سایر منابع:
سایر خبرها
عاشقانه گیلانی با چاشنی فرانسوی
دیوانه وار عاشق گلی است. از زمانی که کودکی بیش نبوده و این عشق را با خود حمل کرده تا بعد از سالیان دراز نهال آن را در دل گلی بکارد و باز هم باید صبر کند و مجد عاشق شکست خورده ای است که دست روزگار نگذاشته به عشقش برسد. شخصیت های این فیلم خیلی تکراری نیستند و می توان با آنها احساس همدلی کرد اما مشکل کار از همین جا شروع می شود. فرهاد چرا ناگهان فرانسه را ترک کرده و دل به مهربانی های مادرانه حوا سپرده؟ گلی
فرماندهان ارتش پس از انقلاب چگونه انتخاب می شدند/ مردی که پس از انقلاب مدعی حافظ منافع آمریکا در ارتش بود
فرماندهی و ستاد را هم نتوانسته بود بگذراند و تنها خصوصیت او بی سوادی و قلدری بود. به پاداش آن حرکت متهورانه به همه جا از جمله ریاست ساواک شاه رسید. حالا یک عده هم فکر می کردند در این حادثه به آنان نشان افتخار خواهند داد. یکی از اینها وارد پادگان که شده بود فرمانده اش می گوید این چه حرکتی بود؟ مگر قرار نبود تیراندازی نکنید؟ می گوید اگر مردم ما را خلع سلاح کرده بودند شما چه می گفتید؟ و با ما
دیگر چه اتفاقی باید بیفتد تا متوجه شرایط اضطراری خوزستان شویم؟!
ندیده باشد، که برخی رسانه ها دیده اند، اما ظاهرا هنوز چیزی به چشم مسئولان نرسیده است. چند روزی است، اهواز و برخی دیگر از شهرهای خوزستان اسیر گرد و غباری هستند که سال هاست ریه های ساکنان این خطه را هدف قرار داده، چشمانشان را آلوده، زندگی شان را مختل کرده و همه هست و نیستشان را تحت الشعاع قرار داده؛ اما جز وعده های سرخرمن، واکنشی از جانب مسئولان رخ نداده تا این ابهام در ذهن مردم منطقه شکل
اقبال سینماگران پس از نخستین رونمایی محمد در روز معرفی نامزدها
یا یک دفینه زیرخاکی پیدا کرده ایم. البته در این میان علی محمد قاسمی مدیر فیلمبرداری به خوبی توانست تصاویر خوبی را بگیرد و به خوبی از پس فیلمبرداری این فیلم برآمد و دیگر عوامل نیز به خوبی کار خود را انجام دادند. 12:22- سعید راد با اشاره به سی و سومین جشنواره فیلم فجر و آثاری که در کاخ جشنواره دیده است، گفت: من هنوز همه این فیلم ها را ندیده ام و نمی توانم اظهار نظر کنم اما با این حال همان
نفت و گاز از ایران ، تامین آب از تاجیکستان
کارمان به جایی رسیده است که راضی شده ایم نفت وگاز مان را با آب تهاتر کنیم. آن هم با کشوری چون تاجیکستان. به قیمت تامین برق تابستانی، آب پشت برخی سدها را هدر داده ایم تا اگر در ماه های آینده به مقدار کافی بارش باران نداشته باشیم، پاییز و زمستان، بحران جدی کم آبی را تجربه کنیم. کم آبی باعث شده است تا بعضی مزارع جنوب تهران با آب های آلوده آبیاری شوند، تا مصرف کنندگان تهرانی احتمال بیماری شان و
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/8
نگاهی به نامزدهای سی و سومین جشنواره فیلم فجر، نگاهی به برنامه اکران فیلم ها در روز نهم جشنواره، ادامه صدرنشینی رخ دیوانه ، عصر یخبندان و کوچه بی نام در جدول بهترین فیلم از نگاه مردم، رونمایی از فیلم محمد(ص) ، برگزاری نشست رسانه فیلم های سینمایی نزدیک تر ، دریا و ماهی پرنده و در دنیای تو ساعت چند است؟ ، انتقادات کارگردان جامه دران از رویکرد دولت دهم، حضور احتمال باران اسیدی و خداحافظی طولانی در روز پنجم محفل سینما انقلاب، صحبت های ابوالحسن داوودی درخصوص انگیزه ساخت رخ دیوانه ، خبری درخصوص این که بلیت سینماها روز 22 بهمن نیم بهاست، صحبت های فریدون صدیقی درباره حضورش در سینما، گفت و گویی صمیمی با سحر قریشی بازیگر دو فیلم شیفت شب و این سیب هم برای تو ، صحبت های نظام الدین کیایی درخصوص صدابرداری رخ دیوانه ، گفت و گو با مصطفی احمدی کارگردان جوان نزدیکتر ، نگاهی به نمایش دو فیلم ایران برگز و روباه در کاخ جشنواره، اظهارات کامبوزیا پرتوی درباره مدیریت سینما، گفت و گویی صمیمی با مجید مجیدی که معتقد است همان مجیدی آواز گنجشک ها است، گلایه حامد عنقا درخصوص بی توجهی به نویسندگان سینم و درنهایت گلایه سعید راد درباره سطح نازل آثار جشنواره سرخط مهمترین اخبار امروز جشنواره فیلم فجر را به خود اختصاص داد. ...
