سایر منابع:
سایر خبرها
آقای رییس جمهور کدام دانشکده نظامی را گذرانده ای؟
خلیل احمدی در شکستن این محاصره نقش اول را بر عهده داشتند و معجزه کردند آنان از آموزش و تجربیات بسیار خوبی برخوردار بودند .فرمانده تکاوران دریایی در آن مدت ناخدا صمدی بود . لحظه ورود به اتاق جنگ خرمشهر با او آشنا شدم مدریت و فداکاری های او چشم گیر بود. روز 24 مهر به مناسبت شهادت این عزیزان و جمعی دیگر از رزمندگان نطامی و غیرنظامی خرمشهر خونین شهر نامیده شد. دو روز قبل از حضور من در خرمشهر
جوهره اصلی انقلاب اسلامی مقاومت و ایستادگی مردم است
علی دوستی عصر روز سه شنبه در شورای عالی بسیج رسانه خراسان جنوبی در محل روزنامه آوای این استان افزود: عزت و اقتدار کنونی ایران تحت درایت مقام معظم رهبری در عرصه جهانی نتیجه پیروی مردم از ولایت فقیه، ایثار و اخلاص ملت است. وی که خرداد 1332 هجری شمسی در روستای 'گازار' بیرجند به دنیا آمد، با شروع جنگ تحمیلی 27 سال داشت، روانه جبهه شد و تا پایان جنگ تحمیلی همراه رزمندگان اسلام در دفاع از ارزش های
روایت سردار از سرزمین مجاهدت های خاموش
رجانیوز آنچه که در ادامه میخوانید مشروح مصاحبه نشریه رمز عبور با ایشان است: چگونه وارد کردستان شدید و چه شد از تهران سر از کردستان درآوردید؟ بسم الله الرحمن الرحیم. من و یک عده دیگر در مدرسه حقانی قم درس می خواندیم. چه کسانی؟ آقای مقدم، آقای سیف اللهی و چند نفر دیگر. چند نفرشان در طول جنگ شهید شدند، چند نفرشان هم زنده هستند. من و آقای مقدم و پسرعمویم یک حجره
مولوی؛ زمینه های ظهور و روش تدریس معارف
زبان فارسی در این دوران نگاه کنیم. ریچارد ایتون استاد تاریخ دانشگاه آریزونا در آمریکا، می گوید: در قرن 14 میلادی، زبان فارسی در بخش بزرگی از جهان، از آناتولی (ترکیه) تا شرق آسیا، نه تنها زبان فاخرِ ادبی شمرده می شد، بلکه در مکاتبات رسمی و مذاکرات منطقه ای نیز به کار می رفت. فارسی در قرن های 13 و 14، در چین، هم زبان میانجی بود و هم زبان رسمی خارجی. مارکو پولو در چین و در سراسر جاده ابریشم، از زبان
منا که برف نمی آید این سپیدی مرگ است
فاجعه مِنا تکمیل کرده و منتشر کرده است. در ادامه این شعر را می خوانید: وضو گرفته ام از بهت ماجرا بنویسم قلم به خون زده ام تا که از منا بنویسم به استخاره نشستم که ابتدای غزل را ز مانده ها بسرایم؟ ز رفته ها بنویسم؟ نه عمر نوح نه برگ درختهای جهان هست بگو که داغ دلم را کی و کجا بنویسم؟ مصیبت عطش و میهمان کشی و ستم را سه مرثیه ست که باید
"محمد رسول الله(ص)"؛ اثری که برایش جمله جانان همه جمعند
مجید مجیدی با یک فیلم شاعرانه با هوشمندی دوران کودکی پیامبر را به تصویر کشیده اند تا پیام مهر و محبت این یگانه را با زبان سینما به جهان نشان دهند. برایم افتخاری بس عظیم است حضور در نقشی که راوی این قصه زیباست. محمد رسول الله (ص) در معرفی اسلام به عنوان دینی رحمانی موفق عمل کرد علیرضا شجاع نوری متولد 1334 شیراز، فارغ التحصیل زیست شناسی از دانشگاه شهید بهشتی، هنرهای دراماتیک
شعر/ تو از خرابه بخوانی من از منا بنویسم
