق شمالی کشور آغاز کنند. خِدِر کُر معلم روستای خواجه نفس از توابع شهرستان گمیشان که استان البرز معین امدادرسانی به سیل زدگان آن است و 16 سال از عمر 43 ساله خود را در آموزش و پرورش خدمت کرده است، به خبرنگار تیتریک ، می گوید: در روستای خواجه نفس یک مدرسه راهنمایی پسرانه وجود دارد اما متوسطه و مدارس
مشق امروز چند سطر بشردوستی
. چند سال سابقه معلمی دارید؟ 28 سال، وقتی آمدم معلم مقطع ابتدایی بودم و الان هم مدیر مدرسه هستم. چند سال در جمعیت هلال احمر سابقه دارید؟ بیش از 16 سال سابقه فعالیت در هلال احمر دارم. من به واسطه فعالیت های امدادی و شرکت در مانورها و بعدها فعالیت داوطلبی با جمعیت هلال احمر آشنا شدم و فعالیت ها را با انگیزه بیشتر در این سازمان مردم نهاد ادامه دادم. آقا غلامرضا چه اشتراکاتی
در این خانه غریبید غریبانه بگردید
از سند دارم که البته الان دم دستم نیست ولی همه اسناد در اختیار شهرداری است. این خانه به این شکل بوده که سه سند مختلف داشته و از طرف خانواده مادری به مادر سایه رسیده است. بعد از فوت مادر به عنوان وراث، پدر سایه باید امضای سه خواهر و خود سایه را می گرفتند که بتوانند آن خانه را بفروشند. پدر من مدت ها طبق معمول که به چنین مسائلی بی توجهی می کند، امضا نکرده بوده و بعد پدرش پیغام می فرستد که اگر نمی