ناگفته هایی از واقعه "سیاهکل"
یکم. آقای اسماعیل رحمت پور مسئول نظام وظیفه که در همان جا کشته شد، ایشان هم گروهبان یکم بود. پیش از حمله به پاسگاه رابطه شما با رحمت پور چطور بود؟ ما با هم دوست بودیم. من بعد از 40 سال هنوز هم عکس او را در آلبوم خودم نگه داشتم. ما روزهای خوبی داشتیم اما او با مردم خوب رفتار نمی کرد. من همیشه به او تذکر می دادم که مردم این منطقه عموما گرفتارند، شما سعی کنید که رفتار قانونی و
آن زمان از قول امام دروغ می ساختند نه این که خودشان دروغ بگویند! حالا هم گاهی از قول آقا دروغ می سازند
بخش سوم مصاحبه تفصیلی خبرگزاری رسا با اسدالله بادامچیان قائم مقام حزب مؤتلفه اسلامی رسا بعد از ماجرای نقل فتوا و جدایی خط مبارزان مسلمان از منافقین، ادامه حرکت چگونه پیش رفت؟ منظورم این است که آیا با این تجربه همکاری با جریانات التقاطی، مدیریت کلان نهضت به کدام سو رفت؟ چون گفتید از این به بعد این حرکت سالم شد و شهید مطهری گزارش آن را به امام دادند. بله! در آن دیدار، امام به آقای مطهری فرمود
سرگذشت یک زندگی شور انگیز
؟ مردهامون خونه نیستند. دوباره سوار دوچرخه شدم و به طرف بازار رفتم تا خودم را به حجره پدر در سرای گلشن برسانم. گیج شده بودم. نمی دانستم چکار باید بکنم. پدرم تنها پشت میز چوبی نشسته بود و با چرتکه حسابهایش را وارسی می کرد. وارد شدم و سلام کردم. سرش را بلند کرد و به سردی جوابم را داد. روی یک توپ طناب نشستم و گفتم پدر من سرگردان شدم. دیشب تا صبح نخوابیدم. نماز صبحم قضا شد. چکار کنم؟ به کجا پناه ببرم؟ کمکم
تحلیل سخنان رهبر انقلاب درباره توافق هسته یی
زمین کشورهای 1+5 است و این کشورها تا 10 تیر ماه آینده که سقف نهایی مذاکرات است فرصت دارند تا ثابت کنند که قادر به اتخاذ تصمیمهای کلان هستند. لذا تا 10 تیر ماه اگر توافق بر اساس نقشه راه رهبر معظم انقلاب حاصل شود همه طرف های مذاکره کننده به هدف نهایی خود که همان برد- برد است خواهند رسید. روزنامه ی شرق نیز ضمن انتشار گزارشی از بیانات دیروز رهبری، سرمقاله ی خود را نیز با عنوان برگ برنده حضور در
سرگذشت یک زندگی شور انگیز
اطاق شان رساند و لباس پوشید. چادر مشکی را سرش کرد و دو چادر سفید و رنگی هم داخل یک سبد گذاشت. یک جعبه باقلوا یزدی و یک پاکت نقل بیدمشکی از یخچال نفتی برداشت و داخل سبد گذاشت بعد سراغ دولاب لباسها رفت و از داخل یک جعبه چوبی منبت کاری یک حلقه طلایی را خارج و بر گره چارقدش بست و سبد را دست من داد. در خانه را قفل کردیم و به خیابان چهارباغ پائین آمدیم. اولین تاکسی فیات سفید و آبی از راه رسید سوار شدیم
وقتی خبری از هوای دلپذیر کوهستان نیست
). چه غافل بودم از این همه نعمت، با عجله می دویدم تا قطرات لطیف باران مرا خیس نکند، چتری می گرفتم تا رحمت پروردگار بر سرم فرود نیاید! ناراحت می شدم که باران شیشه های پنجره را دوباره لکه لکه کرده است، اعصابم خورد می شد وقتی که یکباره پایم در آب جمع شده در پیاده رو فرو می رفت و بارش برف و غرولندهای زیر لب. امروز این خاک است که بر سرم فرو می ریزد و ریزگردها به اعماق وجودم رسوخ می کند. به خود
نظرات صریح و کوتاه نویسندگان "کافه سینما" درباره فیلم های روز هشتم جشنواره: "طعم شیرین خیال"، "در دنیای ...