تکمیل کرده و منتشر کرده است. در ادامه این شعر را می خوانید: وضو گرفته ام از بهت ماجرا بنویسم قلم به خون زده ام تا که از منا بنویسم به استخاره نشستم که ابتدای غزل را ز مانده ها بسرایم؟ ز رفته ها بنویسم؟ نه عمر نوح نه برگ درختهای جهان هست بگو که داغ دلم را کی و کجا بنویسم؟ مصیبت عطش و میهمان کشی و ستم را سه مرثیه ست که باید جدا جدا
فساد داخلی یا تحریم خارجی؟!/ گلوله هایی که می نویسند
نمرده، زنده است و اومده پیش تو. خدایا من بابامو می خوام. بابامو به من برگردون. روزها گذشت. دخترک بزرگ شد. پدرش نیامد. او را هرگز ندید، نبوسید، نبویید، در آغوش نگرفت. شاید هیچ درکی از محبت پدری نداشت. آرزوی خوردن یک شام با پدر بر دلش سنگینی می کرد. دیدن یک لبخند پدر حسرت بزرگ زندگی او بود. پدر برای او یک واژه ی نا آشنا که فقط معنایش را در کتاب خوانده و
ممد، تو بودی و خیانتو دیدی
رزمندگان اسلام، فرمانده سرافراز و نامور سپاه خرمشهر، محمد علی جهان آرا به همراه چهار سردار بزرگ اسلام سرلشکر فلاحی جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش، سرتیپ نامجو وزیر دفاع، سرتیپ فکوری جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش و شهید یوسف کلاهدوز قائم مقام فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند. اجتمام ** 1880 ** 1071
ناگفته های شهادت چند فرمانده ارتش وسپاه
آن، مدل های قدیمی تر به پاکستان داده شد که هنوز هم آن پرنده ها در این کشور بکار گرفته می شوند، لازم به ذکر است که 3 نمونه H و E و نمونه تغییر یافته جهت عملیات های الکترونیکی پیش از انقلاب شکوهمند اسلامی و به استناد آمار منتشر شده به تعداد 54 فروند برای کشورمان خریداری شد. از این هواپیما علاوه بر ترابری تجهیزات و نیروها در مواقع جنگ، به وفور در موضوعاتی نظیر کمک رسانی در سیل و زلزله
گشت و گذار شاعرانه در خانه اخوان و کاکایی و سبزواری و ...
مشابه های پیرامون این است که شعر ترانه می گویید. کاکایی هم در پاسخ گفت: بخشی از این ویژگی حاصل بلاتکلیفی خودم بین شعر و ترانه است. من در دهه 60 شاعر اجتماعی بودم و مخاطبم عامه مردم بودند. دهه 70 شعر وارد محافل خاص شد و شعرا برای شعرا شعر می گفتند. چون دهه 60 مخاطب ما مردم بودند احساس تنهایی کردم و برای همین زبان محاوره را انتخاب کردم تا شاید بتوانم دوباره با مردم ارتباط بگیرم. مضامین جنگ را هم که در
این شهید یک دست خوب حاجت می دهد
. قبل از عملیات فتح المبین، به تیپ 27 محمد رسول الله (ص) اعزام شد تا به عنوان معاون گردان حبیب بن مظاهر مأموریتش را انجام دهد. وی پس از خاتمه عملیات فتح المبین، فرماندهی گردان حبیب بن مظاهر را بر عهده گرفت و نقش فعالی در مراحل سه گانه "الی بیت المقدس" و آزادی خرمشهر ایفا کرد. در خرداد سال 1361 با دختری مؤمنه عقد ازدواج بست. پس از پایان عملیات بیت المقدس، به همراه قوای محمد
ایرانِ زیبای ما (1)
های شهر و روستای خود را برای ما بفرستید. مثل همیشه منتظر نظرات سازنده شما عزیزان هستیم. ******** 1. نمای زیبا از دهکده تاریخی ماسوله در فومن استان گیلان. عکس از نصرا روشن. 2. ایران بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده پسته در جهان است. عکس از مهدی مطهری. 3. آسمان بار امانت نتوانست کشید . شنزار طبس، استان خراسان جنوبی. عکس از مصطفی ت.
حاج محمد طاهری فکر کرد شهید شده ام/آقا شعرم را اصلاح کردند
گروه دین مشرق، شاید بتوان گفت "بی حاشیه بودن " مهم ترین مشخصه اوست. مردی که هنوز هم صدایش از جنس خاکریز و سنگر است. حاج رضا پور احمد برای رزمنده های لشکر حضرت رسول(ص) نام آشنایی است. مدتی در حوزه آیت الله مجتهدی طلبگی کرده و اصلی ترین مشوقش برای مداحی را مرحوم آیت الله مجتهدی می داند . مداحی که شش سال از عمرش را در جبهه گذرانده و هنوز هم دلش بی تاب آن روز هاست. جالب است بدانید خبر شهادت حاج رضا
فاجعه منا، طرح حساب شده سعودی ها بوده است
اینکه در جریان آبادان، امام راحل فریاد شکست حصر آبادان را سر دادند و میلیون ها بسیجی به میدان رزم پا نهادند، بیان کرد: شکست حصر آبادان در واقع مقدمه ای برای یک پیروزی بزرگ بود و ثمره آن این شد که امروز فرماندهان مدافع حرم در حالی که خون از وجودشان می ریزد از صحنه نبرد فیلمبرداری می کنند و در یک مصاحبه فرمانده تیپ امام علی مدافع حرم می گوید که خون از من می رود اما قدمی از وظیفه ام عقب نشینی نمی کنم
در جنگ با دشمن ننگه که سازش کرد + صوت
: بله، اتفاقاً همین چند شب پیش خواب دیدم که به سمت پدرم حرکت می کنم و به آغوش او می روم. این قضیه برای من انگیزه ای شد که از زبان فرزندان شهیدان شعری بگویم و سفارش هایی که شهدا برای ما دارند و ما وظیفه داریم آن ها را انجام دهیم، بازگو کنم که نتیجه اش سرود مادر برام قصه بگو شد . توکلی در ادامه می افزاید: زمانی که این سرود به نیمه رسیده بود، در شیراز خدمت حضرت آیت الله خامنه ای رسیدیم که
آبادان؛ غروری که هست، هیبتی که رفت
آبادانی باشی یا نباشی، قدم زدن در این شهر یک حس نوستالژیک زیبایی به تو می دهد که باعث می شود از ماندن در این شهر هیچ گاه خسته نشوی هر چند آبادان با دوره شکوفایی خود فرسنگ ها فاصله گرفته ولی هنوز خیلی ها را مجذوب خود می کند و باعث می شود کسی در این شهر که هنوز آثار تجاوز دشمن در جای جای آن نه پیدا که نهفته است، احساس غربت نمی کند. آبادان به دلیل شکوفایی بی نظیری که داشت، نوستالژی های بی
باهر: بزرگداشت مولانا باید به دست جوانان ادامه یابد/ لاروش: شعر مدافع صلح است
: در این ایام سوگواری جمله ای از مولانا نقل می کنم که می گوید زخم مکانی است که از آن نور به تو وارد شده است. دعا می کنیم نور رستگاری به دل همه داغداران بتابد. بسیار خرسند و مفتخرم که در بزرگداشت مولانا حضور دارم. شاید مستحضر باشید که یونسکو توجه ویژه ای به قدرت و اهمیت شعر معطوف می دارد. وی افزود: همه ساله یونسکو 21 ماه مارس برابر با اول فرودین ماه را در همه جای جهان پاس می دارد و همه
شب شهادتم، شب دامادیم است؛ نقل و شیرینی بدهید