ملاصالحی: فیلمی تماما پروپاگاندا و تبلیغاتی و از همه بدتر ساده اندیش! مدیسا مهراب پور: از ضعیف ترین فیلم های جشنواره امسال. کسری ولایی: اجرای فیلم در مجموع تر و تمیز است. فیلم برداری علی تبریزی و بازی نازنین بیاتی و عیسی یوسفی پور هم جای تعریف دارد. ولی کلیت فیلم به اندازه ی بازی بد و نچسب شهاب حسینی، ریاکارانه و فرصت طلبانه است. در دنیای تو ساعت چند است؟ (صفی یزدانیان)
روایتی از رخنه آثار مخرب شبکه های اجتماعی در خانواده ها
وسیعی از زنان جامعه ماست؛ حداقل سناریوی تلخ عده بسیاری از کودکانی است که به یاد دارند تا همین چند سال پیش که صحبتی از شبکه های اجتماعی نبود دست در دست مادر به پارک، سالن های ورزشی و یا انواع کلاس های هنری می رفتند و تازه آخر هفته ها را هم یا در جمع دوستان و خانواده و یا در خارج شهر کنار می گذراندند... دلش لک زده بود برای والیبال های سیزده بدر و آخر هفته های خارج شهر... یادش بخیر هنوز توپ
هوای اردبیل چهارشنبه صاف همراه با وزش باد است
به گزارش خبرگزاری فارس از اردبیل، شدت وزش تند باد در شهرهای مرکزی استان اردبیل امروز ادامه دارد ولی به نسبت روز گذشته از شدت آن کاسته شده و سرعت وزش باد در برخی از ساعات تا 80 کیلومتر در ساعت می رسد. بر اساس اعلام اداره کل هواشناسی استان اردبیل در شمال این استان هوای مه آلود دید مردم تا 200 متر در بیله سوار و 500 متر در گرمی را کاهش داده و در مناطق مرکزی استان نیز وزش تندبادهای فصلی
اقبال سینماگران پس از نخستین رونمایی محمد در روز معرفی نامزدها
یا یک دفینه زیرخاکی پیدا کرده ایم. البته در این میان علی محمد قاسمی مدیر فیلمبرداری به خوبی توانست تصاویر خوبی را بگیرد و به خوبی از پس فیلمبرداری این فیلم برآمد و دیگر عوامل نیز به خوبی کار خود را انجام دادند. 12:22- سعید راد با اشاره به سی و سومین جشنواره فیلم فجر و آثاری که در کاخ جشنواره دیده است، گفت: من هنوز همه این فیلم ها را ندیده ام و نمی توانم اظهار نظر کنم اما با این حال همان
در دنیای تو ساعت چند است؟ بارش است؛ باران نیست
شهر رشت کلا رنگ سردی دارد و در صحنه هایی که در گذشته اتفاق افتاده بیشتر رنگ ها گرم است و در تصاویر زمان کنونی به سمت سردی رفته است. بابک حمیدیان در نامه ای برای تیم فیلم در دنیای تو ساعت چند است؟ گفت: سلام صفی یزدانیان، سلام علی مصفا، سلام بانو لیلا حاتمی؛ این قرار عاشقانه را عدد بده. من هم عشقی این چنین از دست رفته دارم و با حال خوب گریستم در کنارتان. با احترام و عشق. بابک حمیدیان
"دور دور" تفریح این روزهای جوانان
ادامه می دهد: این که فکر می کنند چون سوار ماشین مدل بالا هستند می تونن حال ما رو بگیرن خیلی احمقانست. ازش می پرسم خودت هم که سوار ماشین میلیونی هستی! با خنده می گوید ماشین من کجا و لامبورگینی میلیاردی کجا! چراغ سبز می شود و با یک بوق خداحافظی می کند. دور دور کردن اصطلاحی که امروزه یکی از سرگرمی این روزهای جوانان ایرانی است هرچند مدل آن نسبت به چند سال گذشته تغییر چشمگیری داشته اما با ورود
شهید شاه آبادی با عمل، به ما درس می دادند