اسلام به جهاد رفته و شربت شهادت نوشیده است. امیدوارم که به من هیچ وقت ناکام نگویید، چون در نهایت کامم را گرفتم که بهترین نعمت هاست. امروز من در راه جاودانه ای گام نهاده ام که انتهای آن حکومت مستضعفان بر جهان است. راه و حرکت ما از امروز و یا چند روز پیش آغاز نشده، بلکه از اول تاریخ و داستان هابیل و قابیل شروع شده و با پایان جنگ اتمام نمی گیرد، بلکه تا ظهور حضرت مهدی (عج) ادامه خواهد داشت. به شما وصیت
جبهه، قصه و شعبه ای از کربلا بود/ فراهم کردن ملاقات مادرم با امام(ره)
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا ، حاج محمود ژولیده مداح و شاعر اهل بیت(ع) در گفت وگو با کانون خبرنگاران نبأ در رابطه با فضای مداحی در جبهه جنگ و قرابت آن با حادثه کربلا گفت: قصه جبهه ما، قصه کربلا است به این معنا که می توان جبهه و دفاع مقدس را شعبه ای از کربلا دانست، فضای جبهه مانند فضای کربلا بود؛ زیرا که اصحاب یا شهدای کربلا با شعر و رجزخوانی وارد عرصه نبرد می شدند و از
خالِصی، شهیدی خالص و بی ریا/ صبحانه ای که خورده نشد
، خبری از ایشان ندارم: گر بمرده است، روانش پرنور ور بود زنده خدا یارش باد معاون ایشان هم جناب آقای تابش بود که الان نمایندگی مردم اردکان را در مجلس شورای اسلامی دارد. چند روزی در تیپ الغدیر بودیم، با آموزشهای لازم آبی و خاکی و... . خلاصه روزی رسید که برای حرکت به خط شلمچه و تحویل آن خط مقدم، آماده بودیم. بعد از ظهر یک روزی که گرمای جنوب هنوز حس می شد. مینی بوسها آمدند و روبروی محل
روایتی از دوران اسارت؛ روزهای الرشید
بود که خانواده ام از من داشتند. هفدهم مهر، خرمشهر بودیم. جنگ واقعی آنجا بود. زن ها و بچه ها از شهر رفته بودند. مسجدجامع شده بود پایگاه نیروها. ما در خانه ای روبه روی مسجد که قبلا مطب بود، مستقر شدیم. داشتیم آنجا را آماده می کردیم که یکی از برادران خرمشهری آمد و گفت: اینجا ساختمان محکمی ندارد. با یک موج انفجار خراب می شود . ما را برد خانه خودشان و گفت: اینجا در اختیار شماست . یکی از اتاق ها را
روایتی از مادرانه های سه خواهر که چهار شهید داده اند
: دوست دارم بعداز دوستم رحمت الله محمدی ، دومین پاسدار شهید باشم . رحمت الله آن زمان در جنگل های آمل بدست منافقین به شهادت رسیده بود و محمدتقی هم پانزده روز بعد ، آرزویش اجابت شد و به شهادت رسید. در این لحظه حاج خانم با زبان شعر در وصف محمدتقی می گوید : " عاشق نهضت ، رفتی با عزت * برزگر خوش باد پیوند تو با رحمت " در رابطه با این شعر از او می پرسم که می گوید : کمی طبع شعر دارم و برای
از قابلمه ی غنیمتی تا عکس حجله ای پیش از شهادت
دادن است، والا احساس می کنم یک قابلمه روی سرم گذاشته ام. از بذله گویی اش رزمندگان همراه خیلی خندیدند، و من هم برای اینکه این خاطره ثبت شود از او عکسی گرفتم. *** خنده ای فارغ از تمام زخم ها و دردهای زمینی مرحله اول و دوم عملیات کربلای یک انجام شده بود. رزمندگان از دل شب اول مدام جنگیده بودند تا بالاخره دشمن را از شهر مهران بیرون تاراندند. دو شب و یک روز از عملیات
بنیاد در آینه مطبوعات
وجود مشکلات و اختلافات داخلی قادر به کسب پیروزی نیست. حال آنکه با فرار بنی صدر و به وجودآمدن اتحاد بین نیروهای نظامی، از تنش های داخلی کاسته و مردم به پیروزی های بیشتر دل بستند. با پیشروی ارتش متجاوز عراق در استان خوزستان، شهر خرمشهر پس از 34 روز مقاومت جانانه سقوط و آبادان محاصره و در معرض سقوط قرار گرفت. با سقوط خرمشهر، حفظ آبادان توجه فرماندهان نظامی را جلب کرد؛ چراکه با اشغال این شهر، تمام
اینجا معراج است؛ آغازی برای عزیمت
دادند؟ بردم شان سر مزار فرمانده های جنگ. گفتم اینها کسانی هستند که نپرسیدند چرا. کسانی هستند که بدون هیچ مزدی، بدون هیچ نیاز به این دنیا رفتند... مادر، هنوز برای پسرت گریه می کنی؟ ... گریه می کنم... گریه نمی کنم؟ وقتی می روم بهشت زهرا، سر خاکش گریه می کنم. پیش بچه ها نه. آنها افسرده می شوند. می روم بهشت زهرا. برایش درد دلم را می گویم. حرف هایم را می گویم. چند بار آمد به خوابم
برای پدرم که حاجی شد
/> صدقه هم کنار بُگذارید خواهر کوچکم نمی فهمید مادرم منحنی و خم شده بود انتظار و سکوتِ نافرجام خانه یکسر تمام غم شده بود اسم ها را دوباره می خواندیم دارد آمار می رود بالا صد و ده _نه دویست _نه سیصد ناگهان اسمی آشنا حالا مادر از حال رفته غش کرده چند زن دور او به دلداری خواهرم
شعر و سبک ویژه شب عاشورا
ذات بی نیاز است الله الله نصر من الله نماز مرز بین کفر و دین است فریاد یک صدای مسلمین است پیغام ثاراللّهیان همین است الله الله نصر من الله از خون پیشانی وضو بگیرم سینه سپر پیش هجوم تیرم من بی نماز، را نمی پذیرم الله الله نصر من الله نیزه رَود در دل هزار بارم تیر آید از یمین و
شعر و سبک ویژه شب هفتم ماه محرم
خون به جای لاله تقدیم پدر کردی غنچه پرپر ای اصغر غنچه بی آب من همچو گل از هم واشدی مهر طومار حسین در روز عاشورا شدی تو تمام هستیِ فرزند زهرایی تو مدال شانه ی خونین بابایی غنچه پرپر ای علی اصغر بلبل خاموش من شد مقتلت آغوش من هم نشان غربت من هم مدال دوش من پیش چشمم با لب عطشان تو را کشتند
روایت زندگی سیدحسن از کودکی تا حضور جدی در سیاست/ خمینی ِنسل سوم
به احمد گفته بود: تو تصور می کنی دو سرباز رشید و مقتدر را به میدان نبرد می فرستی . فاطمه همچنین می نویسد: در روزهای تاسوعا و عاشورا من و حسن که هفت سال بیشتر نداشت و یاسر که 40 روزگی اش را سپری می کرد به صفوف مردم پیوستیم . فاطمه طباطبایی بعد از مدتی به همراه حسن و یاسر در آخرین پرواز فرودگاه مهرآباد (به خاطر اعتصاب کارکنان فرودگاه) به خواست سیداحمد، تهران را به مقصد فرانسه ترک می کنند و بعد در