." آقا گفتند: "حالا باید به این نظام خدمت کنی. همۀ وقایع دیروز را بریز دور، و امروز به این نظام خدمت کن." عباسی ما را بوسید و گفت: "از من راضی هستید؟" گفتم نارضایتی ای از شما ندارم، برو به مردم خدمت کن. همان شب هنگام افتتاح کلانتری ما می خواستیم برویم، که سرهنگ وفا گفت: " آقای شاه آبادی و آقای عرفاتی تشریف داشته باشند." و آن طور که عباسی تعریف می کرد، می گفت: "آن شب که شما را به کلانتری آورده
مردی درغبار
غبار مشغول خرید و فروش مایحتاجشان بودند، خاک روی بساط گوشت، مرغ، جگر، دستفروشان نشسته بود و تمیز دادن جگر سفید از قرمزو ران از سینه را سخت کرده بود، هر چند قدم به چند قدم هم یک نفر فریاد میزد ماکس، ماکس، دونه ای هزار تومن، مردم هم بی توجه به تلفظ اشتباه ماسک و قیمت زیادش به سرعت یک ماکس می خریدند و پشت دو گوششان می انداختند. شط کارون بازار را به قصد پل سفید ترک کردم، همان پل
چهره ها در شبکه های اجتماعی (76)
در ارتباط مستمر و دو طرفه با مردم دارند. در این سری مطالب ما تصمیم گرفته ایم گزیده ای از فعالیت چهره های ایرانی در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام، فیسبوک، توئیتر و ... در اختیار شما عزیزان قرار بدهیم. ******* جشنواره فیلم فجر به روز های اوج خود رسیده است و هر روز و هر شب، کاخ جشنواره و پردیس های سینمایی میزبان هنرمندان، سینماگران، سینما دوستان و از همه مهم تر عکاسان
گزارشی تلخ از زنانی که رحم شان را اجاره می دهند (مادران اجاره ای)
سرویس گزارش جهان: حس غریبیه... می دونی که چی می گم...چقدر دوست داشتم که بچه دار بشم... الان هم چه فرقی می کنه تا زمانی که به دنیا نیامده... بچه منه... زن سکوت می کند و دیگر صدای بی حالش در میان هیاهوهای مطب شنیده نمی شود. چادر مشکی را دوباره روی سرش جابه جا می کند. گوش تا گوش در اتاق انتظار آدم نشسته و جیجی باجی همه زن ها شده بچه هایی که هنوز فرصت به دنیا آمدن پیدا نکرده اند و مثل ماهی
سفرهای دل چسب زمستانی در ایران
مجله همشهری جوان - شهریار شکروی: تا جایی که یادمان می آید، معمولا سفرهای خانوادگی و دوستانه مان یا مربوط به تابستان بود و شمال و شرجی 40 درجه، یا مربوط به عید و همان شمال و ترافیک وحشتناکش. یعنی اگر سه المان شمال، عید و تابستان را از تقویم حذف می کردیم، فقط همین تهران برایمان می ماند. تا همین اواخر خیلی از مردم به خصوص در کلانشهرها ترجیح می دادند در این فرصت محدودی که برای سفر در
سنگ کسب و کار من است
دارم و خودم انتخاب کردم. وقتی می خواستم، پشت دستگاه کار کنم، گفتند که کار مردانه است. هنوز هم می گویند، ولی من دوست داشتم تکه سنگ هایی که کنار هم می چینم را خودم برش بزنم و این کار را کردم. الان وضعیت کار بهتر شده، تقریبا همه کارهای سنگ های تزئینی را خودم انجام می دهم. از سنگ بری تا چسباندن. در این کار متخصص شده ام، طوری که صاحبکارم، نظرات مرا می پرسد، پیشنهاداتم را عملی می کند و نتیجه خوبی هم می
از نامه ایوبی به جشنواره برلین تا طالبانی خواندن حمله به مطهری
هفتمین روز جشنواره فیلم فجر با نمایش پنج اثر سینمایی در بخش های رقابتی سودای سیمرغ، نگاه نو، هنر و تجربه و مستند و یک اثر در بخش خارج از مسابقه همراه است اما شاید مهم ترین اتفاق امروز نمایش فیلم مزارشریف به عنوان گران ترین فیلم حاضر در بخش رقابتی این دوره از جشنواره باشد؛ فیلمی که انتظار می رفت کیفیتی متناسب با هزینه های داشته باشد اما اکران این فیلم بیش از آنکه در معرض توجه قرار بگیرد، با گفته های کارگردانش در نشست خبری، با ابعاد تازه ای مواجه شد و رنگ س
خوشا شیراز و وصف بی مثالش/ دیدن لیلا و آرزویی که برآورده شد
شما چطور فرهاد را قضاوت می کنید؟ اسماعیل کاشی: من نمی توانم او را قضاوت کنم. از ابتدا هم برنامه مان این بود که نقش را طوری ایفا کنم که نشود فرهاد را قضاوت کرد. من هم نمی تو انم قضاوتش کنم فقط می توانم بگویم این آدم در جریانی قرار گرفته که خیلی ناخواسته بوده است. جلوی یک تابلو نقاشی ایستاده، زنی به او اطلاعاتی داده، دوباره آن تابلو را دیده، صدای سازی را شنیده، همه اینها کنار هم جریانی را
بسیاری از وقایع والفجر 8 تاکنون بازگو نشده/ از خدا خواستم شهید شوم و اگر زنده ماندم، روایتگر دفاع مقدس ...
لباس خاکی جنگی خریدیم و از میدان فرودگاه نامی در شیراز در ماشین آتش نشانی که از کرمان آمده بود و قصد رفتن به آبادان برای کنترل شرکت صنعت نفت آبادان را داشت سوار شدیم؛ از آبادان به مسجد ولیعصر و از آنجا به مسجد جامع رسیدیم. در آن زمان پس از حضورم در جبهه از نزدیک آوارگی مردم را به چشم دیدم ولی در نظر خودم هنوز مانده بود تا به بلوغ کامل فکری برسم. من و مسیح به صورت خودجوش روانه جبهه شدیم
قمارخانه هایی در پیاده رو!
خلافی پیدا می شود. حالا تو چرا درباره شان پرس وجو می کنی؟ نکند می خواهی مشتری شوی؟ و باز هم کلاه آذری اش را روی سرش جابه جا می کند.تا به حال به این فکر نکرده بودم که گوشه خیابان در انظار عمومی می شود مشتری یک قمار باز شد و شانس و اقبال را امتحان کرد. از آقای مغازه دار می پرسم حالا واقعاً آنها که جمع شده اند و شرط بندی کرده اند در یک قمار بی دغل و کلک شریک شده اند یا کلاه سرشان رفته؟مغازه دار همان طور
بحث بر سر کرایه اتوبوس در میدان رسالت حادثه آفرید
عابران عبوری که یکی از آنها زنی حدودا 40 ساله بود برخورد کند. بر اساس این گزارش این زن در همان محل حادثه در دم جان باخته است اما دو تن دیگر از مصدومان که دو مرد بودند برای درمان به بیمارستان منتقل شدند با این حال اقدامات درمانی روی این دو کارگر نبود و هردوی آنها کمتر از ساعتی پس از این حادثه در بیمارستان جان باختند.آیا اتوبوس ترمز بریده بودحسن عباسی، مدیر روابط عمومی اورژانس تهران نیز درباره آنچه
یک مزاحم خیابانی وقیح!
آغاز کردم... تو این طفل را در وجود من کاشته ای حال می گویی چرا حامله شده ام؟!... نمی دانم من چندمین نفر هستم که قربانی تو شده ام... شاه با حالتی عصبی، لگدی بر صندلی کنارش زد و آن را به سویی پرت کرد. از میان پرده اشک دیدم که به طرفم آمد و دست هایش را روی شانه ام گذاشت و نالید: ببین پروین! بایستی این جنین را سقط کنی وگرنه همه چیز بین ما تمام می شود. وقتی ضعف او را دیدم، فریاد زدم: به هیچ وجه این جنین